واي ، باران
.
باران ؛


شيشه ي پنجره را باران شست
.
از دل من اما
.
چه کسي نقش تو را خواهد شست ؟
.
آسمان سربي رنگ
.
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

.
مي پرد مرغ نگاهم تا دور
.
واي ، باران
.
باران ؛

می رود

بن بست

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست می رود

اول اگر چه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری همیشه به پیوست می رود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
تیریست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود

تو سراب موج گندم ، تو شراب سیب داری
تو سر فریب - آری! - تو سر فریب داری

لب بی وفای او کی به تو شهد می چشاند
چه توقعی است آخر که از این طبیب داری

شب دل بریدن ماست چه اتفاق خوبی
چمدان ببند بی من سفری غریب داری

پس از این مگو خیانت به حکایت یهودا
که مسیح نیست آن کس که تو بر صلیب داری

چه شکایتی است از من که چرا به غم دچارم
تو که از سروده های دل من نصیب داری

بعد از تغییر نام شهر منهتن به مش حسن به دستور اوباما، به خواسته ی جناب دکتر روحانی نام شهر اراک به شهر باراک تغییر پیدا کرد.






ببین چه بلاهایی سر شهرما نمیارن

بدبختی هیچوقت سراغ من نمیاد ..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

در واقع هیچوقت نرفته که بخواد بیاد ..!!!

الانم اینجاس ..!!

سلام کن به عمو ..!!!!!!!!!!!

به یارو میگن: با بالش جمله بساز ..!!

می گه: یه گنجشک دیدم با تفنگ زدم به بالش
 می گن: نه این بالش ، اون یکی بالش ..
می گه: با تفنگ زدم به اون بالش ...
می گن: اصلن بالش رو بی خیال شو ؛ با تشک جمله بساز ..!!
می گه: تو شک داری زدم به بالش
؟
می گن: اصلآ با پتو جمله بساز ..!!
می گه: پَ تــو شک داری زدم به بالش
 می گن: اصلا با تخت جمله بساز ..!!
می گه خیالت تخت ، زدم به بالش

باز باران باترانه

میخورد بربام خانه

خانه ام کو؟خانه ات کو؟

آن دل دیوانه ات کو؟

فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران،گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد،دیگرکجارفت،خاطرات خوب و رنگین؟

درپس آن کوی بن بست،دردل توآرزوهست؟

کودک خوشحال دیروز،غرق درغم های امروز

یاد باران رفته ازیاد

آرزوها رفته بر باد

گور بابای بعضیــــا , پیش به سوی بعدیــــا 

خوش به حال اونایی که چشاشون سگ داره من که فقط اعصابم سگ داره

دختره پست گذاشته : " میخواد برگرده "

یه پسره کامنت داده :

غلط کرده مرتیکه .... مگه شهر هرته؟ ، دهن ما سرویس شد اینقد لایک زدیم

مورد داشتيم به پسره گفتن چرا هنوز ازدواج نکردي؟!


گفته:هنوز کليپس آرزوهامو پيدانکردم

اصن ي وضيي :)))

یارو هی میاد میگه فارسی را پاس بداریم

بفرما اینم پاس ...

پیتزا به فارسی چی میشه ؟؟؟

بعله ، میشه کش لقمه

خب حالا جعبه پیتزا چی میشه ؟؟؟

اوهووم میشه جاکش لقمه

حالا اینو بگین :

پیک موتوری پیتزا

میشه جاکش لقمه آور پول بگیر ببر ...

خوب شد ؟؟؟

همینو میخواستی ؟؟؟

"پیرینتر" چیست؟؟؟

به دکمه " Enter " کیبورد که پیر و فرسورده شده است

اصطلاحا " پیر ینتر " گفته میشود!!!!

یه سوال فنی دارم :اینایی که موهاشونو دم اسبی میبندن کله شون کجای

اسب حساب میشه؟؟؟

امروز تو بقالی 100 تومن از بقیه پولم موند فروشنده خورده نداشت، یه بسته

رنگارنگ درآورد بازش کرد ، يه گاز ازش خورد بقیشو داد من :|

با پسر خالم داشتم فيلم اکشن نگاه ميکرديم که يدفعه با مشت زد به کمرم.


گفتم چرا ميزني؟گفت ميخام حس فيلم HD بهت بدم


هيچي ديگه تا اخر فيلم خدا خدا ميکردم که فيلم بوس دار شه

گذاشتم به دار بکشند مرا...



بی گناه بودم اما...



حوصله ی اثباتش را نداشتم ...

یکی از آرزوهام اینه که یه فامیل داشته باشیم



اسمش سروش باشه
بعد بچه دار شه بگم: سروش منتشر کرد

تلنگر میزند امشب
کسی بر سقف این خانه
. تویی باران ؟ تو ای مهمان ناخوانده
بزن باران ! تو هم زخمی بزن
بر زخم این خانه.
... بزن اهنگ زیبایت
صدای چک چکه سازت
میان کاسه خالی
شکنچه میکند امشب
من تنها ی زندانی
.
تو ای باران
از این ویرانه دل بگذر
یقین بیرون این خانه

هزاران دل ، هوای عاشقی دارند.

طریقه خرید هندونه توسط بابام :

بو کردن هندونه
پرت کردن و گرفتنش از رو هوا
وزن کردن با دست
شمردن خطهای هندونه
زدن روی هندونه و شنیدن صدای مورد نظر
نگاهِ عالمانه به اطرافیان در میوه فروشی ( که آره آقا من این کارم)
خریدن هندونه
آوردن به منزل
همه رو چنگال به دست جمع کردن
دست و سوت و جیغ و هورای حضار
پاره کردن هندونه
پذیرایی از اهل منزل با هندونه سفید و با طعم خـــــیار :|

داریم به نقطه ای میرسیم که مثلن بریم آرایشگاه بگیم اندازه ۱۵۰۰ تومن موهامو بزن :|

مامان‌بزرگم داشت نماز می‌خوند گفت: خدایا
گفتم: بلی؟
یه دیقه مکث کرد گفت: آخه یه آدم چقد میتونه بیشعور باشه؟!

بعضـــی ها شبــــا با موهای عشقشون بازی میــــکنن تا خوابشـــون ببـــره...
بعضـــی ها هـــم مث من با چراغ قوه ی موبایلـشــــــون... :|
نـور میندازم تو چشــم پشــه ها :(((

« اشک رازی است

   لبخند رازی است

  عشق رازی است

اشک آن شب لبخند عشقم بود...»

یه دوس پسر هم نداریم

.

.

.

.

.

.

.

.

بلکه چند تا داریم..... :| :D

آمریکایی : گلف بازی کنیم ؟

فرانسوی : اوکی

غضنفر : چی لازم داریم ؟؟

آمریکایی : چوب ، توپ ، سوراخ

فرانسوی : من توپ دارم !

آمریکایی :‌من چوبـــ دارم !

غضنفـــر : خیلی نامردیــــــــن ، مــن بازی نمی کنم !‌ :|

شانس که نداریم

مرغ عشق خریدیم صدا ترمز دستی میده

معتاده به دختره متلک میگه :

چشاش بیشت !

صداش بیشت !

تیپش بیشت !

دختره برمی گرده میگه : گم شو آشغال !!!

معتاده میگه : انژباط شفر . . .

مرداب از رود پرسید چرا انقدر تو زلالی ؟

رود گفت: دهن سرویس تو چجوری حرف میزنی؟