تمامم

تـمامم را به تــو بدهـم

 

تمـام قلــبم

 

تمــام احسـاســم

 

تـمـام پیـکرم

 

تـمـامم را

 

دستــانت را بـمن میدهی...

 

دلـــم

 

بــرای ذرّه ای نـوازشــت

 

قنــج مـیرود...

 

گاهی

 

 

گاهی سکـوت...

 

یعـنی امــا...

 

یـعنی اگــر...

 

یـنی هـزار و یــک دلیل که "دل"میترسـد بلنـد بگویـد...

ولــی..


تـو مـیـتـوانـی نـیـایـی...!


ولــــی مـــن..


نمی تـوانـم "مـنـتـظـرت" نـبـاشـم..!

غرور..


بعضیا میگن:


غرور مرد رو خواستنی میکنه


یه عده ای هم میگن:


زن رو خواستنی میگنه


اما غرور آدمو خواستنی نمیکنه


فقط


خواستنی ها رو نخواستنی میکنه

تنهایی..


تنــها نیــستــم...


ولــی میــان ایـن هـمه شـلوغی


بـاز هــم احسـاس تنــهایـی میـکنـم


و ایــن است درد مــن...

جمله آخر..


آرام بگیر دلـم...


تنگ نـشو برایش...


مگر نشنیدی جمله  آخرش را..


گفت که الان نمیخوام تو زندگیم "دختری"باشه..

دلتنگم...


خدایـا...!!


دلـتنگم...!!


برای کسـی که مدتـهاست


بـی آنـکه بـاشد..


هرلـحظـه بـا ''فـکرش''


زندگـی میکنـم...!!

آخر خط...


چـه زود به آخر خط رسیدم...


نمـیدانـم تند دویـدم؟؟


یـا راه کوتاه بود..!؟؟

هوای بی تو...


زمـستان را بـاور نکن!!!


هــوا بـی تـــو....


سردتر از این حرفهاست...

روشنی بخش..


مــرا چــه بــاک...


 از گذر از کوچه پس کوچه های تاریک عشق..؟


خـــودت را نــدارم...


اما یاد چشمان زیبایت را که دارم...


یــاد چــشـمان زیبــایت...


همــچون فانــوسی


روشنی بخش راهم است...