عشق واقعی

هنوز هست!

عشق واقعی را میگویم…

خیـآنت هست،دروغ هست، بازی با دل هم هست،

درست… ولی یک جایی گوشه ی پاک ِ دلِ بعضی هـآ ،

به دور از گــُناه ها و بدی هـآ ،

 

هنوز هم هست عشقِ واقعی  .....

برای توووووو

دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام
آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام

 

دلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواست
آخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست

 

از تو دلگیرم که نیستی کنارم .. من دارم می‌میرم تو کجایی من باز بی قرارم
میدونی جز تو کسی رو ندارم .. باورم نمیشه اینقدر آسون رفتی از کنارم

 

دلم تنگ شده...

دلــــــــــم برا روزایی که نمیشناختمت تنگ شده!!!

روزایی که بهم میگفتیم شما!!!

روزایی که دسته همو نمیگرفتیم از خجالت!!!


روزایی که اگه میخواستیم بغله هم بشینیم یه وجب بینمون فاصله بود!!!


روزایی که اسمه همو بی دلیل صدا میکردیم تا اون (جانم) رو بشنویم!!!


روزایی که از یه ثانیه بعدمون خبر نداشتیم ولی برا چند ماهه بعدمون حرف میزدیم!!!

روزایی که از کجا تا کجا میرفتیم تا فقط چند دقیقه همو ببینیم!!!


روزایی که هرروز از هم میپرسیدیم چقدر دوسم داری؟؟؟ تنهام نمیزاری؟؟؟

روزایی که اسمه همدیگرو همه چی سیو میکردیم جز اسم خودمون!!!
روزایی ک تو بارون منتظرت بودم!!
روزایی کـــــــــه…..
کاش هیچوقت نمیشناختیم همو!!!


من که باختم!!! توام باختی؟!! نه بابا تو که بردی تنها شدم تنهاااااا 

پست همیسه ماندگار

 به نام عشق بزرگترین دروغ دنیا....

اطــــــلاعــــــــــیه

این قآنونِ زندگی مــَــنه 
  
به کسی باید تکیه داد که شب نره شیک بده 

صبح تپل برگرده ...






.....

مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم

اما تا دلت بخواهد همدرد دارد داغِ تمامِ نوشته هایم....


خوش اومدیت...

ببخشید

دیگران را ببخشید…
بی عقلی ، تهمت ها،خیانت و بی ادبی

نشانه عدم بلوغ روحی انسان هاست.
انسان های نارس این موارد را زیاد دارند ؛

شما انسانی رسیده باشید!
با سبکبالی و بدون اینکه قضاوت یا سرزنش کنید ،

و بدون اینکه از این حرفها ناراحت شوید…
از کنار این ها رد شوید …

اگر هوای دلتان ابری شد و چشم هایتان باریدند،
بگذارید این اشک ها باران رحمت و بخشش باشند

برای انها که نمی دانند و زمین دلشان خشک شده است
اینجاست که دل بخشنده شما
چشمه جوشانی می شود که به منبع عظیم لطف خدا متصل شده است.

✦✦✦✦

متن زیبا , جملات زیبا , عکس زیبا , تکست زیبا , متن زیبا و عاشقانه

غرور

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری،
می خواهم بدانم،

دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای
خوشبختی خودت دعا کنی؟

✦✦✦✦

متن زیبا , جملات زیبا , عکس زیبا , متن های زیبا , متن زیبا و عاشقانه

دروغ بگو تا باورت کنند
آب زیر کاه باش تا بهت اعتماد کنند
بی غیرت باش تا آزادی حس کنند
خیانت هایشان را نادیده بگیر تا آرام باشند
کذب بگو تا عاشقت شوند
هرچه نداری بگو دارم
هرچه داری بگو بهترینش را دارم
اگه ساده ای  ، اگه راستگویی ، اگه باوفایی ، اگه با غیرتی
اگه یکرنگی بدان که همیشه تنهایی رفیق …

ساحل

 مثل ساحل آرام باش…

خواهی دید که دیگران

مثل دریا بی قرارت می شوند…

متن زیبا , جملات زیبا , عکس زیبا , متن های زیبا , جملات انرژی مثبت

اگر داشته های زندگی خود را شمارش کنید
مجالی برای شمارش نداشته های زندگی خود نخواهید یافت…

کاش میدانستی

کاش می دانستی چقدر دلم بهانه ی تو رو میگیره هر روز

کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن کرده

کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته

کاش می دانستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهایت

گرمی نفسهایت ، مهربانی صدایت تنگ شده

 کاش می دانستی چقدر دلواپس تو ام 

کاش می دانستی چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

 و چقدر به حضور سبزت محتاجم 

و همیشه از خودم می پرسم این همه که من به تو فکر می کنم

تو هم به من فکر می کنی؟

 

عشقم

ﻧﮑﻨﻪ ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﻧﻪ ؟؟


ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻨﻢ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﮓ,ﺷﺪﻩ ..


ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺑﺲ ﮐﻦ ﺩﯾﮕﻪ ..


ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﻢ ﻣﺤﻠﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻫﺎﺕ

ﺍﮔﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﯽ ﻣﺮﺍﻣﯽ ﻫﺎﺕ ﺩﺍﺭﯼ


ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﺑﺨﺸﯿﺪﻣﺖ


ﻭﻟﯽ ﻫﺮﭼﯽ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﺗﻮ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﯼ ﻭ ﮔﻮﺷﯿﺖ

ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﯼ ..


ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮﻡ ﻗﺸﻨﮕﻪ ؟


ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺑﮑﺶ ﺭﻭ ﺳﻨﮕﻪ ﻗﺒﺮﻡ ﺗﺎ ﺁﺭﻭﻡﺷﻢ ..

 

ﻋﺸﻘﻢ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺗﻮﺭﻭ

ﺑﺨﺸﯿﺪﻡ .......

 

ساده اما عاشق

از لحظه‌ای که در یکی از اتاق‌های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه‌ی بی‌پایانی را ادامه می‌دادند. زن می‌خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند. از حرف‌های پرستارها متوجه شدم که ......تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

??

خدایا!

 

ذات توعشق است.

 

صورت توعشق است.

 

رنگ وجان مایه توعشق است.

 

وجان من.

 

کتابی ست که

 

پیام عشق رادرآن تحریرکرده ای.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

•ღ(¯`» شاهزاده قلبمNNNNNNNNNNNNN«´¯)ღ•

פֿـــــــــבایا...

かわいい のデコメ絵文字هفت میلیارב نفر مالــ [تو]かわいい のデコメ絵文字

ハート のデコメ絵文字اینــ یڪ نفر مالــ [مハート のデコメ絵文字ـךּ]ハート のデコメ絵文字

Heart1.gif

 

تونباشی(NNNNN)


تو نباشی,بدون تو دیگه ادامه ی ایـــــــــــــــــــــــن

زندگی رو نمیخوام

تو نباشی,میگیره دل من از دوری تــــــــــــــــــــــــــو

بارونی میشه چشمام

واسه دیدنت بی طاقتم,وقتی تو نیستی ناراحتم...

بذار

عاشقی و فاصله

 

بذار مدتی نباشم شاید کسی به یاد روزهای بودنم دلتنگ شود شاید هزار سال است که همه بودن و نبودن را جدی گرفتند" باید جون بدی تا بفهمی چقدر سخته عاشقی".. تو" باش من میرم با تموم دلمردگیهایم..فقط اونی که دلش رو شکستی ناز نکن این برای من از مرگ هم سختره "باش اما فقط به قیمت نبودنم نه چیز دیگری

عشق یعنی

 عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردنیک نفر به اندازه دنیا .... ....................................... خدایا..."خاطرش"را خواستم "خاطراتش"ماند,,,,,بد گفتم یا بد شنیدی؟! .... ....................................... خـدایا دستِ خـالی زشـت است میهـمانی رفتن! با دستِ پُر آمده ام دستی پُر از گـُـناه چشـمی پُر از اُمیـد..!بمانم یا برگـردم..؟ ............................................ ﺑﺒﯿنید عزیزانم... ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺖ ﭘﻮﻝ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻗﺼﺎﺑﯽ ﺳﺮﻩ ﮐﻮﭼﺘﻮﻧﻢ ﺑﻬﺖ ﺩِﻝ ﻧﻤﯿﺪﻩ ﭼﻪ ﺑﺮﺳﻪ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺖ...!!! ............................................ تازه فهمیدم چرا پشت سر مرده ها آب نمی ریزند چون این دنیا ارزش برگشتن ندارد ... ........................................... ادما واسه ی هم مثل کتاب میمونن به صفحه ی اخرکه میرسن میرن سراغ یکی دیگه!! ............................................ درد تنهایی رابه دل نگیر ، عقابها همیشه تنهایند این لاشخورهاهستندکه همیشه جمعشان جمع است ... .......................................... خدایا از گناهانم بگذر همان گونه که از ارزوهایم گذشتی...

پسر

باید پسر باشی تا بفهمی پول گرفتن از پدر چقدر سخته … باید پسر باشی تا بفهمی ۲ سال تنهای تنها توغربت سربازی کردن چقدر سخته … باید پسر باشی تا بفهمی دلهره ی شغل آینده داشتن چقدر سخته … . باید پسر باشی تا بفهمی از دست دادن عشقت بخاطر پول چقدر سخته … باید پسر باشی تا بفهمی بوق زدن پشت ماشین عروس عشقت چه حالی داره … باید پسر باشی تا بفهمی خوردن بغض برای اینکه مسخرت نکنن که داره گریه میکنه چقدر سخته … پسر که باشی حقت فقط در دل نگه داشتن است … پسر که باشی از دور نمای کوهی را داری مغرور ، غمگین ، تنها … پسر که باشی شب که دلت از تنهایی بگیرد نمیتوانی به هیچکس رو بزنی ، سیگاری روشن میکنی و خودتو اشکاتو پشت دودش مخفی میکنی … این است مرد بودن مـــــآ آدَمــــآ .. 3 نــــوع جِــنســیَـــت دآریـــــم .... زَن .... مَــــرد .... " و جِــنســیَــت مُــشــتَــرَکـــی ب اســـمِ #نــــــآمَــــــــرد !!!!

دخترتنها

 ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ : - ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ؟ - ﻧﻪ . - ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ؟ - ﻧﻪ . - ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟ - ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ . - ﭼﺮﺍ؟ - ﭼﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻢ - ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻦ؟ - ﻧﻪ . - ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻡ . - ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯽ؟ - ﺍﺯ ﺗﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺁﺭﻩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺩﻭﯾﺪ، ﺷﺎﺩ ﺷﺎﺩ. ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﺷﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ، ﮐﯿﻔﺶ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻋﺼﺎﯼ ﺳﻔﯿﺪﺵ ﺭﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ..پیرمرد نابینا بود ... ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭ ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺣﺮﻑ ﺳﺎﺩﻩ..

لحظه خداحافظی


لحظه خداحافظی

متن ترانه
لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور میرم و برمی گردم
همسفر پرستوها میشم و بر می گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم
پنجره امیدمو هنوز به روم نبستم
پرستوهای عاشق به خونشون رسیدن
اما چرا عزیز دل هرگز تورو ندیدم
گفتی به من غصه نخور میرم و برمی گردم
همسفر پرستوها میشم و بر می گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی

دل عاشق

متن ترانه
ای که مثل من هنوز عاشق و دل باخته ای
ای که با درد جدایی مثل من ساخته ایی
من تو این شهر قریب فقط به تو فکر می کنم
روز و شب بعد خدا اسم تو رو ذکر می کنم
یادته غروب اون ساحل زیبای شمال
یادته دور شده از نظرم اینهمه سال
دل عاشقم بزار فدای این عشق بشه
بزار ا ین غصه برا عاشقها سرمشق بشه
دل عاشقم بزار فدای این عشق بشه
بزار ا ین غصه برا عاشقها سرمشق بشه
بزار بشه دلم بزار بشه یه دیونه یه بیقرار بشه
مهتاب شبهای منی تو این دیار بی کسی
اینو میدونم عزیزم یه روز به دادم میرسی
مدیون اشکای منی اگه فراموشم کنی
بری به سوی دیگری با غم هم آغوشم کنی
دل عاشقم بزار فدای این عشق بشه
بزار ا ین غصه برا عاشقها سرمشق بشه
دل عاشقم بزار فدای این عشق بشه
بزار ا ین غصه برا عاشقها سرمشق بشه
بزار بشه دلم بزار بشه یه دیونه یه بیقرار بشه
ای که مثل من هنوز عاشق ودل باخته ای
ای که با درد جدایی مثل من ساخته ایی
من تو این شهر قریب فقط به تو فکر می کنم
روز و شب بعد خدا اسم تو رورو ذکر می کنم
یادته غروب اون ساحل زیبای شمال
یادته دور شده از نظرم اینهمه سال
دل عاشقم بزار فدای این عشق بشه
بزار ا ین غصه برا عاشقها سرمشق بشه
بزار بشه دلم بزار بشه یه دیونه یه بیقرار بشه


رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی

متن ترانه

ای مهتاب عشق بتاب
ای باران عشق ببار
ای خورشید محبت بسوزان
بنیاد ننگ و کینه ها را
آی آدما بیایید بشویید گرد و غبار کینه ها را
این همه حرص و طمع برای چی
آخه این دنیا مگه سرای کیست
شاهان همه رفتند کاخا بجا ماندند
شاه و گدا مردند دنیا بجا مانده
مهتاب عشق بتاب ، باران عشق ببار
چه کسی با خود برده ذره ای از مال دنیا را
چه کسی پیمان بسته که ببینه صبح فردا را
وقتی آدم یه روزی فنا میشه
میمیره روح از بدن جدا میشه
پس دیگه جنگ و جدال واسه چیه
اونیکه مونده تو این دنیا کیه
اونیکه مونده تو این دنیا کیه
شاهان همه رفتند کاخا بجا مانده
شاه و گدا مردند دنیا بجا مانده
مهتاب عشق بتاب ، باران عشق ببار
خدای توانا فراخوانده ما را
سوی آدمیت ، نور حقیقت
خداوند عاشق فراخوانده ما را
به لطف و محبت نه بر خشم و نفرت
ما همه از خاکیم دوباره بر خاکیم
نه باقی مطلق ، نه بام افلاکیم
شاهان همه رفتند کاخا بجا مانده
شاه و گدا مردند دنیا بجا مانده
مهتاب عشق بتاب ، باران عشق ببار

پلّه پلّه تا ملاقات خدا می روم
بی تحمّل سوی عرش کبریا می روم

از برکت نور عشق
ببین تا کجا، تا کجا ، تا کجا می‌روم

باد صبا که می‌شود هر نفسش مشک‌فشان
حکایت از عشق کند
آورد از دوست نشان

عطر گلستان و چمن
پر شده در خیال من
مستی عارفانه‌ای ست
قصه‌ی شور و حال من

پله پله تا ملاقات خدا می روم
بی تحمل سوی عرش کبریا می روم

از برکت نور عشق
ببین تا کجا، تا کجا ، تا کجا می‌روم

صفای نیمه‌شبان عالمی دگر دارد
سکوت مطلق شب رازها به بر دارد

صفای نیمه‌شبان عالمی دگر دارد
سکوت مطلق شب رازها به بر دارد

دلم ز خلوت شب دل نمی‌کند ، زیرا
دعای نیمه‌شبان بیشتر اثر دارد

پلّه پلّه تا ملاقات خدا می روم
بی تحمّل سوی عرش کبریا می روم

از برکت نور عشق
ببین تا کجا، تا کجا ، تا کجا می‌روم
کجا می روم

من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم
برای رسیدن به آرامش دل
من از مال دنیا چه آسان بریدم

من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم

خدایا من از تو دولت نمی خواهم
مطاع دنیا و شوکت نمی خواهم
فقط به لطف بی کرانت
به من عطا کن آرامش خاطر
ای خالق قادر

خدایا من از تو دولت نمی خواهم
مطاع دنیا رو شوکت نمی خواهم
فقط به لطف بی کرانت
به من عطا کن آرامش خاطر
ای خالق قادر

فقط به لطف بی کرانت
به من عطا کن آرامش خاطر

من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم

من مشتری دائم می خانه ی عشقم
سرمست و خراباتی پیمانه ی عشقم

با من سخن از قصر سلیمان نتوان گفت
درویش صفت عاشق ویرانه ی عشقم

با من سخن از قصر سلیمان نتوان گفت
درویش صفت عاشق ویرانه ی عشقم

من از بی نیازی به ثروت رسیدم
که از بی نیازان غنی تر ندیدم

تو اونجاومن اینجا امان از درد دوری
من ماندم و رویاها نه شوق ونه سروری
امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
دوراز تو من ندارم نه شورو نه غروری
تاکی خدای عالم تاکی غم صبوری
امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
هجرت اجباری اگه از تو جدا کرده منو
خیال نکن که لحظه ای عشقت رها کرده منو
همش به خودامید میدم به طفل دل نویدمیدم
می گم تموم شدحادثه فصل رهایی می رسه
امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری
دورازتو نالة غمت در دل من شکفته
اشکام غمامو به همه دونه به دونه گفته
خدامی دونه بی تومن یک روزخوش ندیدم
گریه کرده هر کسی که قصه امو شنفته
امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری

راهم از تو دوره دوره
دل من مگه سنگ صبوره
تو بگو چه کنم
دیگه پر شده کاسه صبرم
بی تو بغزی در دل ابرم
تو بگو چه کنم
با غم فردا
تو بگو چه کنم
خسته و تنها
تو بگو چه کنم

آه………
تا بودم تنها
با غمها بودم
آه……
شبها با یادت در رویا بودم آه……
من غریبم
بی نصیبم
کو طبیبم آه…..

راهم از تو دوره دوره
دل من مگه سنگ صبوره
تو بگو چه کنم
دیگه پر شده کاسه صبرم
بی تو بغزی در دل ابرم
تو بگو چه کنم
با غم فردا
تو بگو چه کنم
خسته و تنها
تو بگو چه کنم

کار دل بی تو تمومه
عاشقی جز بر تو حرومه
تو امید منی
تو پناه منی
توی بی کسی هام
تکیه گاه منی
اگر با دل مهربان تو من بی وفا شده ام، پشیمانم
اگر غیر تو در جهان به کسی آشنا شده ام، پشیمانم
* * *

مرا بغل کن

زن و مرد در آغوش یکدیگر
 
روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کرد براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: «مرا بغل کن.»
زن پرسید: «چه کار کنم؟» و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند.
شوهرش با تعجب پرسید: «چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم.»
زن جواب داد: «دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.»
شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى «مرا بغل کن» چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است. 
عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید.

کدام گناه


در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات.

روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان کردند.
اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزی از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد.
در همین زمان او از ثروت با کشتی با شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک خواست.
“ثروت، مرا هم با خود می بری؟”

ثروت جواب داد:
“نه نمی توانم، مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست، من هیچ جایی برای تو ندارم.”
عشق تصمیم گرفت از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.
“غرور لطفاً به من کمک کن.”
“نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی.”
پس عشق از غم که در همان نزدیکی بود درخواست کمک کرد.
“غم لطفاً مرا با خود ببر.”
“آه عشق. آن قدر ناراحتم که دلم می خواهد تنها باشم.”
شادی هم از کنار عشق گذشت اما آنچنان غرق در خوشحالی بود که اصلاً متوجه عشق نشد.
ناگهان صدایی شنید:
“بیا اینجا عشق. من تو را با خود می برم.”
صدای یک بزرگتر بود. عشق آن قدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ناجی خود را بپرسد. هنگامیکه به خشکی رسیدند، ناجی به راه خود رفت.عشق که تازه متوجه شده بود که چقدر به ناجی خود مدیون است از دانش که او هم از عشق بزرگتر بود پرسید:
” چه کسی به من کمک کرد؟”
دانش جواب داد: “او زمان بود.”
“زمان؟! اما چرا به من کمک کرد؟”
دانش لبخندی زد و با دانایی جواب داد:

“چون تنها زمان بزرگی عشق را درک می کند.”


دست هایش را محکم بگیر...
بغلش کن وببوسش..
روی پاهایش بنشینو...
دست هایش را دور گردنت حلقه بزن نمیدانی تمام بودن هایت با او..
رویای من است



قسمت

ای کاش می شـــد درد دلـــها را بگویــــم

                                    چون رفت بی همره، چه سود از دل بگویم؟

ای کــاش من پنهان نمی کـــردم ز آغـــاز

                                      حرفــی که بایــد می زدم دیگر شـــده راز

اکنون که بگذشت و گذشت آن روزگاران

                                       دیـــگر نمی آیــــــد بدست آن نوبهـــــاران

قسمت چنان شــد راه او از ما جـــدا شـد

                                      راهی که می شد یک طرف باشد، دو تا شد

اکنــون به لب لبخند، اما دل غمیـــن است

                                      خود کرده من بودم، نگو قسمت چنیـن است

تنها


خسته و دلگير در شهري غريب

مانده ام لبــــــريز از دلـــواپسي

دل پر از حال و هواي دوستــان

يـــاد از دوران شــاد اطلســـــي

يــــاد دوران رفاقتهــــــــاي دور

دوستـــــان عاشق و خيلي صبور

يــــادآن باران نم نم روي خــــاك

عاشقــــــان ساده با دلهاي پـــاك

ديگر امروز آن رفاقتها كجــاست؟

دوستان روي سخنها با شمــاست

مانده ام در سوگ اين دل مـردگـي

روزهــــاي پرسه در افســـردگـي

پس چه آمـــد بر سر آن زنـدگــي

سهـــم دلهامان همه شرمنـــدگــي

دوستـان رفتند و ما تنها شـــديم؟!

يا كــه ما مانديم و بي فردا شــديم

كاشـــكي ميشد دوباره گريـــه كرد

خاطــری از خاطــراتم زنــــده کرد

کاشکی می شد در این فصل غریب

لحظــه اي اندوه را شرمنـــده كرد

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمی دانــم که یـــاری خواهــد آمــد؟         در این سرما بهاری خواهد آمـد؟

گلي خوش بو، با قلبـي پر از عشق          به اين گلـدان خالي خواهد آمـد؟

يكـــي آيـــد كـــه با احســـاس گويد          به مجنونی كه ليلي خواهد آمـد؟

نگين روشنـي بخشـي چو خورشيد         به شبـهاي سياهي خواهد آمـد؟

 

مسافرپاییزاین شعر از نفسم است


یه پاییز ِ دیگه بازم تو راهه بازم چشام به راه ِ تو سیاهه
گفتی عشق ِ بهار جدایی داره
گفتی خزون که شد میای دوباره
خزون غرور ِ ابرارو شکسته زمین پر شده از برگهای ِ خسته
ولی قلبای ِ یادگاری ِ ما
رو سینه ی ِ درخت ِ غم نشسته
.
برگــــرد ...
تنم دوباره با عشق ِ تو تب کرد
بازم نبودنت
حالم و بد کرد
برگرد
برگــــرد ...
تنم دوباره با عشق ِ تو تب کرد
بازم نبودنت
حالم و بد کرد
برگرد

بااحتیاط بخوانید


بااحتیـــــاط بخـــوانید ...

.

.

.

این شعـــر لغزنده ست

بسکه شاعر سطر به سطر بارید و نوشت

زیادسخت نگیر

e236911_66205624935477983758.jpg


دلتنگی باران


v975570_59254630621644014770.jpg

درد دل


كاش روزهاي دلتنگي من
مثل
دوست داشتن هاي تو
كوتاه ميشد...

  


نگران شب هايم نباش
تنها نيستم
بالشم
هق هق گريه هايم
لرزش دستانم
و
خدايم
همه هستن
تنها نيستم...

سووووووال