قطار بی بازگشت (اولین سالگرد جوان ناکام مهندس مسعود فیروز)
از این پس هوای دم کرده و غبار گرفتة نیمةخرداد هر سال برای ما تداعی آن غروب غم انگیز و دلگیری است که با دستان خود جوانی رعنا خوش چهره و دوست داشتنی همچون گلی پرپر شده را به خاک سپردیم. قطار زندگی همچنان به پیش می رود، مسعود جان از ساعت 23 و 15 دقیقة آن شب کاملاً تاریک که ماه نیز در محاق بود 362 روز می گذرد که ناخواسته، ناباورانه و ناگهانی در گذرگاه 16 خرداد 95 از قطار زندگی پیاده شدی. آری ناخواسته بود! چون در تمام این مدت همة خاطرات و گفته هایت را مرور و واکاوی کـردیم هیچگاه جمله یـا کلمه ای نیافتیم که از زندگی و دنیا نا امید و شاکی شده باشی! حتی آخرین روز زندگیت یکی از پر کارترین روزهای عمرت بود. روزی تلخ و ناگوار، تو را در آن گذرگاه ناشناخته و غریب جا گذاشتیم،فقط با حسرت و نا امیدی دور شدن تو را نظاره می کردیم و هیچ کاری از کسی ساخته نبود. هیچ کس نمی توانست یک لحظة کوتاه هم این قطار را متوقف کند. اکنون یک سال از آن گذرگاه و از تو دور شده ایم. بهارمان در آن سال خزان شد، تابستان بدون سایة تو آماج تازیانة خورشید سوزان و گرم بادهای این دیار بودیم، پاییز فصل هزار رنگ و هزار طعم برایمان خاکستری و بدون طعم بود، زمستان فصل دورهمی ها و شب نشینی ها بی گرمای وجود تو سرد و تاریک در کنار تصویر نگاه مات و خـاموش تو فقط زانـوی غم در بغل داشتیم و سرمـا تـا مغز استخـوانمان می رسید.نوروزمان بی تو غمگین و هنوز خنده با لبهایمان بیگانه بود. وقتی به این حقیقت تلخ می اندیشیم کـه هر گز بازگشتی در کار نیست، نا امیدی بر ما چیره می شود. غمی سنگین دنیایمان را تیره و بغضی جانکاه گلویمان را می فشارد و بی اختیار اشکمان جاری می شود. اما افسوس گذر زمان اجازة تکرار هیچ چیزی را نمی دهد. دنیا پر از تکرارهای بدون تکرار است!! باید بپذیریم که این قطار از هر گذرگاه فقط یک بار می گذرد. گرچه پذیرفته ایم که مرگ حق است اما مرگ جوان را به این سادگی نمی پذیریم. دنیا بدون جوانان ملال آور و بی روح است. دنیا بی هیاهو و جنب و جوش و زیبایی جوانان مکانی خاموش، مرده و زشت است. مرگ جوان یعنی مرگ شور و نشاط، مرگ زیبایی و طراوت، مرگ شادمانی و خنده و دنیا بدون جوانان یعنی مکانی محزون و کسالت بار. این احساس ما را وا میدارد که نابخردانه عدالت خالق این همه شگفتی را زیر سؤال ببریم. ما می دانیم که قدرتش بی انتها است. گاهی چون کودکان از این قدرت بی پایانش توقع داریم کـه مـا را یک بار دیگر به گذشته بـرگـرداند. می خواهیم که قانون جوانمرگ شدن را از دستور کار خارج سازد! مگر نه این است که او توانای بی همتاست؟ پس چرا این گونه بی رحم بـه نظر می رسد؟ اما بیشتر که می اندیشیم و تاریخ را ورق می زنیم علاوه بر 124هزار پیامبر که برگزیدگان خودش بوده اند، میلیاردهـا انسان بـه این قطـار سـوار شده و هرکدام در یـک مکان پیاده شده اند.پروردگار برای هیچ کس استثنایی قائل نبوده است. در قصه ی غم انگیز کربلا، در تراژدی تلخ سیاوش و هزاران اتفاق غم انگیز حتی به اندازة زدن یک پلک هم این قطار متوقف نشده است! همچنان که می اندیشیم به غفلت خود از این حقیقت انـکار ناپذیر بیشتر واقف می شویم. مسعود جـان آن روز غم انگیز که دردی جانکاه سینه ات را می فشرد و تو آن را در پشت قدرت جوانی ات پنهان می کردی و به روی خود نمی آوردی، اکنون کـه به خود آمده ایم باورمان می شود که نشانه های خبر یک اتفاق تلخ و ناگوار بوده است. اکنون این واقعیت را در سطور نوشته های علمی و گفتار پزشکان به وضوح درک می کنیم که قبل از یک سکتة قلبی چه نشانه های جدی وجود دارد و اندکی درنگ یعنی وداعی ابدی و غم انگیز! اکنون که تو برای همیشه پر کشیده ای ما درس خود را فراگرفته ایم، اما چه سود؟ حال، این دانایی ما برای تو همچون نوشدارویی است که فردوسی در داستان غم انگیز رستم و سهراب با شیوایی تمام بیان کرده است. با این حال تقدیر پروردگار را باید پذیرفت و صبر پیشه کرد. تجربة بـزرگان بـه مـا می گوید مصیبت و رنج و درد به هنگام مرگ عزیزان برای بستگان بین 6 ماه تا یک سال است، اما غم از دست دادن فرزند برای پدر و مادر سالهای زیاد و شاید تا همیشه است. شگفتا بـا تمام این اوصاف از پگاه تاریخ تا کنون زندگی همچنان جاری بوده و خواهد بود.چرا که برای تمام این همه درد و رنج، درمان نیز وجود دارد که خود شگفتی این جهان را صدچندان کرده است. مـرگ را گـریزی نیست پس چـه بهتر بـه خـود آئیم و در این قطار بی توقف و بی بازگشت برای همدیگر همسفران خوبی باشیم. برای دلفریبی این دنیای گذرا حرمتها را زیر پا نگذاریم. همه چیز این دنیا امانتی است که فقط دست به دست می شود و کسی مالک مطلق آن نیست. پس همه چیز را برای همه بخواهیم. اگر چنین کنیم ترس ناشی از مرگ نیز برایمان به یک طرزتلقی و نگرش کودکانه تبدیل خواهد شد و با آرامش بیشتری حقیقت را می پذیریم و در گذرگاهی پیاده خواهیم شد.
در پایان از تمام عزیزانی که با مهربانی و دلسوزی در این یک سال در هر فرصتی به ما تسلی خاطر و آرامش بخشیدید از تمام وجود سپاسگزاریم. امیدواریم در همیشة روزگار سربلند و سرافراز باشید و آرزومندیم در گذر ایام شاهد و شریک شادی ها و موفقیت هایتان باشیم.






















