نقش هواداران در حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی
سالی که به نام اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی مزین شده است، وظیفه تحقق و تجلی این شعار را برای عرصههای گوناگون از جمله ورزش پیش رو قرار میدهد. آنچه مسلم است اقتصاد و فرهنگ در ورزش با مشکلاتی همراه شده است که مصادیق بارز آن نمود علنی یافته است:
بعد اقتصادی
1- هزینه در ورزش حرفهای ایران بدون بهره مندی از درآمدزایی
2- گردش مالی رقابتهای لیگ معتبری چون فوتبال با هشتاد درصد دولتی عدم توزیع عادلانه ثروت در عرصه ورزش را بهوجود آورده و حتی مشکلات مالی را به منظور سرمایه گذاری در ورزش همگانی که سلامت عمومی را به دنبال دارد و در راستای بند 6 سیاستهای کلی سلامت ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب نیز محسوب میشود ؛ به همراه داشته است
3- کمبود بودجه و اعتبار برای فدراسیونها، ادارات ورزش و جوانان استانها، هیاتهای ورزشی و...
4- عدم مدیریت روی ظرفیت هواداران خیر
بعد فرهنگی
1-فضای نامناسب فرهنگی که برخی مواقع در ورزشگاهها رخ مینماید
2-درگیریهای لفظی در میدان ورزش و جدالهای رسانهای بین بازیکنان، مربیان، مدیران و... خدشه به فرهنگ اسلامی ایرانی را بعضی مواقع به منصه ظهور رسانده است
3- رواج دوپینگ در ورزش
4-کم شدن تعداد ورزشکاران که موجب پایین آمدن فرهنگ ورزش کردن در بین آحاد مختلف جامعه شده و رشد بیماریهایی را به دنبال داشته است
***
نقش هوادار در تحقق شعار امسال
آنچه مسلم است اقشار مختلف جامعه ورزش از داوران، مربیان، مدیران، ورزشکاران، پیشکسوتان، اصحاب رسانه و هواداران میتوانند در تحقق شعار امسال با نقش آفرینی در قالب وظایف ذاتی خود پویایی اقتصاد ورزشی و نهادینه کردن فرهنگ ورزش و ترویج ورزش فرهنگی را پدید آورند اما در اینجا نقش هواداران بهعنوان جامعه مخاطبی که بیشترین بازخورد مثبت یا منفی ورزش در آن نمودار میشود قابل بحث و بررسی بیشتر است.
از طرفی به دلیل اثرات متقابلی که همه ارکان ورزش از یکسو و هواداران از سویی دیگر بر یکدیگر و فضای ورزش دارند، توجه ویژه و اساسی به جایگاه هوادار نیاز ضروری ورزش ایران است.
هوادار؛ فرصت، تهدید و در عین حال معلول
هوادار ورزشی بدون شک فرصتی
بی نظیر برای موفقیت تیمهای ورزشی قلمداد میشود.
آنجا که در سالیان مختلف در تیمهای گوناگون ایرانی با حمایت بی دریغ آنها، موفقیتهای بینظیر ملی و بینالمللی رقم خورده، گواهی است بر ارزش و اعتبار هوادار ایرانی.
از طرفی وقتی هواداری به رغم تشویق و حمایت، از اخلاق اسلامی و تمدن غنی ایرانی نیز برخوردار باشد، نقش حمایتی بیشتری در عرصه ورزش حتی در گستره تبلیغی جهانی به منصه ظهور میرساند.
وقتی هوادار تهدید میشود
البته در این میان نباید از نقش هوادار بهعنوان تهدید غافل شد. هوادار در برههای از زمان که نتایج و عملکرد تیمهای محبوبش منطقی و خوشایندش نباشد، نه تنها از نقش حمایتی دست برمیدارد و موجبات تضعیف بیشتر را فراهم میکند بلکه مواقعی هم تشویق هوادار حمایت نیست، تخریب شخصیت تیم مقابل است که حمایت افراطی تلقی میشود و ورزشگاهها را به فضای ناامن و آلوده بدل میسازد.
هوادار به تنهایی شایسته تقبیح و تقدیر نیست
این نکته را هم باید مورد توجه قرار دهیم که هوادار آن روزی که با رفتار و گفتاری که در قالب اخلاق اسلامی میگنجد و مقدمات حمایت از تیمش را فراهم میسازد و حتی آن روزی که متاسفانه فضای بی اخلاقی را به اوج میرساند به تنهایی شایسته تقدیر یا تقبیح نیست.
نباید از نظر دور داشت اتفاقات خوب، بد و زشتی را که با محوریت هوادار رخ میدهد. هواداران بخشی از افراد همین جامعه هستند که اعمال و رفتارشان در ویترین ورزش نقش بسته اما اینکه پشتوانه این ویترین با چه تفکری پدید آمده قابل بررسی است و نیاز است اعمال و رفتار اخلاقی و غیر اخلاقی هواداران در قالب فرآیندی که در بروز آن نقش داشته، مورد بررسی قرار گیرد.
مدیریت هوادار
ایجاد دایرههای فرهنگی در فدراسیونها و باشگاهها مثل کانونهای هواداری در باشگاهها تا حدودی به ساختارمند شدن هواداران کمک کرده اما به صورت زیربنایی و منطقی اقداماتی برای استفاده بهینه از پتانسیل هوادار بهعنوان فرصت صورت نگرفته یا تهدید هواداران با مدیریت قابل توجه و بهرهگیری از نقاط قوت به فرصت تبدیل نشده است. ضمن اینکه در این بین از پتانسیل بخشهایی چون بسیج ورزشکاران و دیگر مبادی ذیربط به صورت اجرایی در برطرف ساختن مشکلات فرهنگی استفاده نشده است.
در این میان باید پذیرفت که هواداران معلول رخدادهایی هستند که در ورزشگاهها پدید میآورند اما حداقل آن روزی که رفتار و گفتار هوادار باعث میشود او را تماشاگرنما خطاب کنیم باید نقش بازیکن نما، داور نما و مدیر نماها هم مورد توجه قرار گیرند.
هواداران نتیجه ورزشی، نه هوادار ورزش کردن
با استناد به برخی آمار فدراسیون پزشکی ورزشی میتوان برداشت کرد کمتر از ده درصد مردم ایران به ورزش بهعنوان مقوله سلامتی میپردازند اما تعداد هواداران ورزشی بسیار بیشتر از ورزشکارانند. از جمله برخی شبها که برنامه نود روی آنتن میرود میتوان دریافت که تعداد ورزشدوستان بیش از ورزشکاران است.
رو آوردن هواداران به ورزش بهعنوان بخشی از جامعه در راستای کمک به ترویج فرهنگ ورزشی موثر است.
خوراک فرهنگی و احترام به هوادار
تا چه اندازه به هواداران بستههای آموزشی و فرهنگی ارائه دادهایم، انتظارات مجموعه را به آنها گوشزد کرده و تخریب غیر اخلاقی حریف را نکوهش کردهایم؟
تا چه اندازه به جایگاه آنها احترام گذاشتهایم؟ آیا تیمی که قهرمان شده یا موفقیتی به دست آورده طی بیانیهای از هوادارانش قدردانی کرده ایم؟
آیا دورههای آموزشی برای هوادارانمان داشتهایم و کارتهای هواداری به منزلت اجتماعی آنها کمک کرده یا کارتهای هواداری برای آنها تاثیرگذار بوده که بتوانند در قبال آن از امکاناتی هم بهرهمند شوند؟
تا چه اندازه حمایتهای گفتاری از هوادار را در قالب اقدامهایی بردهایم که هوادار احساس کند از سوی باشگاه یا مجموعه متبوعش دارای احترام است؟
نقشآفرینی هوادار در رونقافزایی ورزش
هوادار در دنیای امروز نقش مستقیمی در رونق ورزش و مجموعه محبوبش ایفا میکند.
در بسیاری از لیگهای معتبر فوتبال در اروپا بخشی از درآمد بیش از یک میلیون یورویی آنها مربوط به فروش بلیت در یک فصل است. در این بین آیا بررسی کردهایم که قیمت بلیتهای ورزشگاههای ایران با خدماتی که ارائه میدهند یکسان هستند و اندیشیدهایم که حتی با افزایش امکانات رفاهی میتوان به قیمت بلیتها افزود و استقبالها را بیشتر کرد؟ در این بین نقش تدوین برنامههای اقتصادی با مشارکت هواداران میتواند به افزایش درآمدها کمک کند.
برخوردار شدن از قانون کپی رایت به باشگاهها این اجازه را خواهد داد از برند ویژه خود در راستای اهداف اقتصادی بهره ببرند.
در این بین هواداران مقصر هستند یا عدم وجود قانون کپی رایت که اکنون فقدانش امکان فروش محصولات با برندهای ورزشی را نمیدهد؟
مدیریت صحیح خیران هوادار
تدوین برنامه برای بهرهگیری از پتانسیل هواداران متمول که خیر نیز محسوب میشوند آنچنان جایگاه بالایی در ورزش کشورمان ندارد که میتوان با استفاده از طرحهای مختلف، استفاده بیشتری از نقش این هواداران برد.
رسانهها و هوادار
رسانههای نوشتاری، دیداری و خبرگزاریها آنچنان تاثیر عمیقی بر هواداران دارند که میتوان بخشی از بار حل مشکلات فرهنگی و اقتصادی در ورزش را تا آنجا که به هوادار مرتبط است روی دوش رسانهها گذاشت اما این واقعیت را نباید فراموش کرد که نقش آفرینی رسانه در این بین لازم اما کافی نیست و متولیان فرهنگی و ورزشی و جامعه ورزش نیز باید پیشقدم شوند که همانا تدوین برنامه و مدیریت اصولی را میطلبد.