برای فرهاد مجیدی; منتظرت میمانیم هفتِ مقدس!
سایت گل- فرهاد مجیدی هم رفت! اولین واکنشی که پس از خواندن این تیتر به ما دست داد بغضی بود که اجبارا باید در گلو خفه می شد.
او ستاره ایست که برای میلیون ها استقلالی یاد آور روزهای به یادماندنی پیروزی بود. روزهایی که بچه های کوچه و خیابان در گل کوچکشان پس از گلزنی با یک دست روی قلب به تقلید از وی به شادی پس از گل می پرداختند. و یاد آور هزاران خاطره ی خوب دیگر...
مجیدی جزو آخرین نسلی بود که دوست داشتیم شبیه او باشیم؛ جزو آخرین اسطوره های فوتبال ما.
آقای مجیدی! آنقدر که وسعت داشتی ما از دیدن فوتبالت لذت نبردیم ولی هنوز هم خداحافظی ات را باور نکرده ایم. تو در 35 سالگی هم از جوان 20 ساله ی ما آماده تر بودی تا هنوز هم این شعر را بشنویم که فرهاد نرو و ببینیم آنهایی را که تا آخر عمر مسببان خداحافظی ات را نخواهند بخشید.
منتظرت می مانیم هفتِ طلایی, اما در جایی دیگر. برای دیدنت روی نیمکتِ استقلال لحظه شماری میکنیم. برای روزی که خواهی آمد و انتقامت را خواهی گرفت.
برای دیدنِ روزی که استقلال با تو موفقیت را تجربه کند. روز هفتم از ماه هفتم سال برای ما خوش یمن نبود. اما تو می آیی.. منتظرت میمانیم...
در نهایت با اعلام این تصمیم ناگهانی مجیدی با همان تصویر تاریخی ؛ لحظه اخراج در بازی الغرافه - پرسپولیس با هوادارانش وداع می کند. تصویری که غرور استقلالی ها را بر می انگیزد...4 انگشتی که نماد یک دوره طلایی است. دوره بازگشت یک مهاجم محبوب. فرهاد مجیدی. کسی که بعد از جدایی از استقلال در 13 سال پیش و سفر به اروپا و سپس لیگهای عربی سالی سال استعداش را از فوتبال ایران دریغ کرده بود.
مجیدی یک مهاجم باطراوت و مدرن بود. حالا که نگاه می کنیم با همه توفیقات باشگاهی او به اندازه استعداش در این فوتبال ندرخشید؛ به خصوص در تیم ملی.
به هر حال ؛ بدرود. دلتنگ تو خواهیم بود فرهاد مجیدی.
دوست داشتم با پیراهن استقلال از فوتبال خداحافظی کنم / فرهاد مجیدی:این یک جدایی ناخواسته است؛: مثل
وقتی 15 سال پیش به تیم محبوبم استقلال پیوستم، هرگز تصور نمی کردم روزی با حمایت هواداران پر شور و دوست داشتنی آبی دل استقلالی به جایگاه کنونیام رسیده که در آستانه 36 سالگی ، هنوز با تمام وجود و با ذره ذره توانم برای هواداران بتوانم به میدان بروم.
بازیکن و کاپیتان استقلال بودن، افتخاری است که برای " فرهاد مجیدی" فراموش شدنی نیست. بازی کردن در تیمی که بزرگانی چون شادروان ناصر حجازی، علی جباری و حسن روشن روزگاری در آن عضویت داشتند یا پوشیدن پیراهن شماره 7 که در گذشته بر تن تکنیکی ترین بازیکن آسیا " مجید نامجو مطلق " بوده یا بستن بازوبندی که بر دستان ستارگانی چون برادران بیانی و جواد زرینچه بوده برای " فرهاد " فرزند کوچک خانواده بزرگ استقلال مایه اعتبار و افتخار است .
در این مدت در شادی و غم های زیادی با هواداران عزیز سهیم بوده ام . با شادی هوادار خندیدم و با گریه آنها اشک ریختم. پیروزی های دربی، جشن قهرمانی های لیگ برتر و جام حذفی ، شکست ها و از همه غم انگیز تر از دست دادن اسطوره تاریخ باشگاه استقلال ناصرخان حجازی كه روز تلخی برای من و هواداران بود، هیچگاه از خاطرم نمی رود.
با عنایت خداوند متعال، حمایت هواداران و لطف نام بزرگ و پیراهن آبی" استقلال" به آرزوهای مادی و معنوی خویش رسیده ام و مانند آقایانی که با خودخواهی ، همواره استقلال را مدیون خود می دانند یا در نبود خود ذلت استقلال را آرزو می کنند، فکر نمی کنم. هر چه دارم از استقلال و هوادارانش است و هر کجا که باشم برای سربلندی استقلال تلاش خواهم کرد. اما امروز ، پس از تحمل و سپری کردن روزهای سخت و فرا رسیدن روزهای آبی رنگ زندگی ورزشی ام ، می خواهم سخت ترین تصمیم زندگی ام را برای هواداران بازگو کنم .
طرفداران دوست داشتنی،
بر حسب صبر و تعصب تا به امروز سکوت کردم (حتی در روزهایی که در اوج آمادگی و بنا به سلیقه فنی! نیمکت نشین بودم صحبتی نکردم تا آرامش تیم و مجموعه استقلال برهم نخورد) و برای اثبات خویش تلاش و مبارزه کردم اما امروز وقتی می شنوم که آقایان عامل ناکامی تیم را تشویق فرهاد مجیدی توسط هواداران خونگرم استقلال می دانند برایم تاسف آور است . قطعا روزی با وجود و حضورم برای سربلندی استقلال تلاش کردم اما در این روزها اتفاقاتی افتاد و صحبتهایی شنیدم که به این نتیجه رسیدم باید برخلاف میل باطنی ام از فوتبال خداحافظی کنم .
علیرغم پیشنهادات بسیار از تیمهای داخلی از ابتدای فصل تاکنون، نتوانستم در ایران پیراهنی جز پیراهن آبی بپوشم و بسیار مایل بودم با حضور در تیم محبوبم استقلال به همراه دیگر بازیکنان بتوانم جام قهرمانی لیگ و حذفی را فتح کنم و در نهایت با پیراهن استقلال از میادین فوتبال برای همیشه خداحافظی کنم که این امکان فراهم نشد و گویا تقدیر برای من این چنین بود.
هر کجا که باشم خود را سرباز استقلال می دانم و امیدوارم در آینده، در کسوت های دیگر بتوانم دین خود به هواداران پرشور استقلال را با کسب جام های متعدد، ادا نمایم.
در این جا لازم می دانم از کلیه مدیران، کارشناسان، مربیان، بازیکنان، کادر پزشکی، تدارکات، پشتیبانی تیم و نیز ارباب جراید که در ادوار مختلف، اسباب زحمت آنها را فراهم نمودم، سپاسگزاری نمایم .
در پایان ، از هواداران متعصب و دوست داشتنی استقلال که همواره در سرما و گرما مرا مورد حمایت و تشویق خویش قرار داده، صمیمانه قدردانی کرده و امیدوارم عذر "جدایی ناخواسته" سرباز خویش را پذیرا باشند .
بی گمان هیچگاه خود را از استقلال جدا ندانسته و الطاف، حمایت ها و تشویق های هواداران پر شور و فهیم استقلال از خاطره ام پاک نخواهد شد و هر جا که باشم برای موفقیت آنها دعا خواهم کرد .
به امید قهرمانی استقلال در مسابقات داخلی و بین المللی و سرافرازی و تندرستی هواداران عزیز انشاءا…
برادر کوچک شما
فرهاد مجیدی
اختصاصی گل / فرهاد مجیدی : قبول این شرط بی احترامی به تاریخ استقلال بود ! من برای آرزوهایم زندگی می
از سوی دیگر در صفحات اجتماعی اینترنتی هم این موضوع تبدیل به مهمترین سوژه روز شده است . امیر قلعه نویی گفته است که نکونام حتی با حضور مجیدی هم کاپیتان استقلال خواهد بود . فرهاد در گفت و گوی کوتاه با سایت گل به چند سئوال پاسخ داد :
بعد از مصاحبه یک ماه قبل شما علیه قلعه نویی باورکردنی نبود که به استقلال برگردید !
من برای آرزوهایم زندگی می کنم . همیشه دوست داشتم با پیراهن استقلال از فوتبال خداحافظی کنم . برای همین دوست داشتم برگردم با یک جام قهرمانی از فوتبال وداع کنم اما فعلا باید برای این آرزو صبر کنم !
مذاکرات شما با فتح الله زاده به کجا رسید ؟
مذاکره ما اصلا طولانی نبود . چون من اصلا بحث مالی نداشتم . اما در نهایت آقای فتح الله زاده به نقل از سرمربی اعلام کرد که حتی با حضور من هم کاپیتان تیم نکونام خواهد بود
واکنش شما در قبال این موضوع چه بود ؟
هیچی . وقتی از زبان فتح الله زاده شنیدم کلی با هم خندیدیم !
چه دلایلی برای نپذیرفتن این شرط داشتید ؟
پذیرفتن این شرط توهین به تاریخ استقلال بود . من به احترام هواداران استقلال و شخصیت خودم و از همه مهمتر پیشکسوتان استقلال این شرط را نپذیرفتم . تاریخ استقلال مملو از بازیکنان بزرگ و موفق است و همیشه بازوبند کاپیتانی در استقلال چند کاندید مطرح و استقلالی داشته است .
فکر نمی کنید که قلعه نویی این شرط را گذاشته که شما به استقلال برنگردید ؟
مردم بهتر از ما حقیقت را می دانند . فعلا ترجیح می دهم سکوت کنم
سایت گل- در روزهای گذشته حرف و حدیث های زیادی در مورد بازگشت یا عدم بازگشت فرهاد مجیدی به جمع آبی پوشان مطرح شد ولی حالا باید این موضوع را منتفی شده بدانیم.
به گزارش سایت گل، سرمربی آبی ها از چند روز پیش اعلام کرد که جواد نکونام کاپیتان اول استقلال است و در واقع قلعه نویی سنگ بزرگی را جلوی پی مجیدی انداخت تا هم او به استقلال نیاید و هم اینکه خودش را از این ماجرا کنار کشد.با این شرایط قابل پیش بینی بود که مجیدی حاضر نیست در شرایطی به استقلال برگردد که بازوبند کاپیتانی در اختیار نکونام باشد و در نهایت همین اتفاق هم افتاد.
مجیدی در مورد اتفاقات یکی دو هفته اخیر و بحث بازگشت به استقلال می گوید:« فتحاللهزاده تماس گرفت و گفت استقلال به حضور من نياز دارد و بنا به درخواست قلعه نويي با من تماس ميگيرد.من هم قبول كردم به تهران بيايم،هر چند كه در آن موقع در حال مذاكره با مديران یکی از باشگاههای اماراتی بودم و به اصرار فتحاللهزاده و به احترام هواداران آمدم.حتي وقتي فتحاللهزاده گفت مشكل مالي داريم، بحثي از پول نكردم و به پيشنهاد تيم اماراتي جواب منفي دادم.»
او تاکید می کند:« همه چيز براي امضاي قرارداد فراهم بود، اما وقتي بحث كاپيتاني پيش آمد فتحالله زاده به نقل از قلعه نويي گفت كه كاپيتان تيم نكونام است. من براي نكونام احترام زيادي قائل هستم و او كاپيتان تيم ملي است اما فراموش نكنيد اينجا استقلال است و باشگاه چارچوب خاص خود را دارد.وقتي آقايان اين حرف خندهدار را زدند، به فتحاللهزاده گفتم اين شرط را نميپذيرم و قضاوت را بر عهده مردم ميگذارم و براي استقلال آرزوي موفقيت ميكنم.»
برای آقایان متاسفم الان اعصاب حرف زدن ندارم ولی حرف هایم را خواهم زد
تولدت مبارک کاپیتان محبوبم
دوستت دارم کاپیتان محبوبم
دوستان ببخشید اگه بد بود و زودتر نوشتم دیگه مجبور بودم فردا تولد خودمه پس فردا هم تولد کاپیتانمون به امید بازگشت فرهاد و جدایی کلاغ صفت ها از استقلال