بازخوانی یک پرونده
وقایعی که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 افتاد بسیار قابل تأمل بود. قصد من بررسی جزء به جزء آن وقایع نیست که هرآنچه رخ داد بر همگان واضح و مبرهن است، اما آنچه من را برآن داشت تا مطلبی پیرامون جنگ نرم و انقلاب مخملی بنویسم حرف یکی از دوستان اصلاحاتیم بود که چندی پیش اظهار داشت که هدف از آن رخداد اصلا براندازی نبوده و ما به حق قانونی خود اعتراض کردیم!
قبل از هر چیز بگویم که من نه اصولگرا هستم و نه اصلاح طلب و حتی در دوره اخیر انتخابات به آقای احمدی نژاد رأی ندادم، اما خوب نمیتوانم چشمان خود را بر روی واقعیات ببندم، کسانیکه پس از چهار سال دوری از قدرت می خواستند دوباره به قدرت بازگردند اما وقتی که نشد توهم تقلب در انتخابات را پیراهن عثمان کردند... اصلاح طلبان وقتی دست خود را از قدرت کوتاه دیدند گفتند آقا چه نشسته اید که در انتخابات تقلب شده، ای مردم کلاهی بر سرتان شد به چه بزرگی!!
خیلی وقت بود میخواستم مطلبی درباره جنگ نرم اصلاحاتیها بنویسم که نشد که نشد... و حتی نشد که به شما سری زنم... و همین شد مایه شرمندگی من از شما...
الان هم دارم به مسافرت یک هفته ای میرم... از همه شما معذرت خواهی میکنم...
ان شاءالله از روز ۲۶ شهریور هم بهتون سر میزنم و هم مطلب خودمو تو وبلاگ میذارم...
بازم شرمنده ام
نظرات یک...
نمیدانم تا کنون مصاحبه عبدالکریم سروش با میشل هویینک در رادیو هلند پیرامون قرآن را شنیده اید یا نه، مصاحبه ای بسیار کوتاه اما تکان دهنده از زبان فردی که خود را یک اندیشمند مسلمان میداند، قصد من نتیجه گیری و اظهار نظر در مورد این مصاحبه نیست که نتیچه گیری را به خودتان وامیگذارم.
در ادامه مطلب میتوانید این مصاحبه تأمل برانگیز سروش را بخوانید...
این مصاحبه از وب سایت رسمی عبدالکریم سروش به نشانی www.drsoroush.com
گرفته شده استگذری بر زندگی اولین ایران ماسونر
میرزا ملکم خان معروف به ناظم الدوله در سال 1249 هجری قمری در قصبه جلفا که اکنون از محله های اصفهان است بدنیا آمد. پدرش میرزا یعقوب از سنگ تراشان ارامنه اصفهان بود. وی پس از اتمام تحصیلات خود در ایران برای ادامه تحصیل به فرانسه سفر کرد و در پاریس به عضویت لژ ماسونی " دوستی صادقانه " درآمد. پس از بازگشت از پاریس بارها بعنوان مأموریت های سیاسی به اروپا سفر کرد. کارهای او مجموعه ای از فعالیت های اداری، پایه گذاری نطفه جاسوسی اروپایی در ایران و انتشار و ترویج افکار غرب گرایانه را شامل میشود. پس از تأسیس دار الفنون، وی بعنوان معلم حساب و هندسه در آنجا به تدریس پرداخت. در همین ایام، وی به همراهی تعدادی از محصلین انجمن سری " فراموشخانه " که اولین لژ ماسونی در ایران بود را جهت اهداف استعماری اروپا و ترویج افکار فراماسونری تأسیس کرد. در سفر فرنگستان ناصرالدین شاه، وی وزیر مختار ایران در لندن بود، اما در جریان ماجرای لاتاری، به سبب سوء استفاده مالی و کلاهبرداری از کلیه مناسب حکومتی عزل گشت. در زمان مظفرالدین شاه وی به سفارت ایران در رم منصوب و باز ملقب به ناظم الدوله می گردد.
از جمله اقدامات وی، انتشار روزنامه قانون در سال 1307 قمری بود. وی معتقد بود که باید سیستم حکومتی ایران تغییر کند، او که از پیروان مسیحیت بود، اندیشه اصلاح دین اسلام را بر اساس انگاره های صهیونی در سرداشت. او اسلام را یک مسیحیت تجدیدنظر شده و قرآن را یک انجیل تجدیدنظر شده میدانست که شامل همه مبانی اسلام هم نیست. در یک سخنرانی در 1891 در لندن با عنوان " تمدن ایران" به صراحت گزاره استفاده ابزاری از دین اسلام را برای ایجاد یک حکومت سکولار بیان میکند و میگوید که باید تفکر اروپایی را از دل دین اسلام بیرون کشید تا به حکومتی سکولار دست یافت.
کتابچه غیبی، دستگاه دیوان، منافع آزادی، رساله غیبیه و... از آثار اوست. او در دوران حکومت ناصرالدین شاه از سوی علما مرتد خوانده شد. میرزا ملکم خان در سال 1326 قمری در لوزان سوئیس از دنیا رفت.
یا اباصالح المهدی
ماه نیمه شعبان به تمامیت خود که رسید ، کودکی از دامان نرجس زاده شد که جهان را برای همیشه از ستم خالی کند. او که جهانی را به انتظار آمدنش لبریز از عطر گلهای نرگس نمود. همان که یاری دهنده ستم دیدگان از زمین است و همو که پایان بخش رسالت انبیای الهی است. او کسی نیست جز امام حاضر غایب هستی ، آنکه در انتظار آمدنش باید مشق عشق نمود و مجنون وار در رسای آمدنش اشک ریخت.
چه صبح خوشایندی است آن هنگام که نوای آسمانی سراسر جهان هستی خداوند را در بر گیرد که " الا یا اهل العالم ، قد ظهر مهدی آل محمد " و آسمانیان هل هله کنان سرود فرجش را بنوازند که آمد آنکس که منتقم خون مظلومان است ، آمد آنکس که جهان را از تاریکی بیرون می برد و به نور عدالت و خدا روشن می کند...
.jpg)
اسامه ای به نام بن لادن
چندی پیش که خبر کشته شدن بن لادن توسط باراک اوباما اعلام شد، این خبر نقل مجالس و محافل سیلسی جهان شد. اما اینکه تا چه اندازه امریکا از کشته شدن بن لادن سود یا زیان می برد از عهده من خارج است و من بیشتر می خواهم نگاهی به ماجرای مطرح شدن بن لادن به عنوان یک تروریست خطرناک داشته باشم.
اسامه بن لادن در سال 1955 یا به نقلی در 1957 در ریاض متولد شد. او پایه گذار سازمان تروریستی القاعده است و از جمله اقدامات او به همراه این گروهک تروریستی بمب گذاری در 7 اوت 1998 در سفارت امریکا در دارالسلام و نایروبی ، حمله به کشتی یو اس کول و حادثه 11 سپتامبر 2001 است. از سال 1995 نام این سازمان در فهرست گروهک های تروریستی قرار گرفت. هدف القاعده کاهش تسلط غیر مسلمانان بر جهان اسلام و گسترش اسلام در جهان است. اما مهمترین حادثه ای که باعث شد تا نام بن لادن و القاعده بر سر زبانها بیفتد، حادثه 11 سپتابر بود. حادثه ای که در آن برج های دو قلوی سازمان تجارت جهانی مورد حمله دو هواپیمای ربوده شده قرار گرفت و حدود 1400 انسان را به کام مرگ کشاند. در این حادثه ملیت هواپیما ربایان را 15 تبعه عربستان سعودی،2 اماراتی، یک مصری و یک لبنانی معرفی کردند. پس از این حادثه اکثر جهانیان با امریکا ابراز همدردی کردند، به گونه ای که حتی لوموند فرانسه نوشت: ما همه امریکایی هستیم.
پس از این حادثه بود که امریکا با اعلام جنگ علیه تروریسم بین المللی، عزم خود را برای حمله به افغانستان برای یافتن بن لادن جزم کرد. اما هنور که هنوز است در چگونگی رخداد 11 سپتامبر ابهامات زیادی وجود دارد. دکتر ری گریفین می گوید: ( تا کنون دولت امریکا مدارکی مبنی بر حملات 11 سپتامبر توسط بن لادن و القاعده ارائه نداده است.) در سپتامبر همان سال نیز کالین پاول وزیر خارجه وقت دولت جورج بوش قول داد تا خیلی زود اسنادی مبنی بر گناهکار بودن بن لادن ارائه دهد اما خیلی زود گفت که این اسناد محرمانه هستند. در اکتبر 2001 نیز تونی بلر گفت اسنادی دارد که نشان دهنده دخالت القاعده در 11 سپتامبر است اما خیلی زود گفت این اسناد به گونه ای نیست که بتوان با آن بن لادن را محکوم کرد.
حال بگذریم که بر اساس عقاید ماسونها، این حادثه در 11/09/2001 آنهم با برج های دوقلو که تداعی کننده عدد 11 است آنهم روز 11 ماه 9 میلادی کمی مرموز به نظر می رسد و اینکه چند روز قبل از 11 سپتامبر به جورج بوش از احتمال حمله ای قریب الوقوع به امریکا خبر میدهند، اما او به جای اتخاذ تدابیر امنیتی به این گزارش ها بی توجهی می کند و اینکه خود جورج بوش یک ماسون است و هزاران حرف نگفته دیگر... اما این حادثه هر چه داشت، جز بدنام شدن مسلمانان چیزی برای جهان اسلام نداشت، آنهم گروهی که شعارشان((الله اکبر)) است. پس از این حادثه بود که ارتش امریکا خاک افغانستان را برای یافتن بن لادن زیرورو کرد، اما سؤالی که مطرح است این است که برای ابر قدرت نظامی دنیا یافتن بن لادن کار مشکلی بود!
اما هدف باراک اوباما از اعلام خبر کشته شدن بن لادن چه بود؟ از نظر من در پس این خبر دو هدف نهفته است، اول اینکه اوباما کشته شدن بن لادن را به یک سوژه تبلیغاتی برای خود تبدیل کرد تا اندکی دل مردم امریکا را برای انتخابات 2012 بدست آورد هر چند که بر اساس فیلم 2012 رئیس جمهور امریکا که نجات بخش مردم جهان است یک سیاهپوست است و چه کسی بهتر از اوباما. دوم اینکه با تحولات منطقه خاورمیانه و از بین رفتن حامیان امریکا در منطقه، ترس از گسترش اسلام و اسلام خواهی کاخ سفید را به لرزه انداخته است و اوباما با اعلام خبر کشته شدن بن لادن دوباره چهره تروریستی از اسلام را در اذهان مردم دنیا ترسیم کرد و دوباره ترس از القاعده که ترس از اسلام را در جهان نمایان ساخت، ترسی که پس از 11 سپتامبر بر روح و جهان مردم دنیا حاکم شده بود...
اکنون نیز القاعده " ابو محمد ایمن الظواهری " را به عنوان رهبر جدید خود برگزیده است...
به علت شروع شدن امتحانات دانشگاه حدود ۲۵ روز وبلاگ به حالت تعطیلی در میاد. از همه شما عذر خواهی می کنم
قیام تنباکو خروش علیه استبداد
ناصرالدین شاه با عقد قراردادی در رجب ۱۳۰۷ ق. امتیاز تنباکو را به مدت ۵ سال به یک تبعه انگلیسی به نام تالبوت سپرد. با اعطای این امتیاز انبوه اصناف وبازاریان تنباکو به یک شرکت بیگانه فروخته شدند و چندی بعد معلوم شد که این شرکت بریتانیایی، حاصل دست رنج کشاورزان ایرانی را به ملت ایران به بهایی گزاف می فروشند. اما اتحاد بین ملت و علما چیزی رارقم زد که نه شاه مملکت و نه دولت انگلیس باورش را میکرد. این همبستگی باعث شد تا فریاد اعتراض علیه این قرارداد بازار شهرهای مختلف همانند نهران،تبریز، اصفهان، شیراز و مشهد آغاز شود.
در مشهد عده زیادی در مسجد گوهرشاد تحصن کردند و شعارهایی علیه حکومت و دولت انگلیس سردادند که نتیجه ان تعطیلی بازار بود. در اصفهان یکی از تجار ترجیح داد که کلیه موجودی توتون و تنباکوی خود رابسوزاند و از تسلیم توتون خود به شرکت انگلیسی خودداری کند.
تعطیلی بازار، جلوگیری از ورود کارگزاران به مزارع تنباکو،پاره کردن آگهی های شرکت انگلیسی، سوزاندن تنباکو، نوشتن عریضه و فرستادن نمایندگان متعدد نزد شاه و تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم از جمله اقدامات اصناف و بازاریاندر تهران بود. اما از همه این اقدامات مهمتر، فتوای تاریخی مرجع عالیقدر شیعه، حضرت آیت الله میرزای شیرازی مبنی بر حرام بودن استعمال توتون و دخانیات بود. حتی انرونی کاخ سلطنت هم از این اقدام متأثر گشت و داخل کاخ نیز زنان از استعمال دخانیات دست کشیدند و شرکت انگلیسی ناچار به لغو امتیاز در جمادی الول ۱۳۰۹ق. گشت. اما این پایان کار نبود و یک هفته پس از لغو امتیاز، در تهرام مردم دکانها را بستند و به سوی کاخ سلطنتی شتافتند. نگهبانان شخصی شاه و کامران میرزا(پسرشاه) دستور تیراندازی به مردم را صادر کردند که منجر به کشته شدن چند تن از معترضان گشت.

و به این ترتیب قیام ملت در برابر استبداد بیگانه با دادن چندین کشته به ثمر نشست.
چه خوب شد که قبرت مخفی ماند!
آری ای فاطمه ، تو بغض در گلو مانده شیعه بودی که فریاد برآوردی از سقیفه هایی که بهترین خلق خدا پس از پیامبرش را خانه نشین کردند و اورا دست بسته برای بیعت گرفتن از خانه خارج کردند و خانه تو را که نه خانه خدای را به آتش کشیدند و تو را به کدامین جرم از بین بردند!
.jpg)
و آنگاه که وصیت نمودی به شوی خود که مرا شبانه به خاک سپارید که دوست ندارم نااهلان بر من نماز گزارند و در مراسم تدفین من شرکت کنند، و من اکنون می فهمم دلیل این کار تورا ، چرا که با فرزندانت، مسلمان نماها چه ها که نکردند و مزار آنان را با خاک یکسان نمودند، و اگر با مزار تو نیز چنین می کردند چه بر سر جگر پاره پاره شیعه می آمد؟! و اکنون است که با خود می گویم ای فاطمه "چه خوب شد که قبرت مخفی ماند!!"
سازمان ملل چماقی بر سر ستم دیدگان
خیلی فکر کردم که از کجا شروع کنم، دیدم که بهتر است اول سؤالی را طرح کنم که هدف از وجود سازمان ملل متحد چیست؟ آیا هدف از تأسیس این سازمان تأمین صلح و امنیت در جهان نیست؟ چه خوش خیالیم اگر گمان کنیم که سازمان ملل در خدمت جهانیان گام برمی دارد و در جهت برچیدن ستم در دنیا حرکت می کند! نمی خواهم قرن20 که می خواهم همین11 سال از قرن 21 را نگاهی گذرا اندازم، جنگ های عراق و افغانستان و کشته شدن میلیونها انسان بی گناه، رشد تروریسم و مسلح تر شدن گروهک های تروریستی در دنیا، رشد چشمگیر کشت مواد مخدر، رشد جهشی قاچاق انسان بویژه زنان و دختران، رشد وحشتانک فقر و گرسنگی در دنیا، زندان های گوانتانامو و ابوغریب، افزایش مبتلایان به ایدز و بیماریهای صعب العلاج و از همه مهمتر حق ناحق وتو!
اما از این میان بسیار تألم برانگیز است وضعیت مسلمانان، نسل کشی اسرائیل در فلسطین و اکنون هم لیبی، یمن و بحرین. پس کجاست سازمان ملل و شورای امنیت آن که هدف آن تأمین صلح در دنیا بود؟! چرا سکوت کرده اند در برابر جنایات ناتو در لیبی و به رگبار بستن شیعیان بحرینی توسط مزدوران آل سعود و آل خلیفه؟! چرا وقتی مفتی وهابیون عربستان فتوا می دهد که ناموس شیعیان بحرین بر نظامیان آل سعود حلال است، مهر بر دهان اینان زده شده است؟!
تخریب مساجد و به آتش کشیدن قرآن و حمله به بیمارستان ها تنها گوشه ای از جنایات ددمنشانه مزدوران سعودی و بحرینی است.
سازمان مللی که آرم و نشانه آن برگرفته از اعتقادات فراماسونرهاست و دبیرش((بان کی مون)) در برابر سخنان((شیمون پرز)) که حقوق بشر را مساوی با زنده ماندن صهیونیست ها می داند، مثل بچه ای سکوت می کند!
این چه شورای امنیتی است که در آن برای 5/1 میلیارد مسلمان نباید نماینده ای باشد تا از حق آنان دفاع کند؟

همه این سؤالات مطرح است اما جوابی کو؟ باید گفت مرگ بر آنان که کشته شدن مسلمین در لیبی، یمن و بحرین را می بینند اما سکوت کرده اند، از سازمان ملل گرفته تا سران کشورهای عربی و شبه مسلمانان نو کیسه!
وای که این قافله به کجا میتازد
نمی دانم تاکنون واژه obelisk را شنیده اید یا نه؟ اما اگر بدانید این کلمه با یکی از نمادهای مسلمین چه کرده است، شاید دود از کله تان بلند شود!!این obelisk یکی از نمادهای مقدس برای فراماسونرهای صهیونیست است که بهتر است اندکی آنرا شرح دهم.
یهود از ابتدا در مصر باستان می زیستند و به همین جهت بسیاری از آداب و اعتقادات مصریان باستان را آموختند. اینان چهار خدا را پرستش می کردند به نامهای ((ست)) و ((اوسیریس)) و خواهران آنها به نامهای ((ایسیس)) و ((نفتیس)). از قضای روزگار اوسیریس با ایسیس ازدواج می کند و ست که از این ماجرا با خبر می گردد، قصد جان اوسیریس را کرده و اورا به قتل می رساند و بدن برادر را به 14 تکه تقسیم کرده و هر بخش را در جایی رها میکند. نفتیس از قضیه اطلاع پیدا کرده و دستور می دهد تا به دنبال بدن پاره پاره اوسیریس بگردند. 13 تکه از جسد اوسیریس را پیدا میکنند(13 یکی از اعداد بسیار مهم فراماسونرهاست) به جز یک تکه ، که آنهم آلت جنسی اوسیریس بود.
از آن زمان تا کنون ، این تکه از بدن اوسیریس به نمادی بنام obelisk بدل شد و مورد تقدیس فراماسونرها. حتی ما می توانیم تعداد بی شماری از این نماد را در مراکز مهم دنیا نظیر سازمان ملل،کاخ سفید،پنتاگون،واتیکان و... ببینیم.
حال نگاهی که به نماد رمی جمرات در سرزمین وحی بیندازیم، شباهتی قریب با همین obelisk دارد، چیزی که برای مسلمین نماد کفر و شیطان است و همه ساله مسلمین باید به آن سنگ بزنند. اما چه باید گفت از خفت و خواری وهابیون که زیر فشار مستکبرین دنیای غرب، تاب نیاوردند و این نماد که برای آنان مقدس و برای مسلمین نماد شیطان بود را به بهانه اینکه عده ای از حجاج در ازدحام جمعیت به مشکلات فراوانی برخورد می کنند، تخریب کردند وآقای ((سر نورمن فاستر)) دیواری به جای آن بنا کرد که بشود نماد ستیز با کفر!!

این جاست که باید افسوس خورد بر خواری و ذلت عده ای مسلمان نما که خون شیعه را حلال می شمارند اما با دشمنان قسم خورده دین خدا دست دوستی می دهند!! وای که این قافله به کجا می تازد!!
هر دم از این باغ بری می رسد
روز جمعه 5 فروردین ماه، خبری را از تلویزیون شنیدم که شورای حقوق بشر در ژنو، قطعنامه ای را مبنی بر عدم رعایت حقوق بشر بر ضد ایران به تصویب رساند! راستش خیلی خنده ام گرفت از بازی روزگار و کسانیکه برای ما شده اند دایه دل سوزتر از مادر!!
کسی نیست از این آقایان سؤال کند که تعریف شما از حقوق بشر چیست؟ اگر مقصود از حقوق بشر احترام گذاردن به حقوق انسانهاست، پس چرا جنایات اسرائیل در فلسطین را مصداق اعمال ضد حقوق بشر تلقی نمی کنید؟! کودکان بی گناه را آماج حملات وحشیانه خود قرار می دهند ولی آنها را ملامت نمی کنید؟! 22 روز غزه را از زمین و هوا به توپ می بندند ولی صدای این مجامع به اصطلاح بین المللی در نمی آید!!
به عراق و افغانستان لشکر می کشند و به بهانه مبارزه با تروریسم مردمان بی گناه را از بین می برند، ولی صدایی از هیچ جای دنیا به گوش نمی رسد؟! گوانتانامو و ابوغریب را می بینند ولی انگار نه انگار؟! مگر اینها انسان نیستند؟ مگر حق زندگی ندارند؟

وقتی هم که می گوییم، ای مردم تمامی این نهادها جز فریب نیست و تنها ابزاری است برای بازی سلطه گران، متهم می شویم به نقض قوانین بین المللی!! قوانینی که بوسیله نهادهایی به تصویب می رسد که سر سپرده و غلام حلقه به گوش سازمانهای صهیونیستی در جهان هستند ، سازمانهایی برای سلطه بر جهان!!
آرماگدون"از افسانه تا واقعیت" اپیزود آخر
... در دنیایی که بحث مدرنیسم در آن مطرح است می بینیم که قومیتی حق مسلم کشوری را نادیده می انگارد و با توهم قومیت برتر خلقت و نجات دهنده بشریت دست به کثیف ترین جنایات انسانی می زند و صدای کسی هم در نمی آید که اگر هم کسی به او معترض شود او را دشمن بشریت که دشمن خدا می داند!!
آری صهیونیست ها براستی که بزرگ ترین دشمنان مسلمانان در جهان هستند ، همان کسانی که پس از ظهور مسیح(ع) او را جادوگر و دروغگو خواندند و به صلیبش کشیدند و با آخرین فرستاده خدا به این جهت که از بنی اسرائیل نبود مخالفت کردند و همان کسانی که مریم(س) را زناکار خطابش می کردند و پیامبران خود را گردن میزدند ، اکنون آنان به بهانه ظهور مسیح موعود خویش بیرحمانه مردمان بی دفاع را از بین می برند؟!
در راه رسیدن به این هدف خود بزرگ ترین دشمن خود را مسلمانان و بویژه شیعیان می دانند و از هیچ کوششی برای تخریب چهره مسلمانان در اذهان عمومی مردم جهان دریغ نمی ورزند و چه کوته فکر و تهی مغزند مسلمان نماهایی که از صلح با اسرائیل سخن می گویند و به حق نا حق این رژیم منحوس بر فلسطین تأکید می کنند ، که اینان خائنین به مسلمانان هستند کسانیکه دین را مانع پیشرفت بشر می دانند و بر طبل جدایی دین از سیاست و جامعه می کوبند...
منبع اصلی برای این مطالب کتاب"آرمگدون" اثر محمود النجیری بود.
آرماگدون "از افسانه تا واقعیت" اپیزود چهارم
... تأثیر اندیشه آرماگدونی در رفتار و سیاست سردمداران آمریکایی بسیار واضح و مشهود است، از حمایت سرسختانه دولت آمریکا از اسرائیل و تبدیل کردن آن به یک قدرت جهانی گرفته تا تجهیز نظامی اسرائیل ، حق وتو و.... اما بهتر است برای آشکارتر شدن مطلب مصداقهای بارزتری را از این تأثیر بر سیاست ایالات متحده بیان کنم :
در سال1969 ایالات متحده از حق وتو استفاده کرد تا شورای امنیت جنایت آتش زدن مسجدالاقصی بوسیله صهیونیست ها را محکوم نکند و هنگامیکه در اکتبر 1990 صهیونیستها در قدس دریای خون به راه انداختند و سربازان آنها 22 نمازگزار را کشتند و 150 نفر را زخمی کردند بازهم آمریکا از حق وتو استفاده کرد تا بازهم چشم وگوش سازمان ملل و شورای امنیت براین جنایت بسته باشد و هنگامیکه اسرائیل ساخت شهرکی را در نزدیکی کوه ((ابوغنیم))در چارچوب یهودیزه کردن قدس آغاز کرد،ایالات متحده تمام کوشش خود را بکار برد تا شورای امنیت قطعنامه ای علیه این اقدام صهیونیستها تصویب نکند.
از جمله شخصیتهای مهم آمریکایی در راستای تحقق اهداف آرماگدونی((جری فالول))است. وی در سال 1971 در ایالت ویرجینیا دانشگاهی با عنوان((دانشگاه آزادی))تأسیس میکند و در دهه 1980 برنامه ای تلویزیونی بنام((ساعت عهد قدیم))را تأسیس میکند و در پیشبرد تفکرات آرماگدونی خود کتابی با عنوان((بشنو آمریکا))منتشر میکند که یکی از فصلهای این کتاب((معجزه ای که اسرائیل نامیده میشود))نام دارد ، که در آن چنین آمده است:((از جمله موضوعات دلگرم کننده در جهان امروز ، ادامه برکت خداوند بر ملت اسرائیل است...با وجود مشکلات فراوان ، اسرائیل بدلیل ایمان به خدا سربلند به حیات خویش ادامه میدهد...اگر ملت آمریکا میخواهد دشتهایش همیشه سرسبز و موفقیتهای علمیش همیشه در سطوح بالا و آزادیش سرآمد و نمونه جهان باشد باید به حمایت خویش از اسرائیل ادامه دهد.))
در سال 1967 طی اتخابات ریاست جمهوری در آمریکا ،((جیمی کارتر))بر مسند ریاست جمهوری دولت آمریکا تکیه میزند. کارتر از جمله بنیادگرایان معتقد آمریکایی بود که در همین سال مجله تایم شماره های ویژه ای را به اعتقادات انجیلی ها اختصاص میدهد، کارتر در سخنرانی خود در 1979 چنین میگوید:((هفت تن از رؤسای جمهور آمریکا اعتقاد داشتند و این مطلب را در سخنان خویش بیان کرده بودند که رابطه آمریکا با اسرائیل فراتر از یک رابطه ویژه است. این رابطه را نمیتوان از بین برد یا سست کرد چون در وجدان اخلاقی و اعتقادات ملت آمریکا ریشه دارد... هر دو ملت، ملت مهاجر و آواره ای هستند، ما در میراث تورات با شما شریک و سهیم همستیم.))
حتی((رونالد ریگان))نیز از جمله رؤسای جمهور آمریکا بود که معتفد به آرماگدون بود و در سال 1986 از آن جهت به لیبی حمله کرد که اعتقاد داشت این کشور در جناح مخالف آرماگدون قرار دارد.
از جمله رؤسای جمهور آمریکا که پایبند به آرماگدون و پیش گوییهای عهد قدیم درمورد حکومت مرکزی یهودی است ، میتوان از ((جرج بوش))نام برد. پیش از سال 2002 روسیه بعنوان دشمن درجه یک آرماگدون تلقی میشد ، اما وقتی در سال 2002 جرج بوش موافتنامه ای را امضا کرد که روسیه را وارد پیمان آتلانتیک شمالی می ساخت از این زمان به بعد مسلمانان از نظر آمریکایی ها دشمنان مسیح(ع) محسوب می شوند و نیروهایی هستند تروریستی و هم پیمان با ابلیس!!
از جمله کسانیکه در جنگ دوم خلیج فارس تأثیر زیادی بر جرج بوش گذاشت،((گراهام بیل))بود. وی با ایراد سخنرانی هایی تلاش کرد به سربازان آمریکایی که از رفتن به جنگ ترسیده بودند روحیه بدهد و آنان را تشویق به جنگ کند، از جمله اینکه می گفت:((عراق اهمیت انجیلی بسیاری دارد، آنجا دومین بهشت و موطن آدم و حواست.)) وی برای اینکه سربازان و ملت آمریکا تشویق به جنگ شوند دست به دامن اعتقادات مذهبی میشد و سخنان جالبی را بیان می کرد، از جمله اینکه:
((آنچه در عراق به وقوع می پیوندد، زمینه ساز دومین ظهور مسیح(ع) است...اگر در جهان کشوری باشد که بتوان گفت خاک آن بخشی از سرزمین مقدس است، بی شک آن کشور عراق است!!))
آری شمار زیادی از سیاستمداران آمریکا تحت تأثیر اندیشه آرماگدونی هستند و در جهت تحقق اهداف بنیادگرایان حرکت می کنند و می توان تأثیرات این سیاست ها را در اندیشه و اذهان مردم به وضوح دید...
در مطلب بعدی بحث راجع به آرماگدون را به پایان خواهم برد،ادامه دارد...