سلام بر پیروان حقیقت

قرآن؛

اکثر هم الحق کارهون

 این حق کیست که اکثر مسلمین از او کراهت دارند؟؟؟

قال النبی ص؛

علی مع الحق و الحق مع علی

مدح زیبای امیرالمومنین علی علیه السلام

مدح زیبای امیرالمومنین علی علیه السلام

کور بشه هرکی نتونه ببینه

http://www.aparat.com/v/dhFvH


گناهی که باعث کشتن شیخ حسن الشحاته شد( + شیعه)

http://www.aparat.com/v/SboG3


توبه ابوبکر وعمر (احمدی اصفهانی )

توبه ابوبکر وعمر (احمدی اصفهانی )

http://www.aparat.com/v/09XHE

غضب فاطمه بر ابوبکر و عمر از کتب اهل سنت

اقا یکی به این سوال جواب بده من که خیلی فکر کردم به جواب نرسیدم

 البته بدون تعصب نگاه کنین وفکرکنین بعدا جواب بدین:

فوجدت فاطمة علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت

(فاطمه بر ابوبکر وعمر غضب کرد و با وی سخن نگفت تا ازدنیا رفت

(صحیح بخاریج4،ص1549،کتاب المغازی؛

باب غزوة خیبر تحقیق د.مصطفی ناشر:دار ابن کثیر،بیروت)

حضرت زهرا خطاب به ابابکر وعمر فرمود:پس من به خدا وفرشتگان راشاهد میگیرم  که شما دونفر مرااذیت وناراحت کرده اید ودرملاقات با پدرم ازشما دونفرشکایت خواهم کرد.به خدا قسم پس از هرنماز بر شما نفرین خواهم کرد.(صحیح بخاری،ج6،ص2474،ح6346 -کتاب الامامه والسیاسه،ج1،ص ب17باب کیف کانت بیعة علی رضی الله عنه،تحقیق:خلیل المنصور،ناشر:دارالکتب العلمیه-بیروت)


من این متن را خوندم یاد سخن پیامبر افتادم که میفرمود فاطمه سرور اولین واخرین زنان جهان است او پاره تن من ،نورچشم ومیوه دل  وروح من است.او حوریه آدمی نسب است.هرگاه در محرا ب مقابل پروردگارش می ایستد،نورش برای فرشتگان اسمان میدرخشد،انچنان که نور ستارگان برای اهل زمین.وخدای عزوجل به فرشتگان میگوید:ای فرشتگان من ،به بنده ام فاطمه بنگرید که چگونه درمقابل من ایستاده واعضای بدنش از خوف من می لرزد و...

حالا میخوام بگم که پیامبر گفته که فاطمه پاره ی تن من است هر که اورا بیازارد مرا ازاریده واذیت کرده ودرنتیجه ان خداوند خوب حالا شما برین همون متن بالا رو یخونید که فاطمه زهرافرمودند (که شما دونفر مرااذیت وناراحت کرده اید وانهارا بعد از هرنماز نفرین میکند)خوب اااا پس نتیجه میگیریم که خلیفه اول ودوم مورد غضب خدا وپیامبرش قراردارند من خیلی فکر کردم واز هرفردیم پرسیدم ازاهل سنت جوابی به من ندادند درحالی که از صحیح بخاری است اولین کتاب بعد از قران که صحیح ترینه کتاب روی کره ی زمین حالا شما بگید

من چطوری از خلیفه ای اطاعت کنم که مورد غضب حضرت فاطمه ودرنتیجه ان پیامبر وخدایش هستند طبق احادیث واسناد بسیار زیاد ومتواتر

اگردینتان حق است یک جوابی لطف کنین بدهید البته بدون تعصب با کمی فکر ممنون میشم این شبهه را که از اکابر اهل سنت است لطف کنین جواب بدین (6سال منتظر یک جوابم)

آيا پيامبر(ص) با دختري شش ساله ازدواج كرد؟ سن عایشه وقت ازدواج با پیامبر ص

عده اي اصرار دارند كه ثابت كنند عائشه در شش سالگي به عقد رسول خدا صلي الله عليه وآله 

درآمده و در نه سالگي وارد خانه آن حضرت شده است 

و اين مطلب را دليل بر برتري عائشه بر ديگر همسران رسول خدا مي‌دانند؛

 اما آيا حقيقت مطلب نيز همين است؟

 

ما در اين مقاله اين مطلب را بررسي خواهيم كرد.

 

قبل از پرداختن به اصل مطلب، بايد تاريخ ازدواج رسول خدا با عائشه روشن شود تا بعد نتيجه بگيريم كه عائشه در هنگام ازدواج با رسول خدا چند سال داشته است.

 

در باره تاريخ ازدواج رسول خدا صلي الله عليه وآله با عائشه ديدگاه‌هاي متفاوتي وجود دارد.

 محمد بن اسماعيل بخاري، از خود عائشه نقل مي‌كند كه رسول خدا 

سه سال بعد از حضرت خديجه سلام الله عليها با او ازدواج كرده است:

 

حدثنا قُتَيْبَةُ بن سَعِيدٍ حدثنا حُمَيْدُ بن عبد الرحمن عن هِشَامِ بن عُرْوَةَ عن أبيه عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت ما غِرْتُ على امْرَأَةٍ ما غِرْتُ على خَدِيجَةَ من كَثْرَةِ ذِكْرِ رسول اللَّهِ (ص) إِيَّاهَا قالت وَتَزَوَّجَنِي بَعْدَهَا بِثَلَاثِ سِنِينَ وَأَمَرَهُ رَبُّهُ عز وجل أو جِبْرِيلُ عليه السَّلَام أَنْ يُبَشِّرَهَا بِبَيْتٍ في الْجَنَّةِ من قَصَبٍ.

 

از عائشه نقل شده است كه به هيچ زني به اندازه خديجه، حسادت نكردم؛ زيرا: (الف) رسول خدا زياد از او ياد مي‌كرد؛ (ب) رسول خدا سه سال بعد از خديجه با من ازدواج كرد؛ (ج) خداوند به رسول خدا و يا جبرئيل دستور داد كه به خديجه سلام رسانده و او را به خانه‌اي در بهشت بشارت دهد كه از ني ساخته شده است. (۱)

 

با توجه به اين كه حضرت خديجه سلام الله عليها در سال دهم بعثت از دنيا رفته‌اند؛ پس زمان ازدواج رسول خدا با عائشه در سال سيزدهم بعثت بوده است.

 

و ابن ملقن بعد از نقل روايت بخاري و استدلال به آن مي‌گويد: وبنى بها بالمدينة في شوال في السنة الثانية.

رسول خدا در سال دوم هجري، عائشه را به خانه خود آورد. (۲)

 

طبق اين نقل، رسول خدا در سال سيزدهم بعثت، عائشه را به عقد خود درآورده و در سال دوم هجري رسماً با او عروسي كرده است.

 

از نقل برخي ديگر از بزرگان اهل سنت به اين نتيجه مي‌رسيم كه ازدواج رسول خدا با عائشه در سال چهارم هجري بوده است. بلاذري در انساب الأشراف در شرح حال سوده، همسر ديگر رسول خدا صلي الله عليه وآله مي‌نويسد:

 

وتزوج رسولُ الله صلى الله عليه وسلم، بعد خديجة، سودة بنت زَمعة بن قيس، من بني عامر بن لؤي، قبل الهجرة بأشهر… فكانت أول امرأة وطئها بالمدينة.

 

رسول خدا بعد از خديجه، چند ماه قبل از هجرت با سوده بنت زمعه، ازدواج كرد و او نخستين همسري بود كه رسول خدا در مدينه با او همبستر شد. (۳)

 

 

از طرف ديگر ذهبي مدعي است كه سودة بن زمعه، چهار سال تنها همسر رسول خدا بوده است.

 

وتوفيت في آخر خلافة عمر، وقد انفردت بصحبة النبي صلى الله عليه وسلم أربع سنين لا تشاركها فيه امرأة ولا سرية، ثم بنى بعائشة بعد….

 

سوده در سال آخر خلافت عمر از دنيا رفت، او چهار سال تنها همسر رسول خدا بود، هيچ زني و هيچ كنيزي در آن چهار سال با سوده در اين امر شريك نبود، سپس رسول خدا با عائشه ازدواج كرد. (۴)

 

در نتيجه، عائشه در سال چهارم هجرت (چهار سال بعد از ازدواج رسول خدا با سوده) با آن حضرت ازدواج كرده است.

 

حال با مراجعه به مدارك و اسناد تاريخي سن عائشه را در هنگام ازدواج بررسي خواهيم كرد:

 

مقايسه سن عائشه با سن اسماء بنت أبي بكر:

 

يكي از مسائلي كه سن دقيق عائشه را در هنگام ازدواج با رسول خدا به اثبات مي‌رساند، مقايسه سن او با سن خواهرش اسماء بنت أبي بكر است. طبق نقل بزرگان اهل سنت، اسماء ده سال از عائشه بزرگتر بوده و در سال اول هجري بيست و هفت سال داشته است. همچنين در سال هفتاد و سه از دنيا رفته است؛ در حالي كه صد ساله بوده است.

 

ابونعيم اصفهاني در معرفة الصحابة مي‌نويسد:

 

أسماء بنت أبي بكر الصديق… كانت أخت عائشة لأبيها وكانت أسن من عائشة ولدت قبل التأريخ بسبع وعشرين سنة.

 

اسماء دختر ابوبكر، از جانب پدر خواهر عائشه و از او بزرگتر بود، اسماء، بيست و هفت سال قبل از تاريخ به دنيا آمد. (۵)

 

و طبراني مي‌نويسد:

 

مَاتَتْ أَسْمَاءُ بنتُ أبي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ سَنَةَ ثَلاثٍ وَسَبْعِينَ بَعْدَ ابْنِهَا عبد اللَّهِ بن الزُّبَيْرِ بِلَيَالٍ… وكان لاسماء يوم مَاتَتْ مِائَةُ سَنَةٍ وُلِدَتْ قبل التَّارِيخِ بِسَبْعٍ وَعِشْرِينَ سَنَةً. (۶)

 

اسماء دختر ابوبكر در سال هفتاد و سه و بعد از پسرش عبد الله بن زبير از دنيا رفت. اسماء در هنگام وفات صد سال داشت، بيست و هفت سال قبل از تاريخ (هجرت) به دينا آمده بود.

 

ابن عساكر نيز مي‌نويسد:

 

كانت أخت عائشة لأبيها وكانت أسن من عائشة ولدت قبل التاريخ بسبع وعشرين سنة

 

اسماء از جانب پدر، خواهر عائشه و بزرگتر از وي بود، اسماء بيست و هفت سال قبل از تاريخ به دنيا آمده بود. (۷)

 

و ابن اثير مي‌نويسد:

 

قال أبو نعيم: ولدت قبل التاريخ بسبع وعشرين سنة.

 

ابو نعيم گفته: اسماء بيست و هفت سال قبل از تاريخ به دنيا آمده است. (۸)

 

و نووي مي‌نويسد:

 

وعن الحافظ أبي نعيم قال ولدت أسماء قبل هجرة رسول الله صلى الله عليه وسلم بسبع وعشرين سنة.

 

از حافظ أبونعيم نقل شده است كه گفت: اسماء بيست و هفت سال قبل از هجرت به دنيا آمد. (۹)

 

و حافظ هيثمي مي‌نويسد:

 

وكانت لأسماء يوم ماتت مائة سنة ولدت قبل التاريخ بسبع وعشرين سنة وولدت أسماء لأبي بكر وسنه إحدى وعشرون سنة.

 

اسماء در هنگام وفات صد سال داشت، بيست و هفت سال قبل از تاريخ به دنيا آمد، و ابوبكر در هنگام ولادت او بيست و يك سال داشت. (۱۰)

 

و بدرالدين عيني مي‌نويسد:

 

أسماء بنت أبي بكر الصديق… ولدت قبل الهجرة بسبع وعشرين سنة، وأسلمت بعد سبعة عشر إنساناً… توفيت بمكة في جمادى الأولى سنة ثلاث وسبعين بعد قتل ابنها عبد اللَّه بن الزبير، وقد بلغت المائة ولم يسقط لها سن ولم يتغير عقلها، رضي الله تعالى عنها.

 

اسما دختر ابوبكر، بيست و هفت سال قبل از هجرت به دنيا آمد، هفدهمين فردي بود كه ايمان آورد، در سال هفتاد و سه و بعد از كشته شدن فرزندش عبد الله بن زبير و در حالي كه صد ساله شده بود از دنيا رفت. هيچ يك از دندان‌هاي او نيفتاده بود و عقلش نيز دچار اختلال نشده بود. (۱۱)

 

ابن حجر عسقلاني مي‌گويد:

 

۸۵۲۵ أسماء بنت أبي بكر الصديق زوج الزبير بن العوام من كبار الصحابة عاشت مائة سنة وماتت سنة ثلاث أو أربع وسبعين.

 

اسماء دختر ابوبكر، همسر زبير بن عوام كه از بزرگان صحابه بود، صد سال زندگي كرد و در سال هفتاد و سه و يا هفتاد و چهار از دنيا رفت. (۱۲)

 

وقال هشام بن عروة عن أبيه بلغت أسماء مائة سنة لم يسقط لها سن ولم ينكر لها عقل وقال أبو نعيم الأصبهاني ولدت قبل الهجرة بسبع وعشرين سنة (۱۳)

 

ابن عبدالبر قرطبي نيز مي‌نويسد:

 

وتوفيت أسماء بمكة في جمادى الأولى سنة ثلاث وسبعين بعد قتل ابنها عبد الله بن الزبير بيسير… قال ابن اسحاق إن أسماء بنت أبي بكر أسلمت بعد اسلام سبعة عشر إنسانا… وماتت وقد بلغت مائة سنة.

 

اسماء در جمادي الأول سال هفتاد و سه در مكه و بعد از كشته شدن فرزندش عبد الله بن زبير از دنيا رفت. ابن اسحاق گفته: اسماء دختر ابوبكر بعد از هفده نفر اسلام آورد و در حالي از دنيا رفت كه صد سال سن داشت. (۱۴)

 

صفدي مي‌نويسد:

 

وماتت بعده بأيام يسيرة سنة ثلاث وسبعين للهجرة وهي وأبوها وابنها وزوجها صحابيون قيل إنها عاشت مائة.

اسماء بعد از گذشت مدت كوتاهي پس از عبد الله بن زبير در سال هفتاد و سه از دنيا رفت. پدر، پسر و همسر او صحابي بودند و گفته شده است كه او صد سال زندگي كرد. (۱۵)

 

و بيهقي نقل مي‌كند كه اسماء، ده سال از عائشه بزرگتر بوده است:

 

أبو عبد الله بن منده حكاية عن بن أبي الزناد أن أسماء بنت أبي بكر كانت أكبر من عائشة بعشر سنين.

 

ابن منده از ابن أبي الزناد نقل كرده است كه اسماء دختر ابوبكر، ده سال از عائشه بزرگتر بوده است. (۱۶)

 

و ذهبي و ابن عساكر نيز همين مطلب را نقل مي‌كنند: قال عبد الرحمن بن أبي الزناد كانت أسماء أكبر من عائشة بعشر. (۱۷)

 

قال ابن أبي الزناد وكانت أكبر من عائشة بعشر سنين. (۱۸)

 

ابن كثير دمشقي سلفي در كتاب البداية والنهاية مي‌نويسد: وممن قتل مع ابن الزبير فى سنة ثلاث وسبعين بمكة من الأعيان…

أسماء بنت أبى بكر والدة عبد الله بن الزبير… وهى أكبر من أختها عائشة بعشر سنين… وبلغت من العمر مائة سنة ولم يسقط لها سن ولم ينكر لها عقل.

 

كساني كه با عبد الله بن زبير در سال هفتاد و سه در مكه از دنيا رفتند… اسماء دختر ابوبكر مادر عبد الله بن زبير… او از خواهرش عائشه ده سال بزرگتر بود، در حالي از دنيا رفت كه صد ساله بود و هيچ يك از دندان‌هاي او نيفتاده و عقلش نيز دچار اختلال نشده بود. (۱۹)

 

ملا علي قاري مي‌نويسد:

 

وهي أكبر من أختها عائشة بعشر سنين وماتت بعد قتل ابنها بعشرة أيام… ولها مائة سنة ولم يقع لها سن ولم ينكر من عقلها شيء، وذلك سنة ثلاث وسبعين بمكة.

 

اسماء از خواهرش عائشه ده سال بزرگتر بود، ده روز بعد از كشته شدن پسرش از دنيا رفت، در هنگام مرگ صد سال داشت، دندانهايش نيفاده و عقلش دچار اختلال نشده بود، وفات او در سال هفتاد و سه در مكه اتفاق افتاد. (۲۰)

 

 

و امير صنعاني مي‌نويسد:

وهي أكبر من عائشة بعشر سنين وماتت بمكة بعد أن قتل ابنها بأقل من شهر ولها من العمر مائة سنة وذلك سنة ثلاث وسبعين.

 

اسماء ده سال از عائشه بزگتر بود، و در مكه و و كمتر از يك ماه بعد از كشته شدن پسرش از دنيا رفت، در حالي كه صد سال سن داشت. اين مطلب در سال هفتاد و سه اتفاق افتاد. (۲۱)

 

 

اسماء در سال اول بعثت ۱۴ ساله و ۱۰ سال از عائشه بزرگتر بوده است. پس عائشه در سال اول بعثت ۴ ساله و در سال ۱۳ بعثت (سال عقد با رسول خدا) ۱۷ ساله و در شوال سال دوم هجرت (سال ازدواج رسمي با پيامبر) ۱۹ ساله بوده است.

 

از طرف ديگر: اسماء در سال ۷۳ صد ساله بوده، ۱۰۰ منهاي ۷۳ مساوي است با ۲۷. پس در سال اول هجرت، ۲۷سال داشته است.

 

اسماء از عائشه ۱۰ سال بزرگتر بوده. ۱۰ منهاي ۲۷ مساوي است با ۱۷.

 

پس عائشه در سال اول هجرت ۱۷ سال سن داشته است. پيش از اين ثابت كرديم كه پيامبر در شوال سال دوم هجري رسماً با عائشه ازدواج كرده است؛ يعني عائشه در هنگام ازدواج با رسول خدا ۱۹ سال داشته است.

 

عائشه، در چه سالي ايمان آورد:

 

سال اسلام آوردن عائشه نيز، سن او را در هنگام ازدواج با رسول خدا صلي الله عليه وآله مشخص و روشن مي‌كند. طبق گفته بزرگان اهل سنت، عائشه در سال اول بعثت ايمان آورد و جزء هيجده نفر اولي بود كه به نداي رسول خدا لبيك گفت.

 

نووي در تهذيب الإسماء مي‌نويسد:

وذكر أبو بكر بن أبي خيثمة في تاريخه عن ابن إسحاق أن عائشة أسلمت صغيرة بعد ثمانية عشر إنسانا ممن أسلم.

 

ابن خيثميه در تاريخش از ابن اسحاق نقل كرده است كه عاشه در كودكي و بعد از هيجده نفر ايمان آورد. (۲۲)

 

 

و مقدسي مي‌گويد:

وممن سبق إسلامه أبو عبيدة بن الجراح والزبير بن العوام وعثمان بن مظعون… ومن النساء أسماء بنت عميس الخثعمية امرأة جعفر ابن أبي طالب وفاطمة بن الخطاب امرأة سعيد بن زيد بن عمرو وأسما بنت أبي بكر وعائشة وهي صغيرة فكان إسلام هؤلاء في ثلاث سنين ورسول الله  يدعو في خفية قبل أن يدخل دار أرقم بن أبي الأرقم.

 

كساني كه در اسلام آوردن بر ديگران سبقت گرفتند: ابوعبيده جراح… و از زنان اسماء دختر بنت عميس همسر جعفر بن أبي طالب… و عائشه كه در آن زمان خردسال بود. اين افراد در سال سه سال اول بعثت كه رسول خدا مخفيانه مردم را به ايمان دعوت مي‌كرد، اسلام آوردند، قبل از آن كه رسول خدا وارد خانه أرقم بن أبي الأرقم بشوند. (۲۳)

 

و ابن هشام نيز نام عائشه را جزء كساني مي‌آورد كه در سال اول بعثت ايمان آورده است؛ در حالي كه هنوز كودك بوده است.

 

إسلام أسماء وعائشة ابنتي أبي بكر وخباب بن الآرت وأسماء بنت أبي بكر وعائشة بنت أبي بكر وهي يؤمئذ صغيرة وخباب بن الأرت حليف بني زهرة. (۲۴)

 

 

اگر عائشه در زمان اسلام آوردنش (سال اول بعثت)، هفت ساله بوده باشد، در سال دوم هجري (سال ازدواج رسمي با رسول خدا) ۲۲ ساله خواهد شد.

 

اگر سخن بلاذري را بپذيريم كه چهار سال بعد از ازدواج رسول خدا با سوده؛ يعني در سال چهارم هجري با آن حضرت ازدواج كرده است، سن عائشه در هنگام ازدواج با رسول خدا ۲۴ سال خواهد شد.

 

اين عدد با توجه به سن عائشه در هنگام ايمان آوردن، تغيير مي‌كند.

 

بنابراين، ازدواج عائشه با رسول خدا در سن شش و يا نُه سالگي از دروغ‌هايي است كه در زمان بني اميه ساخته شده است و با واقعيت‌هاي تاريخي سازگاري ندارد.

 

 

منابع:

۱. البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل ابوعبدالله (متوفاي۲۵۶ه)، صحيح البخاري، ج ۳، ص ۳۶۰۶، ح۳۶۰۶، كتاب فضائل الصحابة، بَاب تَزْوِيجِ النبي eخَدِيجَةَ وَفَضْلِهَا رضي الله عنها، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ - ۱۹۸۷.

 

۲. الأنصاري الشافعي، سراج الدين أبي حفص عمر بن علي بن أحمد المعروف بابن الملقن (متوفاي۸۰۴ ه)، غاية السول في خصائص الرسول صلى الله عليه وسلم، ج ۱، ص ۲۳۶، تحقيق: عبد الله بحر الدين عبد الله، ناشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت - ۱۴۱۴ه - ۱۹۹۳م.

 

۳. البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي۲۷۹ه)، أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۱۸۱، طبق برنامه الجامع الكبير.

 

۴. الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي۷۴۸ه)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج ۳، ص ۲۸۸، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، ۱۴۰۷ه - ۱۹۸۷م.

 

۵. الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاي۴۳۰ه)، معرفة الصحابة ج ۶، ص ۳۲۵۳، رقم: ۳۷۶۹، طبق برنامه الجامع الكبير.

 

۶. الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب ابوالقاسم (متوفاي۳۶۰ه)، المعجم الكبير، ج ۲۴، ص ۷۷، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، ۱۴۰۴ه – ۱۹۸۳م.

 

۷. ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله، (متوفاي۵۷۱ه)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج ۶۹، ص ۹، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - ۱۹۹۵.

 

۸. الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي۶۳۰ه)، أسد الغابة في معرفة الصحابة، ج ۷، ص ۱۱، تحقيق عادل أحمد الرفاعي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، ۱۴۱۷ ه - ۱۹۹۶ م.

 

۹. النووي، ابوزكريا يحيي بن شرف بن مري، (متوفاي۶۷۶ ه)، تهذيب الأسماء واللغات، ج ۲، ص ۵۹۷ ۵۹۸، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، دار النشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، ۱۹۹۶م

 

۱۰. الهيثمي، ابوالحسن علي بن أبي بكر (متوفاي ۸۰۷ ه)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ۹، ص ۲۶۰، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت – ۱۴۰۷ه. .

 

۱۱. العيني، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد الغيتابي الحنفي (متوفاي ۸۵۵ه)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج ۲، ص ۹۳، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

 

۱۲. العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي۸۵۲ه)، تقريب التهذيب، ج ۱، ص ۷۴۳، تحقيق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى، ۱۴۰۶ - ۱۹۸۶.

 

۱۳. العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي۸۵۲ه)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج ۷، ص ۴۸۷، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، ۱۴۱۲ه - ۱۹۹۲م.

 

۱۴. النمري القرطبي، ابوعمر يوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاي ۴۶۳ه)، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، ج ۴، ص ۱۷۸۳ ۱۷۸۲، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، ۱۴۱۲ه. .

 

۱۵. الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك (متوفاي۷۶۴ه)، الوافي بالوفيات، ج ۹، ص ۳۶، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناشر: دار إحياء التراث - بيروت - ۱۴۲۰ه- ۲۰۰۰م.

 

۱۶. البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكر (متوفاي ۴۵۸ه)، سنن البيهقي الكبرى، ج ۶، ص ۲۰۴، ناشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ۱۴۱۴ - ۱۹۹۴.

 

۱۷. الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي۷۴۸ه)، سير أعلام النبلاء، ج ۲، ص ۲۸۹، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ۱۴۱۳ه. .

 

۱۸. ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله، (متوفاي۵۷۱ه)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج ۶۹، ص ۸، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - ۱۹۹۵.

 

۱۹. ابن كثير الدمشقي، إسماعيل بن عمر القرشي ابوالفداء، البداية والنهاية، ج ۸، ص ۳۴۵ ۳۴۶، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.

 

۲۰. ملا علي القاري، علي بن سلطان محمد الهروي، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج ۱، ص ۳۳۱، تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، ۱۴۲۲ه - ۲۰۰۱م.

 

۲۱. الصنعاني الأمير، محمد بن إسماعيل (متوفاي ۸۵۲ه)، سبل السلام شرح بلوغ المرام من أدلة الأحكام، ج ۱، ص ۳۹، تحقيق: محمد عبد العزيز الخولي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة، ۱۳۷۹ه.

 

۲۲. النووي، ابوزكريا يحيي بن شرف بن مري، (متوفاي۶۷۶ ه)، تهذيب الأسماء واللغات، ج ۲، ص ۶۱۵، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، دار النشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، ۱۹۹۶م.

 

۲۳. المقدسي، مطهر بن طاهر (متوفاي۵۰۷ ه)، البدء والتاريخ، ج ۴، ص ۱۴۶، ناشر: مكتبة الثقافة الدينية – بورسعيد.

 

۲۴. الحميري المعافري، عبد الملك بن هشام بن أيوب ابومحمد (متوفاي۲۱۳ه)، السيرة النبوية، ج ۲، ص ۹۲، تحقيق طه عبد الرءوف سعد، ناشر: دار الجيل، الطبعة: الأولى، بيروت – ۱۴۱۱ه.

«عليّ مع الحق والحق مع عليّ»

«عليّ مع الحق والحق مع عليّ»

يكى از رواياتى كه عصمت مطلق اميرمؤمنان عليه السلام و برترى بى‌چون و چراى آن حضرت را بر تمام اصحاب و بلكه بر تمام امّت ثابت مى‌كند، این روايت مشهورست:

«عليّ مع الحق والحق مع عليّ»

چرا كه طبق اين روايت، اميرمؤمنان عليه السلام همواره با حق است و هرگز از حق جدا نخواهد شد و حق گردا گرد آن حضرت مى‌چرخد، هر جا كه على بن أبى طالب عليه السلام باشد.

و اين همان عصمت مطلقى است كه شيعيان قائل هستند؛ زيرا معناى عصمت مطلق، چيزى غير از «همراهى هميشگى با حق و صواب، و عدم اشتباه در گفتار و كردار» نيست و زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله شهادت دهد كه اميرمؤمنان در همه حالات و همواره با حق است و هيچگاه از حق جدا نمى‌شود، عصمت مطلق آن حضرت ثابت مى‌شود؛ زيرا كردار و گفتار انسان خطا كار، همواره با حق نيست و ممكن است گاهى بر خلاف حق باشد؛ چون امكان خطا و اشتباه براى افراد غير معصوم همواره وجود دارد.

این روایت به تعابیر مختلفی در 36 منبع از منابع معتبر اهل تسنن نقل شده که برخی اسنادشو  ذکر کردم . . .


تعبیر(الحق مع ذا ، الحق مع ذا یعنی حق با علیست):


1:مسند ابی یعلی ج2 ص318

2:الشریعه ج4ص1759و2092حکمت1583

3:المطالب العالیه (عسقلانی شافعی)ج16ص147حکمت3945

4:ابن عساکردمشقی شافعی در کتاب تاریخ المدینه ج42ص1995

5:جامع الاحادیث سیوطی ج4 ص 258

6:کنزالعمال متقی هندی ج11 ص 285



تعبیر(أنت مع الحق والحق معک حیث مادار):


تاریخ مدینه دمشق(ابن عساکردمشقی شافعی) ج20 ص 361


تعبیر(اللهم ادرالحق مع علی)


المستدرک علی صحیحین حاکم نیشابوری ج3 ص 134

سخنان بی نظیر مفتی اعظم سوریه در باب محبت به اهل بیت

سخنان بی نظیر مفتی اعظم سوریه در باب محبت به اهل بیت


http://www.aparat.com/v/ZWtTY

نوشيدن شراب حلال اعلام شد..نتیجه دورشدن از اهلبیت

به گزارش مشرق، اديان نيوز و به نقل از خبرگزاري براثا نوشت: 

سعدالدين هلالي يکي از اساتيد فقه و اديان دانشگاه الازهر،

نوشيدن و خريد و فروش شراب را حلال اعلام کرد و اذعان داشت:

 که منافع شراب از مضرات آن بيشتر است زيرا که من استفاده مي کنم!

وي در اين ادعاي مضحک که در برنامه اي زنده صورت مي گرفت، گفت: 
امام ما ابوحنيفه به اين مسأله شک داشت ولي اکنون فرزندان ابوحنيفه اين شک را برطرف کردند.

در بخشي از اين برنامه زنده، مجري برنامه در خصوص مشکلات احتمالي مطرح کردن رسمي و رسانه اي اين موضوع پرسيد: شايد اين اعلان رسمي، مشکلاتي به دنبال داشته باشد، چه راه حل پيشنهاد مي کنيد؟ اين استاد الازهر گفت: راه حل قرآن است، قرآن گفته از اهل ذکر سوال کنيد، ابوحنيفه يکي از آنهاست، ما هم فرزندان ابوحنيفه هستيم و همانند پدرمان شامل اين آيه خواهيم شد.
وي در پايان بعد از اين ادعاي وقيحانه گفت: اگر کسي بخواهد بداند سالم است شراب بنوشد، اگر شراب او را مست کند بدن او بيمار است و بايد معالجه شود، ولي اگر مست نشود بدن او سالم است!

فرار سنی ها از حقیقت

 یک سنی که خیلی ادعای اطلاعات عمومیش میشد 

و دفاع از صحابه رو سرلوحه کار خودش قرار داده بود گیر ما افتاد

 ما تا تونستیم مدارک کتک زدن حضرت زهرا رو از کتب خودشون براش گذاشتیم

 که بنده خدا مجبور شد فرار کنه و این وب حذف کنه..

ما هم وب در اختیار گرفتیم هرکه اومد ببینه

 این اهل سنت منطق ندارن فقط حرف میزنن..

http://ahadoahad.blogfa.com/

ایام محسنیه

اول ربیع تا 7ربیع ایام هتک حرمت حضرت صدیقه طاهره

 و شهادت حضرت محسن بن علی تسلیت باد..

اولین هفته بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) 

ــ28 صفر لغایت7 ربیع الاول ــ سالگرد ایام شهادتحضرت محسن بن علی(صلوات الله علیهما) اولین شهید راه قرآن و عترت، و نهاده شدن بنیاد ظلم بر اهل بیت رسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم) را به ساحت مقدّس حضرت بقیّة الله الأعظم،حجّة بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف)تسلیت عرض می نمائیم.

 

  • گناهان و جنایات خلق که منجر به غیبت امام زمان(صلوات الله علیه) گردیده است از آثار شوم سقیفه است.
  • سقیفه حکم خدا و دستور پیغمبر اسلام نبود،بلکه مخالفین غدیر و منافقینِ از اصحاب پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) آن را برپا نمودند.
  • خداوند تبارک و تعالی سفینه نجات و هدایت را در اطاعت عترت پیغمبر(صلی الله علیه و آله وسلم) قرار داده است.
  • شیطان و منافقین به جای سفینه هدایت ، سقیفه ضلالت و مضلّت را برپا کردند،و تمام مصیبات،بدعتها،گمراهی ها،بی دینی ها و ظلمتها از سقیفه آغاز شد.
  • تمام مصیبات و گرفتاریهای آل محمّد(صلوات الله علیهم) از آثار شوم سقیفه است.

 

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود:

۱ـ ... و امّا دخترم فاطمه(سلام الله علیها) ... خـدایـا لـعـنـت کـن کسی که بر او ظلم می کند ... و جاویدان کن در آتش خودت کسی که چنان بر پهلویش می زند تا فرزندش محسن(علیه السلام) را سقط می کند... « این جمله در نوشته ها و تاریخ سنّی ها ثبت است و از کتاب معتبر خودشان نقل شده است » (۱)


۲ـ شهرستانی(سُنّی) گوید: ابراهیم بن سیّار بن هانی نظّام گوید: عمر (ل) در روز بیعت(سقیفه) طوری به شکم حضرت فاطمه(علیها السلام) کوبید که جنین(محسن"علیه السلام") از شکمش افتاد و فریاد می زد خانه اش را با تمام افراد خانه آتش بزنید،در حالی که در خانه کسی غیر از علی و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) نبود. (۲)


۳ـ ابن ابی الحدید(سُنّی) در شرح نهج البلاغه می گوید: استادم ابوجعفر نقیب گفت: ... ظاهر آنست که اگر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) زنده می بود، ریختن خون آن کسی که حضرت فاطمه(سلام الله علیها)را ترسانیده بطوری که فرزندش (محسن"علیه السلام") سقط گردیده، جایز می دانست.

*********************                                                                                 

مـحـسـن(علیه السلام): کوچکترین فرزند حضرت فاطمه زهراء و علیّ مرتضی(صلوات الله علیهم) است.(۳)

مـحـسـن(علیه السلام): اولین،کوچکترین و مظلومترین شهید در راه حفظ قرآن و ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است.(۴)

مـحـسـن(علیه السلام): اولین کسی است که فردای قیامت برای او دادخواهی و بوسیله او بر علیه دشمنانحضرت علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه زهراء(علیهاالسلام) مخاصمه شود.(۵)

مـحـسـن(علیه السلام): شهیدی است که زودتر از مادرش حضرت زهراء(سلام الله علیها) به دیدار پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و استقبال شهادت رفت و همچون مادر مظلومه اش،قبرش مخفی است. (۶) 

مـحـسـن(علیه السلام): 

قرآن در سورۀ تکویر از محسن شهید(علیه السلام) به «مَوؤُدَة» به معنی «به ستم کشته شده» خبر داده است.(۷)

مـحـسـن(علیه السلام): 

پنجمین ثمرۀ ولایت است که تأویل آیات « وَ إذَا المَوؤُدَةُ سُئِلَت*بِأیِّ ذَنبٍ قُتِلَت » در شأن او است.(س۸۱/ ۸و۹) (۸)

مـحـسـن(علیه السلام): 

سقط شده به علت اینکه دوّمی یعنی عمربن الخطاب(لعنة الله علیه)، با لگد به پهلویمادرش زهراء(سلام الله علیها) زد.(۹)

مـحـسـن(علیه السلام): 

به علت اینکه دومی با لگد درب آتش گرفته را بر روی مادر مظلومه اش انداخت،سِقط شده است.(۱۰)

مـحـسـن(علیه السلام): 

کسی است که شهادت و سقط او همانند سقوط برادرش امام حسین(علیه السلام) از روی اسب در عاشوراء است. (۱۱)

      

               ** اَلـیـَومَ جَـرَّدَتِ الـسّـَقـیـفَةُ سَـیفَهـا **
                                              ** فَـغَـذا بـِهِ رَأسُ الـحُسَـیـنِ قـَطـیعا **

               ** اَلـیَـومَ مـِن إسقـاطِ فـاطِمَ مـُحسِنا **
                                              ** سَقَطَ الحَسَینُ عَنِ الجَوادِ صَریعا **

 

مـحـسـن(علیه السلام): اولین قربانی سقیفه ای است که مخالفین غدیر و دشمنان امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) برپا نمودند و بغض خود را به حضرت علی(علیه السلام) با شهید نمودن امام حسن و امام حسین(صلوات الله علیهما) تکرار نمودند.(۱۲)

مـحـسـن(علیه السلام): در قرآن قاتلان او بنام «جبت و طاغوت» هستند که 
خود و پیروانشان تا روز قیامت مورد لعنت خداوند هستند.

                          «وَ مَن یَلعَنِ اللهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصیراً»  (نساء/ ۵۱-۵۲)

مـحـسـن(علیه السلام): لعن نمودن بر قاتلان او که «جبت و طاغوت» هستند،

باعث نوشته نشدن گناه در صحیفه اعمال مؤمنین و وسیله آمرزش گناهان است.(۱۳)

 

 

 

 

*** اَللَّهُمَّ العَنِ الجِبتَ وَ الطّاغوت وَ النَّعثَل وَ عَذّبهُم عَذاباً شَدیداً ***

 

(۱) فرائد السّمطَین،ج۲،ص۳۵.تألیف امام کبیر اکمل ابراهیم بن محمد بن ابی بکر بن محمد جُوَینی شافعی صوفی.(۲) الملل و النّحل،ج۱،ص۵۷.(۳)و(۴)و(۵) بیت الأحزان.(۶)و(۷)و(۸) بحارالأنوار،ج۵۳،ص۲۳.(۹)و(۱۰) بیت الأحزان.(۱۱)و(۱۲)و(۱۳) شفاءالصدور،ج۲،ص ۳۷۹.     

حضرت زهرا چه کشید از خلفا

فقط عاشقان حقیقت ومحبان حضرت زهرا ببینند..

http://www.aparat.com/v/M2zgX

وای منو وااااای منو وای من .. میخ در و سینه زهرای من

http://www.aparat.com/v/hq8CP


کپی کردم از یه وبلاگ

امتيازات اميرالمؤمنين علي عليه السلام

امتيازات اميرالمؤمنين علي عليه السلام

يا علي! تنها تويي که در مورد قاتلت سفارش کردي: 

خوراکش را خوب و بسترش را نرم کنيد، از غذاي من به او بخورانيد

 و از آن چه مي‌نوشم به او بنوشانيد.



اول نوبت يک هاست!


 

يا علي! تو نخستين کسي هستي که به پيامبر صلي الله عليه و آله ايمان آورد 

و تنها کسي که با او در غار حراء همراه بود.

 

يا علي! تو نخستين و تنها کسي هستي که در کعبه به دنيا آمد.

 

يا علي! در ميان صحابه تنها تويي که خدا نامت را برگزيد.

 

يا علي! تو نخستين کسي هستي که با پيامبر صلي الله عليه و آله  نماز خواندي.

 

يا علي! تو نخستين کسي هستي که بر پيکر پاک پيامبر صلي الله عليه و آله نماز خواندي.

 

يا علي! در ميان صحابه تو تنها کسي هستي که لحظه‌اي به خدا شرک نورزيد.

 

يا علي! تنها تويي که در خانه کعبه، پا بر دوش پيامبر صلي الله عليه و آله گذارد و بت‌ها را شکست.

 

يا علي! تو نخستين جانشين و وصي بعد از پيامبر هستي.

 

يا علي! تو نخستين و تنها کسي هستي که قرآن را زير نظر پيامبر صلي الله عليه و آله

 به ترتيب نزول و با تمام مشخصات جمع آوري نمود.

 

يا علي! تنها تو اگر نبودي، در سراسر جهان هستي هم شأني براي زهراي اطهر نبود.

 

يا علي! تنها تويي که خدا در کتابش پسرانت را، پسران رسول خدا صلي الله عليه و آله خواند.

 

يا علي! تنها تو را، پيامبر صلي الله عليه و آله به برادري خويش برگزيد.

 

يا علي! تو تنها کسي هستي که هيچ گاه از جنگ نگريخت 

و هيچ کس به جنگ با تو پيشقدم نشد، جز آن که به هلاکت رسيد.

 

يا علي! تو تنها کسي هستي که زره‌ات پشت نداشت.

 

يا علي! تو تنها کسي هستي که در تمام جنگ‌هاي پيامبر صلي الله عليه و آله

 شرکت داشتي جز تبوک، و تو ماندي تا از فتنه منافقان جلوگيري نمايي؛ 

سپاه اسلام نيز بدون برخورد از تبوک بازگشت.

 

يا علي! تنها تو، درِ قلعه خيبر را از جا بر کندي؛ 

در حالي که عده زيادي از مردان، توان جابجا کردن آن را نداشتند.

 

يا علي! تنها تويي که رسول خدا صلي الله عليه و آله از 120000 نفر در غدیر، بر پيشواييت، اقرار و بيعت گرفت و همگان به نام اميرالمؤمنين بر تو سلام کرده، تبريک گفتند.

 

يا علي! تو تنها کسي هستي که نسل پيامبر صلي الله عليه و آله از طريق او ادامه يافت.

 

يا علي! تنها تويي که محبتت، سرفصل کارنامه مؤمنان قرار مي‌گيرد.

 

يا علي! تنها تويي که در مورد قاتلت سفارش کردي: 

خوراکش را خوب و بسترش را نرم کنيد، از غذاي من به او بخورانيد 

و از آن چه مي‌نوشم به او بنوشانيد.

 

يک‌هاي تو تمام نشدني است!


حالا فقط چند تا از دوها!

 

يا علي! تو آني که جز دو کس: خداي تعالي و رسول صلي الله عليه و آله تو را نشناخت.

 

يا علي! تو و پيامبر صلي الله عليه و آله دو پدر امت هستيد.

 

يا علي! هنگامي که بين دو کار قرار مي‌گرفتي، سخت‌ترين آن دو را بر مي‌گزيدي.

 

يا علي! تو پدر دو سرور جوانان بهشتي.

 

يا علي! تو يکي از آن دو امانت گرانبهايي هستي که پيامبر صلي الله عليه و آله در بين امت بر جاي نهاد، تا به وسيله آن از گمراهي نجات يابند.کتاب خدا و اهلبیت

 

يا علي! درِ خانه تو و رسول خدا صلي الله عليه و آله 

تنها دو دري بودند که به مسجد باز مي‌شدند؛ 

در حالي که ساير درها اجازه باز بودن نيافتند.

 

يا علي! تو هماني که ضربت شمشيرت در جنگ خندق، 

برتر از عبادت دو گروه انس و جن شمرده شد.

 

يا علي! تو را جمع اضداد خوانده‌اند؛ 

جنگاوري و مهرورزي، سخاوت و قناعت، عبادت و سياست، زهد و تلاش ...

 آيا پاياني براي اين شمارش هست؟

 

دوهايت هم بي انتهاست!


حالا فقط سه تا از سه‌ها!

يا علي! تو در سه سالگي به خانه پيامبر صلي الله عليه و آله منتقل شدي و سومين نفر آن خانه بودي.

 

يا علي! تو و اهل خانه‌ات بزرگواراني هستيد که سه روز متوالي، 

با گرسنگي روزه گرفته، افطار خود را به مسکين و يتيم و اسير بخشيديد.

 

يا علي! پيامبر فرمود: سه چيز به تو عطا گرديده که به من داده نشده، 

پدر همسريي چون من، همسري چون فاطمه و فرزنداني چون حسن و حسين عليهم السلام

فرزند مفتی اعظم عربستان در عاشورای حسینی مراسم ازدواج خویش را برگزار کرد.

مفتی اعظم وهابیت کیست
عمر بن عبدالعزیز آل شیخ، فرزند مفتی اعظم عربستان در عاشورای حسینی مراسم ازدواج خویش را برگزار کرد. در این مراسم بسیاری از مفتی های وهابی سعودی شرکت نموده و این ننگ را به مفتی اعظم و فرزندش تبریک گفتند. وی یکی از کسانی است که فتوای تخریب قبور ائمه اهل بیت علیهم السلام در عراق را صادر کرده است

عبدالعزیز بن عبدالله بن محمد بن عبداللطیف آل الشیخ مفتی اعظم وهابیت و وزیر فتوا که خصومت عجیبی با امام حسین علیه السلام، شیعیان و ایران دارد. وی که از نسل محمد بن عبدالوهاب موسس وهابیت است، پس از بن باز متصدی این منصب شده و نابینایی اش از جمله ویژگیهایست که از همان ابتدا جلب توجه می کند. وی علاوه بر کوری باطن از ناحیه یک چشم نیز کور می باشد.

دوران کودکی

عبد العزیز بن عبد الله بن محمد بن عبد اللطیف آل شیخ در تاریخ سوم ذیحجه1362 ق در شهر مکه به دنیا آمد، در سال 1370 ق و در سن هشت سالگی پدرش را از دست داد. وی به طور مادرزادی از ضعف چشم آزار می برد, تا اینکه در جوانی به سال 1381هـ ... بینایی اش را از دست داد.

تحصیلات

آل شیخ در مسجد احمد بن سنان آموزش علم قرآن کریم را شروع کرد و گفته شده قرآن را در سن 12 سالگی حفظ کرد.

او آموختن را نزد بعضی از علما در الحلق آغازید و در سال 1375 هـ به معهد إمام الدعوة ملحق شد و تحصیلاتش را در دانشکده فقه در سال 1383هـ/ 1384 هـ با مدرک دکترا تمام کرد.

مناصب

وی مدرس معهد إمام الدعوة العلمی تا سال 1392 هـ بود و پس از آن مدرس دانشکده فقه ریاض از 1392.

وقتی آل شیخ برای تحصیل به ریاض منتقل شد و در دانشگاه محمد بن سعود شهر ریاض مدرک دکترای خود را گرفت از سال 1407 به عضویت هیئت علمای کبار وهابی عربستان در آمد.

آل شیخ در سال 1412 و با دستور مستقیم پادشاه عربستان سمت ریاست اداره مطالعات علمی و صدور فتاوا منصوب شده است.

وی در سال 1417 نیز به مقام نیابت و قائم مقامی مفتی اعظم عربستان در آمد. با مرگ شیخ عبد العزیز بن باز مفتی اعظم وقت عربستان در تاریخ 29/محرم1420 به مقام مفتی عام و اعظم وهابیون عربستان سعودی و رئیس هیئة کبار علما عربستان منصوب شد.

آل شیخ در حال حاضر در حکومت عربستان از جایگاه وزارت برخوردار است.

برخی فتاوای عجیب و مضحک آل شیخ

وی فتاوای مسخره ای دارد که از آن جمله است:

جشن میلاد برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حرام

قیام حسین (علیه السلام) علیه یزید حرام!

کمک ایران ستمکار به یمن حرام!

کمک به حزب الله لبنان و دعا برای آنان حرام!

همه کلیساها را خراب کنید!

برپایی جشن عروسی پسر شیخ در روز عاشورا!!!!

جشن ملی عربستان حلال!

راهپیمایی برای دفاع از پیامبر صلی الله علیه و آله حرام!

شعار علیه آمریکا حرام!

راهپیمایی برای همبستگی با مردم غزه و فلسطین ممنوع!

فروش لباس زیر زنانه توسط زنان حرام!

همه آثاراسلامی را خراب کنید و آثار باستانی را نگاه دارید!

حمله به شیعیان!

بیداری اسلامی و اخراج دیکتاتورها حرام!

دیدن سریالهای ترکیه حرام!

سجده فوتبالیستها بعد از گل زدن مکروه!

وجود امام زمان دروغ است.

ایرانی ها مجوس و آتش پرست هستند.

دفاع از مردم بحرین حرام!

حمله به مسئولان سوریه واجب!

جواز اجبار ازدواج دختران ده ساله بدون رضایت خود آنها!

در ادامه به برخی از اینها خواهیم پرداخت.

جشن میلاد برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حرام

وی در مصاحبه با روزنامه سعودی المدینه گفت: جشن گرفتن برای میلاد پیامبر بدعتی بی اساس است.

وی افزود : من هیچ پایه و اساسی در خصوص جشن گرفتن برای تولد در سنت رسول خدا ، شیوه خلفای راشدین و ائمه هدایت نمی شناسم و برهمین اساس جشن میلاد پیامبر حرام است.

قیام حسین [علیه السلام] علیه یزید حرام!

وی علاوه بر آنکه یکی از کسانی است که فتوای تخریب قبور ائمه اهل بیت علیهم السلام در عراق را صادر کرده اند یکی از مهمترین وظایف خود را توجیه حرکت یزید، ترویج شادی در عاشورا با روزه و برپایی مراسم جشن و عروسی و ... می داند به طوری که از هر ابزار و روشی برای بیان آن استفاده می کند. خوب به خاطر دارم در سفر عمره ای که ماه شعبان سال1389 شمسی به مکه داشتم وی در مسجد الحرام نشسته بود و به تفصیل در این رابطه با عمره گزاران صحبت می کرد.

حکم روزه عاشورا چیست؟

حکم روزه عاشورا چیست؟

روزه روز عاشورا مکروه است. علماء شیعه روزه این روز را مکروه می دانند 

و روایات فراوانی از روزه این روز نهی کرده است.

فقهاى شیعه فتوا به کراهت روزه در روز عاشورا داده‏اند و حتى برخى

، از قبیل بحرانى و مجلسى آن را تحریم نموده‏اند.

 اینک به ادله کراهت اشاره مى‏کنیم:

۱ - روزه عاشورا سنتى براى دشمنان دین و اهل بیت بوده است،

 که مسلمین نباید این سنت را احیا کرده، خود را به آن شبیه کنند.

۲ - روایاتى که دلالت بر جواز یا امر بر روزه عاشورا دارد را مى‏توان حمل بر امساک

 به جهت حزن نمود، نه به جهت روزه‏دارى، و یا این که مى‏توان حمل بر تقیه کرد.

۳ - روزه چنین روزى نزد اهل بیت و اصحاب آنان معهود نبوده و سیره آنان نبوده است.

۴ - روایاتى که ظهور در منع تحریمى دارند را به جهت قرینه وحدت سیاق بین آن‏ها

 و روایات نهى از روزه روز عرفه ، 

حمل بر کراهت مى‏کنیم، خصوصاً آن که برخى از روایات ناهیه ظهور در کراهت دارد.

جماعت بسیارى از فقهاى امامیه به استحباب امساک تا وقت عصر،

نه به قصد روزه فتوا داده‏اند،

 همچون شهید ثانى، محقق کرکى، علامه حلّى، محقق اردبیلى،

 شهید اول، شیخ بهایى، سبزوارى، فیض کاشانى، 

حرّ عاملى، مجلسى، کاشف الغطأ، نراقى، محقق قمى و…  .


جهت تبیین بیشتر این مطلب و جایگاه روزه عاشوراء از منظر امامان معصوم شیعه

 به چند روایت از ائمه معصومین علیهم السّلام اشاره می‌کنیم:

محمد بن مسلم و زراره بن أعین از أبا جعفر؛ امام باقر علیه السلام درباره صوم روز عاشوراء سئوال می‏کنند حضرت در پاسخ می‏فرماید:

کان صومه قبل شهر رمضان، فلما نزل شهر رمضان ترک.

قبل از وجوب روزه ماه رمضان روزه آن واجب بود؛

 اما با نازل شدن وجوب این ماه، روزه عاشوراء ترک گردید.

من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۱، ح ۲۲۴٫

در روایتی دیگر راوی می‏گوید:

 از امام باقر علیه السلام در باره صوم روز عاشوراء سئوال نمودم؛ حضرت فرمودند:

صوم متروک بنزول شهر رمضان، والمتروک بدعة.

روزه‏ای است که با وجوب روزه ماه رمضان ترک گردید 

و روزه گرفتن در روزه متروک بدعت محسوب می‏گردد.

روزه عاشوراء سنت بنی امیه به خاطر شهادت امام حسین

بنى امیه نه تنها با برپایى عزادارى در سوگ سالار شهیدان مخالف بودند 

بلکه به جهت مقابله عملى با آن، 

روز عاشورا را به عنوان روز جشن و سرور معرّفى نمودند.

بنی امیه این روز را، روز مبارکی دانسته و در آن روز به جشن پرداخته 

و آذوقه سال را به خانه آورده 

و این روز را روزه گرفته و جشن و سرور را هر سال تکرار می کردند.

از این رو ائمه ـ علیهم السلام ـ و به طبع آنها فقهاء دوراندیش،

 از روزه این روز نهی کرده و روزه این روز مکروه شد.

از امام صادق علیه السلام راجع به روزه گرفتن در روز عاشوراء 

سوال می‏کند حضرت می‏فرماید:

روز عاشورا روز شهادت امام حسین است.

 اگر می‏خواهی به حسین شماتت کنی 

(از بلایی که به آنها وارد شده اظهار خشنودی کنی)

 در روز عاشورا روزه بگیر. 

بنی امیه لعنه اللَّه علیهم و آن افرادی از اهل شام که آنان را در کشتن حسین

 اعانت نمودند نذر کردند:

 اگر حسین کشته شود و اشخاصی که از آنان بر حسین علیه السلام خروج کرده‏اند

 سالم بمانند و مقام خلافت نصیب آل ابو سفیان شود روز عاشورا را برای خود عید

 قرار دهند و آن روز را براى شکرگزارى روزه بگیرند. 

لذا این موضوع تا امروز بین مردم سنت و معمول شد 

و مردم عموما به آنان اقتدا کردند. آری به این علت است که روز عاشورا را

 روزه می‏گیرند و در این روز اهل و عیال خود را مسرور می‏کنند. 

سپس حضرت فرمود: آری! روزه این روز برای مصیبت نیست.

 چون فقط برای سپاس از جهت سلامتی بنی امیه است. 

حسین علیه السلام در این روز مصیبت دیده ‏است،

 اگر تو هم مصیبت زده هستی این روز را روزه نگیر 

و اگر از کسانی هستی که قصد شماتت اهل بیت را داشته

 و سلامت بنی امیّه تو را خشنود کرده این روز را روزه بدار

امالی شیخ طوسی، ص ۶۶۷، رقم‏۱۳۹۷ / ۴٫

از امام رضا ـ علیه السلام ـ نیز حدیثی در این مورد نقل شده 

که مضمونش چنین است:

«این روز، روزی است که بنی امیه در آن روز، روزه می گیرند

 و در این روز اسلام و مسلمین عزادار شدند، پس در این روز، روزه نگیرید.

 هر کس در این روز، روزه بگیرد، همچون آل امیه، آتش جهنم نصیبش خواهد شد.»

بنابراین مکروه بودن روزه گرفتن در روز عاشورا 

در نزد شیعیان، از آن روست که خدای ناکرده روزه گیرنده

 ناخواسته از خاندان آل زیاد و مرجانه و قاتلان حضرت سیدالشهدا

 تبعیت نکرده باشد.

مباهله ونزول آیات درباره اهلبیت

24ذیحجه روزمباهله  

و روز خاتم بخشی امیرالمومنین حیدر در رکوع نماز و نزول آیه55مائده. 

و نزول آیه تطهیر و حدیث کسا در شان اهلبیت مبارکباد..

اعمال روز مباهله

روزه گرفتن 

غسل روزمباهله 

به جا آوردن نماز مباهله 

خواندن دعای آن روز 

تصدق به فقرا،به عنوان شکرگزاری 

قرائت زیارت جامعه که جلوه هایی از عظمت اهل بیت علیهم السلام را بیان می‏کند. 


25ذیحجه روز نزول سوره هل اتی در شان اهلبیت است..

که 3روز روزه شدن و غذایشان را دادن به مسکین و یتیم و اسیر..


اعمال این روزهم 

صدقه دادن و اطعام ایتام و فقرا  و روزه گرفتن است

 زیرا بعضی این روز را روز مباهله میدانند..


منبع: مفاتیح الجنان

اثبات امامت حضرت علی (علیه السلام) از قرآن و روایات..احادیثی درباره غدیر

قال علیّ بن موسى الرضا علیه السلام مَثَلُ مَنْ أَبَى وَلَایَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ مَثَلُ إِبْلِیسَ  
کسانى که ولایت امیر المؤمنین علیه السلام را در روز غدیر قبول نکردند مانند شیطان هستند.
إقبال الأعمال (ط – القدیمه)، ج‏۱، ص: ۴۶۵



قال امیرالمومنین علیه السلام
الْبِرُّ فِیهِ یُثْمِرُ الْمَالَ وَ یَزِیدُ فِی الْعُمُرِ وَ التَّعَاطُفُ فِیهِ یَقْتَضِی رَحْمَهَ اللَّهِ وَ عَطْفَهُ وَ هَبُوا لِإِخْوَانِکُمْ وَ عِیَالِکُمْ مِنْ فَضْلِهِ 
بِالْجَهْدِ مِنْ جُودِکُمْ وَ بِمَا تَنَالُهُ الْقُدْرَهُ مِنِ اسْتِطَاعَتِکُمْ
و نیکى در این عید موجب زیادتى مال و زیادتى عمر مى‏شودو مهربانى کردن در این روز باعث رحمت خدا و مهربانى او میگردد پس در این عید شادى کنید و شاد نمائید برادران خود را به لباس نیکو و بوى خوش و طعام دادن و براى برادران خود و عیالات خود فراهم کنید از هر چه در دسترس شما است و آنچه قدرت و استطاعت دارید از خوردنى و آشامیدنى و پوشیدنى و اظهار خوشروئى کنید
نهج الخطابه-سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام، فارسى‏ج‏۲، ص: ۲۶۲ -بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۹۴، ص: ۱۱۲
 


فیّاض بن محمّد بن عمر طوسى در سال ۲۵۹ در سن نود سالگى گفت که: حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا علیه السّلام را در روزغدیر ملاقات نمود در حالیکه گروهى از خواص در محضر مبارکش بودند و آنها را براى افطار نزد خود نگاه داشته بود و در عین حال- غذا و هدایا و لباس و حتى انگشترى و کفش براى خانه‏ هاى آنها فرستاده بود و وضع زندگى آنها را (از حیث معیشت) تغییر داده بود و همچنین وابستگان و نزدیکان خود را از هر جهت بوضع و صورت نوینى در آورده بود بطوریکه در کلیه شئون زندگى و آلات و ادوات معمولى وضع جدید و نوینى بخود گرفته بودند که با روزهاى قبل فرق داشت و آنحضرت فضیلت و سبقت این روز را براى آنها بیان می فرمود.(۱)
از فیاض طوسى نقل شده که گفت : به خدمت حضرت امام ابى الحسن على بن موسى الرضا صلوات اللَّه علیهما بودم در روز عید غدیر خم و جمعى از خواص شیعه در خدمت آن حضرت بودند که ایشان را نگاه داشته بودند که شب با آن حضرت افطار کنند
و حضرت به خانه هاى آن جماعت طعام و پوشش حتى انگشترى و کفش فرستاده بودند و آن جماعت را نیز خلعتها داده بودند با خدمتکاران و تغییر فروش و ظروف مجلس نیز داده بودند وشروع فرمودند در فضیلت روز عید غدیر.(۲)
۱-الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏۱، ص: ۵۳۳
۲-بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۹۴، ص: ۱۱۲

آیا میدانید در فرمایش امام رضا علیه السلام اطعام یکنفر در روز غدیر 

معادل اطعام جمیع انبیاء و مرسلین است؟

قال ابوالحسن الرضا علیه السلام
و منْ اطْعم موْمنا کان کمنْ اطْعم جمیع الْانْبیاء و الصدیقین و منْ زار فیه موْمنا ادْخل الله قبْره سبْعین نورا 
و وسع فی قبْره و یزور قبْره کل یوْم سبْعون الْف ملک و یبشرونه بالْجنه

و کسی که به مومنی غذا بدهد، مانند کسی است که به تمام پیامبران و صدیقین غذا داده است

 و کسی که مومنی را دیدار کند خداوند هفتاد نور وارد قبر او نموده، قبر او را وسعت داده

 و هر روز هفتاد هزار فرشته از قبر او دیدن کرده و به او مژده بهشت می‏دهند.

اقبال الاعمال (ط – القدیمه)، ج‏۱، ص:۴۶۵

 



َ قَامَ فِی غَیْرِ مَوْطِنٍ فَقَالَ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع إِنَّ الَّذِی قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ یَوْمَ عَرَفَهَ فِی حِجَّهِ الْوَدَاعِ [وَ یَوْمَ قُبِضَ‏] [فَانْظُرْ] فِی آخِرِ خُطْبَهٍ خَطَبَهَا حِینَ قَالَ إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمْ أَمْرَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا کِتَابَ اللَّهِ وَ أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّ اللَّطِیفَ الْخَبِیرَ قَدْ عَهِدَ إِلَیَّ أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ کَهَاتَیْنِ الْإِصْبَعَیْنِ [وَ أَشَارَ بِمُسَبِّحَتِهِ وَ الْوُسْطَى‏]  فَإِنَّ إِحْدَاهُمَا قُدَّامَ الْأُخْرَى  فَتَمَسَّکُوا بِهِمَا لَا تَضِلُّوا وَ لَا تَزِلُّوا  وَ لَا تَقَدَّمُوهُمْ وَ لَا تَخَلَّفُوا عَنْهُمْ وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ وَ إِنَّمَا أَمَرَ الْعَامَّهَ أَنْ یُبَلِّغُوا مَنْ لَقُوا مِنَ الْعَامَّهِ بِإِیجَابِ طَاعَهِ الْأَئِمَّهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ إِیجَابِ حَقِّهِمْ وَ لَمْ یَقُلْ ذَلِکَ فِی شَیْ‏ءٍ مِنَ الْأَشْیَاءِ غَیْرِ ذَلِکَ وَ إِنَّمَا أَمَرَ الْعَامَّهَ أَنْ یُبَلِّغُوا الْعَامَّهَ بِحُجَّهِ  مَنْ لَا یُبَلِّغُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص جَمِیعَ مَا بَعَثَهُ اللَّهُ بِهِ غیرهم [غَیْرُهُ‏] أَ لَا تَرَى یَا طَلْحَهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لِی وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ یَا أَخِی إِنَّهُ لَا یَقْضِی عَنِّی دَیْنِی وَ لَا یُبْرِئُ ذِمَّتِی غَیْرُکَ أَنْتَ تُبْرِئُ ذِمَّتِی [وَ تُؤَدِّی أَمَانَتِی‏]  وَ تُقَاتِلُ عَلَى سُنَّتِی فَلَمَّا وُلِّیَ أَبُو بَکْرٍ هَلْ قَضَى «۱۲۵» عَنْ رَسُولِ اللَّهِ‏ص دَیْنَهُ وَ عِدَاتِهِ [فَأَثْبَتُّهُمْ جَمِیعاً «۱۲۶» فَقَضَیْتُ دَیْنَهُ وَ عِدَاتِهِ وَ أَخْبَرَهُمْ أَنَّهُ‏لَا یَقْضِی عَنْهُ دَیْنَهُ وَ عِدَاتِهِ غَیْرِی وَ لَمْ یَکُنْ مَا أَعْطَاهُمْ أَبُو بَکْرٍ بِقَضَاءٍ لِدَیْنِهِ وَ عِدَاتِهِ‏] «۱۲۷» وَ إِنَّمَا کَانَ قَضَایَ دَیْنَهُ وَ عِدَاتِهِ هُوَ الَّذِی أَبْرَأَ ذِمَّتَهُ وَ قَضَى أَمَانَتَهُ «۱۲۸» وَ إِنَّمَا یُبَلِّغُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص جَمِیعَ مَا جَاءَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْأَئِمَّهُ الَّذِینَ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَهُمْ فِی کِتَابِهِ وَ أَمَرَ بِوَلَایَتِهِمْ الَّذِینَ مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَى اللَّهَ
پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در بیش‏
از یک مورد بپا خاست و فرمود: «حاضران به غائبان برسانند».
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: آنچه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله در این باره فرموده در روز غدیر خم و در روز عرفه در حجه الوداع و در روز رحلتش بوده است! در آخرین خطبه‏اى که آن حضرت ایراد فرمود نظر کن که فرمود: «من در میان شما دو چیز باقى گذاردم که تا به این دو تمسّک کرده‏اید هرگز گمراه نمى‏شوید: کتاب خدا و اهل بیتم. خداوند لطیف خبیر به من وعده داده است که این دو از یک دیگر جدا نشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند مانند این دو انگشت- که حضرت به دو انگشت سبّابه و وسط اشاره کردند- که یکى جلوتر از دیگرى است. به این دو تمسّک کنید تا گمراه نشوید و لغزش ننمائید  . از ایشان جلوتر نروید و از آنها عقب نمانید، و به آنها چیزى یاد ندهید که از شما داناترند».
پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به عموم مردم دستور داده که هر کس از مردم را دیدند واجب بودن اطاعت از امامان آل محمّد علیهم السّلام و واجب بودن حقّشان را برسانند، و این وظیفه ابلاغ را در هیچ مطلب غیر از این موضوع نفرموده است. در واقع پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به عموم مردم دستور داده که به مردم برسانند حجّت و دلیل کسانى   را که همه آنچه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بدان مبعوث شده را، از قول او کسى جز ایشان نمى‏رساند.
اى طلحه، آیا نمى‏بینى که پیامبر صلى اللَّه علیه و آله- در حالى که شما هم مى‏شنیدید- به من فرمود:
اى برادرم، غیر تو قرض مرا ادا و ذمّه مرا برى‏ء نمى‏کند. تو هستى که ذمّه مرا برئ مى‏کنى و امانت مرا ادا مى‏نمایى و طبق سنّت من جنگ مى‏کنى».
وقتى ابو بکر حکومت را بدست گرفت آیا قرض و وعده‏هاى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله را ادا کرد «۴۷»؟ من بودم که آنها را با دلیل و شاهد محکم کردم «۴۸» و قرض و وعده‏هاى‏

حضرتش را ادا کردم. پیامبر صلى اللَّه علیه و آله هم به مردم خبر داده بود که قرض و وعده‏هاى او را جز من ادا نخواهد کرد. آنچه که ابو بکر به آنان داد اداى قرض و وعده‏هاى حضرت نبود، و فقط ادا کردن من قرض و وعده‏هاى آن حضرت را ذمّه حضرتش را برئ و امانتش را ادا نمود
کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏۲، ص: ۶۵۶



آیا میدانید امام رضا علیه السلام برای روز عید غدیر ۴۰ نام بیان فرموده اند ؟


۱- روزنجات حضرت ابراهیم علیه السلام
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی نَجَا فِیهِ إِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُکْراً لِلَّهِ
و روزى است که حضرت إبراهیم خلیل علیه السّلام در آن از آتش رهایى یافت و بجهت سپاسگزارى، آن روز را روزه گرفت.

۲- روز اکمال دین
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ بِهِ الدِّینَ فِی إِقَامَهِ النَّبِیِّ ع عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَماً وَ أَبَانَ فَضِیلَتَهُ وَ وِصَاءَتَهُ فَصَامَ ذَلِکَ الْیَوْمَ
و نیز روزى است که در آن پیامبر صلّى اللّه علیه و آله على علیه السّلام را بعنوان جانشین خود معرفى و فضیلتهاى او را بیان نمود و خداوند بدین وسیله دین را کامل کرد. على علیه السّلام بخاطر شکرگزارى این روز را روزه گرفته است.

۳- روزکامل شدن 
وَ إِنَّهُ لَیَوْمُ الْکَمَالِ
و روز روز کمال

۴- روز ناراحتى شیطان
وَ یَوْمُ مَرْغَمَهِ الشَّیْطَانِ
روز ناراحتى شیطان

۵- روز قبولی اعمال شیعه 
وَ یَوْمُ تُقْبَلُ أَعْمَالُ الشِّیعَهِ وَ مُحِبِّی آلِ مُحَمَّدٍ
و روزى است که اعمال شیعه و دوستداران آل محمد پذیرفته شده

۶- روز باطل و نابود شدن عمل مخالفین
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ الدِّینَ یَعْمَدُ اللَّهُ فِیهِ إِلَى مَا عَمِلَهُ الْمُخَالِفُونَ فَیَجْعَلُهُ هَباءً مَنْثُوراً
(۱)و روزی است که کامل شد دین خداوند و عمل مخالفین آنان را باطل و نابود مى‏گرداند و این همان است که خداوند در آن آیه مى‏فرماید: آن اعمال را باطل و نابود نمودیم.

۷- روز ثناء وستایش پیامبر
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَأْمُرُ جَبْرَئِیلَ ع أَنْ یَنْصِبَ کُرْسِیَّ کَرَامَهِ اللَّهِ بِإِزَاءِ بَیْتِ الْمَعْمُورِ وَ یَصْعَدُهُ جَبْرَئِیلُ ع وَ تَجْتَمِعُ إِلَیْهِ الْمَلَائِکَهُ مِنْ جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ یُثْنُونَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِشِیعَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ ع وَ مُحِبِّیهِمْ مِنْ وُلْدِ آدَمَ ع
روزى است که خدا به جبرییل دستور مى‏دهد، کرسى کرامت او را روبروى بیت المعمور قرار دهد. آنگاه بالاى آن رفته و فرشتگان تمامى آسمان‏ها گرد او جمع شده، حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را ستایش کرده و براى شیعیان و دوستدار امیرالمؤمنین و امامان علیهم السّلام آمرزش مى‏خواهند.

۸- روز رفع القلم
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَأْمُرُ اللَّهُ فِیهِ الْکِرَامَ الْکَاتِبِینَ أَنْ یَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنْ مُحِبِّی أَهْلِ الْبَیْتِ وَ شِیعَتِهِمْ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ مِنْ یَوْمِ الْغَدِیرِ وَ لَا یَکْتُبُونَ عَلَیْهِمْ شَیْئاً مِنْ خَطَایَاهُمْ کَرَامَهً لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ الْأَئِمَّهِ
روزى است که خداوند در آن به نویسندگان بزرگوار اعمال دستور می‏دهد، بخاطر بزرگداشت محمد و على و ائمه علیهم السلام بمدت سه روزخطاهاى دوستداران اهل بیت و شیعیان آنان را ننویسند.

۹- روز مخصوص پیامبر وآل او
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ [عَلِیٍ‏] وَ ذَوِی رَحْمَتِهِ
روزى است که خداوند آن را مخصوص محمد، آل او و خویشان نسبى او نموده است.

۱۰- روز وسعت دادن به خانواده  و برادران 
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَزِیدُ اللَّهُ فِی حَالِ مَنْ عَبَدَ فِیهِ وَ وَسَّعَ عَلَى عِیَالِهِ وَ نَفْسِهِ وَ إِخْوَانِهِ وَ یُعْتِقُهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ
روزى است که هر کس در آن خدا را پرستش نموده و خانواده، خود و برادرانش را در وسعت قرار دهد، خداوند مال او را افزایش داده و او را از آتش رها مى‏کند.

۱۱- روز سعی مشکور
وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَجْعَلُ اللَّهِ فِیهِ سَعْیَ الشِّیعَهِ مَشْکُوراً وَ ذَنْبَهُمُ مَغْفُوراً وَ عَمَلَهُمْ مَقْبُولًا
و این روزیست که حق سبحانه و تعالى سعى شیعیان حضرات ائمه معصومین را مشکور و مقبول مى‏کند و گناهان ایشان را مغفور مى‏گرداند و اعمال ایشان را مقبول مى‏گرداند.

۱۲- روز برطرف شدن غم ها
وَ هُوَ یَوْمُ تَنْفِیسِ الْکَرْبِ
و روزیست که غمها وناراحتی ها را از دل شیعیان بر مى‏دارند.

۱۳- روز ریزش گناهان
وَ یَوْمُ تَحْطِیطِ الْوِزْرِ
و روزیست که گناهان را از پشتهاى ایشان مى‏اندازند.

۱۴- روز بخشش وعطا
وَ یَوْمُ الْحَبَاءِ وَ الْعَطِیَّهِ
و روز بخشش و عطاست.

۱۵- روز نشر علم
وَ یَوْمُ نَشْرِ الْعِلْمِ
و روزیست که علم را نشر مى‏کنند.

۱۶- روز بشارت
وَ یَوْمُ الْبِشَارَهِ
و روز بشارتست.

۱۷- روز بزرگترین عید  
وَ الْعِیدِ الْأَکْبَرِ
و عید بزرگتر حق سبحانه و تعالى است .

۱۸- روز استجابت دعا
وَ یَوْمُ یُسْتَجَابُ فِیهِ الدُّعَاءُ
و روز استجابت دعاهاست.

۱۹- روز موقف عظیم
وَ یَوْمُ الْمَوْقِفِ الْعَظِیمِ
و روز موقف عظیم است.

۲۰- روز پوشیدن لباس نو وبیرون آوردن لباس سیاه
وَ یَوْمُ لُبْسِ الثِّیَابِ وَ نَزْعِ السَّوَادِ
وروز پوشیدن لباس نو وبیرون آوردن لباس سیاه است.

۲۱- روز شرط مشروط 
وَ یَوْمُ الشَّرْطِ الْمَشْرُوطِ
و روز شرط مشروط است که حضرت سید المرسلین صلى اللَّه علیه و آله بر عالمیان شرط فرمودند که هرکه اعتقاد به امامت امیر المؤمنین و یازده فرزندش کند آتش دوزخ بر او حرام باشد .

۲۲ – روز زایل شدن غم ها
وَ یَوْمُ نَفْیِ الْغُمُومِ [الْهُمُومِ‏]
و روزیست که غمها زایل مى‏شود.
۲۳-روز بخشش گناهان
وَ یَوْمُ الصَّفْحِ عَنْ مُذْنِبِی شِیعَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ
و روزیست که گناهان شیعیان مغفور مى‏شود .

۲۴- روز مسابقه
وَ هُوَ یَوْمُ السُّبْقَهِ
و روز مسابقه است.

۲۵- روز زیاد صلوات فرستادن
وَ یَوْمُ إِکْثَارِ الصَّلَاهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
و روزیست که صلوات بر محمد و آل او بسیار‏باید فرستاد.

۲۶- روز خوشنودى
وَ یَوْمُ الرِّضَا
و  روز خوشنودى خدا و رسول و ائمه معصومین علیهم السلام و شیعیان ایشان است.

۲۷ – روز عید اهل بیت
وَ یَوْمُ عِیدِ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ
روز عید اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است.

۲۸- روز قبول شدن اعمال

وَ یَوْمُ قَبُولِ الْأَعْمَالِ
و روز قبول شدن اعمال است.

۲۹- روز زیاده طلبی
وَ یَوْمُ طَلَبِ الزِّیَادَهِ
و روزیست که مى‏باید ازحق سبحانه وتعالى طلب کنند زیادتى را(در علم و عمر و مال).

۳۰- روز استراحت مؤمنان
وَ یَوْمُ اسْتِرَاحَهِ الْمُؤْمِنِینَ
و این روز استراحت مؤمنان است.

۳۱- روز تجارت 
وَ یَوْمُ الْمُتَاجَرَهِ
و روز تجارت است.

۳۲- روز دوستى کردن با مؤمنان
وَ یَوْمُ التَّوَدُّدِ
و روز دوستى کردن با مؤمنان است.

۳۳- روز رسیدن به رحمت خداوند 
وَ یَوْمُ الْوُصُولِ إِلَى رَحْمَهِ اللَّهِ
و روز رسیدن به رحمت خداوند رحمان است .

۳۴- روز پاک شدن مؤمنان از گناهان 
وَ یَوْمُ التَّزْکِیَهِ
و روز پاک شدن مؤمنان از گناهان است.

۳۵- روز ترک گناهان کبیره و صغیره 
وَ یَوْمُ تَرْکِ الْکَبَائِرِ وَ الذُّنُوبِ
و روز ترک گناهان کبیره و صغیره است.

۳۶- روز عبادت 
وَ یَوْمُ الْعِبَادَهِ
و روز عبادتست.

۳۷- روز افطاری دادن به مؤمنان
وَ یَوْمُ تَفْطِیرِ الصَّائِمِینَ فَمَنْ فَطَّرَ فِیهِ صَائِماً مُؤْمِناً کَانَ کَمَنْ أَطْعَمَ فِئَاماً وَ فِئَاماً إِلَى أَنْ عَدَّ عَشْراً ثُمَّ قَالَ أَ وَ تَدْرِی مَا الْفِئَامُ قَالَ لَا قَالَ مِائَهُ أَلْفٍ
و روز افطاری دادن به مؤمنان است پس هر که افطار دهد مؤمن روزه دار را چنانست که طعام داده باشد فئامى و فئامى تا ده فئام(فئام به همزه در لغت جماعه بسیارند) پس حضرت فرمودند:که مى‏دانى فئام در اینجا چند است راوى گفت نه حضرت فرمودند: که صد هزار است.

۳۸- روز تهنیت و مبارک باد 
وَ هُوَ یَوْمُ التَّهْنِیَهِ یُهَنِّی بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَإِذَا لَقِیَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ یَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوَلَایَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ ع
و این روز تهنیت و مبارک باد است که چون مؤمنان به هم برسند مبارک باد به یکدیگر بگویند و بگویند که حمد خدای عالمیان را سزا است آن خداوندى که گردانید ما را از جمله کسانى که دست در دامان ولایت حضرت امیر المؤمنین و ائمه معصومین صلوات اللَّه علیهم زده‏ایم( و اگر عبارت عربى را بگویند بهتر است و آن اینست که
«الحمد للّه الّذى جعلنا من المتمسّکین بولایه امیر المؤمنین و الائمه صلوات اللَّه علیهم».)

۳۹- روز تبسم نمودن در چهره مؤمنین
وَ هُوَ یَوْمُ التَّبَسُّمِ فِی وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِیمَانِ فَمَنْ تَبَسَّمَ فِی وَجْهِ أَخِیهِ یَوْمَ الْغَدِیرِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِالرَّحْمَهِ وَ قَضَى لَهُ أَلْفَ حَاجَهٍ وَ بَنَى لَهُ قَصْراً فِی الْجَنَّهِ مِنْ دُرَّهٍ بَیْضَاءَ وَ نَضَّرَ وَجْهَهُ
روز تبسم نمودن در چهره مؤمنین است و کسى که در روز غدیر به روى برادر خود تبسم نماید، خداوند در روز قیامت با دیده رحمت به او نگریسته، هزار حاجت او را برآورده نموده و کاخى از مرواریدهاى بزرگ و درخشان و سفید براى او در بهشت ساخته و چهره او را زیبا مى‏نماید.

۴۰- روز زینت   
وَ هُوَ یَوْمُ الزِّینَهِ فَمَنْ تَزَیَّنَ لِیَوْمِ الْغَدِیرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ کُلَّ خَطِیئَهٍ عَمِلَهَا صَغِیرَهً أَوْ کَبِیرَهً وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَائِکَهً یَکْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ یَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ إِلَى قَابِلِ مِثْلِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَإِنْ مَاتَ‏ مَاتَ شَهِیداً وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ سَعِیداً
و روز آراستن است، کسى که براى روز غدیر خود را بیاراید، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ او را بخشیده، و فرشتگانى را مأمور مى‏کند از این روز تا سال آینده در چنین روزى، براى او کارهاى نیک نوشته و مقام او را بالا ببرند و اگر از دنیا برود با شهادت از دنیا رفته و اگر زنده بماند با سعادت زندگانى خواهد کرد.
إقبال الأعمال (ط – القدیمه)، ج‏۱، ص: ۴۶۵


اثبات امامت حضرت علی (علیه السلام) از قرآن و روایات

http://www.aparat.com/v/vgdL6



یک سنی از تایباد زنگ میزنه فقط گوش بدید جالبه

http://www.aparat.com/v/aKeLM

یک نگاه حضرت زهرا چه کرد؟؟

اگر بدونی من چه جنایاتی کردم

http://media.afsaran.ir/silS9n_535.jpg

اين داستان رو حتما بخونيد !

چند وقت پیش توی تهران، توی حسینیه ای منبر میرفتم، یه جوونی اومد نزدیک سی سالش. گفت حاج آقا من با شما کار دارم. گفتم بنویس، گفت نوشتنی نیست. گفتم ببین منو قبول داری؟ گفت آره. گفتم من چند ساله با جوونا کار میکنم، کسی که نتونه حرفشو بنویسه بعدشم نمیتونه بگه. یک و دو و سه و چهار کن و بنویس. گفت باشه.
فرداشب که اومدیم، یه نامه داد به ما، من بردم خونه، نامه را که خوندم دیدم این همونیه که من در به در دنبالش میگشتم. 
فرداشب اومد گفت که: چی شد؟
گفتم من نوکروتنم، من میخوام با شما یه چند دقیقه صحبت کنم.
وعده کردیم و گفت که: منو چجوری میبینید شما؟
گفتم من نه رمالم نه جادوگرم چی بگم؟
گفت: نه ظاهری، گفتم بچه هیئتی
زد زیر گریه گفت: خاک تو سر من کنند، تو اگر بدونی من چه جنایاتی کردم، چه گناهایی کردم. فقط خوب خوبه ای که میتونم بگم از گناهایی که کردم اینه که مادرمو چند بار کتک زدم، پدرمو زدم، دیگه عرق و شراب و کارای دیگه شو، دیگه...
گفتم پس الآن اینجوری!!!!!
گفت حضرت زهرا دستمو گرفت
گفت حاج آقا من سرطانی بودم، سرطانی میدونی یعنی چی؟
گفتم یعنی چی؟
گفت به کسی سرطانی میگن که نه زمان حالیشه، نه مکان، نه شب عاشورا حالیشه، نه تو حسینیه، نه مکان میفهمه
گفت من سرطانی بودم
یه خونه مجردی با رفیقامون درست کرده بودیم، هرکی هر کی رو جور میکرد تو این خونه مجردی اونجا رختخواب گناه و معصیت...
گفت شب عاشورا هرچی زنگ زدم به رفیقام، هیچکدوم در دسترس نبودند
نه نمازی، نه حسینی، هیچی
میگفتم اینارو همش آخوندا درآوردند، دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه
میگفت ماشینو برداشتم برم یه سرکی، چی بهش میگن؟ گشتی بزنم
تو راه که میرفتم یه خانمی را دیدم، دخترخانم چادری داشت میرفت حسینیه
خلاصه اومدم جلو و سوار ماشینش کردم با هر مکافاتی که بود، میرسونمت و ....ـ
خلاصه، بردمش توی اون خانه ی مجردی
اینم مثل بید میلرزید و گریه میکرد و میگفت بابا مگه تو غیرت نداری؟ آخه شب عاشوراست!!!! بیا به خاطر امام حسین حیا کن
گفتم برو بابا امام حسین کیه؟ اینارو آخوندا درآوردند، این عربها با هم دعواشون شده به ما ربطی نداره
گفت توی گریه یه وقت گفتش که: خجالت بکش من اولاد زهرام، به خاطر مادرم فاطمه حیا کن!!! من این کاره نیستم، من داشتم میرفتم حسینیه! 
گفتم من فاطمه زهرا هم نمیشناسم، من فقط یه چیز میشناسم: جوانی، جوانی کردن
جوانی، گناه
جوانی، شهوت
اینارو هم هیچ حالیم نیست
گفت این خانمه گفت: تو اگر لات هم هستی، غیرت لاتی داری یا نه؟ گفت: چطور؟
خودت داری میگی من زمین تا آسمون پر گناهم ، این همه گناه کردی، بیا امشب رو مردونگی لوتی وار به حرمت مادرم زهرا گناه نکن، اگه دستتو مادرم زهرا نگرفت برو هرکاری دلت میخواد بکن
گفت ما غیرتی شدیم
لباسامو پوشیدم و گفتم: یالا چادرو سرت کن ببینم، امشب میخوام تو عمرم برای اولین بار به حضرت زهرا اعتماد کنم ببینم این زهرا میخواد چیکار کنه مارو... یالا
سوار ماشینش کردم و اومدم نزدیک حسینیه ای که میخواست بره پیاده اش کردم
از ماشین که پیاده شد داشت گریه میکرد
همینجور که گریه میکرد و درو زد به هم، دم شیشه گفت: ایشاالله مادرم فاطمه دستتو بگیره، خدا خیرت بده آبروی منو نبردی، خدا خیرت بده...
میگه اومدم تو خونه و حالا ضد حال خوردیم و ....
تو صحبت ها که داشتم میبردمش تا دم حسینیه، هی گریه میکرد و با خودش حرف میزد، 
منم میشنیدم چی میگه
اما داشت به من میگفت
میگفت: این گناه که میکنی سیلی به صورت مهدی میزنی، آخه چرا اینقدر حضرت مهدی رو کتک میزنی، مگه نمیدونی ما شیعه ایم، امام زمان دلش میگیره، اینارو میگفت
منم سفت رانندگی میکردم
پیاده که شد رفت، آمدم خونه
دیدم مادرم، پدرم، خواهرام، داداشام اینا همه رفتند حسینیه
تو اینام فقط لات من بودم
گفت تلویزیونو که روشن کردم دیدم به صورت آنلاین کربلا را نشون میده
صفحه ی تلویزیون دو تکه شده، تکه ی راستش خود بین الحرمین و گاهی ضریحو نشون میده، تکه دومش، قسمت دوم صفحه ی تلویزیون یه تعزیه و شبیه خونی نشون میداد، یه مشت عرب با لباس عربی، خشن، با چپی های قرمز، یه مشت بچه ها با لباس عربی سبز، اینارو با تازیانه میزدند و رو خاکها میکشوندند
میگفت من که تو عمرم گریه نکرده بودم، یاد حرف این دختره افتادم گفتم واااااای یه عمره دارم تازیانه به مهدی میزنم
میگفت پای تلویزیون دلم شکست، گفتم زهرا جان دست منو بگیر
زهراجان یه عمره دارم گناه میکنم، دست منو بگیر
من میتونستم گناه کنم، اما به تو اعتماد کردم
کسی هم تو خونه نبود، دیگه هرچی دوست داشتم گریه کردم
گریه های چند ساله که بغض شده بود، گریه میکردم، داد میزدم، عربده میکشیدم، خجالت که نمیکشیدم دیگه، کسی نبود
میگفت نزدیکای سحر بود، پدر و مادرم از حسینیه آمدند
تا مادرم درو باز کرد، وارد شد تو خونه، تا نگاه به من کرد (اسمش رضاست)، یه نگاه به من کرد گفت: رضا جان کجا بودی؟
گفتم چطور؟ گفت بوی حسین میدی!
رضاجان بوی فاطمه میدی، کجا بودی؟
افتادم به دست پدر و مادرم، گریه.... تورو به حق این شب عاشورا منو ببخش
من کتک زدم، اشتباه کردم
بابام گریه کن، مادرم گریه کن، داداشها، خواهرا... همه خوشحال
داداش ما، پسر ما، پسرم حسینی شده
صبح عاشورا، زنجیرو برداشتم و پیرهن مشکی رو پوشیدم و رفتم تو حسینیه
تو حسینیه که رفتم، میشناختند، میدونستند من هیچوقت اینجاها نمیومدم
همه خوشحال
رئیس هیئت آدم عاقلیه
آمد و پیشونی مارو بوسید و بغلمون کرد و گفت رضاجان خوش آمدی، منت سر ما گذاشتی
گفت منم هی زنجیر میزدم و یاد اون سیلی هایی که به مهدی زده بودم گریه میکردم
هی زنجیر میزدم به یاد کتکایی که با گناهانم به مهدی زدم گریه میکردم
جلسه که تمام شد، نهارو که خوردیم، رئیس هیئت منو صدا زد
(من یه خواهشی دارم به کسانی که دستشون به دهنشون میرسه، میتونند سالی چند نفرو کربلا ببرند تورو به خدا یکی از کسانی که کربلا میبرید از این طایفه باشه
اون جوونی که اهل این حرفها نیست اما یه روز عاشورا میاد، همون روز دستشو بگیر بگو خوش آمدی، میای بریم کربلا؟
این جوونا اگر شش گوشه ی حسینو ببینند گریه میکنند، متحول میشن، کربلا آدمو آدم میکنه)
اومد به من گفت: رضاجان میای کربلا؟ گفتم: کربلا؟!! من؟!!! من پول ندارم!!!
گفت نوکرتم، پول یعنی چی؟ خودم میبرمت
میگفت حاج آقا هنوز ماه صفر تموم نشده بود دیدم بین الحرمینم
رئیس هیئت اومد گفت که: آقارضا، بریم تو حرم
گفتم برید من یه چند دقیقه کار دارم
تنها که شدم، زدم تو صورتم گفتم حسین جان میخوای با دل من چکار کنی؟
زهراجان من یه شب تو عمرم به تو اعتماد کردم، کربلاییم کردی؟ بی بی جان آدمم کردی؟
اومدم شبکه رو گرفتم، ضریح امام حسینو، گریه کردم. داد میزدم، حسین جان، حسین جان، دستمو بگیر حسین جان، پسر فاطمه دستمو بگیر، نگذار برگردم دوباره
میگفت رئیس هیئت کاروان داره، مکه مدینه میبره. میگفت حاج آقا به جان زهرا سال تمام نشده بود گفت میای به عنوان خدمه بریم مدینه، گفت همه کاراش با من، من یکی از خدمه هام مریض شده
خلاصه آقا چندروزه ویزای مارو گرفت، یه وقت دیدیم ای بابا سال تمام نشده تو قبرستان بقیع، پای برهنه، دنبال قبر گمشده ی زهرا دارم میگردم
گریه کردم: زهرا جان، بی بی جان، با دل من میخوای چکار کنی؟ من یه شب به تو اعتماد کردم هم کربلاییم کردی هم مدینه ای؟
میگفت خلاصه کار برام پیش اومد و کار و دیگه رفیقای اون چنینی را گذاشتم کنار و آبرو پیدا کردم
یه مدتی، دو سالی گذشت
میگفت حاج آقا همه یه طرف، این یه قصه که میخوام بگم یه طرف
مادر ما گفت: رضاجان حالا که کار داری، زندگی داری، حاجی هم شدی، مکه هم رفتی، کربلایی هم شدی، نوکر امام حسین هم شدی، آبرو پیدا کردی، اجازه میدی بریم برات خواستگاری؟
گفتم بریم مادر، یه دختر نجیب زندگی کن را پیدا کن
رفتند گفتند یه دختری پیدا کردیم خیلی دختر مومنه و خوبیه و اینهاست، خلاصه رفتیم خواستگاری
پدر دختر تحقیقاتشو کرده بود.
چقدر خوبه دختردارها اینجوری دختر شوهر بدن، باریکلا
میگفت منو برد توی یه اتاق و درو بست و گفت: ببین رضاجان من میدونم کی هستی. اما دو سه ساله نوکر ابی عبدالله شدی. میدونم چه کارها و چه جنایات و .... همه ی اینارو میدونم، ولی من یه خواهش دارم، چون با حسین آشتی کردی دخترمو بهت میدم نوکرتم هستم. فقط جان ابی عبدالله از حسین جدا نشو. همین طوری بمون. من کاری با گذشته هات ندارم. من حالاتو میخرم. من حالا نوکرتم.
میگفت منم بغلش کردم پدر عروس خانم را، گفتم دعا کنید ما نوکر بمونیم.
گفت از طرف من هیچ مانعی نداره، دیگه عروس خانم باید بپسنده و خودتون میدونید
گفتند عروس خانم چای بیارند. ما هم نشسته بودیم. پدرمون، خواهرمون، مادررمون، اینها همه، مادرش، خاله اش، عمه اش، مهمونی خواستگاری بود دیگه
عروس خانم وقتی سینی را آورد گذاشت جلوی ما، یه نگاه به من کرد، یه وقت گفت:

یا زهرا!!!!!

سینی از دستش ول شد و گریه و از سالن نرفته خورد روی زمین...
مادرش، خاله اش، مادر من، خواهر ما رفتند زیر بغلشو گرفتند و بردنش توی اتاق
میگفت من دیدم حاج آقا فقط صدای شیون از اتاق بلنده
همه فقط یک کلمه میگن: یا زهرا!!!
منم دلم مثل سیر و سرکه میجوشید، چه خبره! مادرمو صدا زدم، گفتم مادر چیه؟
گفت مادر میدونی این عروس خانم چی میگه؟
گفتم چی میگه؟
گفت: مادر میگه که....

دیشب خواب دیدم حضرت زهرا (س) اومده به خواب من ، 
عکس این پسر شمارو نشونم داده ، گفته این تازگیا با حسین (ع) من رفیق شده....
به خاطر من ردش نکن

مادر جان، دیشب حضرت فاطمه سفارشت کرده

واکنش عایشه به شهادت سه محبوب رسول خدا صلی الله علیه و آله

واکنش عایشه به شهادت سه محبوب رسول خدا صلی الله علیه و آله


الف: شهادت امیرالمومنین(ع):

1- خوشحالی و روشن شدن چشمان عایشه از شهادت علی (ع):

ابن سعد سنی در الطبقات الکبرى، نقل کرده: سفیان بن أمیه، خبر کشته على علیه السلام را به حجاز برد، وقتى این خبر به عائشه رسید گفت: « فأَلقتْ عَصاها واستقرَّ بها النَّوى **کما قرَّ عیناً بالإیابِ المُسافِرُ » (عصایش را انداخت و سرجاى خودش آرام گرفت. همچنان که چشم‌ها در هنگام بازگشت مسافر روشن مى‌شود). (1)

مقصود عایشه از گفتن این شعر آن بود که در حقیقت مى‌خواست بگوید از بابت على خیالم آسوده شد، دلم آرام گرفت، و سینه‌ام باز و فکرم راحت شد، چون همیشه منتظرچنین خبرى بود، مانند کسى که انتظار مسافرى را داشته باشد که به آمدن مسافر چشم‌هایش روشن و قلبش آرام‏ گردد؟!   این بیت از شعر که از زمان جاهلیت بر جاى مانده، زمانى استفاده مى‌شود که بعد از سختى، اندوه و مشکلات زیاد، گشایش، راحتى و شادى نصیب انسان شود. «خود انداختن عصا» کنایه است از اطمینان قلب و آسودگى خاطر  که وقتى شخصى در مکان معینى قلبش آرام و فکرش آسوده شود، گفته می شود «القى عصاه».


2- سجده عایشه در هنگام رسیدن خبر شهادت علی( ع) به او !!


ابوالفرج إصفهانى، دانشمند پرآوازه و مقبول نزد اهل سنت، در کتاب مقاتل الطالبیین با سند صحیح نقل کرده است:حدثنی محمد بن الحسین الأشنانی، قال: حدثنا أحمد بن حازم، قال: حدثنا عاصم بن عامر، وعثمان بن أبی شیبة، قالا: حدثنا جریر، عن الأعمش، عن عمرو بن مرة، عن أبی البختری، قال:لما أن جاء عائشة قتل علی علیه السلام سجدت .أبوالبخترى گفته: وقتى خبر شهادت على علیه السلام به عائشه رسید، سجده کرد.(2)
 البته تعدادى اشكال مى‌كنند كه ابو الفرج اصفهانى شيعه بوده است؛ ولى اين مطلب قابل اثبات نيست. حتى اگر شيعه هم باشد، بازهم در قبول روايت او ضررى وارد نمى‌شود؛ چرا كه شمس الدين ذهبى و ابن حجر که هر دو اهل سنت هستند،  او را راستگو دانسته‌اند. پس سند این روایت کاملا صحیح است.


ب- حاضر نشدن عایشه درمراسم شهادت حضرت فاطمه (س) و همچنین خوشحالی او از این خبر!

 ابن ابی الحدید معتزلی هم می نویسد: ثم ماتت فاطمة ، فجاء نساء رسول الله صلى الله علیه وآله کلهن إلى بنی هاشم فی العزاء إلا عائشة ، فإنها لم تأت ، وأظهرت مرضا ونقل إلى علی علیه السلام عنها کلام یدل على السرور .(3) 

پس از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام، تمام همسران رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به سوی بنی هاشم برای تسلیت آمدند، اما عایشه خود را به مریضی زد و حضور نیافت. به امیرالمومنین علیه السلام نیز اخباری رسید که عایشه از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام، ابراز خوشحالی کرده است.


ج- جلوگیری عائشه، از دفن جنازه امام مجتبى (ع) در کنار رسول خدا (ص):


ابن عبد البر قرطبى، دانشمند پرآوازه اهل سنت در کتاب بهجة المجالس مى‌نویسد: لما مات الحسن أرادوا أن یدفنوه فی بیت رسول الله صلى الله علیه وسلم، فأبت ذلک عائشة ورکبت بغلة وجمعت الناس، فقال لها ابن عباس: کأنک أردت أن یقال: یوم البغلة کما قیل یوم الجمل؟!.

هنگامى که حسن (علیه السلام) از دنیا رفت، خواستند که او را در خانه رسول خدا (ص) دفن کنند؛ پس عایشه از این کار جلوگیرى کرد، سوار بر قاطرى شد و مردم را جمع کرد. ابن عباس به او گفت: (تو مى‌خواهى همان کارى را که در جمل انجام دادى انجام بدهی) تا این که مردم بگویند: «روز قاطر» همان طورى که مى‌گویند روز شتر ؟(4)

-------------------------------------------------------------------------

منابع:
(1)- طبقات ابن سعد ج3ص38 مکتبه الخانجی قاهره.
دیگر منابع اهل سنت که این مطلب را نقل کرده اند:تاریخ الطبری، ج3، ص159، دار الکتب العلمیة و مقاتل الطالبیین، ج1، ص11، طبق برنامه الجامع الکبیر و  الکامل فی التاریخ، ج3، ص259،دار الکتب العلمیة و ...
(2)- مقاتل الطالبیین، ج1، ص11، طبق برنامه الجامع الکبیر.
(3)- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج9 ص 198   مؤسسة إسماعیلیان للطباعة والنشر والتوزیع.((بنا بر مکتبه اهل البیت)) و همین طور: الوافي بالوفيات، جلد6، صفحه17  - تاريخ يعقوبي، جلد2، صفحه125- لسان الميزان، جلد8، صفحه189.

(4)-بهجة المجالس وأنس المجالس، الجزء الأول من قسم الأول، ص100،دار الکتب العلمیة.

نداشتن امام مرگ جاهلیت است

صحیح مسلم:ج6 ص22 ح4686

مسند أحمد ج 4ص96

پیامبر ص" هركس بمیرد و برگردنش بیعت امامي نباشد 

به مرگ جاهليت مرده است..

بفرمائید الان  امام  اهل سنت کیست؟؟؟

بعد از پیامبر امام حضرت فاطمه کی بود؟؟

مطالب زبیا در مورد قرآن

آیا میدانید : قران دارای ۱۱۴ سوره است

آیا میدانید : قران دارای ۳۰ جزء است

آیا میدانید : قران دارای ۱۲۰ حزب است

آیا میدانید : قران دارای ۶,۲۳۶ ایه (نشانه) است

آیا میدانید : قران دارای ۷۷,۷۰۱ کلمه است

آیا میدانید : قران دارای ۳۲۳,۶۷۱ حرف است

آیا میدانید : قران در ۲۳ سال بر پیامبر نازل شد

آیا میدانید : تعداد ۱۰۱۵۰۳۰ نقطه در قرآن بکار رفته است

آیا میدانید : تعداد ۵۰۹۸ محل وقف در قرآن وجود دارد

آیا میدانید : تعداد ۳۹۵۸۶ عدد کسره در قرآن بکار برده شده است

آیا میدانید:تعداد ۱۹۲۵۳ عددتشدید در قرآن بکار برده شده است

آیا میدانید:بهترین نوشیدنی که در قرآن ذکر شده ( شیر ) می باشد

آیامیدانید:خرمابهترین چیزیست که برای زن باردار درقرآنذکر شده.

آیا میدانید:بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده ( عسل ) می باشد

آیا میدانید:کمترین حرفی در قرآن بکار رفته حرف ( ظاء) می باشد

آیا میدانید : بزرگترین سوره قرآن دارای ۲۵۵۰۰ حرف می باشد

آیامیدانید:تعداد کلمات سوره تکویربرابرتعداد سورههای قران است

آیا میدانید : سوره اخلاص به نسب نامه خداوند معروف است

آیا میدانید : سوره کوثر که در شان حضرت فاطمه است

به اندازه سن حضرت فاطمه 18نقطه دارد

آیا میدانید : سوره حمد دوبار بر پیامبر نازل شده 

آیا میدانید : سوره عادیات منسوب به حضرت علی(ع) است

آیا میدانید : در سوره نساء به قوانین ازدواج اشاره شده است

آیا میدانید : در آیات سوره احزاب آزاردهندگان پیامبر لعنت شدن.

آیا میدانید : حضرت موسی (ع) داماد حضرت شعیب (ع) بود

شجاعت عالم شیعه بین این همه سنی

شجاعت عالم شیعه بین این همه سنی

http://www.aparat.com/v/CtXL3



فیلم اعتراف صریح عالم بزرگ اهل سنت


 به غصب خلافت از امیرمومنان علی ..

http://www.aparat.com/v/uwPUs

گناهی که باعث کشتن شیخ حسن شحاته شد( + شیعه)شیخ حسن شحاته کیست؟؟

یک صلوات حیـــــدری نثار شهدای مستبصرشیعه

http://www.aparat.com/v/FH1N7



گناهی که باعث کشتن شیخ حسن الشحاته شد( + شیعه)

http://www.aparat.com/v/SboG3



سخنان شاهد عینی و راز طریقه شهادت شیح حسن الشحاته

http://www.aparat.com/v/ad3Wz

به گزارش خبرگزاری فارس، گروهی از شیعیان مصر که به مناسبت نیمه شعبان در منزل یکی از شیعیان این کشور در روستای «ابو مسلم» در استان «الجیزه» گردهم آمده بودند، توسط شماری از سلفی‌های تندرو هدف حمله قرار گرفته و در جریان ضرب و شتم این شیعیان چهار نفر از آنها از جمله شیخ «حسن شحاته» (55 ساله) از رهبران شیعیان مصر و برادرش «محمد شحاته» (35 ساله) به شکلی فجیع کشته می‌شوند.

این درحالی است که مهاجمان تنها به کشتن شیخ شحاته و برادرش و دو همراهش اکتفا نمی‌کنند، بلکه اسباب و اثاثیه منزل را تخریب و خانه را هم به آتش می‌کشند.


شیخ حسن شحاته کیست؟

شیخ حسن شحاته در سال 1946 در خانواده‌ای «حنفی» مذهب در استان «الشرقیه» مصر به دنیا آمد و در سال 1996 در سن 30 سالگی به مذهب تشییع درآمد.

شحاته فارغ التحصیل مرکز «القراءات» بود و مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته «علوم قرآنی» را از این مرکز دریافت کرد.

گفته شده که وی پیامبر(ص) را در خواب دیده که از وی خواستار ولایت حضرت علی(ع) و دفاع از اهل بیت علیهم السلام برپای منابر و در تمام رسانه‌ها شده و به همین دلیل گفته می‌شود، چون سخن وی از دل برمی‌آمده لاجرم بر دل هم می‌نشسته و بسیاری را پای منبر خطابه‌هایش می‌کشیده است.

شیخ حسن شحاته در مصر از جمله مهمترین دشمنان وهابیت به شمار می‌آمد که در هرجا منبر سخنرانی داشت، غیر ممکن بود، ماهیت واقعی وهابی‌ها و وهابیت را برملا نکند

اولین خطبه نماز جمعه خود را در حالی‌که بیش از 13 سال نداشت، در مسجد روستایش خواند و خواندن خطبه‌های نماز را هنگام ادای خدمت سربازی در نیروهای مسلح مصر نیز ادامه داد و مسئول توجیه و بالا بردن روحیه نیروهای یگان مهندسی ارتش مصر در سال 1973 و گوینده رادیو و تلویزیون بود. به این ترتیب شیخ شحاته در خانواده‌ای دوستدار اهل بیت علیهم السلام رشد یافت.

آنگونه که خود شحاته می‌گفت، پدرش درباره شخصیت «امیر المؤمنین على بن ابى‌طالب علیه السلام» برای وی بسیار سخن می‌گفت و به شیخ حسن می‌گفت: فرزندم، امیر المومنین علیه السلام مهمترین حامى اسلام بود. هنگامی‌که حضرت علی(ع) در کنار پیامبر(ص) بود، 

هیچ‌گاه کسی جرات نمی‌کرد، به آن حضرت آزاری برساند.


کشتن زنان بی دفاع

وهابیها دو زن شیعه رادر سوریه تیرباران کردن

http://www.aparat.com/v/f68ra


البته جای تعجب نیست وقتی به دختر پیامبر رحم نکردن به این زنها رحم کنن..


اگر قرآن قبول دارید

آیات 63 تا 68 سوره احزاب حتما بخوانید..

آیه 57 سوره احزاب بخوانید..

آیه67سوره مائده رابخوانید با تفکر

آیه55/56/57سوره مائده را بخوانید..

برید تفسیرشم نگاه کنید


ولایت اهلبیت گوهری گرانقیمت..مردن به مرگ جاهلیت

حقانیت امامت حضرت علی (ع) /قرائتی

http://www.aparat.com/v/QyTRD


أدله شیعه بودن من ،

من مات بلا إمام مات میتة جاهلیة

هر کس بدون امام بمیرد به مرگ جاهلي مرده است

در صحیح  مسلم آمده كه رسول خدا صلوات الله علیه وآله فرمود:

من مات و لیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه

صحیح مسلم ج 6 ص 22 ح 4686

هركس بمیرد و بر گردن او بیعتي نباشد به مرگ جاهليت مردهاست.

واحمد بن حبنل در مسند خود مينويسد:

من مات بغیرامام مات میته جاهلیه

مسند أحمد ج 4ص96

هركس بدون امام بمیرد به مرگ جاهلي مرده است.

تنها مذهبي كه بعد از رسول خدا صلي الله علیه وآله امام زمان خود را ميشناسد و همواره بیعت يک امام مشخص و زنده را بر گردن داشته، مذهب اثني عشريه است؛ اما ساير مذاهب اين چنین نیستند..



پیامبرصلی الله علیه و آله فرمودند :

يا علي!

اگر فردي تمام شبانه روز را نماز بخواند و عبادت کند و

هزار سال عمر داشته باشد و هر سال به حج برود

و به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا صدقه بدهد

و بين رکن و مقام کشته شود،

ولی ولايت تو را نداشته باشد، 

بوي بهشت را استشمام نمي کند. 


مناقب خوارزمي، ص68 –

مناقب آل أبي طالب ابن شهر آشوب، ج3، ص2 




أنس می گوید : 
در زمان پیامبر ستاره ای فرود آمد .

پیامبر فرمود : به این ستاره نگاه کنید .

در خانه هر کس فرود بیاید ، او خلیفه بعد از من است .

 أنس می گوید که نگاه کردیم و ودیدیم که

 ستاره در منزل علی بن ابیطالب فرود آمد . 

گروهی گفتند : محمد در محبت علی به گمراهی رفته است .

 سپس این آیات نازل شد : 


والنجم اذا هوی (1) ما ضل صاحبکم و ماغوی (2)

و ما ینطق عن الهوی (3) ان هو الّا وحی یوحی (4) از سوره نجم .


دوستان عزیز حالا که بزرگ عالم اهل تسنن یعنی حاکم حسکانی و ابن مغازلی و گنجی شافعی و . . . . این مسئله را نقل می کند که همه اهل تسنن به احادیث ایشان و درستی اش ایمان کامل دارند ، چه باید کرد ؟

1 : یا باید پذیرفت که این حدیث درست است 
و همانطور که ایشان فرموده ، علی بن ابیطالب جانشین اوست . 

2 : و یا باید گفت که حاکم حسکانی روایت دروغی در کتابش آورده
 که این از چنین شخصی واقعا بعید است

3 : و یا باید همانی را گفت که آن جاهلان در این ماجرا به پیامبر گفتند .

 زیرا نمی توانستند چنین مقامی را برای حضرت علی ببینند 

و تا جایی پیش رفتند که پیامبر را گمراه خواندند

 و گفتند که پیامبر در محبت علی به گمراهی رفته ؟


 کدام یک از این سه معقولست و شما انتخابش می کنید ؟


شواهد التنزیل حاکم حسکانی

ج2 ص276 حکمت 163 ذیل آیه 1 سوره نجم



کفایة الطالب گنجی شافعی ص 260 باب 62


مناقب ابن مغازلی ص266 حکمت 313

باب قوله (انظروا الی هذا الکوکب)




برادران اهل تسنن قائلند که هر حدیثی در صحیح مسلم آمده ، بدون استثنا درسته ولی ما اینو قبول نداریم ؛


آخه چه جوری میشه گفت تمام احادیث ایندو کتاب درسته ؟ در حالیکه در ایندو کتاب ، مسلم و بخاری به عایشه توهین میکنن و میگن پیامبر فرمود ریشه کفر ، خانه عایشست و این خانه جاییست که شاخ شیطان ، از آن بیرون میاد!


واقعا ایندو کتاب همه حدیثاش درسته ؟ حتی این حدیث ؟


حالا چه کنیم ؟ عایشه رو طبق این حدیث ، کافر بدونیم

یا احادیث این کتابو ردّش کنیم؟

نظر شما چیه ؟

ابن عمر می گوید :

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از منزل عایشه خارج شد و فرمود :

ریشه کفر از این خانه است ؛

از این خانه ، شاخ شیطان طلوع کرده و بیرون می آید

صحیح مسلم جلد 4 صفحه 2229حکمت 48

کتاب الفتن و أشراط الساعة ، باب الفتنة من المشرق

 

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، ج 2 ص 23 ،

چاپ مؤسسة قرطبة - مصر

(بیش از پنج جا در مسند احمد حنبل آمده است)

نافع بن عبدالله میگوید پیامبر برای ما خطبه میخواند ، در این هنگام به خانه عایشه اشاره کرد و سه مرتبه فرمودند:این مکان فتنه است .

 از اینجاست که شاخ شیطان طلوع میکند

الجامع الصحيح المختصر ، ج 3 ص 1130 ،

چاپ دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، 

الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

 صحيح مسلم ، ج 4 ص 2229 ،

چاپ دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي


مثالی ساده که سنی را شیعه کرد


يكي از دوستاني كه قبلا اهل سنت بوده 

در خاطراتش مي گفت :

به یک سنی گفتم :

من يك ليواني براي شما مي‌آورم كه قبلا داخل آن پر از نجاست بوده آن را خالي مي‌كنم و ليوان را قشنگ مي‌شويم و آن را پر از آب خنك و گوارا مي‌كنم و جلوي شما مي گذارم ، ليوان ديگري بر مي دارم كه نو و تميز بوده و هيچ نجاستي به آن نخورده است ،

 درآن هم آب خنك مي ريزم و روبرويتان مي گذارم.

از كدام ليوان مي خوري ؟

 از آن يكي كه در آن نجاست بوده يا آن كه از اول تميز بوده ؟

گفت معلومست از آن ليواني مي خورم كه از اول تميز بوده

 و نجاست بهش نخورده !

گفتم علی بن ابیطالب علیه السلام هيچ گاه محبت بت در قلبش نرفته بود در مقابل هيچ بتي تعظيم نكرده بود

 و حتي يك چشم به هم زدن شرك به خدا نورزيد ولي عمر

حداقل 40 سال مشرک و بت پرست بوده 
و كثافت شرك در وجودش رفته بود . .
حالا شايسته است از كدام يك تبعيت كني ؟
خيلي تعجب كرد و جوابي نداشت كه بدهد .
 چندتا كتاب را بهش معرفي كردم تا مطالعه كند .
بعد از چند ماه نامه اي به ايميلم فرستاد كه من بعد از مطالعات اين كتاب ها شيعه شدم و الان در دانشگاه دارم تبليغ شيعه مي كنم .

رفقا نظر شما چیه ؟


دستور صبر به امیرالمومنین(ع)

دستور صبر به امیرالمومنین(ع)..

اگر مسلمانید ودنبال حقیقت حتما گوش کنید

http://www.aparat.com/v/RtdUD

مولوی گندابی آتش زدن قرآن

مولوی عبدالعزیز گندابی در پسکوه سراوان شب عیدفطر92 فتوا داده

 اگر قرآن دارید کهنه شده یا نمیخوانید قرآن آتش بزنید..!!!

فایل صوتیش به زبان بلوچی موجود است..

اینست اسلام و روش محمد؟؟؟؟؟؟؟


وقتی حضرت علی خطبه عقد مادری را با پسرش خواند..قضاوتهای حضرت علی

 جوانىِ نورس سراسيمه و شوريده حال در كوچه هاى مدينه گردش مى كرد

 و پيوسته از سوز دل به درگاه خدا مى ناليد : اى عادل ترين عادلان! ميان من و مادرم حُكم كن.

 

عُمر بن الخطّاب به وى رسيد و گفت: اى جوان ! چرا به مادرت نفرين مى كنى؟!

 

جوان : مادرم مرا نُه ماه در شكم خود نگهداشته و پس از تولّد دو سال شير داده و چون بزرگ شدم و خوب و بد را تشخيص دادم مرا از خود دور نمود و گفت : تو پسر من نيستى!

 

عُمر رو به زن كرد و گفت : اين پسر چه مى گويد؟

 

زن : اى خليفه ! سوگند به خدايى كه در پشت پرده نور نهان است و هيچ ديده اى او را نمى بيند و سوگند به محمد و خاندانش (صل الله علیه و آله و سلم) من هرگز او را نشناخته و نمى دانم از كدام قبيله و طايفه است، قسم به خدا! او مى خواهد با اين ادّعايش مرا در ميان عشيره و بستگانم خوار سازد و من دوشيزه اى هستم از قريش و تاكنون شوهر ننموده ام .

 

عُمر: بر اين مطلب كه مى گويى شاهد دارى ؟

 

زن : آرى و چهل نفر از برادران عشيره اى خود را جهت شهادت حاضر ساخت.

 

گواهان نزد عمر شهادت دادند كه اين پسر دروغ گفته ، مى خواهد با اين تهمتش زن را در بين طايفه و قبيله اش خوار و ننگين سازد.

 

عمر به مأموران گفت : جوان را بگيريد و به زندان ببريد تا از شهود تحقيق زيادترى بشود و چنانچه گواهيشان به صحّت پيوست بر جوان حد افتراء[حد افتراء؛اگر کسی بدون دلیل نسبت زنا به زنی بدهد هشتاد تازيانه می خورد] جارى كنم.

 

مأموران جوان را به طرف زندان مى بردند كه 

اتفاقاً حضرت اميرالمؤمنين (سلام الله علیه) در بين راه با ايشان برخورد نمود.

 

چون نگاه جوان به آن حضرت افتاد فرياد برآورد: اى پسر عمّ رسول خدا

! از من ستمديده دادخواهى كن و ماجراى خود را براى آن حضرت شرح داد.


اميرالمؤمنين (سلام الله علیه)به مأموران فرمود: جوان را نزد عُمر برگردانيد. جوان را برگرداندند، عُمر از ديدن آنان برآشفت و گفت : من كه دستور داده بودم جوان را زندانى كنيد چرا او را بازگردانديد؟!

 

ماموران گفتند: اى خليفه ! على بن ابيطالب (سلام الله علیه) به ما چنين فرمانى را داد و ما از خودت شنيده ايم كه گفته اى : هرگز از دستورات على (سلام الله علیه) سرپيچى مكنيد.

 

در اين هنگام على (سلام الله علیه) وارد گرديد و فرمود: مادر جوان را حاضر كنيد، زن را آوردند و آنگاه به جوان رو كرده و فرمود: چه مى گويى ؟

 

جوان داستان خود را به طرز سابق بيان داشت .

 

على (سلام الله علیه) به عُمر رو كرد و فرمود: آيا اذن مى دهى بين ايشان داورى كنم ؟

 

عُمر: سبحان الله! چگونه اذن ندهم با اين كه از رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) شنيدم كه فرمود: على بن ابيطالب (سلام الله علیه ) از همه شما داناترست.

 

اميرالمؤمنين (سلام الله علیه) به زن فرمود: آيا براى اثبات ادعاى خود گواه دارى ؟

 

زن : آرى ، و شهود را حاضر ساخت و آنان مجددا گواهى دادند.

 

علی (سلام الله علیه): اكنون چنان بين آنان داورى كنم كه آفريدگار جهان از آن خشنود گردد، قضاوتى كه حبيبم رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم) به من آموخته است، سپس به زن فرمود: آيا ولى و سرپرستى دارى ؟

 

زن : آرى، اين شهود همه برادران و اولياى من هستند.

 

اميرالمؤمنين عليه السلام به آنان رو كرد و فرمود: حكم من درباره شما و خواهرتان پذيرفته است ؟همگى گفتند: آرى .

 

و آنگاه فرمود: گواه مى گيرم خدا را و تمام مسلمانانى را كه در اين مجلس حضور دارند كه عقد بستم اين زن را براى اين جوان به مهر چهارصد درهم از مال نقد خودم ، اى قنبر ! برخيز درهم ها را بياور.

 

قنبر درهم ها را آورد، على (سلام الله علیه) آنها را در دستِ جوان ريخت و به وى فرمود: اين درهم ها را در دامنِ زنت بينداز و نزد من ميا مگر اين كه در تو اثر زَفاف باشد (يعنى غسل جنابت كرده باشی) جوان برخاست و درهم ها را در دامن زن ريخت و گريبانش را گرفت و گفت : برخيز!

 

در اين موقع زن فرياد برآورد: آتش! آتش! اى پسر عم رسول خدا! مى خواهى مرا به عقد فرزندم در آورى! به خدا سوگند او پسر من است! و آنگاه علت انكار خود را چنين شرح داد: برادرانم مرا به مردى فرومايه تزويج نمودند و اين پسر از او بهم رسيد و چون بزرگ شد آنان مرا تهديد كردند كه فرزند را از خود دور سازم، به خدا سوگند او پسر من است و دست فرزند را گرفت و روانه گرديد.

 

در اين هنگام عمر فرياد برآورد: اگر على نبود عمر هلاك مى شد.  


 

منبع: گلچین قضاوت های امیرالمومنین(علیه السلام)

فیلم جنایت جدید وهابیون / علت قتل: غیر وهابی بودن

 تروریستهای وابسته به گروه "دولت اسلامی عراق و شام" از قتل 3 راننده کامیون در اتوبان شهر "الرمادی" که تا امتداد مرزهای سوریه کشیده شده، فیلم برداری و آن را در اینترنت منتشر کردند.

 


در این جنایت هولناک،
 تروریستها 3 راننده کامیون سوری را فقط به دلیل علوی بودن به قتل می رسانند.

 


یکی از تروریستها پس از قتل این سه راننده می گوید: 
نوری مالکی (نخست وزیر عراق) و هوادارانش و کسانی که مدعی هستند جاده های بین المللی بغداد، دمشق و امان را امن کرده اند، ببینند .. این هم امنیت.

 

گفتنی است که وهابیون هر کس که عقیده آنان را نپذیرد کافر

 و مهدور الدم شمرده و کشتنش را واجب می دانند..

http://www.jamnews.ir/detail/News/226917


اینست اسلام محمد؟؟؟؟




کشتن زنان شیعه ومظلوم و بی دفاع سوری

http://www.aparat.com/v/f68ra

ثواب روزه غدير.اعمال غدیر.غدیر چه روزیست.اطعام در غدیر

در تاریخ اسلام دو حادثه بسیار مهمّ و بزرگ اتفاق افتاده است که از یکی رسالت و از دیگری امامت به وجود آمده است. نخستین حادثه، نزول وحی بود که رسالت پیامبر گرامی اسلام(ص) را در برداشت و دومین حادثه نیز در هیجدهم ذیحجه سال دهم هجرت در مسیر بازگشت پیامبر گرامی اسلام از مراسم حجة الوداع اتفاق افتاد.

در این روز بزرگ، رسول گرامی اسلام(ص) به امر الهی در مسیر بازگشت از مراسم حج، در محلی به نام غدیر خم حضرت علی علیه السلام، را به عنوان وصی و جانشین بعد از خود به همگان معرفی نمودند. در حقیقت انتصاب حضرت علی(ع) به امامت در واقعه غدیر خم، ادامه رسالت مهم پیامبر گرامی اسلام بود. بنابراین روز غدیر و انتصاب امیرالمومنین(ع) به امامت به اندازه روز بعثت و رسالت نبی گرامی اسلام(ص) دارای اهمیت می باشد.


نقل شده است که امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند. امام علی علیه السلام با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند. و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود. لذا این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.

 

پس شایسته است که به پاس قدردانی از این نعمت عظیم الهی و عرض ادب به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علی علیه السلام، عید سعید غدیر را در خانواده و اجتماع باشکوه فراوان برگزار نماییم و از برکات معنوی این روز عزیز بهره مند شویم.


نيت روزه غدير

در غالب روايات به نيت روزه ى شكر و سپاس بر نعمت ولايت آمده است.

ثواب روزه غدير

1. روزه ى روز غدير ثوابش برابر با روزه ى عمر دنيا است 

اگر زنده باشد تا زمانى كه دنيا باشد.

 [ العدد القوية: ص 166. بحار: ج 98 ص 302 و 321. وسائل: ج 7 باب 14 ح 4. ]

2. روزه ى اين روز نزد خداوند متعال با صد حج و صد عمره مقبول و مبرور برابر است.

 [ العدد القوية: ص 166. بحار: ج 98 ص 302 و 321. وسائل: ج 7 باب 14 ح 4. ]

3. روزه ى اين روز برابر با روزه ى 60 ماه است.

[ بحار: ح 98 ص 298 و 321 و 322. وسائل: ج 7 باب 14 ح 10.

 الفقيه: ج 2 ص 55 باب 25. اقبال: ص 465 و 466. بحار: ج 97 ص 112. ]

ثواب افطار دادن روز غدير

يكى از اعمال نيك در شرع مقدس اسلام افطار دادن به مؤمنين روزه دار است كه در كتب فريقين ثوابهاى زيادى براى آن ذكر شده است، و معصومين عليهم السلام ما را امر به آن كرده و خود به آن عمل نموده اند و بزرگان و خيّرين و مؤمنين اين عمل صالح را ارج نهاده و مداومت نموده اند و در ايام ماه مبارك رمضان و ليالى متبركه ديگر به اين سنت حسنه جامه ى عمل پوشانده اند.

يكى از آن ايام، بلكه طبق روايات افضل و اكبر و اشرف آن ايام شام عيد غدير است.

حضرت صادق عليه السلام فرمودند: كسى كه افطار دهد در آن شب مؤمنى را مانند كسى است كه اطعام كرده فئام و فئامى را تا اينكه ده فئام را شمردند. سپس حضرت عليه السلام از راوى پرسيدند: آيا مى دانى 'فئام' چيست؟ عرض كرد: خير.

حضرت عليه السلام فرمود: صد هزار،

 [ در بحار: ج 97 ص 118 از امام رضا عليه السلام حديثى نقل كرده كه مى فرمايد

 بعد از آنكه اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبه روز غدير در كوفه ثواب افطار دادن را فرمودند و كلمه 'فئام' ذكر شد و حضرت 10 بار فئام را تكرار كردند، شخصى از آن حضرت سؤال كرد: يا اميرالمؤمنين، فئام چيست؟ فرمودند: 200 هزار پيامبر و صديق و شهيد. چه كسى مى تواند اين عدد را كفالت كند از مؤمنين و مؤمنات؟ من ضامن هستم او را نزد خداوند متعال كه در امان باشد از كفر و فقر و اگر بميرد در آن شب يا روز بميرد بدون اينكه مرتكب كبيره اى شود اجر او بر خداست. ] و براى شخص اطعام كننده ثواب كسى است كه به همان عدد از انبيا و صديقين و شهدا را در حرم خداوند متعال اطعام كند و سيراب نمايد.

بعضى از معصومين عليهم السلام مانند حضرت رضا عليه السلام در روز غدير مجلسى براى افطار دادن مى گرفتند.

 [ اقبال: ص 461. ]

 آن حضرت فرمودند: كسى كه مؤمنى را در آن روز اطعام كند

 مانند كسى است كه جميع انبياء و صديقين را اطعام كرده باشد.

 [ اقبال: ص 465 و 466. ]

عقد اخوت

يكى از سنتهاى حسنه در شرع مقدس اسلام عقد اخوت بين مؤمنين است كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله هم با على بن ابى طالب عليه السلام عقد اخوت بستند. در روز غدير به اين عمل حسنه تأكيد بسزايى شده است تا آنجا اگر كسى خواست با ديگرى پيمان اخوت ببندد و امكان حضور با برادر دينى اش را پيدا نكرد به كسى وكالت دهد كه آن عقد را بخواند.


 آنچه در این مختصر تقدیم می گردد آدابی است که بزرگان دین به منظور گرامی داشت این روز عزیز تعلیم فرموده اند:

 

اعمال و آداب روز عید غدیر

 

در بیان ائمه علیهم السلام برای این روز بزرگ اعمالی وارد شده است که 

در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:

 

* تحکیم بیعت با ولایت

همان گونه که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله بعداز نصب حضرت علی علیه السلام به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند، 

در سال روز آن حماسه جاوید، تجدید آن بیعت سفارش شده است.

 

* تبریک گفتن

حضرت امام رضا علیه السلام، می فرماید: «روز عید غدیر خم روز تهنیت گویی است.

 بعضی از شما به بعض دیگر تهنیت بگوید و هرگاه مؤمنی با برادرش برخورد کرد بگوید:

 الحمدللّه الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایة أمیرالمؤمنین و الائمة سلام الله علیهم.»

 

* اظهار سرور و شادمانی

در وصف شیعه و شیعیان گفته شده است که به شادی ما ائمه شادند و به حزن ما محزون؛ و مسلّم است که عید غدیر شادی بخش ترین عید ائمه است و شادمانی شیعه در این روز فرض است.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «حقا که روز غدیر روز عید فرح و سرور است». همچنین از امیر المومنین علی علیه السلام نیز نقل شده است که ایشان فرمودند: «در روز عید غدیر اظهار فرح و شادمانی کنید و برادران مسلمان خود را نیز شاد گردانید.»

 

* مصافحه کردن

مصافحه یا دست دادن از آداب اسلامی است و در روز عید غدیر به آن تاکید بیشتری شده است. امام علی علیه السلام می فرمایند: «روز عید غدیر هنگامی که یکدیگر را ملاقات می کنید با هم مصافحه کنید.»

ذکر مخصوصی نیز در این روز هنگام مصافحه سفارش شده است که عبارت است از؛ «الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام؛ سپاس خدای را که ما را از جمله درآویختگان به ولایت امیرالمؤمنین علی و ائمه علیهم السلام قرار داد.»

 

* آراستن و پوشیدن لباس نو

از دیرباز عیدها و جشن ها با نظافت، غبارزدایی، پیراستن و آراستن همراه بوده است و شیعیان باید این روش ها را برای عید غدیر نیز رعایت نمایند. چرا که حضرت امام رضا علیه السلام، می فرمایند: «روز غدیر، روز آراستن و زینت است. پس هر کس برای روز غدیر، زینت کند، خداوند هر خطای کوچک و بزرگ او را می آمرزد و فرشتگانی را به سوی او می فرستد، آنان نیکی های او را می نگارند و مراتبش را تا عید غدیر سال آینده بالا می برند. اگر او جان دهد، شهید مرده است و اگر زیست کند، خوشبخت زیسته است.»

حضرت امام صادق علیه السلام نیز می فرمایند: «یکی از وظایف روز غدیر این است که مؤمن تمیزترین و گرانقدرترین جامه های خویش را بپوشد.»

پس چه زیبا خواهد بود که سردر منازل و اماکن عمومی تجارتی و اداری چراغانی شود تا شامل این پاداش بزرگ گردد.

 

* استفاده از بوی خوش

اسلام درباره به کارگیری بوی خوش و زدن عطر، بسیار سفارش کرده است.

 به خصوص در ایام عید سعید غدیر سفارش ویژه ای نسبت به این سنت خوب شده است.

 امام صادق علیه السلام، در پی وظایف مؤمن در روز غدیر فرمودند: 

«و مؤمن به اندازه توان و دست باز بودنش بوی خوش استعمال کند.»

 

* پیمان اخوت و برادری

از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است. و به همین منظور پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله بین مسلمانان مهاجرین و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی علیه السلام را با خویش برادر نمود و در برخی از زیارات که خطاب به پیامبر صلّی الله علیه و آله می خوانیم: «السلام علیک و علی اخیک علی بن ابیطالب علیه السلام» اشاره به همین برادری است. پیمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدیر است و صیغه مخصوصی دارد که در مفاتیح الجنان آمده است.

 

* احسان و انفاق

احسان و انفاق از دستورات ویژه اسلامی است. اما در ایام بزرگی مثل عید غدیر بر آن تأکید بیشتری شده است. در سیره امام حسن علیه السلام است که ایشان روز عید غدیر مهمانی می داد و شخص امام علی علیه السلام نیز در آن مراسم شرکت می کردند.

 

* صله رحم

صله رحم از پسندیده ترین آداب اسلامی است و شرع مقدس اسلام بر این مطلب تأکید فراوان نموده است. اما در روز عید غدیر بر این نکته سفارش بیشتری شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «از کارهایی که در روز عید غدیر مستحب است صله رحم است.»

 

* دیدار با مؤمنان

زیارت برادران مؤمن از سنت های مهم اسلامی است؛ لیکن در روز عید غدیر، دید و بازدید به عنوان یکی از شعائر مذهبی و ولایی بیشتر مورد سفارش قرار گرفته و پاداش افزونتری دارد.

حضرت امام رضا، علیه السلام، می فرمایند: «هر کس که در روز غدیر به دیدار مؤمنی برود خداوند هفتاد نور در قبرش داخل کند و قبرش را بگستراند، و هر روز هفتاد هزار فرشته به زیارت قبرش آید و به او مژده بهشت دهد.»

 

* رفع حاجت مؤمنان

رفع حاجت مومنان از جمله اعمالی است که اسلام برای آن ارزش خاصی قائل شده است 

و ائمه آن را از چند طواف برتر می دانند. در روز غدیر این عمل فضیلت بیشتری دارد

. امام علی علیه السلام فرمودند: 

«کسی که مؤمنان را در روز غدیر تکفل کند نزد خدای متعال من ضامنش هستم که از کافر شدن 

و پریشان شدن /فقر و فلاکت/ در امان باشد.»

 

* غسل کردن

امام صادق، علیه السلام، فرمودند: «هنگامی که روز غدیر فرا برسد باید در فراز آن [هنگام ظهر] غسل کرد.»

 

* تشکیل اجتماع در روز عید غدیر

به جهت یادآوری روزی که پیامبر صلّی الله علیه و آله به امر خداوند علی علیه السلام را به امامت امت اسلامی نصب کرد، بجاست در مراکز گوناگون گرد آییم و به یاد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشیم.

ائمه علیهم السلام سفارش کرده اند که به جهت یادآوری مقام محمد صلّی الله علیه و آله و خاندان او علیهم السلام اجتماعات تشکیل بشود؛ و خود نیز از این گونه اجتماعات برپا می داشتند.

 

* دعا، روزه و عبادت

روزه و دعا از اعمالی است که در همه اعیاد مورد سفارش و تأکید است خاصه در روز عید غدیر. حسن بن راشد گوید: از امام صادق علیه السلام درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمودند: «این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستید.»

روزه عید غدیر از مستحباتی است که مکرر به آن سفارش شده است. امیرالمؤمنین علیه السلام، در خطبه ای که در روز عید غدیر ایراد کردند فرمودند: «روزه عید غدیر از مستحباتی است که خداوند بدان فراخوانده است.»

حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: «بر شما لازم است که که در روز عید غدیر برای سپاسگزاری از خداوند و ستودن او، روزه بگیرید.»

شخصی از امام صادق علیه السلام پرسید: «چه کاری شایسته روز غدیر است و چه عملی در آن، استحباب دارد؟ حضرت پاسخ دادند: روزه و...»

امام صادق علیه السلام، درباره پاداش روزه عید غدیر فرموده اند: «روزه داشتن در روز عید غدیر پاداشی معادل روزه گرفتن در همه عمر دنیا را دارد.»

و فرموده اند: «روزه داشتن روز عید غدیر خم، کفاره گناه شصت سال است.»

 

* افطاری دادن

از اعمالی که به انجام آن در روز عید غدیر سفارش شده است؛ افطاری دادن به روزه داران است. حضرت علی علیه السلام فرموده اند: «کسی که در شامگاه عید غدیر، به یک مؤمن افطاری بدهد، گویا یک میلیون نفر از پیامبران، شهیدان و صدیقان را افطاری داده است. حال چگونه است پاداش کسی که گروهی از مردان و زنان را افطاری دهد. و من ضامنم بر خدا که از کفر و فقر آسوده گردد و اگر در همان روز یا همان شب تا عید غدیر سال دیگر بمیرد، بر خداوند است پاداش او.»

 

* اطعام

از سنت های مؤکد دیگر در روز عید غدیر پذیرایی از مؤمنان است. امام صادق علیه السلام، درباره یکی از وظایف عید غدیر فرموده اند: «و برادرانت را طعام ده.»

 

* ابراز برائت

روز غدیر روز بیزاری از کسانی است که با نپذیرفتن امامت حضرت علی علیه السلام، آشکارا با خدا و با پیامبر خدا مخالفت نمودند و بزرگترین جنایت و خیانت را به تاریخ بشریت کردند و در حقیقت این عدم پذیرش سرآغاز تمام بدبختی ها و بیچارگی ها بود. بنابراین روز غدیر، روز برائت از این همه ستمکاری و ستمکاران است.

در یکی از دعاهای روز غدیر آمده است: «و نبرأ ممّن یبرأ منه و نبغض من أبغضه؛ ما بیزاری می جوییم از آن کس که از علی علیه السلام بیزاری جوید و دشمن داریم آن کس که علی علیه السلام را دشمن دارد.»

 

* ذکر صلوات

حضرت رضا علیه السلام در وصف عید غدیر فرموده اند: «روز غدیر روز صلوات فرستادن فراوان بر محمد و آل محمد است.»

 

* نماز و نیایش

روز عید غدیر بهترین فرصت و موقعیت برای نیایش است؛ چرا که روز غدیر روز سپاس و ستایش به پیشگاه حضرت احدیت است. حضرت رضا علیه السلام می فرمایند: «روز غدیر روزی است که خداوند، بر توان کسی که او را نیایش کند، می افزاید.» و همچنین فرمودند: «روز غدیر روزی است که دعا در آن مستجاب می گردد.»

نماز عید غدیر دو رکعت است که باید در هر رکعت پس از حمد، ده مرتبه سوره توحید، ده مرتبه آیةالکرسی و ده مرتبه سوره قدر را خواند. وقت نماز نیم ساعت پیش از ظهر است و پاداش این نماز برابر است با صدهزار حج و صدها هزار عمره؛ همچنین کسی که این نماز را بخواند، هر چه از خداوند بخواهد برآورده شود.

 

* زیارت

زیارت یکی از سنن سازنده اسلامی است چه از نزدیک چه از دور. زیارت یک پیوند معنوی بسیار قوی بین شیعه و مقدسات اوست. از جمله آنها زیارت حضرت علی علیه السلام، از دور و نزدیک است.

امام رضا علیه السلام به پسر ابی نصر فرمودند: «هر جا که باشی در روز عید غدیر در بارگاه امیرالمؤمنین، علیه السلام، حاضر باش. بی تردید، خداوند، گناهان شصت ساله هر مرد و زن مؤمن را می آمرزد و چند برابر آنچه در ماه رمضان، شب قدر و شب عید فطر از آتش آزاد ساخته در آن روز آزاد می سازد.»

 

* خواندن دعای ندبه

طبق مدارک معتبر خواندن دعای ندبه در چهار عید مستحب است؛ جمعه، فطر، قربان و غدیر. توجه به فرازهای این دعا بخصوص آن قسمت که در رابطه با غدیر و خلافت حضرت علی علیه السلام، می باشد ضروری است.

 

* دلجویی و مهرورزی متقابل

حضرت رضا علیه السلام، روز غدیر را «یوم التودّد» خواندند؛ یعنی روز مهر ورزیدن. بنابراین در چنین روزی باید معتقدان به ولایت، غم را از دل دوستان حضرت علی علیه السلام به هر نحوی که مقدور باشد برطرف نمایند.

 

* ایجاد زمینه های شادمانی

عید غدیر یادآور بزرگترین و گرانقدرترین خاطره اسلام است خاطره استمرار رسالت پیامبر، صلّی اللَّه علیه وآله، با امامت علی، علیه السلام. در چنین روزی نه تنها خود باید دلشاد باشیم بلکه باید زمینه شادمانی دیگر برادران ایمانی راهم فراهم سازیم.

حضرت رضا علیه السلام می فرمایند: «[در روز غدیر] هر مرد و زن مؤمنی را شادمان سازید.»

 

* گشاده دستی نسبت به خانواده

یکی از دستورات اسلام ایجاد زمینه های لازم در جهت راحتی و آسایش خانواده است و به مناسبت عید غدیر تاکید بیشتری شده است. حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: «[در روز غدیر] مرد باید برای خانواده خود گشایش بیشتری فراهم کند.»

 

* هدیه دادن

هدیه دادن و گرفتن با توجه به ضوابط شرعی کار پسندیده ای است و اثرات روانی خاصی مخصوصاً در کودکان و نوجوانان دارد و بهترین موقعیت هدیه دادن عید غدیر است.

حضرت رضا، علیه السلام، عید غدیر را روز هدیه و بخشش می نامد و می فرمایند:

 «[روز غدیر] روز بخشش و هدیه دادن است.»



فراخوان بزرگ برای وهابیت(مسابقه بزرگ بدون محدودیت زمانی)


 عزیزان اهل سنت
اگر پیامبر در سقیفه بود بین علی و ابوبکر با کی بیعت میکرد؟؟؟

 آیا جناب عمر آدم شجاعی بوده؟

پس زحمت بکشید بفرمایید در جنگ ها چرا فرار می کرده؟

یا

روایتی بیاورید که بینی یک کافر را خون انداخته  باشد...

بجای فحش جواب بدهید و از خودتان دفاع کنید...


البته حضرت عمر بسيار براي اسلام زحمت كشيده اند

 و از شجاعت ايشان همين بس كه به رسول خدا فرمودند

این مرد درد بهش غلبه کرده دیوانه شده داره هذیان میگه..

ايا اين شجاعت كم است؟

 چه كسي مي توانست چنين جسارتي به رسول بكند اما عمر توانست

 تفضيل آن در لينك زير

http://kheyme133.ir/Forum/Catgory/290/Post/1735

شجاعت ديگر عمر در كشيدن پيراهن رسول الله بوده كه باز هم كسي جرات چنين جسارتي را نداشته

 اما عمر شجاعت به خرج داد تفصيل در لينك زير

http://kheyme133.ir/Forum/Catgory/290/Post/1736

و همچنين توهينات ديگر و شجاعت هاي ديگرش را در لينك زير جويا شويد
http://kheyme133.ir/Forum/Catgory/290/Post/1706

شجاعت علمي ديگر او جسارت به قران است كه تفصيل در لينك زير است
http://kheyme133.ir/Forum/Catgory/290/Post/1710

شجاعت ديگر او دروغ بستن به رسول بود كه هيچ كس توانايي چنين كاري را نداشت
http://kheyme133.ir/Forum/Catgory/290/Post/1826

شجاعت ديگر او رافضي بودن او است كه تفصيل در لينك زير است
http://kheyme133.ir/Forum/Catgory/290/Post/1740

از شجاعت هاي ديگر عمر بن خخطاب تهديد به اتش زدن در خانه

 مولانا سيدنا سرور جهانيان امامنا علي ع است تفصيل در لينك زير

http://kheyme133.ir/Forum/Catgory/290/Post/1792

همه اينها بخشي از شجاعت هاي حضرت عمر بن خطاب رض است ..


شیعه جهنم نمی ره

دو وهابي موقع سوارشدن به هواپيما 

متوجه شدن يکي از مسافران شيعه است . . .

قرارگذاشتن که اذيتش کنن؛

اولي به دومي گفت:ميخواستم تعطيلات برم لبنان؛

اماشنيدم اونجاشيعه زندگي ميکنه؛

پيشنهادشناسنامه بحريني به من شد اما نپذيرفتم؛

چون اکثريت شيعه هستن . . .


فکر کردم برم عراق شنيدم که عراق هم پرازشيعه است؛

رفيقش گفت:خب چرانرفتي اروپا?? گفت:اونجاهم تشيع منتشر شده

 توخيابونا؛ هرجا بري بهشون برميخوري. . .

همينطور ادامه دادن تا خشم اين مسافر شيعه رو در بيارن؛ 

مسافر شيعه هم با کمال خونسردي بهشون روکرد وگفت:

چرا به جهنم سفر نميکني ؟

شنيدم اونجا تنها جاييست که شيعه ندارد !!!