:}
تمـــــــــــــــــــــــوم شد :)
خداحافظ :):*
شاید بعدن یه وب دیگه بزنمــ
یه وب جدید
با یه اسم جدید ...
دلم واسه اینجا تنگ میشه :)
دارم از خستگی میمیرمـــ :/
اصن خیلی روز عجیبی بود ... هنوز باورم نمیشهـ تموم شد
واقعا تموم شد ؟ خیلی زود بوووود ...
همه جاهایی که باهم رفتیمُ یادمهـ
هروقتم توش راه برم یاد خودمون میفتمــ
خُل بازیامونــ ... جیغ جیغامونــــ ... دعوا کردنـــآمون ... خندیدنامون :)*
اونروز که واسهـ اولین بار رفتیم رو سنگای وسط رودخونهـ ( کلیک ) بعدش رفتیم خانه کنتاکی
سیب زمینی خوردنمونـــ :)))
یا بعدش که آب رودخونه رو باز کردنــ ... بازم همونجــــا (کلیک)
اونروز که کلاسمونو رنگـــ کردیمـــ :) ... مثه کلفتا شده بودیمـــ
یا اون وقتــآ که با توریستــآ حرف میزدیمـــ
مجتمع پارک رفتن و ول گشتنمونــــ (کلیک )
تولد صبا ...
گیر کردن شقایق لای در اتوبوس
یا وقتی با حلق وسط خیابون خورد زمین
وقتی من استعداد خودمو یافتمــ (کلیک )
(واسه من استعداده
چون تو مدرسه و خونمون کسی نمیتونس همینقدرشم انجام بدهـ
حالا اگه شمام میتونین نزنین تو ذوقمــ D: )
قایق سوار شدنــ ( کلیک)
رامینا و پسر عمشــ :)
عصا و کلاهی که واسم درست کرد (کلیک و کلیک ) با تموم خر بازیای امروزش
جای راننده اتوبوس نشستنم (کلیک)
بستنی دادنـــه من (کلیک )
اونروز که با شقایق لباس باغبونا دزدیدیمــ رفتیم تو آب (کلیک )
پنجرهـ ی باحال کلاسمون با ویوی فوق العادشــ (کلیک و کلیک)
توالت فرنگیهـ مدرسمونــ (کلیک )
اصن خود مدرسمونــ (کلیک )
همش واسم خاطرســـ
نمیخواستم تموم بشهـ
نمیدونم چرا فکر میکنم دیگه قرار نیس اینجوری باشه / انگار همه چیز عوض میشهـ
خودمونو دوس دارمـــ ... ما باحالترین دوم ریاضیـــه دنیا بودیمــ (کلیک) :(
لعنتی :|
+ این عاپ بیشتر واسه خودم بود :)
+ 25 ــُم کارنامهـ میدن :@
