عصاره معنای وجود

عصاره معنای وجود :

همسفر دردهای عمیق باید شد تا به عصاره معنای زندگی دست یافت ، هم دوش شانه های  خسته باید رفت  تا به عصاره معنای  همراهی دست یافت همنفس قلب های شکسته باید شد تا به عصاره معنای مهربانی پی برد،  هم آوای  فریاد های بی صدا باید شد تا به عصاره معنای سکوت  پی برد   ، همراز زخم های جانکاه باید شد تا به عصاره معنای احساسات پاک پی برد ،  هم پای اراده های محکم باید رفت تا به  عصاره معنای موفقیت  دست یافت ، همدل با تپش های  قلب های غمگین باید شد تا به عصاره معنای حرف دل پی برد ،

 همدم روح های متعالی باید شد تا به عصاره معنای انسانیت رسید ،  هم نورد با افق های دور باید شد تا به  عصاره معنای آ رزوهای  بزرگ دست یافت ، هم گام با  همه تاریکی های  جهان باید شد تا به  عصاره معنای  روشنایی رسید و فاتح ستاره ها شد.                                                                                     

به عصاره معنای وجود دست می یابی  اگر باور زیبایت را به جهان هدیه کنی ، به  عصاره معنای  وجود دست  می یابی  اگر  بتوانی  بعد از  طوفان  سخت مشکلات زندگیت را دوباره آ غازکنی ،  به عصاره معنای وجود دست می یابی اگر سقف آ رزوهایت را به اندازه توانت بسازی ، به عصاره معنای وجود  دست می یابی اگر  بتوانی یک جمله شگفت انگیز بنویسی تا دیگران را امیدوار کنی ،  به عصاره معنای وجود دست می یابی اگر به موفقیت دیگران حسادت نکنی و به توانایی خود اعتماد کنی ،به عصاره معنای وجود دست می یابی اگر قلبها را نوازش کنی و احساس پاکت را با دیگران شریک شوی .                                

خدای مهربان آ رامشی را به روحمان ارزانی دار  تا در سایه آ ن داشته هایمان آ  نقدر پر رنگ شود که از غم نداشته هایمان کمتر آ زرده خاطر شویم وآ  سمان قلبمان  آ نچنان  پاک  و آ  بی  شود تا  نخستین  خورشید نورانی  ایمان  در قلب لطیف ما طلوع کند و  به یگانه ترین عصاره معنای  وجود  که همان  ایمان است دست یابیم  و بتوانیم   قصه انسانیت  خود را زیبا  و هنرمندانه بر پهنه  هستی بنگاریم .                                                                                                    

                                           

♥مهربانم♥
به یاد دارم
که در تمام مراحل زندگی قدم به قدم همپای من آمدی بار ها بر زمین افتادم و هر بار با مهربانی دستم را گرفتی.
آری از تو آموختم حتی در سخت ترین شرایط
امید را هرگز از یاد نبرم
چه شب ها که تا صبح بر بالین من بوسه بر پیشانیِ تب دارم می‌زدی
و چه روزها که با مهر مادرانه ات لقمه‌های عشق را در دهانم می‌گذاشتی
و من باز لجبازتر از همیشه دستت را رد می‌کردم!
وقتی بوسه بر دستان چروکیده ات می‌زنم
یاد کودکی‌ام می‌افتم که همیشه به خاطر لطافت دستانت به همه فخر می‌فروختم
و حال به خاطر خشکی دستانت با افتخار می‌گویم این دستان مادر من است که تمام زندگی‌اش را به پای من گذاشت؛
♥روزت مبارک دنیای من♥

 

 

 

برای مامانم دعا کنید دوستان تا سلامتیشو بدست بیاره

امروز روز نویی است
پس توهم آدم نویی شو
از گذشته رها هرچه بوده
ازآینده جدا هرچه خواهد شد
امروز رازندگی کن
همان کسی باش که عمری آرزویش را درسر داشتی
از آنچه تورا می آزاردجدا شو
از آنچه تورا دلگیر می کند رهاشو
دست دلت رابگیر وبه هرچه نگرانت می کند بی اعتناشو
تنهابه امید آنچه امیدت می دهد رو کن
به آنکه به تو پروبال میدهد خو کن
سیاهی لشکرهای زندگی ات راکنار بگذار
نقش اول زندگی ات توهستی
در ایفای یک نقش واقعی نیک بدرخش
برای خودت وبودنت جشن بگیر
فرصتها گاهی هرگزتکرار نمیشوند
فرصت زندگانی رادریاب
امروز روز نویی است
بگذار تا آنجا که در اختیار توست
روز تو باشد❤

لبخند بزن به زندگی…! لبخند بزن به نسیمی که مدام نوازشت می کند . و به بلبلانی که با حس وشوقی وصف ناپذیر برایت ترانه ای عاشقانه سر می دهند. لبخند بزن به دیروزی که خوش بود و به امروزی که زیباست و به فردایی که رویایی خواهد بود. لبخند بزن به آسمانی که برای لطافت زمین زیر پایش، اشک شوق جاری می سازد. لبخند بزن به شقایق ها، نیلوفر های آبی و نرگس ها….. لبخند بزن به تمام گلهای عالم که از زمینی سخت می رویند و جهان را زیبا می سازند. لبخند بزن به خدایی که با نعمتهایش، لبخند را میهمان لبهایت می کند.

لبخند بزن به زندگی…! لبخند بزن به نسیمی که مدام نوازشت می کند . و به بلبلانی که با حس وشوقی وصف ناپذیر برایت ترانه ای عاشقانه سر می دهند. لبخند بزن به دیروزی که خوش بود و به امروزی که زیباست و به فردایی که رویایی خواهد بود. لبخند بزن به آسمانی که برای لطافت زمین زیر پایش، اشک شوق جاری می سازد. لبخند بزن به شقایق ها، نیلوفر های آبی و نرگس ها….. لبخند بزن به تمام گلهای عالم که از زمینی سخت می رویند و جهان را زیبا می سازند. لبخند بزن به خدایی که با نعمتهایش، لبخند را میهمان لبهایت می کند.

یلدا را احیا کنیم

گاهی برای تشکرو پاسخگویی به انوار مهربانی انسانهای عزیز ونازنین ،کلمه ای را نمی یابی.زیرا خود گنجینه ای از کلمات زیبا هستند.
امکان اهدای هدیه ای در خور زحمات بی دریغ آنها را هم نداری .
زیرابرای خدمت ارزنده آنها ،بهایی رانمی توان تعیین نمود.
پس بایک سنت زیبای انسانی ،که برای مهربانان وسعت اندیش، بهترین است.یعنی یک لبخند و یک شاخه گل ودعوت به یک فنجان چای ،قدر دانی می کنیم وخستگی آنهارا به در می آوریم .  

 

 

بفرماییدعزیز خداقوت.چایتان سرد می شود 

 

 

 

بیاید یلدا را احیا کنیم ... 

 قران را تاج سر حافظ کنیم  ! !

قصه ها  را از قصه کرب و بلا اغاز کنیم .....

 از دل پر درد زینب از دیده پر اب سجاد از رباب  ....

و از نبود دردانه و انبوه سنگ و خیزران و ...  

من نمیدوانم ....

بیاید با پیامبر ، با رضا  با حسن با خدا  

ما هم عزاداری کنیم .

اتفاق قشنگ

 

پیدا کردن نکاتی خنده‌دار در موقعیت‌های مختلف
راهی برای رسیدن به شادی و خوشبختی است.
بااینکه زمان‌هایی وجود دارد که نیازمند این است که جدی باشید،
اما در مواقع مناسب راهی برای شوخی و شوخ طبعی پیدا کنید
تا همه چیز برایتان مفرح‌تر به نظر برسد

 

 

 

 

اولین كسی باش كه می‌خندد.
وقتی دلیلی برای خندین نمی‌بینی،
همان زمانی است كه بیشترین نیاز به خندیدن است.
اولین كسی باش كه می‌بخشد.
افكار منفی گذشته را برای همیشه كنار بگذار.


 

آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیوفتد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
و خدا بخندد بخاطرِ ما
ما که کاری نکرده ایم!


 

زندگی یک انتخاب است و
من شادی و خوشبختی را انتخاب می کنم .
نگرانی هرگز از سخنی فردا چیزی نمی کاهد!…
فقط شادی امروز را از بین می برد، با شادی ب استقبال فردا برو!…


 

 

تولدم مبارک

یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر… همین که دستت رو آروم بگیره….. یه فشار کوچیک بده….. این یعنی من هستم تا آخرش….. همین کافیه….! تولدم مبارک

سمت سيب

تا آفتاب از حرکات تو می وزد از سمت سیب ، عطر صفات تو می وزد

. دل می دهیم ، پنجره را باز می کنیم باران گرفته ، یا کلمات تو می وزد ؟

دل می شویم ، محض تپیدن به پای تو در خاک کوچه ای که حیات تو می وزد اینکه چقدر بوی شهادت ، چقدر صبح اینکه چقدر از نفحات تو می وزد !

امشب بهار می دمد از خون روشنت فردا بهشت از برکات تو می وزد

. من ایستاده ام به تماشای زیستن جایی که موج موج فرات تو می وزد و با هر اذان به یاد همان ظهر چاک چاک گیسوی خون چکان صلات تو می وزد .

کشتی شکستگان تو را بیم موج نیست ،آنجا که بادبان نجات تو می وزد...

دل تنگ م

 

دل تنگ م

 

پدر

هوا گرگ ومیش بود
در باز شد و در تاریک روشن حیاط خانه
صورت خسته اش را دیدم؛
لب حوض عادت دستان پینه بسته اش را شست،
اب حوض رقصید و بر دستانش بوسه زد،اغوشش را برای قلب کوچکم باز کرد،
اغوشش بوی خستگی می داد؛
استکان سرخ رنگ چای و بخار هایش رنگ بر چهره خسته می انداخت؛
(فضای خانه پر شد ازبوی ناب زندگی)
دل من بوسه می خواهد
بوسه ای بر دستانت پـــــــــــــــــدرم.


گاهی !




گاهی دلم میسوزد .

که چقدر می‌توانیم مهربان باشیم و نیستیم!

چقدر می‌توانیم باگذشت باشیم و نیستیم!

گاهی دلم می‌سوزد
که چقدر می‌توانیم کنار هم باشیم و از هم فاصله می‌گیریم!
چقدر می‌توانیم کنار هم بخندیم اما اشک یکدیگر را در می‌آوریم!

گاهی دلم می‌سوزد
که چقدر می‌توانیم حرف‌های قشنگ بزنیم و نمی‌زنیم!
چقدر می‌توانیم دل به‌دست آوریم اما دل می‌سوزانیم!

گاهی دلم می‌سوزد
که چقدر می‌توانیم شاد باشیم اما غمگینیم!
چقدر می‌توانیم امیدوار باشیم اما نومیدیم!

گاهی دلم برای عشق می‌سوزد که منتظر می‌ماند!
تا عاشقانه بیاییم بدون توقع و انتظار،
اما ما باز هم…

آری گاهی دلم می‌سوزد…


قرآن شرمنده ایم !

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل كرده است .

قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟  

قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...   

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند . خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو . آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،‌گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم

وبگردی



وبـگردی
، ولـگردی نیست اگر کـه برای تبادل اندیشه ها باشد . لـذا من " وبگردی " را می پسندم .

در حین وبگردی ، مشاهده وبلاگ شما فرصتی به ما داد تا اندکی با هم به گپ و گفت بپردازیم .

درعصر ارتباطات ، اینترنت و استفاده از فضای مجـازی این امکان را برای کـاربران مهیا می سازد کـه به نشر آن چه که می اندیشند و به آن باور دارند ، بپردازند . بی تردید آن چه که در وبلاگ ما و به نام ما منتشر می شود چکیده ای از اندیشه ها و باورهای ماست ، لذا باید سعی کنیم از انتشار مطالبی که ارزش و اعتبار ما را مخدوش می کند بپرهیزیم .

نوشته ها ، عکس ها و هر آن چه کـه در وبلاگ ما در معرض دید دیگران گذاشته می شود در دفتر اعمال ما ثبت و درج می گـردد . بنابر این ، روزی فرا می رسد کـه باید پاسخگوی هر آن چه که انجام داده ایم باشیم . خلاصه این که :

بکوشیم از " فضای مجازی " برای نشر " معارف حقیقی " بهره بگیریم . بکوشیم در وبلاگمان ؛ به آن چه که باور داریم بنازیم نه این که در این عرصه ، فرهنگ اصیلمان را ببازیم و بازیچة بی فرهنگـان گردیم . همین ...

ان شا’الله همواره در راه نشر معارف عمیق گـام برداشته و در این راه موفق و مؤید باشید . اگـرکه مثل این حقیر ، وبگردی را می پسندید در " کلبة فرهنـگی " http://www.nodehaki.blogfa.com/
ام منتظر حضور شما می مانم و بسیار خوشحال خواهم شد نظر شریف شما را هم بدانم اگر که ما را لایق گفت و شنود بدانید .



متن از حسین اکبری نودهی

زینب صبور


سلام بر قلب صبور زینب


العفو العفو العفو

ببخش زینب جان بخاطر کم کاریم در درک واقعه عظیم عاشورا . . .