
روزعروسیمون وقتی گفتی♥ خانم جون...
بیا شروع زندگیمون♥ رو اول از گلزار شهدا و دو رکعت نمازشکر شروع کنیم......♥
اونجا بود که فهمیدم♥ ♥ ♥ تو با همــه مردهــا فــرق داری♥ ♥ ♥

وقتی میخواستیم بیرون بریم ،روسری رنگیمو پوشیدم،چادرمو گذاشتم سرم،گفتم آماده م...
اومدی جلو..روسریمو اوردی♥ جلوتر ...
بهم گفتی میشه روبگیری؟دلم میخواد خوشگلیهات فقط برا خودم باشه...
دوست ندارم "مادربچه هام"روکسی بالذت نگاه کنه♥!
اونجا بود که فهمیدم♥ ♥ تو با همــه مردهــا فــرق داری♥ 
تو بازار...♥مردای دیگه رومی دیدم که از هرفرصتی دارن استفاده میکنن تاخانومایی که با وضع آنچنایی اونجا ایستادن رو دید بزنن..♥.وقتی به تو دقت کردم دیدم فقط چشات سمت منه..♥خیلی خوشم اومد
اونجا بود که فهمیدم♥♥♥ تو با همــه مردهــا فــرق داری♥ ♥

وقتی خانمها ازمشکوک شدنشون نسبت به همسراشون♥
بعدازرفتنشون ازخونه میگفتندومن مطمئن بودم که پدرِبچه هام، الان یه گوشه ی دنج پیداکرده وباخودشوخداش خلوت کرده♥
اونجا بود که فهمیدم♥ تو با همــه مردهــا فــرق داری♥
.jpg)
وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی و درس خوندن و♥ فعالیت در دانشگاه تشویق میکردی؛ هرازچندگاهی یاد آوری می کردی که:«♥غرور زن در مقابل مردان غریبه بجا و خوبه»♥
اونجا بود که فهمیدم♥ تو با همــه مردهــا فــرق داری♥

اونروزیکه برای مسافرت شمال رفتیم♥ وهمه مردهازنهاشون روبااون سروضع توساحل تنهاگذاشته بودندوخودشون رفتندشنا وچشم چرانی.♥..
تودستموگرفتی وگفتی حاج خانمم میای♥ باهم بریم لب دریاقدم بزنیم؟!؟اونجا بود که♥ فهمیدم ♥ تو با همــه مردهــا فــرق داری♥

وقتی برامون مشکل پیش اومدوداشتم همش غُر میزدمواززمین وزمان ،شکایت میکردم!!!
بالبخندنگام کردی وگفتی♥: "خانمم غصه ی چی رومیخوری؟امیدت به اون بالایی باشه"♥
اونجا بود که فهمیدم♥ تو با همــه مردهــا فــرق داری♥

♥وقتی گفتی این مدت تعطیلات عید رو دل ب جاده بزنیم...
نه ب شمال..♥.بلکه ب جنوب کشور...زیارت شهدا♥
اونجا بود ک مطمعن شدم ک تو با همه ی مردا فرق داری...♥


"راستی خانوما و اقایون مجرد...الان حس ازدواج بهتون دست داد؟؟♥