تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*" www.anti-bg-sim.blogfa.com

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*" www.anti-bg-sim.blogfa.com

تمام هستی ام را برگی کن!

بر درختی بیاویز!

خودت باد شو!

بر من بوز!

به زمینم بیانداز!

خدا که شدی و از من گذر کردی ...

خیالم راحت می شود

جای پای تو، مرا

و همه هستی مرا

تقدیس می کند!

قصـــه من هنــوز تمــام نشـده …
نمیـدانم چرا کــلاغــم زود به خـــانه اش رِسیــد …!!

تو شاهکار خالقی تحقیر را باور نکن

بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش زیبا و زشتش پای توست تقدیر را باور نکن

تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن تصویر را باور نکن

خالق تورا شاد آفرید آزاد آزاد آفرید پرواز کن تا آرزو زنجیر را باور نکن

از ماه آسمان تنهاعكس درون حوض و ....

از دنيا غصه هايش مال من است ..
بيچاره من ،

در آسمان هشتم هم از ستاره هاي من خبري نيست !

اين بار هم تنها دستان تو مرا هل دادند

به سمت همان به سمتي كه به درك منتهي مي شد ...

دست گيري پيش كشت !!!

تسويه حساب پشت پاهايت

و چوب لاي چرخ زندگي ام باشد به وقت باران

كه باز هم تنها قدم خواهم زد !

از آسمان سيبي خواهم چيد و به دستان تو خواهم داد شايد گول بخوري و سيب را گاز بزني
از زهر وجودم در آن چكيده ام عاشق خواهي شد.....

روزه هنگام سوال است و دعا / پر زدن با بال همت تا خدا

شهر یکرنگی و بی آلایشی / ماه تقصیر و گنه فرسایشی

عاشقان معشوق خود پیدا کنند / تا سحر در گوش او نجوا کنند

درد خود گویند با درمان خویش / با طبیب و یا انیس جان خویش . . .

تنها یک چیز میتواند تحقق یک رویا را نا ممکن کند

آن هم ترس از شکست است

امشب از اون شب هاست که دلم گرفته

                 به آینده فکر میکنم و مشکلاتم و زندگیم کاش زودتر میگذشت

ای کاش زندگی به آسونیه غذا خوردن و راه رفتن بود

                کاریش نمیشه کرد باید زندگیو دنبال کرد و به عمقش رفت

به قول سام به آینده دور فکر کردن فقط راهتو سخت میکنه

                روزهاتو با برنامه شروع کن و پیش برو تا به نتیجه برسی

خود را در آغوش بگیر که دستان نوازشگر از آستین بیرون نخواهند آمد

               امروز فصل سرد حقیقت است و تو در مکتب شناخت کلاس اولی

من بی تو له شدم زیر هجوم درد قلبی که بخ زدو کاریش نمیشه کرد

وای که زندگی باهام خوب تا نکرد نبودن تورو از من جدا نکرد

ویلون کوچه هام دنبال کی برم چون بعد تو فقط فکر مقصرم

از لابه لای لحظه های تلخ و غمگینم تو روزه روشن این همه تاریکی میبینم

با این که از هر لحظه آینده بیزارم با این همه بازم به این آینده شک دارم

احساس شک دارم

این بدبیاریا تقصیر من نبود این که تو هم بری تقدیر من نبود

این حال و روزمه از غصه تب کنم هر روزم این شده  روزامو شب کنم

ویلون کوچه هام دنبال کی برم چون بعد تو فقط فکر مقصرم

چه دنیایه عجیبیه اینکه دلم تورو میخواد دله  تو با کسه دیگست دوست نداره منو زیاد

یکی تو زندگیته وو بودنه من اضافیه گاهی میپرسی حالمو همین که باشم کافیه

فرض کن که هیچکی اسممو کناره اسمت نیاورد فرض کن تو این بازی یکی نفهمیدو یکی برد

بد نیست اگه فکر منو بیرون بریزی از سرت شاید میخوای بهم بگی دیگه نیام دورو برت

خیلی چیزا هست که دیگه نیمه تموم مونده حالا خیلی چیزارو نمیشه بهش بگی یه اشتباه

فرض کن که هیچوقت منو تو هیچ جایه دنیا ما نشد فرض کن که هیچ صبحی چشام تو چشمایه تو باز نشد

کم کم واسه ترانه هات واسه تموم لحظه هات به فکره قافیه های تازه باشی بد نیست

پس میکشم پامو از این مثلث قلب تو راهه قلبمو بلد نیست ....

 

نزدیک میشم وقتی هواست نیست اونقدر که مرزی جز لباست نیست از پشت سر چشماتو میگیرم بگو

کیم وگر نه میمیرم

منم اون که تظاهر کرد نداره به تو احساسی  شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی

منم اون که ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست اون که با تموم دل تنگیش تولد تو دعوت نیست

شاید از صورت خسته ام از این لحن غم آلودم بفهمی من کیم امشب کجای زندگیت بودم

نمیخواستم بدونی تو چرا به گریه افتادم اگر اصرار میکردم تورو از دست میدادم

چقدر سخته تو چشایه کسی که تمام عشقتو ازت دزدید و به جاش یه زخمه همیشگی بهت هدیه داد

زل بزنی و به جایه اینکه لبریز از کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوستش داری

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آواره غرورش همه وجودت له

شده

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی و وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بهش بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور یباشی بخندی تا نفهمه

دوستش داری

چقدر سخته گله آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر

لب بگی گله من باغچه نو مبارک

 

مگه تو نگفته بودی  عشق و زندگی قشنگه ؟ ولی خوب نگفته بودی که همش بی آبو رنگه

تو همیشه گفته بودی وقتی عاشق میشی انگار دل دریارو گرفتی تویه دستایه سپیدار

مگه نرخ خوبی چنده ؟ که تو برگایه برنده تو به این راحتی سوختی مگه تو نگفته بودی ؟ 

من تو دریای جنونت دل دادم به آسمونت بادبونامو سپردم به نگاه مهربونت

گم شدم تو دل بارون با یه حاله عاشقونه تو که گفتی نمیدونی پس بگو آخ کی میدونه

مگه من دوست نداشتم ؟ مگه عاشقم نبودی ؟ مگه آخرین بهانه واسه زندگیم نبودی ؟

مثل گل مثله یه سایه مثل بی کران دریا مثل یه حس عجیبی تویه صندوقچیه رویا

مگه نرخ خوبی چنده ؟ که تو برگایه برنده تو به این راحتی سوختی مگه تو نگفته بودی ؟

ای خدای مهربون دلم گرفته 

با تو شعرام همگی رنگ بهاره

با تو هیچ چیزی دلم کم نمیاره

وقتی نیستی همه چی تیره و تاره

کاش ببخشی تو خطا هامو دوباره

ای خدای مهربون دلم گرفته 

از این ابر نیمه جون دلم گرفته

از زمین و آسمون دلم گرفته

آخه اشکامو ببین دلم گرفته

تو خطاهامو نبین دلم گرفته

تو ببخش فقط همین دلم گرفته

تویه لحظه های من شیرین ترینی

واسه عشق و عاشقی تو بهترینی

کاش همیشه محرم دله تو باشم

تو بزرگی اولین و آخرینی

آدم یه وقت میفهمه همه چیز دروغه جز زندگی

تو میتونی جلوی بهار رو بگیری ؟

میتونی به شکوفه ها بگی نشکفند ؟

خورشید هر روز صبح طلوع میکنه و به همه میتابه

میتونی به خورشید بگی نتاب ؟

رودخانه ها جاری هستند و پرندگان میخوانند ، باران میبارد ، نوزادان بزرگ میشن

میتونی به نوزاد بگی بزرگ نشو ؟

همه چیز دروغ است جز زندگی

کاشکی دنیا واسه یک شب ماله من بود حداقل یک شب اونجوری که میخواستم زندگی میکردم

آره باید زندگی کرد باید به اجبار خندید

خنده ای در کار نیست و امیدی چشمک نمیزند

من تشنه نورم نور امید عطش دیدنش مرا خواهد کشت

حتی لحطه ای ببینمش آرام میشوم و سکوت میکنم اما افسوس که نمیبینم و نه احساسش میکنم

خیلی دلم گرفته نپرس چرا چون میدونی

از همه از آدما از خودم از زندگی

دیگه زندگیو نمیخوام حتی کنار روزای خوبش . میگن یه روز خوب میاد پس کو اون روز ؟؟؟

دارم ناامید میشم از صبر و تلاش

به هر دری که میزنم بن بسته خودم موندمو خودم تو یه جاده طولانی هیچکس هم حرفم و نمی فهمه

فقط میخوان دهنشونو باز کنن که یه چیز گفنه باشن که بهشون  نگن لال هستن

خدایا هنوز تورو دارم بازم صبر میکنم تو کمکم کن

نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني!

 حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي!

 نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني!

 صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است!

 فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

اگه تیپ بزنیم، میگن با کی قرار داری؟?

اگه لباسای معمولی بپوشیم میگن تو اصلا سلیقه نداری!?

اگه دیر بریم خونه میگن کدوم گوری بودی؟

اگه زود بریم خونه میگن چه غلطی کردی زود اومدی؟!!?

اگه زیاد بگیم دوست دارم، میگن باز چه نقشه ای تو سرته؟!

اگه نگیم دوست دارم، میگن پای کسه دیگه ای وسطه؟!?

اگه زیاد بهشون زنگ بزنیم، میگن اعتماد نداری؟!

اگه یه مدت زنگ نزنیم، میگن مثل اینکه سرت خیلی شلوغه!

اگه تو خونه زیاد بخندیم، میگن دیوونه شدی؟

اگه نخندیم، میگن چه مرگته لندهور!!

اگه شام بخوایم، میگن همه اش به فکر شکمه.

اگه شام نخوایم، میگن زلیل مرده معلوم نیست شام با کی کوفت کرده!!

اگه... اگه... اگه... ولی هرچی میخوان بزار بگن.

سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب

كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه

هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ

اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم

تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند# همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند# ديو هستند

ولي مثل پري مي پوشند# گرگ هايي كه لباس پدري مي پوشند# آنچه ديدند به مقياس نظر مي

سنجند# عشق ها را همه با دور كمر مي سنجند# خوب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد# عشق

هايي كه سر پيچ خيابان برسد....

تفاوت قلب دختران و پسران! قلب پسرها مثل پاركينگي است كه هيچ وقت تابلوي ظرفيت تكميل بر

در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است كه مدت ماندن يك هواپيما در آن بستگي

به فرود هواپيماي بعدي دارد!!!

اگه روزي چشمات پر از اشك شد و
دنبال يك بهونه گشتي كه گريه كني...
صدام كن...
بهت قول نميدم كه ساكتت كنم...
ولي قول ميدم پا به پات گريه كنم ...


خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه

مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت

نمي كشه... مي باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا

آبي شه... ‌آفتابي شه...!!! کاش... کاش مي شد مثل

آسمون بود... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر

بباري تا بالاخره آفتابي شي... بعدش هم انگار نه انگار

كه بارشي بوده

 

مراقب افکارت باش که گفتارت می شود.

مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود.

مراقب رفتارت باش که عادت می شود.

مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود.

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود.

 

شايد آن روز كه سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد كرد ،خبري از دل پر درد گل ياس

نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست .

 

برايت كار سختي نيست گرفتن دستهاي ناتوانم برايت كار سختي نيست نشان دادن مسير خوشبختي

برايت كار سختي نيست به ره آوردن اين خسته برايت كار سختي نيست ميدانم نمي دانم صدايم را

ميشنوي يا نه نميدانم جواب سلامم را ميدهي يا نه جواب سلامم را ميدهي؟ ميدانم ولي گناهانم دگر

حجابهاي ظلمانيم را انقدر كرده كه ديگر هيچ نميشنوم ولي فقط يك بار فقط يك بار نگاهم كن نگاهم

كن ........