قلب سنگی من...

دلم می گیرد، دلم می گیرد وقتی مجبورم می شوم دلی را بشکنم، که گناهش تنها پاکی و سادگی‌ست،

  و نمی داند، با من بودنش، پایان شادی‌ست

قلبم درد می گیرد وقتی به آن تهمت سنگ بودن می زنند

 قلبی که طاقت نگاه غمگین کسی را ندارد

  قلبی که می تپد برای این همه مهربانی و محبت بی ریا،

  اما باید رنگ ببازد و نقاب سنگی بزند، مبادا که دل ساده و یکرنگ دیگری را، به درد خود دچار کند

کاش قلبی نداشتم، تا سوزشش، اشک را از چشمانم جاری نمی کرد

 کاش دوست داشتن به همین سادگی نبود، تا نقاب سنگی قلبی، دلی را نشکند

 بغض امانم را بریده... خدایا قلبم را بگیر، تا نلرزاند دلی را که نمی تواند برایش بتپد

 خدایا قلبم را بگیر، تا تهمت سنگی بودنش، آتش به جانم نزند.

  کاش هیچ کس دوستش نمی داشت تا از درد تنهایی بگِریم ، نه از درد تنها گذاشتن....

       خدایای این بازی تکراری کِی به پایان می رسد؟؟....

91/11/24

آسمان مال من است


آسمان مال من است

عشق ، دریا، کویر، و جهان مال من است

و چه نوری دارد

در پس ابر جهانی پر نور

که از آن شعله عشق بر جهان می تابد

»»

آسمان مال من است

««

91/1/21

میلاد مبارک یا حسین

ادامه نوشته

بیراهه هوس . . .

روزی رسیده که دستان گرم خورشید، تنها نوازشگر چشمان سوزان من است

و صدای طبیعت، تنها مرهم روح خسته ام



پدیده نجومی ... شیطنت ستاره عشق
ادامه نوشته

قاصدک

قاصدک ببر خبر به کوی یارم 

                   بگو دیریست چشم انتظارم

بگو تنها رهایم کردی ای یار

                   نگفتی در فراغت در چه حالم

از آن آغاز آشنایی تا بدین حال

                    کلام مهر و عشق کردی نثارم

بگو هرچند نوایت دلنواز بود

                    تو هم چون دیگران دادی به بادم

تو هم تنهایی آلاله دیدی

                    میان دشت خار کردی رهایم

  87/6/7




بهار غم

 

چشمه ها خشکیده ست
و ترنم، یه سراب!
و طبیعت خالی،
از همه شادابی
و چمنزار کویری ست به چشم آدم ها
و کلاغان سیاه،
همه جلوهء این خلوتگاه
این بهار است.
بهار غم ها.
فصل باران دل و
حصرت آن لبخندها

ادامه نوشته

تولد سکوت

سکوت

شب ...



کی دیده گریه های شبونم و
کی شنیده حرفای نگفتم و
کی بوده وقتی دلم بهونه کرد
بازی های شوم این زمونه رو

20/5/88

ادامه نوشته

باختم....!



همیشه از دروغ متنفر بودم، فکر می کردم کسی که دروغ بگه قابل اطمینان نیست
همیشه فکر می کردم دروغ فقط پایان صداقته
امادیشب فهمیدم دروغ می تونه پایان خیلی چیزها باشه...!!!
من باختم!...
من احساسم .... محبتم ... عشقم ... صداقتم .... امیدم ....
و هرچیزی که می تونه توی یه قلب وجود داشته باشه رو باختم...
من همه وجودم رو، پاکیم رو و هر چی داشتم را با یه دروغ باختم!
کاش فقط یه دروغ مصلحتی بزرگ، یا یه دروغ حقیقی اما کوتاه بود!
من اعتقاداتم را به پای یه دروغ از دست دادم
دروغی که خودش رو به جای صداقت توی قلب من جا کرد و شد پایهء اعتقاداتی که یک بار فرو ریخته بود...
حالا اعقادات من، اعتقاداتی که روی دروغ بنا شده بودند، همه فرو ریختن
ناراحت نیستم
گریه نمی کنم
خوشحال نیستم
نمی خندم
از زیبایی ها لذت نمی برم
از زشتی ها فرار نمی کنم
...
من دیگه درونم احساسی پیدا نمی کنم... چون قلبم، منشاء تمام احساسات... زندگی دوباره خودش رو با دروغ به دست آورده بود... حالا اون هم باخت.... زندگی دروغین خودش رو باخت
گله نمی کنم... خدایا اینبار ازت گله نمیکنم
فقط میگم خدایا شکرت... خدایای شکرت که هنوز تو رو باور دارم
نمی دونم چی می خوام.... نمی دونم چی بگم... فقط می خوام بگم خسته ام
خدایا خسته ام... من و از این مرداب نجات بده... نفس کشیدنم سخت شده...
خدایا امید دوباره بهم بده
خدااااااااااااااااااا
90/8/21

عشق سرد

همیشه عاشق پاییز بودم

عاشق حال و هوای عجیبش
عاشق غمی که توی دل آدم میریزه
خش خش برگها زیر پا، هوای ابری، نم نم بارون روی تنه درختها، باد تند پاییزی
اما هیچ وقت علت اینهمه ناآرومی و به هم ریختگی رو نمی دونستم.

ادامه نوشته