یرای یه دوست
عشق اتفاق ویژه ایه که به دست ما رقم می خوره. این ما هستیم که میگیم اون مارو به کدوم سمت بکشونه .. عشق داستان قشنگی میشه اگه انتخابمون درست باشه. انصاف نیست که بی دقتی های خودمونو به پای وجود نداشتن عشق بذاریم. چه ما کنار هم باشیم چه نباشیم عشق تو قلبامون جاریه... نگو تو گذشته ها از عشق ضربه خوردی. به این فکر کن که توی اون روزا چقدر دلت گرم بوده ... چه حسای خاصی رو تجربه کردی و این احساس فقط وفقط واسه تو بوده سر کسی منت نذار ... که چی ؟ که من واسش قلبمو گذاشتم ... احساسمو گذاشتم... اگه یه کم فکر کنی می فهمی تو در واقع داشتی به خودت عشق می ورزیدی چون منشأ این انرژی قلب خودت بوده . اون آدم فقط و فقط یه محرک بوده واسه روشن شدن موتور قلبت.
نتیجه اینکه : همیشه عاشق باش حتی تو لحظه های تنهایی.
به ادامه مطلب سر بزن یادت نره
نه میدانم چه میکند نه می دانم اکنون کجاست...
حتی خبری از غم و شادی اش هم ندارم....
لبخندش را ندیده ام ....
گریه اش را ندیده ام ...
دستانش را نگرفته ام ...
عطر تنش را نمی دانم ...
فقط می دانم نیست و باید باشد ....
عجب روزی بشه...
وقتی بمیرم اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه
اونی که منو نمیخواست واسه دیدن جسدم میاد
اونی که روز تولدم نیومد واسه ختمم میاد
اونی که سلام نمیکرد برای خداحافظی میاد
عجب روزی بشه اون روز! فقط حیف که خودم نیستم...!
دو هفته بعد خبر ازدواجش را شنیدم
برگشتم و پیامکمو خوندم ...

اما من فقط یه "الف"جا انداخته بودم...
خاطرات
مرور میکنم خاطراتمان را ...

اما مگر کپی برابر اصل میشود!!!!
اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت...
اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت …
دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او.
آنگاه که مهر می ورزی مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا میکند …
پس خود را گناهکار مبین!
من عیسی نامی را میشناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد …
و تنها یکی سپاسش گفت!
من خدایی میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده …
یکی سپاسش می گوید و هزاران تن کفر !
پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند …
از تو برای مهربانیت قدردانی می کنند.
پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش…
که این روح توست که با مهربانی آرام می گیرد.
تو با مهر ورزیدنت بال و پر میگیری …
خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد …
پس به راهت ادامه بده…
دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند …
تو به پاس زیبایی عشق، عشق بورز و جاودانه باش!
جـایِ خــالــی دَســــتـِـــ تــو را هــــیـــــچ کــَــســ
بــَــرایــَــم پــُــرنــمـــی کــــنــد …
راســــتــــ مــــی گـــُـفــتــــ شـــــامــــلو:
” دَســـــتـــِـــ خـالـی را بـایــَـــد بــَـــر ســَـر کــــوبــیـــد ”
ساعتهــــا به این می اندیشم
که چرا زنــــده ام هنـــوز؟
مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم؟
خدا یادش رفته استــــــ مرا بکشــــد،
یا تــــــو قرار استــــــ برگردی؟!
ﺧــــــﺪﺍﻳـــﺎ ...!
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﺍ ﻣﻬﻤـﺎﻧــﻢ ﺑﺎﺵ ...
ﺑﻪ ﻳــﮑــ ﻓــﻨــﺠـﺎﻥ ﻗــﻬــﻮﻩ ﯾﹻ ﺗــﻠــﺦ
ﻭﻗﺘــﺶ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﻃـﻌــﻤﹻ ﺩﻧـﻴـﺎﻳـﺘــ ﺭﺍ ﺑـﺪﺍﻧﻲ
روزی خواهدآمدمن وتو
یک جایی
خيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دور از هم
شب و روز را درآغوش یک غریبه بیقرار هم باشیم و بعداز هربار هم آغوشی به یاد آغوش هم "بی صدا...دلتنگ گریه
کنیم"
در انتظار هيچكس نيستم....اما!!!
هنوز وقتي نويز موبايل رو اسپيكر مي افتد...
دلم ميلرزد!!!
شايد "تو "باشي..
از این و اون می پرسیم چرا خدا بعضی از چیز ها رو حــــروم کرده؟
بیشتر آدما میگن چون برای بدن ضـــرر دارن...
بازم می پرسیم یعنی انقدر خــــــدا مارو دوست داره؟
یکی می گه: معلومه خدا عاشــــــــق هممونه...
یکی دیگه می گه: آره ما بنده هاش هستیم که به خاطر ما حتی بهترین بندشو
(شیطون)بیــــــــــرون کرد...
جوابای زیادی می شنویم اما بازم بیشتر این جوابا می گن آره خدا مارو دوست داره...
خــــــــــــــــــــوب...
پس نتیجه می گیریم هرچیزی که برای بدن ما ضرر داشته باشد حرومـــــــه .
حالا من یه سوال ازت دارم خدا ، این سوال رو از هر کی پرسیدم یه جوری از
جواب دادنش فــــــــرار کرد....
خدایا ، اگه این طوره پس چرا دل شکستن حروم نیســـــــــت؟
دل شکستن واسه اون کسی که دلشو می شکونن خیــــــــــلی ضرر داره...
از زنــــــــدگی نا امید می شه
افســــــــــــــرده می شه
دیـــــــــــوونه می شه
ناراحتی قلبـــــــــی می گیره
از گریه چشــــــــــماش ضعیف می شن
بدنـــــــش ضعیف ولاغــر می شه
دست به کارهای پر خطر می زنه مثــــــــل اعتیاد و...
آبــــــــــــــــروش می ره
حتی دست به خودکشـــــــــی می زنه
بازم بگم خــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا؟؟؟؟
یعنی اینکار از گوشت خوک خوردن و شراب خوردن کمتر واسه بدن اون آدمی که دلش
می شکنه ضــــــــــرر داره؟؟؟
توی قرآن از ضرر های خیلی چیزها گفتی ، حتی گفتی: خودتون رو نکشید که
خداوند با شما مهربــــــــــــون تره...
خدا جون کــــــو پس؟
میخوای مهربونیــــــــت رو بذاری واسه کـــــــی؟
وقتی یه جوونی به خاطر بی وفاییــــــه کسی صدات میکنه چرا جوابش رو نمیدی؟
وقتی هم که خودکشی کرد اون دنیا واسش آتیــــــش آماده میکنی.....!!
خــــــــــــــــدایا ، چرا دلشکستن حروم نیست اون هم با این همه ضــــرر؟
چــــــــــــــــــــرا
شاید عاشــــــــق شدنم یه امتحان باشه...
اما یه امتحان سخت و دلگیـــــــــــــر...
نمی دونم شاید تاحالا این امتحان را گذرونده باشــــــــم!!
قبـــــــول شدم یا مردود خودت می دونــی!!
خدایا،، واسم امتحان شهریور که نذاشــــــــتی؟؟؟؟؟؟؟!!
به من گفت پا برهنه
همان که در راهش کفشهایم پاره شد...!
امشب تمام گذشته را ورق زدم:
پر از لحظه های سیاه
لحظه های داغ و پر التهاب بی قراری
دلتنگی
افسردگی
خاموشی
سکوت
اشک
سوختن
چیزی نیافتم
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است
نماز که می خوانم، فرشته های بالای سرم عزا می گیرند!
آخر، نمی دانند چه کنند!!!
نمی دانند "ایاک نعبد" را، جزء عباداتم بنویسند، یا جزء دروغ هایم؟!؟!؟!؟
آنها خوب می دانند، "او" را هم می پرستم!!!!!!!!!!
جلوي بعضي از خاطره ها بايد نوشت:
آهسته به ياد آورده شود!
خطر ريزش اشک…
تمام برگ های دفترم تمام شد قلمم به پایان رسید
دستم سست شد
چه سرمشقی دادی به من ...؟
هنوز هم می نویسم :
" دل
دادن خطاست "
لذتهايي كه هست!!!نيست!!!
باهاش دعوا کنی... هزار تا حرف بهش بزنی... بهش اسمس بزنی که دیگه بهم زنگ نزن... ولم کن...زنگ بزنه بهت... جواب بدی چون میدونی انقدر زنگ میزنه تا جواب بدی... با عصبانیت باهاش حرف بزنی ولی اون مثل همیشه باشه باهات... خیلی منطقی باهات حرف بزنه و در مورد اون مسئله ای که تو بخاطرش ازش دلگیر شدی واست توضیح بده و انقد حرفاش منطقی باشه که تو بفهمی باز دوباره بیخودی بهش گیر دادی... از رفتار خودت پشیمون بشی... بهش بگی چقد بد که تو ذهنت از من انقد خاطره بد داری... بهت بگه اصلنم اینجوری نیست... من از دست تو ناراحت نمیشم هیچوقت...
خوشحال بشی... برای هزارمین بار خدا رو شکر کنی بخاطر وجودش توی زندگیت...
از لذتهایی که بازم هست :-)
حس کنی تو زندگی شخصی خودت به ته خط رسیدی... حالا اونم هی اسمس بده ولی تو حوصله هیچ کس رو نداشته باشی... بعد چند بار اسمس زدن و جواب ندادن تو، بگه تو رو خدا یه چیزی بگو مُردم از نگرانی... زنگ بزنی بهش... با همون اولین بوقی که میخوره جواب بده با اینکه میدونی کارش چقدر زیاده... ازت بپرسه چی شده ولی از شدت بغض حتی نتونی حرف بزنی... بغضت رو بفهمه و بهت بگه ناراحت نباش من باهاتم... کنارتم تا آخرش... نتونی دیگه حرف بزنی گوشی رو قطع کنی ولی حس کنی خیلی آرومتر از ۲ دقیقه پیشت شدی...
یکی از لحظه های دوست داشتنی وقتیه که
موقع حرف زدن باهات هول شده و تند تند حرف میزنه و نفس میکشه
بعد بغلش میکنی و بوسش میکنی و بهش میگی آروم باش عزیزم...
یــکـــی از لــذتـــایــی کـــه دیـــگـــه نــیـــســـتــــــ ....
بـــه عــشـــقِ مــخــاطــبــــِ خــاصـــتــــ تـــا دیـــروقـــتــــ پـــایِ مــوبــایـــل بــیــدار بــمــونــی و
مــنـــتـــظــرِ SMSــش بـــاشــی و ...... خـــوابـــتـــــ بــِــبـــَــره و .....
صــــب کــه بـــیـــدار مــیــشــی گــوشــیـــتـــــو نــیـــگـــا مــیـکــنــی مــیــبــیــنــی اس داده کــه :
مــیــدونـــم دوبــاره پــای گــوشــی خــوابــتــــ بُـــرده ، شـــرمــنــدم کــه نــیــســتـــم پــتـــو بــنــدارم روتــــــ
صـــب بـــرای نــمــــاز بـــیـــدارم کـــن ، شـــبــــ بــِـــخير.......
حــــیـــــفــــــــ .......
یکی از لذت هايی ک دگ نيس...
بهت بگم شب خوش
بگی ميخوای بخوابی؟
بگم
نه؛ ميخوام خوابيدن تورو تماشا کنم
لايک= لذت بخش ترين آرامش دنيا اينه ک آروم خوابيدنشو تماشا كنی...
یــکــی از لــذتـــایـــی کـــه دیـــگـــه نـــیـــســـتـــــ .....
دزدکــــی دیـــد زدنــتــــه وقــتـــی کـــه زیــر بـــارون مــیـــدویـــدی و عــیـــن
دیـــونـــه هـــا جـــیـــغ مــیـــزدی و فــرداشــم بــا یـــه مــاســـک روی صــورت و
مــریـــض مــنـــتـــظــرِ اتــوبــوس وامــیــســتــادی ......
+واي امروز بدترين روز زندگيم بود كنكورمو گند زدم
+اينم بگم اون دوستايي كه واسم دعا نكردن حلالشون نميكنم
براي پسرم...
پسرم
پسر خوبم!
ميدونم كه توام يه روزي عاشق ميشي
مياي واي ميستي جلوي من وبابات
و از دختركي ميگي كه دوسش داري!
اين لحظه اصلا عجيب نيست و تو ناگزيري از عشق...!
كه تو حاصل عشقي
پسرم...
مامانت براي تو حرفايي داره
حرفايي كه به درد روزاي عاشقيت ميخوره...
عزيزدلم!
يه وقتايي زن بي حوصله و اخموست
يه روزايي ميرسه كه بهونه ميگيره
بدقلقي ميكنه و حتي اسمتو صدا ميكنه
و تو به جاي جانم هميشگي ميگي:"بله"و اون ميزنه زير گريه...
زنها موجودات عجيبي هستند پسرم...
موجوداتي كه ميتوني با محبت آرومشون كني
و يا با بي توجهي از پا درش بياري...
بايد براي اينجور وقتها آماده باشي و بلد باشي
بايد ياد بگيري كه نازشو بكشي...
عزيزم!پسر مغرور و دوست داشتنيه من!!!
ناز كشيدن شايد كار مسخره اي به نظر بياد
اما بايد ياد بگيري...
زنها به طرز عجيبي محتاج لحظه هايي هستن
كه نازشون خريدار داره...
ميدوني؟
اين ويژگي زنه گاهي غصه ها مجبورش ميكنن به گريه...!
خيلي پاپي دليل گريه اش نشو.
هميشه نيازي نيست دنبال چرا باشي
تا بخواي راه حل نشونش بدي...
گاهي فقط بايد بشنويش و بذاري تو بغلت گريه كنه
و بعد دستش رو بگيري و ببريش بيرون
يه هديه كوچولو براش بگيري
و بگي كه چقدر خوشگله!
ازش تعريف كني وباهاش حرف بزني...
ياد بگير كه با مردونگيت غصه هاشو آب كني
نه اينكه از غصه آبش كني....
اگر هم كه پاي فاصله درميونه كافيه كه نازش كني
بهش زنگ بزني و باهاش حرف بزني...
اگه بازم گريه كرد وآروم نشد دلسرد نشو
بازم صداش كن!!!
عاشقانه صداش كن حتي اگه واقعا خسته اي!!!!
بهت قول ميدم درست اون لحظه اي كه
داري فكر ميكني اين صدا كردنا...
فايده اي نداره و نميخواد حرف بزنه و ميخواد تنها باشه
برميگرده طرفت و توي آغوشت خودشو رها ميكنه و...
زنها هيچوقت اين لحظه هارو كه
پاش وايستادي رو فراموش نميكنن
و همه انرژي رو كه براش گذاشتي بهت برميگردونن...
پسرم!
اين روزها كه مينويسم هنوز دختركي هستم پر از آرزو
دختركي كه روزي زن ميشود
مادر ميشود.
اگه...
اگه صداش بی نظیره
اگه خوب شرایط بحرانی رو کنترل میکنه
اگه بهتون آرامش میده
اگه میتونه غافلگیرتون کنه
اگه دوست دارین سر به سرش بزارین که بهتون بگه دیوونه
اگه بهش میگید رفتم،که نرو گفتنش رو بشنوید
اگه مهربونه
اگه ماهه
اگه خوبه
اگه دست هاشو دوست دارید
بهش بگید خب...!
بهش بگید...
یاد من باشد...
یاد من باشد از فردا صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی، از جنس گذشت
بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم
یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم
یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست
یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی
یاد من باشد
باز اگر فردا، غفلت کردم
آخرین لحظه ی از فردا شب ،
من به خود باز بگویم این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت......
طنزززززززززززززز
118...
بچه که بودم زنگ زدم ۱۱۸ فوت کردم
بعد خانومه گفت تلفن شما کنترل میشه بعدم قطش کرد
داشتم سکته میزدم سریع قطع کردم ، سیم تلفنم کشیدم ، رفتم بیرون در خونه رو هم قفل کردم
فقط کم مونده بود از کشور خارج شم
شعور و تربيت
يه سري از آدما باس شعور و تربيت رو از وسايل الكترونيكي ياد بگيرن ! واااااالا
الان موبايل و سينماي خانگي هم روشن ميشه سلام ميكنن ...
تازه نوكيـا دستم ميده !!!
طول و عرض پتو
ملت هر شب تو تختشون دنبال گوشیشون میگردن که به bf/gf شون sms بزنن
اون وقت من سه ساعت دنبال طول و عرض پتوم می گردم
اسب
یه روز از یه اسبه میپرسن چرا هرکس تو رو میبینه زود سوارت میشه؟
اون اسب سرشو انداخت پایین و رفت میدونی چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
.چون اسبا نمیتونن حرف بزنن !!! نه واقعا انتظار داشتی جواب بده؟
لابد درسم میخونی :)))
ديكته كلمه...
یکی تو ف ب گفته بود : دیکته یه کلمه رو بلد نیستم کمکم کنید ، غبراق یا قبراغ یا غبراغ یا قبراق ؟
بعد همه زیرش زده بودن : ghebragh
ینی من عاشق هوش سرشار این هموطنامون هستم
حق كنترل تي وي
یادم باشه تو شروط ضمن عقدم حتما بیارم که
حق کنترل تلویزیون با من باید باشه ...
پسراي فداكار
سلامتی اون پسرای فداکاری که بجای یه دختر با چند تا دختر دوست میشن
تا دخترای بیشتری رو از تنهایی در بیارن ...
سيفون رو برات ميكشم
دارم میرم مسافرت با مامان خداحافظی كردم
بهش میگم آب نمیریزی پشت سرم؟
میگه حالا برو من سیفون رو برات میكشم!!!! :|
من :|
مامانم :d
کل خانواده :))))))))))
بابام : ایول بزن قدش =)))))
داداشم : خدایا این شادی رو از ما نگیر
ماچ لطفا
یکی از فانتزیام اینه دکتر بشم بعد سر عمل جراحی وقتی به دخدَره دستیارم هی میگم
پنس ، چاقو ، تیغ و اینا ... یه دفعه وسطش بگم مااااچ ! ببینم چیکار میکنه!
پلنگ صورتي
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺗﻮ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﻓﺮﻭﺷﯽ، ﻣﯿﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﻠﻨﮓ ﺻﻮﺭتیه ﺭﻧﮕﺒﻨﺪﯼ ﺩﺍﺭﻩ ؟!
آخه آدم بهش چی بگه ؟؟ ها ؟؟
مديريت بحران
داداشم زد شیشه ادکلونو شیکوند
با عجله میگه زود باش چند تا لباس بیار بکشیم روش حیفه
تو کف مدیریت بحرانشم
همكاري كارخونه راني و جي ال ايكس
اصن کارخونه رانـــــــــــی باید با شرکت جــــی ال ایــــکس همکاری کنه
یه آبمیوه بدن بیرون که میوه ی تهش راحـــــــــت از تو قوطی در بیاد
صدا و سيماي ما
صدا و سیمای ما جایی است که دختره به باباش میگه : تولدت مبارک
بعد میره مامانشو بوس میکنه
كنترل بيچاره
3سال پیش تو کنترل تلویزیون باطری گذاشتم
از بس کوبیدمش منو که میبینه کار میکنه !! خخخخ
با پسر جماعت شوخي نكن
پسره سر كلاس جا مداديشو درآورد ، دختره گفت هه كيف آرايشیه ؟!
پسره گفت : آره پنج شنبه شب خونه مـــا جا گذاشته بودیش ...
دختره =>
بچه ها =>
نتیجه اخلاقی : با پسر جماعت در نیوفتین =))))
هويج...
مردی که روزی سه بار از زنش نپرسه عزیزم چیزی نمیخوای برات بگیرم ؟
مرد نیست ! هویجه !!!
دخدرا جیغ نکشید، دو انگشتی دست بزنین که ریا نشه !
كي به همه محرمه
اگه گفتی کی به همه محرمه ؟؟ سوپر سر کوچه !!
حتما میپرسی چـــــــــــــــــــــــــــرا ؟
خب برای اینکه به همه شیـر میده
انگليسي آسونه؟؟
هی بگین انگلیسی آسونه …!
سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه میکنند ؛ کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه میکند ؟
حالا به انگلیسی ترجمه کن !!
Three witches watch three Swatch watches
Which witch watch which Swatch watch
روایت داریم ۳ نفر بعد از خوندن این دیوونه شدن
كصافط منو نخواست
یه بار با مخاطب خاص رفتیم کوه ، پاش لبه پرتگاه سرخورد دستاشو گرفتم نیفته
یهو یاد این جمله افتادم :
عشقتو رها کن اگه برگشت از اولم مال تو بوده اگه برنگشت که از اولم مال تو نبوده
منم دستاشو رها کردم دیگه برنگشت
کصافط منو نخاست !!
شرايط بحراني
شرایط بحرانی یعنی اینکه :
بابات بهت زنگ بزنه بگه کار مهم دارم پسورد لپ تاپت چیه ؟
توهم رمزت از خاک بر سری ترین کلمات تشکیل شده باشه !
تا حالا دقت كردين
تا حالا دقت کرده بودین کلمه ی زندگی با زن شروع میشه
و کلمه ی مردن با مرد
دخدرا دست جیغ هورا !!
موز
موز کیلو 4500 تومان !!!
.
.
.
فقط به میمون حسودیمون نشده بود که شد ...
مشكل كامپيوتري عباس آقا
طرف با اسم مهساجووون اومده تو یه گروه
میگه من مشکل کامپیوتری دارم میشه کمکم کنید ؟
سی چهل نفر راهنماییش کردن کلی هم لایک گرفت !
مشکلش که حل شد گفت : بچه ها … دمتون گرم !
اسمِ من عباسه ، نوکرتونم که مشکلمو حل کردین
اول با اسم خودم اومدم ، هیشکی جوابمو نداد
آخر ادب و احترام
پسر دایی هام داشتن با هم دعوا می کردن
داییم که باباشون باشه اومده می گه بچه ها به خاطر من کوتاه بیایین
داداش کوچیکه برگشته به بزرگه می گه پدر سگ این دفعه رو
به احترام بابا هیچی بت نمی گم وگرنه میزدم پدرتو در می اوردم
عشقم را بپذير
بياييد ديگه از امروز بهم دروغ نگيم...آدمه...باور ميكنه...دل ميبنده...
يك عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هيچ گاه به خاطر دروغهايم مرا تنبيه نكرد.
ميتوانست اما رسوايم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد.
هر آنچه گفتم باور كرد و هر بهانه اي آوردم پذيرفت.
هرچه خواستم عطا كرد و هرگاه خواندمش حاضر شد اما من هرگز حرف خدا را باور نكردم وعده هايش را شنيدم اما نپذيرفتم.
چشمهايم را بستم تا خدا را نبينم و گوشهايم را نيز تا صداي خدا را نشنوم.
من از خدا گريختم بيخبر از انكه خدا با من و در من بود و ميخواستم كاخ آرزوهايم را آنطور كه دلم ميخواهد بسازم نه آنطور كه خدا ميخواست به همين دليل اغلب ساخته هايم ويران شد و زير خروارها آوار بلا و مصيبت ماندم.
من زير ويرانه هاي زندگي دست و پا زدم و از همه كس كمك خواستم اما هيچكس فريادم را نشنيد و هيچ كس ياريم نكرد.
دانستم كه نابودي ام حتمي است.
با شرمندگي فرياد زدم خدايا...
اگر مرا نجات دهي ...
اگر ويرانه هاي زندگيم را آباد سازي...
با تو پيمان ميبندم هرچه بگويي همان را انجام دهم
خدايا!
نجاتم بده كه تمام استخوانهايم زير آوار بلا شكست.
درآن زمان خدا تنها كسي بود كه حرفهايم را باور كرد و مرا پذيرفت.
نميدانم چگونه اما در كمترين مدت خدا نجاتم داد.
از زير آوار زندگي بيرون آمدم و دوباره احساس آرامش كردم .
گفتم بگو چه كنم تا محبت تو را جبرا ن نمايم ؟؟؟
گفت:هيچ...
فقط عشقم را بپذير و مرا باور كن و بدان در همه حال كنار تو هستم...
گوش کن
گوش کن "دلم"
ساده نباش این روزا سادگی طرفدار نداره.
برای هیچکس نسوز چون همه فقط به خودشون فکر میکنن نه به تو.
به واژه هایی مثل" عاشقتم "و" بی تو میمیرم " شک کن این روزا تکیه
کلام شدن .
حواست باشه که اصلا به تو ربطی نداره که یکی خیلی تنهاست چون
همون آدم یه روز بد تنهات میذاره.
محبت زیادی هم نمیخواد بکنی چون آخرش متهمت میکنن.چشمتو ببند رو آدمها و فقط کار خودتو بکن .....پمپاژ خون.
چون اینبار اگه بشکنی راهی جز دور انداختنت ندارم.
سهلام سهلام
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستاي گلم
خوبيد همگي انشاالله؟
عيدتون مبارك ببخشيد كه دير تبريك گفتم
اميدوارم سال خوبي رو در پيش داشته باشين و بهترينها نصيبتون بشه
گفتم سال جديد آپم هم شاد باشه خوبيت نداره حالگيري كنم هه ...
به ادامه سر بزنيد
اعتراف کن
زودباش
خجالت نکش
بذار اولین اعتراف رو خودم میگم
تا دیروز که نه اما تا پریروز هم نه اما واقعا تا پس پریروز فکر میکردم پلنگ اونی هست که راه راهه و
ببر اونی هست که خال خالی هست اما دقیقا دیشب که نه اما پریشب یه مستند دیدم که بهم ثابت کرد اشتباه
میکردم(واقعا چندین سال با این تفکر زندگی کردن خیلی سخته)
الان حس و حال انسانهای اولیه رو دارم که یه حیوون جدید میدیدن و نمیدونستن اسمش چیه
حالا نوبتی هم که باشه نوبت شماست.زودباش اعتراف کن
وقتی...
وقتی...
وقتی تو خودت گیر می کنی
دوستت دارم
با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی !
خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام …
تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت :
دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !
دلتنگم
کاش می توانستم راحت حرف بزنم …
چیزی بگویم از دلتنگی …
میان آدم های که در این اتاق مجازی جمع شدند …
فقط می گویم منم دلتنگم
.
.
.
گاهی چه دلتنگ میشوم
برای یک مواظب خودت باش
برای یک هستم
برای یک نوازش
برای یک آغوش …
.
.
.
اینجا همه خوبند ، خیالت راحت !
من مانده ام و چهارتا هم صحبت
این گوشه نشسته ایم و دلتنگ توایم
من ، عشق ، خدا ، عقربه های ساعت …
.
.
.
چقدر
نوازش دست های مهربانت خوب است
و من
چه زود
دلم
برای همه چیزهای خوب
تنگ میشود…
.
.
.
لعنــــــــــت به همه ضرب المثل های جهان
که هروقت لازمشان داری،
برعکس از آب درمی آینـــــــــد…
مثلا همین حـــــــــــــــالا
که من تو را میخواهم
و طبق معمول،
خواستن نتوانستن است
.
.
.
چتری برایـــــم بگیر
حتــــی خیالي . . .
خیس دلتنگـــي شده امــ !
.
.
.
نگاهت کافیست تا در هوای آمدنت بمیرم…
تو همیشه دعوتی راس ساعت دلتنگی…
.
.
.
دلتنگى
حس نبودن توست که تمام وجودم یکباره
تمنای بودنت را میکند
.
.
.
فـرهنـگ لـغـتهــا
نـیـاز بـه ویــرایــش دارند
بـرای مـعنی دلـتـنـگی
احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت,
دلتنـگی یــعنـــی
تـــو . . .









