صرفا جهت شوخی

صرفا جهتشوخی...




یه دوست داشتم اصلا اهل تقلب و این حرفا نبود،میگفت سوسول بازیه!!!!! شب امتحان با قمه میرفت دمه خونه استاد!!!!!

لاک زدن دخترا : دست چپ اثر استاد فرشچیان !!!!دست راست سارا 5 ساله از تهران!!!!!

تبلیغ درختکاری در ایران اینطوری بیشتر جواب میده! هموطن قلیونی ؛ نهال امروز ، زغال فرداست!!! امروز بکار فردا بچاق...!!!!

دیشب به یکی از دوستام اس ام اس دادم ، سلام بیداری ؟؟؟ جواب داده :اره بیدارم ، تو چطور؟!! خدایا اگه خواستی دیونه ها رو شفا بدی اینو بزار تو اولویت!!!

پسر عمه ام پشت جراغ قرمز به ماشین بغلی گفت خانوم میشه شمارتونو داشته باشم؟؟دختره شصتشو بلند کرد ، بعد پسر عمه ام میگفت به نظرت بیلاخ داد؟؟؟گفتم نه احمق پیشنهادت خیلی قشنگ بود لایک زده !!!!

تا حالا دقت کردین تمام این خریدا ..... خونه تکونی ها ... بگیر و ببند و.... همه این عجله بازی ها ... همه همش واسه ساعتی و زمانی که، سال تحویل میشه ... و بعد اون اگه خونه جایش کثیف باشه مهم نیست یاخریدی مونده باشه...!!

این دخترایی که با یکی دوست هستن ، بعد یهو خبر عقدشون با یکی دیگه میرسه ، منو یاد رونالدینیهو میندازن که به راست نگاه میکرد ولی به چپ پاس میداد...!!!!

روی صحبتم با اون دسته از عزیزانی ست که موقع تخته نرد بازی کردن چاییی میخورن!!!اقا...خانوم ...موقع تخته نرد چایی نخور ... همین بنده دیشب به جای قند ، تاس رو خوردم !!! تا خود صبح جفت شش میاوردماااا !!!!!

الان یه چند وقتیه دارم برنامه ریزی میکنم ....هر وقت با دختر همسایه مون تو اسانسور تنها بودیم ...هر جوری شده مخشو بزنم ولی هیچوقت نمیشه ...البته فکر کنم خونه ما اسانسور نداره !!!!خودش روی این موضوع خیلی تاثیر گذاشته!!!!

الان تو مهد کودک ها بچه ها تبلت دارن ، من سه برابر سن اونا رو داشتم یه تلفن داشتم که هر کدوم از دکمه هاشو که میزدم میگفت هاپ هاپ  هاپ  هاپ هاپ!!!!

امروز تو کافی نت دوستم بودم...یه دختر خانومی امده بود که دوستم براش انخاب واحد کنه... دختره گفت امار 3 رو برام بردارین... دوستم گفت توی دروس ارائه شدتون نیست ....دختره گفت برم کافی نت های دیگه چی؟اونجام ارائه نشده؟؟!!!!الان داره دکترا میخونه!!!

یه بار زنگ زدم خونه دوس دخدرم باباش جواب داد... منم الکی گفتم منزل جعفری اومد زرنگی کنه... گفت بفرمائیدبا کی کار داشتید ؟!! گفتم مرتیکه آشغال غلط میکنی پول نداری توحسابت... چک میکشی یا تاظهرپول میریزی حساب یا... دهنتــــــو سرویس میکنم مامور میارم جلبت میکنم ! همینجوری که داد میزدم دیدم مییگه عاقا بخدا حواسم نبود... اشتباه گرفتید منزل جعفری نیس یهو گوشیو قطع کرد... بیخود نیس میگن بهترین دفاع حملست!!!

این دخترا وقتی به ما میرسن با کلی اعتماد به نفس میگن: “من با بقیه فرق دارم و مثل همه نیستم” بعد معلوم میشه تنها فرقشون اینه که از بقیه خیلی بدترن 

دیروز به مخاطب خاصم اس دادم که عزیزم من رسیدم جلو خونتون ! بعد دیدم هیچی جواب نداد ! کمی منتظر موندم باز جواب نداد ! خواستم دوباره اس بدم یهو دیدم تو اس قبلیم « س » کلمه رسیدن رو نذاشتم... هیچی دیگه الان تک و تنها نشستم خاطراتمونو مرور میکنم…


لره میره حرم امام خمینی گریه میکنه,میگه:سرطان دارم شفام بده.
ترکه بهش میگه برو مشهد اینجا در حد اسهال و استفراغه:-)

دختره نوشته : چه مسخره است ! سوال امتحانی که می گویید: جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید... ! من اگه می تونستم جای خالی "تو" را پر می کردم .. . . . زیرش کامنت گذاشتم: گند زدی تو امتحانت گردن بقیه ننداز...

دیروز رفتم آمپول بزنم، وقتی طرف داشت آمپول میزد یه عطسه محکم زدم جوری که نزدیک بود تا چهارتا ساختمون اونطرف تر خراب شه: هیچی دیگه امیدوارم بتونم به لطف خداوند متعال و با استعانت از ائمه اطهار و با دعای خیر مردم تو پارالمپیک آینده جانبازان و معلولین، برای کشورم افتخار آفرین باشم...

بچه فامیلمون هنوز تو شکم ننشه رفتن براش ماشین برقی خریدن
اونوقت ما تا راهنمایی با متکا و پتو براخودمون ماشین درست میکردیم
یه کاسه ام نقش فرمونو ایفا میکرد !
تازه وقتایی که زیادبودیم به صندلیاش اضافه میکردیم
با بچه ها دسته جمعی میرفتیم مسافرت ، کلی ام حال میداد :|

نحوه روبوسی عید :
ﺍﻭﻟﯽ : ﺑﻪ ﺑﻪ ﺑﻪ ﺳﻼﻡ ﺳﺎﻝ ﻧﻮ ﻣﺒﺎﺭک
ﺩﻭﻣﯽ : سلام ﺳﺎﻝِ “ﻣــﺎﭺ” ﻧُﻮِ “ﻣـــﺎﭺ” ﺷﻤﺎﻫﻢ “ﻣــــــﺎﭺ” ﻣﺒﺎﺭک !

ضد حال یعنی تو توالت باشی براتون مهمون بیاد
همینکه از توالت در اومدی با مهمونا چشم تو چشم بشی
و بدتر اینه که بخوای با دست خیس باهاشون دست هم بدی :|

مردم تو خونشون تردمیل و سونا جکوزی دارن، اونوقت ماهم تنها امکانات ورزشیمون یه میله بارفیکس بود که اونم مامانم زده تو کمد، روش لباس آویزون می کنه!!! اصلا یه وضعیه

کیا یادشونه؟ نگاه داره، درخونتون گدا داره، قورباغه چن تا پا داره؟؟؟ حالا اینا چه ربطی به هم داشتن خدا داند!!!

دختره اومده بود عطاری به فروشنده میگه: 1000 تومن زردچوبه بده 1000 تومن فلفل سیاه بده ... بعد از اینکه فروشنده کشیده داده، بعد دختره میگه خب آقا چقدر میشه؟ خداوندا ما را به سوی خود بازگردان...

تفاوت قصه گفتن والدین من با بقیه؛ والدین اونا: یکی بود یکی نبود ... یه پری کوچولو بود که ... والدین من: یه روز یه جن از یه قبرستون اومد بیرون و گفت اومدم اون بچه ای که نمیخوابه رو بخورم ... منم هر شب غش می کردم ولی اینا فکر میکردن خوابیدم!

دیشب تا ساعت ۵ پای کامپیوتر بیدار بودم
صبح پا شدم دیدم چشام شده کاسه ى خون
به لبم داغ جنون
به کنارم تو بمون
نرو با دیگرى
اون آخریـا صـدای دستاشـون نمیـاااااااد عاهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــااااااا.

خداییش دقت کردی؟ میری حموم آب داغو وا می کنی چهارصد ساعت وا میستی تا داغ شه! حالا کافیه تو دستشویی اشتباهی آب داغو و اکنی، تو بیست صدم ثانیه میرسه به 120 درجه سانتیگراد.

چرا دست زن را بايد بوسيد؟
مرد فرانسوي: چون مادر است
مرد آلماني:چون زن آفريده زيباي خداس
مرد ايراني: بالاخره بايد از يه جا شروع كرد=))))

این که زن ها و بچه ها حق دارند به تماشای مراسم اعدام بروند ولی حق ندارند به مسابقه فوتبال بروند نشان میدهد چقدر فوتبال چیز خطرناکی است...

بدبخت خوانندهه دو صفحه نوشته که :تو رو خدا آلبوم جدیدم رو کپی نکنید و برید اورجینالش رو بخرین و ....یکی خیلی جدی کامنت گذاشته: "لینک دانلود لطفا"یکی دیگه هم لینک دانلود گذاشته!!

مورد داشتیم دختره میخواسته angry birds دانلود کنه نمیدونسته اسمش چیه توی گوگل سرچ کرده:بازی که تو تبلت سارا بازی کردم که جوجه هاش خوجل بودن!!!خدایا همه از خاکیم و بسوی تو بازمیگردیم...!!!

دختره تعريف ميکرد
يه بار يه خواستگار اومد منم کلاس گذاشتم گفتم ميخوام درس بخونم
هيچي ديگه پا شدن رفتن
هر چي گفتم بابا فقط دو صفحه مونده گوش ندادن
کفاصطااا :))

واقعا دست کارخانه نوشابه سازی درد نکنه که روش مینویسن خنک بنوشید… تا قبل از اون ما میجوشوندیم بعدا می‌خوردیم!

امروز روبروی دانشگاه دیدم یه مغازه هست که زده : اسنک اسنک ، کتلت .
انصافا دست و بالم خالیه ، وگرنه بغلش یه مغازه میزدم مینوشتم : " کتلت کتلت ، بگوشم

 همانا آرایش دختران نیز نوعی حجاب محسوب میشود.....چون چیزی که در زیر آن است به هیچ وجه قابل رویت نیست...    

یادش بخیر

یادش بخیر چقدر زود گذشت..



یادش بخیر یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه : یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !

یادش بخیر بچه بودم آرزو داشتم مادربزرگم بزاره دستگیره چرخ خیاطیش رو یه دور بچرخونم ! یه همچین آدمی قانعی بودم من !!!

یادش بخیر ۱۱سالم بود فک میکردم یکی تو یخچال قایم شده چراغشو خاموش روشن میکنه ! بعد الان جوونای مملکت میان از شکست عشقی میخونن …

یادش بخیر اول دبستان که بودیم وقتی تنها یه گوشه حیاط مدرسه وایستادیم ، یه نفر میومد و بهمون میگفت : با من دوست میشی ؟؟؟

یادش بخیر پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی ، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد … 

یادش بخیر ؛ در به در دنبال یکی میگشتیم دفترامونو جلد کنه !!!

یادش بخیر وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم بعد عرق میکرد ، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند ، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت ، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده !

یادش بخیر اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه … احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم!

یادش بخیر سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم ! 

یادش بخیر تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم ، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند ، اونکه وارد میشد هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد ، محکمتر رو میز میکوبیدیم …

یادش بخیر دبستان که بودیم هرچی میپرسیدن و میموندیم توش ، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

یادش بخیر صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو …

یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم … همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !

یادش بخیر خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم …

یادش بخیر نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد …

یادش بخیر تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن …

یادش بخیر وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم ، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم …

یادش بخیر حس بعد از آخرین امتحان سال و شروع تابستون و یادش بخیر عصر ۳۱ شهریور و همه خاطره هایی که جلوی چشامون بود …

یادش بخیر همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من میفته …

یادش بخیر خودکارهای چهاررنگی هم بود که باس دکمه‌ش رو فشار میدادی تا نوک دلخواهت بیاد بیرون ، اونوخت قرمزش صورتی بود و آبیش بنفش ! تفریح من این بود که تهش رو میکردم تو دهنم با دندون دکمه هاشو فشار می‌دادم ، بعد حواسم نبود دکمه ش فنریه و لبم میرفت لای دکمه ش !!!

یادش بخیر یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترا رو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!

یادش بخیر اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !

یادش بخیر اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس !

یادش بخیر همیشه واسه اینکه زود برم تو کوچه بازی کنم ، مشقامو چند خط در میون رد میکردم تا زودتر تموم شه …

یادش بخیر ، پشت دفترای قدمیم مدرسه ؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه :
“تعلیم و تعلم عبادت است”

یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :
تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام !
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو …
من که حلالشون نمی کنم !

نمیتونند!

دختر و پسر ها نمیتوانند!




دخترها نمیتوانند ...


۱- با داشتن دماغی تیر کمونی یا عقابی متالیک به جراح مراجعه نکنند!
۲- با دیدن یکی خوش تیپ‌تر از خودشون، میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نکنند!
۳- با داشتن قدی کوتاه کفش پاشنه ۶۰ سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نکنند!
۴- روزی ۲۴ ساعت با تلفن حرف نزنند!
۵- روزی ۳۰-۴۰ هزار تومان آت و اشغال نخرند!
۶- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی‌بندی لایه اوزون رو سوراخ نکنند!
۷- با یه دماغ عمل کرده احساس خوشگلی نکنند و فکر نکنند که مادر زادی همینجوری بودن!

۸- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سکته نکنند!


پسرها نمیتوانند...


۱- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!
۲- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after shave نزنند!
۳- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند!
۴- در میهمانیها و محافل خانوادگی احساس بامزگی نکنند و چرت و پرت نگویند!
۵- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنند!
۶- کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و کراوات قهوه‌ای نزنند!
۷- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند!
۸- از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در نیارند! 

محض لبخند

صرفا جهت لبخند...


لامصب!! مایکل جکسون چند سال پیش مرد.. پست فرستاده «دانلود آهنگ جدید مایکل جکسون»

اندر حکايت اختلاس بزرگ:
شهرام جزايري: «منو از اينجا بيارين بيرووووون... اينا دارن منو مسخره ميکنن... به من ميگن آفتابه دزد!!!»


یارو 10 کالری از خوردن یه رانی وارد بدنش میشه ، ولي حاضره 12 كالري بسوزنه اون دو تا تیکه میوه باقیمونده ته قوطی و در بیاره

خدا رو شکر زمان شاه اینترنت نبود ، وگرنه بابابزرگامون میگفتن یادش بخیر زمان شاه اینترنت با سرعت خداتا میدادن دوزار !!!

 امروز داشتم کتاب ميخوندم يه جمله خيلي قشنگ توش ديدم... خواستم لايک بزنم که يهو يادم افتاد کتاب نه فيسبوک... 

تا غروب غم انگیز سیزدهم فروردین کمتر از 2 روز باقیست! 
[ستاد زهرمار سازی تعطیلات نوروزی]

ما دهه ی هفتادی ها خاکی بودیم، روزگار هم نامردی نکرد زد دهنمونو آسفالت کرد

این دبستانى هایى که تو هفته دو روز تعطیلن،
اگه پس فردا بیان زِر زِر کنن که ما نسل سوخته ایم و اینا،
جورى با پشت دست بزنید تو دهنشون که دیگه نتونند بلند بشن !!! 


داشتم ماشین رو دنده عقب می‌آوردم تو حیاط
مامانم اومده فرمون میده….بیا….بیا….بیا….بیا ….نیا!!لوله آب شیکست ! 

شـمــا یـادتــون نـمــیــــــاد…
بچه که بودم منتظر میموندم تا مهمونا برن تو حیاط یا دم در واسه خداحافظـــی …
 موقعیت مهیا میشد واسه “پاتکـــــــ” زدن به آجیل و شیرینی ها … 


شـمــا یـادتــون نـمــیــــــــاد…
بـزرگتـــــریـن کابـوس شب عیــــد بود …
“پـیــــک نـوروزی”

من نميدونم اين مامانا که وسايل خودشون رو يه جايي ميزارن,
بعد خودشونم يادشون ميره کجاس ... چه جوريه که تو پيدا کردن وسايلي
که ما به اصطلاح تو 7 تا سوراخ موش قايم ميکنيم تبحر خاصي دارن


 يکي از نمونه هاي بارز تهاجم فرهنگي اينه که:سالهاست در توليد گوجه فرنگي خود کفا شديم اما هنوز اسمش به گوجه ملي تغيير نيافته! 

خدايا لطفا برو و به بعضي از آنهاييکه ايمان آورده اند يادآوري کن که تو خدا هستي نه آنها !!

راز موفقيت چيست؟ "تصميم گيري درست".
تصميم گيري درست از چه ناشي ميشود؟ "از تجربه"
تجربه از چه بدست مي آيد؟ "از تصميم گيري هاي غلط !! 

این روزا اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن فرار کنید ، قضیه خونه تکونی جدیه

قدیما که فیسبوک نبود مردم استتوس هاشون رو روی در و دیوار توالت عمومی مینوشتن،هر چند لایک نداشت ولی کامنت خورش عالی بود

چیزی لذت بخشتر از زدن بچه ی پرروی مهمان دور از چشم پدر و مادرش نیست!!

دلم واسه نسل های بعدمیسوزه.... بایه مشت پدربزرگ ابرو برداشته چیکار میکنن..

یک پیشنهاد امسال ولنتاین جای اینکه پولتونو حروم کادوهای مسخره واسه شریک زندگی آینده مردم کنید واسه مامانتون یه هدیه شیک بگیرید دستاشم ببوسید بگید : مامان عاشقتم

زمانى كه ما مدرسه مى رفتیم، یه نوع املاء بود به اسمِ "دیکته پا تخته ای"! توی زمان خودش و در نوع خودش عذابى بود الیم! براى كسى كه پاى تخته مى رفت یه حسى داشت تو مایه هاى اعدام در ملاءعام..! و براى همكلاسى هاى تماشاچى چیزى بود مصداق تفریح سالم..!

چرا درِ یخچالو شیشه ای نمیسازن تا قبل از باز کردن بفهمیم چیز جدیدی توش نیست؟ پس این دانشمندا چه غلطی میکنن؟ :|

آنجلیناجولى اگر ایرانى بود در نوجوانى ازسوى دوست و آشنا یه لقب “لب شترى” بهش داده شده و اعتماد به نفسش نابودشده بود و الآن منشى درمانگاه بود  !

دیوار موسسه ی بیمه رو تازه رنگ کرده بودن کنارش نوشتن “لطفا روی دیوار چیزی ننویسید”یکی اومده با اسپری روش نوشته : “چشم داداش شما جون بخواه”…! 

کلاً با خرسا حال میکنم ۶ ماه میخوابن ۶ ماهم میرن ماهیگیری کلاً تو عشق و حالن !!!

دیروز تو تاکسی بودیم رانندهه رفت بنزین بزنه با یه راننده دیگه دعواش شد یارو به راننده ما گفت “تومسافرکشی؟ تو عـَـــــن کشیما چارتا تو ماشین  فقط نمیدونم این بغل دستی من چرا ، تا وقتی که برسیم همش به افق خیره بود

به خدا پارک دوبل اصلا سخت نیستفقط کافیه حواستون به جدول و تیر چراغ برق و ماشین پشتی و ماشین جلویی و دسته برف پاک کن و روسریتون و کفش پاشنه بلند و ناخون مصنوعی و کلاچ و ترمز و گاز و فرمون و پسر همسایه که داره بهتون میخنده باشید  !

یه روز يه بابايي پسرش فارغ التحصيل ميشه ..هيچي هم بارش نبوده.
زنگ ميزنه به پارتيش ميگه : دمت گرم واسه پسرم يه شغلي پيدا کن.
پارتيه ميگه : ميخواي سفيرش کنم؟
باباهه ميگه : نه بابا اون خيلي زياده..
پارتيه ميگه : ميخواي وزيرش کنم ؟
... ... ... ... باباهه ميگه : اوووووووف نه...
پارتيه ميگه : ميخواي وکيلش کنم ؟
باباهه ميگه : نه بابا يه جايي کارمندي چيزيش کن..
پارتيه ميگه : شرمنده اون ديگه سواد ميخواد...

شب یلدا

شب یلدا به سبک مشهدی


یـــــــره مِگن ، شایعه رِفته، شب یلدا مِخِه بیه 

امشب دیگه مُخوام دلم بِزِنُم به دریا بُرُم بهش بُگُم، مُخوام بهش بُگُم که چقدر دوسش درُم،بُگُم که خیلی خوبه،بُگُم یلدا جان دمت قیــــژ، هم همی که یَک بهانه ای مِری که همه ر دور هم جمع کنی،خودش خیلیه!!

به جون همی طرقبه که مُخوام دنیاش نِبِشه..اگه کار دشتُم،خانه دشتُم،هم یک کمی هم پول جور مِکردُم،میامدُم خواستگاریت،البته یک مشکل بزرگ هم ای وسط هست که ننه سرما تو ر خیلی دوست داره به هیشکی تو ر نِمِده،تقریبا مِشِه گفت ترشی انداخته،ولی بازم عشق که آخرش نِبِــ یَد بشه زندگی زیر سقف..عشق مِتِنه تو دلامان همی جوری بِشِه

مو جداً به ای موضوع اعتقاد درُم،یلدا تو فقط امشب ر میـ یی کنارُم، باز مِری تا یِک ساله دِگِه، یلدا تو همیشه هستی،ولی مو که شاید سال بعد که چی،همی فردا هم نِبِشُم،

یلدا مو که فقط عاشقت نیستُم،خیلی ها هستن،دعا مُکُنُم همیشه باهاشان بِشی،یلدا تو بهانه ی با هم بودنی،دعا مُکُنم ای بهانه همیشه توی دلا بِشه،

یلدا همیشه باش،خب؟! یلدا آسمون ابریه،امشب گریه کن تا همه ی غم های یک ساله ر بُشُوری مواظب خودت باش یلدای مُو 


خب ای دستمال کاغذی ر و بگیرن اشکاتان ر پاک کُنِن...موُ دوست نِدِرُم کسی از اینجه غمگین بره بیرون..یه لبخند گنده بِزِنن...ها همیـــه همه تا ره دوست دروم.

 یلداتان هم مبارک .......

محض خنده

صرفا جهت خنده...


طرف قد 2 متر و نیم، وزن 140، بازوش دور کمر من، فاقد هرگونه چربی تو تلویزیون اومده می گه توصیه من به جوونا اینه که از مکمل ها استفاده نکنند؛خودِ لامصبت آخه با نون و پنیر اینجوری شدی؟

- یه سوال ذهن منو مشغول کرده
چرا شلوار سفید می پوشی خاکی میشه رنگش سیاهه؟
ولی وقتی شلوار مشکی می پوشی خاکی میشه رنگش سفیده؟

- کاش یکی بود که توی کوچه ها داد می زد:
خاطره خشکیه، خاطره خشکیه
اونوقت همه خاطراتتو،همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن می ریختم تو کیسه و می دادم بهش و می رفت ردِ کارش

- اونقدری که من بالش زیر سرمو تا صبح می چرخونم، اگه به جاش توربین بود می تونستم برق کل روستاها رو تامین کنم!

- یکی از بزرگترین لذت های دوران کودکیم این بود که دستمو تا آرنج بکنم تو کیسه برنج! آی حال می داد.

- اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه، فرمون زندگیشون هیدرولیکه فک کنم

- «شام چی درست کنم؟»
اولین جمله مامانم در حین جمع کردن سفره ناهار


- بابابزرگم لپ تاپم رو دیده می گه چندتا قُوّه می خوره؟!

- همه نیمه گمشده و مکمل شونو پیدا کردن ،ما هنوزمتمم مون روهم ندیدیم!
به 30 درجه هم راضی شدیم دیگه! نبود؟ یه 10 درجه ... !؟


- پسورد وایرلسمو دو روزه عوض کردم کلا محبوبیتمو تو همسایه ها از دست دادم! یکی یکی سرد و سردتر می شن. نگرانم دسته جمعی یه حرکتی بزنن.
امروز یکیشون بلند به اون یکی می گفت نامرد نذاشت فیلممو کامل دانلود کنم!

- تو صف نون بودم دیدم دوتا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث می کردن.
اولی: برو بابا! دومی: به من نگو بابا به من بگو عمو، وقتی می گی بابا من نسبت بهت احساس مسئولیت پیدا می کنم!

- هر وقت احساس کردی خیلی بالایی چند تا نارگیل واسه من و بچه ها بنداز پایین!

- یه زمانی وقتی به رفیقت فحش ناموس می دادی حکم مرگتو امضا می کردی، الان میزان صمیمیت و رفاقتتو نشون می دی.

- ضربه روحی که یخچال خالی به من وارد می کنه، عشق دوران جوونیم نتونست وارد کنه.

- یک بنده خدایی می گفت: حالا درسته ما قصد ازدواج نداریم ولی خب آخه یه خواستگار نباید بیاد برامون؟

- یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟!

- یارو دو دقیقه پیش زنگ زده خونه به جای اینکه من بگم شما، اون میگه شما؟ منم گفتم ببخشید اشتباه برداشتم!

- یه روز رفتم شلوار بخرم فروشنده یه شلوار آورد خوب نبود. گفتم این خیلی خزه، مگه اسکلم اینو بپوشم؟
فروشنده از پشت پیشخون اومد اینور دیدم همون شلوار پای خودشه!

- آیا می دونین اولین کسی که عبارت «مردا همه مثل همن» رو به کار برد، یه زن چینی بود که شوهرشو تو بازار گم کرده بود؟

- پسرخالم کلاس دوم تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود: آیا می دانید رود هیرمند به کدام دریا می ریزد؟ اینم نوشته بود: بله می دانم!
معلم خوشش اومده بود نمره کامل داده بود.

- ولی خداییش بیاییم ظاهربین نباشیم. بعضیا ممکنه در ظاهر بی شعور به نظر بیان اما وقتی باشون می گردیم و بیشتر می شناسیمشون می بینیم که باطنن هم بی شعورن!

- وقتی پشت آیفون می پرسیه «کیه؟» 95 درصد مردم میگن «باز کن»، 5 درصد باقیمونده هم میگن «منم»

- خیلی دوست دارم یکی از استادام رو در حال خنده تو خیابو ببینم، برم پیشش بگم «چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم!»

- خوش به سعادت این نسل جدید که کلی سرگرمی دارن. والا سرگرمی نسل ما یه چرخ گوشت بود که دستمون رو می کردیم توش دستمون تا زانو قطع می شد! بعدش کانال پنج برنامه در شهر نشونمون می داد کلی حال می کردیم

- تو خیابون یه تصادف شده بود. همه جمع شده بودن. منم برای اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم «برید کنار، برید کنار من پدرشم» وقتی که رسیدم دیدم اونی که تو خیابون افتاده الاغه!


- سال ها گذشت و گذشت و گذشت و ساندیس ها کماکان تولید شدند و تولیدکنندگان نوشتند از «اینجا» باز کنید و مردم همچنان از «آنجا» باز کردند!

- اینایی که از پاییز بد میگن، بعدازظهرای پاییزی نرفتن تو حیاط خلوت بشینن، یه استکان نسکافه بخورن که بفهمن پاییز یعنی چی

- طرف شش ماهه دماغشو عمل کرده هنوز چسب میزنه! اینا همونان که برچسب تلویزیون و مایکروفر و پلاستیک صندلی ماشیناشون رو نمی کنن

- هیچ لذتی بالاتر از این نیست که یه تیکه از سرعتگیر کنده شده باشه و آدم بتونه دوتا چرخ ماشینشو از اونجا رد کنه

- این یکی رو هیچ وقت نفهمیدم واسه چی یاد گرفتم. می خوام بدونم کسی هست «ب.م.م» و «ک.م.م» (ریاضی) در طول زندگیش به دردش خورده باشه؟

- اتاقمو تمیز کردم هر چی بشقاب و دستمال کف اتاق بود بردم. حالا نیم ساعته دوتا هسته میوه تو دهنمه جایی ندارم بندازم

- پیر شدم آخرش نفهمیدم کاربرد مداد سفید تو جعبه مداد رنگی چی بود!

- شبا وقتی سوار تاکسی می شم به این فکر می کنم که مثلا رمز عابربانکمو چی بگم به راننده یا اگه پیچید تو فرعی چجوری در ماشینو باز کنم بپرم بیرون!

- این روزا آدم جرات نداره با یکی درد دل کنه. یارو تا بهت ثابت نکنه از تو بدبخت تره ولت نمی کنه!
 

چشم

حالت چشم دانشجویان دختر و پسر! 


هنگام درس دادن استاد سر کلاس :

(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)


وقتی استاد خبر امتحان رو میده :

(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)


موقع امتحان:

(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)


وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:

(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)


وقتی که نمره ها رو میزنن :

(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)‬



خواستگاری

خواستگاری در مشهد


خواستگار: ملاک های شما بریـ یه ازدواج چیه!؟ 

دختر خانم گرامی : بری مو همی تفاهم خیلی مهمه !

خواستگار : تفاهم که ها! دِگه؟

دختر خانم گرامی : مهم تفاهمه و یه دِنه خنه!! 

خواستگار :خب ها! دِگِه چی!؟

دختر خانم گرامی : مهم تفاهمه و یه دِنه خنه و یه باغ تو طرقبه !! 

خواستگار : و دگِه چه ملاک هایی دِرِن؟!

دختر خانم گرامی : خب همو تفاهم و یه دِنه خنه و یَک ماشین مدل بالا هم خوبه خب !

خواستگار : و دگه!؟

دختر خانم گرامی : خب تفاهم و خنه و ماشین رو گفتُم. یه عالمه هم پول دِشتهِ بِشی بد نیست!

خواستگار : دِگِه امری نِدِرِن!؟

دختر خانم گرامی : چرا! چرا! ها! نِموخوام که شما هم زیاد به زحمت بیُفتِن و روتان فشار بیه !

" تفاهم" رو هم فراهم نکردِن اشکال نِدِره !!

خواستگار : ها! ای دست گلتان درد نکُنه... مو بُرُم یه دوری بِزِنُم باز میام  



ارادتمند همشهری های مشهدی خودمونم هستم.   

خانمهای باهوش

هوش و تمدن زن ها 


خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد......

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!

خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.

آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.

قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.

خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.

بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم.

قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند. 

خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد. 

خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!

نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.
قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.



مشهد

اینم ختم کلام

به قول معروف آدما به 4 دسته کلی تقسیم مِرَن:

1 - مِشَدیا

 2 - اونایی که دوس دِرَن مشدی برن 

3 - اونایی که آرزوشانه مشدی برن ولی نِمِتِنَن

4 - اونایی که دوس درَن مشدی برن ولی هنوز دهنشا بو شیر مده