حجاب اجباری، چرا؟!

بسمه تعالی

بی مقدمه وارد اصل سوال میشم:

اینکه چرا باید «حجاب» توی کشور ما آزاد نباشه و حالت اجبار به خودش گرفته؟

اگر شما دوست یا دوستان گرامی واقعا طالب جواب گرفتن هستید و به دنبال حقیقتید، ازتون خواهش میکنم حوصله کنید و اونچه در پائین میاد را مطالعه بفرمایید:

از منظر آموزه هاي اصيل اسلامي رعايت حجاب امري لازمه و تحقق آن در جامعه يکي از کارکردها و وظايف مهم حکومت اسلامي به حساب میاد.

در خصوص رعايت حجاب از سوي مسلمانان در زمان پيامبر (ص) بايد توجه داشته باشیم که هر چند در زمان پيامبر(ص) و امام علي (ع) زنان بدحجاب وجود داشتند اما قرآن با اين پديده برخورد کرده، و به دنبال آن ديگه اونها نمي تونستند هر طور دلشون میخواست در اجتماع، ظاهر بشوند. اين مطلب از آيات حجاب که بر لزوم پوشش و پرهيز از تبرج، خودنمايي، تحرک و بي حجابي زمان جاهليت تأکيد مي نمايد، و همچنين کتابها و منابع معتبر تاريخي به خوبي قابل اثباته.

نکته دیگر اینه که:

علاوه بر دلايل قطعي قرآني و روايي بر لزوم رعايت حجاب و فوائد و کارکردهاي فردي و اجتماعي آن، دولت اسلامي یا جامعه اسلامی یا جمهوری اسلامی و خلاصه هر چیزی که به نوعی نام "اسلام" را داره یدک میکشه، با توجه به فلسفه وجودي خويش در فراهم نمودن محيطي سالم براي هدايت، رشد و تکامل مادي و معنوي انسان، موظف به اجراي اين حکم با بهترين و مؤثرترين شيوه و شکل ممکن است. حکمی که از مهمترين ارزشهاي اسلامي بوده و تاثير مستقيمي برسلامت جامعه و تکامل مادي و معنوي آن داره.

ادامه نوشته

ماجرای سرداب امام زمان (علیه السلام)

 

سرداب به معنی زیر زمین است، كه در زیرِ زمین ساخته می شود، تا در شدت گرمای تابستان، به آن پناه برند، اكثر خانه های مناطق گرمسیری عراق، از قدیم و ندیم دارای سرداب می باشد، تا در تابستان مورد استفاده قرار گیرد، خانه امام حسن عسكری (ع) در شهر سامرا نیز دارای سرداب بود، مدتی امام هادی (ع) و امام حسن عسكری (ع) در این سرداب زندگی كردند، و حضرت مهدی (ع) نیز در این سرداب زندگی نموده است.

ادامه نوشته

معنای «انتظار» و عوامل زمینه ساز ظهور

انتظار یعنی آینده‌نگری و تلاش برای دگرگونی و انقلاب. انتظار ظهور حضرت مهدی (عج) با توجه به انقلاب جهانی عظیم و عمیقی كه دارد، یعنی آماده‌باش كامل و زمینه‌سازی برای چنان انقلاب جهانی و عمیقی و قطعا چنین انتظاری باید در همه‌ شاخه‌های رشد و ترقی جریان داشته باشد. مانند آمادگی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی، اخلاقی و ... .

به عبارت روشنتر، انتظار بر دو گونه است؛

انتظار خام و بی‌مسئولیت،انتظار پخته و مسئولانه

.
.
.

 

ادامه نوشته

مناظره؛ آیا حسنین (ع) فرزندان صلبی رسول خدا (ص) هستند؟

مناظره ی ابوالجارود (شاگرد امام باقر علیه السلام) با منكران در مورد اینكه حسنین (علیهما السلام) فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستند

امام باقر ـ علیه السلام ـ یكی از شاگردانش به نام «ابوالجارود» را واسطه قرار داد تا مناظره زیر را با منكران پسر بودن حسن ـ علیه السلام ـ و حسین ـ علیه السلام ـ نسبت به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ انجام دهد:

ابوالجارود: بنی‌امیّه و پیروانش اعتقاد دارند كه امام حسن ـ علیه السلام ـ و امام حسین ـ علیه السلام ـ فرزندان امیر مؤمنان ـ علیه السلام ـ و حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ هستند و نسبتی با رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ ندارند!

امام باقر ـ علیه السلام ـ : در ردّ آنها چگونه با آنها مناظره كردی؟ ....

ادامه نوشته

«مسلمانی»! در آخر الزمان!!

حضرت یحیی (ع) به ابلیس عرضه میدارد:

ای ملعون، چه چیز بیشتر از همه باعث خوشحالی تو میشود؟

شیطان در جواب گفت:.


بقیه در ادامه مطلب ..

ادامه نوشته

دختر خانمهای جوان بخوانند...!

 به علاقمندی پسرهای زیر 20 سال اعتماد نکنید.

  خواستگاری یعنی آمدن پسر و خانواده اش و اعلام برنامه هایشان، همین و لاغیر ...

 انسان برای گناه نكردن از كسی اجازه نمی گیرد!!

  با این افراد اصلا ازدواج نكنید

 یکی از مهمترین علل شایع مشکلات دختر خانم ها...

 دخترها مراقب کاهش تدریجی شانس ازدواج باشند

 

≈≈ ادامه مطلب

ادامه نوشته

رواج نوعی عریانی جدید میان زنان بد حجاب!

متاسفانه! چندماهی است نوعی عریانی جدید در میان زنان بدحجاب رواج پیدا کرده و فصل جدیدی را بر بی‌حیایی، بی عفتی، تبرّج و نادیده گرفتن حدود الهی گشوده است...
ادامه نوشته

مناظره حضرت علی(ع) با مرد شامی

شیخ صدوق در «خصال» و«عیون» و«علل» حدیث كند:
مردی از اهل شام از امیرالمؤمنین سؤال كرد كه:
چند نفر از انبیاء به عربی تكلّم كردند؟
چند نفر آنها ختنه شده به دنیا آمدند؟
چند نفر آنها دو اسم داشتند؟
اول كسی كه شعر گفت كیست؟
و آن شش موجود زنده‌ای كه بی مادر در دنیا پدید آمدند كدامند؟

 

حضرت فرمودند:
اما پیغمبرانی كه به زبان عربی صحبت كردند پنج نفر بودند: هود و صالح و شعیب و اسماعیل و محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ.


اما كسانی كه ختنه شده متولد شدند: آدم ابوالبشر و فرزند او لیث و ادریس و نوح و سام بن نوح و ابراهیم و داوود و سلیمان و موسی و عیسی و محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ .

و اما پیغمبرانی كه دو نام داشتند عبارتند از: یعقوب كه او را «اسرائیل» هم می‌ گفتند و خضر كه او را «قالیا» هم می‌ نامیدند و یونس كه او را«ذالنّون» هم می‌ نامیدند و یوشع بن نون كه او را«ذوالكفل» نیز می‌ گفتند و عیسی كه او را «مسیح» هم می‌ نامیدند و محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ كه«احمد» نیز نام دارد.و اما اول كسی كه شعر گفت آدم ابوالبشر بود كه چون هابیل كشته شد در مرثیه او گفت:
تَغَیّرَتِ البلادُ وَ مَن علیها و وجهُ الارضِ معنبر قبیح
تَغَییَّرَ كُلُّ ذی لون وَ طَعْمٍ و قَلَّ بشاشه الوجه الملیح [1]


اما آن شش موجود زنده‌ای كه بی مادر موجود شدند عبارتند از: 1.آدم 2. حوّا 3. قوچی كه فدای اسماعیل شد 4.عصای موسی(كه به صورت اژدها درآمد) 5.ناقه صالح پیامبر 6.پرنده‌ای كه عیسی آنرا با دست خود ساخت و به آن دمید و آن پرنده زنده شد و پرواز كرد به اذن خداوند.[2]


19:48 1392/03/26


-----------------------------------------------------------
پی نوشت:

[1] . سرزمین‌ها و ساكنان آنها دگرگون و روی زمین غبارآلود و زشت گردید. رنگ‌ها و طمع‌ها تغییر كرد و خرّمی از صورت‌های نیكو كناره گرفت.

[2] . المواعظ العددیه، ص 179.

خلیفه ی دوم و استمداد از حضرت علی (ع)

مناظره حضرت علی(ع) با اسقف نجران

«انس بن مالك» گوید: اسقف نجران[1] وارد مدینه شد و به حضور عمر آمد تا جزیه[2] خود را بپردازد.
عمر بن خطاب او را به اسلام دعوت كرد. اسقف گفت:
« ای عمر! شما مسلمانان معتقدید: أنَّ اللهِ «جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ»[3]
(برای خدا بهشتی است كه عرض آن آسمانها و زمین را فرا می‌گیرد)

به من بگو در این صورت آتش دوزخ و جهنم كجاست؟


عمر از جواب دادن عاجز ماند. سپس به ناچار طبق معمول به علی ـ علیه السلام ـ كه در آنجا بود گفت:
«یا علی! جواب این اسقف را بده.»


علی ـ علیه السلام ـ به اسقف فرمود:
«وقتی كه شب می‌آید، روز در كجاست؟»


اسقف، متوجه جواب شد. و بار دیگر به عمر رو كرد و پرسید:
«مرا از زمینی خبر بده كه آفتاب فقط ساعتی بر آن تابید و پیش از آن ساعت و بعد از آن اصلا آفتاب بر آن نتابیده است؟»


عمر گفت: «از علی ـ علیه السلام ـ بپرس».

علی ـ علیه السلام ـ فرمود:
«آن زمین، زمین دریای نیل است كه وقتی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ و پیروانش، از آن گذشتند، از آب خالی شد و آفتاب بر آن تابید و پس از خروج موسی و پیروانش، آب دریا، مجدداً به آن نقطه بازگشت.»


اسقف گفت:
«آفرین! درست گفتی! مرا به چیزی خبر ده كه اهل دنیا هر چه از آن بر می‌دارند، نه كم میشود و نه زیاد.»


حضرت فرمود: «آن چیز، قرآن و علوم مختلف است.»

اسقف گفت: «مرا از اول خونی كه در زمین ریخت، خبر ده».

حضرت فرمود:
«شما می‌گوئید خون هابیل بود كه توسط برادرش قابیل بر زمین ریخته شد ولی ما میگوئیم كه اول خونی كه بر زمین ریخت، خون حیض و نفاس حضرت حوّا بوده است».

ادامه نوشته

جواب کوبنده ی حضرت امیر (ع) به معاویه

ابن ابی الحدید گوید:
روزی از روزهای صفین كه معاویه سخت خویش را در تنگنای جنگ گرفتار دید به عمرو عاص گفت:
«من به علی نامه‌ای می‌ نویسم باشد كه به وسیله این نامه، علی را در كار پیكار به تردید اندازم و خود را از این مخمصه نجات دهم.»


عمروعاص پوزخندی زد و گفت:
«ای معاویه! تو كیستی كه بتوانی مردی چون علی را بفریبی؟ بی جهت خود را اذیت مكن. علی هرگز فریب تو را نخواهد خورد.»

معاویه به حرف عمروعاص گوش نكرد و نامه‌ای برای حضرت نگاشت كه خلاص‌اش چنین است: «اگر ما می‌ دانستیم، این جنگ چه بر سرمان خواهد آورد، هرگز داخلش نمی‌ شدیم و اكنون هر دو پشیمان هستیم. تو می‌ دانی كه لشگر عرب از هر دو سو (هم بواسطه من و هم بواسطه تو) رو به نابودی است. من و تو، هر دو فرزندان عبدمناف و در نَسَب با هم برابریم. اگر حكومت شام را به من واگذاری، من فرمانت را گردن خواهم نهاد.»[1]


هنگامی كه حضرت آن نامه را ملاحظه كرد چنین پاسخ داد:
ادامه مطلب...
ادامه نوشته

خلیفه ی اول و استمداد از حضرت علی (ع)

مناظره حضرت علی(ع) و ابوبكر با یهودی

انس بن مالك گوید:
پس از درگذشت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ یك نفر یهودی، برای تحقیق درباره اسلام به مدینه آمد، و از مردم خواست كه او را به كسی‌ كه بتواند از عهده پاسخ سؤال‌های او برآید راهنمائی كنند.


مردم، ابوبكر را به او معرفی كردند!!!!!!!

آن مرد پیش ابوبكر آمد و گفت پرسش‌هائی دارم كه جز پیامبر و یا وصی او نمیداند؟

ابوبكر: هر چه میخواهی بپرس.

آن چیست كه خدا ندارد؟

آن چیست كه نزد خدا نیست؟

و آن چیست كه خدا نمیداند؟


ابوبكر عصبانی شد و به وی گفت:
این سؤال‌های مردم بی دین است، و تصمیم كشتن او را گرفت، سایر مسلمانان حاضر هم كیفر آن مرد را كشتن می‌دانستند.


ابن عباس كه آنجا حاضر بود، گفت: درباره این مرد، بی انصافی كردید.

ابوبكر: نشنیدی كه الآن چه گفت؟

ابن عباس: اگر می‌توانید جوابش را بدهید، وگرنه او را ببرید پیش علی (ع) كه تا به او پاسخ ‌دهد، چون من از پیامبر شنیده‌ام كه به علی بن ابیطالب می‌فرمود: «خدایا دلش را هدایت كن، و زبانش را استوار بدار».
ادامه نوشته

جامع همه ی اوصاف كریه و زشت!

براى آنكه بدانیم چرا «امام حسین (ع)» با «یزید» بیعت نكرد، نخست لازم است «یزید» را بشناسیم و از زندگى خصوصى و سیاسى او آگاه شویم.

«یزید»، جوانى عیّاش، آلوده به گناه و معتاد به شراب بود.
او در كودكى در میان قبیله «بَنى كِلاب» نزد دائیهایش كه پیش از اسلام مسیحى بودند، زندگى مى‏ كرد و به آدابشان خو گرفته بود.
با آنان شراب مى‏خورد و سگ بازى مى‏ كرد.»

«ابنِ حَنْظَلَه» پس از باز گشت از شام و مشاهده زندگى یزید از نزدیك، به مردم مدینه چنین گزارش داد:
 «از نزد مردى بى دین، شرابخوار، نوازنده تار و سگ باز مى‏آیم. یزید كسى است كه مادر و دختر و خواهران را یكجا به عقد ازدواج خود در مى‏آورد و به نماز اهمیّتى نمى‏ دهد!»

ادامه نوشته

كتاب مقدس!! (شخصیتهای بزرگ از نگاه انجیل)

زنای دختران لوط با وی

لوط یكی از شخصیتهای بزرگ كتاب مقدس است. كسی كه خدا به دیدار او آمد!!
پس از نابودی دو شهر سدوم و عموره لوط با دخترانش در غاری ساکن شدند و چون مدتی در غار بودند دختران لوط به هم گفتند:
پدر ما پیر شده و مردی نیست كه به ما درآید. بیا تا پدر خود را شراب نوشانیم و با وی همبستر شویم تا از این طریق نسلی از پدر خود نگاه داریم.
ادامه نوشته

نگاه خلیفه ی دوم (عمر بن خطاب) به زنان!!

با بررسى سطحى در زندگى عمر بن خطاب، به این نكته پى خواهیم برد كه وى در هیچ یك از دوره‌هاى زندگی‌اش رفتار شایسته‌اى با زنان نداشته است؛ چه آن زمان كه مشرك بود، چه آن زمان كه مسلمان شد و چه آن زمان كه بر مردم حكومت مى‌كرد.

موارد متعددى مى‌توان براى هر یك از این موارد ذكر كرد؛ ولى به اختصار به چند مورد اشاره

مى‌كنیم...
ادامه نوشته

برگی از تاریخ/ تغییر موضع عایشه!

عایشه، در اواخر خلافت عثمان به دلیل این‏كه از مزایاى دوران دو خلیفه پیشین محروم گردیده بود از حكومت او ناراحت و منزجر گشت؛ بدین جهت، پرچم مخالفت با عثمان را برافراشت و با سخنان و رفتار خود، مسلمانان را به شورش علیه خلیفه دعوت كرد.

وى چون آتش شورش را برافروخت و خود را در هدفش موفق دید به سوى مكّه رهسپار گردید و هر آن در انتظار كشته شدن عثمان و بیعت مردم با طلحه بود.

وقتى خبر قتل عثمان به او رسید گفت: عثمان از رحمت خدا دور باد.

او در اثر كارهایش كشته شد، خداوند بر بندگان ستم نمى‏ كند.


عایشه، پس از حادثه قتل عثمان، به مردم مى‏ گفت: كشته شدن عثمان، شما را دلگیر نكند، اگر او كشته شد، اینك طلحه، بهترین و لایق‏ترین فرد براى مقام خلافت، در میان شما حاضر است. با او بیعت كنید و از تفرقه بپرهیزید.

او پس از این سخنان با شتاب به سوى مدینه رهسپار گردید و مطمئن بود كه مقام خلافت پس از عثمان از آنِ طلحه خواهد بود؛ از این رو در میان راه با خود زمزمه مى‏كرد: گویا با چشم خود مى‏ بینم كه مردم دست بیعت به طلحه مى‏دهند. مركب را با سرعت برانید تا خود را به وى برسانم.
ادامه نوشته

برگی از تاریخ/ خلافت عثمان!

پس از درگذشت خلیفه دوم، عثمان زمام امور را به دست گرفت، و از همان روزهاى اوّل روشى را اتخاذ كرد كه عمر نسبت به آن، وى را برحذر داشته بود. وى به تدریج بستگان خود (بنى امیّه) را بر كارها گمارد.
- پسر دایى خود «عَبْدُ اللّهِ بْنِ عامِرْ» را كه 25 سال داشت، والى بصره كرد!
- و برادر مادرى خویش «وَلید بْنِ عُقْبَه» را كه فردى فاسد بود، به فرماندارى كوفه منصوب نمود! وى در حال مستى به مسجد رفت، و نماز صبح را چهار ركعت خواند و پس از نماز خطاب به مأمومین خود گفت: اگر مى‏خواهید باز هم اضافه كنم.(1)
- معاویه از طرف عمر حاكم دمشق و اردن بود، ولى عثمان، «حِمْص» و «فلسطین» و «جزیرَه» را نیز به آن‏ها ضمیمه كرد و موجبات تسلّط هر چه بیشتر وى فراهم شد.
- همچنین برادر رضاعى خود «عَبْدُ اللّهِ‏ بن سَعْد» را به فرماندارى مصر منصوب كرد.
- وى مَرْوان حَكَم، رانده شده و تبعیدى پیامبر صلى الله علیه و آله را جذب كرد و مشاور خود قرار داد.
و ... تو خود حدیث مفصل بخوان كه چه كسی خود را خلیفه ی مسلمین نامیده بود و چه می كرد!!
ادامه نوشته

برگی از تاریخ/ جلوه های رفتاری امام علی (علیه السلام)

مردى به خلیفه ی اول شكایت كرد كه همسر من شش ماه پس از عروسى زاییده است. زن نیز پذیرفت.
خلیفه گفت: باید سنگسار شود. ولى على علیه السلام از اجراى حدّ جلوگیرى كرد و فرمود: زن از نظر قرآن مى‏ تواند سر شش ماه بچّه بیاورد، زیرا در آیه‏ اى دوران باردارى و شیرخوارى سى ماه معین شده(1) و در آیه دیگر تنها دوران شیر دادن را دو سال دانسته است.(2)
با كم كردن دو سال از سى ماه، براى مدّت حمل شش ماه مى‏ ماند.

عمر پس از شنیدن منطق امام علیه السلام گفت:
«لَوْلا عَلِىٌ لَهَلَكَ عُمَرُ» اگر على علیه السلام نبود هر آینه عمر هلاك شده بود.
ادامه نوشته

مناظره بین شیعه و سنی

بسمه تعالی

با عرض سلام به همه دوستان گرامی و ارجمند

بنا به پیشنهاد بنده و قبول دوست گرامیمان جناب «فرهاد لولیان» به این آدرس پروفایل:
http://www.cloob.com/name/loli297
که سابقا با آی دی «شـــه پۆل لولی فرزند ام المومنین عایشه طاهره» به این آدرس پروفایل:

 http://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:awgvOmZilDMJ:www.cloob.com/name/lolian+&cd=1&hl=fa&ct=clnk&client=firefox-a
مشغول فعالیت بودند، یک مناظره ی دوستانه و علمی بین طرفین با عنوان «اثبات اصل امامت از قرآن (فقط قرآن)» برگزار میشود!

برای پرهیز از هرگونه مطالب حاشیه ای که ممکن است از طرف دیگر کاربران سایت صورت بگیرد، این مناظره در قالب پیام خصوصی برای یکدیگر فرستاده خواهد شد و متن آنچه بین بنده و جناب فرهاد لولیان صورت میگیرد، اینجا (یعنی در بخش مطالب ارسالی) کپی پیست میشود.
بنابراین، بهتر است جناب «فرهاد لولیان» هم از مطالبی که بین بنده و ایشان رد و بدل میشود، کپی برداشته و نوشته های فیمابین را ذخیره کنند تا هیچ ابهام و اشکالی و تردیدی به وجود نیاید.

و اما؛ بیان چند نکته قبل از آغاز این مناظره، لازم وضروری به نظر میاد:

1. رعایت ادب و پرهیز از هرگونه عصبانیت و «با احترام اسم بردن از مقدسات همدیگر ».

(مهم): 2. رعایت کردن جانب انصاف و خارج شدن از هرگونه تعصبیت مذهبی

3. پرهیز از بحثهای حاشیه ای و گلایه کردن از مسائل اجرایی کشور، چه اینکه هدف تنها ارائه مطالب علمی و مستند است نه ورود به مسائل دیگر.

(مهم): 4. به حکم عقل و منطق، شایسته نیست هر کدام از طرفین برای اثبات مطالب ارائه داده شده، طرف مقابل را به منابع خویش ارجاع دهد «بلکه تنها منبع باید قرآن باشد و لا غیر چون تنها منبع مشترک می باشد. ( البته قرار ما دو نفر هم بر همین بود نه رفتن به منابع و مصنفات همدیگه درسته؟؟ بعد از توجیه شدن یک نفر از طرفین بعد به منابع دیگر خواهیم رفت)»

5. چه خوب است دوستان گرامی که از این مطالب دیدن میکنند، ما را از نظرات خود بهرمند ساخته و آدرس مناظره را به دیگر دوستانشان معرفی کنند.

6. به جهت اینکه در اینجا با محدودیت نوشتار مواجه هستیم، لذا مناظره به صورت سریالی برگزار شده و ادامه ی مطالب در "ارسال مطالب جدید" و با عنوان «ادامه ی مناظره» نوشته و در معرض دید عموم قرار داده خواهد شد.

7. سایر موارد در ادامه با توافق دوستمان جناب «فرهاد لولیان» اضافه خواهد شد.

دوستان عزیز، میتوانند متن آنچه که بین بنده و جناب لولیان گذشته را از این آدرس دانلود کنند و مطالعه نمایند.

= یه نکته ی مهمی که لازمه به شما بزرگواران بگم اینه که:

خواهش میکنم برای مطالب فیما بین وقت بگذارید و آنها را به دقت مطالعه کنید.

ممنون از همه ی شما

این هم آدرس:

http://s2.picofile.com/file/7779776769/Monazereh_Cloob.rar.html

( آقای «mahdi_2285» از طرف شیعه و آقای «فرهاد لولیان» از طرف اهل سنت)

زیر سوال رفتن رابطه ی خویشاوندی «بنی هاشم» و «بنی امیه»

سوال:
آیا بنی‌هاشم و بنی امیه رابطه خویشاوندی با یکدیگر دارند و آنها جزئی از قبیله قریش محسوب می شوند؟

لازم به ذكر است؛ بنی امیه، به کسانی گفته می شود که نسب آنها به امیه می رسد.
در میان مورخان مشهور است که بنی‌هاشم و بنی امیه رابطه خویشاوندی با یکدیگر داشته،جزئی از قبیله قریش محسوب می شدند.

اما  مجموع شواهد و دلایل حاصل از بازکاوی مجدد متون تاریخی و حدیثی، نشان می‌دهد نظر مشهور، فاقد دلیل است و قابل اعتماد نیست و وجود هرگونه خویشاوندی میان بنی‌هاشم ـ خصوصاً پیامبر(ص) ـ و بنی‌امیه با تردیدهای فراوان و بسیار جدی روبه رو است؛ به طوری که احتمال جعلی بودن شناسنامه بنی‌امیه ـ که در آن قریشی و عرب بودن ثبت شده است ـ بیش از پیش قوت می گیرد.

دلایل ما برای اثبات این دیدگاه عبارت‌اند از:
ادامه نوشته

چرا فقها در بعضی از فتواهای خود اتفاق نظر ندارند؟

در ابتدا باید بگوییم:

از جمله پرسش‏هایى كه همواره مطرح بوده و در میان نسل جوان امروز بر شدّت آن افزوده شده، همین پرسش است.
اما پیش از بررسى ریشه‏ ها و علل این بحث اختلاف فتوا، اشاره به چند نكته لازم است:

1. در مسائل نظرى هر رشته‏ اى، متخصصان و دانشمندان آن، در یك سرى از مسائل با یكدیگر اختلاف نظر دارند.
دانش فقه و اجتهاد نیز این چنین است. یعنی مجتهد بایستى در تمامى احكام و مبادى آن، تلاش كرده و به یك نقطه فكرى و اجتهادى برسد.
طبیعى است كه در صدها مسأله ی فقهى، نمیتوان انتظار داشت كه بین دو یا چند نفر، وحدت نظر كاملى وجود داشته باشد. حتى در علوم تجربى مانند «رشته پزشكى» هم كه مبتنى بر حس و آزمایش است، اختلاف نظر و تفاوت تشخیص طبیعى است.
ادامه نوشته

مناظره پیامبر اسلام (ص) با گروه بت پرست!

گروه بت‌پرست گفتند:
«ما معتقدیم بت‌های ما، خدایان ما هستند، آمده‌ایم در این‌باره بحث و گفتگو كنیم، اگر نظر شما با نظر ما موافق باشد معلوم است كه سبقت و برتری با ما است وگرنه با تو دشمنی خواهیم كرد».

پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ به آن‌ها رو كرد و فرمود:
«شما چرا از پرستش خدا رو گردانده و این بت‌ها را می‌پرستید»؟

بت‌پرستان: ما به وسیله این بت‌ها به پیشگاه خدا تقرب می‌جوئیم.

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ : آیا این بت‌ها شنونده هستند؟ و آیا این بتها از فرمان خدا اطاعت می‌كنند و به عبادت و پرستش او بسر می‌برند؟ تا شما با احترام كردن به آن‌ها، به پیشگاه خدا تقرب جوئید.؟

بت‌پرستان: نه این‌ها شنونده و فرمانبر و پرستش كننده خدا نیستند!

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ : آیا شما آن‌ها را با دست خود نتراشیده‌اید و نساخته‌اید؟

بت‌پرستان: چرا، با دست خود ساخته‌ایم.

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ : بنابراین سازنده و صانع آن‌ها شما هستند، سزاوار این است كه آن‌ها شما را بپرستند نه شما آن‌ها را، وانگهی خداوندی كه به مصالح و عواقب امور شما و به وظائف و مسئولیت‌های شما آگاه و خبیر است، باید فرمان پرستش بت‌ها را به شما بدهد در صورتی كه خدا چنین فرمانی نداده است.

وقتی كه سخن پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به این‌جا رسید، بت‌پرستان، با هم‌دیگر اختلاف پیدا كردند.
ادامه نوشته

اگر حجاب آرامش بخش است، پس چرا جوامع غیردینی از آرامش برخوردارند؟

خداوند خالق و مالک حقیقی انسان است هموست که برای بهزیستی و زندگی سالم برنامه و به تعبیری دستوالعمل های خاصی را به توسط پیامبران خود فرستاده است. و این برنامه گاه بعد فردی، گاه بعد اجتماعی و گاه دارای هر دو بعد می باشد.

یکی از دستورات الهی که هر دو بعد را داشته و بر هر زن و مرد مسلمان واجب است آن را جدی بگیرند؛‌ رعایت بحث حجاب، آن هم در هر دو جنس مرد و زن می باشد. به این صورت كه مردان نوعی و زنان نوعی دیگر از حجاب و به تعبیری پوشیدگی را می بایست رعایت نمایند تا از آثار و برکات فردی و جمعی آن بهره مند گردند.
ادامه نوشته

پسر خدا بودن عیسی «ع»! (مناظره پیامبر اسلام «ص» با نمایندگان مسیحی)

یكی از مسیحیان گفت:
در كتاب انجیل كه بر حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ نازل شده آمده كه حضرت عیسی گوید: «من به سوی پدر خود و پدر شما می‌روم» بنابراین در این عبارت عیسی خود را، پسر خدا معرفی كرده است!

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
اگر شما كتاب انجیل را قبول دارید، طبق این سخن عیسی، باید همه مردم را پسر خدا بدانید، زیرا عیسی می‌گوید: «من به سوی پدر خود و پدر شما می‌روم» مفهوم این جمله این است كه هم من پسر خدایم هم شما.
از طرفی این عبارت، سخن شما را كه قبلاً گفتید (در مورد این‌كه چون عیسی دارای امتیازات و شرافت و احترام خاصّی است، خداوند او را به‌عنوان پسر خود خوانده است) مردود می‌شمرد، زیرا حضرت عیسی در این سخن تنها خود را پسر نمی‌داند بلكه همگان را پسر خدا می‌داند.

بنابراین، ملاك پسر بودن، امتیازات و ویژگی‌های فوق‌العاده عیسی نیست، زیرا سایر مردم در عین این‌كه فاقد این امتیازات هستند، از زبان عیسی به‌عنوان پسر خدا خوانده شده‌اند. بنابراین به هر شخص مؤمن و خدا پرست می‌توان گفت: او پسر خدا است، شما سخن عیسی رانقل می‌كنید ولی برخلاف آن سخن می‌گوئید.
چرا شما واژه «پدر و پسر» را كه در سخن عیسی ـ علیه السّلام ـ آمده بر غیر معنی معمولی آن حمل می‌كنید، شاید منظور عیسی ـ علیه السّلام ـ كه می‌گوید: «من به سوی پدر خود و پدر شما می‌روم» همان معنی معمولی‌اش باشد یعنی من به سوی حضرت آدم و نوح كه پدر همه است می‌روم و خداوند مرا نزد آن‌ها می‌برد، آدم و نوح پدر همه ما است، بنابر این چرا از معنی ظاهری و حقیقی الفاظ دوری كنیم و برای آن معنای دیگر اتخاذ نمائیم؟!
.
.
.
ادامه نوشته

نگاهی گذرا بر «جریان مباهله» (مناظره پیامبر اسلام «ص» با نصاری نجران)

بخش با صفای «نجران»، با هفتاد دهكده تابع خود، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام، این نقطه تنها منطقه مسیحی‌نشین حجاز بود كه به عللی از بت‌پرستی دست كشیده و به آئین مسیح گرویده بودند.[1]

پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ به موازات مكاتبه با سران دول و مراكز مذهبی جهان، نامه‌ای به اسقف نجران [2] «ابو حارثه» نوشت و حلّی آن نامه، ساكنان نجران را به آئین اسلام و یا پرداخت جزیه[3] ملزم گردانید.

نمایندگان پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد نجران شده، نامه پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ را به اسقف نجران دادند.
وی نامه را با دقت تمام خواند و برای تصمیم‌گیری در مورد پاسخ نامه، شورائی مركب از شخصیت‌های بارز نجران تشكیل داد. یكی از افراد طرف مشورت «شرحبیل» نام داشت كه به عقل و درایت و كاردانی معروفیت كامل داشت.

وی در پاسخ «اسقف» گفت:
ما مكرر از پیشوایان مذهبی خود شنیده‌ایم كه روزی منصب نبوّت از نسل اسحاق ـ علیه السّلام ـ انتقال خواهد یافت، و هیچ بعید نیست كه محمد كه اولاد اسماعیل است، همان پیامبر موعود باشد!

در پایان جلسه، شوری نظر داد كه گروهی به عنوان هیئت نمایندگی نجران به مدینه بروند تا از نزدیك با محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ تماس گرفته، دلائل نبوت او را مورد بررسی قرار دهند.

هیئت نمایندگی، طرف عصر در حالیكه لباس‌های تجمّلی ابریشمی بر تن و انگشترهای طلا بر دست و صلیب‌ها بر گردن داشتند، وارد مسجد شده به پیامبراسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ سلام كردند.
ولی وضع زننده و نامناسب آنان آنهم در مسجد،...
ادامه نوشته

پوشش (فرهنگ سلامت نفس)، بدحجابی (عقده ی خودنمایی، اسارت انسانیت)

بی‏ تردید زندگی اجتماعی ـ خواه بر استدلال عقلی و خواه برخواسته فطری و خواه بر بنیان قراردادهای اجتماعی و... بنا شده باشد ـ از تأثیر و تأثّر متقابل افراد و عملكرد آنها تهی نیست.

خوبی‏ها و زیبایی‏ ها برای فرد و خانواده و جامعه مفید است و زشتی‏ها و بدی‏ها نیز به همه زیان می‏رساند و تأثیر خود را بر تمام اعضا و اركان جامعه، به جای میگذارد.

مدبّر آفرینش ـ كه خواهان تداوم نسل بشر است ـ خود، به قلم تدبیر و تكوین، جاذبه‏ های عقلی، اجتماعی، فطری و زیستی ـ جنسی را در آدمیان و حتّی حیوانات و گیاهان به ودیعت نهاده است تا در پرتو جذب و انجذاب درونی همیشگی، شعله وجودشان را بر افروخته نگه دارند.

خالق هستی برای بقای دیگر موجودات، تنها همین جذب و انجذاب را كافی دانسته؛ ولی برای بقای نسل بشر مسئولیت سپاری را نیز از نظر دور نداشته است؛ زیرا بشر همچون جانوران و گیاهان نیست كه نسل وی تنها با جاذبه‏ های زیستی ـ جنسی و عشق ورزی آزاد پایدار بماند.
.
.
.
ادامه نوشته

مناظره پیامبر اسلام (ص) با گروه یهودی (پسر خدا بودن جناب عزیر نبی «ع»)

پنج گروه از مخالفین اسلام كه هر گروه پنج نفر و جمعاً 25 نفر بودند، باهم تفاهم كردند و هم رأی شدند كه به حضور پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ شرفیاب شده و به بحث و مناظره بپردازند. این گروه‌ها عبارت بودند از:یهودی، مسیحی، مادّی، مانُوی و بت‌پرست.
این‌ها در مدینه به حضور پیامبر آمدند، دور پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را گرفتند، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ با كمال خوش‌روئی، به آن‌ها اجازه داد كه بحث را شروع كنند.

گروه یهودی گفتند:
«ما معتقدیم كه «عُزَیز» پیامبر[1] پسر خدا است آمده‌ایم در این مورد با شما مباحثه كنیم، اگر در این مباحثه، حق با ما شد، و شما نیز با ما هم عقیده شدید كه در این جهت بر شما پیشی گرفته‌ایم و اگر با ما موافقت نكنی مجبور هستیم با تو مخالفت و دشمنی كنیم».

پیامبر اسلام (ص): آیا شما می‌خواهید من بدون دلیل، سخن شما را قبول كنم؟

گروه یهود: نه.

پیامبر (ص)
: دلیل و منطق شما در مورد این‌كه «عُزَیز» پسر خدا است چیست؟

ادامه نوشته

نوشتاری پیرامون مسئله ی «حجاب» (پوشش)

پوشش اسلامی از احكام ضروری اسلام است (2)  و هیچ مسلمانی نمی‏تواند در آن تردید كند؛ زیرا هم قرآن مجید به آن تصریح كرده است و هم روایات بسیار بر وجوب آن گواهی می‏دهند. به همین جهت، فقیهان شیعه و سنی به اتّفاق به آن فتوا داده‏ اند.
همانطور كه نماز و روزه به دورانی خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن بی‏ دلیل و سخنی گزاف و غیر كارشناسانه است.

 
خداوند متعال در آیه 30 سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آیه بعد به زنان مسلمان فرمان می‏دهد از چشم چرانی اجتناب كنند و در رعایت پوشش بدن از نامحرمان كوشا باشند:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكی‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما یَصْنَعُونَ.
 

[ای پیامبر] به مردان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و عفت پیشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. این كار برای پاكی و پاكیزگی‏شان بهتر است و خداوند بدانچه می‏كنند، آگاه است.

[غضّ] در لغت عرب - چنان كه مرحوم طبرسی در مجمع البیان (3) و راغب اصفهانی در مفردات(4) گفته‏ اند - به معنای [كاستن] است و [غضّ بصر] یعنی كاهش دادن نگاه نه بستن چشم.
البتّه متعلق این فعل و این‏كه از چه چیز چشمان خود را فرو بندند، ذكر نشده است؛ امّا با توجّه به سیاق آیات، به ویژه آیه بعد، روشن می‏گردد مقصود آن است كه خیره خیره زنان نامحرم را تماشا نكنند و از چشم چرانی بپرهیزند
. (5)

ادامه نوشته

گزارش از یک مناظره ی تلخ!

بسمه تعالی

سلام به همه دوستان گرامی و ارجمند

تقریبا دو سه سال پیش ازاین بود که بنده به همراه یکی از دوستان، در یکی از سایتهای اهل سنت به نام «انجمن اینترنتی مسلمانان» دو مناظره را آغاز کردیم!
اما متاسفانه بعد از مدتی سرنوشت اون دو مناظره هم یک جورایی مانند همین مناظره ای شد که در اینجا آغاز کردیم!

در اونجا هم طرف مورد مناظره ی ما بعد از مدتی که از ادامه و روند مباحث گذشت، عطای مناظره را به لقایش بخشید و مباحث را به حال خود رها کرد!
این در حالی بود که ما از همان ابتدا با طرف بحثمون شرط کردیم که رها کردن مباحث به منزله ی نداشتن استدلال کافی و خلاصه، فقدان دلیل هست! و هم مناظره ای ما نیز این مطالب را قبول کرد!
ادامه نوشته

حجاب در کلام شهدا

«حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداوند است».
(شهید محمد کریم غفرانی)

«به پهلوی شکسته فاطمه زهرا (س) قسمتان می دهم که حجاب را حجاب را، حجاب را، رعایت کنید».
(شهید حمید رستمی)

ادامه نوشته

دختر بودن از نگاه غرب و اسلام!

دختر بودن از نگاه غرب!

دختر بودن یعنی:
الگوی خیاطی و تبلیغات عطر و صابون و شامپو و ریکا و پودر ماشین لباسشویی و لباس و جوراب و دستمال کاغذی و ساعت و انگشتر و ... وسط مجله های ورزشی خانوادگی و سیاسی و طنز.
.
.
اما دختر بودن از نگاه اسلام!

دختر بودن یعنی:
یک گل خوشبو.
زیرا امیرالمومنین علیه السلام فرمود:

«المرأة ریحانه و لیست بقهرمانه».
(کاری را که از حد توان او فراتر است به او ندهید زیرا زن گل است نه کارگزار).
(نهج البلاغه حکمت 234).

ادامه نوشته