ســــــــکــــــوت


بیا تمامش کنیم ...همه چیز را ...که نه من
سد راه تو باشم و نه تو مجبور شوی به ماندن .نگران نباش .قول می دهم کسی جای تو را
نمی گیرد .یخیال من ...
بیخیال دفترهایی که یکی بعد از دیگری پر می شدند از نامه
هایی که تو هرگز نخوندی ...بیخیال دلی که شکست ،
بیخیال ،
بخند ...تو که مقصر نبودی.من این بازی را شروع کردم
.خودم هم تمامش می کنم ...می دانی ؟
گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است .بیا به هم
نرسیم
***********************************************************
به بن بست نرسيدم
راهمو کج کردم
با دنيا مشکلي ندارم
با خودم لج کردم
دنبال راه فرارم
از دنيا نه از خودم
قسمت ميگه فايده نداره
بسه ديگه رويا
چرا خسته نمي شي از من بي نشونه
مني که هرشب و روزم مثه هم ميمونه
خيلي خسته ام از خودمو اين زمونه
************************************************************درد دارد!
وقتی را به یاد می آورم که عشقم
برای زیر باران بودنم
وترس از سرما خوردنم اشک میریخت
اما حالا
من
برای زیر باران قدم زدن او با دیگری
اشک میریزم.......!!!!!!!!!
************************************************************
روزگاری است سیگارم دلم را می زند ، میلی ندارم ...
اما بی انصافی است آنطور که تو مرا ترک کردی ، ترکش کنم!
دلی در سینه ی نحیفش با هر پک می تپد !!
اعتراف می کنم هیچگاه سیگارم را ترک نخواهم کرد ... آتش داری ؟؟
************************************************************
موهایم را شانه می کنم
صبح که بیدار میشوم
موهایم پریشان است
من هر شب
خواب سرانگشتان تو را میبینم
اینجا ایــــــــــران است...
جاییکه مردمش صحنه بوسیدن دو عاشق را
بانفرت بیشتری تماشا میکنند
تا اعدام یک انسان.....
حتی خدا هم اگر سیب بیاورد.....
چیزی بجز آغوش آدم آذامش نمیکند....
این روزهایم به تظاهر می گذرد...
تظاهر به بی تفاوتی
به بی خیالی
به شادی
به اینکه مهم نیست،
اما چه سخت می کاهد از جانم این نمایش . . .
من طـوری برای تـو این كلمــات را عـاشقـانـه
كنـارِ هـم می چیـنـم كه تـاریخ مصـرفــی
نداشتــه باشنـد تـا بتـوانی سالهـا بعـد از
رفتن ِمن هم،آنهـا را بخـوانی و احسـاس
كنـی من در آن دنیـا هم هنـوز برایـت عـاشقـانـه
می نویسـم!!!
درهیاهوی زندگی دریافتم که چه دویدن هایی
که فقط پاهایم را از من گرفت درحالیکه گویی
ایستاده بودم!!!
چه غصه هایی که فقط سپیدی مویم را حاصل
شد، در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود!!!
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود
و اگر نه نمی شود.
به همین سادگی!!!
کاش نه می دویدم و نه غصه می خوردم...
بجایش فقط خدا را نگه می داشتم....
ﺷــــــــﮏ ﻧﮑــــﻦ !...
" ﺁﯾﻨــــﺪﻩ ﺍﯼ " ﺧﻮﺍﻫـــﻢ ﺳﺎﺧﺖ ﮐﻪ ,
" ﮔﺬﺷﺘــــﻪ ﺍﻡ " ﺟﻠﻮﯾــــﺶ ﺯﺍﻧـُــــــﻮ
ﺑﺰﻧــــﺪ !...
ﻗـــﺮﺍﺭ ﻧﯿـــﺴــــﺖ ﻣــــﻦ ﻫــــﻢ ﺩﻝِ ﮐﺲ ﺩﯾـــﮕﺮﯼ ﺭﺍ
ﺑﺴــــﻮﺯﺍﻧﻢ
!...
ﺑﺮﻋـــــﮑــــﺲ ﮐﺴــــﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿــــﻢ ﻣﯿﺸــــﻮﺩ ,
ﺁﻧـــﻘـــﺪﺭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻣﯽ ﮐﻨــــﻢ ﮐـــــﻪ ,
ﺑﻪ ﻫـــﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺟــﺎﯼ " ﺍﻭ " ﻧﯿـﺴﺘـﯽ ﺑﻪ
ﺧﻮﺩﺕ " ﻟﻌﻨـــﺖ
" ﺑﻔـــﺮﺳﺘـﯽ ...
دست های من خالی اند جای خالی دست های تو را هیچکس برایم پرنمیکند راست میگفت شاملو:
دست خالی را بایدبر سر کوبید....
چقدر عجیب است دریا همین که غرقش میشوی پس میزند تورا مثل آدمها.و.....!
خواستم اما نخواست!!!!خدایاچرااااا؟؟؟

گفتی اینکه خیلی کمه بهتر از اینو برات گذاشتم کنار......
پامو کوبیدم زمین و گفتم من همینو میخوام ،گفتی آخه قول اینو به یکی دیگه دادم...!
دلتگی برای تو نمیدانم چگونه میگذرد اما برای من....
انگار خنجربرگلویم گذاشته اند اما نمیبرند!!!!

سوال:
گلوله ای از اعماق قلبت به سمت قلب شخصی شلیک میشود،نامش چیست؟
پاسخ:عــــشــــــــــــــــــــق
دوحالت وجود دارد:
1-گلوله در قلبش می نشیند عاشقش میکند و برای همیشه باقی میماند و تورا پایبند میکند.
2-گلوله در قلبش مینشیند،قلبش تحمل ولیاقت قدرت بالای عشق راندارد،گلوله را پس میزند و برای همیشه ترکت میکند
نکته 1)این گلوله در زندگی یک بار و یه سمت یک نفر شلیک میشود
نکته 2)در90%مواقع حالت دوم به وجود می آید
این قانون را در صفحه آخر کتاب عشق به ثبت رسوندم وبرای همیشه کتاب عشق رو بستم!
رسم زندگی این است
یک روز کسی را دوست می داری
و روز بعد تنهایی
به همین سادگی
او رفته است
و همه چیز تمام شده است
مثل یک مهمانی که به آخر می رسد
و تو به حال خود رها می شوی
چرا غمگینی؟
این رسم زندگی است...
و تنگ ترمی شود. بدیش این است که می دانم تو
هستی. کاش نبودی! مثل هزاران چیز دیگر که توی
این دنیا نیست ولی آدم ها باز الکی دنبالشان
می گردند یا لا اقل در زندگی من نیست...
نمی دانم، شاید بشود اسمش را گذاشت
دلخوشی...
دلخوشی من هم این بود که حس می کردم
هستی.
امروز یک چیز تازه فهمیدم. فهمیدم که اشک هایم
مال تواند. فکر می کنم همه آدم ها همینطورند.
به بهانه های مختلف، برای چیز های مختلف گریه
می کنند اما همه اش آخر ختم می شود به همان
چیزی که سال هاست توی دلت جا خوش
کرده و هرچه می گذرد انگار بیشتر با تو انس
میگیرد، می شود جزیی از وجودت و خلاصه اینکه
تا عمرداری اشکهایت آخر مال همان یک چیز
است...
امروز باخودم میگویم کاش هرگز خود را اسیر این
احساس لعنتی نکرده بودم...کاش مثل بچه ها از
حضورت این همه ذوق نکرده بودم...کاش میفهمیدم
تو هم مثل همه خواستنت چند روزی بیشتر دوام
نمی آورد...کاش میدانستم تو هم حضورت مثل
همه ی چیزهایی که دوست داشتم مدت دار است.
خودم را به این راضی کرده ام که شاید گم شده ای.
مثل عطر اقاقی های حیاط بچگی هایم که یک روز
یک جایی میان بازی ها و هیجان های کودکی توی
دماغم پیچیدند و بعد ها هرچه دنبالشان گشتم
پیدایشان نکردم...
می بینی؟ دوباره اشکهایم...
دیگر حرفی نمی زنم. فقط ای کاش بدانی که چقدر
دلم برایت تنگ می شود.
کاش به بودنت عادت نکرده بودم...کاش هیچوقت
نبودی...کاش دستهایم را درمیان دستانت فشار
نداده بودی...کاش ...کاش...
هر جا که هستی مراقب خودت باش،
بهانه قشـــــنگ اشـــــک های من...
تو که میدانستی با چه اشتیاقی...خودم را
قسمت میکنم
پس چرا ...زودتر از تکه تکه شدنم...جوابم نکردی...برای
خداحافظی ...خیلی دیر بود...خیلی دیر
!!
زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی …
آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی ، آلرژی پیدا
کرده اند …
زیاد که باشی ، زیادی می شوی …
چشمانـــی
بـــود کـــه
بـــه مـــن " اشـــک " هدیـــه میـــداد
و بـــه دیگـــران " چشمـــک " ..........!
برایــش نوشتــم: "" بــه امیــد فــردای
بهتــر""
دو هفتــه بعــد شنیــدم ازدواج کــرد...
بعــدهــا فهمیــدم آن روز
" الــف" " فــردا " را یــادم
رفتــه بــود بنویســم ...!
تو دختری هم زاد باران ، هم نژاد کوه
و بیشه ، طعم شیرین یک آغوش ، معنی درخت و ریشه...
عطر تو اگر بپیچد ذهن شعر ها تازه می شود...
اگر دست هایت را بکاری سبز می شوی تاهمیشه...
تو همان دختری که روح عشق را می سپارند به سینه ی تو ،
تو دختری ، مرهم غم دل عاشق های شبگرد...
تن تو از جنس بهار است ، در دل شب های کهنه و سرد ، تک
درخت ایستاده ، درهجوم وحشی غم...
اما در اعماق نگاهت یک قبیله بی کسی هست...
روی هر گوشه ی قلبت ، زخم بی هم نفسی هست...
تو دختری ، دخترِ بهار ، دخترِ شعر های پریشان ؛
روی تنت زخم یک غربت در چشمانت هوای باران...
و باز هم ۳نقطه های بی پایانِ من
من خوبـــــــم..!
عاشق نیستم..
فقط گاهـــی به یادش که می افتم،
دلم تنگــــ میشود...
این که عــــشق نیست…
هســــــــت…؟