شیشه پنجره را باران شست! از دل تنگ من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
by : x-themes
 

خدا را دوست دارم چون:

 

 آن ســــــويــــــ همــه ي دلــــتنگي هــــا

 

          خدايــــــــي هــســــــــت

 

                         كه داشــــــتــنــشــ جــــبران

 

                                   همــــــه ي نداشــتــن هــاست !

 

 

 

 یاعــلی

افشــــیــن

۹۱.۱۴۵۰

سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ 19:41 |- افشين -|

با عرض تبریک سال 1399

امیدوارم سال خوبی داشته باشید دوستان

من هنوز میام اینجا 

از دوستای قدیمی اگه کسی اومد خبر بده خوشحال میشم

سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ 21:7 |- افشين -|



با سلام و عرض تبریک سال نو

کسی هنوز بهم سر میزنه ؟؟
 

پنجشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۸ 22:49 |- افشين -|

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ی ممنوع ولی لب هاییم

هرچی از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

♫♫♫

♫♫♫

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچ کس هیچ کسی اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جا نشین تو در این سینه خداوند نشد

♫♫♫

♫♫♫

خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندن تا فراموش شود یاد تو هرچند نشد

من دهان باز نکردم که نرنجی از من مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ 20:37 |- افشين -|

 

رسیده وقت رفتن...

شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ 20:17 |- افشين -|

باز بوی باورم خاکستریست
صفحه های دفترم خاکستریست

پیش از اینها حال دیگر داشتم
هر چه می گفتند باور داشتم

پیرها زهر هلاهل خورده اند
عشق ورزان مهر باطل خورده اند

باز هم بحث عقیل و مرتضی ست
آهن تفدیده مولا کجاست

نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است

نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است

دست ها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد

مژدگانی ای خیابان خوابها
می رسد ته مانده بشقابها

در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز

سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ

گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها

من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیواره

با خودم گفتم تو عاشق نیستی
آگه از سر شقایق نیستی

غرق در دریا شدن کار تو نیست
شیعه مولا شدن کار تو نیست

نه فقط حرفی از آهن مانده است 
شمع بیت المال روشن مانده است

نه فقط حرفی از آهن مانده است 
شمع بیت المال روشن مانده است

دست ها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد

مژدگانی ای خیابان خوابها
می رسد ته مانده بشقابها

در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز

سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ

گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها

من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیواره

چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴ 13:43 |- افشين -|

ای همدم روزگار چونی بی من ...

ای مونس و غمگسار چونی بی من ...

من با رخ چون خزان زردم بی تو ...

تو با رخ چون بهار چونی بی من ...

ای زندگی تن و توانم همه تو ...

جانی و دلی ای دل و جانم همه من ...

تو هستی من شدی از آنی همه من ...

من نیست شدم در تو از آنم همه تو ...

عشقت به دلم در آمد و شاد برفت ....

گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین ...

بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت ...

ای در دل من میل و تمنا همه تو ...

و اندر سر من مایه ی سودا همه تو ...

هرچند به روزگار در می نگرم ...

امروز همه تویی و فردا همه تو ....


 

 

 

یاعلی 91.1450

پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ 18:11 |- افشين -|

دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم / در قمار عشق ای دل کی بود پشیمانی

سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ 21:48 |- افشين -|

با دلت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی


سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟


فاضل نظری

چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ 20:43 |- افشين -|

خواب رویای فراموشی هاست !

خواب را دریابم ،

که در آن دولت ِ خاموشی هاست

با تو در خواب مرا

لذت ِ ناب ِ همآغوشی هاست

من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها می بینم،

و ندایی که به من می گوید :

« گر چه شب تاریک است

دل قوی دار

سحر نزدیک است»

از : حمید مصدق

دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ 21:10 |- افشين -|

 

خسته ام از جنس بودن تکراری آدمها...

 

بودن برای رفتن یا رفتن برای ماندن!!

سه شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ 18:25 |- افشين -|

به هر کی خوبی کردم بهم بدی کرده ... هه هه فکر می کنه که نمی دونم داره برام نقش بازی می کنه!



تا حالا دیدین کسی بهتون دروغ بگه یا فیلم بازی کنه و شما بدونین و بفهمین ولی با اختیار بهش 

این فرصتو بدین که بیشتر ادامه بده؟؟؟؟؟


چقدر حال میده طرف مقابلت فک کنه شما چیزی نمی دونین ولی همه چیزو با جزئیات درک کرده باشین و ته ماجرا رو بخونین؟؟؟!!!!!!


الان من اونیم که همه چیزو میدونه و فرصت دادم بهش....


خدا جان بریدم.این بار به استقبال جهنمت میام ولی روی این بچه پرو رو کم می کنم.!!


یاعلی

افشین

91.1450

دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲ 18:12 |- افشين -|

سلام من به تو ای یار قدیمی


منم همون هوادار قدیمی

چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۲ 0:32 |- افشين -|

هه ....


جالبه....


هنوزم بهت فکر میکنم....


یه هوو به خودم می آم می بینم 

یه ربع بیست دقیقه است تو فکر تو بودم !!


و این موضوع همچنان ادامه داره...


چرا یادم نمی ری لعنتی....؟


نمیخوام بهت فکر کنم!!

دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ 22:18 |- افشين -|


آه خداي بيداري هاي هميشگي... 

باز تنهايم باز مي لرزد پاي دل باز لرزان است

 دست احساس باز خواب آلودست کودک اشتياق ... 

باز کفشهاي آهنين اراده ام تسليم زنگار خستگي هاست

 باز افتاد جام بلور اتفاق ...

و شکست ... باز من ماندم و راهي بي عبور ...

چگونه قدم بگذارم بر تکه هاي شکسته ي دلم ...!


یاعلی
91.1450
جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ 15:45 |- افشين -|

ϰ-†нêmê§