بیشتر بگو
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم
تو از خیال آدمهایی که دوستت دارند فراموش نخواهی شد، حتی اگر سالها دیداری نباشد...
و از یاد کسانی که هر روز خودت را به آنها یادآوری میکنی خواهی رفت،
آنهایی که باید خودت را به یادشان بیاوری، زمان کمی نباشی به فراموشی میسپارنت...
برای آنکه از تو یادی باشد، نیاز به حضورت نیست کافیست که دوستت داشته باشند.
خودت را تمام نکن!
برایِ کسانی که ظاهراً رفیقند…
و باطناً، رقیب!
کسانی که هیچ اعتباری
به حرف هایشان نیست …
تمامت را برایِ خودت نگه دار
من آدم های این حوالی را
خوب میشناسم…
از معما و مشغولیتِ ذهنی بیزارند
آمده اند خودت را
برایشان حل کنی تا با خیالِ راحت بروند …
عمیق باش…
عجیب باش…
شبیهِ بِرمودایی ناشناخته
که در گردابِ ابهام، غرقت میکند!
حواست باشد
آدم هایِ اینجا
بدجور تنوع طلب و کنجکاوند،
فقط دنبالِ اکتشافاتِ تازه میگردند!
#نرگس_صرافیان
mhz.1070
شکستن هنر انسان هاست ،
گر شکستی قلبی
فردا میشکند دگری قلب تو را . . .

زیرا خود نیز غمگین اند
با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند
زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛
پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند…!