آلزایمر

اومدم بنویسم یمدت نیستم ، خوب که فکردم دیدم همین الانم نیستم!

یمدت دارم میرم سفر ،یجای دور. خوبی بدی دیدین،خواستین حلال کنین نخواستین هم نکنین من منت نمیکشم،همتون که در جریانین .

 نمدونم کی برمیگردم ولی وقتی میام دوس دارم بارون بباره ، بوی نم رو حس کنم،پرنده آشیانش آماده باشه ،هیچکی ناراحت نباشه ، هیچکدومتون غم نداشته باشین،من هم...بگذریم ،منتظرم بمونین.


خاطره ها هم می آیند ،

سفر به درد فراموشی نمی خورد...

سنگدل..

این چند بیت واسه من کلی معنی داره و واسه خودش یه عمر زندگیه..

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
ســنگدل زودتر میخواستی حــالا چـــرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیسـت
من که یک امروز مهــــمان توام فــردا چرا

آمدی آمدی
آمدی جانم به قربانت ولـــی حالا چرا
بی وفا بی وفا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نازنینا مـــــا به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهـــــای کوتاه و بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

تازنین نازنین نازنین نازنین نازنین نازنین
نازنینا مـــــا به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهـــــای کوتاه و بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

آمدی آمدی
آمدی جانم به قربانت ولـــی حالا چرا
بی وفا بی وفا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نازنینا مـــــا به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهـــــای کوتاه و بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

نازنین نازنین نازنین نازنین نازنین نازنین
نازنینا مـــــا به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
وه که با این عمرهـــــای کوتاه و بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

آمدی آمدی
آمدی جانم به قربانت ولـــی حالا چرا
بی وفا بی وفا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا


پی نوشت :

1.پیر شدم !

2.تو کجایی بانو ، منبع اکسیژن..


از غم هجر تو..

همه انسان ها در ضمیر ناخودآگاهشون بدنبال یه ناجی ، یه منتظَر هستن که بیاد و همه چی رو تغییر بده در راستای مثبت ! با نگاهی به همین انتخابات ریاست جمهوری در ماه گذشته و شور مردم میتونیم ببینیم که همه با هر عقیده وانتخاب ، یک نظر داشتن و اونم تغییری مثبت بود.امیدوارم روزی بیاد که اون منجی اصلی ظهور کنه و همه ی دنیا و نه فقط ایران از عدل و داد پر بشه.ایشالا.

خب خب امروز عیــــده ، همه بچه شیعه ها ، همه مسلمونای باعشق و حتی همه مردم بدون دین ولی پاک ضمیر بهتون تبریک میگم.کاش روزی بیاد که خودش هم شاد باشه ازمون.کاش روزی رو ببینیم که مردم درکنار این لیوان های خنک و پراز شربت شیرین و دلچســب،تکه ای شادی،تکه ای فداکاری،تکه ای گذشت و انسانیت بذارن.اینجوری هم کام ما هم کام آقا شیرینتر میشه.

امروز خیلی خوشحالم ، شاید بعداز ماهها.و چه خوبه این شادی ها حتی اگه بی دلیل باشه.چه رسد به این شور و شعف بادلیلِ ما..

به صدای این هفته ی پالوده گوش کنین.بدون اعتقاد هم که باشی،اثرش رو میذاره...



هنوز امید داریم بیاد فردا...

قالیباف و روحانی میان دور دوم...قالیباف میشه رییس جمهور !

باشد که بتونم روح اون مرتیکه نوسترآداموس  توهمی رو در گور بلرزونم.آحاد ملت بدانند...!

آهنگ رو کامل گوش کنین،من شرحی نمیدم.بعهده خودتون


پی نوشت :

 دوچیز در مملکت بیش از فقر به ما صدمه میزنه : 1.عدم شعور سیاسی 2.حافظه تاریخی ضعیف. چقدر راحت ملت ببازی گرفته میشن.عصبیم میکنه این مساله ، خیـــلی...


بعدا نوشت : 4سال قبل ، چندساعت بعدتراز الان(!) ، چهره ی دوستان بی بی سی نشین جالب بود.دوس دارم هررر اتفاقی درکشور میفته،دشمنشاد نشیم.بهیچوجه !

خواهش میکنم

به سیگارش پک محکمی زد و بعد زیر پا لهش کرد... رو به همکارش کرد و گفت : دستاش انگار خواهش زندگی داشت !!

صداش کردن ؛ رفت نفر بعدیو بشوره..!

نتیجه گیری اخلاقی : سیگار چیز بدیه !

پی نوشت :

آدمی که بیشعوره رو در هیـــچ حالتی نمیشه آدم کرد ، هیچ حالتی !

اینجا همه چی درهمه !

از قدیم میگفتن آدمی که گرسنست سنگ هم میخوره . همینطور هممون میدونم وقتی دورهم جمعیم طبق قانون نانوشته ی تابعیت ، کارهایی برخلاف میل میتونیم انجام بدیم که خوشایند هم میتونه باشه برامون.

مث خوردن یه چیز تررررش که پایه نیستم ، مث خوردن بستنی یخی لواشک اونم در شرایطی خاص .

همینطور انقد حواست به یچیزایی باشه که نبینی یکی  داره از دور تیک میزنه.(اصطلاحی که دوسش ندارم !)

خوشم نمیاد کسی واسم غیرتی بشه.چه خونواده چه دوست دور و نزدیک ولی خب به بعضیا احترام میذارم با کمال میل ! یه ضررش اینه که نتونستم کامل غذامو بخورم و حواسم پرت شد . اونم غذایی که مهمتراز همه چیه 

نمیخوام حرف سیاسی بزنم دراین برحه.ولی با تمام احترام به همه عزیزان ، خــــاک بر ســـر همـــمون ، فقط همین..


پی نوشت :

1.خیلیاتون میدونین ولی باز اشاره میکنم من بهیچوجه سبز نیستم و باکمال تاسف به مموتی رای دادم !

2.آزادی شهر از حصارش پیداست

از کینه ی چوبه های دارش پیداست

فردای من و تو بازهم تاریک است

سالی که نکوست از بهارش پیداست !

چنددقیقه بعدنوشت :

ماست پرچرب،انبه،موز،کمی یخ،داخل یه مخلوط کن . جواب میده درکنار ترانه ی سیاووش..




جنون مزخرف !

امروز خیلی عصبی بودم و هنوز هستم. 

من بیش از حد حس مسولیت داشتم از کودکی نسبت به همه کس و همه چیز. اعتراف میکنم حتی درمواقعی که پدر یا مادر خواب بودن میرفتم بالای سرشون و نفس کشیدنشون رو چک میکردم که حتـــما انجام بشه(شاید خیلیا از شمام اینو تجربه کرده باشین).و خدا میدونه چندبار طفلیا ازخواب پریدن و سرزنش شدم ولی من لبخند میزدم و چیزی نمیگفتم،مسرور از کاری که راضی بودم ازش. آره ! من از کمک،از احساس مسولیت داشتنی که غیرارادیست نسبت به بقیه احساس رضایت زیاد میکنم.گویا به این دنیا دعوت شدم واسه کمک به کسانی که تنهایی نمیتونن به اطراقشون سروسامون بدن.انقد این جنون رو دارم که خیلی وقتا شخص مقابل باور نمیکنه. نکنه  مهم نیست :) مهم همون حس رضایت منه...

دلم اینجارو میخواد،فضایی دراین عکس...ولی پیاده ترجیحا ، نه در پراید !


پی نوشت :

1.ما ازون بچگی درکمون بالا بود زرررتی نمیرفتیم توو اتاق خواب، عمل چکاپ تنفس فقط در مواقعی که اهل بیت در حال و یا جایی دیگه خوابیده بودن انجام میشد ! :D

2.خیلی گررررمه هوا.اونم واسه منیکه توو زمستون هم درحال رسیدن به نقطه جوشم .

یا مولی مددی

یا علی !

شروع میکنم دوباره.یهو بدون تصمیم قبلی.و بازهم واسه دل خودم نه هییچکدومتون.با تجارب جدید از کسانیکه به ظاهر دوستن بظاهر بره ای بیش نیستن ولی در پرده گرگ رو هم میدرن..

توو این مدت زندگی خیلیامون عوض شده،باشد که خودمون عوضی نشده باشیم.


بیخیال امشب عیده :)

امشبم گذشت و هیچکس نگفت روزت مبارک مررررد ...

پی نوشت :

1.بقول یکی : مرد یکی بود اونم مولی علی ،بقیه همه نرن ! مَرد ، مُرد..

2.اوناییکه میدونن نباید بیان،لطفا حتما خواهشا نیان !

3.اونیکه میدونه باید بیاد لطفا بیاد..همین جمعه ! یا مهدی..

بعدا نوشت : این آهنگ خداست با اینکه با ساز گیتار موافق نیستم بشکل کامل.اگه گیتار زدن یاد دارین حاضرم براتون بخونم و اشکتونو دربیارم :)

متاسفم !

سجاد تنهاس

سجاد ناراحته..دلگیره

سجاد اینقد احمق هس که کمک کنه و تازه بدهکار هم بشه و بازهم صداش درنیاد.ولی...

سجاد هرررچی که باشه غرور داره اندازه خدا و هرچیزی رو میشکونه و نمیذاره براحتی بشکندش ..نمیذاره ازش سواستفاده بشه !

فعلا بستیم درش رو برین حال کنین...

پی نوشت :

۱.به اوناییکه باید سر بزنم میزنم حتما..هموناییکه همیشه بالیدم به داشتنشون و بودنشون

۲.شنیدن یچیزایی سخته...سخت

 

خدایا...

بابت آن روز

که سرت داد کشیدم متاسفم...!!

من عصبانی بودم

برای انسانی که تو گفتی ارزشش را ندارد و من پافشاری می کردم...

کلیک کن

یعنی آدم میاد وقت میذاره میحرفه یا مشاوره میده تازه یچی هم بدهکار میشه !

آقا صورتمون بدجور سوخته زیرآفتاب..اونم کنار یه مشت کارگر نفهم.اوستا برداشته ۷تا بچه رو آورده پای کار که اصن زبون نمیفهمن.فکنم تا پایان پروژه ظفر موهام سفید بشن.

دیگه اینکه..تازه الان از سرکار اومدم و بشدت خسته ام.آدم واسه پول و بخصوص موقعیت اجتماعی دست به چه کارهایی که نمیزنه.یه سالهایی همیشه آروزم این بود که یه آب باریکه ای باشه و همینقد که امورم بگذره کافی باشه برام و زیادیش رو هم بدم به اوناییکه واقعا نیازمندن(خودمم انجام بدم نه با واسطه !).دیگه اینکه در ادامه همون آرزوها بپردازم به تفکر و مطالعه و سفر(غیر تفریحی و مطلق برای کسب تجارب سخت)

ولی الان...دقیقا نقطه ی مقابل اون آرزومه.دارم اجبارا کارایی میکنم که اصلا مطابق میلم نیس ولی یچیزایی هولم میده به جلو که وابسته به عقل و منطقه.فک میکنم ازین بابت باشه که دیگه امور زندگی و حتی آدمیزاد مثل زمانی که من آرزوی کذایی رو داشتم نیست و همه چی بسرعت تغییر کرده و بازهم خواهد کرد و منم روزی نیست که به این موضوع فک نکنم و حرص نخورم

بگذریم..واسه عید چه برنامه ای دارین؟ منکه هیچ جا نمیخوام برم و از آرامش این شهر استفاده کنم و انرژی بگیرم.بهیچ وجه حاضر نیستم برم مثلا شمال و اونجا هم همین شلوغی و همین آدما رو اونجا ببینم.

دیگه اینکه آهنگی که میشنوین کاری از خواننده ی خوبمونه که اسمشو نمیگم و ازین به بعد شماها باید بگین.این هم مثه کار قبلی ریتم تندی داره ولی شاد نیس و سوز خودشو داره.امیدوارم انرژی لازمه رو بگیرین ازش.

فقط یک کلیک فاصله است

بین من و تو..

فاصله ها رو بردار..