××××خاطرات××××

سلام ازاین به بعد میخام حرفای دلم وگاها خاطرات اواخر دانشجوییم رو اینجا باعنوان"خاطرات"ودلنوشته"بنویسم

درصورت تمایل میتونید توقسمت"دالانِ خاطرات"بخونیدشون

 

.

گوهر از خاک بر آرند و عزیزش دارند

بخت بد بین که فلک گوهر ما برده به خاک

صدا...سکوت

صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد............
سکوت را نوازش می دهند...........

و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند..............

دختر.دختران زیبا.دخترای ناز

تنهاترین مســافر

آن کـوپه ی تهــی مــنم، آری که مــانده ام
خالی تر از همیشه و در انتظار تو

این سوت آخر است و غریبانه می رود
تنهاترین مســافر ِ تو، از دیار ِ تو..

ღღღ

با شگفتی به تماشای گریه ام منشین

      چیزی نیست

تنها ترانه ای باریک در تلنبار تنهایی ام ترکید.......

آخرین خاطره از آخرین روز دوران دانشجویی

دوران کارشناسی هم به هر شکلی بود تموم شد...

با خوبیهای کمش و سختیهای شیرینش...

دیشب آخرین شیفت شب کارورزی مدیریتم هم تموم شد..

ادامه نوشته

بچگی میخواهد

دلم بچگی میخواهد !

جلوی کدام مغازه پا بکوبم


تا برایم آرامش بخرند ؟

کوچه های قدیمی

کوچه های قدیمی را باریک میساختند

تا آدمها به هم نزدیک شوند

حتی در یک گذر....

اکنون چقدر آواره ایم

در این اتوبانهای سرد..

جشن فارغ التحصیلی87

بالاخره قرار شد جشن فارغ التحصیلی بگیرم ...

با اینکه وقتمون واسه برگزاری جشن خیلی کم بود ولی با همت بچه ها برگزار شد...

جشنمون بخاطر تغییر تایم شروع برنامه واینکه مهمونا هم از این جریان اطلاعی نداشتن با تاخیر شروع شد...

فاطی اوایل برنامه دم در منتظر مهموناش بود وقتی میدیدم که خونواده های بچه ها یکی یکی میان واقعا دلم گرفت که چرا اون اتفاق افتاد و مهمونای من نتونستن بیان.من واسه چنین روزی بخاطر حضور خونوادم کلی برنامه ریخته بودم

ادامه نوشته

صدا.....سکوت


صـدای پای تو که می روی

صـدای پای مــرگ که می آید . . . .

دیـگر چـیـزی را نمی شنوم !

...

چگونه دست دلم رابگیرم ودر کنار
دلتنگیهایم قدم بزنم
دراین خیابان
که پرازچراغ وچشمک ماشینهاست
نه آقایان:
مسیرمن باشمایکی نیست
ازسرعت خودنکاهید
من آداب دلبری رانمیدانم....

 

بغض هایم را به آسمان سپرده ام.

خدا به خیر کند باران امشب را .....

1تیر69

امروز۱تیر....روز تولدمه!

شاید مسخره به نظر بیاد ولی نمی دونم چرا روز تولدم دنیا غم می آد تو دلم ! انگار دلم برا هرکی توی این عالمه تنگ میشه .. دوست دارم بشینم زانوی غم بغل کنم و گریه کنم !

راستی امروز کنکور ارشد هم هست...چندتا از بچه ها که ثبت نام کرده بودن الان رفتن...بنده هم که ثبت نام کرده بودم ونخونده بودم،نرفتم!!!

ودر آخر یه نصیحت قشنگ به خودمون که هیچ حقی تو این دنیا نداریم:

"کـــو ر بــاش بانـــو"
نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نـخ داد!
عـبوس بــاش بانــــو
لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد:........
لال بــاش بانــــو
... حـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوه فـروخـت!
شـاید دسـت از سـرمان بردارنـد ...
شـــــاید !



 

بدون شرح.......


صفر را بستند

تا ما به بیرون زنگ نزنیم

از شما چه پنهان

ما از درون زنگ زدیم!

 

گله ای نیست از نبودنت..

شاید که من نیز عروسک کوکی یک تقدیر بوده ام....

آنه...

آنه شرلی هم نشدیم

که یکی ازمون بپرسه:

آنه تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟؟؟

http://img.pixdooni.com/hossein/lovess-Pic/lovess-Pic_09.jpg

دادگاه رسمیست!!!

http://www.up.98ia.com/images/j2yesfl0bp1nv21v84z9.jpg

تمام مدارک برای عاشقانه بودن 

فراهم است

لطفاً 

پای تجدید نظر را به میان نکشید

و اما تو! ای مادر!

 قند  خون مادر بالاست .

دلش اما هميشه  شور  مي زند براي ما ؛
اشک‌هاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛
دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مرواريد!
حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!
دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش...

و اما تو! ای مادر!

ای مادر!

هوا

همان چیزی ست که به دور سرت می چرخد

و هنگامی تو می خندی

صاف تر می شود...
عزیزم روزت مبارک
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

تو مرا چه ديدي كه وفادار ماندي...؟

خدايا تو را غريب ديدم و غريبانه غريبه ات شدم

تو را بخشنده پنداشتم و گنه كار شدم

تورا وفادار ديدم و هر جا كه رفتم بازگشتم

تو را گرم ديدم و در سرد ترين لحظه ها به سراغت امدم

تو مرا چه ديدي كه وفادار ماندي...؟

شکست...اماچه چیز؟


شیشه ای میشکند

                           یک نفر می پرسد
که چرا                              
             شیشه شکست؟
     یک نفر میگوید:                                                
                                        شاید این رفع بلاست                                   
دیگری میپرسد               
                      شیشه پنجره را باد شکست؟


دل من سخت شکست                    
                     هیچ کس هیچ نگفت
      غصه ام را نشنید
 از خودم می پرسم:                                  
    

ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر بود؟!

خستــــــه ام !           

 

 

اين روزهــــــــــا

عجيب دلم بچـــــگي ميخواهــــــــد

خستــــــه ام !  

 

يك قلم لطفــــاً ...!!

ميــــــخواهم خــــودمـــ را خطــ خطــي كنـــم ...

نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟

نقــاش بـاشـی!
چـقــدر می گیـری
بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟
بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم
یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد
...
راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم
نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟

http://delshekaste.com/i/attachments/1/1312783820917540_orig.jpg

ماندن یا رفتن......

کاش خودم رو جایی جا بگذارم

وبرگردم

و ببینم

که نیستم.....

---

چه زیباست لابلای خنده هایت پرسه زدن

بی چتر

به شوق خیس شدن

مثل آن کودک ده ساله شعردبستان

زیرنگاهت دویدن

لم دادن روی گیسوی پریشان ابروآفتاب

بایک فنجان احساس

باطعم نارنج

تازه می فهمم

بودن چه قدرزیباست

هوای نبودنت...

اشــ ــکــ ــهــ ــایــ ـــم کــ ــه

ســ ــرازیــ ــر مــ ــیــ ـشــ ــونـ ــد......

دیـــ ـــری نــ ــمــ ــی پـ ــایـ ــد

کــ ــه قــ ـنــ ــدیـ ـل مـ ــی بـ ــنــ ـدد...

عـــ ــجـ ــیـ ــب ســ ـــرد اســ ــت

هــ ـــوای نــ ــبــ ــودنــ ــت!!!

به دلتنگی هایمـــ دست نزن

اخمهایت را باز کن ای دقایقم !

ای ثانیه هایِ بی سرانجام !

من ، سالهاست

بست نشسته ام

اینجا

مروردوباره خاطرات "لار"باهمکلاسیها

ساعت۴رسیدیم اونجا.خیلی هوا سرد بود.باورمون نمیشد.تا وقتی ما اونجا بودیم سابقه نداشت هوای لار توی این موقع از سال سرد باشه!!!وبرعکسش شیراز باورود ما امسالش اینقدر گرم باشه!!!!

رفتیم نماز خونه که اونجا اسکان کنیم.بچه های بامحبتشون واسمون چندتا پتو گذاشته بودن اما سهم منو اسما ۱پتو مسافرتی شریکی شد که تا صبح از سرما خوابمون نبرد..این شد که نذاشتیم بقیه هم بخوابند واونا رو هم بیدار کردیم!!!!..........

ادامه نوشته

نوروز مبارک

همه شادند برای سال نویی که می آید، من غمگینم برای دهه ای که می رود.

نانوا هم جوش شیرین میزند!

بیچاره فرهاد....

هیس!!!!!

هیــــــــس !

 سـاکت !

آهستــــه بروید ...

 آهستــــه بیایید .......

اینجا وجــدان ها همه خـــوابند !