**دلم...**

 

✔ دِلَم عِشقی میخواهَد که


مَرا ، بآ هَمه ی خُوبی هآ و بَدی هآیَـم بخواهَد


بآ هَمه ی ضَعف هآ و قوت هآیَم



✔ دِلَم عِشقی میخواهَد که


پَر پَروازم بَرآی رسیدَن به خُدا بآشَد


✘نه غُل و زنجیـر اَسارتم بَرآی فـرو رَفتَن در بَدی هآ✘

✔ دِلَم عِشقی میخواهَد که


نَمآز خواندَنَم ، حجـابَم ، عَقاید و بآورهایَم را بآل و پَر دَهد


✘نه اینکـه داشته هآیَـم را هَم از مَـن بگیرَد✘

✔ دِلَم عِشقی میخواهَد که


الگویَش ، مولآ عَلی بآشَد و زندگی اَش نَمآد مَردی


بَرآیَش فآطمی بآشَم و زندگـی اَم سَرشآر از عِشق و سآدگی



✔ دِلَم یکـــ عآشقآنه ی آرامـ


بآ چاشنی یآد خُـدا می خواهَد

گاهی...فقط گاهی...

...

گاهی دلم ...

**بهار93 بوی شهادت گرفت...**

 

بهار ۹۳ بوی شهادت گرفت.....

علی خلیلی طلبه ی ناهی منکر بعد از دو سال و اندی تحمل درد به شهادت رسید....

 

اما اصل مطلب:

چندی پیش خبر شهادت مدافع حرم تبریزی شهید بیضایی را شنیدیم....

خوش به حال شهدا.........

 

 

چیزی که قسمت من شد هم گریه شدن با کوثر دختر کوچولوی یک و نیم ساله ی این شهیدبود...........

درست همان طور که با رضوانه ، آرمیتا ، علیرضا و فرزندان دیگر شهدا هم گریه میشدم و میشوم....

یعنی بی لیاقت هایی مثل من چاره ای جز هم گریه شدن با یک عکس را ندارند....

اما علی شهید رفت و با این رفتن سرخ نشان داد که جبهه ی فرهنگی مان سرباز میخواهد......

 

 

 

که اگر نمیخواست آقا نام امسال را اینگونه انتخاب نمیکردند....

علی یکی از مدیران جهادی جبهه ی فرهنگ بود...

افسوس که وقتی بود قدرش را ندانستیم و صد افسوس که بعد از رفتنش هم به خاطر سهل

انگاری و کوتاهی در انجام وظیفه توسط برخی از مسئولان خبر شهادتش بایکوت شد.....

 

 

 

شاید به خاطر این که عید مردم خراب نشود خبر پر کشیدن مدافع ناموس مردم در رسانه ی ملی 

پخش نشد.....

شما کاری با رسانه ی ملی نداشته باشید بگذارید مردم با سری سوم سریال پایتخت خوش باشند ، فاطمیه و خبر شهادت علی به چه درد مردم میخورد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اصلا عید مردم را با عزاداری امام زمان(عج) چه کار؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

این عید سالی یک بار است ولی به یمن وجود شیعیانی مثل من هر روز برای ولی خداعزاداری است.......

ما چه کار به دل صاحب زمانمان داریم؟ ما باید با رقص عروسی سریال پایتخت۳ همراهی کنیم و با تصاویر نقش اولش به امام دهممان(ع) توهین.......:(

برایمان هم مهم نیست با این کار خون به دل مهدی فاطمه(عج) میکنیم....

 

 

 

امر به معروف و نهی از منکر هم این روزها مثل شهیدش ناشناس و مظلوم است.....

البته حزب الله این کار را میکنند ولی کجاست گوش بدهکار؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیروز نهی کرد از منکرامروز شهید شد.طلبه یعنی این.

انقلاب کردیم
تا ناهیان از منکر را بزنند
بیمارستان ها پذیرششان نکنند
و ضارب ول بچرخد!

 وَ الْجِهَادُ عَلَی أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَی الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الصِّدْقِ عِنْدَ الْمَوَاطِنِ‏ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِین‏

جهاد هم چهار شعبه دارد: امر بمعروف، نهی از منکر،مقاومت در میدانها، و دشمنی با فاسقان.
تحف العقول، النص، ص: 165

 

 

...........................................................

 

خلاصه این پست بهانه ای بود که بگویم:

 

 

 

وعده ی ما سنگر امر به معروف و نهی از منکر در خط مقدم جبهه ی فرهنگی....

هرکس هوای شهادت به سر دارد بسم الله.......

 

 

 

 

 

**چادرمن**

چـادرِ مـن 



نـه بـرای نشـان دادن فقـر در سریـال هـای کشـورم است … 


نـه لبـاس متهمـان ِ دادگـاه و زنـدان هـا … 


چـادر مـن تـاج بنـدگـی مـن است … 


سنـد زهـرایی بـودنـم را امضــا میکنـد …!

 

 

**حواسمون هست؟؟**

حواست باشد.... 

داریم جایی "زنـدگـــی" میکنیم کـه: 

هَرزگی "مـُـــــد" اســت (!) 

بی آبرویــی "کلاس" اســـت (!) 

مَســـــتی دود "تَفـــریــح" اســـت (!) 

رابطه با نامحرم "روشــن فکــری" اســت (!) 

گــُـرگ بــودن رَمـــز "مُوفقیت" اســـت (!) 

بی فرهنگی "فرهنگ" است(!) 

پشت به ارزش ها واعتقادات کردن نشانه "رشد ونبوغ" است(!) 

و...................... 

خدایا ممنون که نه باکلاسم نه روشنفکر ونه... فقط تو رو میخواهم و بس

روحش شادویادش گرامی...

یکی هست که دیگه نیست ...

رفت..... اما صدايش ماندگار ماند.....يكي

هست.....هميشه يكي خواهد

ماند......صدايش بغض ميآورد براي دردهاي عاشقيمان 


اما حالا صدايش بغض


دل دنیا رو خون کردی که این جوری تو رفتی

تموم دل خوشی هام و تو با رفتن گرفتی 

مثل حس یه عشق تازه بودی 

مثل افسانه بی اندازه بودی 

هیچ کی برای من شبیه تو نبوده 

دنیا چه بی رحمی آخه تنهایی زوده 

دل دنیا رو خون کردی که این جوری تو رفتی 

تموم دل خوشی هام و تو با رفتن گرفتی

 

این روزاقلب مرتضی دیگه روتکرارنیست....


دیگه توی جاده یک طرفه بادلش بازی نمیشه..

 

راستی دیدی بغضمونو که چجوری از دوریت شکست...

ازحال و هوای ماه رمضون که با نفسات حالمونو عوض کرد چندوقتی بیشتر نمیگذره...


تقدیم به امپراطورصداها


روحش شادویادش گرامی....

واقعا چرااااا؟؟؟


یه دل نوشته براش خیلی وقت گذاشتم حتمابخونین

خوب یاد گرفته ایم ورانداز کردن همدیگر را


یک خط کش این دستمان


و یک ترازو آن دستمان


اندازه می گیریم و وزن می کنیم ؛


آدم ها را


رفتارشان را


انتخاب هایشان را


تصمیم هایشان را


حتی قضا و قدرشان را !!


به رفیقمان یک تکه سنگینی می اندازیم


بعد می گوییم


خیر و صلاحت را می خواهم !


غافل از اینکه چه برسر او می آوریم !


در جمع ، هرکس را یک جور مورد بررسی قرار می دهیم


آن یکی را به ازدواج نکرده اش


این یکی را به نوع رابطه اش


آن دیگری را...


میرویم توی صفحه ی یکی


و نوشته اش را میخوانیم می نشینیم و قضاوت می کنیم


یکی هم نیست گوشمان را بگیردکه :


های ! چندبار توی آن موقعیت بوده ای


که حالا اینطور راحت نظر می دهی


حواسمان نیست که چه راحت


با حرفی که در هوا رها میکنیم


چگونه یک نفر را به هم میریزیم


چندنفر را به جان هم می اندازیم


چه سرخوردگی یا دلخوری بجای میگذاریم


چقدر زخم میزنیم...


حواسمان نیست که ما میگوییم و رها میکنیم و رد میشویم


اما یکی ممکن است گیر کند


بین کلمه های ما


بین قضاوت ما


بین برداشت ما


دلی که می شکنیم ارزان نیست......................

نوشته شده توسط"اسما"

**سکوت....**




و زنــــدگـــی را نـفـس می کشـــم؛

می نویسم برای آن که مرور کنم خودم را

 و بیابم درونـــم را... 

اینجا آسمـــــان است؛ 

یواشکی دلــت را فریــــاد کن!

 کسی نخواهــــد شنــــید، 

کسی نخواهد دانست

اینجا، فقـــط تــــو هستی

 و خدایـــت ...

و نسیم عاشقانـــه ای که تو را گرد 

او طــــواف می دهد

بند دلت را باز کن، بـــگذار

 بــــارانی شود، 

مطمئن باش که قطـــره قطـــره اش را 

در 
صــــدف جای میدهد...

آری؛ اینجا، آسمــــان است...

صدای دوان دوان عقربـــه های

 ســــاعت نمی آید،

اینجا، فقط نبــــض دل می زنـــد؛

 سکـــوت اســـت 

و سکــــوت است و سکــــوت...

**ایـــن جـــازمـــین اســـت...**



رســـمـ آدمهـــايش عجيبـــ استـــ

اينجـــا گــمـ كــه بشــوے

بجـــاے اينكــه دنبالتـــ بگــردند فرامـــوشتـــ ميكنند

عـــاشق كـــه بشوے

بجــاے اينكـــه دركتـــ كنند متهمتـــ ميكنند

فرهنگـــ لغتـــ اينجـــا

چيزے از عشــق و احســـاس و غـــرور ســـرش نميشـــود

زيــاد كــه خوبـــ باشے زيــادے ميشـــوے

زيــاد كــه دمـ دستـــ باشے تكـــرارے ميشـــوے

زيــاد كــه بخنـــدے برچسبـــ ديوانـــگے ميخـــورے

و زيــاد كــه أشكـــ بريــزے ... عآشــــــقے...!!!

اينجـــا بايــد فقطـ براے ديگـــران نفس بكشــــے...!!!


**روســــــیـــاهــــی...**

5rrq3ws794saxjre4fxh.jpg



تمامـ ِ رنگ هاي دنيــا روسياه مـﮯ شوند

وقتـﮯ سياهـﮯ ِ چادرم ،

قد عَلم مـﮯ كند!

چـﮧ خوب مـﮯ دانستند قديمـﮯ تـر هآ:

"بـالاتـر از سياهـﮯ رنگـﮯ نيست "

**کــــدامـــین نـــقـــاب ؟!**

www.dordone.com  نمایش زیباترین احساسات با عکس



چگونه است؟!

صبح كه بيدار شدي

كدامين نقاب را بر مي داري؟

فصل نقابهاست...

انگار كسي ما را بي نقاب نمي بيند

اگر روي واقعي داشته باشيم

كسي ما را نمي پسندد
به دنبال لحظه ايم كه تمام نقابها 

از چهره ها برداشته شود


ايا آن روز هيچ

 "خودي"

 باقي خواهد ماند؟

***الــــسلام عـــلیک یــا عـــلی ابــن موســـی الرضــــا**



الــــلـــهّـــمَ صَـــلّ عَــــلــــي عَــــلــــي بــــنْ مـــــــوسَـــي الـــــرّضــــا الـــــمـــرتَــــضـــــي الـــامـــــامِ الـــــتّـــقـــي الــــــنّــــقــــي  و حُــــجَّّــــتـــكَ عَــــلـــي مَـــــنْ فَـــــوقَ الـــــارْضَ و مَـــــــن تَــــــحــــتَ الـــــثـــري الـــــصّـــــدّيــــــق الـــــشَّـــــهــــيــــد صَـــــلَــــوةَ كــــثــــيـــرَةً تـــــامَـــــةً زاكـــــيَــــةً مُــــتَـــواصِـــــلـــةً مُــــتَــــواتِــــرَةً مُــــــتَــــرادِفَــــــه كـــــافْــــضَـــلِ مـــــا صَــــلّــــيَــــتَ عَــــلـــي اَحَـــــــدٍ مِــــنْ اوْلــــيـــائِــــكَ.

ســـــــلـــآم بـــــه هــــمــــه دوســــــتـــــآی خـــــوبـــــــم

بـــــالـــــآخـــــــره

 امتــــــــحـــــانــــام تـــــــمــــــوم شد

وبــــــآلـاخـــــره

 قـــــراره بــــــه امــــد خـــــدا بــــریـــم

مــــــشــــهــــــــــد

بـــــرا هــــــمتــــــون دعــــــا مــــیـــکنم راســــتی نـــبیــــنم وبــــلاگـــمـــو تـــــنـــها بـــــزاریـــــنا

                             نـــــــــــــــــــــــــظـــــــــــر ســــــــــــــــــنجـــــــــ

۱-نظرت درمورد وبلاگ من؟

 
۲-عشق چیزخوبیه؟
 
۳-دوس داری پیش چ کسی بمیری؟
 
۴-دوس داری برای کی مهم باشی؟
 
۵-اگه عشقت بگه فراموشم کن فراموشش میکنی؟
 
۶-اگه کسیوکه دوسش داری ازدواج کنه چکارمیکنی؟
 
۷-رنگ و اسم موردعلاقه؟
 
۸-پدر ومادر......
 
۹-تنهایی رودوس داری؟
 
۱۰-چکسی خیلی بهت ارامش میده؟
 
۱۱-عشق یعنی؟
 
۱۲-تاحالاشکست خوردی؟
 
۱۳-خدارو دوس دارم چون........
 
۱۴-دوس داری بمیری؟
 
۱۵-یک جمله برای عشقت.........
 
۱۶-غذا و ماشین موردعلاقه؟
 
۱۷-تیپ و مارک موردعلاقه؟
 
۱۸-ازکسی متنفرشدی؟
 
۱۹-دوس داشتی الان چ کسی پیشت بود؟
 
۲۰-تیم موردعلاقه؟
 
۲۱-پروازو دوس داری؟
 
۲۲-حاضری بخاطرعشقت خانوادتورهاکنی؟
 
۲۳-یک آرزو....
 
۲۴-سخن آخر...
 
۲۵-(----------------)هرچی میخوای بنویس..

**هیس پسرها فریاد نمیزنند!!!**

  سلام به همه ی دوستای خوبم 

،انشاالله که عزاداریهاتون قبول حق واقع شده 

باشه...


چند روز پیش اتفاقی وارد یه وبلاگ شدم وبا این قصه

 یا بهتر

 بگم با حقیقت دردناکی که امروزه باهاش روبرو

 هستیم

 برخورد کردم ... خواستم که با گذاشتن این مطلب 

تلنگری

 برامون باشه که انشاالله قدر زندگی رو بیشتر بدونیم

 و کمک

 کردن به همنوع خودمون رو فراموش نکنیم...و فقط

 و فقط

 راحتی خودمون رو درنظر نداشته باشیم...


متنش خیلی زیبا نوشته شده،از نویسندش خیلی تشکر

 میکنم

...

انشاالله که عاقبت بخیر بشن...

ادامه مطلب و حتما بخونید
ادامه نوشته

**فکرکن..**

فـکـر کـن ...


چـنـد چـفــیـه ،


خـونـی شـد ،


تــا ،


چـــادری ، خـاکـــی نـشـود ...

**شب یلدا...**


سیاهی پیراهن عزای حسین بلندترین شب یلدای شیعه هاست

امشب از قصه ی غصه های کربلا بگیم

چه سخاوتمند است پاییز

که شکوه بلندترین شبش را

عاشقانه پیشکش تولد زمستان کرد

زمستانتان سفید و سلامت . . .


شب یلداست؛

شبى که در آن انار محبت دانه مى شود

و سرخى عشق و عاطفه ، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما

شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها

در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود . . .

**من از نسل لیلی ام..**


من از نسل لیلی ام... 


من از جنس شیرینم...


در وجود مادری رشد کرده ام و روزی کودکی در وجودم


 رشد خواهد کرد...


من دخترم...


با تمام حساسیت های دخترانه ام...


با تلنگری بارانی میشوم...


با جمله ای رام میشوم...


با کلمه ای عاشق میشوم...


با فریادی میشکنم...


با پشت کردنی ویران میشوم...


به راحتی وابسته میشوم...


با پیروزی به اوج میرسم...


هنوز هم با عروسکهایم حرف میزنم...


هنوزم هم برایشان لالایی میخوانم...


هنوزم هم با مدادرنگی خانه رویاهایم را به تصویر میکشم...


هنوزم هم برای شکلات جان میدهم...


هنوزم هم با وعده شکلات داروهایم را میخورم...


من دخترم...


پر از راز...


هرگز مرا نخواهی دانست...


هرگز سرچشمه اشکهایم را نمی یابی...


هرگز مرا نمیفهمی...


مگر از نسلم باشی...


مگر از جنسم باشی...

**بیشتراز هرکسی خودت را دوست داشته باش...**

بــیـشـــتــر از هـــر کــســـی,خـــودتـــ را دوســـتــ داشـــتــ ه بــاش!

جــوری کــ ه هــر کـــجــا نـشـــســتـــ ه ای...

هـــــر جـــا کــــ ه مــــی روی...

در هــــر کــــاری کــــ ه مـــی کــــنــی...

خـــودتــ حــــــضــور داشــــتــ ه بــاشـــد,یــکــــ حـــضــور بــی مــانـنــد...

امـــا خــالــــی از تــکــــبــر,حــســـادتـــ, ریــــا...

بــاور کـــن تــا عــاشـــق خـــودتـــ نبــاشـــی...

عــاشــــق هـــیــچـکــــس نـمـــی تــــوانــی بـشـــــوی...

و هـــیــچــکــــس هــــم عــاشـــــقــتــــ نـمــــی شــــود!!!

**این روزها خدای سکوت شده ام....**



این روزها من



خدای   سکوت شده ام

 
تا


آ ر ا مش ا ها  
لی دنیا


خط خطی نشو  د  . . .


ا ینجا   زمین  ا ست


ا ینجا   زمین   ا ست رسم آ دمها یش عجیب است


ا ینجا   گم   که میشو 
ی


بجا 
ی ا ینکه  
دنبالت   
بگردن


فرا مو شت میکندد .

**یه وقتایی...**

يه وَقتآيے بآيـَכْ رَפֿـتْ..!!


اونم بآ پآـے פֿـوכِتْ..!!

بآيـَכْ جآتو تو زنْدِگے بَعْضے هآ פֿـآلے كُنے..!!

כُرسْته تو شُلوغيآشوטּْ مُتوَجهْ نِميشَنْ چے ميشه..

وَلے بـכوטּْ..

يه روزـے..

يه جآيے..


بـَכْ جورـے يآכِتْ مے اُפֿـتـَטּْ، كه כيگه כيرْ شـُכه..!!
פֿـِيْلے כيرْ...!!

**یاحسین...**



ای اهـــــــــل حــــــرم

میــــــــروعلــــــمدار

نیـــــــامد

علــــمدارنیـــامد

حســــــــــــــین

**سلام بر محرم...!!**




محرم و صفر زمان بالیدن است  نه فقط


 نالیدن،بساطش آموزه است نه


 موزه،تمرین خوب نگریستن است نه خوب



 گریستن،نمادشعورمذهب



 است نه فقط شور مذهب...



"تلنگری دگر"!!



منتظران مهدی به هوش باشند که حسین  (ع)



 را منتظرانش کشتند


**چادر خاکی...**






گاهی چادرم خاکی می شود...!

چادر مشکی ام از در و دیوار شهر خاکی می شود...!

از نگاه های طعنه آمیز خاکی می شود...!

از حرف های سیاه خاکی می شود...!

وگاهی چادرم را خودم خاکی می کنم...!

چادرم را می شویم تا غبار شهر را از رویش پاک کنم...!

تا سنگینی نگاه ها را پاک کنم ...!

باهمه ی این حرفها،چادرخاکی ام راباتمام وجودم،دوست دارم...

وآن رابا افتخار،به سرمیکنم،بیادچادرخاکی مادرم زهرا(س)دربین کوچه های غریب مدینه...

یافاطمه(س)


**بزرگ که می شوی...!!**



بزرگتر که مےشوے ، غصه هايت زودتر از خودت قد ميکشند؛


لبخند هايت را در آلبوم کودکے ات جا ميگذارے!


و ناخواسته وارد دنياے لبخند هاے مصنوعے مے شوے...


شايد بزرگ شدن آن اتفاقے نبود که انتظارش را مے کشيديم!

**لبخندبارانی!!!...**




دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و برمی‌گشت، با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان ابری بود، دختر بچه طبق معمول همیشه، پیاده به سوی مدرسه راه افتاد. بعدازظهر که شد، هوا رو به وخامت گذاشت طوفان و رعد و برق شدیدی گرفت.

مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیلش به دنبال دخترش برود، با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شد و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد، اواسط راه ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده می‌شد، او می‌ایستاد، به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می‌زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد.

زمانی که مادر اتومبیل خود را کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار می‌کنی؟ چرا همین‌طور بین راه می‌ایستی؟
دخترک پاسخ داد: من سعی می‌کنم صورتم قشنگ به نظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد!

یادمان باشد هنگام رویارویی با طوفان‌های  زندگی، خدا  کنارمان است؛ پس لبخند را فراموش نکنیم!

**امروز شیطان را دیدم....**

normal_Avazak_ir-Girl49


امروز ظهر شیطان را دیدم ! 

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت… 

گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی

 آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند… شیطان گفت: خود

 را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! 

گفتم:… به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا

 به سینه می زنی؟ 

گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها،

 آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم،

 روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به

 شیطان چه نیاز است؟ 

شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام

 بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل

 او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت،

 تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می

 رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی ....!!!


**روحش شاد و یادش گرامی.....**




چترها را باید بست 

زیر باران باید رفت 

فکر را خاطره را زیر باران باید برد

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت 

دوست را زیر باران باید برد 

عشق را
زیر باران باید جست 

 زیر باران باید با زن خوابید 

زیر باران باید بازی کرد 

زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت

 زندگی تر شدن پی در پی
 
زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است 

رخت ها را بکنیم 

....آب در یک قدمی است 


سهراب سپهری

 




ادامه نوشته