فنجـــان دلـت☕☕

عاشقانه هايم


جرعه جرعه شعر


میریزم به فنجان دلت

 

نیتم عشق است و...


مهمانی ندارم جز خودت

 


عذرا لكل من وصفني ✘


بالتكبر والغرور !!


ليست مشكلتي ...☜

انك ترى نفسك

صغير بجانبي...☑️

خاطره اي از دفترم

الهام...

بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا

یا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج تو دریا

بیا بنویسیم که خدا ته قلب آیینست

مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینست

با همیشه موندن وقتیکه هیچی موندنی نیست

اوج هر صدای عاشقت که شکستنی نیست

با صدام میام همجا تورو مینویسم

روی آیئنه گریه هام گونه های خیسم

ای که معنی اسم تو آسمون پاکهریشه صدام نبض عشق زیر پوست خاکه

سلام دوستاي خوبم.....امروز ميخوام خاطره ي خواهرموك دوسال پيش برام نوشته بود رو بنويسم...

تو اين دو سال من خيلي كار بد كردم ك از دستم عصبي شده و نميدونم احساسش نسبت ب من همونه يانه....

در كل ميخوام تو وبم بمونه شماهم بخونين...

البته تو ادامه مطلب...


ادامه نوشته

حال من

سلام دوستاي عزيزم..باورتون ميشه اين هفته رو نرفتم مدرسه!!!!!!!
فقط شنبه رو رفتم...امروزم رفتم ساعت10ب خونه زنگ زدم اومدن بردنم.....
از دست اين دندونم.....
فرداهم نميرم....
الان اصلا حالم خوب نيست.....
بايد تو گينيس ثبت بشه......حالا ك گنيس ثبت نشد.تو وبم ثبت ميشه


فك كنم ميخوام بميرمممممممممم
شماهم همين فكرو ميكنين...؟!؟!؟
آخه ميگن مهربونا زود از دنيا ميرن
منم ميترسماااادعام كنيدخخخخخ
التماس دعا

بعضي وقتها

بعضی وقت ها دوست دارم

وقتی بغضم میگیره خدا بیاد پایین

؛اشکامو پاک کنه!

دستمو بگیره.....

بگه:آدما اذیتت میکنن؟بیا بریم پیش 

 خودم.....

×××××××

سيــــــــرم

سير شده ام بس كه از آدمها زخم خورده ام...




 
خدا خيرتان بدهد.به من محبت دروغين تعارف نكنيد....!!


                                                سيرم...



خانه آرزوها

خدايا.....

 
كدامين پل در آسمانت شكست

 
كه هيچكس به خانه آرزوهايش نميرسد



عجبــــ وفـــايـــي دآرد اين دلتنگــــي...!

تنهـــــاش که ميـــذآريـــي ميــري تو جمـــع و کلّي ميگـــي و ميخنــــدي...

بعد کـــه از همه جـــدآ شدي از کـُنـــج تآريکـــي ميآد بيرون

مي ايستـــه بغـــل دستــتــــ ... دســتـــ گرمشـــو ميذاره رو شونتــــ

بر ميگـــرده در گوشــتـــ ميگـــه:


خـــوبــي رفيـــق؟؟!!بـــآزم خودمـــم و خـــودتــــ ....

                            ××××××

حق را به تــــــــــــــــو می دهم

 

           خودم هم از این همه خوب بودنم

 

                         حالــــــــــــــم بهم می خورد ....


                                          ×××××××× 


اولـــــین ها مــــهم نیستن

 

این مــــوندنی هــــا هستن

 

کــــه مــــــــــــــــهــــم اند!

××××××××

گاهی بی هوا

 

دلم هوایت را می کند

 

هـــــــــــــــوای تـــــــــ♥ــــــــو

 

تویی کع هیچ وقت هـــــوایم را نداشتی...


سختــــــه

به خدا خيلي سخته....!!
 
دختري باشي كه همه حسرت شاد بودنتو ميخورن...
 
به خاطر خنده هات..
 
اما...
 
هيشكي جزخودت..
 
ندونه كه چقدرتنهايي.....!!
 
ندونه كه چقدرميترسي از...
 
دوباره باختن......

آبودان(*__^)


يه آبوداني واسه رفيقش تعريف ميکرد که
حميــــد !!
چيه؟
گفت: رفته بودم جنگل , چه طبيعت بکري !! ايقد جات خالي بوود ايقد جات خالي بود!!
 واساده بودم محو اين طبيعت شده بودم ! اينقد قشنگ بود آواز پرندگان !
 کاش مو اين دوربينمو برده بودم با خودم برات فيلم برداري ميکردم ! 
همينطور که مو محو اين طبيعت بودم گرگا حمله کردن !!
حميد : خو چي شد؟!!!!!!
گفت : خو هيچي ما بدو گرگا بدو ! مو بدو گرگا بدو !!
 ب...عد ر...سيديم به يه دشت ! دشت پر از گل شقايق ! ايقد قشنگ بود
, تا چشم کار ميکرد فقط گل سرخ ! اصلا يه فضاي رمانتيکي شده بود !
حميد : پَ گرگا چي شدن ؟!
گفت : ها وولک گرگا دنبالم ! مو بدو گرگا بدو !! رسيديم به يه کوه !
پسر از قدرت خدا آب از دل کوه در ميومد ميخورد زمين پووووودر مي شد !! 
نور خورشيدم افتاده بود داخلش يه رنگين کمون خشکلي درست شده بود 
جات خالي کاش مو اين دوربينمو با خودم برده بودم واست فيلم ميگرفتم !
حميد : گرگا چي شدن وولک؟!!
گفت: هااا خو گرگا دنبالمون مو بدو گرگا بدو مو بدو گرگا بدوو ! 
رسيديم به يه دريا ! پسر دريا نگو استخر ! يه موج داخل اين دريا نبود ! ايقد قشنگ بووود !!
حميد :خو گرگااا چي شدن؟!
گفت : خو زهر مـــــــــار !!! گرگا ول کردن تو ول نميکني؟!!!!!

پرسپوليس

یه پرسپولیسی میره پیش یه پیشگو میگه تیم ما کی قهرمان می شه؟
 
پیشگو یه کم به دستش و گوی جادوییش نگاه می کنه، می گه والا من بیشتر از
 
صد سال نمی تونم پیشگویی کنم !!!
 
.

زندگـيــــــــ

نمیدانم زندگی چیست؟؟

اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ 

اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام 

اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست

زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم

اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.....

"خيلي دلم گرفته ست نميدونم چرا هميشه دلم ميگيره...

خــــــــــدا صدامو ميشنوي بدجور تو خودمم....

هميــــــــن...."

دلم تنگه دیدنته ، داد میزنه توی سینه


همش بهونه میگیره ، میخواد تورو باز ببینه


بی تو شبام پر از غمه ، پر از سکوت و ماتمه


دلم میخواد یه روز بیاد ، نگات کنم یه عالمه


دلم تنگه دیدنته – نگات کنم یه عالمه


دلم تنگه دیدنته ، داد میزنه توی سینه


همش بهونه میگیره ، میخواد تورو باز ببینه



دلتنـــــــــگي

از خلاصه ی روز های انتظار،
که می‌‌دانم حوصله به خرج نمی‌‌ دهی‌ تا تمامی حرف‌هایم را بشنوی !
فقط این را می‌‌گویم :
دلتنگی‌ ام آنقدر بزرگ شده است که اگر ببینی‌ شاید نشناسی . . . !
                                                                                                                           ..........

حالم هیچ خوب نیست

هیچ....

تمام لحظه هایم پر است از خشم  و نومیدی

درد بزرگیست ناتوانی گفتن به آنکس که توست بیشتر از تو

از هراس بیشتر گریزان شدنش

از هراس بیشتر گم شدنش در روزمرگیها

از هراس بیشتر نداشتنش

حالم هیچ خوب نیست

هیچ...

                                                                          .........

كارمان به جايي رسيده كه طوري بايد دلتنگ شويم كه به كسي برنخورد....

دروغـــــــــــــگو نيـــــــــــستم

دروغـگو نیستم,,,,,,,,
درست......
اما گاهی اوقات
نباید حرف هایم را باور کنی
گاهی اوقات
بهتر است مرا پینوکیو بدانی
گاهی وقت ها
شاید قدری کلافگی
شاید اندکی 
خستگی
شاید هم ......یک دنیا دلتنگی

پشت حرف هایم قایم شده باشند........

عروسک..

  زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر  زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز

    را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه

    چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی

کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در  بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش

    خواسته بود هرگز آن را باز نکند  ودر مورد آن هم چیزی  نپرسد

    در همه این سالها پیرمرد آن  را نادیده گرفته بود اما بالاخره

    یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد  وپزشکان از او قطع امید کردند.در

    حالی که با یکدیگر امور باقی را   رفع ورجوع می کردند پیرمرد جعبه کفش را

    آوردونزد
 همسرش برد.

    پیرزن تصدیق کرد که وقت آن  رسیده است که همه چیز را در مورد

    جعبه به شوهرش بگوید.پس از او  خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی

    پیرمرد در جعبه را باز کرد دو  عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ

    95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.

    پیرزن گفت :هنگامی   که ما قول وقرار ازدواج

    گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که  راز خوشبختی زندگی مشترک در این

    است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به  من گفت که هروقت از دست توعصبانی

    شدم ساکت بمانم ویک عروسک  ببافم.


  پیرمرد به شدت تحت تاثیر 
قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش

    سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه  بود پس همسرش فقط دو بار در طول

    زندگی مشترکشان از دست او رنجیده  بود از این بابت در دلش شادمان شد پس

    رو به همسرش کرد وگفت این همه پول   چطور؟پس اینها ازکجا  آمده؟

    در پاسخ

    گفت :آه عزیزم این پولی است که از

    فروش عروسک ها به دست اورده ام.....

كپي شده از وبلاگ قاطي پاطي
حق  كپي رعايت شده است بخدا....

حتما جواب بدين.......(براي مدتي پست ثابت)

سلام خوبين.......من خوبم مرسي فقط دندون درد و سر درد دارم


غصه مو نخوريا بخدا خوبم...الهي قربونت برم سر درد ك گريه نداره خوبم(^__*)

خلاصه اومدم ك اولا از همتون تشكر كنم 

دوستاي عزيزم اسم نميبرم همتونو دوسدارم.....  

زياد خوشحال نشيد نميخوام برم


اصن همينجوري اومدم حرف بزنم.....

يه سوال از همتون دارم؟؟؟؟؟يه سوال ك نه دوتا شايدم بيشتر حالا بزا فك كنم...


خب 2تا سوال كافيه........

اولي سوال ني ولي شبيه سواله....

خدایا هر روز کمی اندوه برام بفرست زیرا در اندوه است

که تو یاد میشوی و در خوشی از یاد میروی!

_با حرف بالا موافقين ك خدارو فقط تو سختي و اندوه ياد ميكنيم؟؟؟؟

دومي هم_ نظرتون درمورد خودم رو ميخوام بدونم و احساستون نسبت ب من چيه؟

لطف كنين و جوابمو بدين باش.........

     

باتشكر از همتووووووووووووون ℚůƐƐƝ 

گريه هاي من(~,//)

 یاבتـہ یـہ روز بهҐ گفتی: 
  
  
  هروقت פֿـواستے گریـہ كنے  
  
  
  
 برو زیر باروטּ ك نكنـہ نامرבے اشــــــــك تو ببینـہ وبهت بخنבـہ 
  
  
  
 گفتҐ اگـہ باروטּ نبوב چی؟ 
  
  
  
 گفتے اگـہ چـــــــشماے قشنگ تو ببارـہ آســـــمونҐ 
  
  
  
 گریهش میگیرـہ  
  
  
  
 گفتҐ یـہ פֿـواهش בارم,وقتے آســــموטּ چشماҐ פֿـواست 
  
  
  
  ببارـہ تنهاҐ نذار گفتے بـہ چشـــــم..... 
  
  
  
 פالا امروز مטּ בارҐ گریـہ میكنҐ 
  
  
  
  اما آسموטּ نمے بارـہ  توهҐ اوטּ בور בورا ایستاבے وبهҐ میخنבی...... 
  
  
  
 اینـہ ب چشҐ گفتنــــــــت هااااااا 

خنده ي تلخ من از گريه غم انگـــــــيز تر است


                        كارم از خنده گذشته است بدان مي گرــــــــيم


                                "مهدي"


به امید روزی که همه ی پیامک های جهان این باشد:


 ” مهدی فاطمه آمد . “

اللهم عجل لولیک الفرج 


و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره


و المستشهدین بین یدیه  . . .


آغاز ولايت حضرت برخودم و خودتون مبارااااااك

رفيق^__*

سلامتی رفیقی که پیشمون نیست ولی توی قلبمونه !


به یادمون نیست ولی تو یادمونه !


بی خیالمونه ولی همیشه تو خیالمونه …

سايه ام امشب زتنهايي مرا همراه نيست


گر در اين خلوت بميرم هيچکس آگاه نيست


من در اين دنيا به جز سايه ندارم همدمي



اين رفيق نيمه راهم گاه است و گاه نيست...s


خبري ني....

خبري نيست نرو ادامه مطلب خخخخخخخخ


در دریای عشقت شنا کردم...

.

.

.

ناگهان قورباغه ای دیدم فرار کردم!!!

ادامه نوشته

شكايت..

خـــــــــدایا

خـــــــــدایا شکرت!! خیــــــــــــلی هم شکرت!!


اما خب من آدمیـــــزادم


بهم حق بده بعـــضی وقتـــا خستـــــــــه شم


گـــــــریه کنم و غـــــــُر بزنم..بگم "آخــه چــــرا مــــــــــــــــن؟"


"چرا هرچــــی دردِ واســـه منه فقـــط؟"


تو بذار به حساب آدمیـــزاد بودنم



یه وقت قهــــــر نکنی باهام خــــدا


من فقــــــــــط تــــــــــو رو دارم ...

.چـــــــــــــــادر من

چادر من.چـــــــــــــــادر من ، لباس متهمان در دادگاه یا در زندان نیست ...

چادر من ، برای نشان دادن فقر در سریال ها و فیلم ها نیست ...


چــــــــــــــادر من ، فقط برای رفـــتـــن بــه اماکن زیارتی نیست ...


""""چــــــــــــــادر من ، تــــــــــاج بـــــــنــــــدگی مـــــن است ...""""



بُگذار به چادُرت پیله کنند مُدام ، به پَـروانه شُدَنَت می ارزد ...

  

آدمها

آ


آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند. 


اما نه وقتی که در میانشان هستی،


 نه... آن جا که در میان خاک خوابیدی؛


 «سنگ تمام» را می گذارند و می روند ...! ...


بارون....

داشت بارون ميباريد بچه اي


 از خانه بيرون آمد وگفت:


گريه نكن خدا...


درست ميشه.....درست ميشه.....


دست بردار......

با تمام کنار او بودَنـهآیت " کنــآر " می آیم...

فقط محض رضای " خـُـدا "

دست از سر خوابهایم بردآر ...

ميگويند........

 می گویند : شاد بنویس ...


 نوشته هایت درد دارند!


 و من یاد ِ مردی می افتم ،


 که با کمانچه اش ،


 گوشه ی خیابان شاد میزد...


اما با چشمهای ِ خیس ...!!


مراببخش...

مرا ببخش که ســــاده بودنم دلت را زد...

مرا ببخش اگر عشــــق ورزیدنم چشمانت را بست...!!!

می روم تا آنان که توانا ترند... تو را به اوج
 
بودنــــت برسانند ...

هرجور ك دوسدارين عنوان بذارين...........

گفت: اون كيه...............گفتم ميدونم


گفت:بهت خيانت ميكنه...گفتم ميدونم


گفت: اشكتو درمياره.....گفتم ميدونم


گفت:دلتو بيقرار ميكنه....گفتم ميدونم


گفت:تنهات ميذاره.......گفتم ميدونم


گفت:پس چرا دوسش داري؟


گفتم اين تنها چيزيه ك نميدونم....

_______________________________________

________________________________________


گلي بودم در باغچه اش باغبان سر ب هوايي بود


كم مي آمد ومي رفت فك ميكردم من تنها گل او بودم


اما مدتي بعد فهميدم كه من تنها گل او بودم و او


باغبان گلهاي زياد............


___________________________________________________________
__________________________________________________________________

_________________________________________________________
___________________________________________________________
______________________________________________________
_________________________________________________________

دوخط موازي


  امروز معلم هندسه م گفت: 


دوخط موازي هيچگاه به هم نميرسن 


مگر اينكه يكي از آنها بشكند...


گفتم: من كه خودرا شكستم پس چرا به او نرسيدم.


لبخند تلخي زدوگفت: شايد او هم 


به سمت خطي شكسته باشد....