5 عدد بچه فشن باحال
سلام به همه بروبچ گل و گلاب این وبلاگ! راستش خودمم باورم نمیشه بعد از این سالها دارم پست میذارم اینجا. میخواستم بگم دلم برای همتون حسابی تنگ شده. برای دو تا مریمها، نیلوفر، ساغر، یونا، عسل سادات، دیوید و بقیه دوستایی که حافظه یه پیرمرد اجازه نمیده اسمشون رو به یاد بیارم اما جاشون تو قلب این وبلاگه! آره! بعید میدونم دیگه کسی به اینجا سر بزنه. اما یادمه میگفتیم چی میشه وقتی همهمون بزرگ شدیم، بیایم سر بزنیم اینجا و خاطراتمون رو زنده کنیم. الان یادش میفتم خندهم میگیره. یاد خنگبازیای اون روزای خودمون میفتم خندم میگیره. راستش دلم هم میگیره (اوه، قرار نشد فیلم هندی بشه، ولی ...) بچهها تو زندگی خودمونم خیلی چیزا تغییر کرده. خلاصه بگم، هر کدوممون رفتیم سر خونه زندگی خودمون. دیگه خیلی چیزا مثل قبل "لعااااب" نداره. اما دوستیها همیشه پابرجاست و خاطرهها ابدی خلاصه اینکه، خواستم بگم به یادتون هستیم با اینکه سالهاست که اینجا نیستیم. امیدواریم همهتون به جاهای خوب خوب رسیده باشین و زندگی حسابی به کامتون باشه! (بعله! خیلی سعی کردم با همون لحن 21-22 سالگیهام براتون این متن رو بنویسم تا خاطرهها زنده بشه (البته اگه موجود زندهای تو این وبلاگ پَر بزنه و بخونه خلاصه اینکه، دوستتون داریم و خیلی مخلصیم. و از همه مهمتر، به یادتونیم. تو این دوران کرونا، مراقب خودتون باشین ~ سعید سلام به بر و بکش شاد و باحال این وب امیدوارم مثل همیشه شاد و پر انرژی باشین دوستان عزیزم ، بابت تاخیر در پست گذاشتن و آپ کردن شرمنده م همونطور که اطلاع دارین ، بشخصه سرم خیلی شلوغ هست و واقعا طوری نیست شرایطم که بتونم مرتب سر بزنم اما هر موقع امکانش باشه سر میزنم و همیشه به یاد شما هستم همچنین به رفقای گل هم سپردم که به وب سر بزنن و آپ کنن این وب رو خیلی دوست دارم ، یه جورایی انگار خونه مجازی من هست اصلا این مدت که نبودم ، کار ها و تلاش های بسیاری انجام دادم با رفقایی آشنا شدم که برای داشتنشون هر روز خدا رو شاکر هستم علاوه بر همه اینا ، ما پنج نفر همگی دانشجو هستیم (البته ممد که از پارسال دانشجو بود :دی) و با توجه به حجم زیاد مباحث ارشد و مسائل مربوط به دانشگاه و غیره ، واقعا زمانی باقی نمیمونه که بتونم مثل سابق در خدمت شما عزیزان باشم پیشاپیش به سوال هایی که میدونم از من دارید هم جواب میدم : در رابطه با مو هام ، خب همونطور که گفته بودم برای دانشگاه موهام رو کوتاه کردم البته نه خیلی کوتاه ، تا روی شونه هام :دی و جلوی مو هامم کوتاه کردم و کل مو هامم پیتاژ کردم وزن هم متاسفانه خیر ، تغییری نداشتم و به قول رفقا همون سعید اسکلت سابق هستم در رابطه با سربازی هم مجددا معافیت موقت تحصیلی گرفتم ببینیم برای بعدش دیگه خدا چی میخواد ، یهو دیدین دکتری هم قبول شدم بخاطر نرفتن به خدمت مقدس سربازی چی ؟ جی اف ؟ دیگه سوال چی داشتین .. اهان از شیرینی و این چیزا هم خبری نیست ، لطفا درخواست ننمایید ، مرسی اه چندین و چند جشن و پارتی و اجرا و ... هم رفتیم ، جای شما خالی :دی کامنت هاتون رو هر موقع سر بزنم میخونم ، حتی اگه تایید نکنم این تابستون هم مثل همیشه یکی از بهترین تابستون ها بود برای من و رفقا امیدوارم برای شما هم همینطور بوده باشه همیشه به یادتون هستم (سعید) بدون شرح ... نیکلاس کیج و پسرش موزیک پاپ گناه است فرزندم ، به هوی متال گوش جان فرا ده اینم مخصوص مر گذاشتم البته یه 2-3 دور هم باید با ماشین از روش رد بشی ، کار از محکم کاری عیب نمیکنه بله .. بله سلام به همگی حالتون چطوره ؟ :دی این روز ها یه مقدار سرم شلوغ هست و کمتر سر میزنم ، با بچه ها ی کنکوری و رفقا خیلی سرگرم هستیم واقعا این روزا خیلی بهم خوش میگذره ، اینو باید بدونیم که عمر ما لحظه به لحظه ش طلا هست و این لحظه که بره ، دیگه بر نمیگرده ما یه بار بیشتر زندگی نمی کنیم ، پس برای رسیدن به اهدافمون "بعد" ی وجود نداره زندگی مثل یک روز ادامه دار هست ، فردایی وجود نداره هر کاری میخوایم انجام بدیم ، همین "الان" باید انجامش بدیم ... خب من دیگه بیام پایین امروز خونه یکی از این بچه های گل و با صفا بودم ، قیافه های درس خونشون رو که میبینم یاد دوران کنکور خودم میفتم البته بگم طور خاصی هم نبودم ، اما خب کلا بالا 20 که بری قیافه ت جا افتاده تر میشه و از حالت درس خونی دبیرستان خارج میشه :دی خلاصه خیلی خوش گذشت و اصلا متوجه گذر زمان نشدم ، به ساعت نگاه کردم دیدم اوه ! سه ساعت گذشت .. روی میز ، چیزی توجه م رو جلب کرد که خیلی خوشم اومد و ازش عکس گرفتم بذارم اینجا یادگاری بمونه : بعضی چیزا با وجود سادگی خیلی ارزشمند هستن اینو دیدم رفتم توو فکر که این میوه های زمردی شکل ، چقدر قشنگ هستن - داداش ؟ اینو آوردم نوش جان بفرمایی چرا محو تماشایش گشته ای ؟ :دی امیدوار هستیم سال دیگه رو بهتر و بهتر بگذرونیم برای همگی آرزوی موفقیت دارم (صدای رینگتون گوشی) + بله ؟ - کجایی باو منتظریم ! + اومدم ! در رو باز کردم ، 4 تا از بچه ها بودن ، مر ، پد ، فری ، پارسا صدای موزیک تا سر خیابون شنیده میشد ! + سلام - بپر بالا که امشب سرمون خیلی شلوغه ! پارسا اینو گفت و منم سوار شدم و رفتیم به سوی یه اجرای پر هیجان دیگه ، یه شب پر هیجان توو مکان دوست داشتنی م ، Hellish Inferno ادامه مطلب لطفا .. سلام دوستان ، اینقدر خوشحالم و با کلی ذوق و شوق اومدم یه پست بذارم و یه حال و احوالی بکنم چطورین ملت ؟ چه خبر ؟ شاد و خوش و سرحال هستین ایا ؟ :) من که از شدت خوشحالی رو ابر هام ، نمیدونم میتونین دلیلش رو حدس بزنین یا نه یعنی این چند روزه انقدر با بر و بکس جشن گرفتیم و خوشحالی کردیم که من اصلا یادم رفت تمام سختی های پارسال رو ! خدایا شکرت هزاران بار که به نتیجه زحمت هامون رسیدیم ، از ته ته دل خوشحالم و دوست داشتم این خوشحالی رو اینجا ثبت کنم .. خب بر میگردیم به موضوع انشا : سال گذشته را چگونه گذرانده اید ؟ :) سال گذشته برای من و رفقا ، سال پر ماجرا و جالبی بود اتفاقات خوب و بدی افتاد ، خوشی ها کردیم ، درس هایی گرفتیم ، یک سال بزرگ تر شدیم :) بیشتر مایلم از خوشی ها تعریف کنم اینجا میتونم بگم لحظه به لحظه ش لازم بود برای این که الان اینجا باشم و بتونم واقعا خوشحال باشم و بنویسم .. خلاصه اینقدر خوشحال هستم که نمیدونم از کجا و چجوری شروع بکنم برام توو کامنت ها بنویسین ، تعریف خواهم کرد و دوستای مجازی گلم ، دلم براتون خیلی تنگ شده نمیدونم کجا هستین و چه میکنین اما هر جا هستین امیدوارم همیشه لبخند به لب هاتون باشه و شاد و موفق باشین دوست کوچیک شما (سعید) حال و احوال ؟ :دی بچه ها با توجه به مشکلی که برای بلاگفا پیش اومده و هر لحظه امکان خراب شدن و به فنا رفتن پست ها و کامنت های ما هست ( همون طور که میبینین 3 پست قبلی که مربوط به شهریور ماه امسال بودن ، کامل حذف شدن و من برای به جا موندن خاطرات ، دوباره ثبت کردم) ، فعالیتمون رو تا پایدار شدن شرایط بلاگفا ، توو بلاگفا ادامه نمیدیم و این وب فعلا به عنوان یه بک آپ برای خاطرات هست. این اتفاق قبلا م افتاد و باعث شد کامنت های خیلی از پست ها از دست بره ، به هر حال چون برای مطالب و کامنت ها وقت گذاشته شده و حاصل زحمت شما عزیزان و ما بوده ، حاضر نیستیم دوباره این مدل اتفاقات تکرار بشه. بچه هایی که بیشتر به ما سر میزدن ، از وب جدید ما اطلاع دارن. http://onlychat.mihanblog.com/ همچنین باید بگم که لینک تمامی دوستانی که شهریور ماه به وب اضافه شده بود ، توسط بلاگفا حذف شده پس هر کس ما رو لینک کرده ولی لینک وبش رو توو وب ما نمیبینه به ما اطلاع بده تا لینک کنیم و عزیزانی م که لینک ما رو از وبشون حذف کردن ، حذف خواهند شد اضافه کنم که سر ما خیلی شلوغه و واقعا مشغول درس و زندگی هستیم ، و مثل قبل نمیتونیم سر بزنیم پس این رو دلیلی بر بی معرفتی ما نذارین با ارزوی موفقیت + بچه ها شما م فعالیت کنین دیگه .. یاد بگیرین ! حال و احوال ؟ بچه ها انگار قسمت نیست پست بذارم .. یه بار اومدم بذارم کلی سایز عکسا رو تنظیم کردم و نوشتم و ... ، بلاگفا هنگ کرد همه شون پرید. الانم اومدم بذارم دوباره ، نمیشه. هیچی دیگه .. الکی خودتون بخندین فکر کنم بدلیل وجود عکس اری جوانا همه شون پریدن .. مر راضی نیست حتما. خب .. همینطور دست خالی که نمیشه :دی اینم چند تا جوک : یه سری آدما هم هستن که وقتی با عابربانک کار می کنن انگار در حال هک کردن و نفوذ به سیستم مالی بانک مرکزی هستن پولتو بگیر برو دیگه ! کار داریم دقت کردین ؟ ثابت کردن اینکه یه نفر تو خواب خروپف میکنه از اثبات قتل سخت تره ! چیزی که تو بچگی فکرمو مشغول میکرد این بود که چرا ارواح تو فیلم ها از دیوار رد میشن اما تو زمین فرو نمیرند !؟ ﮦℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮧﮨℓﮦﮧﮨℓﮦ ﮧﮩﮨℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮦ ﮧﮨℓ ﮦℓﮧﮩﮨ ℓﮦℓﮧﮨℓﮧﮨℓﮦ ﮧﮩﮨℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮦ ﮧﮨℓ ﮦℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮧﮨℓﮦ ﮧﮩﮨℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮦ ﮧﮨℓ ﮦℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮧﮨℓﮦﮧﮨℓﮧﮩﮨℓﮦℓﮧﮨℓﮦ این جوک رو تو صفحه دکترا دیدم خودشون که خیلی میخندیدند ! بخند کلاس داره در عجبم از رفیقم که چیز برگر دوبل و سیب زمینی سرخ کردش رو با نوشابه رژیمی میخوره :| معیار بیشتر دخترا واسه ازدواج قیافه بردپیت تیپ انریکه هوش و ذکاوت استیون هاوکینگ ثروت بیل گیتس آخر سر چی گیرشون میاد ؟ یه سمندون خسته راحت ترین شغل در دنیا رو دبیر کل سازمان ملل داره کارش فقط ابراز نگرانیه زن باس از خونه باباش که میاد از مچ تا کتف النگو داشته باشه تا مردش هی بفروشه بزنه به یه زخمی ! + بچه ها توو پست قبلی دیگه هیچ کامنتی ندین چون ثبت نمیشه :دی عددش رند شده بذارین همینطوری بمونه :دییییییییی حال و احوال ؟ همونطور که توو پست قبل گفتیم ، ما یک هفته به شدت مشغول کارمون بودیم. کارمون تا حدودی پیش رفت و از پیشرفتش راضی بودیم. دلمون م برای همه تون تنگ شده بود. توو ادامه مطلب خلاصه اتفاقات این هفته رو تعریف میکنیم حال و احوال ؟ خب همونطور که خبر دارین این روزا سر ما خیلی شلوغه ، و یه سری کارای خیلی مهم داریم که باید حتما انجام بدیم. دیشبم مهرداد اومد خونه ما که مثلا شبو بشینیم کارا رو انجام بدیم ، که جناب گرفت خوابید و تلاش های من برای بیدار کردنش به هیچ نتیجه ای نرسید :دی و منم مجبور شدم بخوابم که فردا (یعنی امروز) به کارهامون برسیم. اما متاسفانه از اون جایی که خواب مهرداد خیلی سنگینه و کلا توو خواب نمیفهمه داره چه میکنه ، توو خواب دست منو پرس کرد ، الانم که خدمت شما م دارم با یه دست می تایپم :دی بعد صبح ساعت 9 بیدار میشه و با من شوخی خرکی میکنه که چرا شب منو بد خواب کردی !! خلاصه بگم که چند روز نیستیم ، باید یه سری کارا رو تموم بکنیم و طبق برنامه پیش بریم. اما بعد این چند روز که حدود یک هفته اینا میشه ، با انرژی بیشتری بر میگردیم. ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺳﻘﻮﻁ ﺑﻮﺩ یاروو ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺪﺑﺨﺘﻢ! طرف ﻣﯿﮕﻪ: ﭼﺮﺍ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﺁﺧﻪ من ﺑﻠﯿﻂ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺧﺮﯾﺪﻡ...! استرس یعنی... از تو گالریت یه عکسی رو به بابات نشون بدی!!!! شروع کنه ورق زدن برا بابام لاین ریختم اوضاع بهتر شه کمتر به کولر و لامپا گیر بده . هی از کنارم که رد میشه با لقد میزنه میگه لاااایک نمکنیا حیوون ﻃﺮﻑ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺳﻔﺮ ﮐﺮﺑﻼﺳﺖ ﻣﯿﮕﻦ : ﺑﻪ ﺑﻪ . ﮐﯽ ﻛﺮﺑﻼ ﺭﻓﺘﯽ؟ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﻧﺮﻓﺘﻢ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﺯﻧﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ خیلی خوش بودیم به بابام گفتم پول بده لباس بخرم، میخوام برم پیش دوست دخترم لباسام تکراری شده، میگه دوست دخترتو عوض کن خب.!!! منطقی بود حرفش. ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﺑﺎﻧﮏ ﻭﺍﻡ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺭﺍ ﮐﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﯾﻄﺶ ﻓﻘﻂ ﮐﺎﺭﺕ ﻣﻠﯽ ﻭ ﮐﭙﯿﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ اﺯ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ هم ﻓﻘﻂ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﻢ ﻓﻘﻂ شناسانامم هست. هيچي ديگه الان دارم عموپورنگ نگاه میکنم کی از همه خوشبخت تره من من من من امیدوارولاسیون کیست؟؟؟ دختر ترشیده اااااای که هرماه به امید شوهر اپیلاسیون میکند.... دیروز رفتم مغازه به صاحبش گفتم: سلام خسته نباشید نوشابه دارید؟ -آره -پپسیه؟ -آره سیاهه؟ -آره -خنکه؟ -آره -بیزحمت یه دوغ بدید! هیچی دیگه پنج کیلومتر دنبالم کرد. آخرشم نتونست بگیره اثرات داعشه ها،مردم بی اعصاب شدن بخدا...!!!!!! پیغامگیر صوتی مکــــــــارم : شمابا حرامگیرصوتی من تماس گرفته اید هفت نفر تصميم گرفتند ركورد اصحاب کهف رابزنند قرص خواب خوردند و در یک غار به خواب فرو رفتند! شب گرگ هفتاشونو خورد و گند زد تو داستان دیشب بابام رفت ماموریت خارج از شهر, فکر میکنید ماچیکار کردیم تاصبح؟ جاتون خالی, کولر پارتی گرفتیم, خیلی حال داد من موندم اینایی که میرن زن دکتر مهندس میگیرن اسکلن شیرینی دختر به خنگ بودنشه سلام بر و بکس این پست رو به درخواست بچه های بازدید کننده زدم :دی این جا همه سوال مطرح میکنن و به سوالای بقیه جواب میدن. یه جور صندلی داغ دسته جمعی. قوانین : 1.سوال کننده ها سوالاتشونو جدا جدا و تمیز بنویسن. 2.سوال کننده ها بیشتر از 10 تا سوال توو یه کامنت ندن. 3.پاسخ دهنده ها موقع پاسخ دادن حتما سوالات رو کپی کنن و زیرشون جواب بدن. 4.پاسخ دهنده ها اگه جا نشد توو دو تا کامنت جواب بدن. 5.سوالات شخصی ممنوعه ( سوالاتی از قبیل ادرس خونه و ... ) 6.سوالایی که ممکنه طرف دقیق ندونه ممنوعه ( سوالای اعداد ارقامی ) 7.پاسخ دهنده ها میتونن به هر سوالی که دوست ندارن جواب ندن ، هیچ اجباری در کار نیست. 8.این پست آزاده و همه میتونن شرکت کنن ، حتی شما دوست عزیز ! خب دیگه ، شروع کنین. 
![]()
![]()
![]()
![]()
)
)![]()






































ادامـــه مطـــلـــب








یادمه یه روز بابام گفت بیا چند تا حرکت با دمبل بهت یاد بدم انجام بدی.
رفت یه دمبل درست کرد فکر کنم دو کیلو اینا میشد .. منم اولین تجربه کار با دمبل بود برام.
یه حرکت بهم یاد داد گفت 10 بار با این دستت برو 10 بار با اون دستت .. منم برام سخت بود ولی چون میخواستم ثابت کنم که میتونم ، نهایت قدرت رو به خرج دادم.
هیچی وسط حرکتا بود که یهو نشستم .. بابام گفت چی شد ؟
گفتم هیچی فقط فشار مبارک افتاد 
بابامم بیخیال شد خودش بهم حرکت بده گفت برو باشگاه ثبت نام بکن.
رفتم باشگاه ثبت نام کردم ، همون جلسه م ورزشو شروع کردم.
اولش که گرم کردن و اینا بود ، بعد مربی گفت بیا اینجا ، رفتم ، یه نگاه بهم انداخت و گفت جلسه دیگه بیا برنامه رو ببر.
جلسه بعد برام برنامه نوشت و چند تا توصیه و اینا :دی
اونجا اکثرا هیکلی بودن ، میشه گفت اکثرشون اینکاره بودن و مشخص بود خیلی وقته که میان .. منم پیش خودم میگفتم یه روزی میزنم رو دست همه شون.
بعد با وسائل اشنا شدم و منم جو گیر میخواستم حسابی خوب ورزش بکنم که نتیجه بگیرم ، کارم زود تموم شد
چون برنامه م زیاد سنگین نبود بجز چند تا حرکتش.
منم نیومدم برم خونه ، رفتم یه دور دیگه برنامه رو از اول اجرا کردم.
خیلی بهم فشار اومده بود .. یکی بهم گفت باو به خودت فشار نیار حالا حالا ها باید بیای :دی
صدای یکی رو شنیدم که به اون یکی میگفت اینم از اوناست که این جلسه اول و اخرشه :دی
وقتی رفتم خونه چشمتون روز بد نبینه تا چند روز بدن درد گرفتم که اصلا نمیتونستم تکون بخورم .. با هر حرکت صدای آی آی آی بلند میشد.

جلسه بعد که رفتم ، یکی داد زد باز این مداد اومد :|:|
من اهمیت ندادم و رفتم سر اجرای برنامه ولی ایندفعه دیگه طبق برنامه پیش رفتم و زیاد و کم نکردم حرکاتو.
بعضی حرکتا واقعا سخت بودن ، مثلا اگه سه ست بود ، یه ست میرفتم بعد یه ست از یکی دیگه میرفتم بعد دوباره یه ست از این ، چون پشت سر هم نمیشد.
خلاصه یه ماه طول کشید تا من راه درستو یاد گرفتم و نحوه درست کار با وسایل اخه هر چی میرفتم هر جوری میرفتم یکی میومد میگفت داداش اشتباه داری میری درستش اینجوریه !
بعد درستشو که میرفتم میدیدم ااااااا چقدر سخت شد حرکته 
من کم کم باهاشون رفیق شدم و ازشون راهکار یاد میگرفتم.
چند جلسه گذشت تا یکی که از من یه مقدار کوتاه تر بود و وزنش م زیر 50 بود اومد باشگاه :دی
ما با هم خیلی رفیق شدیم .. به هم قول دادیم با هم تلاش کنیم تا یه هیکل مثل ارنولد واسه خودمون بسازیم :دی
کلا جو خوبی شده بود .. منم هر چند از این ورزش خوشم نمیومد اما بخاطر انگیزه ای که داشتم ادامه میدادم.
برنامه هامون مثل هم بود و چون همزمان پیش متخصص تغذیه م میرفتیم ، برنامه تغذیه مونم یکی کردیم و قول دادیم حتما رعایت کنیم.
اون رفیقم که خیلی خوشبحالش شد .. اون مدتی که اونجا بودم و وزنم مدام نوسان داشت ، اون تونست وزنشو 12 کیلو بیاره بالا.
ازش هنوز م خبر دارم .. الان 75 کیلوئه و کلی خوشتیپ شده.
همیشه یه جمله بهم میگه که : "باشگاه تمام استعداد های فرد رو اشکار میکنه ، حتی استعداد بی استعدادیشون رو"
+ اینم از خاطراتی که فعلا یادم میومد .. باز اگه یادم اومد میتعریفم :دی








































| яima |








