اومدم آی اومدم
.
.
.
سلام
منم پارسا برگشتم که دوباره وبمو اداره کنم
خیلی از دوستا آدرسشون عوض شده واس همین باید لینکا رو تغییر بدم...
هرکی مایل به لینک تو لینکه خبرم کنه
نمی دانم تو را بخوانم که برگردی یا خودم را دعا کنم که بیایم؟
از این بنالم که نیستی یا از آن بنالم که چرا هستم؟
هیچ میگویی اسیری داشتی حالش چه شد؟
خسته من نیمه جانی داشت احوالش چه شد؟
دلم تنگ است نمیدانم زتنهایی پناه آرم کدامین سو
پریشان حالم و بی تاب میگریم
و قلبم بی امان محتاج مهر توست
نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بی قرارم
من به دنبال تو هموچون کودکی هستم......


اینجا مینویسم شاید گذر زمان تو را هم یه روز برای خواندن این مطلب به اینجا بکشاند...
من همانم که با اینکه میدانستم تو نمیتوانی با من باشی ولی باز دوستت داشتم.
منی که میدانستم بیشتر از نصف حرفهایت راست نبود ولی به احترام دلم باور میکردم!
و ندانستی که آنهایی که نصف شب با آنها میحرفی و وقتی اس ام اس هایی من نمیآیند میگفتی
لابد حافظه پر شده است!!!!
همه رفتنی أند و فقط چند روزی تو را میخواهند.
من تمام اینها را میدانستم. ولی دوستت داشتم

من حرفهــــــــــــایم را به گوش باد گفتم
وقتی نسیم اش بوی گل میداد گفتم
دیوانه ای بودم که در هر اتفاقــــــی
زیر لب خود "هرچه بادا باد" گفتم
در باغ رویاهای خود با هر درختی..
وقتی که در پای تو می افتاد گفــــتم:
-"باید تحمل کرد این نامردمــــــــــــــــــــــــــــــــــــی"را
این جمله را با هر که دل میداد گفتم.
حتی به خاطر دارم از "نامردمی ها
وقتی که عشقت کار دستم داد گفتـم
*
آهوی من تا تو دویدن کار من نیست
من اشتباهـــــــی نام خود،صیاد گفتم
*
تا داستان خویش را با چشمهــــایش
شیرین تر از غمنامه ی فرهـــــاد گفتم
می گفت:
عشقت...
خانه ات را...
بر سرت ریخت
من مرد بودم "خانه ات آبـــاد" گفتم.
چند سال پیش …
وقتی كه تركم می كردی ؛
گفتی كه از یاد ببرم ؛ هر آن چه بین مان بود
………
و من نیز اسمت را
بر در و دیوار نوشتم
تا خاطرم باشد كه باید …
فراموشت كنم !
خیلی وقته ابری پر پر نشده
دل آسمون سبک تر نشده
مه سرد رو تن پنجره ها
مثله بغضه توی سینه ی منه
ابر چشمام پر اشکه ای خدا
وقتشه دوباره بارون بزنه
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
کوه غصه از دلم رفتنی نیست
حرف عشق تو رو من با کی بگم
همه حرفا که آخه گفتنی نیست
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بد جوری دلتنگ شده
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو
بد جوری دلتنگ شده...

من به یادت بودم
اما تو بی احساس
به منو احساسم
تو خیانت کردی باز
یادم از یادت رفت
بی صدا قلبم مرد
من شدم تنها تر
خاطراتت رو غم برد
بی هوس عاشق بود
این دل بیچارم
از هوس تو رفتی
من هنوز بیمارم
بی خداحافظ بود
رفتنت از پیشم
دور میشیو من
بی صداتر میشم
به تو مدیونم من
عشقو یادم دادی
عاشقت بودم من
تو به بادم دادی .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خیانت کرده ای آری
ولی گویم نفهمیدی
بدی از کار من بوده
که تو اینگونه رنجیدی
ز تو قدیس تر هرگز
ندیدم من به جان تو
تو گریه می کنی اما
گمانت هست که خندیدی
وفا را من ز تو دیدم
به اسم بی وفائیها
همین بود آنجه من کردم
همان بود آنچه تو دیدی
چرا بازی کنی با من
خیانت از توئی هرگز
فقط یک لحظه دور از من
به یک بیگانه خندیدی ...
ترکم مکن ای عشق من بی همزبانم
تنها تو یی ای نازنین آرام جانم
اینجا کسی در سینه اش رویا ندارد
دل را سپردن تا ابد معنا ندارد
سر در گریبانم کسی هم درد من نیست
از عشق جز آلودگی چیزی ندیدم
از فصل های دوستی من دل بریدم
این زندگی دیگر سرو سامان ندارد
دیگر به عشق من کسی ایمان ندارد
دیگر نمی داند که را باید صدا زد
این قلب را تا کی به طوفان بلا زد
من باغبان فصل های انتظارم
تو خوب می دانی من اینجا بی قرارم ![]()
![]()
گفت و گویی در زبان ما فکند![]()
![]()
جست وجویی دردرون ما نهاد
ازخُمستان جرعه ای برخاک ریخت![]()
![]()
جنبشی درآدم وحوا نهاد
دم به دم درهر لباسی رخ نمود![]()
![]()
لحظه لحظه جای دیگر پانهاد
چون نبود او را معین خانه ای![]()
![]()
هر کجا جا دید ،رخت آن جا نهاد
حسن را بر دیده ی خود جلوه داد![]()
![]()
منتی بر عاشق شیدا نهاد
یک کرشمه کرد با خود،آن چنانک![]()
![]()
فتنه ای در پیر ودر بُرنا نهاد
تا تماشای جمال خود کند![]()
![]()
نور خود در دیده ی بینا کند
تا کمال علم او ظاهر شود![]()
![]()
این همه اسرار بر صحرا نهاد
شور وغوغایی برآمد ازجهان![]()
![]()
حسن اوچون دست دریغما نهاد
چون درآن غوغا عراقی را بدبد![]()
![]()
نام او سردفتر غوغا نهاد


عشق یعنی سالهای عمر سخت ![]()
عشق یعنی زهر شیرین بخت تلخ ![]()
عشق یعنی خواستن٬ لَه لَه زدن ![]()
عشق یعنی سوختن پر پر زدن ![]()
عشق یعنی جام لبریز از شراب ![]()
عشق یعنی تشنگی یعنی سراب ![]()
عشق یعنی لایق مریم شدن ![]()
عشق یعنی با خدا همدم شدن ![]()
عشق یعنی لحظه های بی قرار ![]()
عشق یعنی صبر یعنی انتظار ![]()
عشق یعنی از سپیده تا سحر ![]()
عشق یعنی پا نهادن در خطر ![]()
عشق یعنی لحظه ی دیدار یار ![]()
عشق یعنی دست در دست نگار ![]()
عشق یعنی آرزو یعنی امید ![]()
عشق یعنی روشنی یعنی سپید ![]()
عشق یعنی غوطه خوردن بین موج ![]()
عشقِ یعنی رد شدن از مرز اوج ![]()
امیدوارم همیشه به وبم بیاید و من رو بانظراتتون خوشحال کنید.
باتوجه به درخواست بعضی دوستان عکس هام رو توی وبم گذاشتم اگه شما هم
خواستید عکس ها رو ببینید باید به ادامه مطلب برید ،البته برای ورود به ادامه مطلب
باید رمزورود رو داشته باشید ،،
شرایط :
۱ـ توی لینک هام باشید
۲ـ همیشه بهم سربزنید
۳ـ دیگه بسه ![]()

پنج وارونه چه معنا دارد؟
خواهر کوچکم پرسید. من به او خندیدم
کمی آزرده و حیرت زده گفت:روی دیوار و درختان دیدم بازم خندیدم
گفت:دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو داد
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید بغلش کردم وبوسیدم و
با خودم گفتم بعدها که غم سقف کوتاه دلت را خم کرد
بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد...
نمیتونن دشمن همدیگه باشن ... چون زمانی عاشق بودن ... تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن...