کاش به منم یه فرصت برای عشق ورزی بدی...؟!

خودت بگو؟ چه کار کنم با این همه عشقم به تو؟؟؟؟؟!!

فرق عاشق بودنه من با اون...

اگه یه روز اتفاقی بیام توی اتاق و با کسی توی تخت ببینمت، پتو رو میکشم روی شونه هات و بهت میگم: " عزیزم مواظب باش سرما نخوری..."!

اما اگه اون، یه روزی اتفاقی بیاد توی اتاق در حالی که تو برای رفتن به حموم داری لباساتو در میاری، سریع میگه: "داشتی حاضر میشدی با من بری توی تخت...!!!!!!"

این بزرگترین تفاوت نگاه عاشقانه ی من به توست با نگاه عاشقانه ی اون به تو...!!!!!!!!!!!!!!!!!!

عشقمو ببین..........

دعاهایم برای تو - رمضان 1391

۱. اولین سحر ماه رمضونه، دعا میکنم خالق عشق، بهترین و زیباترین عشق رو نصیبت کنه.

۲. به حق خالق زیبائیها، زیباترینها مهمون روح و چشم و زندگیت زیبای من.

۳. به حق خدای یاری دهنده، دعا میکنم خداوند در تمام لحظه ها همراه و یارت باشه.

۴. به حق خالق لبخند، دعا میکنم هیچوقت خنده از لبهای مهربونتمحو نشه و همیشه دلت شاد و لبت خندون باشه.

۵. به حق خدای آسمونِ پرستاره، آسمون دلت همیشه نورانی و پر ستاره، تک ستاره آسمون دلم.

۶. به حق خداوند بخشاینده، دعا میکنم که بتونی بدها رو ببخشی و بخصوص بدیهای من رو.

۷. من امشب، دستها را برده ام بالا و از عمق وجود خود خدا را صدا کردم، نمیدانم چه میخواهی ولی امشب...

برای تو، برای رفع غمهایت، برای قلب زیبایت، برای آرزوهایت به درگاهش دعا کردم.

۸. به حق جلال و جبروت خداوند، دعا میکنم هر دو دنیا در جلال و جبروت مطلق زندگی کنی.

۹. به حق خدای عزوجل، دعا میکنم خداوند تمام موانع رو از سر راهت برداره و پله های موفقیت رو با سرعت طی کنی و به بالاترینها برسی عزیز دل.

۱۰. به حق خدای آسمانها و زمین، دعا میکنم آسمان زندگیت پر نور و طلایی و زمین زندگیت پر نعمت و پر عشق باشه زندگیم.

۱۱. به حق خدای کافی، دعا میکنم در تمام لحظات زندگیت خداوند تو رو کفایت کنه.

۱۲. به حق خدای ناصر،دعا میکنم هممممیشه یاریگر و دستگیرت باشه.

۱۳. به حق خدای یگانه، دعا میکنم همیشه و همه جا یگانه باشی.

۱۴. به حق فتاح، دعا میکنم تمام قله های موفقیت رو فتح کنی.

۱۵. به حق خالق دوستیها، بهترین دوستیها رو برات آرزو میکنم بهترین دوستم.

۱۶. به حق خدای رحیم، دعا میکنم همیشه زندگیت لبریز از رحمت حق باشه نازنینم.

۱۷. به حق خدای هادی، دعا میکنم بهترین تصمیمها رو توی زندگیت بگیری.

۱۸. به حق شنونده ترین شنونده ها، دعا میکنم همیشه گوشِ حق شنونده ی حرف دلت باشه عزیزِ دلم.

۱۹. به حق مقام بلند خداوند، دعا میکنم توی هر دو دنیا به بهترین مقامها برسی دلیلِ زندگیم.

۲۰. به حق خالق نور، دعا میکنم زندگیت منور به نور حق باشه.

۲۱. به حق خدای قادر، دعا میکنم خداوند توانایی فتح قله های کوچیک و بزرگ موفقیت رو بهت بده.

۲۲. به حق خدای اول و آخر، دعا میکنم امروز شروع موفقیت و شادی و ژایان تمام غصه هات باشه عزیزترین...دنیا.

آرزووووووووووووو....

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شکررررررررررررررررررررررررررررت

یکی از بزرگترین آرزوهام امروز برآورده میشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

            "خدایا شکرت"

خدایا نترس!!

خدایا نترس!!

دستت رو به من بده بیا پایین...

اینجا اونقدرها هم وحشتناک نیست...

اگر هم باشه: " خود کرده را تدبیر نیست....!!!!"

چرا وقتی تو بیحوصله ای انگار همه ی دنیا رو ابرهای سیاهی پوشوندن که فقط به قلب آسمون فشار میارن اما خیلی طول میکشه که ببارن؟!

چرا وقتی تو بیحوصله ای نگاه سنگین و بیحوصله ات قلبم رو مثل ضربه های سنگین ترین پتک دنیا له میکنه؟!

آروم باش، خوب باش مهربونم...

چققققققققققققققققققدر سخت و دردناکه وقتی تو میگی که حوصلمو نداری، داداشی...

مخاطب بودن درد داره...

مخاطب که باشی مجبور میشی،

مجبور برای خیلی کارها: شنیدن، خندیدن، بی اثر بودن، بی تفاوت بودن، صبور بودن، درک کردن و و و

توی یک کلمه مجبور میشی که مخاطب خوبی بشی!

مخاطب بودن سخت است!

ددددددددددددددددددرد داره!

بعضی وقتها دل آدم برای بعضیها خیلی تنگ میشه!

انقدر که دلت ضضضضضعف میره برای اینکه بغلش کنی، بغلت کنه، ببوسیش، ببوستت اما...

اون نیست،

اون هست اما نمیشه،

اون هست اما نمیذارن،

اون هست اما نمیخواد،

اون هست اما دیگری هم هست،

اون هست اما خوب نیست،

اون هست اما درست نیست،

اون هست اما نمیتونی،

اون هست اما نباید...

با وجود همه ی اینها، مهم اینه که اون هست حتی اگه تو بغل تو نباشه

حتی اگه تو بغل یکی دیگه باشه

حتی اگه لبهاش روی لبهای کسه دیگه ای باشه...

مهم اینه که اون هست...

خوابیده بودم...

کابوس بدی دیدم...

بیدار شدم و با هراس توی تختم شونه به شونه شدم تا برای آروم شدن به آغوش تو پناه ببرم...

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه! یادم نبود!

با غصه ی نبود تو به خواب رفته بودم....................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیر آمدی ...

دیـــــــــــــــــــــر آمـدی ...
کمـــــــــــــــــــــــی تغییـــــــر کرده ام !
بــــــــرای شناخـتــن دوباره ام،
عکـســــــــــم را
مچـالـــــــــــه کن ...!!

تنهایی...

ترجیح میدم که قلبم از تنهایی، توی تنهایی خودش یخ بزنه تا اینکه...

تا اینکه کسی بخواد از سر ترّحم کت گرم اضافیش رو دور احساس یخ زدم بپیچه و بره...!!

بوسه ی فراموش نشدنی

شاید گاهی یک بوسه کافی باشه برای لمس عمق یه احساس بززززززززززززززززززززرگ...

یه بوسه ی فراموش نشدنی...

آدمهای ساده

آدمهای ساده را دوست دارم:

 همانها که بدی هیچکس را باور ندارند!

همانها که برای همه لبخند دارند!

همانها که همیشه هستند، برای همه هستند!

آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد،

عمرشان کوتاه است!

بس که هرکسی از راه میرسد یا ازشان سوء استفاده میکند

یا زمینشان میزند

یا درس ساده نبودن بهشان میدهد!

آدمهای ساده را دوست دارم، بوی نابِ "آدم" میدهند.....

خلوتم

از اینکه تنها خلوتِ خلوتم رو بیگانه ها به هم بزنن قلبم به درد میاد...

اینجا تنها جاییه که بی پروا مینویسم...

HAPPY VALENTINE'S DAY

HAPPY VALENTINE'S DAY TO ALL OF MY FREINDS.

....

از عجایب دنیا همین بس که:

تنها همان آغوشی آرامت میکند که دلت را به درد می آورد...!!!!!!

نام روزهـای هفتـه در ایـران باستـان‎‎

نام روزهای هفته‌ فرنگی از گاهنامه کهن ایرانی برگرفته شده است می دانیم که نام روزهای هفته در ایران باستان بدین گونه بوده است:
کیوان شید (
شنبه):
نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید. کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که 700 برابر زمین است. آنرا زحل نیز نامیده اند. شید نیز به چم (معنی) نور و روشنایی است. از این رو روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد.
مهر شید (
یکشنبه):
روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به چم (معنی) دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست. مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید نیز به چم (معنی) روشنایی و نور می باشد.
مهشید (
دوشنبه):
مه بر گرفته شده از ماه است که این نیز از آیین میترایی کهن ایرانی آمده است. خورشید و ماه از تندیس های آئین میترایی بوده است که نشان از قدرت و پویایی جهان آفرینش داشته است. سومین روز هفته در ایران باستان به نام این نماد خداوند نامگذاری شد و آنرا مهشید به چم (معنی) ماه روشن و نورانی نام گذاشتند.
بهرام شید (
سه شنبه):
بهرام برگرفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است و از یک سو نام ستاره مریخ است. بهرام ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده می شده است و اندیشه نیاکان ما بر این بوده است که خداوند یکتا (اهورامزدا) نیروی هایش را برای اجرا در بین افراد بشر بین ایزدان (فرشتگان) خود تقسیم نموده است تا آنان آنرا برای مردمان پیاده کنند. از این رو بهرام ایزد پیروزی نامیده شده بوده است و چهارمین روز هفته به نام روز پیروزی روشنایی بر تاریکی و غلبه انسان بر بدی ها و اهریمن نامگذاری شده است.
تیرشید (
چهارشنبه):
تیر برگرفته شده از تیشتر پهلوی است. نیاکان ما تیر را ایزدان و نگهبان باران نامگذاری نموده اند و اینگونه می پنداشته اند که اهورامزدا برای یاری رسانی به کشاورزان و جلوگیری از خشکسالی و باروری زمین و سبز و سالم و پاکیزه ماندن جهان به ایزد باران فرمان میداده است که به یاری مردمان برسد. در کل این روز به نام روز روشنایی باران و خواست پروردگار برای حفظ طبیعت نامگذاری شده است.
اورمزد شید (
پنجشنبه):
اورمزد نام دیگری از دهها نام اهورامزدا است که همه حاکی از قدرت و توانایی پروردگار است. این نام از واژه های پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا، مزدا گرفته شده است. از این رو پنجمین روز هفته به نام روز روشنایی خداوند نامگذاری شده است. از اینرو این واژه هنوز به گونه ای دیگر در شب های جمعه برقرار است و هنوز تصور مردمان ما بر این است که شب های جمعه روز ارتباط با خداوند و فوت شدگان است.
ناهید شید (
آدینه):
ناهید همان آنهیته یا آناهیتا است که ایزد آب قرار گرفته است. در اوستا آناهیتا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا، قدی بلند و اندامی تراشیده نام نهاده شده است و نام دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید است. در کل روز جمعه روز روشنایی آب و مظهر بخشندگی و عنایت پروردگار نامگذاری شده است.

اینک با بررسی ریشه‌های این واژگان به این بر‌آیند ساده می‌رسیم:

کیوان شید: شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان

مهرشید: یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = مهر، خور (خورشید)

مهشید: دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه

بهرام شید: سه‌شنبه
Tuesday = Tues + day
Tues = god of war = Mars= بهرام

تیرشید: چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury = Mercury = تیر

هرمزشید: پنج‌شنبه
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز

ناهیدشید یا آدینه: جمعه
Friday = Fri + day

اگر...

اگر دروغ رنگ داشت؛

هر روز شاید،

ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،

و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.



اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛

عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.



اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛

محال نبود وصال!

و عاشقان که همیشه خواهانند،

همیشه می توانستند تنها نباشند.



اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،

خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،

و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.



اگر غرور نبود؛

چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،

و ما کلام محبت را در میان نگاه‌های گهگاهمان،

جستجو نمی کردیم.



اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛

با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،

و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،

حبس نمی کردیم.



اگر خواب حقیقت داشت؛

همیشه خواب بودیم.

هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛

ولی گنج ها شاید،

بدون رنج بودند.



اگر همه ثروت داشتند؛

دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند.

و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛

تا دیگران از سر جوانمردی،

بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند.

اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد،

اگر همه ثروت داشتند.



اگر مرگ نبود؛

همه کافر بودند،

و زندگی، بی ارزشترین کالا بود.

ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید.



اگر عشق نبود؛

به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...

اگر عشق نبود؛



اگر کینه نبود؛

قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.
 
 

اگر خداوند یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد،
من بی گمان،
هر روز دیدن و داشتن تو را آرزو میکردم و تو شاید...


آنگاه نمیدانم ،

به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟

کاربرد انگشت وسط

همه ما با این علامت به خوبی آشنا هستیم. نشانه انگشت وسط که امروزه تبدیل به ابزاری شده تا فحاشی و تحقیر با ایما و اشاره را جایگزین معادل زبانی خود کند. اما فلسفه وجودی این نشانه چیست؟

داستانها و ارجاعات بسیاری به این علامت منتسب شده است. برخی قدمت این عمل را، بیش از 2500 سال می دانند. قابل باورترین داستانی که از این نشانه می توان ذکر کرد به شرح زیر است:
انگلستان و فرانسه در خلال سالهای 1337 تا 1453، جنگهای زیادی را باهم انجام دادند که به جنگهای صد ساله موسوم است. در خلال این جنگها و در سال 1415، در جنگی معروف، به نام نبرد آگینکورت، سپاه فرانسه شکست سختی از سپاه انگلستان خورد. اما پیش از این شکست، فرانسوی ها طرحی را برای ناکارآمد کردن سپاه انگلستان ارائه داده بودند. بخش بسیار کارآمد سپاه مقابل را تیراندازان ماهر انگلیسی و ولزی شامل می شدند. همانطور که می دانید، کمانداران، زه کمان را با استفاده از انگشت وسطشان می کشند و تیر را رها می کنند. از جانب مقامات فرانسوی، دستور رسید تا در صورت دستگیر کردن هر انگلیسی، فورا انگشت وسط او را قطع کنند. به این ترتیب آنها دیگر قادر به پرتاب تیر نخواهند بود. از آن پس، در جنگهای مقابل، میان انگلیسیها مد شده بود که در صورتی که سربازان فرانسوی را مشاهده می کنند، انگشت وسطشان را به سمت آنها بگیرند تا با این حرکت به آنها بفهمانند که "من هنوز انگشت وسط دارم و با همین انگشت یک تیر به سمت تو شلیک خواهم کرد و تو را خواهم کشت."

اما مسلما همه شما کاربرد امروزی این نشانه را میدانید.

"یلدا مبارک"

آنگاه که تولد دخترک بی گناه مایه ی ننگ عربها بود

و زندگی برای دخترکان ساعتی به طول نمی انجامید،

نیاکان ما،

بلندترین شب سال،

شب تولد مینو الهه ی خورشید را گرامی میداشتند!!!

در پس یلدای زندگیتان زایش خورشید را آرزو دارم.

یلدایتان مبارک

کاش عشق را از پلک هایمان می آموختیم!

کاش عشق را از پلک هایمان می آموختیم!

پلک هایی که تا وقتی خون در رگهایشان جاریست، هر دم بر هم بوسه می زنند،

پلک هایی که از سحر تا پاسی از شب برای در آغوش کشیدن هم لحظه شماری می کنند،

پلک هایی که حتی برای یک دقیقه ی کوتاه هم نمی توانند دوری هم را تاب بیاورند،

پلک هایی که در لحظه ی مرگ هم در آغوش یکدیگر جان می دهند...!

من عشق را از آن ها آموختم!

30 نصیحت ازحضرت زرتشت

1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

2. قبل از جواب دادن فکر کن

3. هیچکس را تمسخر مکن

4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

5. خود برای خود، زن انتخاب کن

6. به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو

7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی

9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی

15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

22. هرگز ترشرو و بدخو مباش

23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین

26. چالاک باش تا هوشیار باشی

27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند.

من بودم و تو...

من بودم

تو

و یک عالمه حرف...

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!

کاش بودی و

می فهمیدی

وقت دلتنگی

یک آه

چقدر وزن دارد...

"پریناز"

 

همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند

همين‌ها هستند ..
مثل آن راننده تاکسی‌ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند میگوید: روز خوبی داشته باشی ..
آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان میشوی ، دستپاچه رو بر نمیگردانند ، لبخند میزنند و هنوز نگاهت میکنند ..
آدم‌هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست ، بهشان جا میدهند ، گاهی بغلشان میکنند ..
دوست هایی که بدون مناسبت کادو میخرند ، مثلا میگویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود ..
یا گاهی دفتریادداشتی ، نشان کتابی ، پیکسلی .. آدم‌هایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه میخرند و با گل میروند خانه ..
آدم‌های پيامك‌های آخر شب ، که یادشان نمیرود گاهی قبل از خواب ، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند ،
آدم‌های اس ام اس های پُر مهر بی بهانه ، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی ..
آدم‌هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی میزنند که مثلا تو را میخوانم و بعد از هر یادداشت غمگین خط ‌هایی مینویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آوردند ..
آدم‌هایی که حواسشان به گربه ها هست ، به پرنده ها هست ..
آدم‌هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی ، زود صندلی کنارشان را با لبخند تعارف میکنند که غریبگی نکنی ..
آدم‌هایی که خنده را از دنیا دریغ نمیکنند ، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس میزنند و روی جدول لی لی میکنند ..
همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری میکنند برای زندگی کردن ..!!
مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه‌ی قبل از رها کردن دست ، با نوک انگشت‌هاش به دست‌هایت یک فشار کوچک می دهد … چیزی شبیه یک بوسه ...!!

((عشق))

شاعرم که مانند ابری سپید،

از افق های دور می آیم تا همه را به عشق و زیبایی دعوت کنم.

ساده ام و مهربان و دانه های دلم را در سرزمین محبت کاشته ام و از شما جز لبخند چیز دیگری نمی خواهم.

آمده ام تا واژه ای را به شما بگویم و آن را خواهم گفت:آن واژه یعنی ((عشق))!!

                                                                             
"جبران خلیل جبران"

تکرار آدمها؟!

بعضی آدمها هیچوقت تکرار نمیشن!

بعضی آدمها هیچوقت تکراری نمیشن!

بعضی آدمها تکرارشون تکرارِ دردِ!

بعضی آدمها تکرارشون حوصله ی دنیا رو سر میبره!

فاجعه، بعضی آدمها از اولش تکرارین!

حالا به نظرت من یا حتی خودِ تو عضو کدوم گروه هستیم؟؟؟؟؟

وقتی که....

 وقتی که قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود،
وقتی نمیتوانیم‌ اشک هایمان ‌را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌ 
و بغض هایمان ‌پشت‌ سر هم‌ میشكند ...
گروه


 اینترنتی
 پرشین

 استار | www.Persian-Star.org
وقتی احساس‌ میكنیم
بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان ...

وقتی امیدها ته‌ میكشد
و انتظارها به‌ سر نمیرسد ...

وقتی طاقتمان تمام‌ میشود
و تحمل مان‌ هیچ ...
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ كه‌ تو 
فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ میكنی ...

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا میكنیم
و تو را میخوانیم ...
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ میكشیم
تو را گریه ‌میكنیم ... 
و تو را نفس میكشیم ...


وقتی تو جواب ‌میدهی،
دانه ‌دانه‌ اشکهایمان ‌را پاك‌ میكنی ...
و یكی یكی غصه‌ها را از دلمان ‌برمیداری ...
گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

لعنت به خنجرت!

چه خنجر نامردی!

قلبم رو شکافت، اما از پشت سر و به کندی!

ای کاش قبل از استفاده از خنجرت لآاقل انقدر معرفت داشتی که تیزش کنی شاید راحتتر قلب بیچارم رو بدره و کمتر درد بکشم!

تقصیر از تو نیست، حتماْ خنجرت خیلی برای حمله عجله داشته که بهت فرصت اینکار رو نداده! اگر نه ...

کجا رفت اون همه عشق و بی تابی...؟؟!!

لعنت به خنجرت...

قلبم نه، روحم به درد اومده...

لعنت به خنجرت...

لعنت به همه خنجرهای دنیا...