خداحافظي

دنبال شعر و قافیه بودم تمام عمر

این بیت ها حواس مرا از تو پرت کرد...

آخرين سلام نغمه ي جان به دوستان عزيزم.
اومدم بگم كه از امروز تا اول تير ماه سال آينده نميتونم به روز بشم آخه شنيدم مرحوم امام (ره) بارها فرمودند : « نگذاريد اين انقلاب دست نا اهلان بيوفتد...»

اهل نيستم اما در سايه سار اهل بيت نا اهل هم...!!!
بايد آماده بشم برا كنكور...
رفقاي دوست داشتني دلم برا همتون تنگ ميشه...
دلم براي توصيه هاي اساتيد بزرگوارم از جمله آقاي رحيمي،آقاي رحيميان،آقاي صرافان،آقاي وفايي،آقاي طوسي،آقاي زمانيان و ... تنگ ميشه،هميشه تشنه ي راهنمايي اين بزرگواران بودم و هستم و خواهم بود...
دلم براي بزرگواري دوستانم كه ميومدن و بهم سر ميزدن تنگ ميشه...
برام دعا كنيد،نه براي من بلكه براي همه ي جووناي اين مرز و بوم دعا كنيد كه مديون خون شهدا نشن و بتونن در سايه سار امام زمان ، پشت سر رهبر عزيزمون راه شهدا رو ادامه بدن...
همتون رو به خداي بزرگ ميسپرم...
هميشه در حرم اما رئوف به يادتون هستم...
االتماس دعا
ياعلي


هشتم شوال سالروز تخريب قبور ائمه ي بقيع(ع)


تاكيد مرجع عاليقدر حضرت آيت الله وحيد خراساني بر احياي روز قدر:

« در هشتم شوال كه روز خرابي قبور ائمه ي بقيع است اقامه ي عزا كنيد و اين روز را اهميت بدهيد.

ان شاء الله بپاخيزيد و ان شاء الله اين ندا در دنيا بپيچد و اين حق ضايع شده احقاق شود... »



***************************************

بياييد در اين روز عزادار و سيه پوش شويم و فرج منتقم آل محمد (ع) را از خداوند متعال مسالت نمائيم.




السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا(ع)

سلام به همه ي دوستان عزيزم

شرمنده بابت اين همه تاخير.

ديشب تو صحن گوهرشاد نگاهم به چندتا كبوتر افتاد و ناخودآگاه اين تك بيت رو امام رضا(ع) حواله كردند:

كفتران بر همه ي عرض و سما بنويسيد

حرم ضامن آهو چه صفايي دارد...


خودت برای ظهورت دعا نما آقا . . .

سلام،ایام ولایت عهدی آقامون بر همتون مبارک،دست به قلم بردم تا برای این روز زیبا چند خطی رو روی کاغذ بیارم که نا خودآگاه این ابیات نوشته شد،فکر کنم دوباره این دل به درد اومد و با آقاش درد دل کرد:

بیا و حال مرا با خدا نما آقا

بیا و ذکر مرا ربنا نما آقا


بیا و دفتر شعر مرا تو امضا کن
و بهترین غزلم را جدا نما آقا


میان بحز طویل گناه گم گشتم
بیا مرا ز بدی ها رها نما آقا


ردیف عجب و ریا را دگر نمی خواهم
بیا و شعر مرا بی ریا نما آقا


میان تار عزایم دگر نوایی نیست
بیا و نای مرا نینوا نما آقا


ز داغ کرببلا قلب من شده ویران
بیا و قلب مرا کربلا نما آقا


تصدّقی بنما ایها العزیز زمان
و  کیل چشم مرا پر بها نما آقا


گدای کوی رضایم و از تو می خواهم
مرا غلام حریم الرضا نما آقا...


...خلاصه مهدی زهرا کسی به یاد تو نیست
خودت برای ظهورت دعا نما آقا


سلام آقا . . .

سلام آقا
دلم خیلی گرفته
نمی دونم از کجا شروع کنم؟از چی بنویسم؟از کدوم درد تو سخن بگم؟چقدر دلت غم داره؟الهی برات بمیرم که کسی رو نداری که سرت رو روی شونه هاش بذاری و باهاش درد دل کنی
.  .  .   


* * * اگه ادامه ی نغمه ی جان رو خوندید ،حتما منو از دعای خیرتون فراموش نکنید * * *



ادامه نوشته

درد دل با ارباب (ع) + اصلاحیه

درد دل با ارباب (ع) + اصلاحیه :

سلام به همه ی دوستان عزیز و گرامی.شرمنده از این که در این ماه عاشقی خیلی دیر به روز شدم.برام دعا کنید تا بیش از این مورد عنایت اهل بیت قرار بگیرم.

و اما شعری که با عنایت ارباب در روز عاشورا حواله شد:

از کودکی پر زده ام در هوایتان

بابا گذاشت کنیه ی من را گدایتان


شیدا شدم تا که نوشتم حسینیم

عاشق شدم تا که سرودم برایتان


طبع مرا مادرتان شاعرانه کرد

با اندکی از نمک روضه هایتان


ارباب من ماه عزایت دمیده است

لایق شدم جان بدهم در عزایتان؟


عکس حرم خواب شب از چشم من ربود

آقا ببین ، برده دلم را سرایتان


دیگر بس است خون دل و حسرت حرم

اذنی بده تا بروم کربلایتان


از کودکی عاشق کرببلا شدم

سینه زن روضه ی خون خدا شدم

و اصلاحیه ی شعر با توجه به راهنمایی های اساتید گرامی از جمله آقایان یوسف رحیمی،قاسم صرافان،هاشم وفایی،حامد ظفر،علی زمانیان و ... :

از کودکی شده دل من مبتالایتان

بابا گذاشت کنیه ی من را گدایتان


شوریده شد دلم چو نوشتم حسینیم

دیوانه شد دلم چو سرودم برایتان


طبع مرا مادرتان شاعرانه کرد

با ذره هایی از نمک روضه هایتان


ارباب من هلال عزایت دمیده است

لایق شدم که جان بدهم در عزایتان؟؟؟


تصویر کربلا شده حک روی قلب من

آقا ببین ربوده دلم را سرایتان


دیگر بس است خون دل و حسرت حرم

اذنی بده که تا بروم کربلایتان


این کار ماست : عاشق کرببلا شدن

سینه زنان روضه ی خون خدا شدن

میدونم هنوز یک سکته ی دیگه باقی مونده ، به بزرگی خودتون ببخشید دیگه،ظرف من کوچیکه و کم عنایت میشه.

یــــا عــــلـــی مـــدد . . .


دوباره زنده شدم . . .

سلام به همه ی دوستان اهل ادب و هنر.شکر خدا با عنایت حضرت صاحب و مادر مهربانمان بانوی باران ، از خواب غفلت بیدار شدم و چند خطی رو که خودشون عنایت کرده بودند رو به روی کاغذ آوردم...

امیدوارم که مورد امضای حضرت قرار بگیره...


دوباره زنده شدم با دعای مادرتان

قلم زدم و سرودم برای مادرتان


دوباره دفتر شعرم ستاره باران است

و شمس فاطمه بر روی جلد تابان است


دوباره کاغذ دفتر چه قدر نورانی است

دوباره چشم مدادم چه قدر بارانی است


دوباره خط نوشتن چه منجلی گشته

خوشا به حال دلم قافیه علی گشته


دوباره طبع سرودن شبیه قرآن است

و قطره قطره ی کوثر ملاک اوزان است


دوباره بغض عجیبی میان تلمیح است

دوباره بارش باران ، زمان تلمیح است


صدای ناله ی سردی میان یک کوچه

دوباره قامت ماه کمان یک کوچه


دوباره غارت حقّ و صدای یک سیلی

دوباره یاس سپیدی رخش شده نیلی


دوباره کاسه ی برگی به روی خاک زمین

و آن طرف گل زخمی به روی خاک زمین


دوباره شبنم برگی چکید در دلها

و نقش مقتل دل شد ندای وا امّاه


دوباره حمله ی گرگان به خانه ی احزان

دوباره کشتن یوسف به پشت درب آن


دوباره چشم مدادم شده یم خوناب

چو میخ را که سرود طاقتش دگر شد تاب


نفس برید و نشست و به پای فاطمه مُرد

میان روضه ی پهلو ، برای فاطمه مُرد


به روی قبر مدادم نوشته شد زهرا...

...ز غصه ی غم حیدر برید از دنیا


تو رو خدا دعا یادتون نره...

یـــــا عــلـــــــی مـــــدد

غريب فاطمه...

السلام عليك يا هادي النقي

 

سلام به همه ي شما عاشقان حضرت باران ( عج ).
راستش چند روز پيش يكي از دوستان به من گفت كه يكي از دشمنان در لباس تشيع به نام ش.ن آهنگي رو به صورت رپ خونده كه حرمت امام هادي (عليه السلام ) و حضرت ولي عصر (عج) رو زير پا گذاشته...وقتي خودم اين شعر رو گوش دادم واقعا براي جامعه ي تشيع افسوس خوردم كه چه راحت سكوت كرديم و  پاسخي نمي دهيم...
نمي دونم چي شد كه اين بار با عنايت خود حضرت هادي نغمه ي جاني رو در قالب شعر سپيد بر كاغذ حك كردم و ...
ان شاءالله مورد قبول خود آقا قرار بگيره...

غريب فاطمه
     شنيدم كه گرگ هاي زمانه
            بهشت بي وسعت تو را ويران كردند
                   و ستاره هاي شب آسمان تو را به يغما بردند...

غريب فاطمه
      شنيدم كه گرگ هاي زمانه 
            آسمان آبي محبان تو را
                   با ابرهاي سياه دشمني و كينه طوفاني كردند...

غريب فاطمه
      شنيدم كه گرگ هاي زمانه
            صحراي سپيد و پاك عاشقان تو را
                  با خنجرهاي دشنام و دروغ لاله باران كردند...

غريب فاطمه
      شنيدم كه گرگ هاي زمانه
             گل هاي باغ تو را پرپر كردند
                   و زمين معطر از عطر گلاب شد...

غريب فاطمه
      شنيدم كه امشب
             تو كبوتران را رها كردي
                    و به بلنداي بي كران پر كشيدي...

و ناگهان دلم گفت :
                    خدا حافظ اي  مرد غريب...

و دوباره دلم گفت :
                    او خواهد آمد...

 

نوکرت شدم...

شکر خدا که سینه زن مادرت شدم
شب تا به صبح گریه کن خواهرت شدم

دست خدا نام تو را بر دلم نوشت
از آن به بعد از دل و جان نوکرت شدم

نوکر شدم ، نوکر این هیئت و علم
سینه زدم ، سینه زن دخترت شدم

لطف تو بود از نفس چون مسیح تو
زنده شدم بار دگر عاذرت شدم

رنگ عزا ماتم عظما به دل کشید
قلبم شکست ، بهر غمت مضطرت شدم

...زخم گلو ، روضه ی گودی و شمر پست
از کو دکی زار غم حنجرت شدم...

« شرمنده ام از غم زینب نمرده ام »
من با چه رو ناله زدم یاورت شدم؟...

روز جزا شافع من مادر شماست
شکر خدا که سینه زن مادرت شدم
التماس دعا

ابیاتی تقدیم یار...به امید لحظه ی دیدار...

سلام به همه ی دوستان عزیزم.ان شاالله که حالتون خوبه.از همتون عذر می خوام که دیر به روز میشم چون کنکوری بودن مشکلات خودش رو داره...مخصوصا این که هر روز برای ما دانش آموزها یه جور تصمیم میگیرن و...بگذریم...ان شاالله که آقا و مولامون بیاد و جهان رو پر از عدل و داد کنه...ان شاالله...

بیا جانا که این حالم خرابه
دلم هر روز و شب در اضطرابه
بیابان گرد صحرای تو گشتم
ولی دیدار رویت چون سرابه

***

دلم مجنون چشمون نگاره
ز هجرون نگارم بی قراره
الهی جمعه ای از ره بیاد و
قدم بر چشم این عاشق بزاره

***

الا ای آخرین دلبر کجایی؟
تمام هستی حیدر کجایی؟
میان بسترش زهرا بگوید
دوای ماتم مادر کجایی؟...

* * * التماس دعا * * *

گریه می کنم . . .

سلام به همه ی شما عاشقان ، نمی دونم چی شد که برای شهدا شعر گفتم...شاید این مردان آسمان منو لایق دونستند و اجازه دادن که برای اون ها هم قلمی بزنم...
خیلی برام دعا کنید...

بس که برای عشق شما گریه می کنم
با هر نوای عشق شما گریه می کنم

 

از کودکان مکتب ایثار و غیرتم
عمری برای عشق شما گریه می کنم

 

روح و وجود و هر نفسم وصله بر شماست
روحم فدای عشق شما گریه می کنم

 

ای عاشقان شاه شهیدان ، شُبِیریان
من از وفای عشق شما گریه می کنم

 

مردان آسمان به فدای صفایتان
من از صفای عشق شما گریه می کنم

 

راه شما راه خداوند اکبر است
پس با خدای عشق شما گریه می کنم

 

هر بانگ تکبیر شما بانگ زینب است
با هر ندای عشق شما گریه می کنم

 

چون یا حسین بر دلتان نقش بسته است
با کربلای عشق شما گریه می کنم

 

سر بندتان نام اباالفضل و فاطمه است
زیر لِوای عشق شما گریه می کنم

 

اینک برای کشور ما یک دعا کنید
من با دعای عشق شما گریه می کنم

 

جا مانده ام از رهتان ، عاشقان عشق
اما به پای عشق شما گریه می کنم...

 

یا علی

ايها العزيز . . .

سلام به همه ي دوستانم...

بعد از سه ماه وقت كردم يه سري بزنم و به روز بشم ؛ چي ميشه كرد ، كنكوري و هزار تا ...

راستش وقت نداشتم شعري كه گفتم رو اصلاح كنم ، هرچي كه خود آقا عنايت كردند رو گذاشتم توي وبلاگ. اگه ايراد داره ، كم لياقتي منه كه حضرت صاحب كم عنايت كردند...

 

زنداني نگاه توأم ايها العزيز

عمريست در پناه توأم ايها العزيز

 

افسرده ام بس كه شكاندم دل تو را

زخمي زخم آه تو أم ايها العزيز

 

ديشب خيال حال خوشي بر دلم نهاد

ديدم كه در سپاه تو أم ايها العزيز

 

فرمانده ام ، حاكم جانم ، شه امير

من نوكر سياه تو أم ايها العزيز

 

مهدي من راه وصالت نشان بده

گم گشته اي به راه تو أم ايها العزيز

 

ساكن شدم ، ساكن شهر رئوفتان

ساكن به شهر ماه تو أم ايها العزيز

 

زنداني أم در قفس ديده ي ترت

زنداني نگاه تو أم ايها العزيز

خيلي برام دعا كنيد...خيلي...

يا علي...

باز اين چه شورش است؟؟؟

باز اين چه شورش است؟؟؟

 

از داغ ماتمت شده اين دل فدايتان

خواب و خيال من شده صحن و سرايتان

 

با هيئت شما دل من آشنا شده

خواهم كه جان دهم دم هيئت برايتان

 

روزي گريه را خودتان هديه مي دهيد

آقا تصدّقي كه رسيده گدايتان

 

آمد محرّمت و دوباره دلم گرفت

آقا ز محتشم بشنيدم صدايتان

 

« باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است؟ »

باز اين چه نوحه ايست كه سوزد هُمايتان

 

خورشيد سر بريده بيا هيئت دلم

تا اين دلم شود حرم كربلايتان

 

اكسير چشم من شده خاك قدوم تو

چشمم شود كه بوسه بگيرد ز پايتان؟؟؟...

 

...اينك براي شاعر بيتت دعا نما

تا نوكري كند به بهاي دعايتان

در شب هاي ماه محرم مرا هم دعا كنيد؛چون خود اهل بيت فرمودند براي يكديگر دعا كنيد تا دعايتان مستجاب شود...

دیگر بیا کنارم . . .

ای نور آسمانی ، دیگر بیا کنارم
ای عطر گلسِتانی ، دیگر بیا کنارم

هر اختری که دیدم ، شمس و قمر غلامت
ای مرد کهکشانی ، دیگر بیا کنارم

از کودکی شنیدم ، از مادرم که می گفت
کِی راز جاودانی ، دیگر بیا کنارم

با اینکه پیر گشتم ، از ماتم فراقت
شادم شما جوانی ، دیگر بیا کنارم

شادی که من بمیرم ، روی تو را نبینم ؟
آیا تو میتوانی ؟ ، دیگر بیا کنارم

هر لحظه دل غمینم ، از هجر تو حزینم
گویم به هر زبانی ، دیگر بیا کنارم

ای یوسف عزیزم ، از دوری رخ تو
بنگر شدم کمانی ، دیگر بیا کنارم

بنگر که چشم زارم ، دیگر ضیا ندارد
ای نور آسمانی ، دیگر بیا کنارم . . .

 

حواسمان باشد . . .

            ...سلام بر تمام پیر غلامان و نوکران با اخلاص اهل بیت. میدونم این شعر من مملو از گله و درد و شکایت است ، ولی به ولله قسم حرف خیلی از شماهاست. خود ارباب میدانند که قصد بی ادبی و بی احترامی به عاشقان ایشان روندارم ، منظور من گرگهایی هستند که در لباس میش در میان هیئتی ها میگردند و به خاطر مال و  مقام ، در روضه ها و اشعار ، اهل بیت را شهید می کنند...

به عشق نوحه گرت آمدم به هیئتتان
به عشق اسم و نصب آمدم زیارتتان

 

ولی ز لحظه ی اول که گنبدت دیدم
زشوق دیدن کویت چو ابر باریدم

 

خجل ز نیت شوم و خراب خود گشتم
خجل ز رود نگاه و سراب خود گشتم

 

همه ریا ، همه غفلت ، همه پر از خاری
کدام کار و عمل شد برایتان یاری؟؟؟

 

اگر که ذاکر تو روضه ای برایت خواند
به نیت زر و زیور میان اهلت ماند...

 

اگر که شاعر تو بهر تو شعاری گفت
به عشق شهرت و پول و دو صد دولاری گفت...

 

چرا جدا شده راهم ز راه قصه ی تو ؟
چرا که درک نکردم کمی ز غصه ی تو؟

 

خجل شوم که محرم به تن کنم مشکی
ولی برای غمت چشم من بود خشکی

***

اهالی ره آقا حواسمان باشد
حواسمان به هدف های کارمان باشد

 

اگر که سنگ عزا را به سینه می مالیم
اگر میان همه بر حسین می بالیم

 

ره حسین ره قرآن ، ره خدایی بود
نه این که مثل من و تو ره جدایی بود

 

ره حسین ، ره صدق و ره محبت بود
نه اینکه مثل من و تو ره خیانت بود

 

ره حسین ، ره آزادگی ، شهادت بود
ره حسین ، ره مردانگی ، شهامت بود

 

بلی ، حسین و حسینی دلان کجا باشند...
و اهل هیئت ناعاقلان کجا باشند؟؟؟

شبنم منتظر

شبنم ابر وجودم ٬ در ره عشقت نشسته
شاپرک های نگاهم ٬ بال های خستشو بسته

 

آسمون تاریک و سرده ٬ بی نگاه مهربونت
زندگی سامون نداره ٬ پیر شده آقا ٬ جوونت

 

غنچه ات پژمرده گشته ٬ بس که رویت را ندیده
کن طلوعی شمس تابان ٬ وقت تابیدن رسیده

 

از محن های فراقت ٬ رفته طاقت از بر من
کن نگاهی ای حبیبا ٬ بر دو چشمان تر من

 

یوسف گم گشته ی من ٬ ای عزیز مصر جانم
اسم تو گشته شعارم ٬ نام تو ذکر زبانم

 

نقش زیبای رخ تو ٬ حک شده بر قلب زارم
جز تو ای زیبای دنیا ٬ همدم و یاری ندارم

 

گر تویی لیلای عالم ٬ من شدم مجنون کویت
مست گیسوی تو گشتم ٬ عاشق آن خال رویت

 

آمدم تا که بگویم ٬ من خریدار تو هستم
ای طبیبم کن نگاهی ٬ بنده بیمار تو هستم

 

ساکن شهر بهشتم ٬ ساکن کوی رضایم
از زمان خردسالی ٬ نوکر بیت شمایم

 

گر که مانع گشته ام من ٬ تا که پیش ما نیایی
بهتر است که من بمیرم ٬ تا دگر جلوه نمایی

در این شبهای مبارک من را هم دعا کنید که بسیار محتاج دعایم . . .

طوفان واژه ها...

بیا که بحر وجودم شده پر از طوفان
بیا که از غم هجرت نمانده دیگر جان

 

بیا که بی تو ندارد دگر معنایی
صحیفه ها و مفاتیح و ادعیه و قرآن

 

کبوتران ره تو بیا بیا گویند
بیا و ده تو تسلا به ناله ی مرغان

 

من از اهالی شهر و نژاد سلمانم
چه می شود که بگویی به من تو یک سلمان

 

من آمدم به حریمت‌‌‌ ، به مسجدتت آقا
پری زدم به سرا و به گنبد و ایوان

 

اسیر غفلت خویشم بیا و دستم گیر
به حق سیل روان دوچشمه ی گریان

 

دویده ام پی قربت ولی ندیدم هیچ
شدم میان بیابان غصه ها حیران

 

یا صاحب الزمان...

بچه محله ی امام رضا (علیه السلام)

من از اهالی شهر امام هشتم دینم
من از اهالی کوی رئوف دین مبینم

 

من آمدم به بهشتی که گفته اند حج است
من آمدم به حریمش که لطف او بینم

 

ز کودکی بُده حبش به اندرون دل من
چرا به وقت جوانی جدا شدم و حزینم

 

خدا کند که ببخشد تمام جرم و خطایم
که با رضایت آقا من از گروه یمینم

 

تمام زندگی من فدای موی نگارم
تمام دار و ندارم که سر ز پا من همینم

 

بود گناه و معاصی به کوله پشتی پشتم
پر از خجالت و آهم نگه به سوی زمینم

 

امید من به کرم ها و لطف حضرت یار است
که از اهالی شهر امام هشتم دینم

من آمده ام مادر ...

من آمده ام مادر...

من آمده ام که محوتان گردم
من آمده ام که یارتان گردم

 

من آمده ام به در گهت بانو
تا عاشق آستانتان گردم

 

من آمده ام به کوی مغروبت
تا ساکن این جهانتان گردم

 

من آمده ام طلب کنم حاجت
من آمده ام گدایتان گردم

 

من آمده ام به سوی این مِی گاه
من آمده ام که مستتان گردم

 

من آمده ام که تا شوم شاعر
من آمده ام غلامتان گردم

 

من آمده ام که تا شوم شیعه
من آمده ام محبتان گردم

 

من آمده ام که یاوری باشم
یار سپه امامتان گردم

 

دیوانه بُدم ز عشق تو مادرمن آمده ام خرابتان گردم

 

از روز ازل تمام آمالم
این بود که من اسیرتان گردم

 

من آمده ام که جان دهم مادر
من آمده ام هلاکتان گردم

 

من آمده ام که بنگرم رویت
من آمده ام که محوتان گردم

نور دنیا

       یاصاحب الزمان...                                              الغوث الامان...

الا ای عشق عالم جلوه گر شو
امیــد اهل خاتــم جلوه گــر شو

تو بر این حال زارم دلبر هستی
تو بر کل دوعالم سرورهستی

زمانـی که دل غم دار گیـــرد
دل عالــم ز هجر یـــار گیــرد 

تو با یک گوشۀ چشمی نظرده
بــه نخل خشک بی آبت ثمرده

دل بی آبـــــــــــرو  را آبروده
به یـــار بی وفــایت نور رو ده

 ای مهربان ترین پدر...

ترکیب بند

«این قدر آسان مبر نام حسین »
باده ای گیر از می و جام حسین

ای که دشمن گشته ای با اهلبیت
مصطفی لعنت کند خصم حسین

یا کریم قلب من پر میکشد
سوی صحن و گنبد و بام حسین

کاش بودم هُدهُدی در این جهان
صید بودم در غُل و دام حسین

کاش بودم خاک دشت کربلا
می نشستم زیر هر گام حسین

کاش بودم مرحمی بر زخم او
شاد می کردم دل مام حسین

لیک من هستم چو عبدی رو سیاه
کرده ام عمر و جوانی را تباه

 

ای که هستی شاه هر عالم حسین
یادگار حضرت خاتم حسین

کن عنایت از کرم بر حال من
ای که هستی سرور حاتم حسین

توبه کردم کن شفاعت از برم
چون شفاعت کرده ای زآدم حسین

کربلای تو دلم را برده است
مُردم از این غصه و ماتم حسین

تا که جان باشد بگویم این سخن
در دو عالم بر تو می بالم حسین

جان زهرا مادرت کن یک نگه
بر تب جانسوز این حالم حسین

 لیک من هستم چو عبدی رو سیاه
کرده ام عمر و جوانی را تباه

 

یا حسین ای مظهر جود و سخا
یا حسین ای آبروی ماسوا

یاحسین ای زاده ی دخت نبی
یاحسین ای گاه جنگ چون مرتضی

یاحسین ای مظهر صاحب دلان
یا حسین ای مهربان همچون خدا

یاحسین ای دلبر پیغمبران
یاحسین ای نور روی اولیا

یاحسین ای شاه دشت پر زخون
یاحسین ای شافع یوم الجزا

یاحسین دست مرا گیر و ببر
سوی باغ و جنت دل، کربلا

لیک من هستم چو عبدی رو سیاه
کرده ام عمر و جوانی را تباه

 التماس دعا

کی خواهد آمد؟؟؟

یا رب الرضا...بحق الرضا...
اشف صدر الرضا....بظهور الحجه...

ای هشتمین ماه شب تاریک و طوفانی قلب من٬ امشب به تو پناه آوردم.می دانم که آسمانی نالایق حضور آخرین ماه شما هستم ولیکن از سحاب رحمت شنیدم که شما در سماوات ظلمانی هم می درخشید.ضامن آهوان٬ این دل خزان را بهار بخش و این جسم مرده را روح تا بیننده ی جمال زیبای مهدیتان در یوم شهادتتان گردد...

حلال درد...

یا حسین دلم گرفته این دل زارم گرفته
بی قرار دلرابایم دل بی یارم گرفته

دیگه یاوری نمونده دیگه سروری نمونده
یه شبی بیا به خوابم دیگه هیچ عمری نمونده

قربون دل وسیعت که ما رو کرده دیوونه
کیه که هر شب تو صحرا برا تو روضه می خونه

اون آقایی مهربونه آقایی از آسمونا
شیعه ها چشم انتظارند برا دیدن اون آقا

یاحسین عنایتی کن که دعات دوای درده
دعا نه یه نیم نگاهی که نیگات شفای درده

یاحسین عزیز زهرا...یاحسین عزیز زهرا...

عشق یعنی...

عشق یعنی...

 

عشق یعنی علقمه خِطه عمو
حال ما وصله به تار موی او

عشق یعنی شبروانی از الست
از می حب حسینی مست مست

عشق یعنی قامتی گوژی نظر
از غم هر سه أخ و اُم و پدر

عشق یعنی عاطفه در کاروان
عشق یعنی شیربانویی کمان

عشق یعنی قافله در قافله
پایشان از ظلم کین پر آبله

مرد بارانی

از بچگی من شنیدم٬ روزی یک مرد٬ روی یک اسب٬ در باران خواهد آمد/لیک هر چه ماندم‌‌٬هر چه نشستم٬هر چه چشم بر راه بستم٬او نیامد...او نیامد.../ قد من از داغ تو گشته کمانی/ قدم از داغ فراقت گشت هلالی/ تو کجایی؟توکجایی؟/ تو بیا حال مرا بین/لحظه ای در برم بنشین/ گو کمی از خُلق و از دین/گر تو آیی/پا گذاری/ بر دو خورشید جمالم/افتخارم باشد آقا/ تو گذاری پا به روی چشم و بر دیدهگانم/ یا مهدی.../ یا مهدی.../من اگر شب به صبح/در ره منتظران می نشینم/دوست دارم تا که رویت را ببینم/ چون که گویند روی تو برده دل هر مرد و زن را/یوسف هم باشد غلامی از غلامان تو آقا/پس بیا ای عشق زهرا/پس بیا ای عشق زهرا/پس بیا ای عشق زهرا/ تو بیا تا بنگری که حال من در اضطراب است/این دلم از آتش دوری تو در التهاب است/جود من از دوریت آقا کباب است/کی می آیی؟؟؟/کی می آیی؟؟؟/خواب من گشته جمالت/مستم از ابروی هلالت/گشته ام مدهوش آن زیبا خالت/بین که این عاشق کمانی گشته از رفت زمان ها/بین که این عاشق شده پیری ز پیران ره عشق تو
آقا/ بیا ای عشق زهرا.../ بیا ای عشق زهرا.../ بیا ای عشق زهرا...

یا علی موسی الرضا

ای هشتمین شمس امامت مرا ببخش که در جواب خوبی های تو کوله باری جز گناه و عمر تباه ندارم...
مرا ببخش که عمری همسایه ای نالایق در کوی تو بودم و مایع ننگ و بی آبرویی تو گشتم...
هر گاه دلم از این دنیای سیاه به تنگ آمده بود درب خانه ی تو را کوبیدم و در گاه رفاه و شادی از تو دل بریدم...
اما ای آقای خوبی ها و مهربانی ها جانم میداند که گر نگاهی و نظاره ای بر قلب سیاه من کنی و لحظه ای بر رخ زارم بنگری تمام یخهای جانم آب شده و به مایع آبروداری مبدل خواهد شد...
حال آمالی از بحر بی کران آرزوهایم را برای تو فاش می کنم:آقای من، هر بار که به حریم تو می آیم مرغ دل به سوی آشیان کربلا،کوی ثار خدا پر می کشد...
آیا می شود که مرا لایق بدانی و امضایی بر رقعه ی راهی شدن من به سوی کوی مولا بخشی؟

ساکنم به کوی تو ضامن غزاله ها
بر لبم نوای توست یا علی موسی الرضا

کن تو یک نگه به من ثامن فرشته ها
ذکر تو شفای من یا علی موسی الرضا

کربلا به من بده جلوه ی رخ خدا
خواب من شده حسین یا علی موسی الرضا

یا علی موسی الرضا... یا علی موسی الرضا

نیامدی...باز هم نیامدی...

باز امروز صبح به امید دیدار تو به باد صباح بدرود گفتم.چشم به ره دوختم لیک نیامدی...

هر شب شنبه به انتظار سریال منتقم حسین،خون خدا می نشستم اما هزار افسوس که انتظار منتقم فاطمه ثمری نداشت...

...به امید دیدارت مهدی جان...

عباس یعنی...

عباس یعنی نینوا و کربلا
عباس یعنی خلقت اهل ولا

عباس یعنی چلچراغ اهل دل
اهل دل باشد ز جود او خجل

عباس یعنی بخشش و لطف و کرم
هر شیعه باشد خادمش در آن حرم

عباس یعنی یاور یاران عشق
ر‌‌أس او شمع شبستان دمشق

عباس یعنی نگاهی مهربان
او عاشقش را می کند شاه جهان

عشق من حسین...

از کودکی به عشق تو من زنده ام حسین

از ماتم عزای تو پژمرده ام حسین

 

چون خوانده ام زیارت تو گریه کرده ام

باریده ام چو سحاب از دیده ام حسین

 

هنگام گریه به ثنای تو بوده ام

بر تو سلام دادم و باریده ام حسین

 

از داغ دوری کویت ای حبیب رب

اندوه نشین و قامت خمیده ام حسین

 

در روضه ها شنیده ام لب تشنه بودی

عمریست ز حزن تو من خشکیده ام حسین

 

از عشق کربلای تو آقای خوب من

دل از تمام مکان ها بریده ام حسین

 

بریده ام... بریده ام... بریده ام...

کجایی یاابلحسن؟؟؟

یا ابن الحسن عزیزا شرمنده ام ز رویت

شرمنده ام  زروی نورانی عمویت

 

از نوکر بریدی اما ولم نکردی

مانند استخوانی گیرم در گلویت

 

از بس گنه نمودم خار تو گشته ام من

خارم خار بد بو عطری بده زبویت

 

صد بار توبه کردم گفتم که پاک گشتم

افسوس با معاصی بردم من آبرویت

 

بر روی تو زدم من سیلی ز هر گناهی

آن قدر گناه کردم من گشته ام عدویت 


 

مست گناه بودم عمری ز غفلت خویش

اینک ببین که مستم مست خم و صبویت

 

من گشته ام پشیمان از بار و بند عصیان

خواهم که باز گردم آیم به راه و کویت

 

فالی زدم به حافظ، حافظ به من بگفتا

ای نوبهار عاشق، وصل است آرزویت

 

آمال قلب زارم این است یوسف جان

روی تو را ببینم راهی شوم به سویت

 

یا ابن الحسن کجایی گشته شعار قلبم

این شعر را بخوانم در گاه گفتگویت