اگر دوستم داری، تمام و کمال دوست بدار

نه زیر خطی از سایه روشن

اگر دوستم داری، سیاه و سفیدم را دوست بدار

و خاکستری و سبز و طلایی

و درهم

روز دوستم بدار

شب دوستم بدار

و در بامداد با پنجره‌ای باز !

اگر دوستم داری، مرا تکه‌تکه نکن

تمام و کمال دوستم بدار ،

یا اصلا دوستم ندار ...

 .

.

.

گربه‌ی سیاه من

یک تکه از شب است



هم‌چو یک پیانو کنارت آرمیده‌ام

و انگشتانت

نقطه‌نقطه‌ی تنم را

به صدا در می‌آورد ...



عشقت با هیجان به قلبم ضربه میزند و قلبم را متلاطم میکند .....



هـــــــمین که عشق بـاشد

آن هـــــــم در حوالی "تو"

هر چقـــــــدر هم که زمستان باشد

بـــــهاری ترین هوا سهم من است . . .!!!






آرامـش ابــــدی می خواهـم

یک بوسه هم کفایت میکند

بــــــرای تمــــــام عمـــــــرم






ميانِ همه ی خوبي ها
 
                    وجود ِ تو
لنگريست
 
که مرا ، از دريای مواجِ ِ پريشانی
 
به ساحل مهربانی ، می رساند
 
وقتی بلند قامت ، ايستاده ای کنار سرو
 
                                          تو را نقاشی می کنم
 
ميان ِ خاطره ها
 
من لبانت را با عشق ، رنگ می زنم
 
                                           و لبخند ت
 
شرمگين می کند ، غنچه ها را
 
من تو را ، در سبز ترين نقطه ، ميان عاشقی
 
در تمـنای فردا می جويم
 
                           و در آبی ترين آسـمان
 
با تو ، پـرواز خواهم کـرد



من حقیقتم برای تو , عشقم ......


ناب ترین لحظه های زندگی را،

عشق می آفریند...

آنجا که مرا بی هوا می بوسی،

زیباترین قاب عکس عاشقانه ی دنیا می شوم...





مجنون قصه اش افسـانه بود

مـن حقیقتم

بیا لیـلای عشقم باش ...






برای بوسه زدن بر پلک چشمانت

حق تقدم با اولین حرف از نام زیبای توست...



هــــــــــوایــــــــ حــــــــوصـــلهـ ام ابـــــــریسـتــــ ....



برای پیش تو بودن بلیط لازم نیست .. مرور قصه ی دل کافیست ....


دلم بوسه ای می خواهد

که از فشارش چشمانم سیاهی رود


چقدر این سرگیجه ای که از مستی عشق برمی خیزد را

دوست دارم....






دلتگ اگر باشم ساده ترین حرف اشکم را در می آورد...

یاد تو که جای خود دارد !!!



شعرهای عاشقانه


از لحظه ای که بیدار میشوم

نظارت دارم بر تک تک اعضای بدنم

تا مبادا ذره ای از عشق تو غافل شوند....



عکس و شعر عاشقانه, تصاویر شعر, عکس و شعر, کاغذ دیواری, کارت پستال


من مستِ غم عشقم با خنده خمارم کن
صیاد اگر هستی با بوسه شکارم کن


adb8a128ebe44eb992a1 عاشقانه ترین عکس های اسفند89

دلتگم!

همین!


و این نیاز به هیچ زبان شاعرانه ای ندارد!!!!


عکس عاشقانه2013

خدایا همه دنیات ماله دیگرون

فقط کسی که همه دنیای منه مال کسی نشه!!




Love عاشقانه ترین عکس های اسفند89



چقدر زیباست کسی را دوست بداریم

نه برای نیاز
نه از روی اجبار
نه از روی تنهایی
فقط برای اینکه
" ارزش دوست داشتن داره "

مثل ِ عشق ِ من ...



اربعین یعنی ...


اربعین یعنی :

وقتی زنگ کاروان عشق بر می خیزد برخیزی

بهانه نشناسی

و با حسین سفر کنی

عاشقانه از کربلا بگذری

تا عاشقانه کربلا در تو بگذرد




اربعین که می آید,

باید از زینب گفت:

از حاصل زخمها و نماز های نشسته ای

که هنوز او را به یاد دارند ....

شبی بی یار....


یلدای آدم ها همیشه اول دی نیست

هر کس شبی بی یار بنشیند شبش یلداست....



عزیز دلم تویی که هر روز تکرار میشوی ولی تکراری نمی شوی ....


داغ ترین و شیرین ترین

داغ ترین آغوش ها را از تنت

و شیرین ترین بوسه ها را از لبانت

بیرون می کِشم

به تلافی تمام روزهایی که می خواهمت و نیستی...

عاشقانه رمانتیک


پشت پلک های آفتابی ات

که مشرف به همه ی باران های دنیاست

می شود دراز کشید

و مهمان همه آسمان بود...



جادوی حضور شیرینت غیر قابل وصف است

تویی که هر روز تکرار میشوی اما تکراری نمی شوی...




لبانت را با عشق رنگ میزنم.....



مثل امواج دریا آمدی و ساحل قلبم را در میان خودت گرفتی ،

همدیگر را دیوانه کرده بودیم با نوازش های هم ،

آن سکوت عاشقانه را به یاد داری

در لحظه بوسیدن هم ؟!


بوسه های یواشکی


پیـله کرده ام به تو

نمی دانی پروانه شدن در آغوشت

چه عـالمی دارد؟!!



نگاه تـــو مرا عاشـق تر از پیــش میکند
چه معجــونی می شود زندگــی با لمسِ دستانت. . .


هوای عشق ...

هوای ِعشــق گــرفته ست

لـب بـاز کن

بـاران ِبـوسه میــخواهد

بـرکه ای که رَگ حیــاتش

دســت ِتـوسـت..


در عطش تـــو ...

در عطش تو....

سایه سار مهربانی ....از ابر عشقت برمن ببار

من عطشناک تشنگی بیکرانی هستم

 که از ازل در نهادم جامانده

از همان زمان هبوط

که دلسپردم به دوری

سوختم سوختم  و دم نیاوردم

آتشم شد خاکستر

دل ماند درحسرت سیرابی و این آوارگی ِ در بدر

و کویر زمین مرا در کام خود فرو بلعید

ببار  ومرا تازه کن

در نگاهم گل کن

بر قلب سوزناکم

ببار و ببار و

بی امان خانه کن خانه کن .......


چو باران بر سرو رویم ببار

قول میدهم به پیشواز آیم

بی چتر و بهانه .....

آیین عاشقی ...


اين خاک به خون عاشقان آذين است
اين است در اين قبيله آيين ، اين است

زاين روست که بي سوار برمي گردد
اسب تو که زين و يال آن خونين است...



گلوی خدا . . .





این نیزه های فریب که امروز کلمات روشن صبح را به دندان گرفته اند ,

قناعت نمی کنند ..

آی تنهاترین عاشق !

چگونه گلوی خطبه های بارانی ات را نثار باور کویریِ قومی کرده ای

که تیغ های زهر آلود عداوتشان تشنه ی خون تواند؟

چگونه ماه را اشاره رفته ای ,

گاهی که سایه پرستان برای فصل روشن چشمهایت ,

خواب سنگ می بینند ؟

این قوم پوسیده را بگذار و بگذر ..

بگذر که عطر نارنجستان سخنانت ,

به مشام سکه پرستان عرب نمی رسد ....

این قوم جز به حلقه ی بندگی به هیچ گوش نسپرده اند ....

با این همه ,

مهربان ترین! باز هم عشق را صدا بزن !

پژواکش با صخره های پر غرور زینبییه !


 




در تمام عمر یک بار عاشق شدم

عاشق کسی که برق چشمانش برایم فانوس

و برق نگاهش نشانه عشق است


روزگاریست در پی آنم

که آن چشمهای جذاب را

که در روح من تاثیر کرده اند به چیزی تشبیه کنم..

اما دراین گنبد گیتی چیزی که مانند آن گوهر فروزان باشد نمی یابم..


دیدگانِ تو به آفتاب مانند نیست..

زیرا خورشید در شب فروزندگی ندارد..

و با ستارگان هم تراز نیست..

زیرا درخشندگی آنها افزونتر از ستاره است..


به آتش شبیه نیست..


زیرا آتش روزی خاکستر می شود..


با الماس هم سنگ نیست ,

زیرا از الماس لطیف تر و نرمتر است..


با بلور قابل مقایسه نیست ,

زیرا بلور می شکند. و اگر شکست تلا لو ندارد..


با آیینه نمی توان همانندش نمود..

زیرا آیینه پست تر از آن است که به چشم دلدار من شبیه باشد..


پس این دیده گان به فروغ خداوندی شبیه است ..

که نورش همه جا را فرا گرفته و تاب و فروغ همه چیز را دارد..

نمی دانم امشب کبوتر افکارم بر کدامین بامـِ گشوده

در غبار نشسته ؟!

که واژه ها برای یاری ام راه را گم کرده اند..

تنها میدانم در این گم گشتگی باید از تو بنویسم..

عزیز ترینم!

قلبم را فرش زیر پایت می کنم

و نور چشمانم را فانوس دریای مهربانیت..


عشق من

تولدت مبارک. . . 

دوستت دارم

تا همیشه تا آخــــر دنیـــا . . .



می خور که شیخ و واعظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می کنند



کلماتم را

در جوی سحر می‌شویم

لحظه‌هایم را

در روشنی باران‌ها 

تا برای تو شعری بسرایم، روشن

تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام 

سخنانم را

در حضور باد 

این سالک دشت و هامون

با تو بی‌پرده بگویم

که تو را 

دوست می‌دارم تا مرز جنون


عشق را باید زیر باران جست. . . .



من به دستان تــــــــو عادت کردم عزیز دلم . . .



با همین دست، به دستانِ تو عادت كردم

 
این گناه ست ولی جان تو عادت كردم...


دست های به هم پیوسته


دستم اندازۀ یك لمسِ بهاری سبز است

بس كه بی پرده به دستانِ تو عادت كردم...

راست است که 

صاحبان دل‌های حساس نمی‌میرند

بی‌هنگام ناپدید می‌شوند......



کاش مستی مینمودی هر حرامی چون شراب

تا عیان گردد به عالم یک نفر هشیار نیست . . .



من , تو , شراب , بوسه . . .



تکرار پشت تکرار، من، تو، شراب، بوسه

يک عشق آتشين بار، من، تو ،شراب، بوسه

اين بوسه چندمين است؟من چشم ميگذارم

تو عاشقانه بشمار من ،تو، شراب، بوسه

امروز روز خوبیست آب از سر من و تو

دیگر گذشته انگار، من، تو، شراب، بوسه

روح هزار عاشق ،در ما حلول کرده

خیام ،شمس،عطار،من، تو، شراب، بوسه

بی چشم های مستت،بازار گرم این عشق

میماند بی خریدار،من، تو، شراب، بوسه

از تو غزل نوشتم ،خوشبختی مسلّم

با این ردیف اینبار،من، تو، شراب، بوسه



گر بوسه میخواهی بیا

یک نه , دو صد بستان برو

این جان تن بی جان بیا

زین جان سرا پا جان برو

صد بوسه ی تر بخشمت

از بوسه بهتر بخشمت

اما ز چشم دشمنان

پنهان بیا پنهان برو ....



دارد  لب  من   تشنگي  بوسۀ  بسيار

چون  مزرعه خشك كه دارد غم باران. . .



عشق یعنی . .


عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني قطره در دريا شدن

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراغش سوختن 

ღ♥ღ


 

چشامو وقتي تو بهشون نگاه ميکني دوست دارم،

اسممو وقتي دوست دارم که تو صداش ميکني،

قلبمو وقتي دوست دارم که تو دوسش داشته باشي،

زندگيم رو وقتي دوست دارم که تو توش هستي . .

ღ♥ღ


توی زندگي عاشق شدن نه برنامه ريزي شدست و نه با دليل اتفاق ميفته

اما وقتي که عشق حقيقي باشه تبديل ميشه به برنامه ی زندگي و دليل زنده بودن . .

ღ♥ღ





عشق تنها براي يک بار مي آيد .. و براي تمام عمرش مي آيد ..

عشق همان بود که به تو ورزيدم .. حقيقتا همان يک بار ..

حقيقتا همان يک بار .. و از بس بدان آويختم ..

تا هميشه ..

همه ي زندگي ام با آن پيش خواهد رفت ..

پس تا هميشه .. عاشقت مي مانم ..
ღ♥ღ


من آن موجم. . .


من آن موجم که آرامش ندارم

به آسانی سر سازش ندارم  

همیشه در گریز و در گذارم 

نمیمانم به یک جا، بی قرارم...


موج و ساحل



امشب عجب هوای دلم بارانیست...


ببار بارون که دلگیرم ببار بارون که غمگینم

خرابه حال من امشب....

ببار ای نم نم بارون ببار امشب دلم خسته اس

ببار امشب دلم تنگه...

ببار ای ابر بارونی ببار و گونه ام و تر کن

مثه بغض دل ابرا ببار این بغض رو پر پر کن...



بی تو .. دلم ماند و .. شب و .. با ران !



اجازه میدی تنها عشقت من باشم..؟!


فرقی نمیکند کــجا ...

آغوش تو هر جا که باز شود...

برایم با شکوهترین قصر دنیـــاست...

قصری که تنـــها مــردش تویی ...




تمام جهان اگر مرا با هزار لفظ عاشقانه صدا کنند...


تفاوت در احوال من نمی بینید...


اما " تو " ...


یک بار مرا به نام کوچکم صدا بزن


ببین چگونه زمین و آسمان را به سجده ات در میاورم...





ندیدن چشمهای تو را صبوری آسان نیست

اما ؛ روز سخت ما ؛ دلتنگی بعدِ دیدار است. . .




گفت: لیلی بودن ؛ عاشق شدن نیست..

نگران بودن است لیلی. . .



دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود . . .




دستانم گرمی دستانت را می خواهد

پس دستانم را به تو میدهم

قلبم تپش قلبت را می خواهد

پس قلبم را به تو میدهم

چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد

پس نگاهم از آن توست

عشقم تمامی لحظات تو را می خواهد

و برای با تو بودن دلتنگی میکند

دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است

درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشد

پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند

من هرگزفراموشت نخواهم کرد...

عاشـــــــقـــــــــانـــــــه دوســــــتت خواهــــــــــم داشـــــــــــت...



باید آهسته نوشت

با دل خسته نوشت

یا لب بسته نوشت

گرم و پر رنگ نوشت

روی هر سنگ نوشت

تا بخندد همه که اگر عشق نباشد دل نیست

من در این شهر غریبم و در این خاک فقیر

غبه کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر

 آتش عشق چنان در دلم افروخته بود

 دیده گر آب نمی ریخت جگر سوخته بود



برای تو که مهم باشم

.
.

مهم نیست برای دیگران مهم باشم یا نباشم
...



نوشته ای از عشقم برای منـ ...



چشماي تو به من اميد زندگي ميده

دستاي تو گرماي خورشيد و به دست من ميده

اون نگاه عاشق تو منو به زندگي برم گردونده

اون لباي شيرين تو لب منو خندونده

عاشق اينم كه نگاه كنم تو چشمات . . .

غرقم كني توي خيال و روياهات. . .


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.ir


 این نوشته از عشقمــِ

کسی که همه ی وجودِ منـــــِ

نفسم به نفسش بنده

نفس گرمش به من گرمایِ زندگی رو میبخشه

از خدا میخوام همیشه نگهدارش باشه

و

برای من حفظش کُنــــِ ...

عزیزِ دلم با همه ی وجودم دوستت دارم...

همیشه و همیشه کنارم بمون ...

تا ابد کنارت  هستم و بهت وفادارم

عِ ش قَ م


ای کــهـ تـــوئـی هـمـهـ کــســم .. بی تــــــــو میــگیــره نفســـــم ...



بگــــو خـــُـبـــــ . . .


گاهی فکر می کنم

میشه تو این دنیایـِ به این بزرگی

کسی پیدا بشه

انقدر که من تو رو دوست دارم

کسی رو دوست داشته باشه؟!


بعضی از این مطالب عاشقانه رو که میخونم

میبینم بیشتر حرفای عاشقانه ای که بین عاشقا

رد و بدل میشه شبیه همه!!!

و با خودم میگم ..

واقعا این همه عشقـِ ناب وجود داره؟!

این حرفا همه از تـــــــهـِ  دلشونـــهـ ؟!

نمیــــــــدونـــــــــم؟!!...


ولی یه چیز رو خــــــــوبـــــــ میدونـــــــم

اینــــــــــــــو کـــــــــهـ ...

عشـــــــقـِ من به تـــــــــو

نابــــــــــِ نابـــــــــــِ


فکـــــر کنم

اینــــو بهتــــــ

ثابتـــــــ کرده باشـــــم ...

اینطـــور نیستــــــــ ؟؟


مطمئـــنـــــــــم ...

هیچـ  کس

اینقــــــــــدر کــــهـ

من تـــــــــو رو دوسِتـــــــ دارم

و

میخـــــــــوووامـــــِتـــــــ

نمیتونـــــــــهـ

کســـــی رو دوســت داشته باشــــهـ ...


بــــــــا هــــمـــــه ی

وجـــــــــودم

عـــاشـــــــقتـــــــــم

عـــــاشــــــقتــــــــم ...



بگـــــــــــــو خـــــُبـــــــــــ . . .




گروه اينترنتي درهم | www.darhami.ir


مرا

هزار امید است
و هر هزار
تویی...

خوب ترین دیروزم! عزیز امروزم!


با هیچ پروانه ای, این قدر موازی وا نشده بود بال های خیسم!

پنجه هایم و آن جا که اشاره ی انگشتم بود مال تو...

نه! من بخشنده نیستم, تو دوست داشتنی هستی...

بازی را باید مهره به مهره باخت, وقتی عشق روبه روی تو بازی میکند...







خوب ترین دیروزم! عزیز امروزم!

چه گناه بزرگی ست تو را از تو خواستن!

این را به شاعر ترنج ها هم گفتم؛ گفت:

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا جان رسد به جانان یا جان ز تن درآید...



وقتی کنار پنجره

باران را نشسته ای,

نگو شاید...

دل قطره ها می شکند از تردید...
http://raze-sarbaste.persiangig.com/ppiblog/tumblr_mavfakU6dX1rdeuhzo1_500.jpg


پرسیدند: آغاز عشق کجاست؟

لیلی گفت: آن لحظه که دریافتی بی او بیهوده باشی...