نقش هواداران در حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی

علیرضا صدرایی

سالی که به نام اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی مزین شده است، وظیفه تحقق و تجلی این شعار را برای عرصه‌های گوناگون از جمله ورزش پیش رو قرار می‌دهد. آنچه مسلم است اقتصاد و فرهنگ در ورزش با مشکلاتی همراه شده است که مصادیق بارز آن نمود علنی یافته است:

بعد اقتصادی
1- هزینه در ورزش حرفه‌ای ایران بدون بهره مندی از درآمدزایی
2- گردش مالی رقابت‌های لیگ معتبری چون فوتبال با هشتاد درصد دولتی عدم توزیع عادلانه ثروت در عرصه ورزش را به‌وجود آورده و حتی مشکلات مالی را به منظور سرمایه گذاری در ورزش همگانی که سلامت عمومی را به دنبال دارد و در راستای بند 6 سیاست‌های کلی سلامت ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب نیز محسوب می‌شود ؛ به همراه داشته است
3- کمبود بودجه و اعتبار برای فدراسیون‌ها، ادارات ورزش و جوانان استان‌ها، هیات‌های ورزشی و...
4- عدم مدیریت روی ظرفیت هواداران خیر

 بعد فرهنگی
1-فضای نامناسب فرهنگی که برخی مواقع در ورزشگاه‌ها رخ می‌نماید
2-درگیری‌های لفظی در میدان ورزش و جدال‌های رسانه‌ای بین بازیکنان، مربیان، مدیران و... خدشه به فرهنگ اسلامی ایرانی را بعضی مواقع به منصه ظهور رسانده است
3- رواج دوپینگ در ورزش
4-کم شدن تعداد ورزشکاران که موجب پایین آمدن فرهنگ ورزش کردن در بین آحاد مختلف جامعه شده و رشد بیماری‌هایی را به دنبال داشته است
***
نقش هوادار در تحقق شعار امسال
آنچه مسلم است اقشار مختلف جامعه ورزش از داوران، مربیان، مدیران، ورزشکاران، پیشکسوتان، اصحاب رسانه و هواداران می‌توانند در تحقق شعار امسال با نقش آفرینی در قالب وظایف ذاتی خود پویایی اقتصاد ورزشی و نهادینه کردن فرهنگ ورزش و ترویج ورزش فرهنگی را پدید آورند اما در اینجا نقش هواداران به‌عنوان جامعه مخاطبی که بیشترین بازخورد مثبت یا منفی ورزش در آن نمودار می‌شود قابل بحث و بررسی بیشتر است.
از طرفی به دلیل اثرات متقابلی که همه ارکان ورزش از یکسو و هواداران از سویی دیگر بر یکدیگر و فضای ورزش دارند، توجه ویژه و اساسی به جایگاه هوادار نیاز ضروری ورزش ایران است.
 
هوادار؛ فرصت، تهدید و در عین حال معلول
هوادار ورزشی بدون شک فرصتی
بی نظیر برای موفقیت تیم‌های ورزشی قلمداد می‌شود.
آنجا که در سالیان مختلف در تیم‌های گوناگون ایرانی با حمایت بی دریغ آنها، موفقیت‌های بی‌نظیر ملی و بین‌المللی رقم خورده، گواهی است بر ارزش و اعتبار هوادار ایرانی.
از طرفی وقتی هواداری به رغم تشویق و حمایت، از اخلاق اسلامی و تمدن غنی ایرانی نیز برخوردار باشد، نقش حمایتی بیشتری در عرصه ورزش حتی در گستره تبلیغی جهانی به منصه ظهور می‌رساند.

وقتی هوادار تهدید می‌شود
البته در این میان نباید از نقش هوادار به‌عنوان تهدید غافل شد. هوادار در برهه‌ای از زمان که نتایج و عملکرد تیم‌های محبوبش منطقی و خوشایندش نباشد، نه تنها از نقش حمایتی دست برمی‌دارد و موجبات تضعیف بیشتر را فراهم می‌کند بلکه مواقعی هم تشویق هوادار حمایت نیست، تخریب شخصیت تیم مقابل است که حمایت افراطی تلقی می‌شود و ورزشگاه‌ها را به فضای ناامن و آلوده بدل می‌سازد.

هوادار به تنهایی شایسته تقبیح و تقدیر نیست
این نکته را هم باید مورد توجه قرار دهیم که هوادار آن روزی که با رفتار و گفتاری که در قالب اخلاق اسلامی می‌گنجد و مقدمات حمایت از تیمش را فراهم می‌سازد و حتی آن روزی که متاسفانه فضای بی اخلاقی را به اوج می‌رساند به تنهایی شایسته تقدیر یا تقبیح نیست.
نباید از نظر دور داشت اتفاقات خوب، بد و زشتی را که با محوریت هوادار رخ می‌دهد. هواداران بخشی از افراد همین جامعه هستند که اعمال و رفتارشان در ویترین ورزش نقش بسته اما اینکه پشتوانه این ویترین با چه تفکری پدید آمده قابل بررسی است و نیاز است اعمال و رفتار اخلاقی و غیر اخلاقی هواداران در قالب فرآیندی که در بروز آن نقش داشته، مورد بررسی قرار گیرد.

مدیریت هوادار
ایجاد دایره‌های فرهنگی در فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها مثل کانون‌های هواداری در باشگاه‌ها تا حدودی به ساختارمند شدن هواداران کمک کرده اما به صورت زیربنایی و منطقی اقداماتی برای استفاده بهینه از پتانسیل هوادار به‌عنوان فرصت صورت نگرفته یا تهدید هواداران با مدیریت قابل توجه و بهره‌گیری از نقاط قوت به فرصت تبدیل نشده است. ضمن اینکه در این بین از پتانسیل بخش‌هایی چون بسیج ورزشکاران و دیگر مبادی ذیربط به صورت اجرایی در برطرف ساختن مشکلات فرهنگی استفاده نشده است.
در این میان باید پذیرفت که هواداران معلول رخدادهایی هستند که در ورزشگاه‌ها پدید می‌آورند اما حداقل آن روزی که رفتار و گفتار هوادار باعث می‌شود او را تماشاگرنما خطاب کنیم باید نقش بازیکن نما، داور نما و مدیر نماها هم مورد توجه قرار گیرند.

هواداران نتیجه ورزشی، نه هوادار ورزش کردن
با استناد به برخی آمار فدراسیون پزشکی ورزشی می‌توان برداشت کرد کمتر از ده درصد مردم ایران به ورزش به‌عنوان مقوله سلامتی می‌پردازند اما تعداد هواداران ورزشی بسیار بیشتر از ورزشکارانند. از جمله برخی شب‌ها که برنامه نود روی آنتن می‌رود می‌توان دریافت که تعداد ورزشدوستان بیش از ورزشکاران است.
رو آوردن هواداران به ورزش به‌عنوان بخشی از جامعه در راستای کمک به ترویج فرهنگ ورزشی موثر است.

خوراک فرهنگی و احترام به هوادار
تا چه اندازه به هواداران بسته‌های آموزشی و فرهنگی ارائه داده‌ایم، انتظارات مجموعه را به آنها گوشزد کرده و تخریب غیر اخلاقی حریف را نکوهش کرده‌ایم؟
تا چه اندازه به جایگاه آنها احترام گذاشته‌ایم؟ آیا تیمی که قهرمان شده یا موفقیتی به دست آورده طی بیانیه‌ای از هوادارانش قدردانی کرده ایم؟
آیا دوره‌های آموزشی برای هوادارانمان داشته‌ایم و کارت‌های هواداری به منزلت اجتماعی آنها کمک کرده یا کارت‌های هواداری برای آنها تاثیرگذار بوده که بتوانند در قبال آن از امکاناتی هم بهره‌مند شوند؟
تا چه اندازه حمایت‌های گفتاری از هوادار را در قالب اقدام‌هایی برده‌ایم که هوادار احساس کند از سوی باشگاه یا مجموعه متبوعش دارای احترام است؟

 نقش‌آفرینی هوادار در رونق‌افزایی ورزش
هوادار در دنیای امروز نقش مستقیمی در رونق ورزش و مجموعه محبوبش ایفا می‌کند.
در بسیاری از لیگ‌های معتبر فوتبال در اروپا بخشی از درآمد بیش از یک میلیون یورویی آنها مربوط به فروش بلیت در یک فصل است. در این بین آیا بررسی کرده‌ایم که قیمت بلیت‌های ورزشگاه‌های ایران با خدماتی که ارائه می‌دهند یکسان هستند و اندیشیده‌ایم که حتی با افزایش امکانات رفاهی می‌توان به قیمت بلیت‌ها افزود و استقبال‌ها را بیشتر کرد؟ در این بین نقش تدوین برنامه‌های اقتصادی با مشارکت هواداران می‌تواند به افزایش درآمدها کمک کند.
برخوردار شدن از قانون کپی رایت به باشگاه‌ها این اجازه را خواهد داد از برند ویژه خود در راستای اهداف اقتصادی بهره ببرند.
در این بین هواداران مقصر هستند یا عدم وجود قانون کپی رایت که اکنون فقدانش امکان فروش محصولات با برندهای ورزشی را نمی‌دهد؟

مدیریت صحیح خیران هوادار
تدوین برنامه برای بهره‌گیری از پتانسیل هواداران متمول که خیر نیز محسوب می‌شوند آنچنان جایگاه بالایی در ورزش کشورمان ندارد که می‌توان با استفاده از طرح‌های مختلف، استفاده بیشتری از نقش این هواداران برد.

رسانه‌ها و هوادار
رسانه‌های نوشتاری، دیداری و خبرگزاری‌ها آنچنان تاثیر عمیقی بر هواداران دارند که می‌توان بخشی از بار حل مشکلات فرهنگی و اقتصادی در ورزش را تا آنجا که به هوادار مرتبط است روی دوش رسانه‌ها گذاشت اما این واقعیت را نباید فراموش کرد که نقش آفرینی رسانه در این بین لازم اما کافی نیست و متولیان فرهنگی و ورزشی و جامعه ورزش نیز باید پیشقدم شوند که همانا تدوین برنامه و مدیریت اصولی را می‌طلبد.
               

گردهمایی سالانه گزارشگران شبکه جوان درمراکز استان ها برگزارشد

پنجمين گردهمايي سالانه گزارشگران شبكه جوان درمراكز استان ها روز چهارشنبه 26 شهريور باحضوربهنام احمد پورمباركه مديرشبكه جوان ،مديران وبرنامه سازان اين شبكه درسالن جلسات معاونت صدا برگزارشد.

 

پنجمين گردهمايي سالانه گزارشگران شبكه جوان درمراكز استان ها روز چهارشنبه 26 شهريور باحضوربهنام احمد پورمباركه مديرشبكه جوان ،مديران وبرنامه سازان اين شبكه درسالن جلسات معاونت صدا برگزارشد.
درجلسه صبح اين گردهمايي يك روزه ابتدا دكتر فريد آريان متين كارگاه آموزشي با عنوان " تمركزخلاق " و اين كه چگونه ازتمركز به خلاقيت برسيم برگزاركرد وگفت : براي رسيدن به خلاقيت نيازبه ورزش هاي فكري داريم ،ورزش ها ذهني وفكري فرد رادرگيرخلاقيت مي كند،وبراي رسيدن به خلاقيت نيازمند بازي هاي فكري هستيم .وي همچنين افزود : براي رسيدن به خلاقيت نبايد هميشه به دنبال موضوعات سخت وپيچيده برويم بلكه توجه به موضوعات وپديده هاي ساده موجب بازشدن ذهن فرد مي شود.
درادامه اين نشست همچنين بهروزتشكر خبرنگاروگزارشگرپيشكسوت سازمان درسخناني ضمن بيان تجارب وخاطرات كاري خود درطول دوره خدمتش درسازمان صداوسيما به تشريح ويژگي هاي گزارشگر وگزارش خوب پرداخت وتصريح كرد: گزارشگربايد ازفن بيان ،ارتباط اجتماعي خوب ،دقت ، سرعت ،خلاقيت ،شناخت جامعه هدف واطلاعات به روز برخوردار باشد.
درنشست بعدازظهراين گردهمايي بهنام احمد پورمباركه مديرشبكه جوان ،ومديران گروه هاي برنامه سازاين شبكه به بيان انتظارات خود ازگزارشگران رايو جوان درمراكزاستان ها پرداختند وگزارشگران نيزضمن مطرح كردن مشكلات موجود حوزه كاريشان ،پيشنهادات خودرا براي بهترشدن روند كار ارائه كردند.
درپايان اين گردهمايي مديرشبكه جوان با اهداي لوح تقديروجايزه ازسه نفرازگزارشگران درسه بخش فعال بودن ، خلاقيت ومسئوليت پذيري به شرح زيرتقديركرد:
دربخش فعاليت عليرضا صدرايي ازاصفهان ،دربخش مسئوليت پذيري فاطمه محمدپور ازمشهد ودربخش خلاقيت عليرضا فياض ازچهارمحال وبختياري

ایران "عزیزم "


 

 وقتی رخدادی با عزت و اقتدار کشور گره می خوره اون موقع موفقیت ،حلاوتش دو چندان می شه.یکی از این رخدادها همین بازی ایران و کره جنوبی بود که در "اولسان " یک بر صفر بردیمشون و به عنوان تیم اول صعود کردیم..این اتفاق در حالی رخ داد که یکماه پیش همه نگران بودند که با این شرایط تیم ملی به جام جهانی صعود نکنه اما حالا اول شدیم تو این گروه و شادی یک ملت.

باور کنید اعتقاد دارم اساسی به اینکه این پیروزی متعلق است به ملتی که این چند وقت اخیر همدل و متحد شده بودند و همه به نوعی دوست داشتند به جام جهانی برویم از کارشناس تا خبرنگار و مردم و حتی مسئولین. خب همه اینها یه انرژی مثبتی را پدید آوورد و این اتفاق میمون رخ داد.

ورزش نقش افرینیش رو در سال "حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی" با وقوع  این مهم تا حدودی محقق ساخت. همینکه  اماراتی ها با ابزاری به نام فوتبال و جعل نام خلیج همیشه فارس می خواستند به اهدافشان دست یابند ناکام شدند کافیست. چرا ؟چون حداقلش این است که  در بزرگترین رخداد فوتبالی جهان نام  ایران وقتی مطرح میشه مترادفش شیران سرزمین آریایی ا و خلیج همیشگی فارس هم هست.

خلاصه همه خوشحالیم نه به واسطه بازیهای تیم ملی بلکه بدلیل ایران اسلامی و مملکتمون که در جام جهانی نامش باز هم طنین انداز می شه.

اماتو این روزهای شور و حماسه باز هم یک کلام " قیمت فوتبال ما این نیست" که در قبل از آغاز فصل لیگ سیزدهم  بین باشگاه و بازیکن مبادله می شه" باور کنید نیست. چند دلیل وجود داره که انشالله به اون  بعد می پردازم  و فعلا به تبریک بسنده می کنم.

ایران عزیز واقعا دوست داریم .ایران تو قهرمانی .همه ما وقتی نامت به میون میاد دیگه هیچ  مشکلی جلو دارمون نیست.

اون از مسابقه حماسه سیاسی که با مشارکت 73 درصدی بردیم و قهرمان شدیم در جهان و این هم از فوتبال که کره جنوبی قدرت برتر شرق آسیا را شکست دادیم و رفتیم جام جهانی. و انشالله در لیگ جهانی والیبال هم صربستان رو ببریم.

ایران وطن من ایران وطن ما  پاینده باشی همیشه.

میشه نگاه ها رو عوض کرد

 

می توان تنها شد
می توان زار گریست
می توان دوست نداشت و دل عاشق آدم ها را،زیر پا له کرد!
می توان چشمی را،به هیاهوی جهان خیره گذاشت.
می توان صدها بار،علت غصه دل را فهمید!
می توان...
می توان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود!
آخرش هم تنها،می توان تنها رفت...
با جهانی همه اندوه و غم و بدبختی...
یادگاری؟!همه جا تلخی و سردی و غرور،
فاتحه؟!خوب شد رفت!عجب آدم بد خلقی بود!!
ولی ای کودک زیبای دلم ، آن ور سکه تماشا دارد:
شهری از مردم آبی سرشار، آسمانش و زمین ، عین آن شهر ، ولی
من و تو با همه آدم هاش ، غرق احساس غروریم به عشق!
دل هر آدم عاشق که شکست، قلب ما می شکند!
همه جا لبخند است و زمین مفتخر است به تن سبزی که ضرب گام من و تو ، بر دلش می پیچد!
من و تو خوشبختیم ، ما خدا را داریم،
ما غم چلچله را ، وقت بوسیدن دستان بهار
مثل یک شعر قشنگ، از دلش می خوانیم
ما پرلب پر هر فنچک بی مادر را ،با دل روشن خورشید ،به هم می بندیم
ما به باران گفتیم:که کمی آهسته!غنچه پاک دعا در خواب است!
او قرار است که روزی ،روی اندیشه و ایمان ،بین احساس شکوفایی و آرامش عشق
تا دم پنجره سبز خدا سبز شود...
شهر ما، آباد است!
و نگاهش شب و روز ،به تولد باز است!
و دلش می خواد،همه شب زده ها
دم دروازه شهر،دل به دریا بزنند
تا همه مثل بهار،شهروندش بشوند!
شهر ما آباد است!

مادر


مادرم سلام.خیلی دلم برات تنگ شده .خیلی.غم دوریت برام پنج سال و شانزده روزه شده اما هیچ وقت این مصیبت کهنه نمیشه که نمیشه.اما همیشه به یادتم دلم برات تنگ می شه .اما می دونم هنوزم مهربونی به خدا می دونم هنوز دعات پشت سرمه می دونم هنوزم هرچی دارم از اون محبتهاییه که همیشه جلوی چشمامه از اون دعاهات اما کاش یه دل سیر یه بار دیگه میدیدمت .اما حتی به خوابم هم نمیایی باشه اما  بازم برام دعا کن بازم برام دعا کن هیچی مثل دعای مادر نمیشه. مادر حلالم کن .مادر خیلی دوست دارم .راستی چرا هیچکس نمی تونه جای مادر رابگیره حتی یه پدر خوب حتی یه همسر خوب.می دونی اونها که مادر دارند به نظرم سرمایه دارند.بزرگترین ثروت را دارند.

مادر مادر مادر خیلی دلم برات تنگ شده.

مادرهر وقت میایی تو ذهنم لغاتی برای دلتنگیم ورد زبونم میاد که یه حس و حال قشنگ بهم میده اما الان که می خوام بنویسم اون کلمات ذهنم نمیاد تو قلم. ااینهم به خطر بزرگیته.

خلاصه امروز یه کم آروم شدم اما مهربان و نازنین  خیلی دلم برات تنگ شده .به خدا خیلی.

مادر چرا نمی تونم قشنگ بنویسم.

ایمان ریشه آرامش

آرامش کلید خیلی از موفقیتهاست.تو هر اتفاقی که برامون رخ می ده اگه آرامشمون را بتونیم حفظ کنیم پیروزی از آن ما خواهد شد.البته کار سختیه .

 آرامش

 نگاه به گذشته و شکر خدا

 نگاه به اینده و اعتماد به خدا

 نگاه به اطراف و جستجوی خدا

 نگاه به درون و دیدن خدا

 لحظه هایت سر شار از بوی خدا ...

 

خدایا مردم آزارم نکن

این ترانه زیبا از "روزبه بمانی" علی القاعده باید مارا به وحشت اندازد. باورکنید.

 

بهشت از دست آدم رفت، از اون روزی که گندم خورد

ببین چی میشه اون کس که یه جو، از حق مردم خورد

 

کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن

یه روزی هر کسی باشن، حساباشونو پس میدن

 

عبادت از سر وحشت، واسه عاشق عبادت نیست

پرستش راه تسکینه، پرستیدن تجارت نیست

 

سر آزادگی مردن، ته دلدادگی میشه

یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه

 

کنار سفرهی خالی یه دنیا آرزو چیدن

بفهمن آدمی، یک عمر بهت گندم نشون میدن

 

نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه

خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمیبخشه

 

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو میگیرن

گمونم یادشون رفته همه یک روز میمیرن

 

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم

همه یک روز میفهمن چه جوری زندگی کردیم

 

 

 

فوتبال دلاری كيفيت ريالي


این مقاله همراه با جداول آماری لیگ برتر فوتبال ایران نوشتم که در روزنامه گل روز ششم خرداد ماه به چاپ رسید:

فوتبال دلاری كيفيت ريالي

علیرضا صدرایی

كيفيت فني دوره دوازدهم رقابت‌هاي ليگ‌برتر فوتبال ايران را برخي كارشناسان پايين توصيف كردند كه اين تلقي وقتي با پارامترهاي آماري نيز سنجيده مي‌شود تا حدودي تاييد مي‌شود.

 

آماري كه از جام دوازدهم برداشت شده، بازخورد مثبتي براي فوتبالي كه دوازدهمين سال حرفه‌اي‌اش را سپري كرد، در بر ندارد. حتي تيم قهرمان نيز ميانگين دو امتياز در هر بازي را به ثبت نرساند و هيچ تيمي هم نتوانست ميانگين دو گل زده در هر بازي را به ارمغان آورد. آ‌ن‌چه در مقام سنجش جام دوازدهم فوتبال ايران با ليگ‌هاي معتبر اروپايي مي‌توان يافت، فقط رشد رقم قرارداد بازيكناني است كه فوتبال ايران را ميلياردي كرده اما نمايش ريالي از فوتبال ارايه مي‌دهند.

 

 فوتبال ايران در رده ملي، حدود چهار دهه است كه نه به المپيك راه پيدا كرده و نه در جام ملت‌هاي آسيا، قهرماني كه هيچ فيناليست هم نشده و اين ناكامي‌ها در فوتبال باشگاهي نيز متاسفانه رقم خورده است. بعد از درخشش استقلال، پاس و پرسپوليس كه در اوايل دهه 70خورشيدي و 90ميلادي دو قهرماني جام باشگاه‌هاي آسيا و يك جام قهرماني جام‌درجام را از آن خود كردند ديگر جامي از رقابت‌هاي باشگاهي در قاره كهن بر فراز دستان فوتباليست‌هاي هموطن ما نرفت. تيم‌هايي از قطر، عربستان،‌ امارات، كره‌جنوبي و ژاپن قهرماني را براي كشورشان به ارمغان آوردند اما اين اتفاق ميمون حدود دو دهه است در رده باشگاهي آسيا براي تيم‌هاي ايراني به دست نيامده است. 686گل در 306بازي جام دوازدهم توسط 222بازيكن به ثبت رسيده كه 28گلزن از جمع آنها را خارجي‌ها تشكيل مي‌دهند. بازيكنان وارداتي 72گل زدند و 194بازيكن ايراني 614بار گلزني كردند. اين آمار در حالي از جدول ليگ 18تيمي ايراني برداشت شده كه بوندس‌ليگا نيز 18تيمي است اما 91 امتياز تيم قهرمان آلمان كجا و 67 امتياز قهرمان ليگ برتر فوتبال ايران كجا.

از سويي 686گل فوتبال در ليگ ايران را با 898گل بوندس‌ليگايي و تفاوت 212گل مقايسه كنيد

همچنين 98، 81 و 65عدد گل‌هاي بايرن‌مونيخ، دورتموند و بايرلوركوزني است كه در نوع خود قابل توجه است و در ليگ فوتبال ايراني سپاهان از بين 18تيم با 60گل بيشترين گل زده را به ثبت رسانده است

آماري كه از ليگ برتر ايران به دست مي‌آيد برآيندي از فوتبال نه‌چندان باكيفيتي دارد كه با اما و اگر و خلق حماسه شايد بتواند در رده ملي جواز حضور در جام‌جهاني برزيل را به دست آورد

 

سلام

سلام دوباره اومدم  .دلم برای وبلاگ فکستنیم تنگ شده بود هرچند که دیگه همه تو فیس بوک سیر می کنند اما باز هم وبلاگ رو دوست دارم. درود به دوستان خوبم در سراسر ایران عزیز.

مصاحبه های خصمانه روزی دوستانه می شود ؛ غم مخور

مقاله زیر به یک ناهنجاری در فوتبال ایران اشاره دارد که اهالی فوتبال در شرایط مختلف  حرفهای متفاوتی بر زبان جاری می سازند.

این مقاله برای اولین بار در روزنامه گل به چاپ رسید.


 مروري بر مصاحبه‌هاي دوگانه و اخلاق‌ستيز فوتبال ايران
 حرف مرد يكي نيست! 
نويسنده : عليرضا صدرايي

فصل نقل و انتقالات يازدهمين دوره ليگ برتر در حالي با شروع يكشنبه دوم مرداد به پايان رسيد كه رقابت شديد براي خواباندن مچ رقيب و جذب بازيكنان اسمي‌تر، ناهنجاري‌هاي فرهنگي بزرگي براي فوتبال نزول‌كرده ايران به بار آورد، اما با توجه به حكومت جنجال و حاشيه بر ليگ برتر ايران كه معمولا مورد توجه رسانه‌ها و مردم قرار مي‌گيرد، بسياري از اتفاقاتي كه از دريچه اخلاقي طي اين مدت به وقوع پيوست به وادي فراموشي سپرده شد. بد نيست مروري بر اين بده و بستان‌هاي منفي در بازار مصاحبه و خبرسازي فوتبال ايران بيندازيم و ببينيم به جز پول و ستاره، چه چيزي در مدت خريد و فروش و كوچ مربي و بازيكن نصيب تيم‌هاي ما شد.
1- قلعه‌نويي و حسين پاپي
حسين پاپي از معدود بازيكنان اصفهاني سپاهان محسوب مي‌شود اما در زمان هدايت قلعه‌نويي، اين فوتباليست تكنيكي كمتر فرصت حضور در مستطيل سبز پيدا مي‌كرد. برخي كارشناسان معتقد بودند سرعت اين بازيكن مي‌توانست به تيمي كه با تفكرات قلعه‌نويي اداره مي‌شد، كمك كند اما در هر صورت اين اتفاق رخ نداد و در اكثر مواقع پاپي ريزنقش به عنوان بازيكن تعويضي در جمع يازده طلايي‌پوش قرار مي‌گرفت كه البته بسيار محدود بود. در هر حال سرمربي وقت سپاهان به دليل نتايج خوب تيمش در خصوص«پاپي» جوان كمتر مورد انتقاد واقع شد. بلافاصله پس از پايان همكاري ژنرال با سپاهان، حسين پاپي در مقام يك منتقد، لب به انتقاد شديد از امير گشود تا جايي كه تاكيد كرد:«قلعه‌نويي آن مربي بزرگ كه در حد نامش بزرگ شده، نيست». اين انتقاد در حالي مطرح شد كه«حسين پاپي» در زمان فعاليت رسمي قلعه‌نويي در اصفهان به هيچ‌وجه اعتراض نكرد و حتي گهگداري كار ژنرال را ستايش مي‌كرد.
2- جواد كاظميان و سپاهان
كاظميان بلافاصله پس از پيوستن ناگهاني به سپاهان با لطف ويژه قلعه‌نويي در مصاحبه‌اي عنوان كرد: سپاهان قهرمان است و بقيه تيم‌ها بايد براي نايب‌قهرماني بجنگند. در ادامه اين مصاحبه تعريف‌ها و تمجيدهايي نثار سپاهان كرد اما در يكي، دو روز قبل از اتمام مهلت قانوني نقل و انتقالات، وقتي به عنوان بازيكن مازاد اعلام شد باشگاه طلايي‌پوش را تهديد به افشاي ناگفته‌هايي كرد كه به زودي در يكي از رسانه‌ها بيان مي‌كند. جواد قبلا هم عليه دايي مصاحبه كرده بود اما هيچ بعيد نبود در صورت ابقاي شهريار در پرسپوليس خواستار بازي در تيم او شود.
3- مايلي‌كهن و كاشاني
مايلي‌كهن با آن بيانيه تاريخي كه با مترو نيز مي‌توان به بهشت رفت، محترمانه از كاشاني مديرعامل باشگاه پرسپوليس خواست كه از دنياي فوتبال برود و براي خدمت به شهروندان به همكاري‌اش با شوراي شهر ادامه دهد. حاجي با يك چرخش 180 درجه‌اي قبل از پيوستن به قرمزها به عنوان مديرفني پرسپوليس، به حاج حبيب لقب بهترين مدير اين باشگاه پس از انقلاب اسلامي را اهدا كرد. مايلي‌كهن براي پافشاري روي اين حرفش حاضر شد عليه عابديني هم چند جمله‌اي به زبان بياورد.
4- خسرو حيدري و فتح‌ا...‌زاده
پس از پايان بازي رفت استقلال و سپاهان در فصل قبل كه تماشاگران تيم آبي‌پوش خسرو را با بدترين كلمات بدرقه كردند، فتح‌ا...‌زاده سرپرست باشگاه استقلال به هيچ وجه حركت تماشاگرانش در قبال بازيكن سابق استقلال را به طور رسمي نكوهش نكرد و حتي با بيان اينكه شكل رفتن حيدري از استقلال چندان درست نبود رفتار تماشاگرانش را توجيه نيز كرد، اما امسال كه همسر حيدري مانع ماندنش در اصفهان شده، فتح‌ا...‌زاده براي شماره 2 مقابل سپاهان قرار گرفت و براي آوردنش به جمع آبي‌پوشان كار به كفاشيان هم رسيد كه البته كارساز بود.
5- پرويز برومند و حسن روشن عليه فتح‌ا...‌زاده
در همين روزنامه گفت‌وگوهاي متعددي از اين دو چهره سابق باشگاه استقلال خوانده‌ايد كه در كمتر حوزه‌اي سرپرست كنوني باشگاه آبي را مورد نوازش كلامي قرار نداده‌اند. حسن‌آقا و پرويز در نقد فتح‌ا...‌زاده چنان تند رفتند كه انگار مدير استقلال دشمن مادرزادي آنهاست و او تنها عامل كنار گذاشتن اين دو از گود تيم آبي است اما خودتان مصاحبه‌هاي همين يك هفته اخير برومند و روشن را مرور كنيد تا فاصله بعيد ميان مواضع قبل و بعد از حضور در استقلال را دريابيد. برومند پس از مدت‌ها لباس تمرين پوشيده و با تيم مظلومي دويد و حسن روشن هم به پست رياست كميته فني استقلال جايي كه قبلا به ناصرخان مرحوم تعلق داشت، ‌تكيه زد.
اخلاق يا منافع فردي
بسياري از آنچه در فوتبال ايران مي‌گذرد مصداق بارز عدم توجه به مسايل اخلاقي نه تنها در ورزش، بلكه در زندگي و حيات يك انسان است. خوانندگان مطبوعات ديگر دريافته‌اند اكثر مصاحبه‌هاي خصمانه يا تجليل‌گونه نه در جهت اعتلاي فوتبال بلكه در راستاي منافع فردي افراد در خروجي‌ رسانه‌ها نقش مي‌بندد و بايد بپذيريم اين مصاحبه‌ها آن هم در شرايطي كه افراد از يك مجموعه تيمي جدا مي‌شوند يك مشكل بزرگ فرهنگي در فوتبال ايران به حساب مي‌آيد كه در اكثر موارد از روي عقده‌گشايي و جبران اتفاقات قبلي رقم مي‌خورد.