دلم براتون تنگ میشه ...
دوستای گلم این وبلاگ
تا تابستون بسته هستش
انشاا... نمردیم تابستون بازم میام
خدافظ
دوستای گلم این وبلاگ
تا تابستون بسته هستش
انشاا... نمردیم تابستون بازم میام
خدافظ
دلتنگی یعنی:
روبروی دریا ایستاده باشی
اما...
خاطره یه خیابون خفه ات کنه!!!

پایــــــــــیز مرا عاشق میکند
باران عاشق تر
حالا تو بگو!!!
این باران پایـــــــــــیزی با من چه میکند…؟


اگه میخوای اسم تنها عشقم توی دنیا رو بدونی
چشماتو از دو طرف با دستات به سمت گوشات بکش
به شکل نگاه کن ...


چه قانون ناعادلانه ای !!!
برای شروع یک رابطه هر دو طرف باید بخواهند
اما...
برای تمام شدنش یک نفر هم بخواهد کافیست

مشتی از خاک برمیدارم شاید…
شاید این همان نیمه ی گمشده من باشه که...
خدا یادش رفته خلق کنه.
دمش گرم ...
باران را میگویم ،
به شانه ام زدو گفت:
خسته شدی ؟؟
امروز تو استراحت کن من میبارم

خــــــــــــــدایا
منو ببخش
ولی مجبورم آدم بـــــــــــدی بشم
تا بتونم از پسِ بنده هــــــات بربیام


اونایی که به آینده امید دارن میخوان از نو شروع کنن نظر ندن نامردن......

ﻗـﺪﯾـــﻢ ﮐــﻪ ﺑـــﻮﺩﯾـــﻢ ﻫــــمـــﻪﭼـــﯿـــﺰﻣــــﺎﻥ ﺑــــﻮﯼ
ﻣـــــﺎﻧـــﺪﻥ مــــیﺩﺍﺩ …
ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫــــﺎ ﺣــﺘــﯽ ﺑﯿــســﮑـﻮﯾـــﺖ ﻫــﺎ ﻣــــﺎﺩﺭ ﺑـــﻮﺩﻧـــﺪ !!
ولــــــی حـــاﻻ HI-BYE ﺷـــﺪﻩ
ﺍﻧـــﺪ

قطار راهت را بگیر و برو
نه کوه توان ریزش دارد،
و نه دهقان پیراهن اضافه
هیچ چیز مثل سابق نیست...

دلم تنگ شده برای روزهای کودکی...
که بهانه ی گریه هام....
داشتن یه عروسک بود ....نه یه ادم !!!

باور کن
“من” تنهاترین ضمیر دنیاست
و
“ او ” خوشبخت ترین ضمیر دنیا
چون “ تو ” را دارد . . .

❤ میدانی ؟!؟!
به رویت نیاوردم !!!
از همان زمانی که به جای ” تو ”
به ” من ”
گفتی ”شما ”
فهمیدم پای ”او ” در میان است…❤

❤ اصلا حسود نیستم
اما وقتی دیدم واسه رفیقم اس ام اس اومد
کی میرسی عشــــقـم ؟
یه ذره دلم خواست
همیــن ❤

تقصیر دستور زبان است
که بعد از من و تو
"ما"
نمی آیـــــــــــــــــــــــــد...
"او"
می آیـــــــــــــــــــــــــــد...

خدا
یادت هست؟
دستشو گرفتم آوردم پیشت گفتم من فقط اینو میخوام
گفتی نه بهتر از اینو برات گذاشتم کنار
پامو کوبیدم زمین و گفتم
من همینو میخوام ...
آروم توی گوشم گفتی اخه اون از من قول یکی دیگرو گرفته!!!

انصاف نیست...
دنیاآنقدرکوچک باشد که ادمهای تکراری را روزی هزاربارببینی ...
وانقدربزرگ باشد...
که نتوانی آن کس راکه دلت میخواهدحتی یکبارببینی...
![]()
یادت باشد
من اینجا ،
کنار
همین رویا های زودگذر،
به
انتظار آمدن تو ،
خط های سفید جاده را میشمارم!!! ...

کاش باز معلمی بود و انشایی میخواست...
( روزگار خود را چگونه میگذرانید )....؟؟؟؟؟
تا چند خط برایش دردودل میکردم...
که پدر ژپتو به پینو کـــــــــیو گفت :
پینوکیو : چوبی بمان ....
آدم ها سنگی اند دنیا یشان قشنگ نیست......
.
.
.
برای قصه ای که با
"یکی بود و یکی نبود" شروع میشود
پایانی بهتر از
آوارگی کلاغ نمیتوان نوشت
.
.
.
این قاعده بازیست !!
اگر دست دلت رو شد که دوستش داری ....
باختنت حتمی هست .
.
.
.
چقدر خوشحــ ــال بود شیطــ ــان وقتے سیب را چیدم …
گمان مے کرد فریب داده است مرا
نمے دانستــ تو پرسیده بودے :
مرا بیشتر دوستــ دارے یا ماندن در بهشـت را ...
.
.
.
شب خوابیدی تو تختت ، هی قلت میخوری ...!
بعد گوشیتو برمیداری مینویسی خوابم نمیبره ...!
سرد میشی ، بغض میکنی !
میبینی هیچ کس و نداری که اینو واسش بفرستی!
تنهایی سخته ... .
