


دلم آرامـش می خـواهـد ...
بـه انـدازه ی خوردن ِ یـک فنـجان چـای کـوتـاه بـاشد ...!!
یـا
به اندازه ی قـدم زدن روی ِ سنـگفـرش ِ خیـس ِ پـیاده رو
طـولـانـی ..............!
فـرقی نـمی کنـد
فـقط آن لـحظـه را می خـواهـم
آن لـحظـه کـه تـمام سلـول های بدنم
چشمهایم را بسته ام ، تا تو را ببینم
ببینم که در کنارمی ، سرم بر روی شانه هایت است و تو فقط مال منی
هـربـار مـن
تـو را بـرای شـعـر بـرنـمـی گـزیـنـم ،
شـعـر
مــرا بـرای تـو بــرگـزیـده اسـت .
در هـشـیـاری بــه سـراغــت نـمـی آیــم
،
هـر بــار
از ســوزش انـگـشـتــانـم درمــی یـابـم
کـه بـاز نــام تــو را مــی نـوشـتــه ام ...
بـاد ، راهـی شـده تـا عـطـر تـنـت را بـبـرد
آب ، جـاری شـده عـكـس بـدنـت را بـبـرد
دشـت هـمـواره بـهـاری و زمـسـتـان عـاجـز
كــه بـبـارد بـه تـــو ، رنــگ چـمـنـت را بـبـرد
می شد ای كـاش كه پـيكی بـفرستی ، به بـهـشـت
قـدر يـك آه ههه شـمـيـم دهـنـت را بـبـرد
شـاعـری آمـده تـا اوجِ تــو را فـتـح كـنـد
نــادری آمــده تـا هـنـدِ تـنـت را بـبـرد
شـعـر پــوشـيـدهای و دكـمـه بـه دكـمـه ، شـاعـر
مـی كَـنَـد قـافـيـه تــا پـيـرهـنـت را بـبـرد
شـانـه كـن ! ايـن هـمـه در طاقـت يـك آيـنـه نـيـسـت
شـانـهاش بـار پـريـشـان شـدنـت را بـبـرد ..

امـروز هـم گـذشــت بـه هـر تـلخـیی کــه بـود
در انتـظـار مـحنـت فــردا نـشستـه ایــم ...

گفتـی: لـب تـر کـن دنیـارا بـه پـایـتــ میـریـزم ...
حـالا چشــم تــر کــرده ام ...
مـی آیـی ... ؟

ایـن روزهـا ؛
هـمه ادعـا دارن طـعم خیانتــ را چـشیده انـد ...
هـمه ادعـا دارن کـه بـدی را بـه چـشم دیـده انـد ...
هـمه ادعـا دارن کـه تنــهایی را کـشیده انـد ...
پــس کـیـست کـه ایـن دنیـا را بــه گنــــد کشیده است ؟
شایـد مـنم ...

بـــودن در شعــر هـــای دختــریــــ کهــــ ،
بـــــا تمامــــ عشقــش نبـــودنـــت را اشکــــ مــی ریـــزد ،
تعجـــب نکــــن !
در بی لیـــــاقتی تـــو شکـــی نیـــست ،
اینجـــا دلیـــل بــودنـــت میـــان بغــــض هــــایـــم ،
خــریتـــــ خـــودم اســـت نـــه لیـــاقــــت تــــو ...

راه بـس طـولانـی است ، اندكـی بنشيـن ، بـه انـدازه خـوردن يـك فنـجان قهـوه ، ديـر نمـی شـود ، بگـذار كمـی از خستگیـت اينـجا بميـرد ، قـول مـی دهـم هـم صـحبت خـوبـی بـاشـم بـرايـت رفيـق . . .

تو را دوست دارم ،
و وقتی تو نیستی غمگینم ،
و به آسمان آبی بالای سرت ،
و اخترانی که تو را میبینند رشک میبرم ،
تو را دوست دارم ،
وآنچه میکنی درنظرم بی همتا جلوه می کند ،
و بارها در تنهایی از خود پرسیده ام ،
چرا آنهائیکه که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو هستند ،
تو را دوست دارم ،
اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم ،
حتی اگرصدای آنانی باشد که دوستشان دارم ،
زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند ،
می دانم که دوستت دارم ،
اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باور می کنند ،
و چه بسا به هنگام گذر می بینم به من میخندند ،
زیرا آشکارا می نگرند ،
نگاهم به دنبال توست . .




توىِ “زندگــ ــ ــ ــيت” جــزءِ اون دسته از اَفـــ ـــرادى باش که :
اگه يکي از پُشت چشماتو گرفت ،
فقط يه نفر تو ذهـــنت بياد ، نه چند نفر !

نـزدیـکــ تـریـن آدم بـه تـ ـو اونــ کسـی اسـتــ ،
کـه از دورتـریـن فـاصلـه هـمیشـه بـه فـکـرتـه ،
حـتـی از پـسِ یـه فـاصلــه مـجازی ...
امشب تمام حوصله ام را در یک کلام کوچک ،
در تـو خلاصه کردم ،
ای کاش یک بار ،
تنها همین یک بار تـکـرار میشدی ،
تـکـرار ...

دلتنگــــــــم ،
بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست ،
بــــی آن کـــه بــــــــاشد ،
هـــر لــحظه ،
زنــــــدگی اش کـــــرده ام . . .

نـمـيـدونـم ،
واسـه تـو هـم پـيـش اومـده يـا نـه ،
ولـي هـر وقـت مـيـخـوام فـرامـوشـت کـنـم ،
يـه صدایی تو دلم مـيـگـه :
رو مـن حـسـاب نـکـن . . .
تلـخ تـریـن قسمـت زنـدگـی اونجـاسـت ،
کـه آدم بـه خـودش میگـه :
چـی فکـر میکـردیـم و چـی شـد . . .

کاش می شد خاطراتت رو هم مثل نامه ها
و عکس هات آتیش میزدم

چتر مشکی ما هنوز
بوی عشق خاطره ها میدهد
کاش افکارم از جنس کاغذ بود
آورند

خوش آمــ‗__‗ـدی..
قدمت روی چشـ‗__‗ـم هایم..
بسـ‗__‗ـاط قهوه ام مهیاست..
.
.
کفشهایتـ‗__‗ـــ..
کفشهایتـــ را امــــــــا…
پنهـ‗__‗ـاטּ می کنـــم..
خیال رفتـ‗__‗ــטּ را از سر بیروטּ کنـــ

َشیشه ی ِ پَنجِره ِرا َبا َر َا َن َشست
اَز َدل َمن َاما، چه ِ کَسی َنَقش تورا ِ خواهَد ِشست؟
نفسم نفستوخیلی میخواد ...
اگه نوست نفسمو نخواد ...
نفسم واسه نفست بند میاد...
پس نفستو با نفسم یکی کن که...
نفسم واسه نفست نفس نفس میزنه نفسم...

ایســــــتــــاده ام …
بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود … !
مـــن ،
همیــن جا ،
کنار قـــول هـایت ،
درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ،
محـــــکم ایــستاده ام !!

دعــــای بـــاران چــــرا ؟
دعــــای عشـــــــق بــخـــوان !
ایـــن روزهــا دلـــها تشــنه تــرند تـــا زمیــــن ،
……
خـــدایــــــــا…..
کمــــی عشـــــــق ببــــار

هر شب …
به خودم قول می دهم که
فراموشـت کنم !
وقتی عکست را می بینم
تو را که نه …
قولم را فراموش می کنم…

نمی دانــم …
چــرا بیــن ایــن همــه آدم
پــیــله کــرده امــ
بــه تــو …
شــاید فــقط با تــو
پــروانــه می شـــوم …

بقیه ادامه مطلب

سلامتی خودم...
که بهتر از همه بلد بودم بهش دروغ بگم
ولی نگفتم!!!
سلامتی خودم...
که خیلی راحت میتونستم بهش خیانت کنم
ولی نکردم!!!
سلامتی خودم...
که تو بدترین شرایطش هم ترکش نکردم
سلامتی خودم...
که بخاطرش خیلی سختی کشیدم
ولی دم نزدم!!!
سلامتی خودم...
که فکر میکردم ادمه
ولی از حیوون پست تر بود!!!
سلامتی خودم...
که بخاطرش ابروم و اعتمادمو از دست دادم
ولی اعتراضی نکردم!!!
سلامتی خودم...
که این همه احمق بودم
سلامتی خودم..

خــــدایـــا...
هیچ کـــســو.....
بــه کـسـی کـه قــسـمـتش نیـسـت ...
عـادت نــده...

امشب انگار قرصها هم آلزایمر گرفتن ..
لعنتیا یادشون رفته که خواب آورن , نه يــــــــاد آور ...
عـشـق!
آدم را به جاهای ناشناخته میبرد.
مثـلا به ایستــگاههای متـروک
به خلـوتِ زنگزدهی، واگنها
به شهری که
فقط آن را در خواب دیده...
وقتی عاشق شدی
ادامه این شعر را، تو خواهی نوشت...!

دل آدم …
چه گرم می شود گاهی ساده… به یک دلخوشی کوچک…
به یک احوالپرسی ساده…
به یک دلداری کوتاه …
به یک "تکان سر"…یعنی…تو را می فهمم…
به یک گوش دادن خالی …بدون داوری!
به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام …
به یک پرسش :"روزگارت چگونه است ؟"
به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه !
به یک وقت گذاشتن برای تو…
به شنیدن یک "من کنارت هستم "…
به یک هدیه ی بی مناسبت …
به یک" دوستت دارم "بی دلیل …
به یک غافلگیری
به یک نگاه …
دل آدم گاهی …چه شاد است …

خدایا . . .
تو دنیای ما آدم ها، یه حالتی هست به نام ” کم آوردن” . . .
تو که خدایی و نمیتونی تجربش کنی. . .
خوش به حالت. . .


کچل شدم
چیزی ندیدم
چی شد ان دنیایی را که می گفتی خراب می کنی
اگر یک تار مویم کم شود!!!؟؟؟



مــجازی هستیم امــا دلــمان مــجازی نیـــــست
میــــــشکنــــــد
حواست به تایــــپ کردنت باشــــــد

یک هفته ست که ازش بیخبرم
نه زنگی
نه پیامی
نه ....
مهم نیست که فردا چی می شه؟
مهم اینه که امروز...
دوستت دارم!!!
مهم نیست فردا کجایی؟
مهم اینه هر جا باشی ...
دوستت دارم!!!
مهم نیست تا ابد با هم باشیم.
مهم اینه تا ابد...
دوستت دارم!!!
مهم نیست قسمت چیه؟
مهم اینه قسمت شد...
دوستت داشته باشم!!!
من و تو ...
هر دو دلتنگ هم ...!
هر دو علاقه مند به هم...!
هر دو دور از هم ...!
هر دو عاشق هم ...!
نه باور نمیکنم ... که عاشق هم باشیم ....
چون عاشقانه ای برای هم نگفتیم !
چون در غیبت همدیگر عاشقانه منتظر هم نبودیم!!!!!!!!
میشود راحت گفت :
عشق در بین م----------ن و ت------------و غیبت هاااایش از حد بیشتر شده
پس باید...
اخراجش کنیم...!

من
وتو پیش هم باشیم هر دوتامون خیلی خوش بخت میشیم ولی نمیتونیم سرنوشتمونو
خودمون تعیین کنیم فقط از خدا میخوام مارو از هم جدا نکنه همین چون نمیتونم
بدون تو زندگی کنم برام خیلی سخت خیلی دوست دارم عاشقتم عمرم![]()


دلم باران میخواهد
فقط باران
بایک بغض به اندازه تمام دلتنگی هایم
وبعد هم توبنشینی کنارمن
وهردو باهم قطره های باران رابشماریم
یک...
دو...
سه...
وبعد اصلا یادمان برود که همه اینها فقط یک خیال ست...
تو...باران...من...
همه اینها خیال است؟؟؟؟؟
مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم
نه از رفتن کسی دلگیر
بی کسی هم عالمی دارد ...

باور کن!
کار من نیست ،
کار دِل است
دِلم
جایی میان نَفَس هایَت
گیر کرده است

از تنهابودنم راضی نیستم ؛
اما …
خوشحالم که باخیلی هانیستم … !!!
غریبه
ایـن بـی تــفـآوتـیهـآ...


من از اين مي ترسم
كه بگويي اي گل
كه ندارم جايي
من دگر در دله تو

من از اين مي ترسم
كه حكايت كند ابر
از غم چشمانم
از زماني كه بگويي
تو به من
هيچ نداري ميلي.......
من از اين مي ترسم
من از اين مي ترسم
من از اين مي ترسم
كه ندايي رسد از جانب حق
بارو بنديل ببند
كه نداري جايي
در دل بنده ي من
تو شكستي آنرا.......
حال بايد كه بيايي تا من
بشكنم قلب تورا........
من از اين مي ترسم
كه گلم هستی من
نه نگيرد دگر از ياورخود
هيچ نشاني....
هيچ يادي و سراغي
اي واي.........

کوتاه می گویم !
دوستت دارم ،
ولی کوتـاه نمی آیم از دوست داشتنت . . .



حواسَتـْـ بــِہ دِلَـتــْ باشَـد
آטּ را هَر جایــے نَگُذار ...
ایـטּ روزهـا دِلـْ را مـیدُزدَنـْد
بَعد کــِہ بــِہ دَردِشاטּ نَخُوردے
جاے صَنـْدوقِ پُسـتــْ آטּ را
دَر سَطـْلِ آشـْغالـ میــے اَنـْدازَنـْد
وَ تو خوبـْـ میدانــے دِلــے کــِہ الـْمثنــے شُد
دیگر دلـْ نمــے شود
❤ دیدگانتـــ رآ
نبنـ ــد ...!
نگاهتـــ رآ
نـ ــدزد ...!
تـ ـو کهـ میدآنـ ــی آیهـ آیه ے زندگیمــ،
از گوشـ ـه چشمهآیتــ تلآوتــ می شـ ــود ❤

خوش آمــ‗__‗ـدی..
قدمت روی چشـ‗__‗ـم هایم..
بسـ‗__‗ـاط قهوه ام مهیاست..
.
.
کفشهایتـ‗__‗ـــ..
کفشهایتـــ را امــــــــا…
پنهـ‗__‗ـاטּ می کنـــم..
خیال رفتـ‗__‗ــטּ را از سر بیروטּ کنـــ

روم نمیشه بهت بگم دوست دارم
تا وقتی که فکر سفر زد به سرت،بار سفر رو بستی
روم نمیشه بهت بگم یه عمره که خاطرخواتم
تا تر کنی لبـاتو،مـن یه دریـا گـوش به حـرفاتـم
روم نمیشه، تا وقتی که بار سفر رو بستی
انـگار نمی دونستی چقـدر به دل نشستی
روم نمیشه بهت بگم دوست دارم یه عالمه
چشمای تو روشنـی شبـای بی ستـارمه
روم نمیشه بهت بگم بخاطر تو حاضرم
هر چـی بخوای همـون بشـم،هرجا ازم بخوای برم
بهت بگم با این که من سکوتمو نمیشکنم
می خوام بـدونی عـاشق همیشه از تـو گفتنم
رفتی و من برای تو بعد تو گریه میکنم
با گریه هام می خوام بگم که من بی تو سفر نمیکنم
می خوام بگم با رفتنت تو قلب من پر از غمه
تو دنیـا هیچکی مثـل من دوسـتت نـداره این همه
دوستت دارم عشقم
چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز...
"کــــمـــــی نـــــــــگــــــــــاهــــــش کــــــن"

اگـــــربمـــــانم باعثـــــ آزارش میشــــــــوم
اگـــــربـــــروم باعثـــــ خوشحالیش میشـــــــــــــوم
مانده ام بیــــــن دو راهـــــی "بهشتـــــــ و جهنــــــــم"
تـــــ♥ـــو بگــــــــو:
بمـــــانم یا بـــــروم؟
هر چه باشـــــد قبول میکنـــــــم
حتــــی راهـــــی که به جهنــــــم ختــــــم شــــود...


مدتی است دیگر از تهِ دل نمیخندم
فقط لب هایم
نقشی به نام لبخند را بازی میکنند
تا کسی نفهمد بی تو چه میگذرد




مــن
بــی تــــو
در غریبترین شهر عالمـــم . . .
بــی مــن
تـــو در کجــای جهـانـــی
کــه نـیـسـتـی ؟ ! . . .

در انتظار توام
در چنان هوایی بیا
که گریز از تو ممکن نباشد
..
تو
تمام تنهاییهایم را
از من گرفتهای

