:|

+ هنگامه دوست عزیزم رفتـــــ :/ خیلی دلتنگشم

+ مامان عروسک هم وبش حک شده فک کنم :| خلاصه عروسک جانم یه خبری به من بده کجایی اصن؟

+ آقا اشکان هم یهو اختتامیه گذاشت و رفت خیلی همه رو سورپرایز کرد :(

+ قالب عزیزم هم با وجود علاقه مفرطی که بهش داشتم عوضش کردم :/ و همچنین آهنگ جانم رو حذف کردم

+ رفتن این دوستام بهونه ای شد که منم برم اما تابستون برمیگردم ( حوصله توضیح دلیلش ندارم) :)  کلا من هر از یه مدتی باید غیبت داشته باشم :) در زمان غیبت کبرام به دوستای عزیزم سر میزنم :)

                                                                                                               فهلــــــــاً (*._.)

بی تو برای من فردا پر از غمه


بماند که دنیا و آدماش بسی پست و غیرقابل اعتماده! اما من به کسی احتیاج دارم که بهش تکیه کنم ، رو شونه هاش گریه کنم ، از عاشق شدنم براش بگم ، با هم بریم خرید ؛ دوتامون یه تیشرت بنفش بخریم بعد هم بریم کافی شاپ ؛ یه شکلات بستنی سفارش بدیم از قضا توی کافی شاپ آهنگ مورد علاقمون پخش بشه و بی توجه به آدمای دور و برمون بلند بلند با آهنگ تکرار کنیم... من به همون کسی احتیاج دارم که هر روز خدا خونه همدیگه هستیم

بگویی از سرخس چه میدانی؟ بگویم سوال درسی نپرس! با اصرار بگویی یالا بگو و من هم تند تند برایت سرخس را تشریح کنم آنقدر تند که بجای سرخس بگویم خرخس و تو هم قاه قاه به من بخندی. برقصیم با همان دامن های مخصوص قِر!!! برقصیم آنقدر که پاشنه پایمان زق زق کند. بعد هم ژست های مسخره بگیریم و چیک چیک عکس بگیریم از هر چیز مسخره و بیخودی (اما خاطره دار) عکس بگیریم. روی تختم بخوابیم و محکم همدیگر را بغل کنیم آیندمان را با خیالات مسخره ای ببافیم.

بیا دیگر هیچ وقت بهم دروغ نگوییم تا حال و روزمان مثل امروز نشود . تا تو برایم تمام نشوی و من برایت کمرنگ نباشم

کاش حداقل من و تو یک رنگیمان را از دست نمیدادیم باهم دورو نمیشدیم

کاش لازم نبود برای اثبات حرف هایمان دستمان را روی قرآن بگذاریم

من و تو انقدر از هم دور شدیم که از چشم هایت نمیفهمم که راست میگویی یا دروغ را

آنقدر فاصله گرفتیم که یک لبخند مصنوعی چاشنیِ تمام "سلام عزیزم"ها شده و بی هیچ حرفی به این رابطه سرد و خاموش شده ادامه میدهیم


ادامه نوشته

تموووووووووم شد!!!

2014-01-15 22.59.41.jpg

اینها نشان از پایان امتحانات دارد! 

بارو بارو بارونه هـِی دسِتِ بده دسـِم چش انتظارم هـِی 

هوووووووووو حالا قرش بده حالا شله شله شله 

با وجود ریدمان کاریهایی که معلمان گرامی نسبت به ما روا داشتند بازم روحیمون رو از دست نمیدیم 

من برم یه حموم بزنم به تن که به کمک اسپری بوی گندَمو مهار کردم!

بماند که بوی عرق آمیخته با اسپری قوز بالای قوز است 

عنوان با شماست!


بعضی وقت ها ، دلم می خواهد

خودمان را بزنیم به علی چپ کوچه ها

و بعد ، یکهو ببینیم که

از خیابان اصلی سر در آورده ایم

یک ماشین دربست بگیریم

و برویم ته دنیا با هم بشینیم لبه پرتگاهش

و هی پاهایمان را تکان بدهیم

تخمه بشکنیم و بلند بخندیم ...

سایت عاشقانه ساکار


+ من عاشقـــم . من یک پنجره را عاشقم! اگر خاموش باشد آنقدر زل    میزنم تا روشن شود
   وقتی زیر این پنجره می ایستم صدایم را چند پرده بالا میبرم تا           پنجره مرا بشنود
   حتی گاهی برای پنجره پشت چشم نازک میکنم!

+ تو این شلوغی جمعیت چقد ما آدما تنهاییم :(

روزمرگی

دعوای من و مامانم بعد از حموم که مجبورم میکنه سشوار کنم تا مریض نشم 

بابام که شبا میاد خونه و محکم بوسِـش میکنم گاهیَم ته ریشاش پوستمو اذیت میکنه 

دختر خالم که زنگ میزنه میگه : کدایی؟ (کجایی؟) مــَ بیام تونَتون؟ (من بیام خونتون؟) شکلک های شباهنگShabahang

جناب بووق که میاد و من الکی جغُ پغ میکنم تا صدامو بشنوهشکلک های متحرک مخصوص کریسمس,شکلک های متحرک سال نو میلادی,شکلک متحرک جشن سال نو میلادی,شکلک بابانوئل,شکلک های کریسمس

صُـبا که با بوق بوق سرویس تازه کفشمُ میپوشم و تمام حیاطُ میدوم  

سوار سرویسم که میشم غُـر میزنه چرا هرروز دیر میای منم محلش نمیذارم   


وای که من عاشق این روزمرگیای خودم هستم!



+ اولا که برای مامان فاطمه ساداتم آرزوی خوشبختی میکنم ایشالله همیشه لبش خندون باشه!

+ دوما سیده زهرا جونم! که ایشالله زودتر بیاد پیشمون حتما به یادش باشید و دعاش کنید!

به خوشبویی نرگـس

2014-01-07 17.08.06.jpg

+ عاغا دیشب بابام گل نرگس (همین بالایی) اورده تقدیم کرده به مامانمشکلک گد دادن,شکلک گل رز

نمیگه آخه منم دلم میکشه ... ( منظورم گل نیستا ؛ منظور شوهره)

تازه بعدشم داشتن یجورایی بهم نگا میکردن نمیگن بچه اینجا نشسته 

منم دیدم نباید در این صحنه ها حضور داشته باشم

گلُ برداشتم اوردم تو اتاق خودم 

حالا هم بهشون پس نمیدم تا دفعه بعد برام بخرن


+ وسط امتحانا به مامانم گیر دادم بهم بافتنی یاد بده 

این چیزیه که من بعد از 40دقیقه بافتم (البته خب اولین بافتم بود)

مامان و بابامم از ژست من افتاده بودن وسط هال دست و پا میزدن

منو بگو میخاستم همین زمستونه برا خودم و بابام ژاکت ببافم

مشغول ذمبه (یا حالا هرچی) هستین اگه مسخرم کنین

2014-01-07 18.08.47.jpg

دنیا خیلی پسته . . .

از اینکه بضیـآ دارن گراز بازی درمیارن و تو زندگیم موش میدونن حرص نمیخورم

چون غریبــه هستن و ازشون توقع همچین چیــزآیی میره

ولی حتی برآ غریبـه هم کثافت بازی حدی داره که از حدش که گذشت من میچرزونمش

فقط منتظر باش آشغــالِ پست فطرت

به خودم همینجا قـول میدم که تن کثیفتُ تیکه تیکه میکنم

از آشنــا خنجـر خوردن که دیگه از همون دم اول زور داره

زوری که میگم یه کلمه هستُ شما از روش رد میشین ولی رو دوش من خیلی سنگینی میکنه

ولی آقای آشنــا درسته از روی آشنایی هیچ غلطی نمیتونم بکنم ولی نفرینت که میکنم

با اینکه بـعد از نفرین عین احمقا دلم برات میسوزه

مرتیکه داری به هردومون ضـربه میزنی 

حالا من که میذارم میــرم سراغ زندگی خودم

ولی اون بدبخت چه گنــآهی کرده . . . (بمیرم براش)


+ عصبانیم ...

+بضـی دوستان آپ پایین رو ندیدن لدفن به اونم التفات بنمایید


مـــــــــــن

+ اینکه مامانم میگه خیلی بدبینی درسته . من خیلی بدبین و شکاکم 顔 文字 の デコメ 絵文字

   ولی آدمای اطرافم باعث شدن émoticones tronche 18


+ خیلی خوشحالم که مامانبزرگم بعد از فوت بابابزرگم زیاد میاد خونمون émoticones tronche 1

 برای شادی روح بابابزرگم و اموات خوتون صلوات لطفا émoticones tronche 13


+ دارم زور میزنم یه مانای جدید بسازم émoticones tronche 10

   ولی سختــــــــــــته émoticones tronche 15


+ حالم از آهنگای گوشیم دیگه بهم میخوره émoticones tronche 16

  آهنگای مورد علاقتون رو بهم بگید تا دانلود کنم émoticones tronche 3

  باشد که دیگر حالمان بهم نخورد émoticones tronche 12


+ دوستتون داااااااااااااارم! émoticones tronche 6 مخصوصا پردیس نازم که امسال از هم دورشدیمémoticones tronche 6

باران جون من!

باران گلی!!!!!! émoticones tronche 6 تفلدت مباااااااااااااارک!

فقط ببخچید امروز  یادم رفت تبریک بگم 顔 文字 の デコメ 絵文字 یه آدم قاطی پاطی بهم گفت امروز سیزدهمه顔 文字 の デコメ 絵文字


تولد تولد تولدت مبارک

کارت پستال تبریک تولد


بادکنک که من عاخشش هستم!顔 文字 の デコメ 絵文字

106247 115 عکس تزیینات بادکنک


اینم کادو ... بگما دیگه از کادو خبری نیست فقط همینه که میبینی顔 文字 の デコメ 絵文字

fun158_www.jahaniha.com_2


میخواهم دوستت نداشته باشم

میخواهم تا آیفون زدم درا را باز کنی

هول شوم و مِن مِن کنم

قبل از اینکه چیزی بگویم

بروی . . . اما . . .در را باز بگذار


میخواهم از اتاق که بیرون آمدم سریع چشمانت را به تلویزیون بیندازی

انگار نه انگار که میخواستی مرا ببینی

من هم از اینکه آستینم کوتاه است خجالت زده شوم

و زیر لب به خودم و خودت و این در که باز شد فحش دهم


میخواهم وقتی نشستم توی ماشین

به اندازه سه نفرتان سلام دهم

اما فقط دو جواب سلام بشنوم

تو جواب ندهی


میخواهم بروی از دلم 

بروی از ذهنم

حتی از خانه ات هم بگذار و برو

سریـــــعتر


+ لینک تکونی کردم لینکام نصف شد :|

+ دارم زیست میخونم هرنوع مرض و بیماری توش نوشته احساس میکنم علایمشو دارم  D:

پیلیز هلپ می!

سلااااااااااااام!!!!!!!

من بعد از صدسال و اندی اومدم یه سوال بپرسم و برم


یه اسم دختر و یه اسم پسر بگید که با مانا جور باشه ترجیحا با م شروع بشه


لطفا اسمای با معنی بگید و خوووووب !!!!!


+ طرف اومده میگه : مهکانیا

    من : عزیزم دختره یا پسر

   طرف: هردوتاش!

   من: حالا معنیش چیه

    طرف: ممم ..... آها اسم یه دشت تو فرانسه یا یه کوه آتشفشانی تو ژاپن ... نمیدونم دغیغ

    من : بعـــــله :|

دندان مصنوعی

یادمه تا ده سالگی بیشتر خونه مامانبزرگم بودم تا خونه خودمون...

بابا بزرگم هروقت از مغازه برمیگشت برام شوکوپارس میخرید ینی درحدی بود که اگه با خودش شوکوپارس نداشت برش میگردوندم...

کلاس پنجم زد به سرم و رفتم قلم چی! شبای جمعه پیش بابابزرگم میخوابیدم و صبا منو میرسوند قلم چی...تو راه بهم میگفت "حواستو جمع کن" "شکلات بخور تا ضعف نکنی" منم امتحانمو گند میزدم و برمیگشتم!

تابستونایی که باهاش تو حیاط میخوابیدم چی... بابابزرگم تا اذون مغرب رو میگفتن میخوابید همیشه یه بطری میذاشت تو یخچال تا شبا بذاره بالای سرش ؛ همیشه هم به من میگفت " بابا برو بطریمو بیار" منم که پای تلویزیون و تکنولوژی بودم با کلی نق نق براش میاوردم

صبح هنوز آفتاب نزده بیدار میشد. پتوی خودشم میداد رو من که من سردم نشه!

بابابزرگم قاشق چنگال که دست نمیگرفت! اول رو غذاش کلی روغن حیوانی میریخت بعدشم نمکدون نمک رو خالی میکرد بعدشم با دست میخورد! پشت میز نمی نشست...ایستادنی پای کابینت میخورد!بعضی وقتا منو مینشوند رو کابینت و با دستای تپلیش غذا دهنم میکرد...اعتراف میکنم خوشمزه ترین غذاهایی بود که تا حالا خوردم!


ولی کم کم دیگه چشاش ضعیف شد و نتونست رانندگی کنه. دیگه از شوکو پارسم خبری نبود!

این آخریا وقتی میرفتم تو اتاقش دستمو میبوسید (کاری که برای هیچکی تا حالا نکرده) ازم میپرسید"درساتو خوندی بابا؟" فرقی نمیکرد که تابستون باشه یا ایام مدرسه...بابابزرگه دیگه زمان از دستش خارج شده بود.

حالا حتی اونم بهم نمیگه...دستامو نمیبوسه...دیگه بهم نمیگه بیا بشین پیشم

حالا بابابزرگم روی تخت توی بیمارستان تاریک تنهایی داره با همه درداش دست و پنجه نرم میکنه

بابابزرگ من فقط میخوام دوباره برگردی ... دوباره برگرد قول میدم دیگه با نق نق برات بطری نیارم؛حتی میام توی حیاط دشکتو میندازم...بیا قول میدم نوه خوبی بشم

اصن نمیخاد غذا دهنم کنی...خودم غذا دهنت میکنم؛فقط بیا...

دوستای گلم برای سلامتی بابابزرگم و بابابزرگتون سه تا صلوات بفرستید ... ممنون!

start again!

سلام به همه دوست جونیااااام!!! 

من بالاخره تشریف فرما شدم ... از من نپرسین "چرا یهو رفتی؟" چون خودمم دقیقا نمیدونم 

ولی خو این یه ماه که نبودم فهمیدم دوستای واقعیم کی هستن!!!!

هنگامه جونم       مرجان عسیسم      آجی مادمازل       پیازچه خانومی خودم 

مامان عروسک     عاطفه عشقو        روشنک جیگر       مهسایی       آق بهروز

از بقیه دوستان که فراموش کردم بنویسم عذر میخام میام به وبتون سر میزنم همیشه تو قلبم هستین!


عاقا من دوباره فعالیت خود را در زمینه این وبلاگ آغاز مینمایم 

منتظر باشییییییید تا برم جواب دوستای گلمو بدم و بیام!!!!!

سوالای چرت و پرت!!!!!

همه که دیگه شهر منو میدونن!


مطمئنا 2


ضد دختر ضد
 پسر

بنده B+ هستم ینی حســـاس


برای مرد تلخ دوست دارم برای زن هم سرد!

البته شیرین نمیدونم دقیقا چه بویی هست!


[عکس: images?q=tbn:ANd9GcRhJv1PgSNmt5z0dYYG3KF..._wsd9eeu1f]

ئشدش!!!!


منتظر جواباتون هستم!!!!!

تـو

یه قیافه خواستنی + قد بلند + فکر کنم ته ریش + چشم قهوه ای احتمالا +  صدای شیطون ولی مردونه میشه تـو

من و تـو تیکه ناجوری هستیم اینو میدونم ولی قلب لامصبم که حالیش نمیشه

عآشق رفتارای خاصت هستم

توی مسافرت تنهایی پا میشی و همه شهرو با پای پیاده میگردی! لحظه شماری میکنم تا روزی برسه که منو تـو با هم بریم!

کل کل هایی که با آبجی هات راه میندازی... نمیشه یه بار با من کل کل کنی؟

راسی نکنه مجبورم کنی چادر سرم کنم؟ نکنه بهم بگی دیگه توی جمع بلند بلند نخند و با پسرای فامیل راحت نباش؟

اَه لعنتی نه من به تـو میخورم نه تـو به من... پس چرا این دلم برات دل دل میکنه؟

چه نیرویی داری که تا میبینمت تا ساعت ها شارژ میشم؟

چه جاذبه ای داری که روزی ده ها بار از پشت پنجره به اتاقت نگاه میکنم؟

اون شب میخواستم بعد از مدتها ببینمت اما تو نیومدی... نمیدونی چقدر دلم گرفت

شب بعد که دیدمت دلم میخواست بپرم تـو بغلت و بو کنمت

بوی هیچکس ، حرف عاشقانه هیچکس ، نوازش هیچکس ، کیف منو کوک نمیکنه جز تـو! اما تـو آدمی نیستی که اینکارو کنی :(

دل من هیچوقت عاشق نمیشد و قلبم حرف های عاشقانه کسیو باور نمیکرد

اما تـو با ناگفته هات ، با غیرتت منو عاشق خودت کردی!

از امروز میخوام سعی کنم آتیش عشقمو نسبت به تـو خاموش کنم

میدونم که میتونم

شایدم نتونم...

افتخارات بچگی من (2)

چندتا پست قبلترم در مورد افتخارات والایی بود که در کودکی کسب کردم

اینم ادامه افتخاراتم 


شکوندن دماغ پسر همسایه: یکی از پسرای همسایمون به نام ع خیلی قشنگ و خوشتیپ بود! البته به پای زیبایی من نمیرسید یه بازی خیلی جذابی که من و ع کشف کرده بودیم این بود که سنگ به هم پرت کنیم(واقعا چه مفز متفکری ما داشتیم!) وقتی اون سنگ رو پرت میکرد میخورد نوک پای من ولی من هیچوقت نتونستم حتی به دمپاییش بزنم!دیگه خیلی کلافه شدم و رفتم سراغ افکار شیطانی خودم که معرف حضورتون هست!

بزرگترین سنگ موجود رو پیدا کرد و برداشتم و با شتاب زیادی پرت کردم طرفش...

یه دفعه دیدم خون فواره زد بیرون! بعـــله دماغ قلمی زیباش شکسته بود!

هنوزم که میبینمش رنگ از رخسارم میپره و کلی خجالت زده میشم  اونم کلی در همین مورد باهام شوخی میکنه


فعلا که دیگه از افتخارات فراوانم از بس زیاده چیزی یادم نمیاد  

اما در ادامه مطلب افتخارات دوستان هست!

چهارتا از افتخارات برگزیده:افتخارات عاطفه و اسما و یه دختره و مهسا

ادامه نوشته

لبخـــند مخصــــوص :)



بقیـ*ــه عکـ*ســا ادامه مطلــ*ــب

ادامه نوشته

دوباره اشتباهی

ادامه مطلب رمز دار

نظر خواهی برای این پست غیر فعال هست میتونید از پست قبلی برای نظر دادن استفاده کنید

ادامه نوشته

افتخارات بچگی من! (1)

من بچه که بودم افتخارات بزرگی رو کسب کردم که هنوزم به این افتخاراتم میبالم!

اگه ریا نشه میخوام افتخاراتم رو به شما بگم !!! 

دزدی: آقا من شوکولات خیلی دوست میدارم! قبلنا که دیگه عاشقش بودم و سه وعده غذاییم شوکولات بود!

خلاصه یه بار با دخمل همسایه به نام ن رفتیم تو کوچه و ن یه کیف اورده بود حسابی باهاش پز میداد کیفشو باز کرد! منم توش دوتا از اون شوکولاتا رو دیدم که خیلی دوس میدارم معدم قیلی ویلی رفت.

نشستم با خودم افکار شیطانی کردم چوطوری میشه اون دوتا شوکولات رو خورد  که یدفعه ن پاشد و گفت من میرم خونمون دوتا عروسک بیارم! همین که رفت نقشمو عملی کردم 

دوتا شوکولات رو برداشتم گذاشتم تو جیب شلوارم! کیف رو هم رفتم انداختم توی یه زمینی که درحال ساخت بود! رفتم تو خونمون و دوتا شوکولات رو تو دستشویی با خیال راحت خوردم

بعد از اینکه خوردم رفتم تو بغل مامانم و گریه کردم!

مامانم گفت: چی شده؟

گفتم: من و ن رفتیم تو کوچه که یه دفعه ن رفت خونشون!من منتظرش بودم که یه دزد رو سرش جوراب سیاه کشیده بود اومد و گفت: یا این کیفو بده یا میدزدمت !!! عهی عهی عهی (این صدای گریه من بود!) منم کیف ن رو بهش دادم!

و بدینصورت این اتفاق را برای همه اینگونه شرح دادم! 


کمک به مادر تا آخرین قطره خون: در زمان های قدیم که هنوز به نت معتاد نشده بودم! وقتی برای زندگی کردن داشتم! ظرف میشستم! تازه قد من به ظرفشویی نمیرسید ولی زیر پام صندلی میذاشتم یه بار درحین ظرف شستن صندلی زیر پام سر خورد! اول همه ظرفا افتاد و شکست! بعدشم من با مخ افتادم تو تیکه ظرفای شکسته! اگه وزنم سنگین تر بود باید 47 تا بخیه میخوردم! 



شما هم در مورد این افتخاراتی که در بچگی داشتید بگید!

یه سری دیگه از این افتخارات بچگی میذارم که ایندفعه هم مال شماست هم مال من!

درگیری من با خودم :ا

شکلک های بامزه,شکلک بامزه,شکلک خنده دار,شکلک های خنده دار همچین بعضی از صبا که از خواب پا میشم به خودم میگم از الان میشینم اتاقمو مرتب میکنم بعدشم میرم سراغ کابینتای آشپزخونه همشو مرتب میکنم...ولی خدا شاهده که همون روز از اول تا آخرش توی اینترنت هستم


شکلک های بامزه,شکلک بامزه,شکلک خنده دار,شکلک های خنده دار,شکلک شب,شکلک خواب,شکلک رخت خواب,شکلک خوابالو,شکلک خواب آلود,شکلک پتو,شکلک ماه,شکلک عجله الان ساعت 5 صبحه! هر شب وضع من همینه! بیدار باش دارم تا موقعی که یهو اذون صبح میشه بابام میگه پاشو نماز بخون اونموقع هست که میفهمم چقدر خوابم میاد!


شکلک قر,شکلک خوشحال,شکلک زوق زده بعضی وقتا همچین قر تو کمرم گیر میکنه! به خودم میگم بذار تو خونه تنها شم همچین دیسکویی راه میندازم برای خودم! ولی همین که خونه خالی میشه من شیرجه میزنم سمت تلفن و ساعت ها با دوستان حرف میزنم!


شکلک غذا خوردن ما یه مامانبزرگ داریم که خونشون کلی چیزای خوشمزه دارن! خلاشه خونه مادر بزرگه هزارتا خوردنی داره! خلاصه وقتی میرم اونجا علاوه بر اینکه مامانیم کلی دست به دهنم میکنه خودمم کلی یواشکی میخورم (یواشکی خوردن کیفش خیلی بیشتره تحقیقات نشون داده میزان جذب پروتئینش هم بیشتره!)



شکلک عشق ورزیدنشکلک عاشقیشکلک های عشقی عشق خیلی چیز خوبیه ها! منم میتونم عاشق کسی بشم ... اما مشکل اونجاست که نمیتونم عشق کسی رو باور کنم! بعضی وقتا به محبت اطرافیان شک دارم!



شکلک نمیدونم,شکلک بی خبری,شکلک بی اطلاعی,شکلک تعجب,شکلک سر تکان دادن خیلی سخت به آدما اعتماد میکنم ولی یدفعه به یه آدم مسخره ای که جارچی شهر هست اعتماد میکنم و همه چیم رو بهش میگم! بعضی وقتا از سنگ قصی القلب تر هستم بعضی وقتا هم با خوندن این رمانای صدمن یه غاز گریهم میگیره! هیوقتم رنگ مورد علاقه یا میوه مورد علاقه و اینا ندارم!(خلاصه تو شناختن خودمم موندم)



شکلک مدل,شکلک مدلینگ,شکلک خرگوش روی صحنه,شکلک صحنه نمایش,شکلک پرژکتور,شکلک صحنه دیدین بعضی وقتا مشکلات دنیا زوم میکنه فقط روی تو! یا مثلا وقتی که کاملا احساس خوشبختی میکنی یه اتفاقی میفته که احساس خوشبختیت در جا ساقط میشه!

جک عین واقعیت!

شاید بعنوان یه جک توی اروپا نوشته شده باشه اما بنظرم یه حقیقته!


مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند


 که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده


 است مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود .


سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات


 میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت انها


 می اید و میگوید :<تو یک قهرمانی>


فردا در روزنامه ها می نویسند : یک نیویورکی شجاع 


جان دختر بچه ای را نجات داد


اما ان مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم


پس روزنامه های صبح می نویسند: امریکایی شجاع 


جان دختر بچه ای را نجات داد .


ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم


از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی


<من ایرانی هستم >


فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسند :


 یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت !

^____^

عیـــــد فطــــر مبـــــارک!!!



یارو تو خیابون ماشین زده بهش پهن شده کف آسفالت
رفتم دستش رو بگیرم بلندش کنم از رو زمین
می گه «قربونت تو همین حالت یه عکس ازم بگیر می خوام بذارم تو فیس بوک!»
خدایاااا چرا دنیا نابود نشد ؟!! 



ﭘﺮﯾﺮﻭﺯ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ، ﯾﻪ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ
ﭼﺴﺒﻮﻧﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﺻﻔﺤﻪ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ...
ﺑﻬﺶ ﻣﯽ ﮔﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺟﺮﯾﺎﻧﺶ ﭼﯿﻪ ؟؟؟
ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ 2 ﺭﻭﺯ ﺗﻮ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺴﺘﺮﯼ ﺷﺪﻡ |:|:|:
ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭﺑﯿﻨﺎﯼ ﺗﻮﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﻧﻔﻬﻤﻦ ﺳﺮﻋﺘﻢ ﭼﻨﺪ ﺗﺎﺳﺖ !!!!



مامانای قدیم : صبح شده پاشو دیگه
مامانای الان  : صبح شده بخواب دیگه



ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﭼﻮﻥ ﺷﺒﻬﺎ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ
ﻫﻮﺍ ﺍﺑﺮﯼ ﺑﺎﺷﻪ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ
ﺑﺮﻓﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ
ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ
ﻣﻮﺩﻣﺖ ﺗﻮ ﺳﺎﯾﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ
ﺧﻮﺩﺕ ﺗﻮ ﺳﺎﯾﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ
ﻋﯿﻨﮏ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺑﺰﻧﯽ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ
ﺳﺎﯾﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﺎﺯ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ ، ﺣﺎﻻ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻫﻢ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺑﺎﺷﻪ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻗﻄﻊ ﺑﺸﻪ ، ﺧﻮﺏ ﻃﺒﯿﻌﯿﻪ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻫﺮ
ﺳﯿﺴﺘﻤﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﻣﺸﮑﻞ ﻓﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺩﯾﮕﻪ !!!
ﻧﺨﻨﺪ !!! ﺑﺨﻨﺪﯼ ﻫﻢ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ ... :| 



دختره 14سالشه با دوست پسرش رفته شُمال

حالا ما با دوس دخترمون قرار میذاشتیم از دور واس هم دست تکون میدادیم 



آدم باید یکیو داشته باشه که ساعت 3 نصفه شب بهش اس ام اس بده بگه: دلم گرفته

اونم جواب بده : خفه شو بگیر بخواب

والا, 3 نصفه شب شوخی که نیست!!!!! 




دختره سه کیلو سیبیل داره...پست گذاشته به خودم می بالم که تا حالا خونه ی پسری نرفتم....
د آخه تو اگه بری خونه ی پسری....مامان پسره می گه پسرم این کدوم همکلاسیته...تاحالا ندیده بودمش :)))




خواننده های رپ آمریکا و اروپا اگه بفهمن رپرهای ایرانی فقط در اعتراض به دوست دخترشون رپ میخونند ، کلن رپ رو کنار میذارن میرن سراغ آهنگهای بندری!!!



یارو میره انگلیس راننده تاکسی می شه
ازش می پرسن سختت نیست فرمون سمت راسته؟
می گه نه فقط بعضی وقتا حواسم نیس تف می کنم تو صورت مسافر بغلی!



روزی مریدان نزد شیخ رفتند و از او پرسیدند:
یا شیخ! فیلترینگ بدتر است یا کم بودن پهنای باند؟

شیخ نگاه معنی‌ داری به آنها کرد و فرمود:
هیچکدام! چیزی در اینترنت هست که از هر دوی اینها بدتر و اعصاب خردکن تر است!

مریدان با حیرت به شیخ نگریستند و فرمودند:
یا شیخ! از فیلترینگ بدتر چیست؟

شیخ فرمود:

"مشاهده این لینک تنها برای اعضا سایت امکان پذیر است. برای ثبت‌ نام اینجا کلیک کنید"

بعد از این سخن، مریدان نعره‌ها زدند و گریبان پاره کردندی و لپ‌ تاپ‌ های خود را به زمین کوبیدندی، فغان کشان به رشته کوهای آلپ پناه بردندی!!



زنگ زدم به پسر عموم دیدم
مداحی گذاشته اهنگ پیشوازش
بعد که جواب داده بهش گفتم این چه اهنگ پیشوازییه؟
میگه از قرض الحسنه مسجد محله درخواست وام کردم
قرار شده جوابشو تلفنی بدن
میخوام اگه جوابشون منفی بود اخرین تیرمم زده باشم!!!



رفتم بنزین بزنم وقتی پول دادم به یارو 4900 برداشت بقیه رو پس داد آشک تو چشام جمع شده بود یه نگاه به اسمون کردم گفتم روحانی...
یارو برگشت گفت خفه شو گازوییل زدی :|



دیروز یه دختر رو دیدم تو مترو بدون روسری با تیشرت
تا اومدم بگم مچکرم روحانی دوستش بهش گفت سعید بریم



 خیلی دوست دارم این حضرت نوح رو گیر بیارم 2 کلام مردونه باش صحبت کنم 

بگم آخه پیامبر خوبـــ این یه جفت پشه چی بود که با خودت بردی تو کشتی :|

زندگی رو واسه ما زهر مار کردی





تو خیابون با دوستم نشسته بودیم رو کاپوت یه بنزه ،
بعد دختره اومد گفت : آقا ماشینتون خراب میشه ها ، کاپوتش فرو میره !
منم گفتم : نترس خانم یکی دیگه میخریم ؛ جایی میرید برسونیم ؟
بعد یه نگاه بهمون کرد در بنزو باز کرد گازشو گرفت رفت !
مام سینه خیز اومدیم تا خونه


خوب بیــــد؟؟؟

!lizard!

یک عدد مارمولک خیلی خوشتیپ تو اتاقم وجود داره  

البته این هم اتاقی من جناب مارمولک ناقص العضو هست بنده خدا! 

 راستش بار اول که ایشونو دیدم یکم ترسیدم و با تی افتادم به جونش  و میخواستم این مارمولک رو به درجه شهادت نایل کنم اما موفق که نشدم هیچ !خودمم داغون کردم  البته تونستم دمش رو بکنم 

الان خیلی براش ناراحتم که دم نداره! هر چی دنبال دمش گشتم تا به ته مارمولک بچسبونم پیدا نشد که نشد!

خلاصه الان خیلی با هم خوبیم شبا من روی تخت میخوابم اونم زیر تختم 


+ اصولا من وقتی لباسام رو درمیارم همینجور پرتش میکنم وسط اتاقم این مارمولک خان هم به من یاد داده که همینطوری پرت نکنم کف اتاقم وگرنه میره تو لباسام میلوله و شایدم دشووری میکنه  

منم به همین علت لباسام رو پرت میکنم روی تختم و یه کوه از لباس به وجود اومده! من دیگه شبا روی این کوه میخوابم! الآنم کمرم شبیه یه پرانتز شده!

تازه خال خالی (اسم مارمولکم هست چون خال داره) یه بار اومد رو چادر نماز مامانم! مامان منم همونجا بنزین ریخت رو چادر و چادر بیچاره رو سوزوندش!


خلاصه برای خودتون دنبال یه هم اتاقی مثل من باشید که خیلی کیف میده!

زیر باران ...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟


غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم و به 

شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم!


دومین روز بارانی چطور؟


پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و 

من غافلگیر شدم سعی میکردی من خیس

 نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود


و سومین روز چطور؟


گفتی سرت درد میکند و حوصله نداری سرما

 بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی

 و شانه راست  من کاملا خیس شد


و و و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟

 که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای

 اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود 

دو قدم از هم دورتر راه برویم...


فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم ... خودت تنها برو!



+ تازگیا به این نتیجه رسیدم که هرکسی دوستم داره یا دوستش دارم رو یجوری میرنجونم ازخودم...و این رنجوندن راه های فراوانی داره که من توش مهارت خارق العاده ای دارم

قدر هم رفت...

این شب های قدر هم رفت...

الآن چهارمین شبی هست که حسن و حسین بدون پدر سر بر بالین میگذارند...


من که تو این سه شب با همسایمون رفتم مسجد... همه میگفتن با چادر خیلی ناز میشیدختر بچه 7 انقد تعریفم کردن با چادر! نمیدونم میخواستن خرم کنن که چادری بشم یا واقعا با چادر خوب میشم!

من با این همه ارج و قربم برای همسایمون.وقتی نشستم تو ماشینشون یادم اومد مفاتیح یادم رفته بیارم.هول شدم گفتم:وای نهج البلاغه یادم رفت! دیدم همشون پکیدن. راننده هم داشت از مسیر منحرف میشد با این ضایع بازی من!دخی همسایه هم کلی منو مسخره کرد منم اوضا اینجوری دختر بچه 41بود ولی کم نیاوردم گفتم :من گفتم نهج البلاغه؟جدا؟! هه هه...حواسم نبود. شاید که کمی از این آبروی ریخته شده جمع شود.

توی مسجدم من در حال دعا خوندن بودم دختر بچه 1 که این دخی همسایه سرشو میاورد تو گوش من و ریز ریز حرف میزد.حالا کاش حرفاش سر وته داشت.هر دو کلومی که میگفت من آمپرم بیشتر میزد بالادختر بچه 34

بعد کم کم فکش خسته میشد و بیخیال من میشد. منم میرفتم تو حس و عالم هپروت دختر بچه ناراحت

وقتی مداح شروع میکرد دیگه زنا خودشون رو ول میکردن و میزدن زیر گریه دختر بچه 46 دختر بچه 16آخرشم به گیس گیس کشی پایان میافتزبان. من نمیدونم این زنا واقعا از درد امام علی گریه میکردن یا مشکل خودشون؟

آخرای احیا هم بنده در عالم چرت بودمهندوانه

دیگه اتفاقایی از قبیل ریختن دوغ توسط خودم رو چادر خودم و بقیه حاچ خانومای دوروبرم و اومدن مارمولک روی چادر یه حاج خانوم و دیدن یار صحبتی نمیکنم!!!


دختر بچه 42

عاشقانه 3>

باید کسی باشد
که هروقت بار تنهاییت سنگین شد
هر وقت کمر کلماتت شکست
هر وقت واژه هایت لال شدند
بیاید بنشیند مقابل چشم هایت
و تو زل بزنی به خودت
که جاری شده ای میان چشم هایش

...

باید کسی باشد
که هر وقت بار دلتنگی ات سنگین شد
هر وقت طاقت سکوتت تمام شد
هر وقت کم آوردی
بیاید بنشیند کنارت
و تو سرت را بگذاری روی شانه اش
و تمام خودت را به او تکیه دهی



(گاهی اوقات دو تا دوست هم اینجورین خو!!!)
...

باید کسی باشد 
که هر وقت بار خستگی هایت سنگین شد
هر وقت سهمت از بغض بیشتر از توانت شد
بیاید آغوش باز کند
و پناهت شود
و تو یک جا
تمام تنهایی ات را
تمام دلتنگیت را
تمام سکوتت را
تمام خستگی هایت را
و تمام بغضت را
میان هُرم نفس هایش
نفس بکشی
باید
کسی 
باشد

.

.


بعضی وقتا هم یه مادر با به آغوش کشیدن فرزندش تمام غم و غصه هاش از بین میره



+ وقتی گفتن عاشقانه فکر نکنید دوطرف دختر و پسر هستن!میتونه دوتا دوست باشه یا عشق مادر و فرزندی یا شاید عشق یه باغبون به درختش!!!

تررررررررس

کوتاه ترین داستان ترسناک

کوتاه ترین داستان ترسناک

کوتاه ترین داستان ترسناک

کوتاه ترین داستان ترسناک

کوتاه ترین داستان ترسناک

کوتاه ترین داستان ترسناک

برید ادامه مطلب فقط :  

* ورود زیر 70 سال ممنوع

* ورورد سالمندان و افرادی که مشکل قلبی دارند ممنوع

* ورود زنان با نی نی تو شکمشون اکیدا ممنوع

* اگه آخر شب هست و تو هم توی اتاقت تنها نشستی بیخیال ادامه مطلب شو!

                            * در صورتی که فاقد شرایط بالا هستید برید تو ادامه مطلب

ادامه نوشته

به حول قوه الهی آپ میکنیم!

1-

[عکس: 4626482-b.jpg]



2- کدومشو خیلی دوست داشتین؟؟!

[عکس: 00082297222400737924.jpg]

من عاشق لی لی بودم و قایم موشک!


3-


من که 1 و 2 و 4 و 5!



4 - شما چطوری دوست دارید؟

[عکس: 2142.jpg]


من 2 رو دوس میدارم خودمم همینجوریم!



5- طرفدار کدوووووووومی؟!

[عکس: Akh_joon_1_or_2_fb98_blogfa_com_.jpg]


دوراهیه بزرگیه که بگم کدومشو بیشتر دوست دارم!



6- اسمتونو بدون اینکه به کیبورد نگاه کنید وارد کنید ( قبلشم تمرین نکنینا!)

کیبورد های فانتزی، کار با کامپیوتر را خسته کننده نمی کنند / تصاویر كيبورد قلب هاي عاشق / Love Hearts Keyboard / 30 media


من که مبنب وارد کردم خیلیم مرتبط با اسمم!!!

خدایا اقلا کولرو روشن کن… زشته جلو مهمونا

خدایا یک ماه روزه میگیریم تا هال فقرا رو درک کنیم
یک ماهم کلی پول بده تا هال اغنیا رو درک کنیم !


فک کنم مغزم رسما تو کماست ، الان یکی زنگ زده موقعی خداحافظی بهش میگم سره دعا منو افطار کنین


به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟ می گه والا خیلی خوبه فقط یه ذره
زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه


غضنفر ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه
دوستش بهش میگه سحر صدات كنم؟؟
غضنفر می گه نه همون غضنفر صدام كنی بهتره


خدایا!
با این گرونی و گرما هیچکس از تو توقع مهمونی نداره،لطفا کنسلش کن!


روزه دار گرامی ، ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما
جهت رفاه حال اطرافیان و حتی حیوانات لطفا موقع سحر
۵-۶ بار مسواک بزنید !


روایت داریم تو جهنم ۲۰ دقیقه مونده به افطار ساعتا وایمیسته !


در این شبهای عزیز و با برکت سر سفره افطار دستاتو بالا ببر و
برای رضای خدا همون جا نگهدار تا بقیه هم یه لقمه بخورن !


خوشم میاد تو تقویممون از روز جهانی بیابان زدایی گرفته تا روز جهانی توالت داریم،ولی روز پسر نداریم؛ دخترا جیغ دسسسسسسسسسست هورااااا


دیروز سر چهار راه یه نفر اومد گفت:عاغا عاغا گل نمیخوای؟
منم مثل فیلما دست کردم توجیبم مث چیز یه پنج تومنی دادم گفتم همشو بده
یارو گفت:ببخشید عاغا دونه ای چهارتومنهه!
من بعد از ضایع شدن
مردم اطراف پس از گاز زدن درو دیفار
لایک وای چه آدمه پولداری هستی تو



عکس های خنده دار, ترول های خنده دار



ترول ایرانی, ترول, عکس های خنده دار




عکس های خنده دار, ترول های خنده دار


عکس های خنده دار, ترول های خنده دار


عکس های خنده دار, ترول های خنده دار


برای افطار کدومشو سفارش بدم براتون؟؟؟   =))

صندلی داغ بنده! ( لطفا منو نچرزونید!)

+ امروز اولین آشپزی زندگیم رو کردم با اینکه هنوز وارد دهه دوم زندگیم نشدم! پلو پختم البته کمی با کمک مامی !...بماند که کمی سوخت (البته کمی) و کمی هم شور بود (آخه مامانم غذا رو خیلی کم نمک درست میکنه خواستم جبران کنم) اما قابل خوردن بود نه خدایی خوب بود.

فهمیدم مامانم نقشه های پلیدی داره... میخواد تو این تابستونه از من یه خانوم تمام و عیار بسازه(البته نه اینجوری اونجوری!) که البته این نقشه حاکی از آن است که توطئه پلیدتری در راهه اونم شوهر دادن من!(البته این که میگم برای هفت هشت سال دیگه هست) ولی داشت میگفت : تو با این وضعت  چطوری شوهرت بدم! البته همه اینا دلیلیه که تو این تابستونه از من بیگاری بکشه

++ تا اومدم تبریک برد ایران از آلمان بگم سر خودمونم در اومد  اما بازم خیلی خوب پیش رفتن تا همینجاش.امیدوارم سال های بعد موفق بشن

+++ این کیکه پایین برای یادآوری گشنگی به شما دوستان عزیز هست! البته مهم تر ازون اینه که به مهسا جونم(وبلاگ دلنوشته های مهنورا) قول دادم شیرینی بدم...

++++ مهم ترین قسمت این پستم اینه که شما میتونید هر سوال که دارید از من بپرسید من راستشو جواب میدم  خیلی شخصیش نکنید از این سوالای مسخره تا حالا عاشق شدی و ابنا هم نپرسید که من نمیدونم عشق با چه عینی هست...ممنون Flower