در خدمت و خیانت درمان کاه!!

خیلی وقت ها فکر میکنم خیلی چیزها امروزه دیگه از مد افتاده هر چند تو هر چیزی استثنا وجود داره اما ... دیگه از تعهد و اخلاق و قسن نامه سقراط و بقراط و ... خبری نیست متاسفانه.

به سیک مجموعه شوخی کردم مهران مدیری:


آقا! یارو صبح که پا میشه از خواب میبینه یه خورده گلوش میخاره یه کم هم اب می اد از دماغش .فکر میکنه مریض شده میگه چی کار کنم خب باید بره دکتر فکر میکنه میگه اگه مطب برم 10 تومن هزینه داره اگه برم درمانگاه 5 تومن بعد تصمیم میگیره بره درمانگاه.


 تو درمانگاه یارو که حالا دیگه اسمش شده مریض میره پیش دکتر .


دکتره که سنش 16 ساله تازه مدرک گرفته و تجربه هم هیچی نداره از پشت میز دانشگاه پا شده اومده تو درمانگاه مریض رو ویزیت میکنه یک نسخه میده دستش شبیه عکس این پائین که 80 درصدش تزریقه بعد مریضه خوشحال از اینکه ویزیت شده میره داروخانه دارو بگیره نسخش رو میپیچین میدن دستش 50 هزار تومن آب می خوره واسش بعد دوباره میره درمانگاه تا داروهاشو تزریق کنه بعد یک سرم بهش وصل میکنن 8 تا امپول هم میریزن توش بعد 20 تومن ازش میگیرن بعد ظهر یارو میاد خونه فکر کنه یه مریضی ساده واسش 80 تومن آب خورده.

تصویر نسخه :  


 

استدلال

نمی دونم اسمش رو باید چی گذاشت ؟

تا حالا شده راجع به یه موضوعی که خودتون هم چندان بهش اعتقادی ندارید واسه یکی ( بر خلاف نظرتون ) صحبت کنین تا مثلا اونو قانع کنید.. بعد یهو خودتون محو حرف ها و استدلال های خودتون بشین و مطلبی رو که تا چند دقیقه پیش قبول نداشتین بپذیرید؟؟

افسوس

همه اش یه چرت!!

می دونم شما هم با من موافقید که یکی از لذتهای زندگی بدون شکه :

اینه که صبح که خیلی هم خواب آلودی به سختی چشماتو وا کنی کور مال کورمال موبالیتو پیدا کنی نگاهی به ساعتش بندازی و بعد بفهمی که .... بعله هنوز وقت داری که بخوابی..... نمیدونی چه حالیه

در لحاف فلک افتاده شکاف / پنبه می بارد از این کهنه لحاف

اینم عکس یک ساعت پیشه

 

حکایت ظریف و بچه ناقص الخلقه!!

ا -  آقای دکتر ظریف وزیر امور خارجه پس از بازگشت از ژنو و بعد از انکه حرف و حدیث های زیادی راجع به توافقات صورت گرفته مطرح شده بود پاسخ داد  : چطور حرف هم وطن خودتان رو باور ندارید ولی حرف اسرائیلی ها رو می پذیرید

2 – اقاهه نسخه خانومش رو آورد داروخانه . متخصص زنان برای خانم باردارش نوشته بود : قرص اهن 30 عدد قرص مولتی ویتامین 30 عدد.

اقاهه پس از اینکه نسخه اش رو تحیول داد تقریبا به تمامی همکاران ما چند مرتبه توصیه کرد : اقا این دارو ها همه اش رو نوع خارجی خیلی خوب بدین نمی خوام بچه ام ناقص پاقص بشه ....


کارت طلایی

حدود 2 سال پیش که کارتهای بیمه تکمیلی طلایی بین برخی از کارمندان توزیع شده بود داروخانه ما هم جزو این مراکز طرف قرارداد بود و بدیهی بود که صاحبان این کارتهای طلایی به ما مراجعه داشته باشند.چون ابتدای کار بود و برخی از همکاران هنوز روش محاسبه قیمت و ورود در نرم افزار محاسبه قیمت نسخه رابه درستی اموزش ندیده بودند طبیعتا در ابنتدای کار خطاهای جالبی رخ می داد

یکی از این موارد ، اتفاقی بود که برای یکی از مشتریان افتاد

آقای میانسالی که کارمند آموزش پرورش بود داروهایش را تحویل گرفت و پرسید: چقدر شد؟

همکار تازه کار ماکه هنوز به کارتهای طلایی کامل مسلط نشده بود گفت: 5300 تومان.

مشتری کارت بیمه طلایی را به اصطلاح  «رو» کرد و گفت من کارت بیمه طلایی  هم دارم!

همکار ما کارت رو گرفت کمی کله اش رو خاراند و پس از چند دقیقه بالا و پائین کردن و ور رفتن با نرم افزار با اعتماد به نفس خاصی گفت میشه 8500!!!

مشتری با تعجب گفت : چی؟؟ بدون کارت میشه 5300 اونوقت با کارت میشه 8500 این دیگه چه مدلیه و نزدیک بود که حسابی از کوره در بره که با مداخله همکاران با تجربه تر قضیه رفع و رجوع شد!

و ما فهمیدیم که همکار ما چه دسته گلی به آب داده

گیاه خواری

تو داروخانه بزرگی که من کار میکنم در برخی شیفت ها نزدیک به 15 نفر یا حتی بیشتر کار میکنن .حالا فکر کنین سیر کردن شکم 15 تا ادم گرسنه و جوان  و فعال چه مصیبت عظمایی هست...

همکاری که وظیفه خطیر پر کردن شکم این دوستان رو به عهده داره به مدد پخت پز یکساله انواع غذاهای شور ، بی نمک، نپخته، تند و پر فلفل، سوخته ، شفته و ... حالا تا حدودی تبدیل شده به یک آشپز و می تونه غذاهایی بپزه که قابل خوردن باشه ماکارونی، کوکو، کشک بادمجون، عدسی، تخم مرغ و سیب زمینی، سالاد الویه ( مدیونید اگه فکر کنین تو سالاد الویه ما، گوشت مرغ ، کالباس یا ... یافت میشه) اما بعضی وقتها ترجیح می ده غذاهای گیاهی و به اصطلاح سالم به خورد ما بده که سالم و کم دردسره که البته صدای ناله همه را بلند کرده

+ اون «چیزی» که کنار خیار و گوجه هست یه کم از کشک بادمجون شب قبله که مونده بود ،گفت بخورید تا خدای نکرده اسراف نشه!!!

اقای زرنگ

زیاد پیش میاد که یه نفر اصرار میکنه نسخه اش رو زودتر از بقیه تحویلش بدیم چون

·         یا ماشینش رو بدجایی پارک کرده

·         یا مریضش خیلی بد حاله

·         یا مسافره

·         یا باید بره سر کشیک یا پستش

·         یا دکترش می خواد  بره و .... 

خیلی وقتها تابلو که داره دروغ میگه واسه اینکه کارش جلو بیافته اصلا هم مهم نیست اسم این کار حق خوری باشه یا هر چیز دیگه اما بعضی وقتها اسم ادمها عجیب با منش و شخصیت و رفتارشون تطابق پیدا می کنه

دیروز یه اقایی مرتب اصرار میکرد اقا نسخه ام رو زود تر بدین عجله دارم و چند تا از مثال های بالا رو با هم می زد عاقبت اعصابم خورد شد گفتم خیلی خب حالا اسمتو بگو تا نسخه ات رو پیدا کنیم بدیم زودتر بری اونم جوا داد: زرنگ

فامیلی این آقا زرنگ بود با مسما ترین نام فامیلی که تا حالا دیده بودم

کمد چیزی که طراحی کردیم و چیزی که شد