اسر بوار

اسر بوار

یار نازارم تونی اور وهار

ار ویاری منمه گری نوار

مر مه بينمه آورا چمل خمار

دسمه دامون گرتينه کمتر بوار

دار آسو هر تونی مه ریویار

سار خس ميمه بنيشم ار همار

ایسکه که زلفت بری

ار دس مه بين چی ولگ دار

مه که لاف آو بردمه

تا متونی اسر بوار

***

نازار=نازنين

تونی=تو هستی

اور وهار=ابر بهار

ار=در(محل و مکان)

ویار=تکه خشکی ميان یک رودخانه

منمه=مانده ام

گری=لحظه ای

نوار=نبار

مر=مگر

مه=ميخواهی

بينمه=بدهی

آورا=به آب(سيلاب)

چمل=چشمها

گرتينه=گرفته ام

دار آسو=درختی که در بلندی است

تونی=توهستی

ریویار=رهگذر

سار=سایه

خس=غليظ(کنایه از یک سایه خوب و کامل)

مه =ميخواهم

بنيشم ار همار=بنشينم در تختی و دشت

ایسکه=حال.اکنون.حالا

بری=بریدی

چی=مثل

ولگ=برگ

لاف آو=سيلاب

متونی=ميتوانی

 

اسر=اشک

بگو من هم صبورم

صبوری کن عزیزم من صبورم

برای با تو بودن پر ز شورم

صبوری کن که من با تو صبورم 

من از چشمان نازت دور دورم

بخوان با من بگو سنگی صبورم

منم از با تو بودن پر غرورم

بمان با من بگو من هم صبورم

برای با تو بودن شد که دورم

برای توست که من خیلی صبورم

صبوری کن بگو من هم صبورم

من زخمی این سکوت خویشم
که به بلندای سحر عاشقان است
خودم را در خودم میشکنم
و فریادم را در دلم زنجیر می کنم
من پر از حس سکوتم
تو مرا فریاد کن


k1585_DSC00380.jpg

تنیا

درد بی درمونِ مِ چاره نِری و خدا
زَئم تا سُخون مِ تیمارکر نِری وخدا

مِ چوی دار شل پلی تَنیا کَتِمه و کوا

بی کسی گَن دردیکه تَنیا مَنِمه و خدا

تو که بینه آساره چِینَسه آسمونا

دَسمِه تو نِمَرَسی مِنِ زمینا و خدا

زلفت کِردیه زنجیری مِنِت وبِئن بَسیاسا

چَبکم اِرِ کو بِچِم اسیرتم مِه و خدا

w8979_DSC04483001.jpg
***
مِ = من
نِری = ندارد
زَئم = زخم
سُخون = استخان
چوی = مثل
تنیا = تنها
کَتِمه = افتاده ام
و کوا =در کوه
گَن =بد
دردیکه = دردی است
بینه = شده ای
 آساره = ستاره
 چِینَسه = رفته ای به
دسمه = دستم به
نمرسی =نمیرسد
منه زمینا =من از زمین
کردیه =کرده ای
 مِنِت=من را
 وبِئن=با آن
 بَسیاسا= بسته ای. در بند کرده ای
چَبکم =چکار کنم
اِرِ= به
 کو=کجا
 بِچِم=بروم

کوه گرین دلفان

عکاس محمد امین علیپور کوه گرین دلفان

کاش بودیم

کاش در واقعه ی کرب و بلا می بودیم

تا که سرباز تو در راه خدا می بودیم

سر خود بر سر نیزه جدا می دیدیم

تن صد پاره ی خود را به بلا می دیدیم

کاش ما همسفر و خادم مولا بودیم

تا که در روز جزا در دل زهرا بودیم

یاور خون خدا و جان فدایش بودیم

لب تشنه شهید در پیش نگاهش بودیم 

* استفاده از این سروده بدون درج منبع مانع ای ندارد محمد امین علیپور 22/11/1390

شاهیوند

طایفه ی بزرگ شاهیوند لک زبان هستند و در شهرستان های دلفان کوهدشت و چگنی ( بخش شاهیوند )زندگی می کنند. موقعیت جغرافیایی مردمان شاهیوند در این سه شهرستان به نحوی است که در کنار هم قرار دارند و تقسیمات کشوری آنها از هم جدا کرده است .طایفه شاهیوند در بین مردم لرستان به شجاعت و دلاوری معروف هستند .

چند قطعه عکس از سرزمین های شاهیوند برای شما عزیزان می گذارم باشد که مرود توجه قرار گیرد .

 

4444.jpg

 

نقش تو

امشب به دل نقش تو را دارم که غوغا می کنی

با شاخه های گل سرخ عقده ی دل وا می کنی

چشم من و رخسار تو روز و شب اند ای دلبرا

دیدم به خواب خوش که روزت را به شب تا می کنی

دیدم شبی در خواب نازبا من که نجوا می کنی

عقده ی دل وا می کنم داری تو هم وا می کنی

فرقت و غم آخر شده باده ی وصلم می دهی

تنهایی هم تنها شده غم را تو تنها می کنی

خواب خوشیست ای کاش شب را سحر من نکنم

چون روی زیبای تو را دیدم که بر ما می کنی

محمد امین علیپور ۱۰/۶/۱۳۹۰

غروب زیبای خورشید در  شهرک حضرت امام ره شهرستان دلفان

recovered_jpeg digital camera_2515-001غغغغغ.jpg

شهرک حضرت امام خمینی ره در ۲۲ کیلومتری جنوب شرقی نورآباد مرکز شهرستان دلفان قرار دارد که دارای باغات زیادی بوده و یک منطقه زیبا و سرسبز است . 

امام زاده پیر محمد

IMG4UP
 
امام زاده پیرمحمد فرزند زید بن امام سجاد (ع) است و مقبره ی او در ارتفاعات کوهی روبروی کوه هزار دره مهراب است . این مکان زیارتی در یکی از زیباترین مناطق طبیعی ایران قرار دارد و در 60 کیلومتری جنوب شرقی نورآباد در دهستان میربگ قرار دارد .

بدون شک با یک بار سفر به این مکان سیاحتی و زیارتی شوق به سفر مجدد به این مکان در دل شما می روید .