دعا از روی ادب







دعای حضرت شعیب در قرآن کریم:


هر خیری که به من بفرستی،

من بدان نیازمندم....






یا صاحب الزمان...






یا صاحب الزمان...


      خدا کند که بدانی چقدر محتاج است،

      نگاه خسته من بر دعای چشمانت...







در بند ریسمان ها







ای کاش هرگز  بادبادک  ها نفهمند


بستست دستی ریسمان هارابه آنها






هتک حرمت پيکر مطهر حجر بن عدي توسط "ارتش آزاد سوریه"






حالا که دشمن شرم و حیا ندارد

                 شکر خدا می کنم زهرا حرم ندارد....






انسان های بزرگ






انسان های بزرگ اراده می کنند

و

انسان های کوچک آرزو











شهر آبستن غم هاست خدا رحم كند

شهر اين بار چه غوغاست خدارحم كند



بوي دود است كه پيچيده ، كجا ميسوزد ؟

نكند خانه ي مولاست خدا رحم كند



همه ي شهر به اين سمت سرازير شدند

در ميان كوچه دعواست خدا رحم كند



هيزم آورده كه اتش بزنند اين در را

پشت در حضرت زهراست خدا رحم كند



همه جمعند و موافق كه علي را ببرند

و علي يكه و تنهاست خدا رحم كند



بين اين قوم كه از بغض لبالب هستند

قنفذ و مغيره پيداست خدا رحم كند



مادر افتاد و پسر رفت زدست ، درد اين است

چشم زينب به تماشاست خدا رحم كند



مو پريشان كند و دست به نفرين ببرد

در زمين زلزله برپاست خدا رحم كند



ماجرا كاش همان روز به آخر مي شد

تاز آغاز بلاهاست خدا رحم كند



غزلم سوخت دلم سوخت دل آقا سوخت

روضه ي ام ابيهاست خدا رحم كند ....

                                                                                                                    ياسر مسافر






کافی نیست










نگاه کردن به پله ها کافی نیست

باید از آن ها بالا رفت...







منتظر امام




اون زمونا دیگه طاقت تحمل شرایط رو نداشتن،

همه می دونستن که اگه بشه،

       بنده فرستاده خدا می شیم

       از بند آزاد می شیم

       مستقل می شیم

       بزرگ می شیم

       الگو می شیم



حالا، همه می دونیم

که آزادانه

       بنده نظام خدا شدیم

       از بند آزاد شدیم

       مستقل شدیم

       بزرگ شدیم

       الگو شدیم

ولی هنوزم، طاقت تحمل شرایط رو نداریم!



اون زمونا تحمل نداشتن چون، منتظر امامشون بودن

ولی حالا،

تحمل نداریم چون،  (متأسفانه) دیگه منتظر اماممون نیستیم!!!!!






دهه فجر بر فجر آفرینان مبارک



سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی.




این نعمت بزرگ الهی(انقلاب اسلامی)راارزان ازدست ندهید.امام خمینی(ره)





دهه فجر مقطع رهایی ملت ایران است. مقام معظم رهبری





وحدت کلید موفقیت و رمز پیروزی انقلاب ما بوده است. مقام معظم رهبری





انقلاب و نهضت امام(ره) برای حاکمیت اسلام بود. مقام معظم رهبری




انقلاب اصیل ماجلوه ای ازنهضت پرعظمت رسول اکرم(ص)است.امام خمینی(ره)




روز خوب پیروزی






مثل غنچه بود آن روز                    غنچه ای که روییده


در هوای بهمن ماه                    بر درخت خشکیده


      مثل آب بود آن روز                    آب چشمه ای شیرین


چشمه ای که می بیند                  مرد تشنه ای غمگین


گرچه در زمستان بود                  چون بهار بود آن روز


سرزمین ما ایران                    لاله زار بود آن روز


روز خنده ما بود                    روز گریه دشمن


روز خوب پیروزی                     بیست و دوم بهمن




شعر شیرین دوم دبستان

این شعر برا من سرشار از خاطره است

دوران دبستان پر شور ترین دهه فجر رو داشتم،

یادش بخیر اون زمونا تو این ایام سرود حاضر می کردیم!


ولادت نبی اکرم (ص) و امام جعفر صادق(ع) راتبریک عرض می کنم





...


یتیم مکه ای اما بزرگ دنیایی

اگر چه خاک نشینی، همیشه بالایی

 

...


همیشه شکر چنین نعمتی روی لب ماست

که جعفر بن محمد رئیس مذهب ماست






علی اکبر لطیفیان




متن کامل شعر در ادامه مطلب



ادامه نوشته

ولادت پیامبر اکرم (ص) راتبریک عرض می کنم






نمونه ای ازتاکیدات پیامبراکرم(ص)برحفظ وحدت اسلامی:

 

امام باقرعلیه السّلام مى‏ فرماید:رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در

حالى كه سلمان هنوز مشغول گفتگو با آنها بود به نزدشان آمد. سلمان به

حضرت صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم عرض كرد: یا رسول اللَّه! من از دست

اینان چه كشیدم! با آنها همنشین شدم و هر یك نژاد خود را بیان مى‏ كرد

و نژاد خود را بالا مى‏برد تا نوبت به من رسید و عمر بن خطّاب به من گفت: تو

كیستى و اصل و نسبت كدام است؟ پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم

فرمود: تو در پاسخ چه گفتى؟ سلمان عرض كرد: گفتم: من سلمان پسر

بنده خدایم كه گمراه بودم و خداى عزّ و جل در پرتو وجود محمّد صلّى اللَّه

علیه و آله و سلّم هدایتم نمود، و بینوا بودم و خداوند به كمك محمّد صلّى

اللَّه علیه و آله و سلّم مرا توانگر ساخت. برده‏اى بودم كه خداوند به بركت

محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم آزادم كرد، و این بود حسب و نسب من.

پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: اى قریشیان! حسب مرد، دین

اوست وجوانمردى اواخلاق اوست وریشه‏اش خرداوست وخداوندمى‏ فرماید:


.. إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ

عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ‏ ...


« ماشمارااز مرد و زنى آفریدیم،و شما را گروه گروه و قبیله قبیله گردانیدیم

تا با یكدیگر شناسایى متقابل حاصل كنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد

خدا پرهیزگارترین شماست.  سوره حجرات 13».


سپس پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله وسلّم به سلمان فرمود: هیچ یك از اینها

جزبه تقوا بر تو برترى ندارند،و اگر تقواى تو بیش از آنها باشد تو از آنها برترى‏.

 

الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏8 ؛ ص181

 

 




متن عربی روایت :

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى‏ عَنْ حَنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبِی یَرْوِی عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: كَانَ سَلْمَانُ جَالِساً مَعَ نَفَرٍ مِنْ قُرَیْشٍ فِی الْمَسْجِدِ فَأَقْبَلُوا یَنْتَسِبُونَ وَ یَرْفَعُونَ فِی أَنْسَابِهِمْ حَتَّى بَلَغُوا سَلْمَانَ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أَخْبِرْنِی مَنْ أَنْتَ وَ مَنْ أَبُوكَ وَ مَا أَصْلُكَ‏ فَقَالَ أَنَا سَلْمَانُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ كُنْتُ ضَالًّا فَهَدَانِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِمُحَمَّدٍ ص وَ كُنْتُ عَائِلًا فَأَغْنَانِی اللَّهُ بِمُحَمَّدٍ ص وَ كُنْتُ مَمْلُوكاً فَأَعْتَقَنِی اللَّهُ‏ بِمُحَمَّدٍ ص هَذَا نَسَبِی وَ هَذَا حَسَبِی قَالَ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ سَلْمَانُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یُكَلِّمُهُمْ فَقَالَ لَهُ سَلْمَانُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا لَقِیتُ مِنْ هَؤُلَاءِ جَلَسْتُ مَعَهُمْ فَأَخَذُوا یَنْتَسِبُونَ وَ یَرْفَعُونَ فِی أَنْسَابِهِمْ حَتَّى إِذَا بَلَغُوا إِلَیَّ قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ مَنْ أَنْتَ وَ مَا أَصْلُكَ وَ مَا حَسَبُكَ‏ فَقَالَ النَّبِیُّ ص فَمَا قُلْتَ لَهُ یَا سَلْمَانُ قَالَ قُلْتُ لَهُ أَنَا سَلْمَانُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ كُنْتُ ضَالًّا فَهَدَانِی اللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ بِمُحَمَّدٍ ص وَ كُنْتُ عَائِلًا فَأَغْنَانِی اللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ بِمُحَمَّدٍ ص‏ وَ كُنْتُ مَمْلُوكاً فَأَعْتَقَنِی اللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ بِمُحَمَّدٍ ص هَذَا نَسَبِی وَ هَذَا حَسَبِی- فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ إِنَّ حَسَبَ الرَّجُلِ دِینُهُ وَ مُرُوءَتَهُ خُلُقُهُ‏ وَ أَصْلَهُ عَقْلُهُ‏ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ‏ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ‏  ثُمَّ قَالَ النَّبِیُ ص لِسَلْمَانَ لَیْسَ لِأَحَدٍ مِنْ هَؤُلَاءِ عَلَیْكَ فَضْلٌ إِلَّا بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ كَانَ التَّقْوَى لَكَ عَلَیْهِمْ فَأَنْتَ أَفْضَلُ.





تاج گذاری یوسف زهرا، مهدی فاطمه (ع) بر همه عاشقان تبریک و تهنیت باد








عالم امكان سراسر نور شد

شیعه بعد از سال ها مسرور شد


پور زهرا تاج بر سر می نهد

بر همه آفاق فرمان می دهد


حكم تنفیذش رسیده از سما

نامه ای با مُهر و امضاء خدا

می نشیند بر سریر عدل و داد

آخرین فرمانروای  ابر و باد

پادشاه كشور آیینه ها

تك سوار قصه ی آدینه ها

امپراتور زمین و آسمان

حُكمران سرزمین بی دلان


پهلوان نامی افسانه ها

تحت امرش لشگر پروانه ها


لشگری دارد بزرگ و بی بدیل

افسرانش نوح و موسی و خلیل

  عرشیان و قدسیان فرمان برش

مردمان مهربان كشورش

ساحران مصر مبهوت اند و مات

از نگاه نافذ و افسون گرش

ساقیان و می فروشان جملگی

مست لایعقل شدند از ساغرش

عالمان حوزه های علم  عشق

درس ها آموختند از محضرش

نام های شاعران شیعه را

ثبت كرده ابتدای دفترش

خیمه ای سبز و محقر قصر او

پایتختش شهر سبز آرزو

خادمان بارگاهش اولیاء

كاتبان نامه هایش اوصیاء

یوسف مصری سفیر دولتش

پیر كنعان هم وزیر دولتش

در حریمش قدسیان هو می كشند

فطرس و جبریل جارو می كشند

خیمه اش دارالشفای خاكیان

قبله گاه اصلی افلاكیان

عطر سیب و یاس دارد خیمه اش

گرمی و احساس دارد خیمه اش

بیرق عباس پیش تخت او

تكیه گاه لحظه های سخت او


چادری خاكی درون گنجه اش

گوشواری سرخ بین پنجه اش


نیمه شب ها عقده ها وا می كند

مخفیانه گنجه را وا می كند

بوسه باران می شود با شور و شین

گوهر انگشتر جدش حسین




وحید قاسمی





شهادت امام حسن عسگری را تسلیت عرض می کنم






اشک‏هايم،


کبوتراني‏ اند که آرزو دارند گره دخيل‏ هايي شوند که به ضريحت بسته شده است.


به ضریح تو،


تو که پدر غم‏ هاي شيرين روزهاي انتظاري....



مولا جان تسلیت






مولا جان

غروب رحمت نبوی،

پرواز کرامت علوی،

وخزان روضه رضوی تسلیت


اللهم عجل لولیک الفرج




شهادت امام رئوف، امام رضا(ع) را تسلیت عرض می کنم






نقطه ای جا گرفتی

در هوایم ٬دلم ٬عملم

یادم نمیکنی

به شوری

نوری

نمیکشی

گمانم ز سردی وجودم نداری سودای من

اصرارم

شاید

به دوبار حضور ٬جوابم دادی

وایم ٬ کنون  توبه شکسته

دلیل

رد جواب دادی

سخت است نگاهت زمن دزدیدن

توصحن ٬پشت به پشتم نشستن

مگر اذنم ندادی به حضور

تو خود گفتی به رسم ادب

سمت قلب را اشاره کن

بخوان زیر لب اذن دخول را

اَللّهُمَّ اِنّى‏ وَقَفْتُ عَلى‏ بابٍ مِنْ اَبْوابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ، وَقَدْ

 مَنَعْتَ النَّاسَ اَنْ يَدْخُلوُا اِلاَّ بِاِذْنِهِ، فَقُلْتَ يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا لا

 تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِّىِ اِلاَّ اَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ، اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَعْتَقِدُ حُرْمَةَ

 صاحِبِ هذَا الْمَشْهَدِ الشَّريفِ فى‏ غَيْبَتِهِ، كَما اَعْتَقِدُها فى‏ حَضْرَتِهِ،

 وَاَعْلَمُ اَنَّ رَسُولَكَ وَخُلَفآئَكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ اَحْيآءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ،

 يَرَوْنَ مَقامى‏ وَيَسْمَعُونَ كَلامى‏، وَيَرُدُّونَ سَلامى‏، وَاَ نِّكَ حَجَبْتَ‏

 عَنْ سَمْعى‏ كَلامَهُمْ، وَفَتَحْتَ بابَ فَهْمى‏ بِلَذيذِ مُناجاتِهِمْ، وَاِنّى‏

 اَسْتَاذِنُكَ يا رَبِّ اوَّلاً، وَاَسْتَاْذِنُ رَسُولَكَ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ ثانِياً،

 وَاَسْتَاْذِنُ خَليفَتَكَ الْأِمامَ الْمَفْروُضَ عَلَىَّ طاعَتُهُ فُلانَ بْنَ فُلانٍ‏

 عَلِىَّ بْنَ مُوسَى الرَّضاعليه السلام وهكذا پس بگويد: وَالْمَلائِكَةَ الْمُوَكَّلينَ‏

 بِهذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ ثالِثاً، ءَاَدْخُلُ يا رَسُولَ اللَّهِ، ءَاَدْخُلُ يا حُجَّةَ اللَّهِ‏

 ءَاَدْخُلُ يا مَلآئِكَةَ اللَّهِ الْمُقَرَّبينَ الْمُقيمينَ فى‏ هذَا الْمَشْهَدِ، فَاْذَنْ لى‏

 يا مَوْلاىَ فى‏ الدُّخُولِ، اَفْضَلَ ما اَذِنْتَ لِأَحَدٍ مِنْ اَوْلِيآئِكَ، فَاِنْ لَمْ اَكُنْ‏

 اَهْلاً لِذلِكَ، فَاَنْتَ اَهْلٌ لِذلِكَ پس ببوس عتبه مباركه را و داخل شو و بگو: بِسْمِ اللَّهِ‏

 وَبِاللَّهِ وَفى‏ سَبيلِ اللَّهِ، وَعَلى‏ مِلَّةِ رَسوُلِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ،

 اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لى‏ وَارْحَمْنى‏ وَتُبْ عَلَىَّ، اِنَّكَ اَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ. *

باران بارید

زگرم اشک تنم لرزید

صدای شکستن دل یخم می اید

نسشتم گوشه ای

در خیال

یعنی اذن دخولم داد؟ 





شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) را تسلیت عرض می کنم





ما از تو به جز کرم ندیدیم


جز سفره ی محترم ندیدم


روزی که بقیعمان کشاندی


گشتیم ولی حرم ندیدیم




علی اکبر لطیفیان





رحلت جانگداز نبی اکرم (ص) را تسلیت عرض می کنم





آمدی با تجلّی توحید

به زمین آوری شرافت را

ببری از میان این مردم

غفلت و کفر و جاهلیت را

**

ولی افسوس عدّه ای بودند

غرق در ظلمت و تباهی ها

در حضور زلال تو حتّی

پی مال و مقام خواهی ها

**

سال ها در کنار تو امّا

دلشان از تب تو عاری بود

چیزی از نور تو نفهمیدند

کار آن ها سیاهکاری بود

**

در دل این اهالی ظلمت

کاش یک جلوه نور ایمان بود

بین دل های سخت و سنگیِ‌شان

اثری از رسوخ قرآن بود

**

چه به روز دل تو آورده

غفلت نا تمام این مردم

در دل تو قرار ماندن نیست

خسته ای از مرام این مردم

**

آخرین روزها خودت دیدی

فتنه ای سهمگین رقم می خورد

و شکوه سپاه پر شورت

باز با خدعه ها به هم می خورد

**

پیش چشمان گریه پوشت باز

بیرق ظلم را علم کردند

ساحتت را به تهمت هذیان

چه وقیحانه متهم کردند

**

لحظه های وداع تو افسوس

دل نداده کسی به زمزمه ات

یک جهان راز و یک جهان غم داشت

خنده ی گریه پوش فاطمه ات

**

بعد تو در میان اصحابت

چه می آید به روز سیره ی تو

می روی و غریب تر از پیش

بین نامردمان عشیره ی تو

**

خوش به حال ستارگانی که

با طلوع تو رو سپید شدند

از تب فتنه در امان ماندند

در رکاب شما شهید شدند

**

می روی و در این غریبستان

بی تو دق می کنند سلمان ها

دست های علی و زخم طناب

وای از این ظاهراً مسلمان ها

**

راه توحیدی ولایت را

همگی سد شدند بعد از تو

جز علی و فدائیان علی

همه مرتد شدند بعد از تو

**

حیف خورشید من به این زودی

حرف هایت ز یاد می رفت و ...

در کنار سقیفه ی ظلمت

هستی تو به باد می رفت و ...

**

شاهدی این همه مصیبت را

این غم و درد بی نهایت را

آه اما کسی نمی شنود

غربت سرخ ناله هایت را:

**

چه شده از بهشت روشن من

این چنین بوی دود می آید

از افق های چشم مهتابم

ناله هایی کبود می آید

**

این همان کوثر است ای مردم

پس چه شد حرمت ذوی القربی

آه آیا درست می بینم

آتش و بال چادر زهرا

**

آه تنها سه روز بعد از من

اجر من را چه خوب ادا کردید

بر سر یاس دامن یاسین

بین دیوار و در چه آوردید

**

غربت تو هنوز هم جاری‌ست

قصّه ی تلخ خواب این مردم

منتظر در غروب بی یاری ‌ست

سال ها آفتاب این مردم

 



یوسف رحیمی

 




باران رحمت





مهدی جان:

آلودگی دل هایمان از حد هشدار فراتر رفته،

نفس هایمان به شماره افتاده،

سال هاست زندگیمان تعطیل رسمی است،

                        هوای باریدن نداری مولا جان؟






در حسرت کربلا






یک گوشه میروم وفقط گریه میکنم


حالا  که کربلا ی تو  روزی من  نشد





فرا رسیدن اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنم






           سالار زينب (س)

نگاه گریه داری داشت زینب

چه گام استواری داشت زینب

دل با اقتداری داشت زینب

مگر چه اعتباری داشت زینب


چهل منزل حسین منجلی شد

گهی زهرا شد و گاهی علی شد


ندیدم زینب کبری تر از این

ندیدم زینت باباتر از این

ندیدم دختر زهرا تر از این

حسینی مذهبی غوغا تر از این


به پیش پای ما راهی گذارید

بنای زینب اللهی گذارید


اگر چه غصه دارد آه دارد

به پایش خستگی راه دارد

به گردش آفتاب و ماه دارد

به والله که ایوالله دارد


همینکه با جلالت سر نداده

به دست هیچکس معجر نداده


پس از آنکه زمین را زیر و رو کرد

سپاه کوفه را بی آبرو کرد

به سمت کربلا خوشحال رو کرد

کمی از خاک را برداشت بو کرد


رسیدم کربلا ای داد بی داد

حسین سر جدا، ای داد بی داد


چهل روز است گریانم حسین جان

چو موی تو پریشانم حسین جان

چهل روز است می خوانم حسین جان

حسین جانم حسین جانم حسین جان


تویی ذکر لبم الحمدلله

حسینی مذهبم الحمدلله


همین جا شیرخواره گریه می کرد

رباب بی ستاره گریه می کرد

گهی بر گاهواره گریه می کرد

گهی بر مشک پاره گریه می کرد


خدایا از چه طفلم دیر کرده؟

مرا بیچاره کرده، پیر کرده


همین جا دور اکبر را گرفتند

ز ما شبه پیغمبر ما را گرفتند

ولی از من دو دلبر را گرفتند

هم اکبر هم برادر را گرفتند


"به تو گفتم که ای افتاده از پا

ز جا بر خیز ورنه معجرم را..."


همین جا بود که سقای ما رفت

به سمت علقمه دریای ما رفت

پناه عصمت کبرای ما رفت

پی او گوشواره های ما رفت


فقط از علقمه یک مشک برگشت

حسین بن علی با اشک برگشت


همین جا بود که دلها گرفت و ...

کسی روی تن تو جا گرفت و ...

سرت را یک کمی بالا گرفت و...

واز پشت سرت سر را گرفت و...


همین که بر گلویت خنجر آمد

صدای ناله ی زهرا در آمد


همین جا بود الف را دال کردند

تنت را بارها پامال کردند

ته گودال را گودال کردند

تو را با سم مرکب چال کردند


اگر خواندم قلیلت علت این بود

که یک تصویری از تو بر زمین بود


تو ماندی و کبوتر رفت کوفه

تو را کشتند و خواهر رفت کوفه

خودم در راه و معجر رفت کوفه

چه بهتر زودتر سر رفت کوفه


وگرنه دردها می کشت مارا

نگاه مردها می کشت ما را


بهاری داشتم اما خزان شد

قدی که داشتم بی تو کمان شد

عقیق تو به دست ساربان شد

طلای من نصیب کوفیان شد


خبر داری مرا بازار بردند

میان مجلس اغیار بردند


همین جا بود افتادند تن ها

همین جا بود غارت شد تن ها

تمامی کفن ها، پیرهن ها

بدون تو کتک خوردند زن ها


همین جا بود گیسو می کشیدند

به هر سو دخترانت می دویدند


همین جا بود تازیانه باب گردید

رخ ما در کبودی قاب گردید

ز خجلت خواهر تو آب گردید

که معجر بعد تو نایاب گردید


سکینه معجر از من خواست اما

خودم هم بودم آنجا مثل آنها...


ز جا برخیز و غمخواری کن عباس

دوباره خیمه را یاری کن عباس

برای عزتم کاری کن عباس

علم بردار علم داری کن عباس


سکینه می کند زاری ابالفضل

چه قبر کوچکی داری ابالفضل




(علی اکبر لطیفیان)






گرامی داشت حماسه 9 دی







بسی ناسزاها که رهبر شنید

صبوری نمود و بصیرت گزید


به لطف خدا چون که دی ماه شد

دل خلق از آن فتنه آگاه شد


به روز نهم محشری شد به پا

تو گویی زمین لرزد از این سپاه


خدایا به این خلق بی واهمه

عیان کن رخ مهدی فاطمه (س)






یلدای اربعینی






شب یلدا قدم آهسته بردار


کمی هم احترام ما نگهدار



نمی بینی ربابم غصه دار است؟


بنی هاشم هنوزم داغدار است است؟



صدای العطش در گوش مانده


بدن ها بی کفن هرگوشه مانده



شب یلدا تو هم چله نشین باش


سیه پوش غم سالار دین باش








فرمانبرداری از امام








زمانه عجیبی است!


برخی مردمان امام گذشته را عاشقند، نه امام حاضر را...


می دانید چرا؟


امام گذشته را هرگونه بخواهند تفسیر می کنند،


اما امام حاضر را باید فرمان ببرند...


و کوفیان عاشورا را این گونه رقم زدند.



محرم...









يک حادثه...کربلا...سفر...نيزه...حسين

درتـــــــابش آفتاب...سر ...نيزه...حسين

خورشـــيد فـــرو رفـــت به اعمــاق زمـين

وقتـــي که طلـــوع کـــرد بر نيــزه حسين!




میلاد عرفان پور






اسیر





پر  می کشی  و  وای  به حال  پرنده  ای


کزپشت میله قفسی عاشقت شده است





فاضل نظری




پی نوشت:


یه نکته خیلی خیلی خیلی خیلی.... مهم در این پست وجود داره،


اگه گفتین؟


خودم می گم:


عکس زیبای این پست توسط خود بنده شکار شده...


واقعا!


دیگه،کاری بود که از دستم بر می اومد!





تحمل سختی ها






چه فکر نازک  غمناکی که کرم  کوچک  ابریشم


تمام عمرقفس می ساخت ولی به فکرپریدن بود




   زنده یاد حسین منزوی                                                    




بوی محرمت میاد...







للحق


حسین علیه السلام ،


زنده ی جاویدی ست که هر سال دوباره شهید می شود


و همگان را به یاری حق فرا می خواند.


صدایش را می شنوی؟





عید غدیر مبارک







غدير صفحه‌ي تاريخ وال منْ والاه
غدير آيه‌ي توبيخ عاد من عاداست

هنوز از دل تفتيده‌ي غدير بلند
صداي مدح علي (ع) با نواي روح‌فزاست

هنوز گوهر وصف علي (ع) بود در گوش
هنوز لعل لب مصطفي (ص) مديحه‌سراست

هنوز لاله‌ي اكْملْت دينكم رويد
هنوز طوطي اتْممْت نعْمتي گوياست

هنوز خواجه‌ي لولاك را نداست بلند
كه هر كه را كه پيمبر منم علي (ع) مولاست

چنانكه من همگان را به نفس اولايم
علي وصي من از نفس او به او اولاست

علي (ع) عليم و علي (ع) عالم و علي (ع) اعلم
علي (ع)ولي‌وعلي (ع)والي‌وعلي (ع) والاست

علي (ع) حقيقت روح و تمام عالم جسم
علي (ع) سفينه‌ي نوح و همه جهان درياست

علي (ع) مدرس جبريل در شناخت حق
علي (ع) معلم آدم به علم الاسماست

علي (ع) تمامي دين، بغض او تمامي كفر
علي (ع) ولي خدا، خصم‌او عدوي خداست

علي (ع) بود پدر امت و برادر من
علي (ع) سفير خدا و علي (ع) امير شماست

عليست (ع) حج و علي (ع) كعبه و علي (ع) زمزم
علي صفا و علي (ع) مروه و علي (ع) مسعاست

علي صراط و علي محشر و علي (ع) ميزان
علي بهشت و علي كوثر و علي (ع) طوباست

علي (ع) چو شخص پيمبر (ص) هماره بي‌مانند
علي (ع) چو ذات الهي هميشه بي‌همتاست

علي شهيد و علي (ع) شاهد و علي (ع) مشهود
علي پناه و علي ملجا و علي (ع) منجاست

علي اذان و اقامه علي (ع) ركوع و سجود
علي قيام و قعود و علي (ع) سلام و دعاست

علي (ع) حقيقت توحيد بر زبان كليم
علي (ع) تجلي طور و علي (ع) يد بيضاست

علي (ع) وصي و دم و لحْم و نفْس پيغمبر
علي (ع) ابوالحسنين است و شوهر زهراست

علي (ع) است حق و حقيقت بدور او گردد
علي (ع)است عدل و عدالت به خط او پوياست

علي (ع) محمد (ص) و فرقان و نور و كوثر، قدر
علي (ع) مزمل و ياسين و يوسف و طاهاست

علي (ع) بقول محمد (ص) در مدينه‌ي علم
ز در درآي كه راه خطا هميشه خطاست

حديث منزله را از نبي بگير و بخلق
بگو مخالف هارون مخالف موسي است

بود وصي نبي آنكسي كه نفس نبي (ص) است
گرفتم (اينكه حديث) غدير يك روياست

كننده‌ي در خيبر بود وصي رسول (ص)
نه آنكه كرد فرار از جهاد، عقل كجاست

كسي كه گفت سلوني، سزد امامت را
نه آنكسي كه به لولا، به جهل خود گوياست

كسي كه جاي نبي خفت جانشين نبي (ص) است
نه آنكه راحتي‌زجان خويش را مي‌خواست






برگزيده‎اي از دعاي امام حسين عليه السلام در عرفه







شكايت به پيشگاه خداوند:

خدايا!

مرا به كه وا مي‎گذاري؟

آيا به خويشاوندي كه پيوند خويشاوندي را خواهد گسست؟

يا به بيگانه كه بر من بر آشفتد؟

يا به كساني كه مرا به استضعاف و استثمار كشانند؟

در صورتي كه تو پروردگار من و مالك سرنوشت مني؟

 


تو پناهگاه مني:

تو پناهگاه مني،

به هنگامي كه راه‎ها با همه وسعت،

بر من صعب و دشوار شوند و فراخناي زمين بر من تنگ گردد.

و اگر رحمت تو نبود من اكنون جزء هلاك شدگان بودم.

و تو مرا از خطاهايم باز مي‎داري.

و اگر پرده‎پوشي تو نبود از رسوايان بودم.