پست ثابت

اینگار بچه ها برگشتید پستتانو خوندم خوش اومدین
پ.ن:سالی که نکوست از،بهارش پیداس..خونه
پ.ن:به شدت خسته ام سرامیک های سه تا اتاق شستم 
ای جان دارم نفس می کشم ریه هام حال اومدااااا
می دونی چه حسی دارم حس میکنم رفتم تو انبار خونه قدیمی ریهو ی کیف پیدا کردم.نشستم زیروروش می کنم کلی خاطره ازش می ریزه بیرون باکلی حس متفاوت..
مرسی از بانوی عزیز که پیشنهاد ناب داد
چندوقته عجیب غریب دلم هوا ت.م کارشناسی,کرده تجربه خاصی بود.بودن کنار آدمایی که همش از دست شوت فراری بودی..درخت توت مرکز که شکم خالی هممونو پر میکرد میشد رفع عطش میشد میان وعده گاهیم میشد صبحانه وناها,درخت زرد آلوم مال اساتید بود اما از انجایی که بتده قانون شکن خوبی هسم به نحو احسن ترتیب اونام میدادم,خخخخخخ ی روز کلاس ساعت بعد ناهار بودیم یکم با بغل دسیم حرف زدم استاد هی گف هیس هیس دیدم نمیزاره حرف مو بزنم رفتم بیرون تو نماز خونه مرکز گرفتم خوابیدم.تا ساعت بعدی بعد,استاده پشت سرم گفته بود دانشجو به این میگن ناهارشو خورد,حرفاشم زد,بعدم گرف خوابیید....هه هه
دیگه ی روز یادمه سر کلاس حوصلم سر رفته بود نشیتم تک زدم به مخاطبای گوشیم بعد کنار شوفاژ گرمم شسرمو گزاشتم رو میز خوابم برد نگو تاخاب گوشیمو رو میز سر داده بودم رفته بود یهو گند تک زدنا زد بیرون همینکه من در خواب ناز بودم شروع کر,ن به ج دادن در حالی که گوشیم اهنگ زنگش ی اهنگ اصیل بندری برقصی بود و کیلومتر ها از من فاصله ومن خواب تصورش باخودتون..
بقیش,ی روز دیگه خابم گرغکف دو شبه
وقتی میفهمی و میدانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد، چیزی شبیه غرور
لطفا گاهی خودت را به نفهمی بزن و بگذار دوستت بدارم
بعد تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند
دل نوشت:تکرارت را دوست دارم اولین تکرار دوست داشتنی..
**روزهایم خوب اند اما روزهای بهتری در راه اند
**
گاهی هم پستای خ قدیم شمارا میخونم کیف میکنم که شادیو غمتونو نوشتید واینقد بلاگفا مهمه…
راسش اومده بودم ی خاطره از بگم یهوو اینا راگفتم حالا ان سالله پست بعدی
از فاصله های خیلی دور، از تهِ نسبت های نداشته...
انگار جایی نوشته بود که این ها باید کنار هم باشند!!
می شوند همدم ، می شوند دوست ، مى شوند رفيق ، اصلا می شوند جانِ شیرین..!!
درست می نشینند روی تاقچۀ دلِ هم ...
حرفهایشان یک جورِ خوبی دلنشین است،
دل برای خنده هاشان ضعف می رود؛
اصلا بودنشان شیرین است !!!!
وقتی هم که نیستند،
هی همدیگر را مرور می کنند و مُدام گوش به زنگ آمدن هم هستند......!!!!!
خدا این آدمها را نگیرد از آدمها.....
•••دلم براتون تنگ شده بود •••
…بعضی وقتا موقع از دست دادنا میفهمیم که چطور اینقد دوسشون داریم...از دست دادن ....