
من تو ماه عسل ادمايي رو ديدم كه فهميدم من حق ندارم از دنيا گلايه كنم..
خدایا چگونه صدایت کنم در حالی که من منم
و چگونه از تو قطع امید کنم در حالی که تو تویی.
خدایا همانطور که دریا را برای حضرت موسی علیه السلام شکافتی و نجاتش دادی
از تو میخواهم مرا نجات دهی از آنچه درآنم و مرا خارج کنی از مشکلی که درآنم
بزودی بدون تاخیر بفضل و رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
*شيخ كفعمى در كتاب بلد الامين از حضرت زين العابدين (ع) دعايى نقل كرده و فرموده:اين دعا را مقاتل بن سليمان از آن حضرت روايت كرده و گفته:هركه اين دعا را صد مرتبه بخواند و دعايت اجابت نشود پس مقاتل را لعنت كند.
التماس دعا
تو دل یه مزرعه یه کلاغی رو سیاه
هوایی شده بره پابوس امام رضا
اما هی فک میکنه اونجا جای کفتراس
آخه من کجا برم یه کلاغ که روسیاس
من که توی سیاهیا از همه روسیاترم
میون اون کبوترا با چه رویی بپرم
تو همین فکرا بودش کلاغه عاشقمون
یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون
که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو
به سیاهی فک نکن تو یه زائری برو
من که توی سیاهیا از همه روسیاترم
میون اون کبوترا با چه رویی بپرم

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
گفتم ای دل چه مهست این دل اشارت میکرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو
گفتم این روی فرشتهست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشتهست و بشر هیچ مگو
گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت میباش چنین زیر و زبر هیچ مگو
ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو
دیوان شمس مولوی،غزل شماره2219
کاش می شد بغض را آزاد کرد
لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
کاش می شد روی لوح عاشقی
نقش غفار الذنوب را رسم کرد...
دست نوشتی از من

ای که زود از بندگانت راضی وخشنود میشوی
ببخش بر بنده ای که به جز دعا و تضرع به درگاهت مالک چیزی نیست..
که توهر چه بخواهی به قدرت کامله ات انجام میدهی..
ای که نامت دوای درد دردمنان عالم و یادت شفای بیماران است
و
طاعتت بی نیازی از هرچه در جهان است.
ترحم فرما به کسی که سر مایه اش امید به توست
و
اسلحه اش اشک چشمان گریان است.
ای عطابخش نعمت ها،
ای برطرف کننده مصیبت ها،
ای روشنی بخش وحشت زدگان در تاریکیها،
ای دانای بی معلم
ببخش بر ما..................................................
فرازی از دعای شریف کمیل
پیشنهاد میکنم به این لینک برید.
هرچی سعی کردم نشد در وبلاگ بذارم...
http://sound.tebyan.net/newindex.aspx?pid=150301&MusicID=110697

«مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.»
هر كه به نیك گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىكند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد.
«أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ.»
كسى كه در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نكند، چون خدا را بخواند،
من ضامن اجابت دعاى او هستم.
![]()
بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم
و رفتن به بیرون خوش بود
اکنون بزرگ شده ام مادرم را می خواهم ,
نه برای گرفتن گوشه چادرش
می خواهمش که با گوشه چادرش اشکهایم را پاک کنم.
نه اینکه دلم خوش شود که می دانم نمی شود !
شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادر مادرم...
خداوندا!
به من دلی عطا کن که مشتاق مقام قرب تو با شدو زبانی که سخن صدقش
سوی تو بالا رود و نظر حقیقتی که تقرب تو جوید.
فرازی از مناجات شعبانیه
منبع:تبیان
خدایـــا کمـــک کـــن :
که پـــروانه ی شعر من جــــان بگیرد...
کمی هم به فـــــکر دلـــــــم باش...
مبـــادا بمیـــرد...!!!
بیـــا پــــرده ها را کنـــاری بزن...
که نــــــورت بتــابد به روی دلـــــــم!!!
خــــدایــا دلــــــم را
که هر شب نــفس می کشـــد در هوایـــــت...
اگر چه شــــــکســــــته!!!
شبــــی می فرســــتم بــرایــت...!!!
منبع:love-behnam.blogfa.com

بیقرار تؤام و در دل تنگم گِلههاست
آه! بیتاب شدن عادت کم حوصلههاست
مثل عکس رُخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصلههاست
بیتو هر لحظه مرا، بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گُسل زلزلههاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟
دیدنت آرزوی روز و شب چلچلههاست
باز میپرسم از آن مسئلة دوری و عشق
و ظهور تو جواب همة مسألههاست
اللهم عجل الولیک الفرج
منبع:بیتوته
شب پرهها
برای رسیدن به ماه بانویشان
شب را گم کردهاند
در میان این همه ماهِ فریب
که درختانِ مرده
گل دادهاند
پرهایشان را گم کردهاند
بانو!
شب پره ها گم شدهاند
گم شدهام.
کیکاووس یاکیده ، از مجموعه "بانو و آخرین کولی سایه فروش"
برای شنیدن شعرهای کیکاووس یاکیده با صدای خود شاعر اینجا کلیک کنید.
