پست ثابت

   

عید شد

ی خبر بد تو اولین روز عید،مزه ی عید رفت زیر سوال،

اینگار بچه ها برگشتید پستتانو خوندم خوش اومدین

خونه مونی

امروز اولین روز از تعطیلات بهارانه است،چه خوبه خونه !!!می چسبه بعد شش ماه بدو بدو.

پ.ن:سالی که نکوست از،بهارش پیداس..خونه 

خونه تکونی

خونه تکونی چه قدر سخته کثیفی هم خب خوبه که!!!!عید جز دردسر چیزی برامون نداره اه اه اه

پ.ن:به شدت خسته ام سرامیک های سه تا اتاق شستم 

مرسی بانو

مرسی بانو که پیشنهاد بلاگفای قدیمی دادی درست مثل وقتی که به آب خوردن توی لیوان بلور عادت کرده باشی یکی بهت ب از لیوان کوزه ای بهت تعارف کنه چه میچسبه!!ا

بلاگفایی میشویم..

بلاگفا جان سلام بلاگفایی های بیشتر سلام،

ای جان دارم نفس می کشم  ریه هام حال اومدااااا

می دونی چه حسی دارم حس میکنم رفتم تو انبار خونه قدیمی ریهو ی کیف پیدا کردم.نشستم  زیرو‌روش می کنم کلی خاطره ازش می ریزه بیرون باکلی حس متفاوت..

مرسی از بانوی عزیز که پیشنهاد ناب داد

 

خاطره یا خاطرت..

سلام 

چندوقته عجیب غریب دلم هوا ت.م کارشناسی,کرده  تجربه خاصی بود.بودن کنار آدمایی که همش از دست شوت فراری بودی..درخت توت مرکز که شکم خالی هممونو پر میکرد میشد رفع عطش میشد میان وعده گاهیم میشد صبحانه وناها,درخت زرد آلوم مال اساتید بود اما از انجایی که بتده قانون شکن خوبی هسم  به نحو احسن ترتیب اونام میدادم,خخخخخخ ی روز کلاس ساعت بعد ناهار بودیم یکم با بغل دسیم حرف زدم استاد هی گف هیس هیس دیدم نمیزاره حرف مو بزنم رفتم بیرون تو نماز خونه مرکز گرفتم خوابیدم.تا ساعت بعدی بعد,استاده پشت سرم گفته بود دانشجو به این میگن ناهارشو خورد,حرفاشم زد,بعدم گرف خوابیید....هه هه

دیگه ی روز یادمه سر کلاس حوصلم سر رفته بود نشیتم تک زدم به مخاطبای گوشیم بعد کنار شوفاژ گرمم شسرمو گزاشتم رو میز خوابم برد نگو تاخاب گوشیمو  رو میز سر داده بودم رفته بود یهو گند تک زدنا زد بیرون همینکه من در خواب ناز بودم شروع کر,ن به ج دادن در حالی که گوشیم اهنگ زنگش ی اهنگ اصیل بندری برقصی بود و کیلومتر ها از من فاصله  ومن خواب  تصورش باخودتون..

بقیش,ی روز دیگه خابم گرغکف دو شبه

 

خودت را به نفهمی بزن

بابا لنگ دراز عزیزم:تمام دلخوشی دنیای من اینست که ندانی دوستت دارم.

وقتی میفهمی و میدانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد، چیزی شبیه غرور

لطفا گاهی خودت را به نفهمی بزن و بگذار دوستت بدارم

بعد تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند

دل نوشت:تکرارت را دوست دارم اولین تکرار دوست داشتنی..

**روزهایم خوب اند اما روزهای بهتری در راه اند

**

 

دوسای خوبم دوستون دارم

سلام دوسای خوب بلاگفایی که حسابشون از تموم دوسای مجازی جداس .اینجا درجه مجازیش,کمتره!!!البتههرچند خیلی سوت وکوره وهیاهونداره!اما بازم دوست داشتنیه .گاهی میام پست های سال ۹۱میخونم پستای قبلی حس خوبی بم دست میده ی لبخند ثابت!

گاهی هم پستای خ قدیم شمارا میخونم کیف میکنم که شادیو غمتونو نوشتید واینقد بلاگفا مهمه…

راسش اومده بودم ی خاطره از بگم یهوو اینا راگفتم حالا ان سالله پست بعدی

آدم ها د  و  س ت د ا ش ت  ن ی هستن...

"آدمها همدیگر را پیدا می کنند... 

 

از فاصله های خیلی دور، از تهِ نسبت های نداشته...

 

 انگار جایی نوشته بود که این ها باید کنار هم باشند!! 

 

می شوند همدم ، می شوند دوست ، مى شوند رفيق ، اصلا می شوند جانِ شیرین..!!

 

 درست می نشینند روی تاقچۀ دلِ هم ... 

 

حرفهایشان یک جورِ خوبی دلنشین است، 

 

دل برای خنده هاشان ضعف می رود؛

 

اصلا بودنشان شیرین است !!!! 

 

وقتی هم که نیستند، 

 

هی همدیگر را مرور می کنند و مُدام گوش به زنگ آمدن هم هستند......!!!!! 

 

خدا این آدمها را نگیرد از آدمها.....

•••دلم براتون تنگ شده بود •••

…بعضی  وقتا موقع از دست دادنا میفهمیم که چطور اینقد دوسشون داریم...از دست دادن ....