..............................
گفتم تو شیرین منی
گفتا تو فرهادی مگر!
گفتم خرابت میشوم
گفتا تو ابادی مگر!!!
گفتم ندادی دل به من
گفتا توجان دادی مگر!
گفتم فراموشم نکن
گفتا تو در یادی مگر..............!
آیا عشقی هست!آیاعاشق وجود دارد؟
بنظرت عاشق کیس؟
گفتم تو شیرین منی
گفتا تو فرهادی مگر!
گفتم خرابت میشوم
گفتا تو ابادی مگر!!!
گفتم ندادی دل به من
گفتا توجان دادی مگر!
گفتم فراموشم نکن
گفتا تو در یادی مگر..............!
آیا عشقی هست!آیاعاشق وجود دارد؟
بنظرت عاشق کیس؟
سعیدمرد
سلام من دوست سعیدعزیزهستم.
من دوماهه که یوزروپس سعیدرودارم وحتی باهم مطالب رومینوشتیم.
نمیخواستم بگم وناراحتتون کنم.ولی دیدم بااین همه نظر وبازدید نمیشه نگفت.
سعیدمرد
خودکشی کرد
بخاطریکی که دوستش داشت ولی اون بهش نامردی کرده بود.
وبلاگ ازاین لحظه تعطیل است.
ولی به یادگارازسعید پاکش نمیکنم ونگهش میدارم.
به همه تسلیت میگم
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
میگم کهنه نمی شه تولدم مبارک
تو این روز طلایی من اومدم به دنیا
و جود پاکم اومد تو جمع و خلوت شما
تو تقویما نوشتن تو این ماه و تو این روز
از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم
به خاطر و جودم به افتخار بودنم
تو این روز پر از عشق با خنده شکفتم
با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتم
ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس
تا من هستم و چشمام بهونه س واسه خوندن
همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس
واسه تولد من باید دنیا رو اورد
ستاره رو سرم ریخت منو تا اسمون برد
اینا یه یادگاری توی خاطره هامه
تولدم عزیزم شده ستاره بارون
پر از بادکنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون
الهی که همیشه واسه تبریک امروز
بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون
تولد یعنی سرآغاز شروعی دوباره..گاهی بد نیست به پشت سر هم یه نگا بندازی ببینی تو چند سالی
که گذشت چی بدست آوردی..چی از دست دادی..برایه آینده چی باید بدست بیاری و چه چیز رو اگه از
دست بدی بهتره ..میبینی چه زود این چند سال گذشت ؟؟ به همون سرعت هم سال های آینده
میان و میرن و از این همه سال گاهی فقط سایه هایی از خاطرات باقی می مونند
اینم یه شعر زیبا که یکی از بچه های ناب روزگار برام فرستاده
از لحظه لحظه هاي جشن عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم
تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک
بال فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک
.
.
.
ما ادم ها چه زود عوض میشیم خواسته های دیروزمون را گه امروز بدست میاریم دوستداریم
باز هم مثل دیروز باشیم مثلآ کودک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش میشد خواند اما اکنون اگر...
چرا نشستین پاشین برقسین ناسلامتی تولده هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خوب دیگه نوبتی هم باشه نوبت کیکه
خوب بریم کادو ها رو باز کنیم
سلام عزیزانم
من بلاخره برگشتم و با کمک دوستان بر مشکلاتم غلبه کردم![]()
ممنونم از همتون به خصوص آبجی خانوم![]()
کنج اتاقم با سکوتم تنها نشستم و پلکامو بستم
فرقی نداره روزگار واسم از دست آدماش خسته ی خستم
هرکی یه جور دست رو دلم میزاره- هرکی یه جور میره تنهام میزاره
دلا سنگ شده خوبی ها کم شده -هرکی یه جور گریمو در میاره
پشت خنده هام غم فراوونه و تو چشام همیشه نم نم بارونه
گریه هامو کسی دوست نداره واسه همینه که لبام همیشه خندونه
غم تو دلم دیگه نمیخوام بمونه- دل میخوام عاشقونه واسم بخونه
توی تاریکی آسمون قلبم ستاره چشمک بزنه و بمونه
خستم از آدمکای دور و برم وقتی تو تنهاییام جام میزارن
وقت احتیاج به دستاشون میرنو منو تنهام میزارن
دیگه بسه آسمونو گریون دیدم بسمه هرچی نامردی دیدم
بسمه هرچی دلمو شکوندن هیچی نگفتم فقط خندیدم
شب بود و غم بود و دل بود و نبودم شعرهای عاشقونه سرودم
تن نمیدم به عشقی که دروغه
مجنون زمونه قلبش شلوغه
وا خدا قلبا همه تنها میمونه- کسی دیگه قدر کسی رو نمیدونه
وا خدا دلم تنگه از زمونه- اما هنوز میخونم عاشقونه
وا خدا سنگ صبور من تویی به عشق تویه که هنوزم میخندم
به آسمون آبی و فرشته های تویه آسمونت دل میبندم
موندم برای عاشقی -خوندم برای دلای شقایقی
ولی ازم گذشتن به سادگی و منو خواستن واسه ی دقایقی
هرکی خودشو یه جوری جا کردش- هرکی با دلم یه جوری تا کردش
ولی باید به فکر آرزوها بود و غم گذشته رو فراموش کردش
هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی،
دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی
روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه،
با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه
بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم،
اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم
برام دعــــــــــــــــا کنین
دعا کنین
دعا
دعا
کمکم کنین
کمک
آه
آسمان دل من ابریست
نای رفتن نیست
حال گفتن نیست
برایم دعا کنین
اشک هایت را به دستانم بسپار
شاید باران نگاهم آرام گیرد
نگاهم یاد باران کرده امشب
مراسردرگریبان کرده امشب
غم و فریاد من از این و آن نیست
دلم یادرفیقم کرده امشب
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست
گفتمش پايان آن را هم بـگـو گفت پايانش همه شرمندگيست
گفتمش درمان دردم را بـگـو گفت درمانی ندارد! بی دواست
گفتمش يک اندکی تسکين آن گفت تسکينش همه سوز وفناست
ســــــــــــــــــــلام ســـــــــــــــــــــلام و صد سلام
به همه دوستای گل و نازنینم
خوب چی بگم و از کجا شروع کنم و نمیدونم
امروز چهارشنبه است و چهارشنبه سوری تموم شده
امیدوارم برای هیچکدومتون اتفاق ناخوشایندی پیش نیومده باشه و از چهارشنبه سوریتون لذت برده باشین
سه روزه دیگه تا عید و شروع سال جدید یعنی شنبه باقی مونده
ولی به نظر شما این روز با بقیه روزها و شبها چه تفاوتی داره؟
آیا ما تغیییری کرده ایم ؟
چندتا دوست پیدا کردیم؟
با چند نفر قهریم؟
به چند نفر ظلم کردیم و دلشو شکوندیم؟
چقدر چیز یاد گرفتیم ؟
چقدر به خدا نزدیک شدیم؟؟
آیا به این سوالات فکر کردین؟!!
..........
خوب امیدوارم تو خونه تکونی و خرید لباس و...خسته نشده باشید و کاراتونو خوب انجام داده باشین
....
من که کل مشهد و زیر پا گذاشتم تا تونستم لباسامو بخرم از سجاد و جنت بگیر تا الماس شرق و نمایشگاه ولی خوب خدا رو شکر تموم شد .
با یکی از دوستامم قهر بودم که آشتی کردیم
از همین جا و همسایگی امام رضا (ع) برای همتون آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم عید خوبی داشته باشین
پیش پیش عید همتون مبارک
منم دیگه باید آماده بشم که میخوایم بریم تهران-قم واصفهان
تا دیداری دوباره و سلامی دیگر
خداحــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــافظ
یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش
دو سه ماه بیشتر زنده نیست .
یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله
و فاصله یعنی دو خط موازی که هیچگاه به هم نمی رسند .
یاد گرفتم در عشق هیچکس به اندازه خودت وفادار نیست .
و یاد گرفتم هر چه عاشق تری ، تنهاتری ...
تو که آهسته می خوانی قنوت گريه هايت را
ميان ربَّنای سبز دستانت«« دعايـم کن »»!
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم![]()
![]()
تمامی ذرات وجودت، عشق را فریاد می کرد.![]()
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم![]()
![]()
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی.![]()
![]()
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم![]()
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی ![]()
![]()
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم.![]()
![]()
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم![]()
![]()
گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است.![]()
![]()
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم![]()
![]()
که این غریبه ی تنها، جز نگاه معصومت پنجره ای![]()
![]()
و جز عشقت، بهانه ای برای زیستن ندارد.![]()
![]()
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم![]()
![]()
همه آن چیز ها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای ![]()
و سال ها برایش گریسته ای.![]()
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم![]()
همه آن چیز ها که در بندت کشیده رها میکردی
غرورت را... قلبت را... حرفت را...![]()
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم![]()
![]()
دوستم می داشتی ![]()
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد.![]()
![]()
کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم ![]()
و مرا از این عذاب رها می کردی![]()
![]()
ای کاش تمام اینها را می دانستی . . . ![]()
دوستان به این بلاگ یه سری بزنین
عشق یعنی حسرت شب های گرم
عشق یعنی یک بیابان خاطره
عشق یعنی گفتنی با گوش کر
عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق یعنی گم شدن در لحظه ها
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی انتظار و انتظار وانتظار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی سوز نی ، آه شبان
عشق یعنی شاعری دل سوخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی یک تیمّم، یک نماز
عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی چون محمد پا به راه
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
غم روزگار دارم
ز فراق سینه سوزت غم سینه سوز دارم
گل من قسم به عشقت نه شب و نه روز دارم
به دو گونه لطیفت به دو چشم اشک ریزم
که به راه عاشقی ها ز بلا نمی گریزم
به تو ای فرشته من گل من ترانه من
که جدایی از تو باشد غم جاودانه من
چون تو در برم نباشی غم بی شمار دارم
تو بدان که با غم تو غم روزگار دارم

به ره عشق رفتن آسان نیست
بی امان لحظه لحظه با ید رفت
از دل تیرگی بیا بیرون
عشق رویش به سوی آینه هاست
در بیا بان عشق با ید سو خت
عشق در واژه ها نمی گنجد
***********************************************
گفت استاد :ره عشق پر از دردو
گفت:این راه زهر فلسفه و
گفت :گر لب به دهن باز کنی کفر و
گر خورد خون و دلم و مردمک دیده
که چرا دل به جگر گوشه ی مردم
عاشق حساب امشب و فردا نمی کند
پروانه عاشق است ، نترسد ز سوز شمع
جان می دهد به لذت ولی پروا نمی
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد

ای ضامن آهو! به غریبی سوگند
دل کندن از این ضریح مشکل شده است
امروز که سر بر حرمت می آیم
انگار تمام عشق کامل شده است
وقتی خاطره های آدم زیاد میشه دیوار اتاقش پر از عکس میشه
اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسش رو به دیوار بزنی....
..................................
..........................
..........
دارم میرم از این دیار از پیش این آدم های دورو
دارم میرم شاید در دیاری آدمکی پیدا شود
که در سینه اش به جای سنگ قلب باشد
دارم میرم تا پیدا کنم کسی را که تا قیامت روی قولش بمونه
دارم میرم تا در گوشه ای دیگر امید از دست رفته ام را بیابم
دارم میرم به همین سادگی.....
خواستم كه شيدايت كنم مفتون چشمانت شدم
در عشق رسوايت كنم پاي بند پيمانت شدم
ديدم دل ميبري ، دين ميبري ، مومن به ايمانت شدم
گفتم مرحم نهم بر زخم خويش سازش كنم با اخم خويش
بيهوده بود تجويز من محتاج به درمانت شدم
خواستم پنهان كنم اين راز را اين سوز و اين گداز را
غافل كه من انگشت نماي شهر و سامانت شدم
مثل يك تكه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره كردي
پس طبيب دل من باش كه بيمار توام
شب بود و آسمان گريه ميکرد سرش را بر سينه ام نهاده بود
مي گفت: قشنگ ترين قصه را برايم بگو
نگاهم را بر چشمان زيبايش دوختم
گفتم: چشمانت را ببند چشمانش را بست ومن
آهسته روي لبانش خم شدم
وقصه ي بوسه را برايش گفتم آن گاه باران تمام شد
وآسمان برسر من مرواريد پاشيد
باران ببار که بارش تو التیامی است برزخمهای ما ، باران ببار که
باریدن تو مرحمی است بردردهای ما
و ترنم اشک های تو
روح خسته بیماری را از گونه ها می زداید .
باران !
من ، تو را ناجی فریادها می دانم ، چرا که خیال سبز شدن
را در روح خزان زده ما می پرورانی
عطرطراوت و شادابی را در آسمان بی رنگ و روح زندگی مان
می پراکنی !
باران !
باران دوستت دارم ، چرا که مظهر هر پا کی و زیبایی در دنیا هستی .
بارش تو وصل تو ، مراد هر زمینی است .
ای باران !
بیا با من امشب ببار ، چرا که بارش تو گرمی محبت را در
دلها شعله ور می سازد و آب را در گلوی خسته ما
می چکاند .
این صدای قلبم
می شنوی آره یا نه
می تونم داد بزنم
عشقمی یا نه ...
نظر دادی یانـــــــــه؟؟
به آسمون نگاه كن، براي ما مي باره
براي ما كه امشب جدا شديم دوباره
توی خونه اي كه نيستي چه سخته بی تو بودن
زمونه ي لعنتي تو رو گرفته از من
سفر بخير عزيزم خدا پشت و پناهت
بدون يكي نشسته هميشه چشم به راهت
نگو جدايي ما بازي سرنوشته
نگو كه قصمونو خود خدا نوشته
اون همه خاطراتو چطور فراموش كنم ؟
تو رفتي و نديدي اون كه شكسته منم
سفر بخير عزيزم خدا پشت و پناهت
بدون يكي نشسته هميشه چشم به راهت
به من نگو كه گريه تلخه شگون نداره
نگو بزار آسمون به جاي ما بباره
اون كه شكسته منم سرت سلامت عزيز
به ياد عشقمون باش تو فصل زرد پاييز
بی تو من تنها ترینم

تموم خاطراتت یادم میاد
یاد اون روز که دلت میگفت منو میخواد
اگه تو نمونی پیشم دیونه میشم
آخه من چی کار کنم تو بمونی پیشم
فکر تو یه لحظه از سرم نمیره
من میگم میمونی اما دل میگه میره
نزار تا قصه مون این جوری تموم بشه
میدونم تو میری مهرم حروم میشه
بگو حرفت چیه ؛ آخه دردت چیه
تازه اول راهیم ، خداحافظی چیه
می دونستم میری و تنهام میزاری
تو که از حال دلم خبر نداری
می دونستم آخرش این جوری میشه
یکی مون تنها میمونه واسه همیشه

یا علی...
..............زلیلی من شنیدم یا علی گفت به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
..............مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
..............نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت
..............چمن با ریزش باران رحمت دعایی کرد و او هم یا علی گفت

عاشق آن نیست که کنارت باشد
عاشق آن است که وفادارت باشد!