دنیای بی در و پیکر

تموم خونمون غمگينه بي عشق ...
كسي حرف منو باور نداره ...
همينه كه ميگم خستم خدايا ...
خدا ، دنيات در و پيكر نداره ...

با تو بودن

همه حبسيم توي يه اتاقك ...
كسي از خونمون بيرون نميره ...
دارم فكر ميكنم به با تو بودن ...
ولي قلب تو جاي ديگه گيره ...

حالم خرابه

حالم خيلي خرابه واي ... 
چقدر فكرم داغونه ...
به ياد اوني افتادم ...
كه حالم رو نميدونه ...

درصد دلتنگیم


یه شعر از خودم در کردم!!!
که میگه ...

نگاه به ساعت میکنم
خوشی ازم دور میشه
دلم نمیتونه بره
طفلکی مجبور میشه

چشمامو که میبندم
یاد تو آزارم میده
خدا چرا اینجوریم؟
کی از دلم بدی دیده؟

ساعتو به دنیا تقسیم میکنم
درصد دلتنگیمو میگیرم
میبینم که حالم اصلا خوش نیست
توی هر ثانیه من میمیرم

تو که هر روز و شبت آرومه
بیا اشک تو چشامو پاک کن
تو که میتونی کنارم باشی
بیا و دلتنگیهامو خاک کن

دلتنگی فردا

از دلنوشته های خودم 


صدامو می شنوی اما نمی خوای 

توی دلتنگی فردات باشم

یه لحظه واسه من شیرین نمیشی

یه عمری واسه تو فرهاد باشم

همه حرفامو تکراری گرفتی

نمی فهمی که احساسم نجیبه

تو یادت رفته اون حرفات با من

که می گفتی به تو حسم عجیبه

به من حست عجیب بود واسه اینکه

منه ساده به تو قلبم رو دادم

تو چشماتو نبستی رو رقیبم

حالا دیره نیفتی تو به یادم

عاشق شده بود

ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد ، شکست ، زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود

حلقه

خبري ازت نبود و

خيلي بي تاب تو بودم

اومدم سراغت اما

پر گريه شد وجودم

خيلي دلتنگ تو بودم

گل مهربرون و نازم

نميدونم چرا اينجام

يا اصلا چم شده بازم

اون همه قول و قرار و

اومدم يادت بيارم

اما انگار ديگه راهي

واسه برگشتن ندارم

اينجا گل بارونه امشب

چقد اين فضا غريبه

چرا من هيچي نميگم

چرا مي خندم عجيبه

***

آخه مجبورم بخندم    كسي اشكامو نبينه

حالا كو تا باورم شه      سرنوشت من همينه

به نظر مياد كه امشب     از قلم افتاده باشم

آرزوم بود كه من امشب    پيش تو وايساده باشم

***

چه لباساي قشنگي     بت مياد چقد عزيزم

تو ميخندي و من از دور    دارم اشكامو ميريزم

خوش سليقه هم هستي   آره بهتر از من اونه

سرتره ازم ميدونم    اونكه ميخواستي همونه

***

تازه فهميدم حسودم    دست تو توو دست اونه

اي خدا انگارم اونم    نقطه ضعفمو ميدونه

حالا توو دست تو حلقه است    دست اون حلقه توو دستات

يا من اشتباه مي بينم   يا دروغ بود همه حرفات

بله رو بگو گل من     تو ازم خيري نديدي

آرزوم بود كه ببينم   تو توو رختاي سفيدي

حالا هر دو حلقه داريم   تو توو دستت من توو چشمام

تو زدي من اما موندم    زير قولات روي حرفام

***

بر خوشبخت شي عزيزم    تو ازم خيري نديدي

آرزوم بود كه ببينم      تو توو رختاي سفيدي

بله رو بگو گل من    بگو و شرشو بكن

من و زندگي بي تو     باورم نميشه اصلا

 

داره سردم ميشه كم كم      خيسه از اشكم لباسم

همه گريه هامو كردم   اشكي هم نموده واسم

ميزنم بيرون از اينجا   بله رو ميگي نباشم

ميرم اون بيرون يه گوشه   دست به دامن خدا شم

دست به دامن خدا شم

***

بله رو گفتي تموم شد    ديگه اين آخر كاره

هي ميخوام بگم مبارك   ولي بغضم نميزاره

هق هقم تبريك من بود    من واسه تو گريه كردم

قطره قطره هاي اشكو   به تو امشب هديه كردم

امشب تو جشنت عزيزم    نميدوني چي كشيدم

اما كاش اشكام نبودن   تو رو واضح تر مي ديديم

ديگه چشمام نميبينه    دستمم نمينويسه

دلخوشيم همين يه نامه است    گر چه اينم خيسه خيسه

آخرين جمله نامم    اينه از ته وجودم

بر خوشبخت شي عزيزم

خيلي عاشق تو بودم

 

جاده دنیا

اگه تو جاده ي دنيا حواسم پرت شد گاهي

يه حسي با صداي تو به من ميگفت تو پرتگاهي


                                                      تو رو هرجا كه گم كردم درست اون لحظه بد بودم

چه بد شد گم شدم راهو با اينكه من بلد بودم


به دادم ميرسيد چشمات تو هر جايي كه درموندم

                                                      يكم من بيشتر اي كاش به عكست خيره ميموندم


                     اگه تو جاده ي دنيا حواسم پرت شد گاهي     يه حسي با صداي تو به من ميگفت تو پرتگاهي                  


                           كليد رمز من با تو ميدونستم كه يك آهه      اگه پيدام نميكردي ميمردم توي بيراهه                   


                          خيال كردم ازم دوري تو رو تو آسمون ديدم        كنارم راه ميرفتي نميديدم نفهميدم             


                     ببخشم حتي يك لحظه اگر كردم فراموشت       كمك كن مهربون من كه برگردم به آغوشت

نگاهم نکن

نگاهم نکن

 
نگاهم نکن من پشیمونم از عشق
هوای توام از سر من پریده
بزرگی کنو بگذر از هرچه کردم
حالا که دیگه وقت رفتن رسیده
نگاهم نکن طاقت این نگاهو
نداره آخه کوله بارِ رو دوشم
از اینجا که رفتم توام بی تفاوت
بگو حتی اسمش نخورده به گوشم
نگاهم نکن طاقت این نگاهو
دو چشمی که موندن واسه من به راهو
یه حسی که میگه پرم از گناهو
ندارم...
همینجا تموم میشه کارم

نگاهم نکن طاقت این نگاهو
دلِ رد شدن باز از این کوله راهو
عذابِ یه وجدان غرق گناهو
ندارم...
همینجا تموم میشه کارم



نکن بدرقه با نگاهت دلم رو
شکسته تر از این نمیشه غرورم
من از تو گذشتم و ساده گرفتم
حالا فهمیدم از خودم در عبورم
از اینجا که رفتم بذار آه قلبت
 بگیره همه زندگیمو سراسر
ولی وقت رفتن نگاهم نکن که
 بشه رد شد از این همه عشق و باور
نگاهم نکن طاقت این نگاهو
دو چشمی که موندن واسه من به راهو
یه حسی که میگه پرم از گناهو
ندارم...
همینجا تموم میشه کارم

نگاهم نکن طاقت این نگاهو
دلِ رد شدن باز از این کوله راهو
عذابِ یه وجدان غرق گناهو
ندارم...
همینجا تموم میشه کارم