این پست همیشه در صفحه اول قرار می گیرد

نوشته هایی که با عنوان "دست نوشته های من"درج شده است.نوشته ی خودم میباشد.
همه ی جک هافقط برای لحظه ای لبخند است وقصد توهین به قومیت ها را ندارم.
اگر دوست دارید مطلبی به این وبلاگ افزوده شود در قسمت نظرات به من اطلاع دهید.
اگر در نظر سنجی شرکت کنید می توانم مطالب مورد علاقه شما افزایش دهم...
سعی بر این داشتم تمام کسانی که وارد این وبلاگ می شوند از تنوع موضوعات لذت ببرند...
امیدوارم خوشتون بیاد...
خواهشمندم با عنوان(فقط یک نگاه...)لینک کنید
برای دسترسی آسان به مطالب از آرشیو موضوعی استفاده کنید.

کابوس

بوي جسمت در مشامم
لذت هم آغوشي ات در خاطراتم
چه شود !
و حال من دور ،
از تو
از خودم
از همه
به ديوار ها نگاه ميکنم تا خوابي عميق ولي پر از کابوس مرا دچار شود .

کتابها دروغ نوشته اند وقتي لبهايت براي يک چکه عشق چاک خورده اند مسيح هم اگر باشي وسوسه هاي عاشق شدن رهايت نخواهد کرد!

نه دردمند فردا را منتظر است

نه مزار شهيد خونين را

و نه شيطان ، گناهي را .

آنقدر که من تو را منتظرم .

گذشت ، نمي خواهم آمدنت را

تو را در نبودنت يافتم .


از مجموعه " دست هايم را براي تو مي آورم "

تحمل

حالا صورت ساده‌ي بوسيدن از من دور است 

حالا باد مي‌آيد، باران مي‌آيد 

و به گمانم کسي از راهِ گل سرخ خواهد آمد، 

نمي‌دانم، بطور قطع و يقين نمي‌دانم، 

دير و زودش را ترانه‌ئي بايد 

يا چيزي که شما تحملش مي‌ناميد.

غيبت به هنگامي که حضورت لازم است ، گناهي نابخشودني محسوب مي شود .

پل استر

دور

فرقي نمي کند کجايي، چه‌ اندازه راه‌‌ است، تا تو...
"دور" يعني که رفته‌اي...
نيستي...
نمي آيي!

افشين صالحي

يادت باشد

يادت باشد روزهاي سخت مرا جا گذاشتي تا هر لحظه منتظر اتفاقي باشم كه هرگز قرار نبود بيافتد...

.. يعني حتي آمدن هايت.....

خيلي زود مي‌فهمي همه‌چيز را در آغوش ِ من جا گذاشتي...
مثل ِ مسافري که تمام ِ زندگيش را، در يک ايستگاه ِ بين ِ راهي جا مي‌گذارد!

نسرين وثوقي


ترس از هيچ چيز ندارم ......
وقتي يقين دارم بيشتر از من ..
کسي دوستت نخـــــــواهد داشت

اصلا بگذار اين ترانه 

همين حواليِ بوسه تمام شود! 

من خسته‌ام 

مي‌خواهم به عطرِ تشنه‌ي گيسو و گريه نزديکتر شوم، 

کاري اگر نداري ... برو! 

ورنه نزديکتر بيا 

مي‌خواهم ببوسمت. 

...


"سيد علي صالحي"

از دفتر: ساده بودم، تو نبودي، باران بود

وفاداري يک امر اخلاقي نيست , وفاداري يک ناخوداگاه عاشقانه است...

من

در آینه غریبه ای میبینم که من نیستم...

گم کرده ای دارم...

یک نفر مرا پیدا کند...

بايد هميشه دور بود

بايد هميشه دور بود
نزديكي
كوري مي آورد
نزديكي
خواب مي آورد
... ... عادت،
بايد
هميشه
دور
بود.

نزديكي گند بالا مي آورد !!

کــــــــــــلاغ

باور نمی کنم
این دست‌های تو باشد
این گونه سرد
و پرهیزگار
از آلوده شدن به عشق

آنکه به عشق
تن نمی دهد
زنده نیست!

نگو
نگو که مرده ای!

دل باخته ام!


"محمد : وبلاگ کلاغ"

http://north2west.blogfa.com/post/54