دیدنی
چه بد شد....
سایه هاونگاه ها

شعر طنز جدید حافظ برای پرسپولیس
میان رنگهای باغ هستی / فقط قرمز جدا کردن چه زیباست
تورا ای پرسپولیس، محبوب دلها / زعمق جان دعا کردن چه زیباست
پس از هر برد وهر پیروزی تو / غم دل را رها کردن چه زیباست
ز بهر برد تو بر تیم آبی / توکل بر خدا کردن چه زیباست
تو در فوتبال ایران بهترینی / تو را سرور صدا کردن چه زیباست
(حافظ)
ضد استقلال
ضد استقلالی
در آستانه بازی استقلال و پرسپولیس قیمت ایزی لایف به شدت گران شد
کارشناسان دلیل این افزایش قیمت را
تقاضای زیاد استقلالی ها برای روز دربی میدانند !
.
.
.
علی فتح الله زاده در آستانه دربی اعلام کرد:
با شرکت ایزی لایف بر سر حمایت مالی از باشگاه به توافق رسیده ایم
و قرار است ایزی لایف ۳۰۰۰۰ پوشک را در بازی با پرسپولیس بین تماشاگران
استقلال پخش کند. او دلیل این کار را اهمیت به نظافت ورزشگاه بعد از بازی دانست !
پرسپولیسی ها
پرسپولیسی
پرسپولیسی ام
روزگارم سرخ است
تکه قلبی دارم،ان هم سرخ است
تیمی دارم،بهتر از استقلال
خونی،بهتر از اب روان
من هوادارم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم عشق سرخ
همه ذرات وجودم متبلور شده از سرخی
پرسپولیس تیمی نیست،که به اسانی از یاد من و تو برود
پرسپولیس مجذور عشق است
پرسپولیس،رنگ سرخی است به توان بی نهایت
پرسپولیس،ضرب دل سرخ من و توست
پرسپولیس،هندسه فریاد سرخ است
هر کجا هستم باشم،پرسپولیس مال من است
بردها،طوفان ها،فریادها مال من است
چه اهمیت دارد
گاه اگر می بازد،مهم عشقی است که در قلب من و تو جاری است
من نمی دانم
که چرا می گویند:اب ابی است،یا که دریا ابی است
و چرا در دل ما طوفان سرخی جاری است
لاله سرخ چه کم از ابی اسمان دارد
چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دید
و نپرسیم چرا خون سرخ است
بو کنیم گلهای سرخ را
و نپرسیم چرا قلب حقیقت سرخ است
کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
اسمان را سرخ کنیم
و وقت غروب،دوباره متولد بشویم
کار ما شاید این است
که میان گل سرخ و لاله قرمز
فریاد زنیم
من هوادارم
عشقم سرخ است
من زنم یا مرد؟
دخترم: مامان، تو زنی یا مردی؟
من: زنم دیگه، پس چی ام؟
دخترم: بابا، چی؟ اونم زنه؟
من: نه مامانی، بابا مرده.
دخترم: مامان تو زنی یا مردی؟
من: زنم دیگه پس چی ام؟
دخترم: راست میگی مامان؟
من: آره چطور مگه؟
دخترم: هیچی مامان! دیگه کی زنه؟
من: خاله مریم، خاله آرزو، مامان بزرگ
دخترم: دایی سعید هم زنه؟
من: نه اون مرده!
دخترم: از کجا فهمیدی زنی؟
من: فهمیدم دیگه مامان، از قیافه ام.
دخترم: یعنی از چی؟ از قیافه ات؟
من: از اینکه خوشگلم.
دخترم: یعنی هر کی خوشگل بود زنه؟
من: آره دخترم.
دخترم: بابا از کجا فهمید مرده؟
من: اونم از قیافش فهمید. یعنی بابایی چون ریش داره و ریشهاشو میزنه و زیاد خوشگل نیست مرده!
دخترم: یعنی زنا خوشگلن مردا زشتن؟
من: آره تقریبا.
دخترم: ولی بابایی که از تو خوشگل تره.
من: اولا تو نه، شما، بعدشم باباییت کجاش از من خوشگل تره؟
دخترم: چشاش.
من: یعنی من زشتم مامان؟
دخترم: آره.
من: مرسی.
دخترم: ولی دایی سعید هم از خاله خوشگلتره!!
من: خوب مامان بعضی وقتها استثنا هم هست.
دخترم: چی؟ اون حرفه که الان گفتی چی بود؟
من: استثنا، یعنی بعضی وقتها اینجوری میشه.
دخترم: مامان من مردم؟
من: نه تو زنی.
دخترم: یعنی منم زشتم
من: نه مامان، کی گفت تو زشتی؟ تو ماهی، ولی تو الان کودکی.
دخترم: یعنی من زن نیستم؟
من: چرا جنسیتت زنه ولی الان کودکی.
دخترم: یعنی چی؟
من: ببین مامان، همه ی آدما شناسنامه دارن که توی شناسنامه شون جنسیتشون مشخص میشه. جنسیت تو هم توی شناسنامه ات زنه.
دخترم: یعنی منم مامانم؟
من: آره دیگه تو هم مامان عروسک هاتی.
دخترم: نه، مامان واقعی ام؟
من: خوب تو هم یه مامان واقعی کوچولو برای عروسک هات هستی دیگه.
دخترم: مامان مسخره نباش دیگه من چی ام؟
من: تو کودکی.
دخترم: کی زن میشم؟
من: بزرگ شدی.
دخترم: مامان من نفهمیدم کیا زنن؟
من: ببین یه جور دیگه میگم. کی بتو شیر داده تا خوردی بزرگ شدی؟
دخترم: بابا!
من: بابات کی به تو شیر داد؟!!!!!!!!!!
دخترم: بابا هر شب تو لیوان سبزه بهم شیر میده دیگه!
من: نه الان رو نمی گم، کوچولو بودی؟
دخترم: نمی دونم.
من: نمی دونم چیه؟ من دادم دیگه.
دخترم: کی؟
من: ای بابا ولش کن، بین مامان، زنها سینه دارن که باهاش به بچه ها شیر میدن، ولی مردا ندارن
دخترم: خب بابا هم سینه داره.
من: آره داره ولی باهاش شیر نمی ده!! فهمیدی؟
دخترم: خوب منم سینه دارم، ولی شیر نمی دم پس مردم.
من: ای بابا، ببین مامان جون، خودت که بزرگ بشی کم کم می فهمی.
دخترم: الان می خوام بفهمم.
من: خوب هر کی روسری سرش کنه، زنه هر کی نکنه مرده.
دخترم: یعنی تو الان مردی، میریم پارک زن میشی؟
من: نه ببین، من چیه تو میشم؟
دخترم: مامانم.
من: خوب مامانا همشون زنن و باباها همشون مردن.
دخترم: آهان فهمیدم.
من: خدا خیرت بده که فهمیدی، برو با عروسکهات بازی کن
نیم ساعت بعد...
دخترم: مامان یه سوال بپرسم؟
من: بپرس ولی در مورد زن و مرد نباشه ها.
دخترم: در مورد ماهی قرمزه است.
من: خوب بپرس.
دخترم: مامان، ماهی قرمزه زنه یا مرده ؟!!!!!!

من و تو
من و
تو هر دو درگير يه حسيم
همين حس عزيز با تو بودن
همين شوق تماشا کردن تو
همين دل ضربه هاي هر شب من
تو شکل ماه ميموني و مهتاب
که مَشقِ شَب تماشاي تو ميشه
به من که بی هوا نزديک ميشي
هوا شکل نفس هاي تو ميشه
من اون گم کردتم که لحظه لحظه
تموم راه پشت رد پاشي
کسي از ما به هم نزديکتر نيست
مگه مي توني از من دور باشي
دارم تو آينه ها شکل تو ميشم
شبيه تو که نزديکي به دريا
تماشا کردن تو ديوونگي نيست
تو رو حس ميکنم هر لحظه اينجا
همين جايي که من دلشوره دارم
تو مثل حس نزديک بهاري
دارم سر مي رم از تو هر دقيقه
تو هم حس ميکنم اين حالو داري
تموم خونه غرق بُويِ عِيدَه
يه عطري غير هر روز و هميشه
ميون ما يه شب راهه از اينجا
همين شب تا سحر يک صبح ميشه











































