بهای سنگینی دادم،

تا فهمیدم

کسی که قصد ماندن ندارد را

باید راهی کرد...

 

 

در خیال دیگری می رفت…

و من ،

چه عاشقانه کاسه ی آب پشت سرش خالی می کردم…

شلاق...

 

شب ها خوابم نمی برد…

از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم

بی انصاف…

محکم زدی ،

جایش مانده است…

 

 

 

خطش را عوض کرد

من ماندم ودوستت دارم هایی که

هرگز تحویل داده نشد...

 

عشـــق تو

شـــوخی زیبــایی بود که خدا با مــن کرد…!

زیبــا بود

امــا

شــوخی بود….!!

 

 

چه خوشبختست

خفاشی

که برسقف زندگی میکند...

به گمانم دنیا

وارونه اش

قشنگتر باشد!!!

آدم وحوا...

 

عاشق ترین مرد،

آدم بود

که بهشت را

به لبخند حوا فروخت...

 

من به تنگ آمده ام از همه چیز

 

بگذارید هواری بزنم...

 

(مشیری)

مسافر...

 

نه چتری با خود داشت

نه روزنامه

نه چمدان...

عاشقش شدم

از کجا باید می فهمیدم

مسافر است؟!

دل سپردن فقط نابودیست...

 

پیچ نبودم...

 

ولی

 

هرکی به من رسید پیچ گوشتی بود

 

قشنگ پیچوند و رفت!!!

همه چی آرومه...

 


من غرق در دریایی از آشفتگی ها و ناملایمات...

تو بی هیچ خیالی..

روی شن های ساحل...

با چند پک از سیگار..

و صدای بلند موسیقی:

همه چی آرومه...!

خسته ام...

 

از من نرنــــــــــج…



نه مغــــــرورم نه بی احســـــاس…



فقط خســــته ام…



خسته از اعتــــــمادی بیــــجا...

ساحل...

 

 

حکایت رفاقت،حکایت سنگهای کنار ساحله.

اول یکی یکی جمشون میکنی تو بغلت،

بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو دریا.

اما بعضی وقتا یه سنگای قیمتی گیرت میاد

که هیچوقت نمی تونی پرتشون کنی...

 %www.ParsaFun.ir جدید ترین کارت پستالهای عاشقانه با اشعار زیبا

 

 

 

جای خالیت...

مثل کفش های سیندرلا،

اندازه هیچکدام از مردم شهر نشد!!!

حتی به زور...!

 

 

گاهی تصور میکنم سکوت نیز

 چه آرام فریاد می زند

ای سکوت خفته ی من

فریادت

به گوشهای بیدار خواهد رسید

پس نا امید مباش و

 آرام

فریاد بزن...

آرام فریاد بزن...

پایان اشعار و جملات زیبا

 

صدای خش خش برگها

صدای باد و هیاهوی

پرندگان

صدای پای تو

هنوزم در گوشم

همهمه میکنند

باید از خاطرم بگذرند هر آنچه

از توست

آنها گذشتند

با سکوت سرد خانه

و صدای تیک تیک ساعت

وطوطی در قفس

که اسم تورا مدام صدا میکند

چه کنم؟


سلام به همه ی دوستای گلم.

امیدوارم حالتون خوب خوب خوب باشه و همیشه زندگی به کامتون.بعضی از دوستان اعتراض کردن که چرا دیر به دیر آپ می کنم و دیر دیر بهشون سر میزنم.در جوابشون فقط می تونم بگم شرمندم.مشکلاتی هست که باعث شده نتونم زود زود آپ کنم. پیشاپیش سال نو رو به همتون تبریک میگم و سال خوبی رو براتون آرزو می کنم. من دیگه نمی تونم بیام پیشتون تا بعد از تعطیلات عید.تعطیلات بهتون خوش بگذره . منتظر نظرات گرمتون هستم.خدانگهدار همگی.

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

سلام به دوستای گل تر از گلم.ببخشید اگه دیر دیر بهتون سر میزنم.اخه امتحانای میانترمم شروع شده و دیگه وقت نمی کنم بهتون سر بزنم.برام خیییییییییلی دعا کنین.امتحانام که تموم شد دوباره میام پیشتون.پس تا اون موقع بای.

بعدارتو...

 

 

اي هفت سالگي

اي لحظه هاي شگفت عزيمت

بعد از تو هرچه رفت ، در انبوهي از جنون و جهالت رفت

 

 بعد از تو پنجره که رابطه اي بود سخت زنده و روشن

ميان ما و پرنده

ميان ما و نسيم

شکست

شکست

شکست

بعد از تو آن عروسک خاکي

که هيچ چيز نمي گفت ، هيچ چيز بجز آب ، آب ، آب

در آب غرق شد.

 

بعد از تو ما صداي زنجره ها را کشتيم

و بصداي زنگ ، که از روي حرف هاي الفبا بر مي خاست

و به صداي سوت کارخانه هاي اسلحه سازي ، دل بستيم .

 

بعد از تو که جاي بازيمان زير ميز بود

از زير ميزها

به پشت ها ميزها

و از پشت ميزها

به روي ميزها رسيديم

و روي ميزها بازي کرديم

و باختيم، رنگ ترا باختيم ، اي هفت سالگي .

  

بعد از تو ما به هم خيانت کرديم

بعد از تو ما تمام يادگاري ها را

با تکه هاي سرب ، و با قطره هاي منفجر شده ي خون

از گيجگاه هاي گچ گرفته ي ديوارهاي کوچه زدوديم .

بعد از تو ما به ميدان ها رفتيم

و داد کشيديم :

" زنده باد    ،،،     مرده باد "

 

 و در هياهوي ميدان ، براي سکه هاي کوچک آوازه خوان

که زيرکانه به ديدار شهر آمده بودند ، دست زديم.

بعد از تو ما که  قاتل يکديگر بوديم

براي عشق قضاوت کرديم

و همچنان که قلب هامان

در جيب هايمان  نگران بودند

براي سهم عشق قضاوت کرديم .

 

  بعد از تو ما به قبرستان ها رو آورديم

و مرگ ، زير چادر مادربزرگ نفس ميکشيد

و مرگ ، آن درخت تناور بود

که زنده هاي اينسوي آغاز

به شاخه هاي  ملولش دخيل مي بستند

ومرده هاي آن سوي پايان

به ريشه هاي فسفريش چنگ مي زدند

و مرگ روي ان ضريح مقدس نشسته بود

که در چهار زاويه اش ، ناگهان چهار لاله ي آبي

روشن شدند.

 

 

صداي باد مي آيد

صداي باد مي آيد، اي هفت سالگي

  

برخاستم و آب نوشيدم

و ناگهان به خاطر آوردم

که کشتزارهاي جوان تو از هجوم ملخ ها چگونه ترسيدند.

چقدر بايد پرداخت

چقدر بايد

براي رشد اين مکعب سيماني پرداخت ؟

  

ما هرچه را که بايد

از دست داده باشيم ، از دست داده ايم

ما بي چراغ به راه افتاديم

و ماه ، ماه ، ماده ي مهربان ، هميشه در آنجا بود

در خاطرات کودکانه ي يک پشت بام کاهگلي

و بر فراز کشتزارهاي جواني که از هجوم ملخ ها مي ترسيدند

 

 چقدر بايد پرداخت؟...

 

فروغ فرخ زاد

تقدیم به تو...

 

بگذار یک دل سیر به درخت ها نگاه کنم

شاید شاخه ای در دلم سبز شود

انوقت می توانی در پاییز ان را بشکنی

وهیمه ی اجاقت کنی

برای لحظه ای که می تواند چشمهای خیس تو را گرم کند

 

 

 وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم...

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comدکترعلی شریعتی