درد دلت را به هیچ کس نگو,زیرا یاد میگیرند از کجا دلت را به درد آورند ...
سختـــه به جایی برسی که دیگه نه هیچ اومدنی آرومت کنه ، نه هیچ رفتنی نابودت ...
حــــق نداری احســـــــــــــاس دیگران رو به بـــازی بگیری ؛
فـــقـــط بـخــاطـر ایــنـکـــه :
هنوز تکلیفــت با احســــاس خـــودت معلوم نیست .../.
یک زد و خورد ساده بود...... تو جا زدی..... من جا خوردم....
با رژ لبی از کینه
لبانم را سرخ میکنم
پاکت سیگارم کجاست
میخواهم دود کنم همه مردانگی ات را...
با رژ لبی از کینه
لبانم را سرخ میکنم
پاکت سیگارم کجاست
میخواهم دود کنم همه مردانگی ات را...
با رژ لبی از کینه
لبانم را سرخ میکنم
پاکت سیگارم کجاست
میخواهم دود کنم همه مردانگی ات را...
کنارم گذاشتی که تلخم کنی
شرابی شدم ناب
حالا خماری ام را میکشی

من از تو هیچ چیز نمی خواهم فقط
فقط به کسی که عاشقانه دوستت دارد
بگو حلالم کند اگر هنوز شبها با یاد
تو می خوابم
کسی چــه میــداند
امــروز چنــد بار فرو ریختم ..
از دیدن کسی کــه ،
تنهــا لباسش شبیــه به " تـــــو " بــود !

موضوعـِ اِنشا:تابستانـ خُود را چِگونهـ گذراندید؟ بهـ نامـِ خدا بــــــــــی او...

مطمئن باش و برو...
ضربه ات کاری بود!
.
.
.
.
.
دل من سخت شکست!!!

هیـــــــــــــــس! آرام بیایـــــید! اینجا وجدان های زیادی در خوابند!

بـــرای دلی کــــــه کــــورنگــــی دارد؛
فرقـــــــی نــــــــدارد یــــکرنگ باشی ،
یا چنــــد رنــــگ ... !!
رگ غیرتم باد نمیکند تعصب بیهوده است
وقتی دستت دست غریبه را میفشارد

۱- افغانی ………..صدقه تو شونوم!………….!Sadghe to shonom
2- انگلیسی ……………..آی لاو یو!……………………!I love youبـــاز همــــ دلتـــــ ميـخـواهـــد ، بعـضـيــــ وقتـهـــا ...
فقـــط بعــضـيــــ وقتـهـــا ...
" بـــراي ِ يکــــ لـحــظهــ همــــ کهــــ شــدهــــ ، همـهــــ ي دنيـاي ِ يکـــــ "نفــر" باشيـــــ

نه چتر با خود داشتی
نه روزنامه
نه چمدان
...
عاشقت شدم!
از کجا باید می فهمیدم مسافری؟...
من زیر باران ایستادهام
و انتظار تو را میکشم.
چتری روی سرم نیست
میخواهم قدمهایت را، با تعداد قطرههای باران شماره کنم
تو قبل از پایان باران میرسی
یا باران قبل از آمدن تو به پایان میرسد؟
مرا که ملالی نیست
حتی اگر صدسال هم زیر باران بدون چتر بمانم
نه از بوی یاس بارانخورده خسته میشوم
نه از خاکی که باران غبار را از آن ربوده است.
هروقت چلچله برایت نغمهی دلتنگی خواند
و خواستی دیوار را از میان دیدارهایمان برداری بیا
من تا آخرین فصل باران منتظرت میمانم...

اصلا از اولم مقصر تو این بازی من بودم
اصلا همه ی آدمای این بازی بد بودن
انقده بد بودم كه نذاشتم تنها بمونی
با تو بودم بدون اینكه حتی بدونی
هر اشتباهی تو كردی من تاوانشو دیدم
اینم تقصیر منه خودم تاوانشو میدم
دیدم چه روزایی رو پای این رابطه باختم
از یه شیطنت كوچیك یه فاجعه ساختم
واسه خودم كه دلو زیر غبار كردم
عوضی من وجودمو به پای تو قمار كردم

غُصـه هایت زودتـر از خـودت،قـَد می کِشــند،
دَرد هـایت نــیز!
غــافل از آنکه لبخــندهـایت را،
در آلبــوم کـودکــی ات جــا گــُذاشتــی.....



