یااباصالح

اي شب قدر نهان


اي شب قدر نهان فاطمه
مهدي صاحب زمان فاطمه

اي که خورشيد از تو باشد آيه اي
يوسف از زيبايي تو سايه اي

اي که مور تو سليماني کند
خار تو تفسير قرآني کند

اي که عزت از تو مي گردد تمام
اي که هستي بهترين حسن ختام

انبيا پروانه اي و شمع تو
چهارده معصوم را يک جمع تو

اي قدم هايت صراط المستقيم
خاک بوست بوده جبريل از قديم

خوي تو خلق عظيم مصطفي است
خون تو از چشمه خون خداست

پلک چشمان تو ستار العيوب
اشک شبهاي تو غفار الذنوب

خان تو بهر دل آرايي بس است
هجر تو از بهر شيدايي بس است

با دمت اموات احيا مي کني
استجابت را تو امضا مي کني

سفره احسان تو بي منتهي
ميزبان سفره ات ذکر و دعا

اي نفسهاي تو سلمان آفرين
اي سخنهاي تو قرآن آفرين

نور خود بر تفکر مي کند
سوره حمدت تشکر مي کند

آيه الکرسي زتو زينت گرفت
آل عمران هم ز تو قيمت گرفت

سوره انعام شد يک نعمت ات
مائده يک لقمه پربرکت ات

سوره توبه ز هجرت ندبه کرد
تا که خود را باب شهر توبه کرد

سوره اسرا ز تو شد تاج عشق
ديدن رخسار تو  معراج عشق

سوره کهف آمده با سوز و آه
تا مگر او را دهي بر خود پناه

السلام اي سوره نور نخست
سوره يس سلام حق به توست

سوره سجده به پايت سجده کرد
آمدي خلقت برايت سجده کرد

سوره يوسف بود شرح فراق
آيه هايش بر تو دارد اشتياق

سوره مريم به وصف مادرت
سوره طه حديث ديگرت

سوره جمعه بود مشتاق تو
گشته اي آرام دل عشاق تو

سوره والعصر نامي از شماست
نام زيباي تو سوگند خداست

شد نمازم سوره المومنون
خط مشي ات سوره الکافرون

سوره صف، صف نشين کوي تو
سوره حشر آمده هم خوي تو

سوره زيباي، تبت مو به مو
لعن و نفرين تو باشد بر عدو

مهديا سرپوش خشم حق تويي
صاحب الامر خدا مطلق تويي

اي اميد زندگي عالمين
اي صفاي روضه عشق حسين

اي بهار زندگي ميلاد تو
عشق بازي مي کنم با ياد تو

آرزو دارم من ماتم زده
تا بميرم در ميان مي کده

اسم تو باشد کنار اسم من
غسل ميت خود دهي بر جسم من

جاي هر چيزي به من ايمان بده
عشق قرآن را به من ارزان بده

اي گل پنهان شده مهدي بيا
نيمه شعبان شده مهدي بيا

یا علی

بــاران


آقــــــابیا؛به خاطر بــاران ظــــهور کن


ما را از این هــوای ســـراسیمه دور کن


وقتی برای بدرقـــــه عشـــــق میــــروی


از کوچــــه های خــسته ماهم عبـور کن


افسرده از هجــــــــــوم هوس های عالمین


آقـــا دل شکــــــــسته ما را صبـــــور کن


آقــــا؛به حرمــت مفــــــــهوم انتـــــــظار


اشــــــعار ســـــاده ما را مــــــــرور کـــن


کی می شـــــــــود که تو از راه مـــیرسـی؟


این باغـــهای شـــب زده را غـرق نور کن


یا صـــــاحب الزمــــــــان؛ قدمت خیــــــــر


العـجل یعنی که ای تمام عدالت ، ظهورکن


وارث نور

بهار تنها با آمدن گل نرگس خجسته خواهد شد


وارث نور


 
صبحي دگر مي‌آيد اي شب‌زنده‌داران
از قله‌هاي پر غبار روزگاران
از بيكران سبز اقيانوس غيبت
مي‌آيد او تا ساحل چشم‌ انتظاران
آيد به گوش از آسمان: اين است مهدي!
خيزد خروش از تشنگان: اين است باران!
با تيغ آتش مي‌درد آن وارث نور
در انتهاي شب گلوي نابكاران
از بيشه‌زاران عطرهاي تازه آيد
چون سرخ گل بر اسب رهوار بهاران
آهنگ ميدان تا كند او، باز ماند
 درگرد راهش مركب چابك‌سوارن
آيينه آيين حق، اي صبح موعود!
ماييم سيماي تو را آيينه داران
ديگر قرار بي تو ماندن نيست در دل
كي مي‌شود روشن به رويت چشم ياران؟

  …اي فرزند ماههاي تابان! 


شهادت

شهادت امام حسن عسگری (ع) برتمامی شعیان تسلیت باد

شهادت

اين همان قائم است

اين همان قائم است

ابوغانم خادم ، روايت کرده که وقتي امام زمان (عج) متولد گرديد ، پدر بزرگوارش نام او را محمد (ص) گذارد و در روز سوم ، او را به اصحاب خود نشان داد و فرمود : «بعد از من ، اين کودک امام شما و جانشين من خواهد بود . اين همان قائم است که مردم براي ظهور او انتظارها مي کشند و وقتي که دنيا پر از ظلم و بي عدالتي شود ، ظاهر مي گردد و جهان را پر از عدل مي کند».

آقاي کوچک

نصر ، خادم امام هادي (ع) مي گويد وقتي امام زمان (عج) متولد شد ، تمام اهل خانه به پرستاري از او پرداختند . به من گفتند که هر روز مقداري مغز استخوان با گوشت بخرم ، و مي گفتند که اين آقاي کوچک ماست. (4)

کودک داخل اتاق

يعقوب بن منقوش (منقوس) مي گويد خدمت امام حسن عکسري (ع) رسيدم . او روي سکويي در داخل خانه نشسته بود . در سمت راست او اتاقي بود که پرده اي بر آن انداخته بودند. من به امام (ع) گفتم : «آقاي من ۰۰۰۰
ادامه نوشته