دخترانه

دلم برای دخترانه های وجودم تنگ شده

برای شیطنت های بی وقفه،بی خیالی هر روزه،

ناز و کرشمه ی من وآیینه،خنده های بلندو بی دلیل،

برای آن احساسات مهار نشدنی...

حالا اما...دخترک حساس و نازک نارنجی درونم

چه بی هوا این همه بزرگ شده..

چه قدی کشیده طاقتم.. ضرب آهنگ قلبم

چه آرام و منطقی میزند...!

چه شیشه ای بودم روزی، حالا اما به سخت شدن

هم رضا نمیدهم،به سنگ شدن می اندیشم

اینگونه اطمینانش بیشتر است!!!

جای بستنی یخی های دوران کودکی ام را

قهوه های تلخ و پر سکوت امروز گرفته است.

این روز ها لحن حرف هایم آنقدر جدی شده

که خودم هم از خودم حساب میبرم...

در اوج شادی هم قهقهه سر نمیدهم و به لبخندی

اکتفا میکنم...چه پیشوند عجیبی است کلمه ی خانم،

همین که پیش اسمت می نشیند تمام

سرخوشی و بی خیالیت را از تو میگیرد

و به جایش وزنه ی وقار و متانت را

روی شانه ات میگذارد،نه اینکه این ها بد باشد،

نه، فقط خدا کند وزنشان آنقدر سنگین نشود

که دخترک حساس و شیرین درونم

زیر سنگینی اش قالب تهی کند.http://s5.picofile.com/file/8121803326/3.jpg


 

خیال


  تـ ـو بـ ـرو

مـ ـن هم برای اینکـ ـه راحـ ـت تر بروی

می گویـ ـم: برو خیـ ـالی نیسـ ـت

امـ ـا

کیسـ ـت که ندانـ ـد

بی تـ ـو

تنهـ ــا چیـ ـزی کـ ــه هسـ ـت

خیـ ـال توسـ ـت

 

شادی

 

 

کعبه، بوسه گاه هزاران مجنون است که در پی لیلای دیدار، رنجِ بادیه بر دوش کشیده

و بار هجران را تحمّل کرده اند تا به این مَطاف و مسعی برسند

 

http://img.maxpix.ir/photos85123.jpg

شادی جون زیارتت قبول

 

لطفا کامنتای مرتبط رو واس این پست بذارید

وجود او...

بـــرای دوســـت داشتــــــنت

محتــــاج دیدنـــــت نیستــــــم...

اگر چــــــه نگاهـــــــت آرامـــــم می کنــــد

محـــــتاج سخن گفـــتن با تو نیســــــتم...

اگر چــــــــه صدایت دلـــــم را می لــــرزاند

محـــــــتاج شــــــــــانه به شانه اتـــ بودن نیســــــــتم...

اگر چــــــه برای تکیه کـــــــــردن ،

شـــــــــانه ات محــــــــکم ترین و قابل اطمـــــــینان ترین است!

دوست دارم بــــــــــدانی ،

حتی اگر کنـــــــارم نباشـــــــــی ...

باز هم ، نگاهـــــــــــت می کنم ...

صدایت را می شــــــــــنوم و به تو تکیـــــه می کنم

همیـــــــشه با منی ،

و همیشه با تو هــــــــــستم، هر جا که باشـــــــی...


 

جدایی

هیس

من غرورم را به دنیا هم نمیدهم...

از عشقم که عزیزتر نیستی...

اوراهم به غرورم فروختم...




 

مادر

مادر تنها کسیه که میتونی براش ناز کنی

سرش داد و بیداد راه بندازی، باهاش قهر کنی!

اما با اینکه تو مقصر بودی بازم با یه بشقاب غذا

با لبخند میاد و میگه: با من قهری با غذا که قهر نیستی . . .

 



روز مادرو به همه ی مادرای دنیا تبریک میگم...

خستم...

از صبورے خــستـــہ ام …

از فــَریــــادهایے که در گـــلویـــم خفـہ مانـد …

از اشـــــــک هایــی که قـاه قـاه خنــــده شـב …

و از حــــرف هایے که زنـــده بہ گـــور گــَشت در گــورستاטּِ دلـــــم

آســــاטּ نیست در پــَس خـــنـده هاے مصــنوعے گریــہ هاے دلت را ،

در بــی پنـــاهیت در پشت هـــــزاراטּ دروغ پنهـــاטּ کنے …

ایــــטּ روزهــا معنے را از زنـدگـــے حذف کــرבه امـ …

بدون تو برایـــم فرق نمــےکــُنـد روزهایـــم را چگونــہ قربانـے کنمـ

 



سال نو...

 

خوشحالم ک ساعت ها را جلو میکشند...

 

حالا یک ساعت کمتر از همیشه نیستی...

 

در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم . . .

 

سال نو رو به همه دوستای عزیزم تبریک میگم

 

امیدوارم سال خوبی داشته باشین و به هرچی میخواین برسین...

 

باخت تو

من چیز زیادی از دست ندادم...

 

بارفتنت کمی دلم شکست...

 

شب ها گریه کردم...

 

یادگارش سردرد هرشبم شد...

 

ی کم از آرام زندگی کردن فاصله گرفتم...

 

چیز زیادی نشد...

 

باورکن...

 

تو بیشترازمن باختی...

 

باورکن...

 

تو عاشق ترین قلب دنیارا باختی...

 

هیچ کس به اندازه من عاشقت نمیشود...

سکوت...

سکوت...

 

اساسی ترین فریاد یک زن است...

 

وقتی سکوت میکند...وقتی بحث نمیکند...

 

برای ب کرسی نشاندن عقایدش تلاش نمیکند...

 

بفهم...

 

ک واقعا آسیب دیده...

 

سلام دوستای گلم

 

تلخ ترین جمله ای که تاحالا شنیدین چی بوده؟

 

خوشحال کننده ترین جمله چی؟

 

جواباتونو تک تک میخونم

به سلامتی لب هایی که خیلی وقته واقعی نمیخندن


 

نمی بخشمش...

کسی ک وسط خنده هایم

وقتی ب یادش می افتم گریه ام میگیرد

 

بی پناهی یعنی زیر آوار کسی بمانی

که قرار بود تکیه گاهت باشد...

وقتی

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره

وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي

وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه


وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته

وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه

وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد

وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند

حل شد دوست جونیا من اومدم

 

 

سلام دوستای عزیزم

ببخشید ک به وباتون سرنزدم آخه بلاگفا واسم مسدود بود

حالام ک باکلی دردسر اومدم امکان کامنت گذاشتن ندارم

یه وقت نگید بی معرفته ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

قول میدم

زودی ب همتون سربزنم

فعلا بای

ﺗﻨـــ ـــ ــﻢ ﺑﻪ ﻟــ ـ ـﺮﺯﻩ ﻣﯽ ﺍﻓﺘاد , قلبم فرو می ریخت ؛


ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪﻣﯽ گفتی :


"ﺑﺮﻭ .... ﺑﺮﻭ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿَﺖ ﺑﺮﺱ! "


ﻣﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧستﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ


ﺗــــﻮﯾــ♥ــــﯽ !!! ...؟


مگر نمی دانستی بعد از تو زندگی نخواهم کرد؟


مگر نمی دانستی بعد از تو قلب و احساسم خواهد مرد!


حالا بیا و ببین ...

ftjsus8kwmhej0hldvp7.jpg

 

آدم ها می آیند…
خودشان را نشان می دهند…
وقتی که برایت مهم نیست…
اصرار می کنند!
اصرار برای اثبات وجودشان،
برای اثبات بودنشان…
و ماندنشان!
اصرار می کنند که تو نیز باشی همراهشان…
همان آدم ها،
وقتی که پذیرفتی بودنشان را ،
ماندنشان را…
وقتی که باورشان کردی…
می روند!
به بهانه‌های پوچ!
به بی‌بهانگی!
به سادگی!
می روند…
می روند…
و تو می مانی با باوری که …!

سلام دوستای خیییییییلی گلم من اوووومدم

امیدوارم حالتون خوب و خوش و درپناه خدا باشید...

من ی هفته ای مسافرت بودمو باید ببخشین ک دیر سرزدمو نتونستم عیدو تبریک بگم.........

اما از حضور گرمتون ممنونم...

امیدوارم لحظات خوبیو تو وبم داشته باشین....باااااااااااااااااااای

دل شکسته

شکستن دل ب شکستن استخوان دنده میماند...

ازبیرون همه چیز رو ب راه است...

اما هرنفس درد است ک میکشی...

 

دنبال بهانه نگرد عزیزکم.

چشم که گذاشتم برو!

هروقت که دوست داشتی برگرد.

من تا بینهایت شماردن را بلدم...

یک.دو .سه............هزارونهصدو هشتادو...

هیس...

بی نمک ترین جای جهان احتمالا دست من است...

 

 

 

خاطرات نه سر دارند و نه ته ...

بی هوا می ایند تا خفه ات کنند ...

میرسند گاهی وسط یک فکر

گاهی وسط یک خیابان ...

سردت میکنند

داغت می کنند ...

رگ خوابت را بلدند

زمینت می زنند ...

خاطرات تمام نمی شوند ...

تمامت میکنند ...



 

 
 
نوشتم قم ها...
 
همه خندیدند...
 
گفتم ب غم هایم نخندید...هرطور نوشته شوند درد دارند...
 
برعکس بخوان تا من آن روزها شوی...



 

تنهایی قدرت میخواهد...

و این قدرت را کسی ب من داد ک روزی میگفت

تنهایت نمیگذارم

 

 

 

 

 

 

 

 



 

 

 

 

 

تو...

قانعم...

توقسمت من نه...

مال مردم بودی... قربون دلم برم ک مال مردم خور نیست.....

 

 

مات شدم از رفتنت...

هیچ میز شطرنجی هم در میان نبود...

آن وسط فقط یک دل بود ک دیگر نیست... 

انقدر مرا از رفتنت نترسان...

قرار نیست تا ابد باهم بمانیم...

روزی همه رفتنی اند...

ماندن ب پای کسی معرفت میخواهد...

نه بهانه

بلند میگویم

رفتی ک رفتی

لیاقت موندن نداشتی...

فقط ی دعا...

اسمش علی ـــه ۲ سالشه 
طفلی
چشم چپش نابینا شده…به خاطر تومور چشمی بدخیم دکترا گفتن باید آب زیر

چشمشو بکشیم و الّا میزنه به مغزش و زبونم لال میکشتش امّا اگه آب زیر 

چشمشُ بکشن فاتحه ی صورتش خونده میشه …

رفقا،خواهرا،برادرا عاجزانه ازتون خواهش میکنم واسه شفای این طفل معصوم دعا کنید…به 

قرآن راه دوری نمیره ممنون میشم اگه “هـــمــــتـــــون”بازنشر كنيد تاافراد بیشتری دعا کنن 

واسش...

خداييش دعا كنيد بچه ها و بزاريد تو وبتون بعد چند وقت اگه خواستيد پاكش كنيد خيلي خودخواهي اگه به خاطر اينكه به وبلاگامون ربطي نداره يا غمگينه يا قشنگ نيست نزاريمش و يه بچه ۲ ساله رو از دعاهاي بقيه محروم كنيد شايد خدا دعا هامون رو براورده كنه و زندگي يه ادم متحول بشه خواهــــــــــــــــــــــــــــش مي كنم ازتون دوستاي مهربونم هم دعا كنيد هم بزاريد خواهـــــــــــــــــش

خیال تو...

ساکار

خیالت رامیفرستی میان رویاهایم که چه شود؟؟؟؟؟؟؟؟

 

که نبودنت را به رخم بکشی...

 

من چک نویس احساسات تونیستم...

 

دوستت دارم هایت را جای دیگری تمرین کن...

دروغ...

کافه چی...

فهوه بیاور...

تلخه تلخ...

دروغ هایش آنقدر شیرین بود که هنوز هم

.

.

.

دلم رامیزند...

 

تنهایی من...

 

انـــگــشــتــانــت را هـــر جـــای نـقشــه خـــواســـتی بــگــذار

 

فـــــــرقــــی نـــمــی کـــنـــد

 

تــــنــــهایـــی مــــن عـــمیـــق تـــریـــن جــــای جــــهـــان اســـت

 

و انــــگشـــتـــــان تـــــــو

 

هــیــچ وقــــت ، عــــمـــق آن را لـــمـــس نـــخــواهـــد کـــــرد...

سکوت...

سکوت می کنیم....

به یاد تمام "دوستت دارم" هایی که در گلو ماند !

سکوت می کنیم...

به احترام تمام خاطراتی که درودیوار زندگی را آذین بسته اند !

سکوت می کنیم...

برای لحظه ای بیشتر باهم بودنمان . . . .

و سکوت انگار سخت ترین کار ِ دنیاست !

سکوت می کنیم !

آخ !

دیدی چه شد ؟!

من با همین کلمات سکوتم را شکستم....
 
 
 
 
 

قــ ـاصـــــ ـــــدکـــــــ ــــے

روے ســنــگـ فــ ــرشـ خـــیـــابــ ــاטּ ,,,

در انـــتــــظار یـــکـ دســتـ ، یـــکـ فـــ ـــوتـ ,,,

ایــ ــن هــــمــــه رهــ ــگــ ـــذر ,,,

کســ ــے پــیــامـــ ــے نــ ــدارد بــراے کــســ ـے ؟! ...

قــ ـــصه ے ایـــ ـــن هــمـــه تــنــهایــ ـے را ,,,

قــ ــاصـــدکـ بــه کــجــا خــواهــد بــ ــرد ؟! ....

 

سال نو...

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند

تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند
 
و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود
 
طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند .
 
 
 

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،

برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهاتون بهاری دوستاي

 مهربونم ...

 


 

آنـــ کســــ را کـــه دوستـــــ داشتمـــــ ... !!!


آدمــــ بـــا گذشتیـــــ بـــــود ... !!!


از منــــ همــــ بــه سادگیـــ گذشتـــــــ ... !!!