سلام....
چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی هاست ...
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهیها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف!

چه می باری بر این دنیای ناپاکی؟
بر این دنیا که هر جایش رد پا از خبیثی هاست ...
مبار ای برف!
تو روح آسمان همراه خود داری
تو پیوندی میان عشق و پروازی
تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهیها
تو که فصل سپیدی را سرآغازی
مبار ای برف!

-//تو شدی همه دنیام•🌍🌬•
-//هرجا بری اونجام•👫🍃•
-//دست تو دستام•🌚🍓•
-//عاشق توام•💕🔮•
محکومم به تو ..!
چنانکه ماهی به آب
سپیده به آفتاب

فکر کردن به تو
بَختَکِ شیرینى ست
که شبها مى افتد به جانم . . !

5/12/1377
بالاخره تولد 18 سالگیم رسییییییید 
تولدم مباااارررررک

وقتی ندارَمَت
وقتی نمیتوانم روبرویَت قهوه بنوشم
کافه ها، بودنشان به چه درد میخورد…؟

به آیینه نگاه میکنم
لبخند میزنم ، لبخند نمیزند …


تا سرگیجه
تا تار شدن اتاق
تا سیاه تر شدن چشمم
تا نبینم نبودن بی دلیلت را …


بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !

و شب همان روزهاییست که تو نیستی !


رحمی کن ، بیا ...
![]()
