حلول ماه مبارک شعبان المعظم

 

ماه پیامبر اعظم(ص)

 

بر همگان خجسته باد

 

  فضيلت ماه شعبان در فضيلت و اعمال ماه شعبان است بدانكه شعبان ماه بسيار شريفى است و منسوب است به حضرت سيد انبياءصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله و آن حضرت اين ماه را روزه مى داشت و وصل مى كرد به ماه رمضان و مى فرمود شعبان ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه چون ماه شعبان داخل مى شد حضرت امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مى نمود و مى فرمود :    اى گروه اصحاب من مى دانيد اين چه ماهى است اين ماه شعبان است و حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله مى فرمود شعبان ماه من است پس روزه بداريد در اين ماه براى محبّت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود بحقّ آن خدايى كه جان علىّ بن الحسين به دست قدرت اوست سوگند ياد مى كنم كه از پدرم حسين بن على عَليهَاالسَّلام شنيدم كه فرمود شنيدم از اميرالمؤ منين عليه السلام كه هر كه روزه دارد شعبان را براى محبّت پيغمبر خدا و تقرّب بسوى خدا دوست دارد خدا او را و نزديك گرداند او را به كرامت خود در روز قيامت و بهشت را براى او واجب گرداند و شيخ روايت كرده از صفوان جمال كه گفت فرمود  : به من حضرت صادق عليه السلام كه وادار كن كسانى را كه در ناحيه و اطراف تو هستند بر روزه شعبان گفتم فدايت شوم مگر مى بينى در فضيلت آن چيزى فرمود بلى بدرستى كه رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله هرگاه مى ديد هلال شعبان را امر مى فرمود مُنادى را كه ندا مى كرد در مدينه اى اهل مدينه من رسولم از جانب رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله بسوى شما مى فرمايد آگاه باشيد بدرستى كه شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه يارى كند مرا بر ماه من يعنى روزه بدارد آن را پس گفت حضرت صادق عليه السلام كه اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمود كه فوت نشد از من روزه شعبان از زمانى كه شنيدم منادى رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله ندا كرد در شعبان و فوت نخواهد شد از من تا مدتى كه حيات دارم ان شاء الله تعالى پس مى فرمودكه روزه دو ماه كه شعبان و رمضان باشد توبه و مغفرت است از خدا و روايت كرده اسماعيل بن عبد الخالق كه گفت بودم نزد حضرت صادق عليه السلام كه در ميان آمد ذكر روزه شعبان حضرت فرمود كه در فضيلت روزه شعبان چنين و چنان است حتى آنكه مردى مرتكب خون حرام مى شود پس روزه مى گيرد شعبان را نفع مى بخشد او را و آمرزيده مى شود و بدانكه اعمال اين ماه شريف بر دو قِسم است اعمال مشتركه و اعمال مختصه .   اعمال مشتركه ماه شعبان-----آن چند امر است : اوّل هر روز هفتاد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ   دوّم هر روز هفتاد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ الْحَىُّ الْقَيّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ و در بعضى روايات الْحَىُّ الْقَيُّومُ پيش از الرَّحْمنُ الرَّحيمُ است و عمل به هر دو خوبست .    از روايات مستفاد مى شود كه بهترين دعاها و ذكرها در اين ماه استغفار است و هركه هر روز از اين ماه استغفار كند هفتاد مرتبه مثل آنست كه هفتاد هزار در ماههاى ديگر استغفار كند.    سوّم تصدّق كند در اين ماه اگرچه به نصف دانه خرمايى باشد تا حق تعالى بدن او را برآتش جهنّم حرام گرداند از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه از آن جناب سؤ ال كردند از فضيلت روزه رجب فرمود چرا غافليد از روزه شعبان راوى عرض كرد يابن رَسول الله چه ثواب دارد كسى كه يك روز از شعبان را روزه بدارد فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست عرض كرد يابن رسول الله بهترين اعمال در اين ماه چيست فرمود تصدّق و استغفار هر كه تصدّق كند در ماه شعبان حق تعالى آن را تربيت كند همچنانكه يكى از شما شتر بچّه اش را تربيت مى كند تا آنكه در روز قيامت برسد به صاحبش در حالتى كه بقدر كوه اُحُد شده باشد .   چهارم در تمام اين ماه هزار بار بگويد لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِيّاهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ كه ثواب بسيار دارد از جمله آنكه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنويسند.    پنجم در هر پنجشنبه اين ماه دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحيد و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد هر حاجتى كه دارد از امر دين و دنياى خود و روزه اش نيزفضيلت دارد و روايت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان زينت مى كنند آسمانها را پس ملائكه عرض مى كنند خداوندا بيامرز روزه داران اين روز را و دعاى ايشان را مستجاب گردان و در خبر نبوى است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حقّتعالى بيست حاجت ازحوائج دنيا وبيست حاجت ازحاجتهاى آخرت او را برآورد ششم در اين ماه صلوات بسيار فرستد .   اعمال مُختصّه ماه شعبان شب اوّلنمازهاى بسيار در اقبال ذكر شده از جمله دوازده ركعت به حمد و يازده مرتبه توحيد روز اوّل روزه اش فضيلت بسيار دارد و از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه هر كه روزه بگيرد روز اوّل شعبان را واجب شود براى او بهشت البته و سيد بن طاوس ثواب بسيارى نقل كرده از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله براى كسى كه سه روز اوّل اين ماه را روزه دارد و در شبهاى آنها دو ركعت نماز كند در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد يازده مرتبه و بدانكه در تفسير امام عليه السلام خبرى در فضيلت شعبان و روز اوّل آن ذكر شده كه فوائد بسيار در آن مندرجست .   روز سوّمروز مباركى است كه شيخ در مصباح فرموده در اين روز متولّد شد جناب حسين بن على عليه السلام و بيرون آمد توقيع شريف به سوى قاسم بن عَلاء همدانى وكيل حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام كه مولاى ما حسين عليه السلام متولد شد روز پنجشنبه سوّم شعبان پس روزه بگير آن روز را و اين دعا را در آن روز بخوان  

و اینک سرنوشت کشورمان ایران و خودمان در دستان ماست

.:: دقت کنید ::.


 

« جايگاه و ثمرات اعتكاف »

بسمه تعالي

 

« جايگاه و ثمرات اعتكاف »

 

انسان در گريز از هواي نفس و فرار از اشتغالات زندگي در طريقت انس با معبود همواره نيازمند خلوتي است تا در انزواي وجود خويش در آثار صنع پروردگارش با ديدة عبرت بينديشد و با سوز دل و اشك ديده باطن خود را از زنگار گناهان بشويد و خانه دل را مصفاي حضور خالق هستي بخش سازد و اعتكاف زمينه چنين خلوتي را فراهم مي كند و فرصت و مجالي مي دهد براي پرداختن به امور نفس خويش و جلوه گري نور محبت خدا در اعماق سراي وجود انسان تا انسان بدون دلواپسي از كارهاي انجام نشده و وابستگيهاي روزمره خود را در سراي معبود خويش نظاره گر باشد و پيامبر گرامي اسلامي حضرت محمد مصطفي (ص) مي فرمايد:  « با فضيلت ترين مردم كسي است كه عاشق عبادت باشد و با اشتياق تمام عبادت را به آغوش بكشد و با جسمش آن را دوست بدارد و براي آن فراغتي به وجود بياورد »

مساجد هميشه و همواره به عنوان پايگاه اعتكاف ، مركز خلوت و انس عابدان با معبود خويش محسوب مي گردند و اعتكاف روزهايي در خلوت خويش با خود بودن و به ياد خدا زيستن است اعتكاف گشت و گذاري است در كوچه پس كوچه هاي درون و گشتن در دنياي تو در توي دل و شناختن خود و مجاهدة با نفس و انس با معبود ،  اعتكاف بريدن از غير و پيوستن به دوست براي دوباره برگشتن به جامعه منتهي با ره توشة خودسازي ، اعتكاف هجرتي دورني براي سير در دنياي باطن است و مروري بر نفسانيات خويش است تا گام بندگي تهذيب برداريم و گام بندگي برگيريم اعتكاف تمريني است سه روزه با (قيام ) و شب زنده داري و (صيام ) و روزه داري و يك عمر در معبد نياز و سجده گاه راز و نياز معتكف حريم بندگي باشيم ،اعتكاف اهل عبادت را عيد حضور است و اهل غفلت را روزنه اي به سوي نور خواندن و شنيدن كجا و ديدن كجا .

 

و اما اهميت اين سنت نبوي از ديدگاه قرآن

قرآن كريم درآياتي به مسئله اعتكاف اشاره كرده است از جمله :

به حضرت ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام فرمان مي دهد كه خانه خدا را براي طواف‌كنندگان و معتكفان و نماز گزاران آماده سازيد .(1)

و اما روايات اعتكاف مجموعه اي مركب از مهمترين عبادات واجب و مستحب است لذا معجوني است شفا بخش و سازنده هم اثر نماز در آن است كه ياد خداست و بازدارندگي از گناهان باشد و هم نتيجه روزه كه سرّي از اسرار الهي است چنانكه حضرت امام رضا (ع) مي فرمايد: « روزه سري است بين خدا و بنده روزه براي من است و من جزا مي دهم (و يا من جزاي او هستم) مخصوصاً روزه ايام البيض در ماه رجب آثار ويژه اي دارد . »

پيامبر گرامي اسلام فرموده اند : « هر كس سه روز از وسط ماه رجب (سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم) را روزه بدارد  در شبهايش به نماز شب قيام كند از دنيا رحلت نمي كند مگر با توبه نصوح .

به اميد توفيق درك ايام ماه رجب به ويژه ايام البيض .

زندگی نامه حضرت زینب )س)


حضرت زينب(س) در پنجم جمادي الاولي سال پنجم يا ششم هجري، دو سال يا سه سال پس از ولادت حضرت امام حسين عليه السلام به دنيا آمدند. پس از ولادت، مادر ايشان حضرت فاطمه سلام الله عليها براي نامگذاري به پدرش حضرت علي عليه السلام اختيار مي دهند. اما حضرت علي عليه السلام اين امر را به پيامبر اكرم (ص) واگذار مي كنند. پيامبر اكرم كه آن روزها در سفر بودند، پس از بازگشت از سفر از تولد او با خبر مي شوند و وقتي طفل را براي نامگذاري نزد پيامبر بردند، حضرت فرمود: «من هيچ گاه از جانب خود اين كار را نمي كنم و بر خداي تعالي پيشي نمي گيرم». در اين هنگام جبرئيل نازل شد و عرض كرد: خداي تعالي نام اين مولود را زينب نهاده است.
زينب سلام الله عليها تحت تربيت جدش پيامبر (ص) و پدرش علي (ع) و مادرش فاطمه زهرا (س) قرار گرفت و سالهاي كودكي را با برادرانش امام حسن و امام حسين (ع) سپري كرد و در سال هفدهم هجري با پسر عموي خود، عبدالله بن جعفر بن ابي طالب، ازدواج كرد و ثمره اين ازدواج پنج فرزند بود به نام هاي محمد، جعفر، عون، علي و ام كلثوم، كه عون و محمد در كربلا در ركاب دائي بزرگوارشان امام حسين(ع) به شهادت رسيدند.
حضرت زينب به جهت علاقه فراواني كه به برادرش امام حسين داشت، هنگام ازدواج با عبدالله بن جعفر شرط كرد كه هر گاه امام حسين خواست به سفر برود، زينب بتواند همراه برادرش برود و عبدالله از رفتن وي ممانعت نكند. بنابراين در سفر امام حسين به كربلا حضرت زينب نيز به همراه امام و يار و پشتيب يا زهان ايشان بود. پس از شهادت امام نيز حضرت زينب رهبري كاروان خاندان نبوت را بر عهده گرفت و از فرزند برادرش علي بن الحسين السجاد(ع) حمايت و پشتيباني مي كرد. روز عاشورا يكي از سخت ترين و دردناك ترين روزها براي زينب (س) بود. او مي ديد چگونه لشكر عمر سعد، فرزندان و ذريه رسول خدا را به شهادت مي رسانند و سر از بدنشان جدا مي سازند. او در مقابل اين اعمال احساس وظيفه مي كرد و در برابر اين معايب خويشتنداري كرده و سرپرستي خاندان عصمت را بر عهده گرفت. در ماجراي غم انگيز كربلا، منابع در چند جا از زينب نام برده اند. يكي در وقتي كه علي اكبر(ع) به زمين افتاد و پدر را به بالين خود طلبيد. نقل شده است كه زينب خود را به ميدان رسانيد و روي كشته علي اكبر انداخت و صدا را به «يا اخياه و يا اخياه» و امهجه قلبا» بلند كرد تا برادر را به خود متوجه سازد و از شدت اندوهي كه با ديدن پيكر قطعه قطعه علي اكبر بر حضرت وارد شده، بكاهد. در جاي ديگر مي بينيم كه فرزند كوچك امام حسن مجتبي(ع) به نام عبدالله، با ديدن پيكر به خاك افتاده عمو، از خيمه بيرون مي دود تا خود را به عمو برساند و دشمنان را از حضرت دور سازد. در اين جا امام (ع) خواهر را مخاطب قرار داده كه «خواهر جان! اين كودك را نگهدار» زينب فورا مي دود و عبدالله را مي گيرد، اما كودك دست خود را از دست عمه مي كشد و بالاخره خود را به عمو مي رساند و روي بدن نازنين عمو به دست آن سنگدلان به شهادت مي رسد و ديگر جايي كه از زينب نام رفته است، لحظه وداع است. هنگامي كه امام حسين(ع) براي خداحافظي به نزد زنها مي آيد و زينب را مخاطب ساخته و جامه كهنه اي مي خواهد تا زير لباس هاي خود بپوشد تا دشمنان پس از شهادت حضرت رغبتي نكنند و بدن وي را برهنه نسازند.
زينب سلام الله عليها در تمام صحنه ها چون كوهي استوار، مقاومت كرد تا رسالتي را كه بر عهده گرفته با شايستگي به سرانجام رساند.
حضرت زينب پس از واقعه عاشورا در مجلس ابن زياد حضور يافت و سخنان آتشيني ايراد كرد. كيفيت ورود زينب و وضع لباس و جامه او را در مجلس ابن زياد به گونه اي رقت بار و غم انگيز نوشته اند. شيخ مفيد در ارشاد مي نويسد: «هنگامي كه زينب به مجلس ابن زياد آمده، پست ترين جامه را پوشيده بود و به طور ناشناس وارد شد». اما به هر صورت ابن زياد متوجه شد و پرسيد: «اين زن ناشناس كيست»؟ كسي پاسخ او را نداد، براي بار دوم و سوم سؤال كرد، در اين وقت يكي از كنيزان پاسخ داد: «اين زن زينب دختر فاطمه دختر رسول خدا است». ابن زياد با كمال بي شرمي گفت: «سپاس خداي را كه شما را رسوا نمود». اما زينب (س) براي خنثي كردن تمام نقشه هاي عوام فريبانه او فرمود: «ستايش خداي را سزاست كه ما را به وسيله پيغمبرش گرامي داشته و از پليدي به خوبي پاك گرانيد، آن كسي كه رسوا شود بي شك و ترديد فاسق است و آن كس كه دروغ مي گويد، فاجر و تبهكار است و چنين كسي ما نيستيم و ديگران هستند و الحمدلله». پسر زياد كه انتظار نداشت، با چنين زني دانشمند و با شهامتي روبه رو شود، سخن خود را اين گونه تغيير داد و گفت: «رفتار خدا را با برادر و خاندانت چگونه ديدي؟» حضرت زينب با لحني افتخار آميز فرمود: «من جز نيكي نديدم، آنان مردماني بودند كه خداوند كشته شدن را براي آن ها مقدر فرموده بود و آنان نيز با كمال افتخار به آرامگاه خود شتافتند. ولي بدان كه به زودي خدا ميان تو و ايشان جمع خواهد كرد و تو را مورد بازخواست و احتجاج قرار خواهد داد پس نگران باش كه در آن روز پيروز چه كسي خواهد بود؟ (تو با آن ها) اي پسر مرجانه مادر به عزايت بنشيند». سخن گفتن ابن زياد با حضرت زينب در اين مجلس به درازا مي كشد و سرانجام ابن زياد به مصلحت خويش نمي بيند كه با زينب سخن بگويد و بيش از اين خود را در مقابل چشمان حاضران رسوا و شرمنده سازد، از اين رو متوجه امام سجاد(ع) كه به صورت اسيران در مجلس آورده بودند، شد و با او به گفت و گو پرداخت. اما حضرت سجاد ابن زياد را مفتضح ساخت تا آنجا كه ابن زياد قصد جان حضرت را نمود و دستور قتل او را صادر كرد. در اين جا نيز زينب (س) از جا برخواست و دست هاي خود را حلقه وار به گردن امام سجاد (ع) انداخت و گفت: «اي پسر زياد! اين اندازه خون كه از ما ريخته اي تو را بس است... به خدا سوگند من از او جدا نخواهم شد تا اگر او را بكشي مرا هم با او به قتل رساني

ابن زباد اندكي به آن منظره رقت بار نگاه كرد و دستور داد امام را رها كنند و بدين ترتيب، حضرت زينب(س) از جان امام زمان خود محافظت كرد.

جوانی حضرت علی (ع)

دوران جواني اميرالمومنين(ع) را بايد دومين بخش از زندگاني آن حضرت دانست.

اين بخش از زندگاني علي(ع) از زمان بعثت تا هجرت به مدينه ـ ما بين ده سالگي تا بيست و سه سالگي آن حضرت ـ است كه از نظر زماني سيزده سال مي شود.

اين بخش از زندگاني امام شامل يك سلسله خدمات و مجاهدات درخشان و اقدامات بزرگ و برجسته علي(ع) در راه پيشرفت اسلام مي باشد كه در تاريخ اسلام نصيب كسي جز او نشده است.

نخستين افتخار علي(ع) در اين دوران پيشگام بودن وي در پذيرفتن اسلام، و يا به عبارت صحيح تر، ابراز و اظهار اسلام ديرينه خويش است؛ زيرا علي(ع) از كوچكي يكتاپرست بود، و هرگز آلوده به بت پرستي نشد.

بنا به روايان هنگام نزول جبرئيل بر پيامبر و اعلام بعثت اميرالمؤمنين در كنار پيامبر بود و صداي جبيرئيل را مي شنيد. اين غايت كمال يك انسان است كه مي تواند با ملكوت ارتباطي تا اين حد برقرار كند.

پيشگام بودن در پذيرفتن اسلام، ارزشي است كه قرآن مجيد روي آن تكيه كرده، و صريحا اعلام نموده است كه كساني كه در گرايش به اسلام پيشگام بوده اند، در پيشگاه خدا ارزش والايي دارند؛ آنجا كه مي فرمايد: «والسابقون السابقون أولئك المقربون» يعني پيشگامان پيشگام، مقربان درگاه خدايند.(واقعه/10و11)

از افتخارات ديگر در اين زمان، تعيين آن حضرت به عنوان جانشين و وصي پيامبراكرم(ص) در جريان يوم الدار بود. آنگاه كه در اول دعوت علني ـ كه در خانه حضرت رسول و با دعوت بزرگان قريش واقع شد ـ رسول اكرم(ص) امام علي را به عنوان وصايت و جانشيني معرفي كرد.

از اين كه پيامبر در يك روز نبوت خود و امامت علي را اعلام كرد، مي توان مقام و موقعيت امامت را در اسلام دانست.

فداكاري حضرت اميرالمومنين(ع) در ليلة المبيت، كه به جاي پيامبر اسلام(ص) در بستر آن حضرت خوابيد، نيز از جمله افتخارات آن حضرت در اين مرحله زندگي ايشان بود. در اين دوران كه مسلمانان در اقليت به سر مي بردند و تحت فشار همه جانبه كفار مكه بودند، نقش اميرالمومنين(ع) به عنوان يك مسلمان خستگي ناپذير و يك سرباز فداكار به خوبي مشهود است.

براي مطالعه بيشتر كتاب زير رهنمون شماست.

"فروغ ابديت"، تأليف استاد جعفر سبحاني، قم: موسسه امام صادق(ع).

با آرزوي توفيق.

احادیثی از حضرت علی (ع)

 

  1. حکمت گمشده مؤمن است، حکمت را فراگیرید؛ هرچند که از منافقان باشد.
  2. اگر مقام ماندنی بود به تو نمی‏رسید.
  3. از کسانی مباش که بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است.
  4. عدالت همه چیز را در جای خود می‏نهد در حالی که بخشش آن را از جای خود خارج می‏سازد.
  5. در مصیبتها چون آزادگان باید شکیبا بود و با چون ابلهان خود را به فراموشی زد.
  6. هرگاه بی‏نیاز در بخشش بخل ورزد، آخرت خویش را به دنیا فروشد.
  7. گناهی که تو را پشیمان کند، بهتر از کار نیکی است که تو را به خودپسندی وادارد.
  8. هرگاه عالم، علم خود را تباه کند؛ نادان به آموختن روی نیاورد.
  9. من درگاه آستان خدایم و این در گشوده نمی‏شود به روی کسی که مرا تکذیب کند.
  10. بحث و جدال در دین، یقین را تباه می‏کند.
  11. علم از عبادت بهتر است و اساس دین، تراز خداست.
  12. نخستین مرحله عبادت، خاموشی است.
  13. دوست داشتن دنیا، سر همه گناهان است.
  14. در سختی و سستی از خدا بترس.
  15. با جمیع مردان با انصاف و برابری رفتار کن و لکن با اهل ایمان و خداپرستان با بخشش رفتار کن.
  16. انسان زیر زبان خود پنهان است.
  17. آنکس که دندان خشم در راه خدا بر هم فشارد، بر کشتن باطل‏گرایان، توانمند گردد.
  18. ثروت، ریشه شهوتهاست.
  19. از بخشش اندک شرم مدار، که محروم کردن از آن کمتر است.
  20. نادان را یا تندرو یا کند رو می‏بینی.
  21. اندیشه پیر در نزد من، از تلاش جوان خوشایند تر است.
  22. خوابیدن با یقین برتر از نمازگزاردن با تردید است.
  23. هر کس اهل بیت (ع) را دوست بدارد پس باید فقر را چونان لباس رویین بپذیرد.
  24. از کسی که از او آزرده‏ای، توقع صمیمیت نداشته باش.
  25. از رحمت خدا دور است آنکه نماز صبحش را آنقدر به تاخیر اندازد تا ستارگان ناپدید شوند.
  26. به خدا سوگند ما اهل بیت (ع) فقط از برزخ شما شیعیان می ترسیم.
  27. بدان که تو در جستجوی دنیا هستی و مرگ در جستجوی توست.
  28. خدا را فرشته‏ای است که هر روز بانگ می‏زند بزائید برای مردن و بسازید برای ویران گشتن.
  29. خوشا به حال کسی که برای حسابرسی قیامت کار کند.
  30. خدا را از سست‏شدن اراده‏های قوی شناختم.
  31. خدا را در گشوده‏شدن گره‏های پر شناختم.
  32. هیچ شفاعت‏کننده‏ای کارسازتر از توبه نیست.
  33. دست نیافتن به گناه نوعی عصمت است.
  34. از دنیا بپرهیزید که در حلال آن حساب و در حرامش کیفر است.
  35. کسی که خود را گرامی می دارد هوا و هوس را خوار می شمارد.
  36. مؤمن دهنه بر دهان دارد.
  37. کار اندکی که ادامه یابد از کار بسیاری که از آن به ستوه آیی امیدوار کننده تر است
  38. آنان که وقتشان پایان یافته، خواستار مهلتند ؛ آنان که مهلت دارند، کوتاهی میورزند.
  39. مردم چیزی را نگفتند خوش باد، مگر آنکه روزگار روز بدی را برای آن تدارک دید.
  40. کسی که در دشمنی زیاده‏روی کند، گناه کار است.
  41. کسی که در دشمنی کوتاهی کند، ستمکار است.
  42. آنکس که لباس حیا بپوشد کسی عیب او را نبیند.
  43. مالی که نابودی آن تو را پند می‏دهد، از بین نرفته است.
 
  1. حضرت محمد (صلوات الله علیه) : من شهر علم هستم و علی دروازه آن، پس هر که علم خواهد باید ازآن در وارد شود.
  2.  امام رضا (علیه السلام): ایمان چهار رکن دارد: توکل به خدا، رضا به قضای خدا، تسلیم به امر خدا، و واگذاشتن کارها به او.
  3. امام صادق (علیه السلام): آنکس که می‏خواهد در حال درماندگیش دعایش مستجاب گردد، باید در حالت خوشی زیاد به یاد خدا باشد.
  4. حضرت محمد (صلوات الله علیه): کسی که صبح کند و پدر و مادر از او راضی نباشند، دو درب از آتش جهنم بر روی خود بازکرده است.
  5. امام صادق (علیه السلام) : سه چیز دوستی می‏آورد: دینداری، افتادگی و بخشندگی.
  6. امام باقر (علیه اسلام): هیچ فضیلتی چون جهاد نیست، و هیچ جهادی مانند مبارزه با هوای نفس نیست.
  7. امام حسین (علیه السلام): بهترین مال تو آن است که با آن آبرویت را حفظ کنی.
  8. امام رضا (علیه السلام) همواره برای دعا کردن برای امام زمان (عجّ) فرمان می داد.
  9. امام جواد (علیه السلام): هر کس قبر عمه ام (حضرت معصومه سلام الله علیها) را در قم زیارت کند، پاداشش بهشت است.
 

اثبات حقانیت علی

آشنایی با محتوای الغدیر

کتاب، مجلد

"غدیر"ی کرد بی‌همتا، چنان چون بی کران دریا         لبالب از رحیق حق، جهان را زو مشامی خوش

از این دریا دل آماده، "غدیری" ایزدی باده            خوش آن رندی کزین مشرب کند، شرب مدامی خوش(1)

علامه امینی برای تالیف کتاب گرانقدر الغدیر - که به حق کتابی وزین است و در اعتلای مکتب تشیع سهم بسیار و در اثبات حقانیت مولی الموحدین علی علیه السلام تاثیر بسزایی داشته است - زحمات بسیاری را متحمل شد. او از برجسته‌ترین افرادی است كه به خاطر دفاع از حریم اسلام و تشیع و مخصوصاً دفاع از مقام والای بزرگمرد جهان انسانیت حضرت علی علیه السلام قد علم كرده و با فداكاری و اخلاص عجیب و شهامت و ابتكاری كم نظیر، رسالت بزرگ خود را به خوبی انجام داد. علامه امینی شخصیتی است كه یك تنه در برابر تحریف کنندگان تاریخ قیام كرد و با قلم توانا و آتشین و در عین حال منطقی و علمی خود، پرده‌ها را كنار زد و حقایق را از لابلای زوایای تاریك تاریخ، بیرون كشید.

بیش از پنجاه سال است که از تدوین کتاب الغدیر می‌گذرد و با اطمینان می‌توان گفت که جامعه محققین اعم از شیعه و سنی با نام الغدیر و با نوشته‌های علمی و عمیق و محققانه و پر احساس علامه امینی آشنا می‌باشند. اما در طول این زمان هنوز کسی نتوانسته برای الغدیر حتی صفحه‌ای ردّیه و یا نقدی که قابل اعتنا باشد، بنویسد. و این خود نشانگر استحکام و متقن بودن مطالب این کتاب است که حتی مخالفین شیعه نیز نتوانسته‌اند اشکالی بر آن وارد نمایند.

وی در شبانه روز حدود 17 ساعت مطالعه و کار می‌کرد و برای مطالعه کتبی که در دسترس نداشت رنج سفرهای گوناگونی به جان خرید.

علامه خود می‌گوید که من برای نوشتن الغدیر 10 هزار جلد کتاب از «باء» بسم ‌الله تا «تاء» تمّت آن خوانده‌ام. و به 100هزار جلد کتاب، مراجعات مکرر داشته‌‌ام.

بدون شک در کنار تلاش و همت والای این مرد بزرگ، عوامل دیگری نیز در خلق این کتاب گرانسنگ موثر بوده‌ است. از علامه امینی و نزدیکان این بزرگوار به کرّات نقل شده است که در هنگام مواجه شدن با مشکلی در مسیر نگارش این کتاب، به حرم حضرت علی علیه السلام پناه ‌برده و از آن خورشید عالمتاب کمک می‌طلبیدند. هر کس این کتاب را می‌خواند، درک می‌کند که توفیق الهی و کمک‌های امیرالمومنین علیه‌السلام در نگارش این کتاب موثر بوده است.

این کتاب در 20 جلد به زبان عربی، با نثری شیوا و رسا نگارش یافته که البته 11 جلد آن تا کنون چاپ گردیده است. مرحوم آیة الله سید محسن حکیم و آیة الله سید حسین حمّامی درباره این کتاب گفته‌اند: "لا یَاتیهِ الباطلُ مِن بَینِ یَدَیه" و آیات عظام سید عبدالهادی شیرازی و شیخ محمدرضا آل یاسین و علامه اردوباری گفته‌اند: " لاریبَ فیه هُدیً لِلمُتقین." (2)

حال باید دید که آیا تالیف الغدیر در جوامع اسلامی باعث تفرقه بین مسلمانان شده و یا بیانش به گونه‌ای بوده که آنها را دور هم جمع کرده است؟ اگر این کتاب عاملی برای تفرقه می‌بود، لااقل علمای اهل تسنن در کتاب‌هایشان جمله‌ای بر علیه الغدیر می‌نوشتند که چنین چیزی دیده نمی‌شود.

بیش از پنجاه سال است که از تدوین کتاب الغدیر می‌گذرد و با اطمینان می‌توان گفت که جامعه محققین اعم از شیعه و سنی با نام الغدیر و با نوشته‌های علمی و عمیق و محققانه و پر احساس علامه امینی آشنا می‌باشند. اما در طول این زمان هنوز کسی نتوانسته برای الغدیر حتی صفحه‌ای ردّیه و یا نقدی که قابل اعتنا باشد، بنویسد. و این خود نشانگر استحکام و متقن بودن مطالب این کتاب است که حتی مخالفین شیعه نیز نتوانسته‌اند اشکالی بر آن وارد نمایند.

در اینجا سوالی دیگر پیش می‌آید که علت شهرت الغدیر چیست که محل رجوع اصناف مختلف علمای شیعه و سنی شده است؟

علامه خود می‌گوید که من برای نوشتن الغدیر 10 هزار جلد کتاب از «باء» بسم ‌الله تا «تاء» تمّت آن خوانده‌ام. و به 100هزار جلد کتاب، مراجعات مکرر داشته‌‌ام.

از مهمترین نکات قابل توجه اینست که علامه امینی بر خلاف اکثریت علما، به صورت کانالیزه مطالعه نمی‌کردند و در مورد موضوع تحقیقی خود تنها به متون رشته‌ای خاص مراجعه نمی‌نمودند. بلکه به تمامی منابع مطبوع و مخطوط موجود که به آن موضوع خاص پرداخته بودند رجوع نموده و در تحلیل‌های علمی خود از همگی آنها استفاده می‌کردند.

ایشان برای نگارش الغدیر کلیه کتاب‌های تفسیری، روایی، تاریخی، رجالی، انصاب، لغت، و دواوین شعری را با دقت، مورد مطالعه قرار داده‌اند. با عنایت به همین موضوع است که علامه امینی خود در ابتدای الغدیر نوشته‌اند:

"الغدیر فی الکتاب والسنه والادب. کتابٌ دینیٌ، علمیٌ، فنیٌ، تاریخیٌ، ادبیٌ، اخلاقیٌ ." که همین شیوه منحصر بفرد، یکی از علل جاودانه شدن الغدیر شده است .

در این مقاله قصد بر اینست که اهم محتویات 11 جلد از کتاب الغدیر را که به چاپ رسیده است را به صورت اجمال معرفی نماییم. و برای این کار از کتاب سیری در الغدیر، تالیف دکتر محمد امینی نجفی، مدد جسته‌ایم.

 

مباحث جلد اول الغدیر 

در این جلد علامه به داستان غدیر، بررسی سند حدیث غدیر، آیات مربوط به حدیث غدیر که عبارتند از: آیه تبلیغ (مائده/16)، آیه اکمال (مائده/ 3)، آیه سألَ سائل (معارج/1-3) و بررسی دلالت حدیث غدیر پرداخته است.

 

مباحث جلد دوم الغدیر

در این جلد ابتدا اهمیت و چگونگی شعر در دنیای اسلام مورد بحث قرار گرفته است. از این جلد تا انتهای کتاب به ذکر غدیریه‌هایی(3) که توسط شاعران به زبان عربی سروده شده پرداخته شده است. علامه ذیل هر غدیریه به شرح حال غدیریه سرا پرداخته و اگر چنانچه در غدیریه و یا در دیگر اشعار غدیریه سرای مورد نظر، اشاراتی نسبت به مناقب امیرالمومنین و سایر اهل‌بیت علیهم السلام شده باشد منابع روایی اثبات آن مناقب را ذکر کرده‌اند. در این جلد غدیریه‌های قرن اول و دوم مورد بررسی قرار گرفته است. که غدیریه حضرت علی علیه السلام نیز در این جلد درج گردیده است. یکی از غدیریه سراهای این دوره عمرو عاص است که علامه به تفصیل در مورد حیات وی بحث کرده است.

 

مباحث جلد سوم الغدیر

در این جلد نیز غدیریه‌های مربوط به قرون سوم و چهارم درج گردیده است. شایان ذکر می‌باشد که غدیریه‌ها صرفا مختص به مسلمانان نیست بلکه برخی شاعران مسیحی نیز غدیریه سروده‌اند که در این جلد از کتاب آمده است. آنچه که از غدیریه‌های مسیحیان استفاده می‌شود اینست که جامعه مسیحیت نیز از فرمایشات پیامبر صلوات الله علیه در غدیر خم چیزی جز ولایت و امامت حضرت علی علیه السلام استنباط نکرده‌اند.

در این کتاب در مورد نخستین مسلمان سخن به میان آمده که علامه به تفصیل احادیث مربوط به این مسئله را در الغدیر درج نموده است.

مبحثی دیگر که در این جلد مطرح شده افتراها و تهمت‌هایی است که اهل تسنن به شیعه زده‌اند و علامه به آنها پاسخ داده‌اند. و نیز 16 کتاب که در آنها به شیعه افتراهای نامربوط زده‌اند؛ معرفی شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

 

مباحث جلد چهارم الغدیر

در این جلد غدیریه‌های قرون چهار، پنجم و ششم مورد بررسی قرار گرفته است. غدیریه سرایان این دوره 31 نفر می‌باشند. درباره شرح حال این 31 نفر که از علما و شعرای برجسته هستند؛ به طور مبسوط در این جلد بحث شده و خصوصا میزان توانایی ادبی آنها مورد بررسی دقیق قرار گرفته است. در واقع، روح حاکم بر این جلد، شعر و ادب است. در میان غدیریه سرایان این دوره، چهره‌های برجسته‌ای نظیر شریف رضی، سید مرتضی و خطیب خوارزمی دیده می‌شود.

از مهمترین نکات قابل توجه اینست که علامه امینی بر خلاف اکثریت علما، به صورت کانالیزه مطالعه نمی‌کردند و در مورد موضوع تحقیقی خود تنها به متون رشته‌ای خاص مراجعه نمی‌نمودند. بلکه به تمامی منابع مطبوع و مخطوط موجود که به آن موضوع خاص پرداخته بودند رجوع نموده و در تحلیل‌های علمی خود از همگی آنها استفاده می‌کردند.

مباحث جلد پنجم الغدیر

غدیریه‌های مربوط به اواخر قرن ششم تا اواخر قرن هفتم در این جلد نقل گردیده است. غدیریه سرایان این دوره 12 نفر می‌باشند. قابل توجه است که در غدیریه‌ها به برخی از مناقب و فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام نیز اشاره شده است که علامه امینی آن مناقب را ذکر و مورد بررسی قرار داده است. از جمله مناقب حضرت، حدیث ردّ الشمس می‌باشد که این داستان در این جلد بررسی شده است. و نیز در باب جعل احادیث در خصوص خلافت خلفای غاصب نیز به صورت مشروح، سخن به میان آمده است.

علامه امینی در اثبات مناقب ائمه هدی صلوات الله علیهم، تحقیقات عمیق و گسترده خود را در چند مرحله ارائه کرده است.

مبحث مهم دیگری را که علامه در این جلد به آن پرداخته‌اند مبحث جعل احادیثی در خصوص خلافت خلفای غاصب است. روایان دروغگو و کذاب برای این که انحراف از امامت حضرت علی علیه السلام را توجیه کنند به ساختن اکاذیب متوسل شدند و در مقابل هر یک از احادیث در منقبت امیرالمومنین علی علیه السلام، حدیثی را برای خلفا جعل کرده‌اند.

البته جعل حدیث تنها به خلفا ختم نشد و پس از آن در مورد ابوحنیفه، شافعی، مالک و احمدبن حنبل هم رواج یافت و در مورد ایشان نیز احادیثی جعل گردید.

در جلد پنجم الغدیر نام 700 راوی از بزرگان اهل تسنن ذکر شده است که همگی آنها کذاب بوده‌اند. روایات و احادیثی که این 700 نفر ساخته‌اند در تمامی کتب اهل تسنن پراکنده است. شایان ذکر است که تنها 43 نفر از این 700 راوی، تعداد 408684 حدیث ساخته‌اند.  

 

مباحث جلد ششم الغدیر

غدیریه‌های هفت تن از غدیریه سرایان سده هشتم، با شرح و بررسی در این جلد نقل گردیده است.

گفته شد که جعل کنندگان حدیث، در مقابل مناقب حضرت علی علیه السلام، مناقب و فضائلی برای خلفاء جعل می‌کردند. یکی از مناقب امیرالمومنین علی علیه السلام اعلمیت ایشان است که حدیث سازان برای خلیفه دوم احادیثی در باب علمش جعل نموده‌اند و علامه امینی 200 نمونه از این احادیث را در کتاب الغدیر ثبت کرده که 100 مورد آن در جلد ششم درج شده است.

 

مباحث جلد هفتم الغدیر

غدیریه‌های سه غدیریه سرا در جلد هفتم الغدیر آمده است. این غدیریه‌ها متعلق به سده نهم ه. ق می‌باشد. در این جلد نیز علامه جدای از ذکر غدیریه‌ها، به فسادها و کارهای ناپسند و خلقیات منکر و زشت خلیفه اول که تحت عنوان ملکات نفسانی!!! مطرح شده به طور مفصل توضیح داده است . چرا که اهل تسنن برای او داشتن ملکات نفسانی را مطرح کرده‌اند و علامه معنای ملکات نفسانی را بیان کرده است.

 

مباحث جلد هشتم الغدیر

راویانی که به حدیث سازی و نشر اکاذیب اشتغال داشته‌اند مناقب بسیاری برای ابوبکر جعل کرده‌اند. به شهادت تاریخ، تمامی مناقب و فضائلی که به ابوبکر نسبت داده‌اند دروغ محض است. در جلد هفتم الغدیر به 28 نمونه از این مناقب جعلی اشاره شده، و در جلد هشتم نیز 42 نمونه دیگر از فضائل دروغین ابوبکر و 11 نمونه از مناقب مجعول عمر مورد بررسی قرار گرفته است. در این جلد پیرامون حکومت، قضاوت‌ها، فساد مالی، بدعت‌های عثمان و نحوه برخورد وی با مخالفین به تفصیل سخن رفته است.

علامه امینی برای نگارش الغدیر کلیه کتاب‌های تفسیری، روایی، تاریخی، رجالی، انصاب، لغت، و دواوین شعری را با دقت، مورد مطالعه قرار داده‌اند. با عنایت به همین موضوع است که علامه امینی خود در ابتدای الغدیر نوشته‌اند:

"الغدیر فی الکتاب والسنه والادب. کتابٌ دینیٌ، علمیٌ، فنیٌ، تاریخیٌ، ادبیٌ، اخلاقیٌ ." که همین شیوه منحصر بفرد، یکی از علل جاودانه شدن الغدیر شده است .

مباحث جلد نهم الغدیر

در این جلد موضوع بحث، عثمان می‌باشد؛ که کارهای خلاف و نامشروع او بالاخره داد مردم را در آورد و مورد حمله قرار گرفت. در جلد نهم تبعید ابوذر، عبدالله بن مسعود، مالک اشتر و اصحابش که جملگی توسط عثمان انجام شده، مورد بررسی قرار گرفته است.

 

مباحث جلد دهم الغدیر

در این کتاب موضوع بحث در مورد عبدالله بن عمر و معاویه می‌باشد. معاویه نیز جزء کسانی است که حدیث سازان برای او نیز مناقب و فضائل بسیاری جعل کرده‌اند که در این جلد به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.

 

مباحث جلد یازدهم الغدیر

در این جلد موضوع بحث در مورد معاویه و امام حسن مجتبی علیه السلام می‌باشد. در اینجا به طور مبسوط از کشتارها و جنایات معاویه سخن رفته، و جریان قتل بزرگانی چون حجربن عدی، عمربن حمق، مالک اشتر، محمدبن ابی بکر و ... مفصلا ذکر شده است.

موضوع دیگری که در این جلد مورد بررسی دقیق قرار گرفته عبارت است از طرح یکصد نمونه از غلوها و قصه‌های خرافی که در طول تاریخ اسلام برای برخی از صحابه، تابعین، ائمه مذاهب، علما و عرفا جعل شده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- از قصیده مطول مهدی اخوان ثالث که در سوگ مرحوم علامه امینی سروده است .

2- سیری در الغدیر، دکتر محمد امینی نجفی، ص 25.

3- به اشعاری که در وصف و موضوع واقعه غدیر سروده شده است، غدیریه گویند.

 

سایت تبیان

تقسیم کننده بهشت و جهنم

«حدیث قسیم الجنة و النار»

حضرت علی علیه السلام

از ویژگی‎های ممتاز حضرت علی علیه السلام حدیث «قسیم الجنّة و النّار» است که با عبارات مختلف از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است.

یکی از آنها با این عبارت آمده است:

قال: یا علیّ انتَ قَسیمُ الجنّةِ و النّار و انتَ یَعسوبُ الدّین ؛ «یا علی، تو قسمت کننده بهشت و جهنم و تو پیشوای دین هستی.»

در اکثر روایات معنی این حدیث آنست که:

خداوند چنین مأموریتی را در روز قیامت به آن حضرت خواهد داد که در روز قیامت به اذن پروردگار، به اهل بهشت اجازه رفتن به بهشت، و به اهل آتش فرمانِ رفتن به آتش را بدهد.

و در تفسیر این آیه نیز آمده است که:

و اَذّنَ مُؤذّنٌ بَینَهُم اَن لَعنَةُ اللهِ عَلَی الظّالمین(12) ؛ این مؤذّن و اعلام کننده «علی بن ابیطالب علیه‎السلام» خواهد بود.

مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام معنی این حدیث را پرسید؟

امام صادق علیه السلام فرمود:

چون حبّ علی علیه السلام ایمان، و بغض او کفر است و بهشت برای اهل ایمان و آتش برای اهل کفر می‎باشد، آن حضرت به این علت؛ قسیم الجنّة والنّار ؛ "تقسیم کننده بهشت و جهنم" است.(13)

ولی در روایت «ابوالصلت هروی» از امام رضا علیه السلام آمده است که آن حضرت نظیر همین جواب را به مأمون عباسی داد. و سپس به «ابوالصلت» فرمود:

مطابق فهم او جواب دادم ولی از پدرم شنیدم که از پدرانش از علی علیه السلام نقل می‎کرد که آن حضرت فرمود:

قال لی رسولُ الله یا علی، انت قَسیمُ النّارِ یومَ القیامةِ تَقوُل للنّار: هذا لی و هذا لک. (14)

«پیامبر به من فرمود یا علی تو تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی. روز قیامت به آتش جهنم می‎گویی: این شخص از آن تو و آن شخص از آن تو .»

 

پی‎نوشت‎ها:

1- سوره اعراف، آیه 44 .

2- علل الشرایع، باب 130، ص 162/ الغدیر، ج 3، ص 299 .

3- عیون اخبار الرضا به نقل بحار الانوار، ج 39، ص 194/ نیز حدیث قسیم الجنة و النار در بحار الانوار، ج 39، ص 193 – 210/ شرح ابن ابی الحدید، ج 9، ص 165، ذیل خطبه 154/ صواعق محرقه، ابن حجر ص 124، ذیل حدیث 40 .

 

منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9 .

الهي اين نفس بي حب زهرا(س) اگر رفت به سينه بر نگردد.


ما همان نسل جوانیم که ثابت کــردیم

در ره عشق جگـــــر دار از صد مردیــم

هر زمان یاد خمینی(ره) در سر ما افتـد

دور سیـد علی خــامنــه ای میگــردیم

خنده

چقدر خنده داره که...

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به در گاه خدا دیر وطاقت فرساست ولی 90دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل برق و باد می گذره  

چقدر خنده داره که 100هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم می یاد

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر می یاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافه می کشه لذت می بریم واز هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا وخطابه ونیایشطولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم وآزرده خاطر می شیم

چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن 100صفحه از پر فروشترین کتاب  رمان دنیا آسونه

چقدر خنده داره که سعی می کنید ردیف جلوی یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جمعه تمایل بیشتری داریم

چقدر خنده داره که همه مردم بدون این که به چیزی اعتقاد پیدا کنن ویا کاری در راه رضای خدا انجام بدن به بهشت برن

tv[

بخوان دعاي فرج را، دعا اثر دارد

دعا کبوتر عشق است، بال و پر دارد

بخوان دعاي فرج را و عافيت بطلب

که روزگار بسي فتنه زير سر دارد

بخوان دعاي فرج را که يوسف زهرا

ز پشت پرده غيبت به ما نظر دارد

بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز

که آخرين گل سرخ از دلت خبر داردگل

چند نوای اذان به یاد ماندنی

 

دانلود اذان رحیم موذن زاده(MP3 260 KB)

دانلود اذان سلیم مؤذن زاده (MP3 332 KB)

دانلود اذان عباس سلیمی (MP3 332 KB

 

امام زمان 4

مكان  حضرت مهدی (عج)


محل غيبت امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ نخست از سرداب مقدس بوده است البته همان گونه كه شيخ طوسى ـ قدّس سرّه ـ فرموده است: سرداب مقدس محل شروع غيبت بوده نه اينكه آن عزيز هم اكنون نيز در آن سرداب بسر مى برد. چنانچه برخى از اهل سنت اعتراضى مبنى بر اين توهم مطرح نموده اند كه چگونه مى شود با اين طول مدت در سرداب زندگى نمود؟ و او از كجاست؟
ما هرگز چنين اعتقادى نداريم و بر فرض اگر هم چنين باشد، باز هم مانعى ندارد زيرا ...........

 -= به ادامه مطلب توجه فرمایید  =-

 

ادامه نوشته

امام زمان 3

 

 

 

 

لینک های امروز :        حضرت مهدى (عج) و شباهتهاى او با پيامبران

                                   همسر و فرزندان آن حضرت

 

 

 -= به ادامه مطلب توجه فرمایید  =-

ادامه نوشته