باران ؛
شيشه ي پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربي رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
مي پرد مرغ نگاهم تا دور
واي ، باران
باران ؛
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود
اول اگر چه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود
گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود
اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود
این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شصت می رود
بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود
بدبختی هیچوقت سراغ من نمیاد ..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
در واقع هیچوقت نرفته که بخواد بیاد ..!!!
الانم اینجاس ..!!
سلام کن به عمو ..!!!!!!!!!!!
گور بابای بعضیــــا , پیش به سوی بعدیــــا
امروز تو بقالی 100 تومن از بقیه پولم موند فروشنده خورده نداشت، یه بسته
رنگارنگ درآورد بازش کرد ، يه گاز ازش خورد بقیشو داد من :|
مامانبزرگم داشت نماز میخوند گفت: خدایا
گفتم: بلی؟
یه دیقه مکث کرد گفت: آخه یه آدم چقد میتونه بیشعور باشه؟!
شانس که نداریم
مرغ عشق خریدیم صدا ترمز دستی میده
معتاده به دختره متلک میگه :
چشاش بیشت !
صداش بیشت !
تیپش بیشت !
دختره برمی گرده میگه : گم شو آشغال !!!
معتاده میگه : انژباط شفر . . .
مرداب از رود پرسید چرا انقدر تو زلالی ؟
رود گفت: دهن سرویس تو چجوری حرف میزنی؟