زمان گذشت بدون توجه به چیزهای کوچکی

که کم هم نبودند

چیزهای کوچکی که حداقل می توانستند

تحمل کردن زندگی را آسان تر کنند

گاهی فرصت نبود

گاهی حوصله

و من خیلی دیر این را فهمیدم

خیلی دیر

هر چند که شاید هنوز هم

پشت این همه سیاهی

کسی ، چیزی پیدا شود که نام من را از یاد نبرده باشد

دلم خودت را میخواهد

مرا با خیالت تنها نگذار...

خیالت اصلا به خودت نرفته....

مهربان نیست

آزارم میدهد

دلم...

خودت را میخواهد میفهمی؟؟؟؟؟

خودت را...

بیا به هم نرسیم

بیا تمامش کنیم...همه چیز را...

که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور به ماندن...

نگران نباش..

قول میدهم کسی جای تو را نگیرد...

اما فراموشم کن...بخند

تو که مقصر نبودی 

من این بازی را شروع کردم خودم هم تمامش

میکنم...میدانی؟؟؟؟

گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه ست

بیا به هم نرسیم

سلام 2باره

توی رابطه ها نیازی نیست طرفت بهت بگه برو!

همین که روزها بگذره و یادی ازت نگیره

همین که نپرسه چیجوری روزا رو به شب میرسونی

همین که کارو زندگی رو بهونه میکنه

وهمین که حضور دیگران توی زندگیش پررنگ تر از بودن تو باشه...

هزار بار سنگین تر از کلمه ی "برو " واست معنی پیدا میکنه

پس برو قبل از اینکه ویرون تر از اینی که هستی بشی

پس میرم....

..................................................

سلوم بچه ها من با اصرار یکی از دوستان بازم برگشتم تا بنویسم

دلم واسه همتون تنگ شده بود:)

:D





والا ...

گاهی وقتی با کسی تماس می گیریم باید به جای بوق صدای :

"مشترک مورد نظر انسان نمی باشد لطفا وقت خود را تلف نکنید "

را بشنویم تا به خود بیاییم...والا


...............................................................................


ببخشیدا :

اونی که تو گذشتش ما رو پس زد ...

رید تو آیندش ...بهله

خود ریده را تدبیر نیست ....

همین کافیه


کاش می شد فقط تو را داشته باشم 

و خدا هی بپرسد : خب ... دیگر چه ؟؟

و من بگویم : هیچ ... همین کافی ست ... 

برایت می جنگم

بری تصاحبت نمی جنگم

احاطه ات نمی کنم تا مال من شوی

با رقیبان نمی جنگم

به قول دکتر انوشه که می گفت " عشق تملک نیست تعلق است"

ولی اگر بیایی و بمانی برای با تو ماندن با دنیا می جنگم ....

تنها یک نفر....

از تمام دنیا

یک نفر هست

نمیخواهم برایم بمیرد

میخواهم برایم زندگی کند .....

قول داده ام


قول داده ام ...

گـــــــاهی

هر از گـــــــاهی ...

فانوس یادت را

میان این کوچه های بی چراغ و بی چلچله روشن کنم

خیالت راحت

من همان منم ...

هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره

میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم

اما ...

به هیچ ستاره ی دیگری سلام نخواهم کرد

خیالت راحت ... !!!

سرمایه

کم سرمایه ای نیست داشتن کسانی که حالتو بپرسن ...

 و بهتر از اون کسانی هستند که وقتی حالتو می پرسن بتونی بهشون بگی خوب نیستم ....


دوست داشتن بی دلیل

تو را دوست دارم بی آنکه علتش را بدانم 

محبتی که دلیل داشته باشد 

یا احترام است یا ریا ...

پیری و عشق

پیری مانعی برای عشق نیست ...

                                              اما عشق تا حدی مانعی از پیری است ....

بس کنید اصرار را بی فایده است

دیگر آن مجنون سابق نیستم ....

آن بیابانگرد عاشق نیستم ...

اینک از اهل نسیم و سایه ام ...

با تب صحرا موافق نیستم ...

با سلامی با خیالی دل خوشم ...

در تکاپوی حقایق نیستم ...

بس کنید اصرار را بی فایده است ...

من برای عشق لایق نیستم .

فرقی نمی کند برای من

باران ببارد یا نبارد ...

چتر داشنه باشم یا نداشته باشم ...

پاییز باشد یا نباشد ....

هیچ کدام برایم فرقی نمی کند

من از تمام رمانتیک های آبکی خسته شده ام ....


قهرم باهاتون

سلووووووووووووووووم چندوقته دیگه نمیاین نظر بذارین منم حوصلم نمیگیره پست جدید بذارم

اگه دوس داشتین به وبلاگ گروهیمونم سر بزنید و واسمون نظر بذارین

بی ادباا.

hauntgirls.blogfa.com

برگرد

برگرد...یادت را جاگذاشته ای

نمیخواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش برمیگردی

گاهی نه باید ناز کشید نه انتظار کشید،نه درد کشید نه ناخن بر دیوار کشید...فقط باید دست کشید ورفت...

......................


بجای اینکه اشک روی صورتتو پاک کنی اونی که باعثش شده از زندگیت حذفش کن

تنهای تنها

عشق فراموش کردن نیست بخشیدن است

گوش کردن نیست درک کردن است

دیدن نیست احساس کردن است 

جا زدن وکنارکشیدن نیست صبرکردن است...

حتی تنهای تنها....

کلافه کردی مرا


کلافه کرده ای مرا . . .
چرا همیشه لبخندهایت از نوشته های من زیباتر است؟

.....

دیکتاتور

تویی و آغوشت !
که هر بار
مرا تسلیم خود می کند . . . !

تمام"من"

این عصرهای بارانی
عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد …!
گـویی … تـو اتـفاق می افـتی
و مـن دچـار می شـوم …
تـمام ” مــن” دارد “تـــو” می شـود …

فقط اندازه ی من

حلقه ی بازوانت تنگ تر میشود و من آزادتر گم میشوم میان دنیایی که فقط اندازه ی یک “مــن” جا دارد …


این متن رو خیلی دوسش دارم

در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند...

من از خوش باوری اینجا...محبت آرزو دارم

من بالاخره از اینجا خواهم رفت،

و فرق هم نمی کند

فانوس داشته باشم،

یا نه...

کسی که می گریزد از گم شدن نمی ترسد....!!

زن...

زن...جنس عجیبی ست...

چشم هایش را که می بندی،دید دلش بیشتر...

دلش را که میشکنی،باران لطافت از چشم هایش سرازیر...

انگار درست شده تا...روی عشق را کم کند!

با شما هستماااااااااا


ههههههههه

قضیه ابرو برداستن پسرا دیگه داره بیخ پیدا میکنه

چند وقت پیش یه دختره اومده بود آرایشگاه دخترعمم

عکس یه پسره رو از تو کیفش در آورد گفت ابروهامو مث این بردار....!؟

:D

چه آسان...

چه آسان او را هرزه میپنداریم کسی را که نجابتش را فروخت

تا عشقش را ثابت کند.....

هوای دونفره



اونجا رو نمیدونم ولی اینجا هوا بدجوری دونفرس

ولی میدونی چیه به درک که هوا دونفره شده تنهایی قدم زدن یه فاز دیگه میده...

چقدر بد که نمیتونم خوب دروغ بگم!!!

بی تفاوت

وقتی دلم به درد می آید و کسی نیست به حرفهایم گوش کند...

وقتی تمام درد های عالم در دلم نشسته...وقتی احساس میکنم دردمندترین انسان عالمم...وقتی تمام عزیزانم با من غریبه میشوند...

و کسی نیست که حرمت اشک های نیمه شبم را حفظ کند...

وقتی تمام عالم را قفس میبینم...

بی اختیار از کنار آنهایی که دوستشان دارم بی تفاوت میگذرم...