Morteza Shabani...................Hedie

آهنگ جدید مرتضی شعبانی با نام هدیه

Download

بامن بمان...

ذهن من خالیست از هر دغدغه

                           خالیست از فریادهای گنگ و نامفهوم

آسمان خالیست از ستاره های سرگردان

                     خانه ام خالیست بی تو!

                       خالی ات تنهاییم را بیشتر کرد

                     خالی ات خاکسترم کرد

                           خالی ات دردمندم کرد

 

بی تو هیچ پرنده ای پرواز نمیکند

     بی تو دلها مرده است

زندگی پاییز است ،درهارا باید بست

    پای در این خانه نباید گذاشت

        اینجا خانه ی تنهاییست،خانه ی مرگ است

      خانه ای است که درد عشق نافرجامی را کشیده

  خانه ایست شاهد عشق، شاهد غم

شاهد مرگ...

      خانه ایست شاهد نگاه های دروغ

 

آجرها رنگ غم دارد

                و حوضچه آن پر است از آب های سیاه بدگمانی

               و باغچه ای که پراست از درختان شک وتردید

                     وسایه بانی از دروغ و نفرت

 

خانه ویرانه ایست که دلش میخواهد

           غبارش را کنار بزند

            و زیر لب بارها وبارها بگوید:

                                       ای کاش من هم خانه ی عشق بودم!

                            ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

میدونم چرت بود ولی ببخشید دیگه!    

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بلا که همیشه بد نیست!دیدی تو اون بلای قشنگی که اومدی به سرم؟؟!

پ.ن۱:دوست جونا دلم گرفته دعام کنین.

پ.ن۲:اگه زیاد سر نمیزنم ناراحت نشین بخاطره امتحاناس 

پ.ن۳:تک تک دوستون دارم

بابای

مرا ببوس!

بدان که بی قلب نخواهم رفت. با عشق تو با کس دیگر زندگی نخواهم کرد.

دوست دارم آن هیچ کسی باشم که نامه هایت را برایش می نویسی و

ای کاش آن هیچ کس اجازه خواندن نامه هایت را داشته باشد .

تو به من آموختی که عشق با عشقبازی متفاوت است. عشق دست خود آدم

نیست. بی خبر و بی اراده می آید. اما عشقبازی دست خود آدم است من از

آنچه دست ساز آدمی است بدم می آید. عشق مرا چنان بزرگوار کرده که

نمی توانم راضی باشم، مثل دیگران در بستر معشوقم بخوابم .

من و عشقم یک وجودیم. ما در هم می خوابیم . دلم برای آنهایی می سوزد که

پایبند عشقهایی هستند که با عشقبازی اثبات می شود. من عشق را یافته ام،

معشوق بهانه است . اگر تا هفته دیگر طاقت نیاوردم به خانه ات می آیم...

زین پس به یاد او به خواب می روم، خواب او را می بینم و با یاد او از خواب

بر می خیزم . نه من، که دو گلدان این اتاق، به یاد او گل خواهند داد .

و یاس های سفید بوی او را در فضا منتشر می کنند . نور روشنی او را گسترش

خواهد داد. و سکوت سنگین این اتاق ، سکوت او را فریاد می کند.

رفت و نمی دانست که بی او ، برای بوییدن یک گل، برای خواندن یک شعر،

برای شنیدن یک آواز و برای شلیک یک گلوله چقدر تنها ماندم .

بهای عشق وخیانت

هـیرتا فـرزند سـورنا مدتها بودکه درکاخ بزرگ ییلاقی پدرش زندگی میکرد. چند سـالی بود که زن اولش مرده بود و چون از او فـرزندی نداشـت در سـال اخیر با دخـتر جوان 21 سـاله که اتفاقاً دریک دهـکده با او آشـنا شـده بود عـروسی کرد. هـیرتا هـنگامیکه از شـکار بر می گشـت نزدیک دهـکده به ماندانا برخورد. ماندانا کوزهء آب بزرکی بردوش گرفـته و از چشـمه بخانه آب می برد، از وی آب خواسـت نامش را پرسـید و همان شـب اورا از پدر پیرش خواسـتگاری کرده و روز بعـد ماندانا را به قـصر خود آورد.

ماندانا دخـتر زیبا و بلند قـد و خوش اندام بود و با چشـم های دشـت و سـیاه، گیسـوان بلند، صدای دلکش و آرزوها بزرگ در قصر بزرگ هـیرتا وارد شـد. هـیرتا بیشـتر اوقات خودرا به سـرکشی املاک دور دسـت خود و شـکار می گذزانید و کمتر به دلخوشی ماندانای جوان و زیبا می پرداخـت. روزها و هـفـته های اول به ماندانا بد نگذشـت. ولی پس از چندی زندگی برای ماندانا دوزخی شـد و کاخ بزرگ و با شـکوه هـیرتا برای او زندانی شـد بود، هـیرتا جوان نبود و بیش از دو برابر سـن ماندانا داشـت.

زندگی یک دخـتر جوان پر عـشق با یک مردیکه با او اختلاف سـنی زیادی دارد چه میتواند باشــد؟ ماندانا به نوازش و سـرود های دیوانه جوانی احتیاج داشـت و هـیرتا با کار های زیادی که داشـت نمی توانسـت نیازمندیهای روح پرشـور اورا برآورد.

باین جهت ماندانا رنج می برد و کم کم زرد و افـسـرده مثل گل سـرخ درشـت و پر آبی که نا گهان در برابر خورشـید سـوزانی قـرار میگیرد، پژمرده میگشـت. هـیرتا که زن جوانش را بخوبی می پایید، فـهمید که اگر برای نجات او نیندیشـد ماندانا را از دسـت خواهـد داد. با او دلبسـتگی زیادی داشـت و زنش را مانند بهـترین چهره ها و گرانبها ترین جـواهـر هـا دوسـت میـداشــت . یکــروز ظهــر کـه میخواسـتند نهار بخورند ماندانا مثل هفته اخیر میل نیافـت که چیزی بخورد، گیلاس شـرابش را برداشـت لبش را تر کرد و سـپس بی آنکه اندکی ازآن بنوشـد آنرا برجای گذاشـت، بانگاه غبار آلود و ترحم آوری یک آن به هـیرتا نگریسـت و بعـد سـرش را پائین انداخـت؛ هـیرتا با صدای گرفـته گفـت: ماندانای عزیزم میدانم که بتو خیلی بد میگذرد ولی من برای تفـریح و سـرگرمی تو فـکر خوبی کرده ام...

ادامه نوشته

چرا رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام به همگي.اميدوارم كه تابستون بهتون خوش گذشته باشه.آهنگ جديدمو گذاشتم تو وب.اگه زحمتي نيست برين دانلود كنين.

((آهنگ جديد و ...!!!!!ازش تعريف نميكنم.چون ميدونم اگه تعريف كنم دانلود نميكنين.فقط بايد بگم كه خواننده ها به ترتيب:اشكان موسوي-سجاد-مرتضي شعباني-دوباره سجاد.((اسم آهنگ:چرا رفتي))همتونو دوس دارم.مخصوصا بعضيارو

نظر یادتون نره

Download

غریبه

                    آهنگ جديد و غمگين از مرتضي شعباني(مدير وبلاگ) با نام غريبه

                                             به هيچ وجه از دست نديد

                                                  نظر هم يادتون نره

                                                             Download

یه سوال

از دوستایی که میان وآدرس نمیذارن خواهش میکنم آدرس وبلاگ ویاحداقل ایمیلشونوبذارن تا نویسندگان (خواهش میکنم یکیش خودمم دیگه)دچارمشکل نشن

به نظرتون عشق واقعی وجود داره؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستای خوبم شمافک میکنین بدترین چیزی که توزندگی وجود داره چیه؟عشق یه طرفه؟یا اینکه یکی رو خیلی دوست داشته باشی وفک کنی نمیتونی بهش برسی یااینکه ذهنت پراز شک وتردید و هزاران سوال بی پاسخ درمورد عشقت باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟منتظرجواباتون هستم

حالم اصلا خوب نیست کاش زودتربارون میبارید تامیرفتم زیرش وباهاش گریه میکردم که هیچ کس اشکامونبینه

رو به غروب

ریخته سرخ غروب

جابه جابرسرسنگ

کوه خاموش است.میخروشد رود

مانده در دامن دشت

خرمنی رنگ کبود.

سایه آمیخته باسایه.

سنگ باسنگ گرفته پیوند.

روز فرسوده به ره میگذرد.

جلوه گر آمده درچشمانش

نقش اندوه پی یک لبخند.

جغدبرکنگره ها میخواند.

لاشخورها ، سنگین،

ازهوا،تک تک،آیندفرود:

لاشه ای مانده به دشت

کنده منقار ز جا چشمانش،   

زیر پیشانی او

مانده دو گود کبود.

تیرگی می آید.

دشت میگیرد آرام.

قصه رنگی روز

میرود رو به تمام.

شاخه ها پزمرده است.

سنگ ها افسرده است.

رود می نالد.

جغد می خواند.

غم بیامیخته بارنگ غروب.

می تراود ز لبم قصه سرد:

دلم افسرده در این تنگ غروب.

                                           سهراب سپهری

پ.ن۱:دوست جونا عیدتون مفالک

پ.ن۲:عاشششششششقتتتتتتتتتتتتتتم(ااا به شماچه باکیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

پ.ن۲:برگرررررررررررررررررررررررد دیگه(بازم که داری فضولی میکنیآخه به توچه؟؟؟)

پ.ن۴:دلم تنگته

پ.ن۵:چقد گرمه هوااااااااااااااااا

پ.ن۶:اصلا توکاروزندگی نداری نشستی اینارو میخونی؟باشه خب حالا که بیکاری بخون

پ.ن۷:شخصیه

پ.ن۸:

پ.ن۹:این آپم خیلی چرت بووووووووود نه؟؟؟

پ.ن۱۰:راستی مدیروب نیست خودم تنهایی خوب اداره میکنم این وبوها نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوست جووووووووووووونا همتونوتک تک دوستون دارممواظب خودتون باشیدیاعلی

بای بای

به باغ همسفران

صداکن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که درانتهای صمیمیت حزن میروید.

 

درابعاد این عصرخاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم.

بیاتا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

وتنهایی من شبیخون حجم تورا پیشبینی نمیکرد

وخاصیت عشق این است

 

کسی نیست،

بیازندگی را بدزدیم ، آن وقت

میان دودیدار قسمت کنیم.

بیاباهم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

بیازودتر چیزها را بینیم

ببین،عقربک های فواره در صفحه ی ساعت حوض

زمان را به گردی بدل میکنند

بیاآب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیاذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.

                                                                       سهراب سپهری

پ.ن۱.دوست جونا دلم خیلی گرفته

پ.ن۲.دلم واسه دوستامم تنگیده(بابا میاین میخونین یه نظرم بدین دیگه)

پ.ن۳.سومازوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

پ.ن۴.اصلا کلا دلم تنگه

پ.ن۵.ببخشیددیگه حوصله ندارم بیشترتونو خبرنمیکنم!

پ.ن۶.آنی و ث.م منتظرم نظربدیناااااااااااااااا

پ.ن۷.خیلی بده یکی رو کاملا نشناسی ولی بهش اعتمادکنی.نه؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستون دارم 

بای

راستی مدیروب (مرتضی)یه مشکلی واسش پیش اومده آپ نمیکنه.به زودی پست جدیدمیزاره.خلاصه گفتم که دوستاش بیان نظربدنا!اینجامیاد فقط پست نمیزاره!

خب دیگه خوابم میاد برم لالا

یه گل داره پرپر میشه دعاش کنین(حتمابخونین)

سلام دوستای گلم این پست فقط واسه بهترین دوست دنیاست

میخواستم بگم یکی ازدوستامون حالش اصلا خوب نیست و به علت ناراحتی قلبی تو بیمارستان بستریهازتون خواهش میکنم دعا کنیدهرچه زودتر به هوش بیاد و خوب خوب بشه

راستی امشب شب آرزوهاساز همه دوستام میخوام آرزوکنن این دوستمون حالش خوب شه و دوباره برگرده پیشمون

اگه شماهم این پستو تو وبتون بذارین ممنون میشم

امیدوارم هرچه زودتر برگردی پیشمون گلم

دوست جونا همتونو تک تک دوستون دارم و امیدوارم به همه آرزوهاتون برسین

 تو پست سپیده دم عشق منتظر نظراتتونم

سپیده دم عشق...

ای ستاره ی درخشان آسمان

اشک سوزان چشمان مرا ببین،بغض من در جاده های بی کسی گم شده

دوست ندارم همچون یک عروسک کوکی باشم

هرگز نمیخواهم که در صندوقچه دلت مخفی بمانم

نمیخواهم درفشار هرزه ی نگاه ها خرد شوم

 

من طالب پیوستن هستم،من میخواهم شاهد سپیده دم عشق باشم

 

من هم میخواهم سرود عاشقانه سر دهم

رقص نیرنگ را نمیخواهم، مرا پناه ده و از شب های پرعذاب مرا دورساز

بگذار تا زائیده ی عالی ترین تصویرها باشم

بگذارتا معنای هستی رادریابم و معجزه ی عشق را ببینم

میخواهم به آرامی به روی مخمل شب چشمانم را برهم گذارم

 

هجوم کابوس های شبانه را از من برهان

تیغ بی وفایی را به من نشان مده ،شوق پرواز را به من بیاموز

و جای حسرت را برایم باقی مگذار

بگذار تا مروارید دریایت شوم، بگذار تا به نیستان دلت راه یابم

شکوه عشقت را از من دریغ نکن، چهره ی تلخ جدایی را از من دور ساز

 

چشمان صاف و زلالت را برایم گل آلود نکن، برعشق پاکم نفرین نکن

مگذار که نشکفته پرپر شوم

زندگی مرا وسعت بخش ،به حرف های دلم نگاه کن

برگریزان پاییزم را با تومیخواهم چرا که بابودن تو دیدنی و زیبا میشود

جاده تنهایی پاییزان فقط بابودن تو انتها می یابد

 

میخواهم چشمانت را باز کنی و مرا ببینی

نمیخواهم روزی باشد که دیگر من تمام شده باشم

آه که چه شیرین است در این برگ ریزان و در این جاده ی تنهایی با تو همگام شدن

خدانگهدار ای همیشه.....پناه قلب بی کس من.....نرو که دیگه کَس نمیشه.......به فریاد رس من.......بزار که واسه آخرین بار.......تو رو به آغوشم بگیرم......گریه نکن عشقم الهی که واست بمیرم........خدا نگهدار ای گل یاس.......اونجا مواظب خودت باش....از هم دیگه نشون نداریم........غمه ما یه دریاس.........هر دو چه مظلومو چه غمناک..........خیره به چشم هم نشستیم......یاد تموم خاطره ها..........چه عهدی که بستیم.........روزی اگه منو ببینی.......موی سیاه به سر ندارم.......اونوقته که میفهمی بودی....همه دارو ندارم......بیا قسم بخور عزیزم.....که بعد من عاشق نمیشی.....قسم به اون چشمای معصوم.....من عاشق نمیشم........حلالم کن اگه یه روزی......حرفی زدم اشکات بریزن.......یا این چشمای هرزه چشمه........غریبه رو دیدن......اگه از من خیانتی بود......یا طعنه از رو عادتی بود........حلالم کن که دیگه شاید.......تورو من نبینم

تقدیم به کسی که دیگر نیست

 

 

...............

ناصر حجازی ستاره ی فوتبال پرواز کرد

                                           روحش شاد

روی طاقچه گل شقایق میکارم

سبز خواهد شد وسراسر اتاق را دربرخواهدگرفت

عطرش هوش را ازیاد ماخواهدبرد

ومابه سرزمین رویاها سفرخواهیم کرد

وتاقله عشق پیش خواهیم رفت

ای سلطان قلب من!ای همیشه جاوید!

دلم بی تو مرگ را میطلبد

بی تو یک لحظه آرام وقرار نخواهم داشت

وزندگی برایم یعنی حبابی در دریا ای سرو قامت

ای مکارترین موجود زمین

مرادور مکن از سرزمین نیلوفرهای خاکی

مرادور مکن از سرزمین یاس های سپید

مرادورمکن از سرزمین پونه های وحشی

در یک آلاچیق کوچک میتوان خوشبخت بود

میتوان کلبه چوبی بناکرد

ومحبت را بجای چراغ به آن آویخت

میتوان خوشبخت زیست و خوشبخت مرد

میتوان در لیوان شیشه ای آب شناکرد

میتوان بجای غذا هواخورد

میتوان نفس نکشید اما عشق داشت

میتوان زیست بی غذا  بی آب بی هوا

میتوان مرد بی تو....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن۱.فردا سه تاامتحان داریم اونوقت من دارم آپ میکنم

پ.ن۲.دوستای گلم امتحانامون داره شروع میشه دعام کنین

پ.ن۳.بعضیا خیلی اذیت میکنن

پ.ن۴. ۵شنبه رفته بودیم اردو خیلی خوش گذشت بلایی نموند سرهم نیاریمولی آخرش کوفتمون شد

پ.ن۵. چیپیکی چیپیکی بارسلونا....

پ.ن۶.بعضیا اصلا منو نمیشناسن آخه شما بگین من بداخلاقم؟!

پ.ن۷.با دوستام یه وب وا کردیم خواستین برین بخونین آدرسشم تولینکاهست"بخوان به نام سمپاد"

پ.ن8.شخصیه

پ.ن9.همتونو تک تک دوس دارم (بعضیارو بیشتر(باشما هستم دوست بداخلاق))

پ.ن۱۰.دوستای گلم نظر یادتون نره

بای

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوستای گلم شایدتا۲۱ خرداد نتونم بیامدعا کنین مشکلم حل شه بعدش میام زودزود آپ میکنم

شیوانا

شیوانا جعبه ای بزرگ پر از مواد غذایی و سکه وطلا را به خانه زنی با چندین بچه قد ونیم قد برد. زن خانه وقتی بسته های غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویی از همسرش و گفت: " ای کاش همه مثل شما اهل معرفت و جوانمردی بودند. شوهر من آهنگری بود ، که از روی بی عقلی دست راست ونصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آهنگری از دست داد و مدتی بعد از سوختگی علیل و از کار افتاده گوشه خانه افتاد تا درمان شود. وقتی هنوز مریض و بی حال بود چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم ولی به جای اینکه دوباره سر کار آهنگری برود می گفت که دیگر با این بدنش چنین کاری از او ساخته نیست و تصمیم دارد سراغ کار دیگر برود.

من هم که دیدم او دیگر به درد ما نمی خورد ، برادرانم را صدا زدم و با کمک آنها او از خانه و دهکده بیرون انداختیم تا لا اقل خرج اضافی او را تحمل نکنیم.

با رفتن او ، بقیه هم وقتی فهمیدن وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتن و امروز که شما این بسته های غذا و پول را برایمان آوردید ما به شدت به آنها نیاز داشتیم.

ای کاش همه انسانها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند!

شیوانا تبسمی کرد وگفت : حقیقتش من این بسته ها را نفرستادم .

یک فروشنده دوره گرد امروز صبح به مدرسه ما آمد و از من خواست تا اینها را به شما بدهم و ببینم حالتان خوب هست یا نه !!؟ همین!

شیوانا این را گفت و از زن خداحافظی کرد تا برود.

در آخرین لحظات ناگهان برگشت و ادامه داد: راستی یادم رفت بگویم که دست راست و نصف صورت این فروشنده دوره گردهم سوخته بود !!!

عشق؟!

عشق یعنی با جهان بیگانگیعشق یعنی شب نخفتن تا سحرعشق یعنی سجده ها با چشم ترعشق یعنی سر به دار آویختنعشق یعنی اشک حسرت ریختنعشق یعنی در جهان رسوا شدنعشق یعنی مست و بی پروا شدنعشق یعنی سوختن یا ساختنعشق یعنی زندگی را باختنعشق یعنی انتظارو انتظارعشق یعنی هرچه بینی عکس یارعشق یعنی دیده بر در دوختنعشق یعنی در فراقش سوختنعشق یعنی لحظه های ناب نابعشق یعنی شاعری دلسوختهعشق یعنی آتشی افروختهعشق یعنی با گلی گفتن سخنعشق یعنی خون لاله بر چمنعشق یعنی شعله بر خرمن زدنعشق یعنی رسم دل برهم زدنعشق یعنی یک تیمم یک نماز  عشق یعنی عالمی رازو نیازعشق یعنی آب برآذر زدنعشق یعنی همچو احسان پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاهعشق یعنی بیستون کندن به دستعشق یعنی زاهد اما بت پرستعشق یعنی همچو من شیدا شدنعشق یعنی قطره دریا شدنعشق یعنی یک شقایق غرق خونعشق یعنی درد و محنت در درونعشق یعنی یک تبلور یک سرودعشق یعنی یک سلام و یک درودعشق یعنی           معنی رنگین کمان

حتما بخونید

سلام به دوستای مهربونم.از این تاریخ به بعد اگه کسی با اسم و آدرس من به وب شما اومد و حرفای زشت زد ناراحت نشید.این آدم مریضه و مثل این که مشکل داره.