
مُرده شور دنيايى رو ببرن كه منِ از همه چى نااميد بشم دلخوشىِ يكى ديگه !
کاش روزگار بیایدُ غافلگیرمان کند
فکرش را بکن.....
یک دفعه آن روی خوشش را نشان دهد
دل خوش خوش بو سر خوش خوش حال
همچون آن باران مرداد ماه
مرا به اندازه گذشته هایمان دوست بدار
من به فرداها بی امیدم !
- این شعر را برای تو میمیرد مردی که روزهای بدی دارد
از ابتدای قصه ی ما بد بود ، این قصه انتهای بدی دارد
پاییز را زمستان کردی !
بس نیست این همه سردی؟
- کنار هر دوایی همیشه درد بوده...
تولد تو است امروز
ولی من هیچ هدیه ای برایت ندارم !
نگاه کن
دستهایم خالیُ
دلم پُر !
پس بی خیال !
رضا کاظمی
غَـــــــــــ ـرق میشدم در عُـــــــــــــــمقــ ِ چَشمانت
اگر طـُ ـــ ــــ ــ ـره زُلــــــــــــــــــــف سیاه تو نبود
اسفند 89
کودکی به ديواره هاى مغزم يونوليت ميكشد !
تو راست میگویی
عجیب مردانگیم را از دست داده ام
از آن میل مردانه بگیر تا استواری آن شانه هایی که باید تکیه گاه باشندُ.... نیستند.
برای تو ، مادرم و پدری ک بهتر از تو میداند...
ک فرزندش تنها یک مذکر است بی هیچ مردی در وجودِ بی وجودش
و این دانستن عجیب پیرش کرده این روزها
لاف میرنم ک هستم و میمانم !
ک حقیقت را بخواهی خیلی پیشتر از اینها رفته ام
نه به سوی لبخند یا سویی که نباشی تو
ک به سوی تباهی ، گاهی کُند گاهی چو امشب به شتاب
ک نه به پای خویش ک کشانیده شده ام ، چندش آور
همچون ناخنهای پسرک ده ساله بر تخته سیاه
حال ساییده شده ام ، صیقل خورده اما کدر
نگاهم را نگاه کن !
به واپسین نگاه زندگی شیر زخمی میماند ، آرام
ساکت همچو حیاط یک مدرسه در ساعت 5:15 عصر !
غمگین مثل Paat* !
امشب اگر بخواهم بنویسم تمام بغضهای خواستنها و نتوانستن را یکجا به فریاد ضجه میزنم !
بُگذار همینجا تمامش کنم بانویِ آرزوهایِ محال
ببخش اگر مردت مرد !
تمام
* سگ ولگرد - صادق هدایت