از عرفان دراويش تا عرفان ابن عربي

از عرفان دراويش تا عرقان ابن عربي

نقدي در آرا استاد جباري در باب قوس نزول آفرينش و حقيقت شب قدر

معمولا وقتي انسان كم مايه ي همچو من، بخواهد نوشته اي در نقد برخي نظرات استاد گرانقدر، جناب آقاي دكتر اكبر جباري انديشمند بزرگوار و محقق فتياني سياه كند، كه به حمد الله به زيور شاگردي روحانيت انقلابي و مجاهدان رباني آراسته هستند، انتظار دارم، قلم برخطاهاي مشهود اين حقير فرو بسته و با مناعت طبع و با روح بزرگ خويش وجيزه حقير را بنگرد.

سبب نگارش اين وجيزه هم به زعم اينجانب نگاه ناقص حضرت استاد به انديشه متعالي ابن عربي و عرفاي الهي درباره مقام والاي دردانه آفرينش و قوس نزول عالم بشريت و حقيقت شب قدر است كه متاسفانه در دام نگاه روايي به حقيقت وجودي بي بي دوعالم فروغلتيده اند.

آنچنانكه مشخص است، استاد جباري تلاش دارد با تشكيك در روايات تاريخي، از التهابات حوادث صدر اسلام بكاهند و بر وحدت امت اسلامي بياقزايد. شاهد اينگونه انديشيدن ايشان هم اين تصور است كه با توجه به روايت مخدوش تاريخي، كه اگر مسلم هم دانسته شود، دليلي براي كوبيدن بر طبل شهادت بانوي دو عالم نيست، پس نيكوتر آن است كه از واژه رحلت بهره گرفته شود.

از ديگر سو معتقد هستند ريشه نفاق و تفرقه امروز جهان اسلام در اختلافات و دشمني هاي تاريخي فرق اسلامي است. اين انديشه به غايت مصلح گرايانه كه از بينش عميق عرفاي الهي از حقيقت دين نشات گرفته است، بي شك يگانه راهكار وحدت جهان اسلام است كه درك و فهم آن نياز به يك انقلاب فرهنگي در جهان اسلام دارد و غايت حركت انقلاب اسلامي ايران به زعامت امام خميني بر اين مبنا استوار شده است. اما آنچه من را بر آن داشت بر انديشه استاد حكمي تعريضي داشته باشم، همانطور كه عرض كردم نه از باب نگاه مصلح گرايانه عرفاي الهي است كه غايت انقلاب اسلامي است، بلكه از نگاه ناقص استاد عزيز به حقيقت مخفيه قوس نزول رحمت الهي باز مي گردد. براي فهم مسئله نياز است شمه اي از نگاه عرفاي الهي كه سر سلسله آن به عارف الهي شيخ اكبر، محي الدين عربي باز مي گردد، اشاره نمايم.

عرفا معتقد هستند نام ها و القاب و زندگاني هر امام و انسان كاملي نشان دهنده حقيقت وجودي آن امام و انسان كامل است. از همين روي دختر پيامبر رحمت العالمين و همسر غيرت الله و اسدالله هم از اين قاعده مستثني نيست. عرفاي الهي با نگرشي كاملا عقلي و ايضا شهودي معتقد هستند دردانه آفرينش و پاره تن پيامبر، حقيقت شب قدر است كه در قوس عالم كبير به عالم صغير، سير نزول فيوضات الهي به عالم وجود مي باشد و الطاف خفيه مخفيه ايشان در عالم ساري و جاري است.

عرفا معتقد هستند سير زندگاني دردانه خلقت و بهانه آفرينش مظهر ليله و اختفا است. اين مقام هم به دليل خلقت تكويني ايشان و هم به جهت حوادث دردناك در زندگي ايشان بويژه پس از عروج جسماني پدر ايشان بوقوع پيوسته است، مي باشد.

عرفا به همين خاطر معتقد هستند به خاطر سير زندگاني پاره تن رسول خدا ذات لايزال هستي در يك پارادكس بزرگ گرفتار آمده است. پدر اين بانو، رحمت للعالمين است و شوهر او اسدالله است و جملگي از حق خود گذشت كرده است تا بشريت در عصر رسالت رحمت للعالمين به صراط مستقيم هدايت شوند. به همين منظور خداوند متعال تا زمان ظهور منتقم بانوي دو عالم، وجود نازنين يگانه بهانه آفرينش عالم را مخفيه و ليله قرار داد.

بر همين مبنا عرفا معتقد هستند حتي سوگواري براي بي بي دوعالم نيز بايد متناسب با اسم ليله و مخفيه ايشان باشد. در همين راستا عرفا معتقد هستند مهم ترين نكته در اين ماجرا كتمان مصائب و حقيقت وجوديه ايشان تا زمان ظهور منتقم است تا در  هدايت عالم گير عصر پيامبر رحمت العالمين خللي وارد نشود.

 با توجه به اين مباني كه توضيح داده شد دو خطاي فاحش از استاد سر زده است.

ايراد اول به غايت منظور استاد در رحلت ناميدن وفات پاره تن ختمي مرتبت مي گردد. في الواقع حضرت استاد بي اعتنا به لب انديشه عرفاي الهي به باز نمودن تنور داغ اين بحث اقدام كرده اند و متاسفانه شيپور را نيز از سر گشاد آن نواخته اند. حضرت استاد به اشتباه در نقطه اي كه امر به سكوت صادر شده است و از حمله و عقب نشيني منع شده اند، بر عكس غالب شيعيان دو آتيشه كه جواز حمله را صادر مي كنند، جواز عقب نشيني از مواضع را صادر نموده اند و عملا تكميل كننده پازل افراطيون در اين باب شده است. استاد عزيز معترف هستند اگر در عصر رسالت رحمت محمد مصطفي، تندرواني كه با لعن و نفرين علني به پيروان اهل سنت باب مواضع افراطي را گشوده اند و مانع وحدت جهان اسلام شده اند و بهانه به دست دشمنان مي دهند مواضع عقب روانه ايشان نيز دل هاي مال آمال به عرفاي الهي و طريق ميانه را به درد مي آورد.

مهم تر آنكه با طرح اين ديدگاه نه تنها به رفتار و اعمال دسته اول مشروعيت مي بخشد بلكه انسجام دروني محبين اهل بيت را هم مخدوش مي كنند. پس سزوار آن است همچو ديگر عرفاي الهي در اين باب طريقه كتمان را در پيش بگيرند تا در عصر ظهور باب اعاده حق غيرت الله و اسدالله فراهم شود.

ايراد دوم نيز به روش شناسي استاد براي نيل به هدف خود بر مي گردد. استاد عزيز بر خلاف مشرب عرفاي گرانقدر الهي در اين باب به جاي نگاه عقلي و شهودي به مسئله، نگاهي كاملا روايي براي به نتيجه رسيدن به خواسته خود در پيش گرفتند. در صورتي كه اگر به مشرب عقلي عرفاي الهي رجوع مي كردند مي دانستند از نظر عرفا تا زماني كه قائم مضطر منتظر ظهور نكند، باب هر گونه مجادله در اين باب مكروه است. به عبارت ديگر حضرت استاد تلاش كرده است، با تشكيك در روايت تاريخي به مقصود خود مبني بر جواز عقب نشيني از شهادت پاره تن رسول خدا دست يازند، در حاليكه اين مسئله مقوله اي كاملا عقلي و شهودي است و تبعيت از اين روش شناسي منجر به سكوت و كتمان حقيقت مي شد كه متاسفنه با در پيش گرفتن روش شناسي روايي و تشكيك در روايت هاي تاريخي تلاش كردند به مقصود خود دست يابند.

اميد آنكه اين نوشته در جهت تحقق كرسي آزادانديشي مقبول افتد و پاسخ استاد جباري زينت آن گردد.

خدایا خدایا

خدایا خدایا

تا انقلاب مهدی

از نهضت حسینی

احمدی دلاور

بت شکن بسیجی

رابین هود جنگلی

مبشر حقيقي

فدایی رهبری 

از شر نامحرمان

چپی ها و راستی ها

مدعیان بصیرت

محافظت بگردان

کاسبین انگلیسی

جلبک های صهیونیستی

مفت خورهای امریکایی

از سرنوشت مرسی

هوشیارشان بگردان

 

 

رئيس جمهور و وزير امور خارجه چه كساني هستند؟

براي پاسخ به اين سوال كافي است به جمله بسيار با اهميت آقاي هاشمي رفسنجاني در جلسه معارفه دکتر ولايتي به عنوان رئيس مركز تحقيقات رياست جمهوري توجه كنيد"آقای ظریف دست پرورده‌های آقای ولایتی است"

دقيقا آن نكته اي كه در ميان هياهوهاي رسانه اي ناديده گرفته شد.

به راستي چرا در جلسه معارفه دكتر ولايتي، كهنه كار عرصه سياست كشور دست به افشاگري مي زند و كارمند ساده كنسول گري سانفرانسيسكو كشورمان را دست پروده ولايتي مي نامد و ولايتي و خودش را نماد هوشمندي در پذيرش قطع نامه 598.

پدر بزرگ ها عادت دارند كلام آخر را بگويند. سپس نقطه سر خط باشد و بازي جديدي را شروع كنند.

محمد جواد ظريف داشجوي روابط بين الملل دانشگاه ايالتي سانفرانسيسكو است. كسي كه ولايتي براي بازگشت او به محل ماموريتش با محتشمي پور وزير وقت كشور رايزني مي كند، تا دوران سربازي خود را در سازمان ملل بگذارند.

ديپلماتي كه تيترهاي روزنامه سلام لرزه به اندامش مي اندازد. يك بار رونامه سلام به دليل آنچه مواضع آمريكايي ظريف مي نامد دكتر ولايتي را تهديد به افشاگري عليه ديپلماتش مي كند.

بعدها وقتي ظريف وزير امور خارجه شد با تيتر روزنامه كيهان كمر دردش عود مي كند.

به نظر مي رسد هر چقدر وزير امور خارجه از مذاكره با كشورهاي غربي و غرولندهاي داخلي نمي هراسی به دل راه نمی دهد، اما از تيتر روزنامه ها لرزه به اندامش مي افتد و كمر دردش عود مي كند.

شايد به همين خاطر باشد وزير امور خارجه در هر سفرهايش به ژنو، چند ده برابر كارمندان وزارت امور خارجه خبرنگار با خود همراه مي كند و تسنيم را وا مي دارد زير پتو از او عكس يادگاري بگيرد.

ظريف دست پرورده و خلف صالح دكتر ولايتي است.

بازهم در ميان هياهوهاي رسانه اي خبر مهمي ناديده انگاشته شد.

سلسله ديدارهاي مشاور بين الملل امام خامنه اي يا بهتر بگويم رئيس فعلي مركز تحقيقات استراتژيك آقاي هاشمي رفسنجاني با جان كري.

ولايتي بارها ثابت كرده است مي تواند براي رئيس جمهورش در مناظره هاي انتخاباتي سنگ تمام بگذارد اگر چه اعتاب رئيس جمهور پیشین ترش را به دنبال داشته باشد و يك تنه منتقد تمام عيار سياست خارجي سيخكي جليلي باشد.

حالا هم بايد مزد زحمت هايش را بگيرد. هم از آن جهت كه بر عكس سال 84 تا آخر در رقابت هاي انتخابات باقي ماند و 24 ساعت از دسترس همه خارج شد و هم آنكه انتقادهاي تند و تيزش به دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي سكوي پرش كليد طلايي را فراهم ساخت.

امروز دست پروده او وزير امور خارجه است و دستگاه ديپلماسي كشور بر مدار خواسته هاي او مي چرخد.

به راستي چرا هاشمي خط پايان ظريف را رسانه اي كرد.

بازي جديد پدر بزرگ چيست؟

ولايتي چه نقشي در بازي جديد پدر بزرگ دارد. سكان مركز تحقيقات استراتيك مجمع تشخيص مصلحت نظام به دست ولايتي قرار گرفته است. آيا زوج ولايتي - هاشمي نقش راهبري ظریف - روحانی را بر عهده گرفته اند.

به نظر مي رسد دوباره هاشمي رفسنجاني به همه ثابت كرده است حرف، حرف اوست. حتي اگر عده اي باور نكنند.

پازل ها در حال تکمیل شدن هستند. پدر بزرگ دوست دارد تصویر مطلوب او در پایان کار دیده شود. عمارها اما دوباره گیرشان این است پازل ها چرا سرته گرفته شده است.

یادشان رفته با مقیاس قبل از 84 خودشان را تنظیم کنند. 

در قاموس سياست گفته اند، سياستمدار كسي است كه بتواند دشمنان خود را به نفع اهدافش به كار بگيرد. چه برسد به ولايتي و دكتر محمد جواد ظريف.

واپس نوشت:

*انتشار اين پست را به خاطر خواست رفيق شفيقی معلق كرده بودم. روزگار سپري شد تا خبر ديدار ولايتي با كري رسانه اي شد. به یکباره عنان از كفم ربود.

*عده اي خيال كرده اند ظريف خواب رياست جمهوري 96 را ديده است از بس كه اين ور و آن ور ولو شده است ولي من فكر مي كنم دارد براي رئيس ش راي جمع مي كند.

*دوستان منتقد ظريف و رغبای سیاسی ایشان توجه بفرمايند زياد غمباد مقبوليت ظريف را نداشته باشند. يك هزارم مصدق طرفدار ندارد. هزار برابر او بلاهت دارد.

* حداقل مصدق مي دانست كي خودش را به موش مردگي بزند. اين وزير ظريفمان به هر كس نا كسي مي رسد خود را به تمارض مي زند. شايد پست واپسينم در اين موضوع باشد.

 

   

اين پست طنز را از دست ندهيد

اولين پست من در وبلاگ انسيان مطلب طنزي بود به نام بزن تو سرم فقط نگو فتنه.

به نظرم رسيد دوباره آن را باز نشرش دهم تا دسته گل دوستان عمار پندار وطني بهتر مشخص شود

نيت كرده بودم بعد از انتخابات یه کوه آتشفشان در مزرعه پسته م راه بندازم که یه هو نفهميدم از کدوم قوطی عطاری فتنه را علم کردی.

جون من نباشه جون ابن سینای باهوش خودم یه یکی دو سالی تا انتخابات ریاست جمهوری باقی مونده  فیتیله این فتنه بازی را پایین بکش بزار نفسی تازه کنیم تا ما این حمار  لیس له فهما جریان انحرافی را یه حالی بدیم بتونیم واسه انتخابات خاکی تو سرمون بریزم.

قربونت بشم اون فشفشه بازی بر و بچ  هم یه تخلیه روحی اینوری و اونوری ها بود که حالشون از انتخابات گرفته بود گفتم واسه  اينكه تخلیه بشن يه سرگرمي سالم واسشون فراهم كردم. آخرش هم همه ماجرا سر ابن سینای من شكسته شد. منم بهش گفتم تا کار دست خودت ندادی یه مسافرت خارجه برو ولی مواظب باش اونجا را بهم نریزی ارز به اندازه کافی ندارم وثیقه برات بزارم.

آقاجون حالا هم که چیزی نشده با هر کی می شینی پا میشی و هر جا میری میگی فتنه و عقبه تاریخی فتنه.

حالا هم واسه اینکه خیالت راحت بشه می گم تمام حزب بازی و این جنگولک بازی ها تعطیل بشه همه را تو صف اصول گرایی می کنم. سر صف هم اصلاح طلبها و محمد جون را می ذارم ته صف هم می گم ابن سینای خودم از فرنگ برگرده اونجا وایسه. اون یکی دخترم هم میگم مواظب داداشش باشه یه وقت شیطونی نکنه.

به بردار حسین کیهانی هم میگم شوت به راست راست اصولگرایی را بنوازه همه حالش را ببرند و تا کار بیخ پیدا نکرده دوباره سنگيني انقلاب روی دوش ما باشه.

اگه بازم ته دلت یکم همچینی قرص نشده باشه، جهنم ضرر تمام بار انقلاب که بر استوانه نظام سنگینی میکنه را با همه تقسیم میکنم و یه شرکت سهامی راه می اندازیم.

از عزیزان عمارها هم در خواست مي كنم تا شانه هاشونو زیر بار امانت ارثیه اجدادي مون بزارن و از مواهب طرح هاي اقتصادي مستفيض بشوند. از همین موقوفه بزرگ جهان اسلام هم شروع می کنم تا بدونی ایندفعه شرکت سهامی خاص آقازاده ها نیست.

این بار این شرکت اختراعی ابداعي خودم با مسئولیت محدود و سهامی عام است که سودش مستقیم تو جیب خودم میره و از زحمات دوستان هم بهرمند می شیم.


چرايي نرمش قهرمانانه

براي فهم چرايي نرمش قهرمانانه و اينكه رهبر انقلابي در كمتر از يك سال به يك ديپلمات حرفه اي تبديل مي شوند و از موقعيت بدر و خيبر به كوفه دوران امام حسن منتقل مي شويم خواندن دو سر مقاله در كيهان و ويژه نامه "زندگي، جنگ و قهرماناني كه هنوز هستند" روزنامه شرق بسيار ضروري و تامل برانگيز است.

در مقاله اول  برادر حاج حسين بصيرتمدار در تبيين چرايي سخنان امام خامنه اي مبني بر تشبيه وضعيت امروز كشور به دوران امام حسن در بند آخر سرمقاله سرانجام مجبور مي شود از خواصي كه سبب ايجاد اين وضعيت هستند سر به شكوايه بردارند و در مذمت آنها چند جمله كوتاه قلم فرسايي كنند.

البته برادر حاج حسين بصيرتمدار نسبت خود را با اين خواص تعريف نكردند و اصولا به اين مسئله نپرداختند كه ايشان آيا جزو همين خواص محسوب مي شوند كه در خور سرزنش باشد يا خير.

اما همين قدر پيشرفت آقاي حاج حسين بصيرتمدار در خور تقدير است. زيرا براي اولين بار  برادر پاسدار سابق و نماينده ولي فقيه كنوني در روزنامه كيهان دست به انتقاد از هم حزبي هاي خود زده است و تلويحا اصول گرايان را كه مسبوق بر اين جزو مقدسات عالم تكوين به شمار مي آورد سرانجام مورد نقد مشفقانه قرار داده اند.

در ويژنامه جنگ روزنامه شرق كه گويي سخني از دفاع مقدس نيست به يادداشت اختصاصي حاج حسين علايي فرمانده نيروي دريايي زمان جنگ زينت يافته است، حاج حسين علايي در ديباچه ويژه نامه مي نويسد:

1- راهبرد شکست ارتش عراق به منظور قدرت‌یافتن مردم عراق جهت سرنگونی صدام‌حسین.
2- راهبرد انجام یک عملیات بزرگ سرنوشت‌ساز به منظور تسلیم عراق در برابر شرایط ایران برای پایان‌یافتن جنگ.
گرچه فرماندهان جبهه‌ها در ابتدا برای تحقق راهبرد اول تلاش کردند، اما سیاست دفاعی ارتش عراق و تجهیز قوای نظامی دشمن به پیشرفته‌ترین جنگنده‌های فرانسوی و مدرن‌ترین تانک‌ها، نفربرها و توپ‌های روسی و نیز سرازیرشدن کمک‌های مالی کشورهایی مانند عربستان، امارات و کویت و همچنین پشتیبانی اطلاعاتی و سیاسی و تبلیغاتی آمریکا از عراق و ایجاد محدودیت‌های بین‌المللی گسترده برای ایران، مانع از تحقق راهبرد اول شد. بنابراین از سال 1362 که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی از سوی امام‌خمینی به‌عنوان فرمانده جنگ انتخاب شد، راهبرد دوم و انجام یک عملیات سرنوشت‌ساز، عملا در دستور کار جبهه‌ها قرار گرفت. عملیات‌های خیبر، بدر، والفجر 8، کربلای4، کربلای 5 و والفجر 10 همگی برای اجرایی‌کردن این راهبرد به مرحله اجرا درآمدند.

تير خلاص را مثل هميشه آقاي هاشمي رفسنجاني شليك مي كند. پذيرش قطعنامه كه منجر به نوشيدن جام زهر شد را اقدام نرمش قهرمانانه امام مي خواند.

شايد كمي زمان لازم باشد كه مدعيان ولايتمداري بفهمند با يك حركت ديگر برادر حسين باراك كيش و مات مي شوند.

فرض كنيد بر حسب تصادف در كليدر سازمان ملل رئيس جمهور مطلوب نظام اليگارشي قدرت و ثروت مذهبي ها اقدام به يك احوال پرسي ساده با حسين باراك كند و رفيق حسين كيلد سفارت ايران را در دستان حسن روحاني بگذارد.

آن وقت است كه به قول معروف خر بيار و باقالي بار كن.

واپس نوشت:

تا همين جاي كار احمدي نژاد ثابت كرده است فرسخ ها جلوتر از تحولات چند سال آينده حركت مي كند.




آن سوي معركه / درد دلي با احمدي نژادي ها

خيلي مايل بودم در يك وقت مناسب براي دوستان و عزيزان انحرافي و يا بهتر بگويم رفقاي انقلابي و احمدي نژادي خودم يك دلنوشته اي بنويسم.

 هر كدام اين دوستان مي توانستند مثل عمار پندارهاي دنيا دوست هم از كيسه دولت ارتزاق كنند و هم از پشت به بالاترين مقام اجرايي كشور و بازوي توانمد رهبري جنجر وارد كنند. يا حداقل به دور از جار و جنجال سياسي به درس مشق خود بپردازند.

 پست تجليل از دوستان احمدي نژادي را به آينده موكول مي كنم و در اين پست به رفتارشناسي دوستان انقلابي خواهم پرداخت اگر چه خالي از تذكر نكته اي ظريف نخواهد بود.

به قول شيخ رند شيراز

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

ماجراي دوستان احمدي نژادي بسيار شبيه داستان مدافعان مظلوم خرمشهر است. مدافعان خونين شهر از يك طرف مجبور بودند با دست تهي در محاصره همه جانبه از شهر دفاع كنند و از طرف ديگر شاهد خيانت هاي روزانه ارتش و رئيس جمهور وقت به عنوان فرماندهي كل قوا باشند.

رنج آور تر از همه شاهد اين باشند، هر گاه اختلافي بين مدافعين شهر و بني صدر بوجود مي آمد امام امت جانب بني صدر را مي گرفت و در اثر حمايت هاي امام خميني از فرمانده كل قوا شهر سقوط كرد و خون بسياري از رفيقانشان كه براي جلوگيري از سقوط شهر ريخته شده بود به هدر برود.

در آن شرايط عصانيت و دلخوري مدافعان شهر طبيعي بود. درست همانند عصبانيت و دلخوري امروز دوستان احمدي نژادي.

براي اينكه حال و هواي دوستان بهتر قابل درك كنيد فردي را تصور كنيد كه مزاج جبلي(پايه) او دموي (گرم و تر) است، در سنين نوجواني و در فصل بهار قرار دارد كه طبع آن دموي است و باز تصور كنيد به خاطر انجام فعاليت هاي بدني شديد گرماي بدن به حد اعلا رسيده است. از طرف ديگر او را در يك مكان گرم و مرطوب قرار داده ايد و تازه در غذاي او سير هم انداخته باشيد!

در چنين حالتي براي اين بنده خدا زمينه غلبه مزاج دموي فراهم مي آيد و به شدت بدن شروع به سوزاندن خون مي كند و فرد به بي خوابي شديد مبتلا مي شود.

دقيقا رفقاي احمدي نژادي و انقلابي ما به سو مزاج آرمان گرايي مبتلا شده اند.

به يكي از دوستان كه حس تكليف شديدش گرفته بود و مي خواست زمين و زمان را به هم بريزد پيشنهاد دادم به جاي فكر كردن به  آرمان هايي كه از دست رفته است، فكر ادامه تحيصلات، تشكيل خانواده، شغل مناسب در دولت كيلدسازان باشد. 

به نظر من تنها تكليفي كه امروز بر دوش ما سنگيني مي كند اين است كه به حالت لم داده به تماشاي كمباين حسن كيلد بنشينيم و از تماشاي سريال دنباله دار چيدن اسوه هاي بصيرت و تقوا و صداقت تا انتهاي فصل زمستان لذت كافي و وافي را ببريم.

اگر چه رگ عدالت طلبي دوستان بيرون زده است و فشار رواني حذف گفتمان عدالت در جامعه سومزاج شديد آرمان خواهي را در دوستان ايجاد كرده باشد و تصور مي كنند با همه عاملين اين اتفاق بايد مرز بندي شفافي به عمل بياورند.   

اما پيشنهاد من به دوستان اين است در اين چهار سال فترت به قول دكتر فقط سكوت كنند.

به قول معروف ديگي كه واسه عدالت نجوشه مي خواهم براي سگ بجوشه.

دوستان مشاهده مي كنند كه دوره هم پالوني با غرب و نفي هولوكاست و به رسميت شناختن هيمنه غرب فرا رسيده است.

دوره نرمش قهرمانانه.

به نظرم اين معركه اي كه به پا شده هيچ ربطي به ما ندارد. باعث و باني اين وضعيت خودشون بايد جوابش را به امام و خون شهدا و ولي فقيه و مردم بدهند.

مطئن باشيد در چند سال آينده كيلد دولت تدبير و اميد در قفل رابطه با امريكا و اسرائيل شكسته خواهد شد و همه مطالبات بر سر حسن كيلد خراب خواهد شد.

به قول وبلاگ آرمان ها الان فصل خواندن كتاب شهريار ماكياولي است تا دوستان عزيز مقداري با دنياي ماكياوليست هاي وطني آشنا شوند.


واپس نوشت:

ممكن است عده اي از دوستان ايراد بگيرند كه چرا وبلاگم را آپ مي كنم كه بايد در جواب عرض كنم ترك عادت موجب مرض است.

ان شا الله در پست آينده قصد دارم به اين سوال پاسخ دهم كه چرا امام خامنه اي خودشان را به امام حسن تشبيه كردند و مثلا وضعيت امروز را به شعب ابي طالب  و تحريم هاي بين المللي تشبيه نفرمودند.

از دوستان عزيز درخواست مي نمايم چند دست كباب برشته ما را مهمان كنند تا قوت قلب بگيريم شايد جرات نوشتن پيدا كنيم.





موقعيت مظلم ساباط / خنجر در زير گلوي امام خامنه اي


"مظلم ساباط"سال 41 هجري قمري امام حسن در جمع سپاهيانش: امام حسن پس از هفته ها سرداران سپاهش را راضي مي كند لشكر را به حركت درآورد.

پيشروي لشكر سپاه امام حسن بر عكس لشكرمعاويه كند است. امام در ساباط سخنراني مي كند و مي فرمايد هيچ علاقه اي ندارد در صفوف متفرق مسلمانان كينه و عداوت بوجود بيايد. سرداران بهانه گير سپاه امام بهانه اي جديد يافته اند و او را متهم به صلح با معاويه مي كنند.

جراح بن سنان خنجري در دست، قصد شهادت امام حسن را مي كند و خراشي بر ران امام وارد مي سازد.

سال 1392 هجري شمسي امام خامنه اي در جمعه سرداران سپاه: با مسئله ای كه سالهای پیش نرمش قهرمانانه خواندم موافقم چرا كه این حركت در مواقعی بسیار خوب و لازم است.

سال 1344: کتاب «صلح الحسن» نوشته « راضی آل یاسین»- متولد 1869  و متوفی به سال 1953میلادی- که در فارسی اول بار توسط  روحانی جوان و مبارزی به نام «سید علی خامنه ای» ترجمه شد.

مترجم به سبب باورهای شیعی ترجیح داد عنوان کتاب را به «صلح امام حسن» ترجمه کند و ذیل آن نیز عبارت « پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ» را بیاورد. جالب این که متن ترجمه مفصل تر از اصل عربی است به این خاطر که مترجم ذوق ادبی و علاقه خود به استفاده از واژه های فاخر در زبان فارسی را نیز به کار گرفته است.

5 سال بعد یک خراسانی دیگر (فخرالدین حجازی) نیز باز این کتاب را ترجمه کرد و تفاوت آن دو در وهله نخست در همان عبارت « پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ» است.

تاريخ عادت دارد لحظه هاي تلخ خود را بارها تكرار كند. كسي چه مي پنداشت جواني انقلابي زماني مجبور باشد نرمش قهرمانانه كند و ياران با وفاي او در ميان حلقه شيعيان بد دل امام گم باشند و دو جين اتوبوس بسيجيان كه قرار بود به ياري شبهاي تنهايي مولاي چاه نشينشان برود به اسارات سرداران سپاه درآيند. 

كسي چي مي دانست بسيجياني كه به عشق ياري امام بليط بازگشت به تاريخ را به جان كندني گرفتند ميانه راه عده اي سالوس صفت لوكمتيو ران را به هزاران نقشه انگليسي از قطار اخراج كردند و ريل حركت قطار را به مسير گذشته اش بازگردادند.

باز دسيسه سرداران سپاه هويدا است. دلهره همه را فرا گرفته نرمش قهرمانانه حد يقفش كجاست. چه شد كه از موقعيت كربلا به موقعيت ساباط رسيديم كدام گرگ هاي در لباس ميشي در ميان است است كه مولا اگر دست به شمشير برد جنجر از قفا خواهد خورد.

چه شد رهبري كه تا چند ماه پيش انقلابي بود و حيفا و تلاويو را تهديد به حمله نظامي كرد از صلح امام حسن دم مي زند.

مالك را بگوييد باز گردد.

امام نگران است در مسير مصر نكند او را مسموم كنند. 

بچه انحرافي ها از تهمت ها نهراسيم. انحراف اين است كه مثل خوارج شك كنيم رهبر ما انقلابي نيست. 

معجون هفت جوش خوارج عجايب زياد دارد. هم سر هر پيچي دل درد مي گيرند و هم در سراشيبي سقوط سرگيجه نمي گيرند. 

شب پرستان خوش دارند در سحرگاهان به خيمه حمله كنند. هم چرت سربازان سنگين است و هم خوارج با طلوع سحر ميانه اي ندارند.

ولايت مطلقه فقيه چه خوش بر مذاقشان آمده است خيالشان برده است هر چه فشار سنگين تر بياورند ولايت مطلق بهتر نمود پيدا مي كند. هم با حسين باراك دست مي دهيم و هم با جان هيگ چاي قند پلو مي خوريم  و هم به ريش عمارهاي وطني مي خنديم.

خيالشان برده تا سحر يك يا حسين مانده و با شعار الله اكبر مي توانند چنان دنده معكوسي در انقلاب بزنند كه سر از كاخ سفيد در آورند.

كيفشان كوك است. كيفورند. قول گرفته اند دستشان هنوز به چند طرح اقتصادي برسد.  بي مزد بود و منت هر خدمتي كه كرديم.

نامه را از ته خوانده اند و شيپور را از دهن گشادش نواخته اند. يادشان رفته قرن، قرن حاكميت اسلام و قرن ظهور بهار انسان هاست.




 


 واپس نوشت:

خواننده اي كه شما باشيد فكر نمي كردم ورق اينگونه برگردد بايد از براداران عزيز عمار پندار سپاهي نهايت تشكر را مي كنم كه در يك حركت جهادي زحماتشان به بار نشست و نقطه مقابل رئيس جمهوررا به قدرت رسانند.

نكته مثبت ماجرا اينجاست كه رو كردن دست آقايون از عهده احمدي نژاد خارج بود زحمتش افتاده گردن امام خامنه اي. هر چي باشه آقا استاد بازي كردن با دست زير است.

به نظرم مياد زود به زود آپ مي كنم حرف براي گفتن زياد است. كو گوش شنوا.

نظر يادتون نره كه قوت قلب ماست.

اين بيت شعر هم وصف حال ماست.

در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت


این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آغاز یک دوئل

 

همیشه اتفاقاتی افتاده که انسان بیشتر به حکمت خیلی از پدیده ها پی می برد. یکی از این دست اتفاقات همزمانی سخنرانی رهبری عزیز انقلاب امام خامنه ای در جمع اعضا هیئت دولت و سخنرانی آقای روحانی در جمع عصاره های فضیلت و تقوا و تدبیر بود.

پیشنهاد می کنم عزیزان متن اصلی سخنان امام خامنه اي و روحانی را در مقابل خود قرار دهند و یک سطر از سخنان امام خامنه ای را بخوانند. سپس یک یا دو پارگراف از سخنان روحانی را به خاطر حجم بیشتر بخوانید تا تفاوت سمبولیک این دو سخنرانی را دریابید.

بی شک در خواهید یافت مناقشه اصلی این دو سخنرانی به موضوع عملکرد دولت در هشت سال گذشته در مقایسه با ۱۶ سال قبل تر بر می گردد.

شاید سمبولیک تر از این اتفاق همزمان، سخنان امام خامنه ای درباره دولت نهم كه فرمودند: این دولت ریل انقلاب را به مسیر اصلی خود بر گرداند و آقای هاشمی بعد از انتخابات در سایت منسوب به خود نوشتند: مردم ریل آینده‌ي کشور را عوض کردند.

 شاید خوانندگان عزیز تصور کنید دولت احمدی نژاد به عنوان سمبل و احیا کننده گفتمان امام و انقلاب بی تردید می بایست مورد مناقشه آقای هاشمی، کارگزاران و اصلاح طلبان واقع بشود.

اما در واقع عملکرد دولت نهم و دهم جنبه سمبولیک پيدا كرده است. در واقع باید از این دریچه، به مناقشه اصلي نگریست، در یک طرف امام خامنه ای معتقد هستند یگانه مسیر پیشرفت واعتلا کشور حرکت در چارچوب گفتمان امام است به همين خاطر بود كه امام خامنه اي در جلسه با هيئت دولت تاكيد كردند گفتمان امام كه عصاره آن در وصيتنامه الهي تبلور دارد مهم ترين پشتوانه نظام است. از سوی دیگر نخبگانی خوبی که در امتحان دنباطلبی سقوط کردند مدعی هستند با توجه به تحریم های فلج کننده ای كه بر نظام تحمیل شده است و به قول خودشان اجماع جهانی را علیه نظام اسلامی شکل داده اند چاره ای جز عقب نشینی از اصول و استحاله در نظام بین الملل باقی نمانده است.

در واقع دعوا بر سر مسئله عملکرد دولت نهم و دهم، یک مسئله حاشیه ای است. اصل چالش به تفاوت دیدگاه میزان کارآمدی ایستادگی بر گفتمان امام بر می گردد.

از طرف دیگر آقای هاشمی به خوبی می داند دولت دکتر احمدی نژاد دست کم به اندازه ۳ نسل کانون های قدرت و ثروت و الیگارشی اشرافیت مذهبی ظرفیت ماندگاری براي نظام ایجاد کرده است. به شکلی که اگر حداقلی از شعور مملکت داری در مدیران آینده وجود داشته باشد تا ۴ دولت آینده مشکلی پیش نخواهد آمد.

کافی است تصور کنید به نظر کانون های قدرت و ثروت احمدی نژاد به اندازه ۵۰ سال در نقاط محروم کشور عمران و آبادی به ارمغان آورد و هر روستازاده اي هم مي تواند به بالاترين مدارج تحصيلي در بهترين دانشگاه هاي كشور دست يابد که اين سطح ار رانت احمدي نژاد تا نبیره و ندیده آنان کافی است. یا احمدی نژاد چنان دولت را چابک و کم هزینه کرده است و هزینه های زائد مثل یارانه های غیر مستقیم و پول نفت را در جیب مستضعفین seve كرده است که با چند تا روزنامه و تریبون محدود قادر به سیاهنمایی و شق القمر در خواسته هاي آنان نيست.

با اين توضحيات استراتژي آينده كانون هاي قدرت و پروت چيست. پاسخ اين سوال را شايد در متفاوت ترين تيتر روزنامه هاي روزنامه شرق بايد جست.

"بحث داغ شنود در بهارستان".

نا امن جلوه وضعيت كشور.

 پروژه اي كه يكبار بعد از به قدرت رسيدن سيد محمد خاتمي در دوم خرداد 76 كليد خورد و به راهپيمايي بيست وسوم تير امت امام خامنه اي منتهي شد.

واپس نوشت:

به نظرم این بار هم تجربه های گذشته و بی فایده کانون های قدرت و ثروت و عجله استکبار جهانی کار دست شان خواهد داد.

 فعلا که آقازاده اصلاح طلب شده و مجلس تدبیر و تقوا گیر سه پیچ به موضوع دادند باید منتظر ماند و دید سوژه بعدی چیست.

بازم خدا پدر محمد جون و اصلاح طلبا را بیامرزد برنامه هاش را گذاشت بعد از معرفی کابینه.

عوام و خواص انقلاب و غربالگري آخر الزمان

حال و هواي دوستان عدالت خواه و احمدي نژادي كمي تا قسمتي ابري و همراه با بارش اشك بهاري است.

البته درك تلخي اين روزهاي دوستاني كه يك دهه از عمر خود را پاي آرمان هاي انقلاب گذاشتند و ذره اي از ارزش هاي انقلاب كوتاه نيامدند بسيار سخت است.

بخصوص براي كساني اين تلخي كمتر ملموس است كه در چهار سال گذشته با تكميل كردن پازل دشمن و عمار پنداشتن خود ضربات مهلك خود را به جريان و خط عدالت در حساس ترين برهه و پيچ تاريخي وارد ساختند.

گرچه ديگر قصد نداشتم وبلاگم را آپ نمايم به نظرم رسيد براي درك چرايي نتايج انتخابات و نوع مديريت رهبر معظم انقلاب امام خامنه اي و كاشتن بذر اميدي در دل عدالت خواهان دوباره به جرگه وبلاگ نويسان منحرف باز گردم.

درآمد درك آينده انقلاب، سخنراني فوق استراتژيك امام خامنه اي است كه به نام عبرت هاي عاشورا نامدار شد. امام خامنه اي در آن سخنراني تاكيد مي كند در هر جامعه الهي ممكن است عاشورا براي جبهه اهل حق تكرار شود.

خلاصه شرايط امام خامنه اي براي تكرار شدن اين حادثه ناميمون اين است كه هر جامعه مجموعه اي از عوام و خواص است.

خواص هم به دو دسته خواص خوب و خواص بد تقسيم مي شود. سپس امام خامنه اي مي فرمايد:

در خود خواص خوب و انقلابيون دو دسته داريم: خواص خوبي كه به اسارت مال دنيا و حب مقام در آمدند و میانه مسیر، به مسئوليت ها و عناوين دنيايي چسبندگي پيدا كردند. دسته دوم خواص خوبي كه توطئه هاي شيطان و نفس اماره آنان را از مسير حق جدا نكرد.

در ادامه رهبري عزيز مي فرمايد: هر گاه تعداد خواص خوب دنياطلب از خواص خوب آزاده و سربلند بيشتر شد بايد منتظر وقوع عاشوراي ديگري باشيم.

با اين مقدمه رهبري معظم انقلاب امام خامنه اي و فرزند پاك ملت از سال 84 با يك مشكل بزرگ رو به رو بودند خواص خوبي كه دنيا طلبي زمينه غلتيدن شان به دره سقوط را فراهم ساخته بود.

اين خواص خوب البته متعلق به يك حزب و يا گروه يا سازمان يا نهاد خاص يا جايگاه هاي مقدس نبودند. دنياطلبي به اپيدمي تبديل شده بود كه اجازه رشد و شكستن حلقه خواص خوب را به ديگران نمي داد.

دولت فرزند پاك ملت بهترين فرصتي بود تا تعادل منفي كه 27 سال بعد از انقلاب شكل گرفته بود را بشكند و روندي كه به سمت خواص دنيا طلب و به قول رهبري كانون هاي قدرت و ثروت سنگيني كرده بود معکوس كند.

در راه تحقق اين هدف همچنان يك مشكل اساسي پيش روي فرزند پاك ملت قرار داشت. مدعيان اصول گرايي كه تا سال 84 هموراه با تابلوي رهبري، انقلاب، ولايت و اسلام بزرگترين مانع وحدت امت با ولايت بودند.

در این نقطه كار ويژه منحصر به فرد احمدي نژاد فعال شد و دو دستاورد بزرگ كمتر از  چهار سال براي انقلاب حاصل شد.

اول مشاركت 85 درصدي در انتخابات نظام جمهوري اسلامي حاصل شد. توده هاي مردم به معناي حقيقي كلمه جزو خواص انقلاب بشمار آمدند و در بزنگاه تاريخي به دفاع از ولايت پرداختند. دوم اينكه آقاي هاشمي كه نماد و  رابط تمام جناح ها، نهادهای انقلابي و جايگاه هاي مقدس با رهبري بود به نماد جريان اصلاح طلبي تقليل يافت و سطح سوء استفاده جايگاه ايشان از ولايت و اسلام به شدت كاهش يافت. نمونه هاي اين مسئله در واگذاري رياست خبرگان رهبري و ترك جایگاه امامت جمعه تهران ملموس بود.

اين مسئله براي خواص خوب دنيا طلب بي شك قابل قبول نبود. از همين رو به يك راهبرد مشخص رسيدند. مقابله صد در صدي با انديشه اتحاد امت با امامت و ولايت كه جايگزين رابطه خواص با ولايت بود.

براي حذف بزرگترين دستاورد فرزند خدوم و عدالت خواه ملت يك راه بيشتر باقي نبود. مخدوش كردن و سياه نمايي رابطه ولايت با امت با استراتژي تخريب همه جانيه وسياه نمايي هاي گسترده دولتي كه هر لحظه حيات خود را مديون ولايت مي دانست.

اما پيش از اجرايي شدن اين استراتژي يك مقدمه مهم نياز داشت و آن مخدوش كردن رابطه دكتر احمدي نژاد با ولي فقيه و سپس خدشه در رابطه با امت با ولايت بود.

دكتر احمدي نژاد به خوبي مي دانست زمينه به قدرت رسيدن دولتش مديون 16 سال ايستادگي امام خامنه اي بر مسئله عدات خواهي در نظام اسلامي بود.

خدشه ناميون در رابطه رئيس جمهور مكتبي با ولي فقيه متاسفانه با جنگ رواني كانون هاي قدرت و ثروت بر روي نقاط ضعف نيروهاي مذهبي كشور كه دست بر قضا در دولت دكتر احمدي نژاد به لايه هايي از قدرت و كانون هاي تصميم گيري پا نهاده بودند و از تجربه سياسي كمي برخوردار بودند و در جا به ورطه دنياطلبي غلتيده بودند محقق شد. 

جلسات غيره منتظره و هفتگي سران سالخورده و كاركشته  حزب موتلفه با صحنه گردانان موسسه پژوهشي امام خميني جرقه هاي توطئه انگليسي را فاش مي ساخت.

اينكه چه اتفاقي رخ داده بود كه علامه عمار و نماد بصيرت هر هفته با بازاريان تاجر مسلك به گفتگو مي نشست و از فيوضات همديگر بهرمند مي شوند و كتاب هري پاتر فرنگي انگلیسی براي حضرت علامه تلاوت مي كردند  و تاريخ دقيق قحطي آخر الزمان را در ايران را به ايشان يادآور مي شوند.

آدرس سفارت فخيمه انگلیس جهت ممانعت از ظهور بابي ديگر بازی خوردگان عالیجنابان تاجر پیشه را کوک کرد تا در اسناد لانه جاسوسی ثانی بابیت قریب ظهور را در اتاق پستوی سفارت کشف نمایند. 

همه این حوادث پرده از راز مهمی برمی داشت. تخطئه رابطه امت با ولايت كه دكتر احمدي نژاد با منش مهر آفرین و بی آلایش خود با مردم باز تعريف محبت آميزی از رابطه ولايت با مردم بود.

در مقابل استراتژي خواص دنياطلب، امام خامنه اي در نقطه مقابل حركت كردند. تحكيم رابطه امت با ولايت با حذف كساني كه بيشترين دافعه را در اين رابطه داشتند.

ناميدن سال جديد به حماسه سياسي و اقتصادي از همين دريچه قابل تحليل است. امام خامنه اي با تشريح حضور همه سلايق سياسي تنها يك سليقه را مستثني مي كند و آن هم سلیقه ای بود که در سال 88 به راي ملت و به قانون تمكين نكردند و خيابان كشي و آشوب كردند.

عدم احراز صلاحيت رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام براي انتخابات رياست جمهوري اولين نشانه ايستادگي رهبري بر اين موضع بود.

شايد بسياري خرده بگيرند كه با عدم احراز صلاحیت آقاي هاشمي زمينه عدم احراز صلاحيت نامزد مطلوب رئيس جمهور محبوب فراهم شد. در نتيجه امكان تحقق حضور حداكثري مردم در انتخابات و پيوند دوباره امت و ولايت ناممكن شد.

شايد پاسخ به اين سوال كمي زود باشد ولي از هم اكنون دستاورد انتخاباتي كه امام خامنه اي مهندسي كلان آن را بر عهده داشت دور از ذهن نيست.

با پيروزي آقاي روحاني تقريبا هر دو جناح سياسي كشور خود را پيروز انتخابات مي دانند و تقريبا هر كدامشان نصف كابينه را متعلق به خود مي داند.

به طور مثال حزب موتلفه هميشه وزارت بازرگاني را به عنوان مهريه خود از تمام تازه دامادها رياست جمهوري مطالبه كرده است و قطعا اين مطالبه در دولت روحاني هم وصول خواهد شد.  

يا وزارت نفت كه سند 6 دانگش در دست كارگزاران سازندگي است.

يا وزارت فخيمه ارشاد براي ارضا حس روشنفكر مابي چپ هاي انقلابي ديروز اكسير احمر بوده و خواهد ماند.

اما از نگاه كلان تري مي توان يك دستاورد بزرگ براي نظام و امام خامنه اي تصور كرد و آن عبارت است از اتحاد دو جناح چپ و راست بدون اينكه  اتحاد خود را به بهانه انقلاب و اسلام و ولايت بنویسند. این اتحاد آغازی بر بزرگترین رهایی اسلام، انقلاب و گفتمان ولایت و امت از چنبره خواص دنیاطلب و اسلام گرایان منفعت خواهد شد.

واپس نوشت: قرار بود کمی به درس مشقمون برسیم. اما این جور که بوش میاد فصل حمایت حامیان گفتمان بهار از نایب بهار انسان ها فرا رسیده است و زود به زود آپ می شم.

 تازه اول عشق است. همه خواص دنیاطلب در مقابل ولی فقیه صف آرایی کنند.

هنوز هیچی نشده سایت آقازاده تازه از فرنگ برگشته چه می کنه این سایت آینده آنلاین. 





قلب امت حزب الله

شايد كسي باور نكند شعار "يا ملت ها با ما هستيد يا ضد ما" جرج بوش پسر كه با دستاويز قرار دادن به آن جواز تهاجم به ساير ملت هاي مستقل را فراهم آورد استراتژي اصلي حسين شريعتمداري در هدف قرار دادن قلب امت خزب الله باشد.

"مقايسه معترضين با ناخدا افضلي فرمانده خائن و توده اي نيروي دريايي ارتش،  فريب خوردگان كج فهم كه ساز قدرت هاي بيگانه را كوك مي كنند، الگو گيري برنامه ريزان از سازمان منافقين، تغذيه كننده ماشين تبليغاتي بيگانگان، القا كننده تفرقه بين مسئولين با يكديگر و مسئولين با مردم" تنها گوشه اي از واكنش تند و صريح حسين شريعتمداري در مقاله "چه كسي در پس اين معركه است" در واكنش به  سخنراني هاشمي رفسنجاني در سالگرد ارتحال امام راحل در حرم حضرت معصومه بود.

انتشار اين  مقاله  جو سنگيني را فراهم كرد به طوري كه منجر به دستگيري چند جوان روحاني معترض به عملكرد رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و صدوراحكام سنگين  عليه آنان شد . البته  بعد از آزاد شدن  اين چند جوان، حضرت آيت الله مصباح به ديدار آنان شتافت و از آنان دلجويي كرد.

گويي ستون نويس سفارشي و ثابت احزاب و كانون هاي قدرت و ثروت امروز وظيفه مشابهي دارد كه همچون گذشته در راستاي تبرئه كسانيكه مورد خشم امت حزب الله قرار گرفته اند قلم بچرخاند و شيپور را از دهانه گشاد آن بنوازد و دوباره سيل اتهام خود را به نمايندگي از دارندگان قدرت در حق ملتي كه 34 سال است زير فشارهاي انواع توطئه هاي سياسي و نظامي و فرهنگي و اقتصادي كمر خم نكرده است كه خداي ناكرده غبار غم بر چهره با طراوت انقلاب بيفتد.

در پايان براي تنوير افكار عمومي به باز نشر دو مقاله حسين شريعتمداري مبادرت مي ورزيم.تا خوانندگان گرامي به ماهيت واقعي حسين شريعتمداري پي ببرند

چه كسي در پس اين معركه است

ناخدا افضلي، عضو شاخه نظامي حزب توده بود كه تا جايگاه فرماندهي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران نفوذ كرده بود. بعد از عمليات رمضان و در بازگشت او از جبهه به تهران، يكي از برادران كه در فرودگاه او را ديده بود، درباره عمليات سؤال كرد. ناخدا افضلي درحالي كه انگار قصد دارد راز مهمي را فاش كند، با حالتي نجواگونه به او گفته بود؛ «اوضاع خيلي وخيم است. ما در اين جنگ راه به جايي نمي بريم. ارتش عراق پشتوانه قوي و محكمي دارد و...» ... ساعتي بعد، شهيد صياد شيرازي كه در آن هنگام با درجه سرهنگي فرماندهي نيروي زميني ارتش را برعهده داشت، وارد فرودگاه شد و برادر مورد اشاره با نگراني درباره نتيجه عمليات رمضان از وي سؤال كرد. شهيد صياد شيرازي گفت؛ «البته به همه اهدافمان نرسيديم ولي صدها تانك و زره پوش دشمن را منهدم كرديم، بالاخره جنگ همين است و پيروزي نهايي با ماست.» وقتي پرسش يك ساعت قبل از ناخدا افضلي و پاسخ وي با شهيد صياد شيرازي در ميان گذارده شد، ضمن تكذيب اظهارات ناخدا افضلي با تعجب گفت؛ بعيد است يك فرمانده نظامي اينگونه سخن بگويد...

بعدها وقتي در جريان افشاي خيانت حزب توده -سال 1361- ناخدا افضلي به عنوان عامل نفوذي شوروي سابق و عضو شاخه نظامي حزب دستگير شد، ضمن اعتراف به جاسوسي از مأموريت خود براي تفرقه افكني بين مسئولان و مردم نيز پرده برداشت و درباره ظاهرسازي براي فريب ديگران از جمله تظاهر به خواندن نماز شب! و... نكات عبرت انگيز و درس آموزي گفت و...

ديروز، وقتي خبر سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني در حرم مطهر حضرت معصومه(س)، و تلاش عده اي براي به تشنج كشيدن اين مراسم منتشر شد، بلافاصله ماجراهاي عبرت انگيزي نظير داستان ناخدا افضلي كه شرح آن رفت، به ذهن نگارنده خطور كرد و سخن شهيد صياد شيرازي در گوشم زنگ زد كه گفته بود؛ «اينگونه اظهارات از يك فرمانده نظامي بعيد است»، چرا كه، ماجراي ديروز و داستان آن روز ناخدا افضلي صرفنظر از برخي حواشي، در مقايسه با متن و شرايط حساس ديروز و آن روز، با يكديگر شباهت عجيبي داشتند.

آن روز، اگرچه برخي از خودي ها درباره چگونگي پيشبرد جنگ و مسائل پيراموني آن سليقه هاي متفاوتي داشتند ولي همگان بر ادامه جنگ و مقاومت تا دفع خطر دشمن و حفظ ايران و انقلاب متفق القول بودند و هر ساز مخالفي را كه در اين عرصه نواخته مي شد، اقدامي از سوي ستون پنجم دشمن تلقي مي كردند كه هدفي جز، نمايش موهوم تفرقه در جبهه خودي و نهايتاً تضعيف اين جبهه در مقابل دشمن بيروني ندارد.

شرايط امروز هم دقيقاً مانند همان روزهاست و درگيري تمام عيار با دشمنان بيروني -كه هرگز متوقف نشده بود - همچنان ادامه دارد، ميدان درگيري اگرچه تغيير كرده ولي اين درگيري در جبهه اي غيرنظامي، با همان شدت و بلكه شديدتر از آن جريان دارد. و بازهم اتحاد و يكپارچگي ميان «مردم و مسئولان» و «مسئولان با يكديگر» ضروري ترين نياز اين روزهاست. بنابراين بدون كمترين ترديدي مي توان نتيجه گرفت، كساني كه ديروز با سردادن شعارهاي نامربوط و جنجال و هياهو، در پي تشنج آفريني در مراسم سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني بوده اند، اگر عامل مستقيم دشمن نباشند، فريب خوردگان كج فهمي هستند كه در هر دو حالت ساز قدرت هاي بيگانه را كوك كرده و در شيپور تبليغاتي دشمن دميده اند. به نكات زير توجه كنيد؛

1- شكل ماجرا در مقايسه با تجربيات گذشته از يك حركت حساب شده در شرايط ويژه كنوني حكايت دارد. با اين توضيح كه برنامه ريزان اصلي ماجراي ديروز -و نه الزاماً عوامل ميداني ماجرا- از وجود پاره اي اختلاف سليقه ها ميان آقاي هاشمي و برخي ديگر از جريان هاي خودي باخبر بوده اند و با اين تلقي كه اگر در مراسم سخنراني ايشان، تشنج آفريني كنند، اين حركت به حساب بخش ديگري از بدنه انقلاب نوشته خواهد شد، حركت ديروز را تدارك ديده اند. دقيقا ً شبيه اقدام منافقين كه برخي از مراسم را در پوشش افراد حزب اللهي برهم مي زدند! و ماجراي پارك لاله كه بعدها به آن اعتراف كردند فقط يكي از آن دهها و صدها نمونه است.

البته بديهي است كه مي توان به آقاي هاشمي انتقاد داشت و اين انتقاد را مطرح نيز كرد، اما تشنج آفريني مقوله اي ديگر است.

2- تشنج آفرينان ديروز مي دانستند كه برنامه سخنراني به طور مستقيم از سيماي جمهوري اسلامي پخش مي شود، بنابراين شعارها و هياهوي آنان علاوه بر انتشار در سطح كشور در ميدان ديد نامحرمان و حراميان بيروني هم قرار خواهد گرفت و به بيان ديگر اين تشنج آفريني مي تواند ماشين عمليات تبليغاتي و رواني دشمنان را به گونه دلخواه و مطلوب آنان تغذيه كند.

3- طي چند ماه گذشته و مخصوصاً چند هفته اخير، يكي از اصلي ترين محورهاي تبليغاتي آمريكا و متحدانش عليه ايران اسلامي، القاي وجود تفرقه در ميان «مسئولان با يكديگر» و «مردم و مسئولان» بوده است. تا آنجا كه، دامن زدن به تفاوت هاي قومي، غائله آفريني در دانشگاهها و... را با جديت و صرف هزينه هاي كلان دنبال كرده و مي كنند.

اكنون بايد پرسيد كه آيا تشنج آفرينان ديروز از اين نكته بديهي غافل بوده اند؟ به يقين پاسخ اين سؤال نمي تواند مثبت باشد.

4- ممكن است برخي از ساده انديشان به ظاهر موجه افراد تشنج آفرين استناد كنند كه بايد گفت؛ مگر ناخدا افضلي، براي تظاهر و فريب اطرافيان، نماز شب نمي خواند؟!

5- طي روزهاي اخير، حضور ميليوني مردم در سوگ خميني عزيز و بزرگداشت خاطره قيام 15خرداد، نمايش خيره كننده اي از اقتدار نظام اسلامي و پاكباختگي و يكپارچگي ملت و مسئولان در ادامه راه آن عزيز به ملكوت اعلي پيوسته، بود. سخنراني ديروز آقاي هاشمي در حرم مطهر حضرت معصومه(س) نيز بخشي از اين بزرگداشت بود. بنابراين، آيا ساده انديشانه نيست كه حركت ديروز را اقدامي حساب شده براي خدشه دار كردن اين اتحاد و يكپارچگي ندانيم؟! مخصوصاً آن كه روز قبل از آن، رهبر معظم انقلاب بر ضرورت اتحاد تاكيد ورزيده و مشخصات غيرخودي ها را به وضوح برشمرده بودند.

6- شهر مقدس قم، بعد از افتخار به وجود مرقد مطهر حضرت معصومه(س)، به وجود حوزه علميه و حضور مراجع، فضلا و طلاب علوم ديني مفتخر بوده و شناخته مي شود. بنابراين بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه بخشي از اهداف تشنج آفرينان ديروز، نسبت دادن اين حركت به طلاب فداكار و پاكباخته قم بوده است، كه خوشبختانه با هوشياري آنان و سردادن شعارهاي پرطنين در مخالفت با تشنج آفرينان، اين بخش از اهداف گروه يادشده، ناكام ماند و البته بعيد نيست برخي از آنان براي پاك كردن ردپاي خود تظاهر به هواداري از اين يا آن شخصيت حوزه كنند!

و اما، با توجه به نكات فوق ترديدي نيست كه تشنج ديروز در دشمني با نظام اسلامي تدارك ديده شده بود و عاملان را بايد در دو گروه زير جستجو كرد.

الف: افراد وابسته به آن سوي مرزها -چه مستقيم و چه با واسطه- كه با هدف مورد اشاره در بندهاي پيش گفته، دست به تشنج آفريني زده اند.

اين احتمال بسيار جدي است و اين روزها نمونه هاي مشابه و كشف شده آن در برخي از آشوب ها ديده و شناسايي شده است.

ب: يك جريان افراطي و مشكوك داخلي نيز مي تواند در ميدان اتهام باشد. جرياني كه زماني بدترين اهانت ها را نسبت به آقاي هاشمي روا مي داشت و مدتي بعد، به بهانه حمايت از نامزدي ايشان در انتخابات رياست جمهوري، بازهم سخيف ترين و زشت ترين نوع به اصطلاح حمايت از آقاي هاشمي را ارائه كرد، چرا كه اين جريان اولاً نشان داده است كمترين ارادتي به آقاي هاشمي ندارد. ثانياً؛ افراد اصلي اين گروه در جريان انتخابات اخير تاكيد كردند هاشمي نامزد مطلوب آنها نيست، بلكه براي ايجاد شكاف در حاكميت به حمايت از ايشان برخاسته اند، ثالثاً؛ نشانه هاي فراواني از وابستگي آنان -يا دستكم برخي از آنان- به كانون هاي بيروني در دست است. بنابراين، احتمال آن كه تشنج آفريني ديروز از سوي اين جريان تدارك شده باشد، دور از ذهن نخواهد بود. اگرچه هر دو احتمال، نتيجه واحدي دارد.

و بالاخره، احتمال آن كه كساني با كج فهمي، تفاوت سليقه خويش را تا مرز همصدايي با دشمن برجسته كرده باشند نيز قابل بررسي است كه در اين صورت چه آگاهانه و چه ناخودآگاه در پروژه تخريبي دشمن عليه نظام شركت كرده و يا به بيان ديگر در اين پروژه به كار گرفته شده اند.

16 خرداد 1385

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

كوك كدام ساز ؟! (نكته) 

ديروز در حالي كه توده هاي عظيم و چند ده ميليوني مردم با حضور حماسي و بي نظير خود در راهپيمايي 22 بهمن، تبليغات پرحجم و گسترده دشمنان را به هيچ گرفته و به قول حضرت امام(ره) تحليل هاي آمريكا و اسرائيل را زير گام هاي استوار خود لگدمال كرده بودند، گروهي اندك و كم شمار در مراسم باشكوهي كه به همين مناسبت در شهر مقدس قم برپا شده بود، به بهانه مخالفت با مواضع رئيس مجلس و حمايت از رئيس جمهور، در تلاش براي ايجاد اخلال در اين مراسم عظيم و دشمن شكن بودند كه با حضور موثر و هوشمندانه مردم، نقشه آنان نقش برآب شد.
درباره چرايي اين اخلالگري و هويت واقعي اخلالگران گفتني هايي هست؛
1- مواضع رئيس مجلس يا مواضع رئيس جمهور و اين كه هر يك از آنها تا چه اندازه و به چه ميزان در مواضع خود صاحب حق! هستند موضوع اين نوشته نيست، نه آن كه مواضع اين دو قابل ارزيابي نبوده و از پرداختن بي نياز باشد، بلكه به گواهي آنچه در پي خواهد آمد، ماجراي اخلال ديروز بيرون از مواضع دو مسئول ياد شده اتفاق افتاده است و شواهد فراواني در دست است كه نشان مي دهد ماجراي تلخ روز يكشنبه هفته گذشته در جلسه علني مجلس فقط دستاويزي براي يك حركت اخلالگرانه هماهنگ شده با آن سوي آب ها بوده است تعجب نكنيد! بخوانيد!
2- اين توصيه حكيمانه و راهگشاي رهبرمعظم انقلاب طي چند روز اخير، - حداقل 10 روز گذشته- بارها در رسانه ها و مجامع و محافل مطرح شده و هيچكس را نمي توان يافت كه از آن بي خبر باشد؛ 
«از امروز تا روز انتخابات هر كس احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار گيرد، قطعا به كشور خيانت كرده است» ضمن آن كه اين توصيه طي يكسال گذشته نيز به مناسبت هاي مختلف از سوي حضرت آقا بيان شده و علاوه بر آن، عقل سليم و برخورداري از كمترين درايت و بصيرت هم بر ضرورت توجه به آن دلالت دارد. بنابراين به آساني مي توان نتيجه گرفت كه؛
اولا: اخلالگران كمترين اعتقادي به رهبري انقلاب نداشته و خود را ملزم به پيروي از دستورات و رهنمودهاي ايشان نمي دانسته اند.
ثانيا: گروه ياد شده با اقدام اخلالگرانه خود «قطعا به كشور خيانت كرده اند».
ثالثا: با هيچ توجيه و توضيحي نمي توان اخلالگران را در دايره نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ارزيابي كرد.
و سوال اين است كه كداميك از سه گزينه ياد شده قابل انكار است؟! و درباره كداميك از آنها مي توان كمترين ترديدي داشت؟! و البته بي بصيرتي و كم داني برخي از آنها- فقط برخي از آنها- نيز مي تواند گزينه چهارم باشد.
3- انقلاب اسلامي، تنها انقلاب در جهان امروز است كه همه ساله مشروعيت و مقبوليت خود را با حضور حماسي و بي نظير مردم در يوم الله 22 بهمن به رخ جهانيان مي كشد و با اين حضور حماسي، تبليغات مسموم و هجوم پرحجم دشمنان بيروني را نقش بر آب مي كند. اين نكته به اندازه اي بديهي است كه نه فقط بر هيچيك از مردم شريف و هوشمند ايران اسلامي پوشيده نيست، بلكه براي كندذهن ترين افراد نيز به آساني قابل فهم است. بنابراين چگونه مي توان احتمال داد كه اخلالگران ديروز از اين نكته بديهي بي خبر بوده اند و بي آن كه بدانند چه مي كنند و بدون اطلاع از پي آمدهاي اقدام دشمن پسند خويش دست به اخلال زده اند؟! ممكن است گفته شود كه آنان از برخي مواضع رئيس مجلس عصباني بوده اند! كه اين عذر بدتر از گناه است چرا كه مي دانستند با اخلالگري در مراسم باشكوه 22 بهمن، قبل از آن كه به خيال خود، از رئيس مجلس انتقام بگيرند! ساز دشمنان بيروني را كوك كرده و به تعبير حكيمانه رهبرمعظم انقلاب «قطعا به كشور خيانت كرده اند». آيا، اين تناقض قابل توجيه است؟!
4- نقش راهپيمايي عظيم و حماسي 22 بهمن در خنثي كردن تبليغات دشمنان بيروني به اندازه اي است كه بارها به صراحت و بدون پرده پوشي از آن به عنوان حركتي كه همه ساله بر تبليغات پرحجم آنها خط بطلان مي كشد ياد كرده و مي كنند و بر ضرورت حاشيه سازي براي تحت الشعاع قرار دادن اين حماسه عظيم و دشمن شكن اصرار داشته و دارند كه به عنوان نمونه مي توان از تجمع نزديك به 100 نفره گروهك هاي ضد انقلاب در پارك ملت تهران در بعدازظهر 22 بهمن سال 1379 و نمونه هاي مشابه ديگري از اين دست ياد كرد. آيا نبايد حاشيه سازي ديروز را در بستر برخي ديگر از حاشيه سازي هاي مشابه ارزيابي كرده و آيا نبايد مسئولان ذيربط به دنبال پيگيري آن باشند؟!
5- تجربه 15سال گذشته- بعد از خروج گروهك هاي تابلودار ضد انقلاب از صحنه سياسي كشور- نشان داده است كه دشمنان بيروني، حاشيه سازي هاي خود را با بهره گيري از عوامل بي تابلوي خود و در پوشش اختلاف ها و درگيري هاي جريانات و يا شخصيت هاي سياسي درون نظام دنبال مي كنند و همين تجربه با توجه به اسناد موجود حكايت از آن دارد كه حاشيه سازان اولا؛ به هيچيك از جريانات سياسي درون نظام اعتقاد و ارادتي ندارند و ثانيا؛ حاشيه سازي خود را به عنوان يك پروژه در روزهاي حماسه ساز كشور كليد مي زنند. روزهاي حماسه سازي نظير روز قدس، 22 بهمن و...
6- حالا به متن اين پيامك توجه كنيد!
«يكشنبه انتقام، پاسخي به يكشنبه سياه! دست خدا از آستين مردم بيرون آمد»!
تصور مي كنيد اين پيامك را چه كساني بلافاصله بعد از ماجراي ديروز قم به اين سوي و آن سوي ارسال كرده اند؟! خودتان دنبال كنيد! و اما درباره «دست خدا» كه در پيامك آمده است گفتني است؛ اوايل انقلاب، اعلاميه اي با متن زير در يكي از نقاط پر تردد تهران پخش شده بود «همانگونه كه خدا صلي الله عليه و آله در قرآن فرموده است...»!! آيا پيامك ياد شده نوع اصلاح شده! اطلاعيه اوايل انقلاب نيست؟!
7- كساني كه روز يكشنبه هفته گذشته آن حركت ناپسند و دشمن شاد كن و مصداق تعبير «خيانت به كشور» را رقم زدند بايد مي دانستند دو جريان نيم نفس و مرموز فتنه و حلقه انحرافي كه هيچكدام به هيچيك از طرفين ماجرا ارادتي ندارند و برخلاف آنچه به ظاهر ادعا مي كنند نه تنها با يكديگر اختلافي ندارند، بلكه در پشت صحنه دست هاي به هم گره خورده نيز دارند، گوش به زنگ صيد ماهي مطلوب دشمن از آب گل آلود نشسته اند ...
8- بلافاصله بعد از ماجراي ديروز قم، رسانه ها و محافل بيگانه كه مانند هميشه براي طفره رفتن از پوشش خبري حماسه عظيم و بي نظير حضور مردم در راهپيمايي 22 بهمن، و كوچك نمايي اين رخداد بزرگ به دنبال سوژه بودند، ماجراي ياد شده را به تيتر و خبر اول خود تبديل كردند. انگار نه انگار كه چند ده ميليون نفر از مردم پاكباز و خداجوي اين مرز و بوم به حمايت از اسلام و انقلاب به ميدان آمده بودند. آيا اين هم پوشاني تصادفي بوده است؟!
9- و بالاخره اين نكته نيز گفتني است حزب الله گروه گرا و قبيله گرا نيست كه به حمايت يا مخالفت با اين يا آن سوي ماجرا، آب به آسياب دشمن بريزد و به لطف خدا تاكنون اينگونه نبوده است.
حزب الله نقشه راه را از رهبرمعظم انقلاب مي گيرد و اقدامات و مواضع اين و آن را- هر كه باشند و در هر مقامي جاي گرفته باشند- با خطي كه حضرت آقا ترسيم فرموده اند به ارزيابي مي نشيند. حضرت آقا با صراحت مي فرمايند «هر كس احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار گيرد، قطعا به كشور خيانت كرده است» و اخلالگران مورد اشاره دقيقا چنين كرده اند. تحت پوشش كدام يك از طرفين اختلاف؟! و با كدام بهانه؟! مهم نيست! مهم آن است كه مطابق نظر صريح و حكيمانه رهبرمعظم انقلاب، مرتكب «خيانت» شده اند. اميد آن كه جرم آنها فقط كم داني و غفلت باشد و نه...!

حسين شريعتمداري

91/11/23