نماز...؛"پست ثابت"

.............................................................

نه در  آسمان ها که در همین 

خیابان های گرفتار همچون عابرانی نورانی

هر روز از کنار ما می گذرند وما صدای خدا را نمی شنویم :


« و لا تَحسبنّ الذین قُتلوا فی سبیل الله أمواتاً... » .

ما ، امّا با عینک های دودی و غفلت های عمودی شب های جمعه
به قبرستان ها می رویم و شهیدان برای ما فاتحه می خوانند !!
و ما دوباره بر می گردیم به حُجره و بازار آرزوهایمان را می شماریم و ریشخند دنیا !!

..............................................................................

گویند مرا به رسم رفاقت دعا کنید ...

اما شما مرا به قصد شهادت دعا کنید...

..................................................................

تو فرق♥  میکنی...

روزعروسیمون وقتی گفتی خانم جون...

بیا شروع زندگیمون رو اول از گلزار شهدا و دو رکعت نمازشکر شروع کنیم......

اونجا بود که فهمیدم ♥  تو با همــه مردهــا فــرق داری ♥  

وقتی میخواستیم بیرون بریم ،روسری رنگیمو پوشیدم،چادرمو گذاشتم سرم،گفتم آماده م...

اومدی جلو..روسریمو اوردی جلوتر ...

بهم گفتی میشه روبگیری؟دلم میخواد خوشگلیهات فقط برا خودم باشه...

دوست ندارم "مادربچه هام"روکسی بالذت نگاه کنه!

اونجا بود که فهمیدم  تو با همــه مردهــا فــرق داری♥ 

تو بازار...مردای دیگه رومی دیدم که از هرفرصتی دارن استفاده میکنن تاخانومایی که با وضع آنچنایی اونجا ایستادن رو دید بزنن...وقتی به تو دقت کردم دیدم فقط چشات سمت منه..خیلی خوشم اومد

اونجا بود که فهمیدم تو با همــه مردهــا فــرق داری♥ ♥ 



وقتی خانمها ازمشکوک شدنشون نسبت به همسراشون

 بعدازرفتنشون ازخونه میگفتندومن مطمئن بودم که پدرِبچه هام، الان یه گوشه ی دنج پیداکرده وباخودشوخداش خلوت کرده

اونجا بود که فهمیدم  تو با همــه مردهــا فــرق داری 



وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی و درس خوندن و فعالیت در دانشگاه تشویق میکردی؛ هرازچندگاهی یاد آوری می کردی که:«غرور زن در مقابل مردان غریبه بجا و خوبه»

اونجا بود که فهمیدم  تو با همــه مردهــا فــرق داری 



اونروزیکه برای مسافرت شمال رفتیم وهمه  مردهازنهاشون روبااون سروضع توساحل تنهاگذاشته بودندوخودشون رفتندشنا وچشم چرانی...

تودستموگرفتی وگفتی حاج خانمم میای باهم بریم لب دریاقدم بزنیم؟!؟اونجا بود که فهمیدم  تو با همــه مردهــا فــرق داری 



وقتی برامون مشکل پیش اومدوداشتم همش غُر میزدمواززمین وزمان ،شکایت میکردم!!!

بالبخندنگام کردی وگفتی: "خانمم غصه ی چی رومیخوری؟امیدت به اون بالایی باشه"

اونجا بود که فهمیدم  تو با همــه مردهــا فــرق داری 



وقتی گفتی این مدت تعطیلات عید رو دل ب جاده بزنیم...

نه ب شمال...بلکه ب جنوب کشور...زیارت شهدا 

اونجا بود ک مطمعن شدم ک تو با همه ی مردا فرق داری... 

افسران - مرا تا بهشتــ♥ــــ ببر ...

"راستی خانوما و اقایون مجرد...الان حس ازدواج بهتون دست داد؟؟ 

 

من محتاج توام....

دیگر نمی خواهم زنده بمانم،

من محتاج نیست شدنم...

من محتاج توام...

خدایا...بگو ببارد باران،که کویر شوره زار قلبم سالهاست که سترون مانده است .

من دیگر طاقت دوری از باران ندارم.....

خدایا...دیگر طاقت ماندن ندارم،

بگذار این خشک زار وجودم، این مرده قلب من دیگر نباشد...

بگذار این دیدگان دیگر نبیند. بس است هر چه دیده اند...

بذار این گوشهای صم دیگر نشنوند.بس است هر چه شنیده اند.

بگذار این دست و پاها دیگر حرکت نکنند.بس است هرچه جنبیده اند.

خدایا دوست دارم...تنهای تنها بیایم...

دور از هر کثرتی، دوست دارم، گمنام گمنام بیایم ، دور ازهویتی...

خدایا اگر بگویی: لیاقت نداری، خواهم گفت: لیاقت کدام یک از الطاف تو را داشته ام..

خدایا...دوست دارم سوختن را...

فنا شدن را..از همه جا جاری شدن را، به سوی کمال انقطاع روان شدن...

"شهیداحمد رضا احمدی"

دل نوشت:

گاهی دلت میگیرد...

نه از دوست...و نه از یار...

گاهی دلت میگیرد از "خودت"

اینجاست ک باید بایستی جلوی اینه...در چشمان خودت خیره شوی...

اینجاست ک باید فریاد بزنی ...سرهمان کسی ک میبینی اش...

فریاد بزنی بلندتر از همیشه...

گلایه کنی...

باخودت بی انصاف باش...

چشمانت ک بارانی شد...اشک هایت ک چکید...

بدان "او" منتظر است.....

تنها کسی ک همیشه آغوشش برایت باز است

ب زانو بیوفت...سجده ی پشیمانی اینجاست...

تا میتوانی برایش اشک بریز...

دلت ارام میگیرد...

شک نکن...

.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+.+

و اما...تا اینجا ک امدی...دل نوشتم را ک خواندی...خواهشی دارم...

دعایم کن...ک من محتاجم...

محتاج تر از همیشه

ب عشقت فکر میکنی؟؟؟


دوسش داری؟

حس خوبیه ک همیشه کنارته؟؟

با کدوم اسم صداش میکنی؟؟؟

تاحالا سرتو گذاشتی رو شونه هاش و گریه کنی؟؟؟؟

همیشه باهاته؟

عاشقته حتی وقتی میرنجونیش؟؟

پس تشکر کردی ازش ک تا اخرش باهاته؟؟؟

راستی چن بار ناراحتش کردی؟؟؟؟

فریاد زدی ک دوستت دارم؟

اصلا واقعا دوسش داری یا تظاهر ب دوس داشتن میکنی؟؟

داری بهش فکر میکنی نه؟؟؟؟

"خدا" رو میگمااااااا" !!!!!!!!!!!!!!!!

....................................................................................................................

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-12/19/18032-70940.jpg

>>> خــود را خــط باید زد 

تا هـــر آنچـ ه هســــ ـت خدا باشـــ د 

«خودے» ڪه بـــ ه درد «خـــــدا» نخـــ ورد 

بــے خــــودی است...بی خودی! <<<


تووووولدت مبااااااااارک...



تولدت مبااااارک ابجی کوچووولو...

بفرمایید ادامه مطلب...>>>
ادامه نوشته

رفیق ... نکنه توی موقعیت های حساس

باشنيدن صداي سوت همه به حالت سينه خيز در آمدند، 

خدا مي دانست كجا نشست اينبار ؛

كربلايي در راه بود و بچه ها در سنگرها با خدا و مولاي خودشون خلوت كرده بودند.

بي سيم چي پريشان به سمت رسول آمد، حاج رسول ، حاج رسول...

 چي شده؟

حاجي بي سيم زده كه توي خط به آر پي چي زن هاتون شديدا" نياز دارن،

 حاجي گفت بهتون بگم چند تا آر پي چي زن بردارين و برين پيشش

رسول آر پي چي زن هاي خودشو صدا زد و باهاشون اتمام حجت كرد، و گفت هر كدومتون

 بنابر هر دليلي نمي خواد بياد مانعي نداره و ميتونه اينجا باشه


چند تا از بچه ها موندن و بقيّه با رسول از كانال هاي كنده شده راهي خط شدن و خودشون رو

 به پشت خاكريز حاج اصغر رسوندن

حاج اصغر آر پي چي زن هاشو يكي يكي ميفرستاد و

 با دوربينش نگاه ميكرد و بعد از اندكي يكي ديگه رو ميفرستاد...

ارپی جی زن ها يكي پس از ديگري از خاكريز پايين مي رفتند و وقتي تو موقعيت شليك قرار ميگرفتند به زور به سمت تانك ها شليك ميكردن و در جا شهيد مي شدند تاارپی جی

 زن بعدي جاي اون قبلی رو ميگرفت و اين چرخه رو ادامه ميداند تا از تعداد تانك ها كم مي شد

 حاج اصغر بازم فرياد ميزد : آر پي چي زن برو... 

بعضي ها هم تا پا ميشند از خاكريز برن پايين درجا با گلوله ي دشمن، به خود و خون پاكشون

 مي غلتيدند؛رسول كه وضعيت رو ديد رو كرد به حاج اصغر و گفت: حاجي اگه اجازه بدي من

 و چند نفر بريم پشت كانال و از نزديك بزنيمشون!

 اشك و گره دل كندن بر ابروي حاج اصغر افتاد و گفت :

 رسول من به مادرت قول دادم، ماه ديگه مراسم عقدته!!

ادامه مطلب >>

ادامه نوشته

22بهمن ماه...یوم الله...یوم الله





parcham1.jpg

ما فردا دستانمان را مشت میکنیم تا بکوبیم بر دهان دشمن...


ما فردا غیرت ایرانیمان را ثابت میکنیم...


ما فردا بلند فریاد میزنیم


مرگ بر امریکا...


مرگ بر اسرائیل...


پس قرار ما فردا  


22بهمنماه...


agha-3.jpg


ما با او تا آخرين گلبول قرمز خونمــــــان عهـــــــد بسته ايم !


خـــــــــون ، کمترين چيزي است که فـــــــدا مي کنيم .

تنها...

وسعت نبود تو . . .

به اندازۀ تمام دنیای من است

تا آنجا که چشم کار میکند...

جای تو خالیست...


 
فراموش کـردن تـــو هنر میخواهد و
 مـــن
بی هنرترین انسان عالمم . . .

.........................................................

مخاطب خاص این پست "ابجی تنهاست"

سقوط زیبا...

سقـــوط زیـبــآســـت ...

وقتــــی مقــصَد خاک پاک طلاییه بــاشـــد !

مقصد؟؟؟

 

وفا ب عهد...

107.gif          71.jpg           107.gif

مصطفی اومده بود خواستگاریــــــــم ، مادرم بهش گفت

:

"این دختر صبح ها که از خواب بلند میشه در فاصله ای که دستش


 را شسته و مسواک می زنه یه نفر تختش رو مرتب می کنه.


لیوان شیر رو جلوی در اتاقش میاره و براش قهوه آماده می کنه


شما می تونید چنین کاری کنید؟

 "

مصطفی که خیلی آروم نشسته بود و


به حرفای مادرم گوش می داد ، گفت:


"من نمی توانم برای دخترتان مستخدم بگیرم ولی قول می دهم تا

 زنده ام ، وقتی بیدار شد تختش را مرتب کنم و لیوان شیر و قهوه

 را

برایش آماده کنم"


sh-chamran-1.jpg


تا وقتی شهید شد این کار رو می کرد



خودش قهوه نمی خورد اما چون می دانست ما لبنانی ها به قهوه


خوردن عادت داریم ، درست می کرد


وقتی هم منعش می کردم ، می گفت

:

"من به مادرتان قول دادم تا زنده ام این کار رو برای شما انجام

بدهم"

105.gif   105.gif   105.gif   105.gif   105.gif   105.gif   105.gif   105.gif   105.gif   105.gif   105.gif   105.gif 


17.gifراوی : همســـــــر شهیــــــد چمـــــــــــران17.gif

خدایا....

افسران - من به قلاب تو محتاجترم..


حواست هست؟؟؟

 من در این بحر عمیق مدتیست دست از شنا کشیده ام...

نه که دستم به شنا نمیرود، نه!!!

زخم قلاب جا باز کرده و من هراسان از رهایی شده ام...

تو حواست نیست! من شکارت شده ام!


تو حواست نیست ولی...

کل کامم را زخم اگر چاک دهد، من نه آنم که دهان باز کنم

من به قلاب تو محتاجترم تا خود آب! ...بکشم در قایق...


شعر خوش مضمونیست:

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد،

در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد..!

ب این پست خوب دقت کنید...

توصیه علامه حسن زاده آملی 

دهه فجر مبارک

gif,animation pic,عکس حرکتی,عکس متحرکآمدی فجر آزادی!

که با آمدن تو.... امام آمد، gif,animation pic,عکس حرکتی,عکس متحرک

امامی که بر سربیدادگران،

خروش کلیم داشت و بر جان امت، دم مسیح...

کلامش بوی وحی ‏داشت...


 و طعم شیرین آوای انبیا gif,animation pic,عکس حرکتی,عکس متحرک


  gif,animation pic,عکس حرکتی,عکس متحرک   gif,animation pic,عکس حرکتی,عکس متحرک gif pic,عکس متحرکدهه فجر مبارک     gif,animation pic,عکس حرکتی,عکس متحرک   gif pic,عکس متحرک gif,animation pic,عکس حرکتی,عکس متحرک

:"ان‌الصلوه تنهاء..."

نه اينكه اهل نماز جماعت و مسجد نباشد،

 بلكه گاهي همينطوري به قول خودش براي خنده،

ويرش مي‌گرفت و بعضي از بچه‌هاي ناآشنا را دست به سر مي‌كرد،

 ظاهراً يك بار همين كار را با يكي از دوستان طلبه كرد،

وقتي صداي اذان بلند شد آن طلبه به او گفت:نمي‌آيي برويم نماز؟

پاسخ مي‌دهد:"نه، همينجا مي‌خوانم"

آن بنده خدا هم از فضايل نماز جماعت و مسجد برايش گفت او هم جواب

 داد:"خود خدا هم در قرآن گفته:"ان‌الصلوه تنهاء..."

تنهي، حتي نگفته دوتايي، سه‌تايي. و او كه فكر نمي‌كرد

 قضيه شوخي باشد يك مكثي كرد به جاي اينكه

ترجمه صحيح را به او بگويد،

 گفت:"گفته، "تن‌ها" يعني چند نفري،

نه تنها و يك نفري و بعد هردو با خنده براي اقامه نماز به حسينيه رفتند. ...

دوست داشتن های باارزش..


وقتی یک نفر خیلی میخندد ،

حتی برای چیزهای احمقانه و پیش پا افتاده ..


بدانید او از درون عمیقا غمگین است!!


اگر یک نفر خیلی میخوابد.. بدانید "تنهاست"


اگر یک نفر کم حرف میزند،


 سریع حرفش را میگوید و دوباره سکوت میکند.. بدانید "راز"ی در سینه دارد...


وقتی یک نفر نمیتواند گریه کند بدانید "ضعیف" است!

وقتی یک نفر با یک روال غیر عادی و زیاد غذا میخورد  بدانید" تحت تنش " است


وقتی یک نفر برای چیزهای کوچک گریه میکند"معصوم"است


اما...

وقتی یک نفر به خاطر  چیزهای کوچک"عصبانی" میشود،یعنی درگیر


 "دوست داشتن" از "ته قلب" است...

..........................................................................


آدمـهــايي هســتـند كـه شـايـد كــــم بگــويـند

"دوســتـتـــــــــــ دارم"

يـا شـايـد اصــلا بـه زبـان نيـاورنـد دوسـتـــــــــــ داشــتـنـشان را …

بـهــشـان خــرده نـگــيـريـد!

ايـن آدمــهـا فـهـــمـيده انـد

"دوســتـتـــــــــ دارم"

حــرمـتــــــــ دارد، مـســئولـيـتــــــــــــ دارد …

ولـي وقــتـي بـه كـارهــايـشــان نـگـاه كــنـي ،

دوسـتــــــــــــ داشــتـن واقـعـــــي را مــيـفــهـمـي …

مــيـفــهـمـي كـه هــمـه كـار مــيـكـنـد تـا تـــ ـــو بـخـــنـدي …

 تـا تـــ ـــو شــاد بـاشـي …

آزارتـــــــ نـمــيـدهـــد …

 دلـتـــــــ را نـمــيـشــكـنـد ….

بـه هـــر دري مــيـزنـد كـه بـا تـــ ـــو بـاشــد …

مـــ ــن ايـن دوسـتــــــــــــ داشـــتـن را مــي ســـتـايـم …

پستی بی ارزش...

به دل دارم هوای گریه کردن

چه دلتنگم برای گریه کردن

نمیدانم بگویم یا نگویم برایت

ماجرای گریه کردن

.........................................................................................

این پست ...

این پست یه پست بی ارزشه...

اما هرچی هم باشه شاید بتونه کمی ارومم کنه...

امشب دلم ی جوری گرفته...ی جور عجیب...ی جوری ک نمیشه گف چ جوری...

فقط میدونم ک میخام بشینم و  گریه کنم...

اما نمیتونم...ینی نمیشه...

اصلا بی خیال این حرفا.....شما خوبین؟؟؟

شکر ک خوبین...کاش منم خوب بودم.....

راستی شمایی ک خوبی ی چی بگو منم خوب بشم....

یادش بخیر...

هیچ چیــــز دیگر مثـــل قدیـــما نــیســت.......حتـــــی ایـــن پســـــت‌هــــا

یادشـــ بخیـــــر...

هر چـــقدر هم که مـــی‌نویســـــمـــ

چــیزی از دل تــــنـگیـــم کــــم نمــــی‌کنـــنـــد…

جشنواره فجر یا زجر؟؟؟؟؟

آرایش شـבیـב ڪن و موهایت را بنـבاز بیروטּ تر


با مرבها قاه قاه بخنـב بلنـבتر

 با تیپـی مرבانه وَر برو


 با افڪار مرבانـه با تیپ زنانه تر

یا لباس هاے جیغ رنگارنگ و اَجق وَجق!


با لاڪ تازه اے ڪه اینترنتـے خریـده اند برایت

حالا چند تا عڪس بگیر با ناز و ڪرشمه تر


 چنـב تا هم خصوصـے تر...

خصوصا اگر جشنواره اے جایـی ،سَرَڪـی زבه باشـے خارج ڪشور


 یا اصلا همین ڪیش همین شمال تر

 همین ڪافـی شاپ های پایتخت


 حالا شـבے یڪ هنرمنـב زטּ ناب مامانـی!

خیز برבار براے سیمرغ فجر


 نزבیڪ است نزבیڪ ،جشنواره فجر انقلاب! یا نه ؛ جشنواره زجر

انقلاب!!!

غروب...

و باز....این دلم...

خلاصه اش میکنم...خلاصه تر از همیشه...

دلم برای غروب خورشید ...

ن هر غروبی...

همان غروبی ک...حرف ها داشت برایم

تنگ است...

همین...

تو برایم "ب ن و ی س" :


این پست را تو برایم بنویس...


دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزهیه نصیحت:

دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزهیه خواهش:

دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزهیه حقیقت:

دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزهیه دروغ:

(اشتباه محض)


606704_LNyAq4PV.jpg

امام خامنه‌ اے :


בشمناטּ ما امروز به گونه اے صحبت مـے ڪننـב ڪه 


گویا ملت ایراטּ بر اثر فشارتحریم ها،

בستهایش را بالا برבه و تسلیم شـבه است، בر حالیـڪه باز هم اشتباه

 مـے ڪننـב زیرا ایـטּ ملت،

ملتـے نیست ڪه בستهایش را به علامت تسلیم بالا ببرב .

امروز هم رفع مشـڪلات تنها از طریق

مقابله با دشمنـے هاے בشمنان بواسطه

 ایستادگـے ملت و تـڪیه بر توانایـے هاے داخلـے 

،

 و اعتماב به خـבاونـב متعال امـڪان پذیر است.


وقتـے בشمـטּ با ملتـے مصمم و مقاوم مواجه می شوב ،


 چاره اے جز عقب نشینـے نخواهـב בاشت

 و ایـטּ تصور ڪه ملت ایراטּ به בلیل فشار تحریم ها

به پاے میز مذاکره آمـבه 

، یک (اشتباه محض) است 

و ملت ایراטּ این اشتباه בشمنان را به هم خواهـב زב

......................................................................

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬

┘◄"امریکن اینترپرایز": 


مشکل آمریکا در ایران حضور یک "ابر حریف"
به نام "آیت الله خامنه ای"
است 
که نقشه راه را می داند
و مردم به او "اعتماد آمیخته به اعتقاد" دارند!

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬

┘◄یک روزنامه فرانسوی نوشت : 


اینکه فکر کنیم آیت‌الله خامنه‌ای

 از آرمان انقلاب اسلامی و آیت‌الله خمینی اندکی کوتاه می‌آید،

 یک توهم است...

si118d_535.jpg

" پرواز بال میخواهد "

               " پرکشیدن مجال میخواهد "

            "  آسمان زلال میخواهد "

            "   اشتیاق پرنده کافی نیست "

             چونکه پرواز بال میخواهد "

دست نوشته...

((دوستای خوبم این دست نوشته رو 

حتما بخونین و از دستش ندین...من ک حرفی برا گفتن ندارم...))

.........................................................................................
دست نوشته اي از شهيد امير حاج اميني:

"بيسيم چي گردان انصار - لشگرمحمد رسول الله(ص)"

 سلام بر خدا و شهيدان خدا و بندگان مخلص او…..


از اينکه بنده بد و گناهکار خدايم سخت شرمنده ام


 و وقتي ياد گناهانم مي افتم آرزوي مرگ مي کنم

 ولي باز چاره ام نمي شود.


هيچ برگ برنده اي ندارم که رو کنم،

جز اينکه دلم را به دو چيز خوش کرده ام:


يکي اينکه با اين همه گناه،او دوباره مرا به

سرزمين پاکي و اخلاص و صفا و محبت

 بازم گرداند

.پس لابد دوستم دارد و سر به سرم مي گذارد،هرچند که چشم دلم


 کور است و نمي بينم و احساسش نمي کنم


 اگر چنين نبود پس چرا مرا به اينجا آورد؟



دوم اينکه قلبي رئوف و مهربان دارم


و با همه بديهايم بسيار دلسوزم....


لحظه اي حاضر به رنجش کسي نمي شوم،


حتي رنجش بسيار کوچک و ناچيز،ولي


 در عوض براي خوشنودي ديگران حاضر به


 تحمل هرگونه رنجي مي شوم.بله!


به اين دو چيز دل خوش کرده ام.


مقتدر مظلوم - شهیدی که بیشتر عکسش شناخته شده است تا شخصیتش...


اگر دوستم داري که مرا به اينجا آورده اي پس به آرزويم که ….برسان.

اي کساني که اين نوشته را مي خوانيد...

،اگر من به آرزويم رسيدم و دل از اين دنيا کندم،

 بدانيد که نالايق ترين بنده ها هم مي توانند به خواست او

،به بالاترين درجات دست يابند.

 البته در اين امر شکي نيست ولي بار ديگر به عينه ديده ايد که يک بنده گنهکار خدا به آرزويش رسيده است...
ادامه نوشته

من از پرواز بی احساس می ترسم...

من از آغاز میترسم

من از پرواز می ترسم

من از آغاز یک پرواز بی احساس می ترسم!

ادامه نوشته

یا محمد...

به نام خدا...

یا محمد؛

جهان را به یمن قدوم تو آفریده‌اند و تو را رحمة للعالمین نام نهادند، اما هستند کسانی که از درک این رحمت عاجزند.

یا محمد؛

تو همان پیامبری هستی که اگر کسی را قادر به هدایت نمی‌دید، اندوهگین می‌شد...


تو همان پیامبری هستی که از گمراهى مردم رنج مى‌برد و به ایمان آوردنشان عشق می‌ورزید...


تو همان پیامبری هستی که فریاد تشنگی تشنه کامان هدایت را با گوش جان می‌شنود و

 از اینکه در کنار چشمه زلال وحی نشسته‌اند و از آن نمی‌نوشند،

ناراحت است و اشک می‌ریزد...

یا محمد؛

هنوز هم سربازان شیطان در مقابل دین یگانه اسلام که رسول و پیام‌آورش هستی، می‌ایستند.


هنوز هم کج اندیشان و مغرضانی هستند که کرامت و بزرگی خدای تو را، ‌دین تو را و تو را بر نمی‌تابند.


آری؛ هنوز هم جهان، شاهد و ناظر قصه‌های تلخ و تأسف آور است.


اهانت به ادیان الهی، رسمی ناشایست است که هر از گاهی از گوشه و کنار جهان و

در لفاف آزادی بیان، دیده می‌شود.

اهانت به مقدسات ادیان الهی و به خصوص غرض ورزی‌های بی‌شمار علیه دین مبین اسلام،

ریشه در کم خردی،

 حسد ورزی و عدم درک درست از اسلام است...

دشمنان اسلام چه کوته فکرند که گمان می‌کنند

این رفتارهای نابخردانه، ذره‌ای به اسلام خدشه وارد می‌کند....

عیدتان مبارک...

عاشق عاقل...


« وقتی عقـــل، عاشـــق شود ...

عشـــق، عاقــــل میشود و ...

شهید میشوی ....! »


•شهید دکتر مصطفی چمران

............................................................................

من درد تو را ز دست آسان ندهم...

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم...

از دوست ب یادگار دردی دارم...

ک این درد ب صد هزار درمان ندهم...

-----------------------------------

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

"ای تمام عشق و هستی من"

http://s5.picofile.com/file/8108794892/15767836_7123847bfdca.jpg

وقتی که بین تمام روزمرگی هایم


...گمت می کنم

....می دانم حواست به من هست


می دانم هوایم را داری


...حتی اگر

ادامه مطلب... 

ادامه نوشته

دلنوشته های بارانی

دلت گرفته،؟؟؟

 آره؟ ...دل همه می‏گیره،

اصلا دل داشته باشی می‏گیره دیگه...

 یا رفیق من لارفیق له... ای رفیق کسی که.......

اره کسی ک «رفیقی نداره...»

رفیقی نداره...

اره درست فهمیدی دل منم گرفته...اونم قدر ی دنیا...یا شایدم بیشتر...

اونقدری ک بغض میکنم... اشک میریزم ...حتی زار هم میزنم...

اما اروم نمیشم...

اروم نمیشم......اخه دلتنگم...

اره دلتنگم.......خیلی دلتنگ....

ادامه نوشته

نا امید نکنید...

هیچ گناهکاری را ناامید مکن ،

 چه بسیار گناهکاری که عاقبت به خیر گشته ...

و چه بسیار خوش کرداری که در پایان عمر، تباه شده و جهنمی

گشته است ...

" شاه مردان (ع)..."

ادامه مطلب

ادامه نوشته